از زماني كه آموزش و پرورش به صورت رايگان، اجباري وهمگاني به عنوان بخشي ازراهبردهاي توسعه در بيشتر كشورهاي جهان معرفي و اجرا شده است، محتواي منابع آموزشي نيز به عنوان يكي از مهمترين و حساس ترين مباحث در برنامه ريزي درسي مورد توجه قرارگرفته است. در ميان مجموعه عناصر تشكيل دهنده برنامه درسي، محتوا جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص داده است، تا آنجا كه بسياري از افراد برنامه درسي رامعادل محتوا مي پندارند. هم اكنون دركشور ما نيز اين حساسيت از دو جنبه قابل توجه است. يكي ظهور تفكر «مهندسي اصلاحات در آموزش و پرورش» و ديگري «وجود نظام تعليماتي متمركز حتي در تدوين كتب درسي» كه جنبه دوم تقريباً تمام عوامل آموزشي را براساس محتواي آن تعيين و اجرا مي كند.
در اين ميان محتواي كتابهاي دوره ابتدايي اهميتي دوچندان پيدا مي كند. زيرامنشأ بسياري از نگرش ها و باورهاي جنسيتي انسانها ناشي از تفكري است كه از بدو تولد در خانه و در ادامه از طريق كتابهاي درسي به آنان القا مي شود. به عبارت ديگر محتواي كتب درسي محركي است محيطي كه مي تواند درميزان موفقيت يا عدم موفقيت باورهاي جنسيتي دانش آموزان اعم از پسر يا دختر مؤثر باشد. اين مقاله در پي آن است كه به كندوكاوي در محتواي كتب درسي دوره ابتدايي در زمينه ايجاد باورهاي جنسيتي بپردازد. آيا تصاويري كه در كتب دوره ابتدايي نمايش داده شده اند موجب ايجاد باورهاي مثبت جنسيتي در دانش آموزان ما برحسب جنسيت آنان مي شوند؟
از آنجا كه تصاوير به سبب دريافت سريع و سهولت ذهني در رمزگرداني معاني پنهاني به معاني آشكار ارزش بالقوه اي در ايجاد نگرشها و باورها دارند، با اين پيش فرض كه هريك از تصاوير مندرج در كتابهاي درسي در ذات خود به منظور ايجاد تغيير در دانشها نگرشها و توانش هاي دانش آموزان آورده شده اند واين تغييرات در بلندمدت منجر به رفتارهاي مطلوب آنان مي شود كه در آنان اعتقادي را به وجود مي آورد كه يك زن و مرد چگونه بايد باشد به تجزيه و تحليل مي پردازيم.
همانطور كه از جدول پيداست در تمامي پايه هاكميت فراواني به نفع مردان است و اين باور را از همان دوران كودكي به عنوان جنس برتر تقويت مي كند.
در تحليل محتواي تصاوير نيز بايد گفت از لحاظ كيفي نيز محتوا به نفع دختران نيست و نمي تواند باورهاي مثبت جنسيتي را در آنان ايجاد كند.
در مقايسه دو تصوير صفحات ۷۲ و ۷۳ كتاب فارسي اول، تفريح و توپ بازي مخصوص دختران و دانش آموز خوب بودن بانظم و ترتيب ازكلاس بيرون آمدن وخداحافظي كردن ومواظبت ازكيف وكتاب مخصوص پسران است.
با نگاهي به صفحه ۳۹ كتاب فارسي دوم مي بينيم كه هما بيشتر به يك زن بزرگسال شباهت دارد نه دختر شش ساله اي كه تازه دندان شيري او افتاده باشد و اين درحالي است كه زيبايي و تمايل به زيبايي در دختران بيشتر از پسران است.
صفحه ۸۷ كتاب فارسي سوم و نيز صفحه ۶۳ پايه اول (ژاله) تناسب دستها با بدن رعايت نشده و متناسب با دستهاي معمولي نيست.
از ۲۴ تصوير كتاب فارسي چهارم كه انسانها را نمايش داده است فقط يك تصوير از دختركي آن هم در قالب عروسك ديده مي شود. در اينجا نيز اگر عروسك را نمادي از دختران بدانيم، دانش آموزان دختر، خود را در لابه لاي اشيايي مي بينند كه از جنس آنان نيستند و خود را يك شيءفرض مي كنند نه يك انسان.
دركتابهاي ديني نيز همانطور كه مشاهده مي شود از لحاظ كميت تصاوير، حتي در چندين برابر، به نفع پسران است و در تجزيه و تحليل كيفي محتوا وضع بدتر است. براي نمونه درصفحه ۱۷ كتاب ديني دوم در درس نعمتهاي خدا كه با رنگهاي نشاط برانگيز هم كشيده شده است، فقط دخترك است كه دارد در كنار نعمتهاي خداوند گريه مي كند! و اين درحالي است كه تصويرهاي پسرانه حكايت از لطافت و طراوت زندگي است. از جمله پشت جلد كتاب ديني پنجم. در كتابهاي اجتماعي جمع كل تصاوير زن در پايه سوم ۴/۸۸ و مرد ۴۶/۳۴ درصد مختلط ۴۸/۷۸ و در پايه چهارم ۷/۳۲ و مرد۴۳/۹ و مختلط ۴۸/۷۸ درصد و در پايه پنجم زن ۷/۸۶ و مرد ۶۹/۶۶ و مختلط ۲۲/۴۸ درصد مي باشد.
در اين كتاب نيز كميت فراواني تصاوير حتي ده برابر بيشتر به نفع مردان است وا ز لحاظ كيفي نيز نكاتي چند قابل بحث است. نمايش زنان ما در تعليمات اجتماعي سوم ص۳ و اجتماعي چهارم ۱۷ چنين است. در هر دو تصوير وضعيت زندگي زنان محروم در قبل از انقلاب و ديگري وضعيت زنان در مناطق روستايي به نمايش درآمده كه در هركدام شرايط اجتماعي زن ايراني را نمايان نمي سازد بخصوص در شرايطي كه مقدار قابل توجهي از مشاغل و نقش هاي مختلف اجتماعي بر عهده زنان است چگونه مي توانيم آنها را محدود به شستن و پختن آن هم در شرايط نامطلوب معرفي كنيم.
يا در تصوير صفحه ۸۶ بخش تاريخ پايه چهارم در داستان نوح باوجود اينكه چهار دختر مؤمن حضرت نيز همراه او بودند، ذكري از آنها نشده است. در جغرافياي كلاس چهارم درنقشه شماره ۴۴ در معرفي نواحي آب و هوايي عليرغم اينكه بخش اعظمي از چايكاران و شاليكاري شمال ايران بر عهده زنان است، بازهم از تصاوير دختران خبري نيست.
تأثير كلمات، جملات و عبارات درمتون به كار برده شده
با فرض بر اينكه هر اسمي كه دركتابهاي دوره ابتدايي در متن آمده است يك رفتارمثبت مربوط به جنسيت را در دانش آموزان ايجاد مي كند به تجزيه و تحليل اسامي مندرج در كتب دوره ابتدايي پرداختيم.
در نگاه اول آنچه قابل توجه است فقط اسامي دخترانه در فارسي اول آن هم بااختلاف يك فراواني بيشتر از پسران است و در عوض دركليه پايه ها، اين تفاوت به نفع پسران بسيار قابل توجه است. از جمله در فارسي چهارم و پنجم فراواني تكرار اسامي پسران نسبت به دختران به ترتيب ۹/۰۵ و ۱۲/۰۶ برابر، بيشتر است.
در تعليمات ديني چهارم فراواني تكرار اسامي پسران نسبت به دختران ۳۳ برابر، بيشتر است و دركتابهاي تعليمات اجتماعي بويژه چهارم و پنجم اين نسبت به ترتيب ۶۷ و ۳۹/۵ برابر مي شود.
در يك جمع بندي كلي اسامي پسرانه با ۱۶۳۷ فراواني و اسامي دخترانه با ۳۹۴ فراواني در متن آمده است. لازم به يادآوري است كه در محاسبات اسامي پيامبران و ائمه اطهار(ع) در كليه كتابها دخالت داده نشده است. زيرا اينهاالگوهايي فراتر از جنسيت هستند. اشعارمردان با ۴۷ فراواني واشعار زنان با ۴ فراواني دركتابها منعكس شده است. يعني در اينجا نيز پسران با ۱۱/۷۵ برابر به اين باور مي رسند كه مردان مي توانند شاعر شوند و احساسات دروني خود را به نظم بكشند. در مجموع جملاتي كه درمتون فارسي و ديني به كار رفته حس حقارت وناكارايي را در دختران به وجود مي آورد. مثل:
۱ـ اكرم سه روز بيمار بود، ص.۴۰ ۲ـ مادر به مديرمي نويسد كه اكرم بيمار بوده است. ص۴۰ يا درمقابل ۳ـ علي خردمند است. ص.۱۳۲ ۴ـ مادر جواد مثل هر روز انتظار بازگشت پسرش را مي كشيد. ص۴۲
اگر بپذيريم كه هر فردي اعم از پسر يا دختر بايد در خانواده احساس «بودن» و تعلق داشتن به وي دست دهد تا نقشهاي جنسيتي خود را باور و خوب ايفا كند، به اين نتيجه مي رسيم كه يكي از راههاي ايجاد اين نكته در دانش آموزان است كه در متون كتب آنان را به عنوان فرزند خانواده معرفي كنيم. اما در سراسر كتابها سهم دختران بسيار ناچيز است و غالباً فرزند اول پسر است. از جمله داود و احمد (ديني دوم) مرتضي (ديني پنجم)، علي (اجتماعي سوم) امين (فارسي اول) و…
با آنچه گذشت مي توان گفت ره آورد جايگاه دختران در كتابهاي درسي ابتدايي به جاي بودن Being ايجاد احساس نبودن Non-Being است واين نبودن درعين بودن هميشه در وجود انسان وحشت مي آفريند و احساس هيچ بودن در عين بودن فيزيكي، ضربه هاي جبران ناپذيري را درانسان به وجود مي آورد و اگر اين انسان دختراني باشند كه بايد از دامان آنان مردان نيز پرورش يابند بي شك با اين روند، هرگز از طريق محتواي كنوني كتابهاي درسي راه توسعه هموار نخواهد شد. يكي ديگر از نكاتي كه دختران و پسران از همان روزهاي خروج از خانه و ورود به اجتماع بزرگتر يعني مدرسه بايد به آن برسند اين است كه ديگران را دوست بدارند و دوست داشته شوند تا در آينده در كنار دوستي ها و الفت ها بتوانند كشورخويش را آباد سازند. از مجموع ۲۵ جمله اي كه درباره ي دوستي در كتابهاي فارسي مطرح شده است ۸۴% جملات مربوط به دوستي پسران و فقط ۱۶% مربوط به دختران است.
نتيجه آنكه معمولاً شمار زنان ومردان جوامع گوناگون تفاوت قابل توجهي با يكديگر ندارند بطوري كه شايد عبارت نيمي از انسان هاي هر جامعه را زنان تشكيل مي دهند، مصطلح ترين پنداري باشد كه درباره كميت زنان جوامع مختلف در اذهان مردمان وجود دارد. اما به نظرمي رسد واقعيت اين موضوع از لحاظ كمي وكيفي در كتابهاي درسي چيز ديگري است. توسعه فرايندي است هدفدار كه به وسيله انسان آغاز مي شود و هدف آن بهبود شرايط زيستي براي همگان است و بايد كليه جنبه هاي گوناگون زندگي يعني اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي… را دربر گيرد. درحالي كه با اين تبعيض آشكار كه در باورهاي جنسيتي دختران ايجاد مي كنيم نه مي تواند باكارهايي چون خياطي، پخش غذا… آن هم محدود به خانه و با وسايل بسيار قديمي و سنتي به افزايش درآمد سرانه اضافه كنند و نه با بيماري هاي متعدد كه در طول كتاب دختران به آن مبتلا مي شوند مي تواننداميد به زندگي خود را افزايش دهند و نه شاخص هاي بهداشتي را.
آيامريمي كه نمي فهمد، ژاله اي كه گلها را پژمرده مي كند وكبرايي كه كتاب را زير باران مي گذارد، مي تواند در آينده توسعه فرهنگي نقش داشته باشد؟
اگر درگزينش كلمات در فارسي پايه اول محدوديت داريم، اما در پايه هاي ديگر اين محدوديت از بين مي رود زيرا هم كليه حروف خوانده شده اند و هم از لحاظ روانشناختي دانش آموزان درحال تكاملند. پس توصيه مي شود با تأملي دقيق «فرهنگ توسعه» را در لابه لاي متون بگنجانيم بطور مثال در فرهنگ توسعه،كار، پس انداز… وقت ارزش دارد، اما در تمامي كتابها اين مطالب بسيار سايه اي وكمرنگ منعكس شده اند. و در هيچيك از تصاوير، از ساعت خبري نيست. حتي در فارسي پايه اول در درس نوروز صفحه ۹۶ كه زمان از لحاظ ساعت تحويل سال اهميت دارد در سفره هفت سين ساعت ديده نمي شود و در تصاوير ساير صفحات كتب نيز كمتر انساني را مي بينيم كه ساعت بر مچ داشته باشد. در تجزيه و تحليل براي نمايش مشاركت هاي سياسي هم نتايج چنين شد كه در راهپيمايي هاي زمان انقلاب نيز هرچند زنان در كتاب تعليمات اجتماعي پنجم ص۱۳۶ حضور دارند، اما عليرغم اينكه زنان مشاركت فعال داشته اندانبوهي جمعيت مردان نسبت به ز نان صدها برابر است و در تصوير عزاداري هنگام رحلت امام حتي يك زن ديده نمي شود! تنها در نمايش بسيج دانش آموزي در صفحه ۱۶۸ خوب عمل شده است. شايد تنها تصاويري كه اين برابري را چه از لحاظ كمي و كيفي خوب نمايش داده باشد صفحه ۱۳۶ است كه براي زندگي ايلي و باورهاي جنسيتي هريك از دو جنس مناسب انتخاب شده است.
تاكي مي خواهيم هميشه راست گفتن را در قالب «چوپان دروغگو» ترويج كنيم؟ و سه نسل بخوانيم كه آن مرد است. آن مرد اسب دارد…
نابرابري بين تصاوير دختران و پسران بسيار بارز است، اما واقعيت اين است كه محدود كردن واقعيت ها براي كودكان ما به نفع هريك از دو جنس، مضر است وجامعه را متحول نمي سازد و براي اين تحول بايد در تدوين كتابها از نقاشان متعهد و كودك شناس و روانشناس استفاده كنيم تا تصاوير آميخته اي از علم و هنر باشد و قصه هاي نو و جذاب ومتناسب با زمان حال را در كتابهاي درسي بگنجانيم.