|
نقد فيلم «آرزوهاي زمين» ساخته وحيد موسائيان
|
|
|
|
|
|
به دنبال رايزني هاي وزير ارشاد و سفير اوكراين
|
|
|
|
تازه ترين خبرهاي «ايران» از كن ۲۰۰۳
• آثار تازه اميركوستوريكا، جين كمپيون، لارنس فون تري ير كوئنتين تارانتينو، ژان پل دابينو، ژاك ريوت، كلود ميلر برناردو برتولوچي، ژانگ يي مو در جشنواره كن ۲۰۰۳ حضور خواهندداشت
• احتمال حضور آثاري از سميرا مخملباف، جعفر پناهي بابك پيامي، رضا ميركريمي، اميرشهاب رضويان و ماني حقيقي بسيار زياد است
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نقد فيلم «آرزوهاي زمين» ساخته وحيد موسائيان
رسم عاشق كشي
|
|
|
قصه دلدادگي و شيدايي گل بانو و مراد به عنوان هسته دراماتيك «آرزوهاي زمين» اگرچه بار رمانتيك و احساساتي دارد و تكرار داستان هميشگي عشق و ناكامي است اما اين حديث مكرر در بافت مستندگونه اثر درست جا مي افتد. علت ايستادگي يك دختر ايلياتي براي عشقي بي سرانجام چيست؟ او در وجود چوپان ژنده پوش روستا چه فضيلتي مي بيند كه چنين بي پروا آداب تبار خود را زير پا مي گذارد و تا مرز فاجعه پيش مي رود؟
مشخصات فيلم: كارگردان و نويسنده فيلمنامه: وحيد موسائيان (براساس طرحي از حسين شيدايي). مديرفيلمبرداري: فريدون شيردل، موسيقي متن: فريدون شهبازيان، تدوين: محموديارمحمدلو صدابردار صحنه: مسعود شاهوردي تهيه كننده: محمدرضا تخت كشيان، مرتضي فرجي، ماه سلطان ايودار بازيگران: حسين شيدايي، كوروش نريماني، نورالدين اعلمي، نورعلي لطفي، ندا غلامي، هادي معنوي پور، عزيز كشاورز و … ••• نخستين تصاوير فيلم «آرزوهاي زمين» در چند دورنما (لانگ شات) از چشم انداز كوهستان با قله هاي برف گرفته و دره هاي مه آلود، استواري و متانت طبيعتي سرسخت را به رخ مي كشد اما پيش از آنكه اين چشم انداز، ما تماشاگران را در خلسه بدويت غوطه ور كند، نگاه دوربين فيلمبرداري روي جاده آسفالت و حركت ماشين متوقف مي ماند و سلطه زمان حال را هشدار مي دهد و بدين ترتيب كشمكش گذشته و حال به عنوان جان مايه فيلم معنا مي گيرد. امتداد جاده همچون گذرگاه زمان، ما را به سرزميني مي برد كه قلمرو قومي ميراث دار آداب و آيين و فرهنگ كهنسال است و در آغوش خود مردمي را مي پروراند كه براي دوام و بقاي حياتشان ناگزير بايد پيرو قراردادهاي برآمده از ژرفاي تاريخ باشند و راه و رسم پيشينيان را پاس بدارند و برحكم سنت هاي نياكان گردن بنهند. «آرزوهاي زمين» با نگاهي جست وجوگر و ساختاري مستندگونه و نشانه هايي واقع نما، مي كوشد، كندوكاوي در فضاي زندگي و طرز سلوك اجتماعي اين قوم داشته باشد و از برخي رازهاي پنهان زندگي شان پرده بردارد و با چنين انگيزه اي، پيش از پرداختن به قصه اصلي يعني ماجراي عشق بدفرجام گل بانو و مراد، موقعيت عمومي روستا و چگونگي زيست و فرهنگ حاكم بر مناسبات ساكنان منطقه را توسط يك شخصيت ناظر (آموزگار تازه وارد) به نمايش مي گذارد. در رهگذر كنجكاوي هاي اين موجود بيگانه، پاره اي آيين ها و مناسك مانند مراسم شاهنامه خواني، طرز سوگواري براي مردگان و … حال و هواي بومي محل و خوي و منش آدم هاي ديگر را مي شناسيم و حتي از شوق كودكانه شان در رؤيارويي با پديده هاي مدرن آگاه مي شويم. به عنوان مثال: صحنه نمايش فيلم در مدرسه و استقبال اهالي روستا از سينما، نشانگر نياز مشترك پير و جوان و خرد و كلان جامعه اي بسته است كه مردمش تحت تأثير شرايط خاص زندگي از دگرگوني هاي زمانه، جدا افتاده اند. اين نكته را خاطرات پيرمردي هفتادوپنج ساله در توضيح علت محروم ماندنش از «سينما ديدن» گوشزد مي كند، هر چند خبر مرگ پدر گل بانو ـ شاهنامه خوان پير روستا ـ نمايش فيلم را ناتمام مي گذارد و بار ديگر پيرمرد مشتاق، مجال «سينماديدن» را از دست مي دهد و … سرانجام صحنه با يك «ديزالو» سنجيده پايان مي گيرد؛ تصوير طبيعت بدوي، پرده نمايش فيلم را دركام خود فرو مي برد و لحظه اي بعد شاهد چشم انداز كوهستان و آيين خاك سپاري كالبدي تهي از زندگي هستيم. شايد مرگ شاهنامه خوان پير در گرماگرم نمايش فيلم، كنايه اي باشد بر زوال ناگزير يك فرهنگ موميايي شده كه به رغم ارزشهاي انكارناپذيرش، نمي تواند با روح زمانه بياميزد و پيش برود. قصه دلدادگي و شيدايي گل بانو و مراد به عنوان هسته دراماتيك «آرزوهاي زمين» گرچه بار رمانتيك و احساساتي دارد و تكرار داستان هميشگي عشق و ناكامي است اما اين حديث مكرر در بافت مستندگونه اثر، درست جا مي افتد و فيلمساز بدون پررنگ جلوه دادن جنبه احساساتي ماجرا و با پرهيز آگاهانه از مبالغه و بزرگ نمايي لحظه هاي حساس، حكايت عشق ممنوع گل بانو و مراد را در حال وهوايي واقعگرايانه روايت مي كند و براي خلق فضاي نمايشي و توصيف حالات دروني شخصيت ها و القاء مفاهيم ضمني، نشانه هاي طبيعي زندگي را واسطه قرارمي دهد. سپيدي برف و ز لالي آب چشمه و گستره دشت و ابهت كوهستان و … ديگر جلوه هاي طبيعت، نه تنها عناصر مؤثري در تقويت حس بومي فيلم هستند بلكه گاه همچون اشاره اي نمادين بر سرنوشت آدم ها و تقدير محتوم شان دلالت دارند. به ياد بياوريم صحنه ديدار گل بانو و مراد را كنار چشمه سار كه با تأكيد روي پاكي و شفافيت آب، زلالي رابطه شان معنا مي شود و … همچنين در فصل نهايي و هنگام انتقام جويي علي يار (برادر متعصب گل بانو)، اوج حادثه ميان انبوه برف كوهستان رقم مي خورد، جايي، يادآور قله هاي برف گرفته آغاز فيلم و حالا ميدان تنازع انسان و تقدير. خون سرخ مراد بر بستر سپيدبرف، دلخراش ترين تصويري است كه از خشونت «رسم عاشق كشي» مي بينيم. اين صحنه، جدا از جايگاه نمادين خود، در چارچوب كلي اثر، ساختاري سنجيده و بسيار تأثيرگذار دارد و خيلي خوب مي تواند، تعليق نفس گير و هيجان واقعه را با نمابندي و تدوين و حركت دوربين بازتاب دهد. لحظه كشته شدن مراد با پاشيدن خون او روي چهره گل بانو تلقين مي شود و اين اشاره ظريف براي توصيف يك پيوند عميق عاشقانه، گويا تر از هر تمهيد مبالغه آميزي است. درواقع ما پيش از ديدن جسم بي جان مراد، مرگ گل بانو را ديده ايم. پاسكال گفته است: «دل دلايلي دارد كه عقل آن را نمي شناسد» اگر پيام اين سخن را بپذيريم، ديگر نيازي نيست درباره دليل عشق ورزي گل بانو چون و چرا كنيم و دنبال كشف رمز و راز دلدادگي اش باشيم واز فيلمساز بپرسيم، علت ايستادگي يك دخترايلياتي براي عشقي بي سرانجام چيست؟ او در وجود چوپان ژنده پوش روستا چه فضيلتي مي بيند كه چنين بي پروا آداب تبارخود را زيرپا مي گذارد وتا مرز فاجعه پيش مي رود؟ به هر حال پرسش هاي بي پاسخ پيرامون انگيزه رفتار و منش گل بانو كه قرار است نماينده نسل معترض به قراردادهاي واپسگرايانه اجتماعي باشد، در نهايت هويت اين شخصيت را از نظر قواعد درام، مبهم و خام و نارس نشان مي دهد. دختر جسور و سنت شكن، طبعاً بايد فرديت خاصي داشته باشد و درقياس با دختران و زنان مطيع و فرمانبردار، موجودي متفاوت و غيرعادي به نظربرسد اما فيلم چندان تأكيدي بر ويژگي هاي روان شناسانه اين شخصيت ندارد و فقط در مجلس شاهنامه خواني ـ اوايل ماجرا ـ با اشاره اي بسيار گذرا، اندكي وجه تمايز او را مطرح مي كند؛ گل بانو تنها دختر روستاست كه در حال تماشاي مراسم ديده مي شود و همين جا تلاقي نگاه بي اعتناي او با چشمان حريص مش كرم (خواستگار گل بانو) و… بالاخره واكنش اعتراض آميز علي يار به حضور ناموجه خواهر، بي آنكه حرفي رد و بدل شود، خيلي خوب و مختصر و مفيد پيش درآمد قصه را پي مي ريزد. با اين همه، ضعف شخصيت پردازي همچنان پابرجاست و زمينه اي فراهم مي آورد تا آدم هاي اصلي ماجرا (به خصوص گل بانو و مراد) بيش وكم در حد طرحي ناتمام ظاهر شوند و انگيزه دروني رفتارشان ناشناخته باقي بماند. البته نارسايي شخصيتها آنچنان عموميت ندارد تا به حاصل كار آسيب جدي برساند. در برابر هويت كم رنگ گل بانو و مراد و … حتي آموزگار دهكده كه ظاهراً در گيرودار كشمكش ها نمي تواند بي تفاوت باشد و به حكم نيروي ناشناخته اي! خود را وسط معركه مي اندازد. مي توان از پدرو برادر گل بانو، به عنوان شخصيت هايي ملموس تر و باورپذيرتر ياد كرد. اين دو مرد (پدر و پسر) كه در نظام عشيره اي، جايگاه تعيين كننده اي دارند، هر يك نماينده نوعي طرز فكر هستند؛ پدر تكيه گاه آرمان خود را لابه لاي اوراق شاهنامه و اسطوره و تاريخ و گذشته هاي دور مي جويد و پسر، براي تأمين سعادت خود و خانواده، چيزي مطمئن تر از تراكتور مش كرم و درواقع ابزار مدرن توليد، نمي شناسد ( چه بجاست كه مش كرم را بيشتر با تراكتورش مي بينيم!) به هر حال پدر، هر چند مهربان و غمخوار گل بانو به نظر مي رسد اما نمي توانداو رابه آرزو برساند، چون ريشه هاي فرهنگش از انديشه اي نيرو مي گيرند كه زن را مطيع و فرمانبردار مي خواهد. اين معنا از غرولندهاي مادر گل بانو آشكارا دريافت مي شود و … پسر با همان انديشه به سوي سركوب خونين عشق مي دود. او هم گل بانو را دوست مي دارد. شايد بيش از پدر، وقتي با گيسوي بريده خواهر نفس تازه مي كند، حس غريب دلبستگي اش تكان دهنده است اما در سرزمين جداافتاده اي كه به گفته علي يار؛ «زندگي يعني جنگ» جايي براي عشق ورزيدن نيست!
|
|
|
|
|
دعاهاي روزهاي ماه مبارك رمضان
دعاي روز بيست و ششم (۸۱/۹/۱۱) اَللّهُمَّ اجْعَلْ سَعْيي فيهِ مَشْكُورًا وَ ذَنْبي فيهِ مَغْفُوراً وَ عَمَلي فيهِ مَقْبُولاً وَ عَيْبي فيهِ مَسْتـُوراً يا' اَسْمَعَ السّامِعينَ.
خدايا كوششم را امروز پاداش بده و گناهم را ببخش و عمل مرا قبول كن و عيبم را بپوشان، اي شنواترين شنوايان.
دعاي روز بيست و هفتم (۸۱/۹/۱۲) اَللّهُمَّ ارْزُقْني فيهِ فَضْلَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ صَيِّرْ فيهِ اُمُوري مِنَ الْعُسْرِ اِلَي الْيُسْرِ وَ اقْبَلْ مَعا'ذيري وَ حُطَّ عَنِّي الذَّنْبَ وَالْوِزْرَ يا' رَؤُفاً بِعِبا'دِهِ الصّالِحينَ
خدايا در اين ماه فضيلت شب قدر را روزيم كن و كارهايم را از سختي به آساني بگردان و پوزشهايم را بپذير و گناهان و سنگيني هايم را بريز، اي خداي مهربان به بندگان صالح.
امام علي (ع): مردم سه دسته اند: دانايي كه شناساي خداست، آموزنده اي كه در راه رستگاري كوشاست و فرومايگاني رونده به چپ و راست.
|
|
|
|
|
به دنبال رايزني هاي وزير ارشاد و سفير اوكراين
مناسبات فرهنگي ايران و اوكراين گسترش مي يابد
گسترش مناسبات فرهنگي باعث شناخت هرچه بيشتر مردم كشورها از يكديگر خواهد شد و اين مناسبات گسترش سفر، جهانگردي و آمد و شد ميان آنها را درپي خواهد داشت. به گزارش رسيده از وزارت ارشاد احمد مسجد جامعي در ديدار امروز خود با «واديم پرماچنكو» سفيراوكراين در ايران با بيان اين مطلب افزود: مجموعاً روند مثبت و روبه رشد در حوزه مناسبات فرهنگي ميان ايران و اوكراين وجود داشته و اين مي تواند برآيند چشم اندازي مفيد و مثبت براي آينده باشد. واديم پرماچنكو در اين ديدار به نمايندگي از وزير فرهنگ اوكراين از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دعوت كرد تا به همراه جمعي از مسؤولان فرهنگي به اوكراين سفر كنند.
|
|
|
|
|
تازه ترين خبرهاي «ايران» از كن ۲۰۰۳
بزرگان سينماي جهان براي حضور در جشنواره كن آماده مي شوند
• آثار تازه اميركوستوريكا، جين كمپيون، لارنس فون تري ير كوئنتين تارانتينو، ژان پل دابينو، ژاك ريوت، كلود ميلر برناردو برتولوچي، ژانگ يي مو در جشنواره كن ۲۰۰۳ حضور خواهندداشت
• احتمال حضور آثاري از سميرا مخملباف، جعفر پناهي بابك پيامي، رضا ميركريمي، اميرشهاب رضويان و ماني حقيقي بسيار زياد است
|
|
نخل طلا، نشان ويژه جشنواره كن
|
|
|
|
بزرگان سينماي جهان براي حضور در كن آماده مي شوندصاحبنظران سينما و مسؤولان برگزاري جشنواره فيلم كن ۲۰۰۳ معتقدند، جشنواره پيش رو قوي ترين و جنجالي ترين دوره خواهد بود، چرا كه آثار بزرگان سينما آماده شركت در اين رويداد بزرگ سينمايي است. محمد حقيقت فيلمساز ايراني و يكي از دست اندركاران جشنواره كن در فرانسه در گفت وگويي با خبرنگار «ايران» گفت: هيچگاه از شش ماه قبل از برگزاري جشنواره كن چنين شور و هيجاني وجود نداشته است. وي تصريح كرد: فيلمهايي كه از حضور آنها در كن ۲۰۰۳ خبر مي رسد عبارتند از قلب هاي مجاري (به كارگرداني امير كوستوريكا، محصول بوسني)cut In the ( از جين كمپيون، محصول استراليا)، Dogville (اثر لارس فون تري ير، محصول دانمارك)، زمان گرگها (از مايل هانكه، محصول اتريش)، ۲۰۴۹ (فيلمي از وان كارواي، محصول هنگ كنگ)، سفر به خير (اثر ژان پل دابينو، محصول فرانسه)، پسري با چشمان خاكستري (ساخته آندره تشينه، محصول فرانسه)، لي لي كوچك (از كلودميلر، محصول فرانسه)، طلاق (به كارگرداني جيمز آيوري)، خواب ديدگان (اثر برناردو برتولوچي، محصول ايتاليا) و هرو (از ژانگ ييمو، محصول چين). به گفته «حقيقت» فيلمهايي نيز از برادران كوئن، كوئنتين تارانتينو، داني آركاند و ژاك ريوت نيز در اين جشنواره بزرگ بين المللي به نمايش در خواهند آمد. اين سينماگر ايراني مقيم پاريس در ادامه گفت: از ايران فيلمهايي همچون «دختر مرد گاريچي» ساخته سميرا مخملباف، «طلا» از جعفر پناهي، «آبادان» به كارگرداني ماني حقيقي، «اين جا چراغي روشن است» از رضا ميركريمي و «تهران ساعت۷ صبح» ساخته امير شهاب رضويان، شانس زيادي براي حضور در اين جشنواره دارند. گفتني است، در جشنواره كن ۲۰۰۲ از سينماي ايران ۲ داور و ۳ فيلم بلند حضور داشت كه جايزه بخش جنبي اين جشنواره ـ فرانسوا شاله ـ به فيلم «آوازهاي سرزمين مادري ام» اهدا شد.
|
|
|
|
|
اجراي موسيقي در تهران
* تالار وحدت ـ كنسرت موسيقي سنتي گروه «نهضت» با همكاري «علي اكبر شهنازي»، «اميرجاهد» و «مرتضي ني داودي» روز ۱۴آذر. كنسرت بزرگان موسيقي آذربايجان به خوانندگي استاد «عارف بابايف»، ۱۱ تا ۱۳آذر ساعت .۲۱/۳۰ كنسرت موسيقي ملل، به رهبري «لوريس چكناواريان» از ۱۷آذر تا ۴دي، خيابان حافظ، خيابان استادشهريار، تلفن: .۶۵۰۵۱۰۱
* فرهنگسراي هنر ـ اجراي موسيقي سنتي توسط گروه «خجسته»، ۱۵آذر، ساعت،۱۹ خيابان جلفا، خيابان ارسباران، تلفن: ۹ـ.۸۶۴۸۱۸
|
|
|
|
|
امروز با دين پژوهان محمدصالح ابراهيمي
|
|
|
محمدصالح ابراهيمي متولد ۱۳۱۲ مهاباد است و در رشته معارف اسلامي فوق ليسانس دارد و در رشته ادبيات عرب دكتراگرفت.تاكنون ۱۹عنوان كتاب تأليف و ترجمه و دوازده عنوان چاپ و منتشركرده است. ترجمه قرآن از او به زبان كردي به چاپ هفتم رسيده است و «انديشه وران كرد» در پنج جلد، «دين وادب» در دو جلد، «تفسير سوره فاتحه الكتاب»، «مجموعه آداب و رسوم كردي» و «پند يا امثال قرآن» و «سلسله الذهب» و... بخش ديگري از آثاري است كه به زبان كردي ترجمه كرده.
* آقاي ابراهيمي، كتاب «دين وادب» به چه موضوعاتي مي پردازد؟ * * اين كتاب از آيات قصار و مطالب ديني فراهم آمده است، من اين كتاب را به كردي برگردانده ام تا براي هموطنان كرد قابل استفاده باشد.
* «تفسيرسوره فاتحه الكتاب» از تأليفات شماست، يا تنها آن را به كردي برگردانده ايد؟ ** تفسير سوره فاتحه الكتاب يا سوره نماز را سازمان تبليغات اسلامي چاپ و منتشركرده، اين كتاب تفسيرسوره نماز به كردي است. تفسير اين سوره به قلم خودم بود كه براساس تفسيرهاي معتبر موجود اعم از فارسي و عربي نوشته ام.
* راجع به كتاب «سلسله الذهب» هم مي توانيد توضيح بدهيد؟ * * سلسله الذهب كتابي است كه به عرفاي كردمي پردازد. مثل خاندان زنبيل، بياره، خاندان نحري و... عرفايي كه طريقت را در كردستان گسترش دادند و به آموزش ذكر و سماع و... مي پرداختند. البته مقدمه اي هم بر اين كتاب نوشتم كه عرفان چيست و ازنظر علماي اسلام عرفان چه تعريفي دارد.
* كتاب «انسان و ايمان» شهيدمطهري هم با ترجمه شما منتشرشده؟ * * من دوره ليسانس و فوق ليسانس را نزد استادمطهري درس مي خواندم. زماني كه در دبيرستان البرز در اوايل دهه شصت تدريس مي كردم. اين كتاب، به عنوان مواددرسي مورداستفاده من قرارمي گرفت. به دليل ارزش محتوايي اين كتاب و براي شناساندن گوشه هايي از انديشه استادمطهري به مردم كرد، اين كتاب را به كردي ترجمه كردم.
* گستره مخاطبان اين آثار فقط در ايران است يا اينكه به كردستان عراق هم فرستاده مي شود؟ * * اين آثار بيشتر در كردستان ايران توزيع مي شود. بويژه درسردشت و بانه و مهاباد و سقز و... اين آثار اغلب بين ۱۵۰۰ تا دوهزار نسخه چاپ مي شود. تنها كتاب «انديشه وران كرد» بود كه بيش از سه هزار نسخه تيراژ داشت.
|
|
|
|