دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۱ - ۲۷ رمضان ۱۴۲۳
Mon, Dec 2, 2002
ويژه
شماره ۲۳۱۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
مجلس
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
ماه رمضان در آيينه فرهنگها
ماه رمضان در آيينه فرهنگها
مراسم خاص روز بيست و هفتم ماه رمضان
شب و روز بيست و هفتم ماه رمضان در شهرها و روستاها مراسم خاصي برگزار مي گردد كه برخي منسوخ و برخي رواج دارند.
از جمله آنها مي توان از مراسم «كوله مرجان»، «دوست رفتن»، «كمچلي زدن»، «دوختن پيراهن مراد و كيسه پول»، «تهيه حلقه مراد» و «انگشتر گرداني» نام برد. در آباديهاي يزد به شب بيست و هفتم «شب دوست» يا «شب دوست علي» مي گويند و در اين شب بعد از افطار جوانهاي هر محله دور هم جمع مي شوند و يك نفر را از ميان خود به عنوان «سركرده» يا «سرمردي» انتخاب مي كنند. آنگاه پسربچه ها چادر نماز به سر مي كنند و صورت خود را مي پوشانند تا شناخته نشوند و به در خانه همسايه ها مي روند. افراد گروه به در هفت خانه مي روند و به در هر خانه اي كه مي رسند، كوبه يا حلقه در را مي كوبند و به محض شنيدن صداي صاحبخانه همصدا با هم سرمي دهند
مااز اون بالاي بالا اومديم
ما از اون صندوق اعلا اومديم
گو يامحمد، يا علي
به توي صندوق پر از نقش و نگار
كبوتر قار مي زد در فصل بهار
گو يا محمد، يا علي
...
صاحبخانه هم با شنيدن صداي بچه ها در را باز مي كند و به هر يك چيزي مي دهد. كه به آن فيض مي گويند. بچه ها بعد از گرفتن «فيض» خوشحال و هم صدا دوباره سر مي دهند.
اين خونه چقه قشنگه
همش شربت قنده
امام حسين(ع)درشا نبنده
در اردكان يزد شب بيست و هفتم زنان و دختران به صورت فردي و يا گروهي رسم«كمچلي زدن» به جا مي آورند. زنان يا دختراني كه خود را حسابي پوشانده اند تا شناخته نشوند يك كمچلي (كاسه مسي) به دست مي گيرند و به در هفت خانه رو به قبله يا هفت خانه حاجي مي روند و به پشت كاسه مي كوبند. صاحبخانه هم كه از موضوع باخبر است مقداري خرما يا انجير خشك با نقل درون كاسه آنان مي ريزد. مردم اردكان اعتقاد دارند با خوردن خوراكي هايي كه جمع كرده اند حاجتشان برآورده مي شود. در دره گز نيز مراسم فوق با نام «ملقه دوز» برگزار مي شود. با اين تفاوت كه به جاي كاسه ملاقه به دست مي گيرند و با همان به در مي كوبند. رفسنجاني ها نيز مراسم ديگري دارند به نام «كليدزني » كه بسيار شبيه «كمچلي زني» است. در رفسنجان زنان با به دست گرفتن «كمويي» (غربال) كه درون آن يك آينه ، يك سورمه دان و مقداري نبات قرار داده اند به در خانه اهالي محل مي روند و به در هر خانه اي كه مي رسند با كليدي كه همراه دارند به كمو يا در خانه مي كوبند. زن صاحبخانه با شنيدن صداي در، در را باز مي كند و بدون سؤال براي روشنايي و باز شدن گره از كار كليد زنها به آينه نگاه مي كند و مقداري از نبات داخل آن را در دهان مي گذارد و از سورمه دان به چشمش سورمه مي كشد. زنان رفسنجان عقيده دارند، هركس از سورمه كليد زنها به چشمش بكشد، شب عيد، حضرت فاطمه(س) به چشمش سورمه مي كشد و روشنايي ابدي به او مي بخشد. سپس مقداري خوراكي و پول به كليد زنان مي دهند و اگر فصل انار باشد دانه اي انار در كمو مي گذارند. مردم رفسنجان عقيده دارند خوراكيهاي مراسم كليدزني خاصيت بسيار دارد و هر حاجتمندي بخورد، حاجتش برآورده مي شود.
«پيراهن مراد» نام مراسم ديگري است كه در برخي نقاط كشور رواج داردو آن اين است كه زناني كه بچه دار نمي شوند و يا فرزند آنان در كودكي مي ميرد به فكر دوختن پيراهن مراد مي افتند. براي تهيه پارچه آن شب بيست و هفتم به در خانه هفت سيد كه رو به قبله باشد مي روند و براي دوختن پيراهن كمك مي طلبند، صاحبخانه هم با روي گشاده مقداري پول مي دهد و از خدا مي خواهد مرادش برآورده شود. همچنين در مراسم حلقه مراد پدر و مادراني كه بچه هايشان به سن بلوغ نمي رسند براي فرزندانشان حلقه مراد سفارش مي دهند تااز مرگ او جلوگيري كنند و يا براي جلب محبت شوهر و يا مادرشوهر يا خواهرشوهر مراسم ديگري به نام «انگشترگرداني» در شب بيست و هفتم رواج دارد كه به دليل كمبود جااز شرح آن صرف نظر مي كنيم.
به سوي اجل
هر نفسي كه برمي آيد ـ اگرچه ممد حيات است ـ اما صاحب نفس را نيز به مرگ نزديكتر مي كند. پس با هر نفسي، قدمي به مرگ نزديكتر شده ايم، مرگي كه گريزي از آن نيست. مهم آن است كه نفس ها در طاعت خداي متعال برمي آيد يا در معصيت او؟
نفس هايي ارزشمند است كه با حال توجه به خداوند برآيد نه در حال غفلت و بي توجهي.
اگر زندگي ما چنين سپري شد مرگ ما نيز در همان حال خواهد بود و اگر خداي نكرده در معصيت بگذرد زندگي پس از مرگ نيز همراه با آثار همان اعمالي است كه در زندگي انجام داده ايم.
پس نيك آنكه با هر نفس يك توجه به مرگ حاصل آيد كه آن توجه، قلب را جلا مي دهد و جلاي دل به حيات دل كشيده مي شود و دلي زنده است كه مي فهمد و مي شنود چرا كه دلهايي هم هست كه نه مي شنود و نه مي فهمد.
و نيك آنكه براي ما كه نمي دانيم نفس تا كي مي آيد و آيا اين نفس به نفس بعد منتهي مي شود يا نه؟ همواره مرگ را در چند قدمي خود بدانيم و هيچگاه از آن فاصله نگيريم و در همان آن از خداوند متعال بخواهيم كه به ما زندگي اي عطا كند كه خود مي پسندد، ما را از مرگ جاهلي برهاند و به مرگ كفر و نفاق و گمراهي نميراند. رها شدن از چنين مرگي با شناخت امام عصر امكانپذير است. اگر امام زمان خويش را شناختيم مرگمان مرگ جاهليت نيست، مرگ گمراهي نيست چرا كه به «راهي» دست يافته ايم كه آن را شناخته ايم و به آن چنگ زده ايم. پس نفس در راه مي زنيم و تا زماني كه در راهيم، غم و غصه از هيچ چيز نداريم و كدام حيات برتر از اين؟
امير همه مؤمنان، علي عليه السلام مي فرمايد:
نفس المرء خطاه الي اجله
نفس زدن مرد، او را به پايان عمرش مي كشاند. (۱)
(۱) نهج البلاغه، حكمت .۶۶
عيبجويي ممنوع
100065.jpg
يكي از اهداف بلند تشريع روزه ماه مبارك رمضان دست يابي به مراحل كمال و رشد است.
يكي از پايه هاي تكامل روحي اين است كه هرفردي، وضع روحي خود را از نظر عيوب و نقايص اخلاقي ، مورد بررسي قرار دهد و چهره باطني خود را از نزديك در آئينه خودشناسي مشاهده كند، تا ريشه رذايلي را كه در روح و روان او پديد آمده است ، قطع نمايد.
مسأله خودشناسي از نظر دانشمندان به قدري اهميت دارد كه مي گويند: كسي كه مي خواهد زنجيرهاي ناپاكي ها را از هم بگسلد واز آثار منفي عيوب رواني نجات يابد، نه تنها در فصول خاصي از عمر بايد به اين موضوع بينديشد، بلكه همه روزه به هنگامي كه غوغاي زندگي به سكوت و خاموشي مي گرايد، نتيجه وعلل اعمال روز گذشته خود را روي كاغذ بياورد و با بي طرفي آنها را مورد بررسي قرار دهد و آنچه را ناشايست يافت، تصميم بر ترك آنها بگيرد.
امير مؤمنان علي (ع) مي فرمايد:
«برهرخردمندي لازم است كه عيوب مذهبي ، فكري ، اخلاقي ومعاشرتي خود را دقيقاً مورد بررسي قرار دهد وآنها را در سينه خود ضبط نمايد و يا روي كاغذي بنويسد وسپس كوشش كند كه تمام آنها را ريشه كن سازد» (غررالحكم ص ۵۵۹)
ولي گروهي به نام «عيب جويان» براثر ناآگاهي از اوصاف روحي خود و بي خبري از وضع وحال خويشتن به دنبال لغزشهاي مردم رفته و پرده از معايب ولغزشهاي آنان برمي دارند، اينان مردمي هستند كه از ذكر وبيان عيوب مردم لذت مي برند، زيرا در خود نوعي حقارت احساس مي كنند و با بيان نقاط ضعف مردم و آشكار ساختن عيوب آنان و كاستن از ارزش و موقعيت اجتماعي آنان احساس حقارت خود را تسكين مي دهند.
گاهي غرور و خودخواهي وحس جاه طلبي، انگيزه عيب جويي مي شود وانسان زبان به بدگويي مردم مي گشايد.
بدگويي و انتقاد مغرضانه ، صفا و صميميت را از بين مي برد، دوستي و صداقت را به بي مهري و گاهي به دشمني تبديل مي كند، همچنان كه تمجيد از نيكي ها و ستودن خوبي ها نهال دوستي را ريشه دارتر مي سازد. امام باقر(ع) مردم را به نقاط ضعف و لغزشهاي آنان توجه داده ومي فرمايد: بزرگترين عيب براي انسان، اين است كه عيب ديگران را با كنجكاوي به دست آورد وخود داراي همان عيب باشد. ولي آن را حس نكند (كافي ج ،۲ ص ۴۵۹) گروه عيب جو، اگر نيرويي را كه در راه بدگويي و سرزنش ديگران به كار مي برند در اصلاح خود به كار مي بردند وبه جاي عيوب مردم به خودشناسي مي پرداختند چه بسا به سعادت نزديكتر بودند. اينجاست كه به ارزش حديثي كه از يكي از پيشوايان بزرگ ما رسيده است پي مي بريم كه فرموده اند:
هركس در عيوب ديگران كنجكاوي كند، بهتراست كه نخست معايب خود را مورد بررسي قرار دهد. علي (ع) (غررالحكم ص ۶۵۹)بزرگترين عيب چنين كساني، اين است كه هرگز قابل معاشرت و زندگي نيستند، زيرا رازهاي دروني و اسرار باطني افراد را آشكار مي سازند وهيچ هم نشيني از زيان مصاحبت آنان در امان نيست. برهمين اساس امير مؤمنان علي (ع) از معاشرت با اين گروه نهي كرده و مي فرمايد: از معاشرت با عيب جويان بپرهيزيد. زيرا هيچ كس از ضرر آنان در امان نمي ماند. (غررالحكم ص ۶۵۹)
البته عيب جويي وسرزنش كردن مردم، امري است و راهنمايي آنان به كارهاي نيك ومتوجه ساختن آنان به معايب كار خود، مطلبي ديگر، عيب جويي از رذايل اخلاقي است ، درحالي كه هدايت مردم و توجه دادن آنان به نقاط ضعف خويش، از طريق نصيحت واندرز از وظايف ديني وانساني به شمار مي رود.
آگاهانيدن مردم به عيوب زندگاني خودشان اگر به دور از طعن و عيب جويي باشد مهم و با ارزش است وبه فرموده امام صادق(ع) بزرگترين هديه فردي است كه مي تواند به فرد ديگر تقديم نمايد ومي فرمايد: «خداوند بيامرزد كسي را كه عيوبم را به عنوان هديه به من تذكر دهد».
تنها دراين صورت است كه يك رذيله اخلاقي (بدگويي و عيب جويي) به يك سجيه انساني (راهنمايي كردن مردم به نقايص ومعايب خود) تبديل مي شود.
قرآن كريم نيز دراين مورد مي فرمايد: «ولا تلمزوا انفسكم» (از خودتان عيب جويي نكنيد) زيرا عيب جويي اخوت و پيوند ديني كه رشته الفت و مودت در ميان جامعه اسلامي ايجادنموده را از بين مي برد وعيب جويي از يك فرد مسلمان به منزله عيب جويي از خود محسوب مي شود.
پزشك رمضان
كساني كه از بيماري تهوع و بيماريهاي گوارشي رنج مي برند چرا نمي توانند روزه بگيرند؟
تهوع مي تواند علل مختلفي داشته باشد كه بعضي از آنها مربوط به دستگاه گوارش هستند اما علل ديگر منجمله علل كليوي، كبدي، قلبي، مغزي، بيماريهاي سيستميك، اختلالات متابوليك، مصرف داروهاي مختلف و مسموميت هاي گوناگون نيزمي تواند منجر به تهوع و گاس استفراغ شوند. در بسياري از مواردي كه علت عضوي يا توجيه خاصي براي اين علامت پيدا نمي شود آن را به مسائل عصبي رواني نسبت مي دهند. از علل گوارشي كه منجر به تهوع و استفراغ مي شوند مي توان به عواملي كه منجر به انسداد در دستگاه گوارش مي شوند اشاره كرد. همچنين علل عفوني و التهابي كه دستگاه گوارش را مبتلا سازند مي توانند همراه با تهوع و استفراغ باشند.
درباره روزه داري در بيماراني كه دچار تهوع هستند نيز بايد به بيماري كه منجر به ايجاد آن شده توجه كرد در مواردي كه بيماري عضوي وجود ندارد و علت خاصي براي آن يافت نشده است و تهوع و استفراغ خفيف است مسلماً اجتناب از خوردن و نوشيدن براي چند ساعت مشكلي را براي فرد بوجود نخواهد آورد. بنابراين فرد اجازه دارد به وظيفه خود عمل كند. اما در مواردي كه تهوع شديد باشد بخصوص در مواردي كه استفراغ نيز بطور قابل توجه همراه آن باشد روزه داري مي تواند منجر به كم آبي بدن شود. بديهي است درا ينگونه موارد فرد اجازه ندارد روزه بگيرد. درمورد كساني كه تهوع و استفراغ آنها منشأ عضوي دارد جدا از شدت علائم، شدت و ضعف بيماري، زمينه اي نيز در تصميم گيري جهت روزه داري دخالت دارد.
خروج ماده سبز رنگ از دهان بدنبال تهوع، دال بر وجود ترشحات صفراوي در استفراغ است در مواردي كه ميزان آن قابل توجه باشد و يا مرتب تكرار شود و همراه با ساير علايم ازجمله دل درد باشد اهميت داشته و لازم است بيمار از نظر علل انسدادي روده باريك بررسي شود. دراين شرايط روزه داري جايز نيست اما اگر فرد گاه گاه دچار چنين حالتي مي شود، بدون علائم همراه و يا تنها احساس تلخي در دهان، ممنوعيتي براي روزه گرفتن ازنظر جسمي وجودندارد.
درمورد كساني كه از قرص امپرازول Omeperazole استفاده مي كنند بايد گفت كه اين دارو يكي از قويترين داروهاي مهاركننده ترشح اسيد است كه براي كاهش اسيد معده به كار مي رود. مصرف عمده امپرازول در درمان بيماري «باريفيلاكس معده به مري» (برگشت ترشحات معده به مري) ويا زخم معده و اثني عشر است. مصرف اين دارو بطور معمول يك پاروكپسول در روز است. مصرف امپرازول به خودي خود ممانعتي جهت روزه گرفتن نمي كند چرا كه فرد مي تواند داروي خود را قبل از افطار ميل كند.
بيماران مبتلا به تالاسمي مي توانند روزه بگيرند يا خير؟
درمورد تالاسمي بايد شدت كم خوني مشخص شود. اكثر افرادي كه تالاسمي خفيف (نوع مينور) دارند بدون علامت هستند بنابراين روزه داري مشكلي را برايشان ايجاد نخواهد كرد اما در موارد شديد (نوع ماژور) اين افراد اكثراً وابسته به تزريق خون هستند و با توجه به علائم و مشكلات آنها قادر به روزه گرفتن نيستند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |