گروه حوادث: بازرسان پليس جنايي شهر فرانكفورت تحقيقات گسترده اي را درباره ماجراي شليك مرگبار دريك خانواده ايراني مقيم آلمان آغازكرده اند.
درجريان اين حادثه هولناك، دومردايراني براثر اصابت گلوله به قتل رسيده و يك زن جوان نيز مجروح شد. به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۲بامداد جمعه ۲۹ نوامبر،۲۰۰۲ هشتم آذرماه سال جاري ساكنان يك مجتمع مسكوني در منطقه جنوبي شهر فرانكفورت آلمان با شنيدن صداي شليك چندگلوله، سراسيمه به محل صدا دويدند.
آنان وقتي وارد آپارتمان طبقه سوم كه يك خانواده ايراني ساكن آنجا بودند، رسيدند با پيكرهاي بي جان دومرد روبروشدند. درحالي كه ساكنان آلماني اين مجتمع با ديدن اين وضعيت بسيار شوك زده شده بودند، با شنيدن ناله هاي ضعيف زن جواني به اتاق كناري رفته و با پيكر خون آلود و مجروح يك زن جوان روبرو شدند. بدين ترتيب آنان بلافاصله پليس محلي شهرفرانكفورت را درجريان تيراندازي به سوي يك خانواده ايراني و مرگ دومرد قراردارند. لحظاتي بعد بازرس جنايي فرانكفورت سوار بر خودروي پليس به همراه اكيپي متشكل از پزشكان جنايي و افسران بازرس صحنه، خود را به محل جنايت رساند. آنان پس از انتقال پيكر بيهوش زن مجروح به بيمارستان مركزي شهر، بازرسي هاي گسترده اي را روي آثار و نشانه هاي برجاي مانده در محل حادثه آغازكردند.
درجريان تجسس هاي پليسي، كارآگاهان در چندمتري جسد دومرد ميانسال قرباني جنايت، يك قبضه كلت كمري پيداكردند. بررسي اين اسلحه نشان مي داد كه گلوله ها از اين كلت كمري شليك شده است. در ادامه تحقيقات بازرس جنايي پليس مداركي را به دست آورد كه نشان مي داد دوقرباني جنايت و زن جوان مجروح ايراني هستند و «تورج»، «حسين» و «پريسا» نام دارند.
با به دست آمدن اين اطلاعات به دستور قاضي دادگاه جنايي فرانكفورت، اكيپي از بازرسان ويژه قتل اين شهر مأموريت يافتند تا با تحقيقات خود راز اين جنايت را فاش كنند.
بدين ترتيب آنان پس از به هوش آمدن و مداواي زن مجروح ايراني، روي تخت بيمارستان او را تحت بازجويي قراردادند.
اين زن ۲۵ساله دراين باره به پليس گفت: من به همراه پدرم «حسين» در آپارتمانمان بوديم كه شوهرم «تورج» آمد. او قراربود درباره طلاق من با پدرم صحبت كند. ازمدت ها قبل جدا ازهم زندگي مي كرديم ولي هنوز طلاق شرعي نگرفته بوديم. درحالي كه مذاكرات او با پدرم به بن بست رسيده بود ناگهان تورج اسلحه اي را از زير لباس هايش بيرون كشيد و ابتدا پدرم را هدف قرارداد. سپس گلوله اي به طرف من شليك كرد من بيهوش شدم. لحظه اي بعد وقتي به هوش آمدم از درد فريادي كشيده بارديگر ازهوش رفتم. باتوجه به اين اظهارات و اعلام نظريه پزشكان جنايي و افسران اسلحه شناس پليس فرانكفورت مبني بر اينكه هردوقرباني جنايت با شليك يك نوع گلوله به قتل رسيده اند، اين فرضيه پليسي قوت گرفت كه تورج ـ دامادخانواده ـ به دليل اختلافات خانوادگي با همسرش پس از اينكه مذاكره با پدرزنش را بي نتيجه ديده، دست به اسلحه برده و پس از قتل او و شليك به همسرش اقدام به خودزني كرده است.
|
|
|
به دنبال مطرح شدن اين فرضيه پليسي، بازرسان جنايي پليس فرانكفورت با ارسال نمابري براي پليس اينترپل ايران از آنان خواستند تا درباره گذشته اين خانواده اطلاعاتي را براي آنان ارسال كنند. كارآگاهان پليس بين الملل ايران يكي از اعضاي خانواده «تورج» را شناسايي و تحت بازجويي قراردادند. وي دراين باره گفت: تورج درسال ۱۳۶۳ پس از گرفتن مدرك ديپلم براي ادامه تحصيل به كشور آلمان مهاجرت كرد. او در دانشگاه «روتلينگن» آلمان تحصيلات دوره ليسانس و فوق ليسانس را در رشته كامپيوتر به پايان رساند. سرانجام سال ۱۳۷۴ براي ديدار از خانواده به ايران آمد. روزمادربود، تعداد زيادي از فاميل و آشنايان به خانه ما آمده بودند. درآنجا صحبت از ازدواج تورج شد، تا اينكه دختر يكي از آشنايان را به تورج معرفي كردند.
وي افزود: اين دختر با وجود آنكه ۱۷سال كوچكتر از «تورج» بود پذيرفت كه با او ازدواج كند، مراسم عقدمختصري برگزارشد، قرارشد تا يك سال بعد پس از فراهم شدن مقدمات سفر به آلمان تورج همسرش را به آنجا ببرد. هنوز چندماهي نگذشته بود كه بطورناگهاني و بي مقدمه اين دختر به آلمان رفت.
«تورج» در يك شركت بين المللي مخابراتي كارمي كرد، براي اينكه همسرش هم در كشور غريب تنها نباشد، براي او در اداره اش، كاري گرفت. يك سال بعد متوجه تغييراتي در حركات و رفتار «پريسا» شد. وقتي دراين باره به او اعتراض كرد، بين آن دو درگيري به وجودآمد تا اينكه تصميم گرفتند به صورت جدا ازهم زندگي كنند. ولي پس از چندماه بارديگر «تورج» او را به آپارتمانش بازگرداند و به زندگي با او ادامه داد. او اميدواربود كه چندماه جدايي تغييراتي در رفتارهاي همسرش به وجود آورد ولي اينگونه نشده بود، بارديگر اختلافات بين آنها شدت گرفت.
|
|
|
وي ادامه داد: اين بار، تورج تصميم به جدايي قطعي گرفت. به همين دليل آنها با رأي دادگاه خانواده «لودويكس بورگ» آلمان درتاريخ ۱۹دي ماه سال۸۰ از يكديگر جداشدند ولي براي اينكه طلاق آنها رسميت پيداكند بايد در دفتر كنسولگري ايران در فرانكفورت به ثبت مي رسيد. وقتي تورج اين موضوع را با پدرزنش درميان گذاشت، او گفت: بايد ۱۰۰۰ سكه بهارآزادي كه مهريه دخترم است را بدهي تا دست ازسرتو برداريم. درگيري ها و اختلافات بين آنها ادامه داشت تا اينكه اين حادثه اتفاق افتاد. وي با ادعاي اينكه تورج و پدرزنش قرباني توطئه ازطرف پريسا شده اند، گفت: تورج، از اسلحه مي ترسيد، او به هيچوجه نمي توانست از اسلحه استفاده كند. او شخصيتي عاطفي بود بنابراين پذيرفتن اينكه او با اسلحه به خانه پدرزنش حمله برده و آنها را به گلوله ببندد، غيرمنطقي است.
به دنبال مطرح شدن اين اظهارات ازسوي بستگان «تورج»، پليس فرانكفورت تحقيقات خود را درباره اين ادعا كه ممكن است شخص ديگري پس از به قتل رساندن تورج و پدرزنش، با مجروح كردن «پريسا» سناريوي ساختگي حمله تورج، براي قتل خانواده همسرش را طراحي كرده باشد، آغازكرده اند.