يكشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۱ - ۲۶ رمضان ۱۴۲۳
Sun, Dec 1, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
رويكردهاي فرهنگستان زبان فارسي از نگاه دكتر فرزان سجودي
از ۱۸ تا ۲۱ آذرماه در مشهد
• ۷۱ فيلم و سريال در ۱۱ بخش جشنواره به نمايش در مي آيد
• غلامرضايي دبير جشنواره:
تلاش مي كنيم همزمان يا حداقل با فاصله كمي هفته فيلم دفاع مقدس را در آلمان برگزار كنيم
• عزت الله انتظامي، محمد كاسبي، ناصر شفق، محمدمهدي عسگرپور و پوران درخشنده فيلم هاي بخش مسابقه را داوري مي كنند
در گفت وگو با «ايران»
رويكردهاي فرهنگستان زبان فارسي از نگاه دكتر فرزان سجودي
فرهنگستان بر اشياء و اصطلاحات وارداتي احاطه ندارد
099981.jpg
گفت وگوي حاضر، دومين و آخرين بخش از گفت وگويي است كه با عنوان «زبان با بخشنامه كاري ندارد» در شماره هاي پيش خوانديد. در بخش دوم، دكتر فرزان سجودي به مفاهيمي چون «اقتصاد زباني» و مباحثي نظير «جامعه شناسي زبان» پرداخته است.
\ مسأله اي كه از زاويه «جامعه شناسي زبان» در اين بحث قابل طرح است حضور «اريستوكرات هاي زباني» است در مجمعي به نام فرهنگستان. به نظر مي رسد كه از زمان تشكيل اولين فرهنگستان زبان فارسي كه آنها برآن حاكم بوده اند وضعيت چندان عوض نشده؛ دليل اصلي آن هم اين بوده كه در اين [حدود] هشت دهه، ما بيشتر مواجه بود ه ايم با حاكميت ويراستاران تا زبان شناسان؛ و البته به شكل سنتي هم ويراستاران جايگزين زبان شناسان شده اند. در اين چارچوب زماني، اين «اريستوكرات هاي زبان ورز» كه در محدوده پارادايم هاي موجود، خود تشكيل يك طبقه اجتماعي را دادند، زبان شناسان و زبان ورزهاي غيرخودي را ـ تا حد مقدورات ـ از اين «كاست» دور نگه داشتند فكر مي كنيد با اين رويكرد زباني، چه بايد كرد؟
* كاري نمي توانيم بكنيم! براي اينكه وقتي كلمه «اريستوكرات» را به كار مي بريد به معني آن است كه نهاد منتسب به آن كلمه، خود از كانون هاي قدرت و تصميم گيري است. به هر حال… ما كاري نمي كنيم يا توانا نيستيم كه كاري كنيم اما زبان، كار خود را مي كند!
ببينيد! من در اينجا از استادان گرانقدري كه در فرهنگستان مشغول به كارند مي خواهم كه خود را به يك روش كاملاً علمي كه محصول «جامعه شناسي زبان» است مقيد كنند؛ يعني دست به تحقيق بزنند؛ ببينيد اين «واژه هاي پيشنهادي» چه جايگاهي در جامعه يافته اند؛ چند درصد واژه هايي كه از طرف اين نهاد وارد جامعه شده، از طرف «زبان» و «كارورزان» زبان پذيرفته شده است؟ ببينند كه تركيبي چون «تلفن همراه» ـ كه «تلفن» اش بنا به منطق و روش آن نهاد، خود محل بحث است ـ تا چه حد در جامعه كاربرد دارد و توانسته جاي «موبايل» را بگيرد؟ آيا مي توان بنا براين «روش مقتدرانه» ، واژه ها را اخراج كرد؟ آيا مي توان در اين «اخراج»، واژه هايي از يك مقطع زماني، مجوز اقامت بگيرند و از مقطع زماني بعد، واژه هايي ديگر اخراج شوند؟ آيا واژه هاي عربي و تركي و … شهروندان درجه اول «مدنيت زباني» محسوب مي شوند اما واژه هاي فرانسه و انگليسي، شهروندان خطرناك اين «جامعه زباني »اند كه بايد چهره نگاري و انگشت نگاري و چشم نگاري شوند و بعد همچون مهاجران پس از «يازده سپتامبر» از خاك «ايالات متحده» زبان فارسي اخراج شوند؟
آيا نمي توان ميان يك حركت اجتماعي درآن سوي مرزها، با يك حركت زباني در اين سو، تشابهاتي يافت؟
\ البته در مورد «تلفن همراه» زبان كار خود را كرده است و آن دسته از «كارورزان زباني» كه آن را به كار مي برند خودشان دست به فشرده سازي زده و مي گويند: «همراه» مثل «كمربند» كه مي گويند: «كمر»؛ يعني يك واژه به يك نشانه زباني [صرفاً] تقليل يافته…
* اكثر مردم كه مي گويند: «موبايل» و خودشان را راحت كرده اند. خب! به نظر مي رسد كه اين همه بحث عالمانه در فرهنگستان كه در پي يافتن معادل براي يك واژه صورت مي پذيرد بر «پي رنگ» و «ثبات و ثبوت» زبان استوار است. درحالي كه يك زبان شناس، به زبان به عنوان پديده اي «متغير» مي نگرد. وقتي مي گوييم: «زبان فارسي» با امري «ثابت» رودررو نيستيم بلكه با پديده متنوع و متكثري سروكار داريم كه سرانجام مشتركات فرهنگي ـ اجتماعي باعث شده يا مي شود كه به عنوان يك ساختار زنده، مورد بررسي قرارگيرد. حالا اين تنوع و تكثر در كجاست؟ گونه هاي مختلف اجتماعي يعني لايه هاي متفاوت اجتماع، به لحاظ شغلي، تحصيلات، نوع پرورش فرهنگي، به لحاظ اقتصادي و … گونه هاي مختلف فارسي را توليد مي كند. همين زبان، در مرحله بعد، گونه رسمي، اداري، دانشگاهي دارد گونه غيررسمي هم دارد كه اين گونه ربطي به جايگاه اجتماعي ندارد؛ به اين معني كه اكنون ما در حال مصاحبه ايم كه تابع گونه رسمي است بنابراين «زبان فارسي» به كار رفته از طرف من، ميل مي كند به «گونه رسمي»؛ اما موقعي كه مصاحبه به پايان مي رسد و ما وارد گفت وگويي دوستانه مي شويم اين «گونه رسمي» خود به خود به سمت «گونه غيررسمي» تغيير جهت مي دهد. درواقع زبان، پديده اي «منجمد وثابت» نيست كه ما بخواهيم از «بالا» برآن اعمال «اقتدار» كنيم.
\ به نظر من، مشكل حتي در اين نگاه از «بالا» و منجمد و ثابت ديدن زبان هم نيست بلكه در «تساهلي» است كه نسبت به زبان و ساختارهاي آن، توسط اين نهاد صورت مي پذيرد. واضح است كه زبان در ساختارهاي ساده خود كاربرد بيشتري دارد. فرهنگستان مي آيد به جاي «فكس»، «نمابر» يا «دورنگار» را پيشنهاد مي دهد. خب! قبول! اگر بخواهيم مصدرش را بسازيم چه مي شود؟ مي شود: «نمابركردن» يا «نمابريدن» يا «دورنگاريدن» يا «دورنگاركردن»؛ در آن صورت يك جمله ساده مثل اين جمله: «آقاي مدير! نامه را فكس كردم» بدل مي شود به «آقاي مدير! نامه را نما بريدم» كه مي دانيم هيچ فارسي زباني چنين نمي كند؛ در نامه هاي اداري، اين جمله ساده بدل مي شود به: «نامه مورد نظر را توسط «دورنگار» به … ارسال كردم.» اگر يكي از همان بزرگواراني كه چنين واژه اي را پيشنهاد داده اند خود چنين جمله پيچيده و مطولي را به كار برند من انتقاد خود را پس مي گيرم!
* ببينيد! يكي از امكانات ساختي در زبان فارسي، ساختن «فعل مركب» است؛ بگذريم از اين كه عده اي معتقدند رفتن ما به سمت ساخت «فعل مركب» ما را از ساختن فعل هاي ساده با استفاده از روش «اشتقاق» محروم كرده است اما از طرف ديگر اين «فعل مركب» خود امكانات زيادي در زبان فارسي به وجود آورده؛ يكي از اين امكانات ساختن فعل از واژه هايي است كه در زبان اصلي، فعل بوده اند مثل همين فعل «فكس» [ كه البته فعل جعلي است و با استفاده از امكانات زبان انگليسي شكل گرفته است] كه حالا بدل مي شود به «فكس كردن»؛ خب! اين در مورد واژه «قرضي» صادق است اما هنگامي كه معادل فارسي يعني «نمابر» مطرح مي شود هر زبان ورز غيرزبان شناسي هم درك مي كند كه اين كلمه وجه فعلي دارد: «نمابردن»؛ بنابراين «نمابركردن» را مورد استفاده قرارنمي دهد. «اقتصاد زباني» هم حكم مي كند كه «زبان ورز» ساده ترين شكل زبان را به كار گيرد يعني ممكن است كه شما درروزنامه تان از «نمابر را ارسال كردم» يا «نمابرهايي ارسال شد» استفاده كنيد اما هيچ «زبان ورز» عادي در محيط عادي اجتماعي، چنين نمي كند؛ بلكه خيلي ساده مي گويد: «فكس كردم».
مطلب ديگر آن است كه يك سري واژه ها وارد زبان شده اند كه تغيير آنها، فقط به همان واژه ها محدود نمي شود. به فرض واژه «تراكتور»؛ اين واژه چند دهه قبل به همراه وسيله اي ناآشنا براي كشاورز ايراني، وارد اين كشور شده؛ بعد «تراكتورسازي» از دلش درآمده؛ «تراكتورزدن» مصدرش شده؛ فلان كشاورز، لقب خانوادگي اش شده «تراكتورچي» يعني «چي» از تركي آمده و با اين «تراكتور» جمع شده؛ مي خواهند پيغام و پسغام بدهند مي گويند: «برو به حسين تراكتورچي بگو بياد»! يا: «برو دنبال پسرحسين تراكتورچي»! مگر با صدور يك بخشنامه مي شود اينها را عوض كرد؟
\ احتمالاً «تراكتور» مي شود «زرع سازه» و آن كشاورز ياد شده مي شود: «حسين زرع سازه چي» و پسرش هم مي شود: «پسر حسين زرع سازه چي» و مصدر آن هم مي شود: «زرع سازه ايدن»! مثل اين كه داريم به طنزهاي عمران صلاحي نزديك مي شويم…
* دستكاري واژه هايي كه در فارسي جذب و هضم شده اندمنجر به ساخت واژه هايي مي شود بيگانه تر از واژه هاي مورد بحث. فرهنگستان موظف است اگر كه مي خواهد چنين روشي را درپيش گيرد به «اطلاعات» مورد نظر در مورد «اشياء» يا «فرهنگ» يا «اصطلاحات» وارداتي محاط باشد. دو سال قبل كه «دوربين ديجيتالي» وارد نشده بود كه واژه اش هم وارد شود. فرهنگستان اگر بر موضوع محاط بود قبل از ورود «محصول مورد نظر» از اينترنت يا ژورنال هاي مختلف يا حتي با مراجعه به شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي كه از نمايشگاههاي فرآورده هاي تكنولوژيك، آخرين خبرها را به دست مي دهند، مي توانست «معادل فارسي» را بسازد و پيشنهاد دهد. خب! آيا اين توقع زيادي است؟
بر صحنه تئاترهاي تهران
* سالن اصلي تئاتر شهر ـ بيتوس بيچاره، كارگردان: حميد مظفري، هر روز ساعت ،۱۸‎/۳۰ چهارراه وليعصر، پارك دانشجو، تلفن: ۶۴۶۰۵۹۵

* سالن چهارسو ـ والس مرده شوران، كارگردان: كورش نريماني، هر روز ساعت .۱۸‎/۱۵

* سالن قشقايي ـ مادر همه آن اسفندياران، كارگردان: مريم معترف، هر روز ساعت .۱۸

* سالن سايه ـ همان هميشگي، كارگردان: ريمار امين فر، هر روز ساعت .۱۹

* سالن كوچك (شماره ۲) ـ ماندانا، كارگردان: مهري ميرحسيني و رزيتا طلايي، هر روز ساعت .۱۸

* سالن خانه خورشيد ـ كلفت ها، كارگردان: محمد عاقبتي، هر روز ساعت .۱۸‎/۳۰
امروز با نسرين حكمي
100026.jpg
نسرين حكمي فارغ التحصيل رشته زبان و ادبيات انگليسي است و ۲۷سال سابقه تدريس دارد. او بيش از دو دهه درزمينه فرهنگ نويسي با همكاري غلامحسين صدري افشار و نسترن حكمي فعال بوده است. ازحكمي تاكنون «فرهنگ مترجم»، «واژه نامه فني» و «فرهنگ فارسي امروز» منتشرشده و «فرهنگ فارسي دبيرستاني» و «فرهنگ اعلام» و «فرهنگ جيبي» دردست انتشاراست. چاپ چهارم «فرهنگ فارسي امروز» با ويرايش جديد هفته گذشته توسط انتشارات فرهنگ معاصر منتشرشده است. به دليل اهميت اين فرهنگ گفت وگويي با وي داريم.

* خانم حكمي، اين فرهنگ درده سال گذشته سه بار ويرايش شده و مدخلها بازبيني شده اند. شيوه اين بازنگريها چه بوده و برچه اساسي ويرايش كرده ايد؟
** درهرويرايش سعي شده واژه هاي جديد كه درطي دوره زماني بين دو ويرايش واردزبان شده، يا كاربرد جديد آنها، ثبت شود، تعريفهاي مربوط به هر مدخل دقيق تر و كاربرد آن درزمينه هاي مختلف مشخص تر ارائه شود، تعداد شاهدها بيشتر و مرزهاي معنايي هرمدخل به كمك شاهدها روشن تر بيان شود و حالتهاي تركيبي اسمي و فعلي هرواژه (مانند: آب آلو، آب آهك، آب پاك...، و يا كارتراشيدن، كارداشتن، كاركردن، كارگذاشتن...،) به صورت دقيق تري ارائه شود.

* در مقدمه به تغيير آوانگاري اشاره شده است. آيا در چاپهاي قبلي شيوه آوانگاري غلط بوده يا تلفظ واژه ها را غلط ثبت كرده ايد؟ تغيير آوانگاري برچه اساسي بوده است؟
* * در چاپهاي قبلي از شيوه آوانگاري فرهنگهايي چون وبستر استفاده شده بود. دراين ويرايش آوانگاري بين المللي مورداستفاده قرارگرفت.

* فكرمي كنيد يك فرهنگ معيار داراي چه ويژگيهايي است كه تلاش مي كنيد اين فرهنگ را به فرهنگ معيار نزديك كنيد؟ الگوي شما چه نوع فرهنگي است؟
** براي تأليف يك فرهنگ معيار، هدف از تدوين آن، مخاطب و دامنه و چارچوب آن از پيش مشخص و تعريف مي شود. ازطرفي كاربران فرهنگ بايد بتوانند براحتي از آن استفاده كنند بي آنكه سردرگم شوند و يا به جاي معني هرواژه، با يك معادل كه ممكن است يكي از معني هاي آن با واژه موردنظر تطبيق كند، روبرو شوند.

* در مقدمه مطرح كرده ايد كه اين فرهنگ بينش تازه اي درامر فرهنگ نويسي درميان اهل تحقيق پديدآورد. آيا در فرهنگ نويسي، ما نسبت به كشورهاي ديگر جلوترهستيم؟
** در ايران، پس از انتشار اين فرهنگ، توجه بيشتر كساني كه درزمينه فرهنگ نويسي كارمي كردند به اين نكته جلب شد كه در فرهنگهاي موجود قبل از انتشار اين فرهنگ، رايج ترين و پربسامدترين واژه هاي امروزي ثبت نشده و تلفظ معيار (معمولاً تلفظ رايج در پايتخت) موردتوجه فرهنگ نويسان قبلي نبوده است و برعكس دربيشتر فرهنگها، واژه هاي مهجور با تلفظ ها و معني هايي كه امروز ديگر به كارنمي رود فراوان است. بنابراين شيوه متداول ارائه معادلها و ذكرمثالهاي كاربردي امروزي موردتوجه قرارگرفت.

* اكنون مشغول چه كاري هستيد؟
** درحال حاضر روي يك فرهنگنامه بزرگ فارسي كارمي كنيم.
دعاهاي روزهاي ماه مبارك رمضان
دعاي روز بيست و پنجم (۸۱‎/۹‎/۱۰)
اَللّهُمَّ اجْعَلْني فيهِ مُحِبّاً لاَوْلِيا'ئِكَ وَ مُعا'دِياً لاَعْدآئِكَ مُسْتَنّاً بِسُنَّةِ خا'تَمِ اَنْبيا'ئِكَ يا' عا'صِمَ قُلُوبِ النَّبِيّينَ.

خدايا امروز مرا دوستدار دوستانت و دشمن دشمنانت قرار بده و مرا پيرو راه روشن آخرين پيامبرانت مقرر فرما، اي نگهدارنده دلهاي پيامبران.

دعاي روز بيست و ششم (۸۱‎/۹‎/۱۱)
اَللّهُمَّ اجْعَلْ سَعْيي فيهِ مَشْكُورًا وَ ذَنْبي فيهِ مَغْفُوراً وَ عَمَلي فيهِ مَقْبُولاً وَ عَيْبي فيهِ مَسْتـُوراً يا' اَسْمَعَ السّامِعينَ.


خدايا كوششم را امروز پاداش بده و گناهم را ببخش و عمل مرا قبول كن و عيبم را بپوشان، اي شنواترين شنوايان.

امام علي (ع):
بدانيد كه نعمت ها فراخي مال است و بهتر از فراخي مال، درستي تن و بهتر از درستي تن، دل از گناه محفوظ بودن.
از ۱۸ تا ۲۱ آذرماه در مشهد
نهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس برگزار مي شود
• ۷۱ فيلم و سريال در ۱۱ بخش جشنواره به نمايش در مي آيد
• غلامرضايي دبير جشنواره:
تلاش مي كنيم همزمان يا حداقل با فاصله كمي هفته فيلم دفاع مقدس را در آلمان برگزار كنيم
• عزت الله انتظامي، محمد كاسبي، ناصر شفق، محمدمهدي عسگرپور و پوران درخشنده فيلم هاي بخش مسابقه را داوري مي كنند
100023.jpg
نهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس از ۱۸ تا ۲۱ آذرماه در مشهد برگزار مي شود. به گزارش خبرنگار «ايران» علي اصغر غلامرضايي دبير اين جشنواره ضمن اعلام اين خبر در جمع خبرنگاران افزود: از ميان ۲۵۵ اثر متقاضي ۷۱ فيلم در بخشهاي مختلف جشنواره انتخاب شده اند كه در طول برگزاري جشنواره در ۴ سينماي مشهد به نمايش در مي آيند. به گفته وي، در بخش مسابقه ۱۴ فيلم حضور دارند. همچنين در بخش مسابقه فيلمهاي كوتاه ۲۱ فيلم و يك مجموعه، در بخش فيلمهاي مستند ۲۲ فيلم، در بخش سريال ۸ اثر، در بخش فيلمهاي نيمه بلند ۲ فيلم، در بخش ويدئو كليپ ۹ اثر و بخش فيلمهاي سينمايي تلويزيوني ۴ اثر شركت دارند. وي در همين باره افزود: آثار ديگري نيز در بخشهايي همچون بخش بزرگداشت سينماي فلسطين، بزرگداشت مجيد انتظامي، بزرگداشت مرحوم ابراهيم اصغرزاده و بخش مرور سينماي جنگ جهان به نمايش در مي آيد. غلامرضايي با اشاره به آغاز جشنواره در سالروز مسؤول شناختن عراق در تجاوز به ايران افزود: تلاش مي كنيم هفته فيلم سينماي دفاع مقدس را همزمان يا حداقل با فاصله كمي با جشنواره در آلمان برگزار كنيم. وي در پاسخ به پرسشي در مورد توجه به سينماي دفاع مقدس گفت: در اينگونه از سينما در عين وفاداري بايد نسبت به جنگ صادق باشيم و آن را بيش از حد حماسي يا عرفاني نكنيم. غلامرضايي در پاسخ به پرسش خبرنگار ما مبني بر اينكه چرا سينماي دفاع مقدس در جشنواره هاي بين المللي مورد توجه قرار نمي گيرد، گفت: كساني كه جنگ را بر ما تحميل كردند، به طور طبيعي نبايد بگذارند اين سينما در آن سوي مرزها ظهور و بروز پيدا كند.
در گفت وگو با «ايران»
اهداف نخستين جشنواره دانشجويي معماري و شهرسازي تشريح شد
دكتر «محمد مهدي عزيزي» در خصوص نخستين جشنواره دانشجويي معماري و شهرسازي گفت: «هدف از برگزاري اين جشنواره ارزيابي فعاليتهاي دانشجويي كشور است.»
به گزارش خبرنگار «ايران» رئيس شوراي اجرايي اين جشنواره درخصوص امكان استفاده از طرحهاي ارائه شده، عنوان كرد: «ما به دنبال اهداف كاربردي نيستيم و قرار نيست طرحهايي كه به مسابقه راه پيدا مي كنند، به مرحله عمل برسند. ما علاوه بر ارزيابي دانشجويان، سنجش توانايي دانشگاهها در امر آموزش را نيز در نظر داريم.» وي افزود: «در حال حاضر هيچ ارزيابي جامعي براي مجموعه فعاليتهاي دانشكده هاي معماري كشور وجود ندارد.» گفتني است بيش از ۱۹۵۰ اثر از ۳۴ دانشگاه سراسر كشور به اين جشنواره ارسال شد كه حدود ۱۰۰ اثر از ميان آنها برگزيده شد. اين آثار از ۳۳ تا ۲۷ آذرماه در دانشكده هنرهاي زيباي تهران به نمايش گذاشته مي شوند و پس از مرحله نهايي داوري، آثار برتر معرفي خواهند شد.
ويترين كتاب و نشريه
099987.jpg
* ميخانه وحدت / به كوشش محمدمحمدي بندري / نشر سمرقند لنگرود / ۱۳۸۰ / ۲۰۰۰ نسخه / ۱۶۰۰۰ ريال.
اين كتاب گزيده اي است از «ساقي نامه» هاي نودودو شاعر از قرن ششم تا قرن يازدهم؛ محمدمحمدي بندري ـ شاعر و محقق ـ متولد ۱۳۱۸ است. از او تاكنون چند مثنوي به چاپ رسيده كه از جمله مي توان به «معمار پل» و «كرجي بان» اشاره كرد. مهمترين اثر او «تاريخ جامعه لنگرود» است كه به زودي منتشر مي شود. «ساقي نامه» ها، در تاريخ ادبيات ايران از حدود قالب ـ مثنوي ـ خارج شده؛ و طي سالها خود «شبه ژانر»ي ادبي را تشكيل داده اند كه حاوي «جهان نگري» متنوع گويندگان آنهاست.

* ماه در باران ‎/ گزيده اي از شعر زنان تهران ‎/ مؤسسه نشر شهر [سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران] ‎/ ۱۳۸۱ ‎/ ۱۰۰۰نسخه ‎/ قيمت:؟
اين كتاب منتخبي است از آثار خوانده شده در نخستين كنگره شعر زنان تهران [۱۳۸۱] . دراين كنگره، دو شعر ازعرفان نظر آهاري به عنوان آثار نخست انتخاب شدند دكتر طاهره صفارزاده، از ميهمانان اين كنگره بوده است . بخشي از شعر «خيرمقدم » او را مي خوانيد: «هر راه ‎/ در مسير‎/ بيراهه مي شود ‎/ د ر چارراه توقف ‎/ دنبال جا ومكاني مي گردم‎/ يك لانه اجاره اي كوچك ‎/ كز نيمه حقوقم در نگذرد ‎/ معاملاتي مي گويد ممكن نيست ‎/ ژوزف مي گفت ‎/ در بخارست آدم كرايه را ‎/ از پول خورده ته جيبش مي پردازد … »
099993.jpg
* نصرت الدوله وميلسپو [پايان مأموريت آمريكاييها درايران] ‎/ به اهتمام دكتر ناصرالدين پروين ـ محمدرسول درياگشت ‎/ انتشارات اساطير‎/ ۱۳۸۱ ‎/ ۲۲۰۰ نسخه ‎/ ۲۵۰۰۰ريال
آرتور چستر ميلسپو [۱۹۵۵ـ ۱۸۸۳] از مأموران بخش اقتصادي وزارت امور خارجه آمريكا بود كه بعدها در ۱۹۲۲ به هيأت نمايندگي ايران معرفي شد و درنهايت به استخدام دولت ايران درآمد. مأموريت دومش درايران به ۱۹۴۳ برمي گردد. كتاب حاضر، برگرفته از مجموعه اسناد نصرت الدوله فيروز است كه بازگوكننده بخشي از تاريخ سياسي ايران است.
099990.jpg
* شياطين فضا‎/ گيليان رابين اشتاين ‎/ محبوبه نجف خاني ‎/ نشر چشمه [كتاب ونوشه ] ‎/ ۱۳۸۱ ‎/ ۳۰۰۰نسخه ‎/ ۱۷۰۰۰ريال
گيليان رابين اشتاين [متولد ۱۹۴۲ ] نويسنده اي انگليسي تبار است كه در ۱۹۷۳ به استراليا مهاجرت كرد. اين نويسنده كتابهاي بسياري براي تمام گروههاي سني كودكان ونوجوانان نوشته است كه در سراسر جهان مورداستقبال خوانندگان قرار گرفته ودر استراليا جوايز بسياري كسب كرده است وبه اكثر زبانهاي اروپايي ترجمه شده. او به غير از نويسندگي ، در زمينه تئاترجوانان نيز مدتي فعال بوده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |