يكشنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۱ - ۲۶ رمضان ۱۴۲۳
Sun, Dec 1, 2002
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۳۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با دكتر مهرنوش پازارگادي ـ بخش دوم و پاياني
گفت وگو با دكتر مهرنوش پازارگادي ـ بخش دوم و پاياني
برنامه ريزي و توسعه در آموزش عالي
099939.jpg
در نخستين بخش از اين گفت وگو، مختصري از سيرتحول آموزش عالي در ايران و جهان مطرح شد. در بخش دوم و پاياني، دكتر پازارگاردي شيوه هاي تحقق اهداف آموزش عالي را مطرح مي كند و در انتها نيز به شيوه هاي مناسب جذب دانشجو اشاره مي كند.

\ براي گذر از اين وضعيت و براي دستيابي به اهداف چه بايد كرد؟
* براي تحقق اهداف دانشگاه نياز به چشم انداز از وضعيت آينده خود، براساس وضعيت فعلي و اهداف درازمدت داريم و اولين گام، تدوين برنامه توسعه و راهبردي به صورت شفاف و قابل اجراست. متأسفانه بايد اذعان نمودنظام برنامه ريزي توسعه و راهبردي در دانشگاهها يا وجود ندارد و يا بسيار كمرنگ است. در واقع اين نقصان، عمده ترين معضل در دانشگاههاست. حركت بدون برنامه همانند راه رفتن در تاريكي مطلق است. در صورتي كه، برنامه براي حركتمان داشته باشيم، به دنبالش به چيزهاي ديگر دست خواهيم يافت. حتي براي قضاوت در مورد تحققق اهداف آموزش عالي، زماني به درستي مي توان اظهار نظر نمود، كه برنامه وجود داشته باشد و ارزشيابي برنامه براساس ميزان دستيابي به اهداف صورت گيرد.
برنامه توسعه و راهبردي در دانشگاهها يعني:
.۱ توجه به برنامه توسعه فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور
.۲ تعيين جهت گيري دانشگاه در توسعه دانش و نگرش و مهارت مخاطبين خود (يادگيرندگان)
.۳ توجه به اينكه كجا هستيم (وضعيت موجود) و به كجا خواهيم رفت (وضعيت مطلوب).
.۴ شناسايي نقاط قوت و ضعف خود (در محيط داخلي دانشگاه) و نيز فرصتها و تهديدها (در محيط بيروني دانشگاه)
.۵ تعمق تحليلي در مورد ارتباطات موجود بين بخشي در دانشگاه و طراحي ارتباطاتي در خور مشاركت، همدلي و همكاري واحدهاي مختلف دانشگاه براي دستيابي به اهداف فردي، گروهي و سازماني.
.۶ حركت در نظامي پويا و زنده براي آينده اي روشن و...
\ در دهه اخير جهش فوق العاده اي در زمينه جذب دانشجو صورت گرفته است، شما اين جهش را چگونه توصيف مي كنيد و آيا اين امور را جداي از پارامترهاي ديگر مي توان از موفقيت هاي نظام آموزشي عالي كشور محسوب كرد؟
* بطور كلي در سراسر جهان بويژه در كشورهاي در حال توسعه در سالهاي اخير دگرگونيهاي مهمي در نظام آموزش عالي اتفاق افتاده، يكي از مهمترين اتفاقات، وجود بحران در افزايش تعداد دانشجو است. به دودليل اين افزايش به وجود آمده: ۱) افزايش جمعيت در سطح جهاني ۲) تقاضا براي آموزش عالي كه اين مهم مربوط به خواستهاي اجتماعي مردم است و نهايتاً يكي از شاخص هاي توسعه، همين افزايش تعداد دانش آموختگان در سطوح عالي است.
در مورد كشور ما نيز هر دو بعد ياد شده، باعث افزايش تعداد دانشجو گرديده و علاوه بر اين موارد در برخي از رشته ها، مانند پزشكي يا پرستاري، كمبود نيروي انساني كارآمد كاملاً چشمگير بود. لذا تصميم مسؤولين بر افزايش كمي تعداد دانشجو تأثير بيش از پيش گذاشت تا جائي كه امروز متأسفانه روند بيكاري دانش آموختگان به عنوان يك معضل اجتماعي مطرح است. طبعاً هر زمان در كميات غرق شويم از كيفيات فاصله گرفته ايم، بويژه اينكه مبنا و اصولي نيز براي يك نظارت وكنترل مناسب مدنظر نباشد.
به تأكيد بايد گفت وقتي به هر دليلي نياز به تربيت نيروي انساني بيشتر (رشد كمي) باشد لازم است، تعمق اصولي و دقيق تر در شيوه هاي نظارتي به عمل آيد. متأسفانه علي رغم تلاشهاي بسياري كه در زمينه الگوهاي ارزيابي كيفيت، ارزشيابي عملكرد و اعتبار بخشي دانشگاهها صورت گرفته است، هنوز يك الگوي نيمه متمركز براي نظارت بر عملكرد و يا تضمين كيفيت دانشگاهها ومؤسسات آموزش عالي كه به زعم اينجانب حق مسلم افراد جامعه است كه از اين بابت اطمينان لازم را داشته باشند، به مرحله اجرا وارائه بازخورد به نظام آموزش عالي و نيز پاسخگويي اجتماعي نرسيده است.
در صورتي كه ارزيابي كيفيت و يا اعتبار بخشي دانشگاهها صورت گيرد، مؤسسات آموزشي، بازخورد دريافت نموده و به اصطلاح عملكرد خود در عرصه هاي مختلف از قبيل پذيرش دانشجو، برنامه هاي درسي، برنامه هاي آموزشي، هيأت علمي، دانش آموختگان و... مي پردازند و مي تواند اين روند اصلاحات، براساس علم و فن آوري روز و نيز نيازهاي واقعي جامعه كه دريافت كننده توليدات دانشگاهها در بازار كارند، مرتباً تغييرات لازم را اعمال كنند.
بنابراين رشد كمي دانشجويان نه تنها بي رويه و بدون توجه به برنامه ريزي دقيق و منطقي بوده است بلكه به لحاظ كيفي نيز نظامي كه به نظارت و كنترل اصولي و قانونمند در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي بپردازد، وجود ندارد.
\ به نظر شما شيوه جذب دانشجو در حالت فعلي با چه كاستي هايي روبروست و چه تغييراتي بايد صورت پذيرد تا با الگوهاي استاندارد ومطلوب جهاني همخواني داشته باشد و اهداف عاليه آموزش عالي را محقق سازد.
* اولاً ما زياد نبايد وضعيت خودمان را با استانداردهاي جهاني مقايسه كنيم. بلكه بايد ببينيم ما چه وضعيتي داريم و چگونه مي توانيم آن را بهبود دهيم. البته به هيچ وجه منظورم اين نيست كه از اين استانداردها نبايد استفاده كرد، بلكه به كارگيري آنها بايد با توجه به شرايط، نيازها و پتانسيل علمي وعملي ما باشد.
اولين قدم براي جذب دانشجو، توجه به نيازهاي اساسي كشور درعرصه هاي مختلف صنعت، كشاورزي، علوم انساني، بهداشت، درمان و... است. اين نيازها از طريق برنامه هاي آمايش سرزمين ـ كه برنامه اي درازمدت براي تعيين چگونگي توزيع جمعيت و فعاليتهاي اقتصادي در زمينه منابع طبيعي و بطور كلي به منظور توسعه جامعه و ارتقاء سطح رفاه جامعه است ـ امكانپذير است. به اين معنا كه برنامه هاي آمايش سرزمين عامل تعيين كننده جهت تعداد دانش آموختگان در مقاطع و رشته هاي مختلف است. طبعاً اگر چنين نگرشي بر برنامه ريزي آموزش عالي اعمال گردد، پذيرش دانشجو از روند بهتري برخوردار خواهد بود. نكته ديگر اين است كه بايد براي افراد جامعه اين مسأله باز شودكه ارتقاء سطح علمي (يا تحصيلات دانشگاهي) تنها راه امرار معاش و يا تنها به خاطر امرارمعاش نيست و بلكه يادگيري يك نياز انساني است و يكي از دلايل توسعه مراكز علمي نيز توجه به اين نياز جامعه است و اما در خصوص اينكه براي تحقق بخشيدن به اهداف عاليه آموزش عالي چه بايد كرد؟ به نظر مي آيد:
۱) تدوين برنامه توسعه و راهبردي براي دانشگاهها و اولويت نخست حياتي است و آنگاه به اجرا گذاردن آن و ارزشيابي در مراحل مختلف اجرا و نيز ارزشيابي پاياني و در يافت بازخورد و اعمال اصلاحات امري ضروري است
۲) تدوين يك نظام ارزيابي كيفيت يا اعتبار بخشي و يا تضمين كيفيت، گرچه اين سه با يكديگرتفاوت اصولي دارند اما به هر حال مي توانند ما را براي دستيابي به اهداف ياري كنند. اين نظام مي تواند به صورت يك پروژ اجرايي در برنامه توسعه دانشگاه لحاظ گردد و يا توسط نظام آموزش عالي در سطح دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي به اجرا گذارده شود.
گفت وگو و تفاهم در قرآن كريم
099945.jpg
* محمد حسين فضل الله
* ترجمه : سيد حسين ميردامادي | نشر هرمس
جهان جديد، راوي روايت نويني از انديشه ورزي است
كه بنا به اعتبار، آن را تفكر مبتني بر گفت وگو يا تفكر ديالوژيك مي نامند.
اين شيوه تفكر كه درمقابل ودرمقابله با تفكر ذهني ياتفكر تك گو قرار مي گيرد، فرايندكشف حقيقت را درگروي محاجه و مباحثه طرفيني مي داند به خلاف تفكر تك گو كه پرده برداري از عروس «حقيقت» را به بركت تأمل شخصي ممكن مي داند، تفكر ديالوژيك، عنصر گفت وگو را از مقومات حصول حقيقت به شمار مي آورد. گويي بشر روزگار ما گفت وگو را نه فقط بهترين «ابزار بيان حقيقت» بلكه برترين «وسيله كشف حقيقت» نيز مي داند. بدين قرار گفت وگو در هندسه معرفتي جهان جديد، به ضلعي ركين و اساسي بدل مي شود.
اما به رغم اين تحولات نو پديد، اصل گفت وگو، پيشينه و پشتوانه اي به درازاي تاريخ فلسفه دارد. سقراط، از پيشگامان حكمت مفهومي، بنيان دانايي را ديالوگ و گفت وگو مي دانست و افلاطون، شاگرد نامبردار او، نيز در كاوش هاي عقلي خود چنين مي كرد. به اين اعتبار شايد بتوان در متون قدسي كهن نيز سراغي از اين اصل اصيل گرفت.
كتاب حاضر مي كوشد همين موضوع را در بستر آموزه هاي «قرآن» بازجويد و بررسي كند. مدعاي كتاب، التزام متن قرآن به شيوه گفت وگوست و روشي كه مؤلف برگزيده است روشي درون ديني مبتني بر احصاي آيات قرآن كريم است.
اين كتاب در شش فصل كلان تدوين شده است. عناوين اين فصول كلي كه هر يك شامل بخش هاي فرعي تر نيز مي شود بدين قرار است: گفت وگو و جدل / فضاي طبيعي گفت وگو/ جريان گفت وگو با اصول عقيده اسلامي / گفت وگو در قالب پرسش / اين گفت وگو چگونه پايان مي پذيرد؟ / گفت وگوي داستاني در قرآن كريم.
به نظر مي رسد به رغم اهميت رويكردهاي درون ديني به مقوله گفت وگو ، رويكردهاي برون ديني نيز به اين مقوله بايسته است و جاي خالي آن در ادبيات فرهنگي سرزمين ما حس مي شود.
099942.jpg
انديشه هاي كلامي شيخ طوسي
* زير نظر : دكتر محمود يزدي مطلق (فاضل) | دانشگاه علوم اسلامي رضوي
علم كلام يا الهيات بالمعني الاخص، شاخه اي از دانايي است كه مضامين ديني را با رويكردي عقلاني به بررسي مي گيرد. كلام اسلامي و به ويژه كلام شيعي نيز در فرايند بسط وبلوغ خود بر آن بوده است كه چنين مشي و موضعي را بپروراند. اين وظيفه را عالمان شيعي برعهده گرفته و منظومه اي الهياتي برساخته اند كه با عنايت به جغرافياي كلام سنتي، حاصل و محصول مباركي در پي داشته است.
بازشناسي اين محصولات را وامدار مارتين مكورموت اسلام شناس بزرگ معاصر هستيم كه اول بار انديشه هاي كلامي شيخ مفيد را به كاوش گرفت. كتاب حاضر كه به نظر مي رسد براساس الگوي پژوهش مكورموت فراهم آمده است مي كوشد انديشه هاي كلامي شيخ طوسي را به بررسي بگيرد. به اين ترتيب جمعي از مؤلفان بر حسب مدخل هايي به مطالعه انديشه هاي كلامي اين عالم شيعي پرداخته اند، موضوعات و مدخل هاي اين كتاب عبارتند از:
شيعه و جدال احسن / دكتر محموديزدي مطلق ـ عدل الهي / اسحاق عارفي ـ آجال ، ارزاق و اسعار / محمد سلامي ـ ضرورت بعثت / عبدالكريم رضايي ـ اعجاز / علي قرباني ـ عصمت / محمد مظفري ـ غيبت / احمد سعيد كريمي ـ بداء / عبدالكريم رضايي


|   شناسنامه   |   آرشيو   |