|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ژوزفين بكر درگذشت
ژوزفين بكر خواننده مشهور كه شهرتي جهاني داشت در سن ۶۸سالگي در پاريس درگذشت. آوريل۱۹۷۵ خبر درگذشت ژوزفين بكر در صفحات اول جرايد جهان منتشر شد. همه هنردوستان جهان از مرگ اين خواننده مردمي سياهپوست غمگين شدند.
|
|
|
|
|
فورد در چين
جرالد فورد جانشين ريچارد نيكسون به طور غيرمترقبه از چين ديدار كرد.چوئن لاي نخست وزير چين مرده بود و مائوتسه تونگ در بستر بيماري به سر مي برد و نقش اول را «تنگ سيائوپينگ» بازي مي كرد. او كه در انقلاب فرهنگي كنار گذاشته شده بود دوباره به صحنه سياسي بازگشت.چيني ها معتقد بودند شورويها داوطلب جنگ هستند كه حاكميت خود را بر جهان تثبيت كنند. مذاكرات رهبران چين و آمريكا پيرامون آينده سياسي جهان و تحكيم روابط دوكشور در زمينه فرهنگي، اقتصادي وعلمي بود.«مارگارت تاچر»: رهبر حزب محافظه كار انگلستان«مارگارت تاچر» كه به او لقب «سگ شكاري با چشمان فولادين» داده بودند رهبر حزب محافظه كار انگلستان شد. تاچر (Thatcher) نخستين زني است كه رهبري اين حزب را به دست مي گيرد. او جانشين «ادوارد هيث» شد. مارگارت تاچر ۱۴۶ رأي و رقيب او ۷۹رأي به دست آورد.
|
|
|
|
|
چيان كايچك مرد
|
|
|
مارشال «چيان كايچك» رهبر جزيره تايوان بر اثر بيماري سينه پهلو در پنجم آوريل۱۹۷۵ درگذشت. او رهبر حزب مليون «كومين تانك» بود. پس از درگذشت «سون ياتسن» رهبر اين حزب ومؤسس نظام جمهوري در چين «چيان كايچك» در دوجبهه جنگيد: كمونيستها واربابان جنگ «اربابان جنگ» ژنرالهاي چيني بودند كه سرزمين وسيعي از چين را تسخير كرده وگاهي با هم در جنگ بودند وگاهي عليه حكومت مركزي متحد مي شدند. «چيان كايچك» در سال۱۹۲۷ در شانگهاي نزديك به پنج هزارنفر كارگر و حامي چپ ها را به قتل رساند. پس از چندسال جنگ بين كمونيستها ونيروهاي چيان كايچك در جنوب چين، سرانجام مائوتسه تونگ همراه يكصدهزارنفر از حاميان خوداقدام به راهپيمايي طولاني كرد. (۱۹۳۴) و از جنوب به شمال چين رفت. طي يك سال نود هزارنفر از همراهان مائو درگذشتند. در برابر حمله ژاپنيها در سال۱۹۳۷ مليون و كمونيستها جبهه واحدي تشكيل دادند و همين امر موجب شد كه پس از جنگ دوم جهاني چين به عنوان يك قدرت بزرگ عضو شوراي امنيت سازمان ملل متحد شود. اين پيمان در سال۱۹۴۵ لغو شد. پس از چهارسال جنگ چيان كايچك و چندتن از افسران ارشدارتش او به جزيره فرمز رفتند و مائوتسه تونگ در اكتبر۱۹۴۹ در پكن قدرت را به دست گرفت.
|
|
|
|
|
فرانكو ديكتاتوري كه مرد
|
|
|
فرانكو در سال۱۹۳۹ آزادي را در اسپانيا كشت و لي سرانجام او مرد و آزادي زنده شد. ژنرال فرانچسكو فرانكو مردي كه در سال۱۹۳۹ آزادي را در اسپانيا كشت در بيستم نوامبر۱۹۷۵ پس از يك بيماري صعب العلاج كه رنج زيادي از آن برد از جهان رفت. در سال۱۹۳۶ كه اسپانيا به نظام سلطنتي پايان داد ژنرال فرانكو كه رهبري نيروهاي نظامي اسپانيا را در شمال آفريقا عهده دار بود به اسپانيا آمد ودهها هزار افسر و سرباز را به جنگ جمهوريخواهان فرستاد. جمهوريخواهان كه پس از رسيدن به حكومت بسيار تندروي كردند و آنارشيست ها راه افراط در پيش گرفتند بسياري از كاتوليك ها را عليه خود برانگيختند.تندروها اجازه نمي دادند كه جمهوري نوپاي اسپانيا پايه هاي حكومت خود را مستحكم كند.سه سال جنگ بين جمهوريخواهان و سلطنت طلبان به رهبري فرانكو ادامه داشت و صدهاهزارنفر كشته شدند.براي نخستين بار در آن كشور يك بريگاد جهاني تشكيل شد كه اكثر روشنفكران جهان ازجمله ارنست همينگوي، آندره مالرو در آن شركت كردند. نيروهاي ايتاليا و آلمان فاشيست به كمك فرانكو شتافتند و دول فرانسه وانگلستان چون با هيتلر پيمان بسته بودند (سپتامبر۱۹۳۸) جمهوريخواهان را تنها گذاشتند و از فرانكو حمايت كردند. با مرگ فرانكو، خوآن كارلوس كه از اعقاب آلفونس سيزدهم پادشاه اسپانيا بود پادشاه اسپانيا شد و يك نظام دموكراسي در آن كشور مستقر كرد. فرانكو ۳۹سال بر اسپانيا حكومت كرد و سرانجام در سن ۸۲سالگي مرد.
|
|
|
|
|
مجيب الرحمان به قتل رسيد
مجيب الرحمان متهم بود كه آقازاده ها را ثروتمند كرده است.شيخ مجيب الرحمان رهبر دولت بنگلادش طي يك كودتا كه توسط افسران عالي رتبه انجام گرفت خود و همسرش اعدام شدند. (۱۵اوت۱۹۷۵) ارتش در سراسر كشور حكومت نظامي اعلام كرد و مصطفي احمد را جانشين مجيب الرحمان كرد. كودتاچيان نظام بنگلادش را جمهوري اسلامي بنگلادش اعلام كردند.گفته شد كه خانواده مجيب الرحمان در مقامات حساس سودهاي زيادي مي بردند. بسياري از رجال سياسي بنگلادش بازداشت شدند. اتهام همه آنها كه به آقازاده ها مشهور بودند چپاول ثروت عمومي بود.روز ۲۳اوت۱۹۷۵ سرلشگر ضياءالرحمان به سمت رئيس جديد ارتش بنگلادش تعيين شد.مجيب الرحمان رهبر استقلال بنگلادش بود. او خواهان جدايي از پاكستان غربي بود و به كمك هند به هدف خود رسيد. مجيب الرحمان را پدر استقلال بنگلادش لقب داده بودند.
|
|
|
|
|
برندگان جوايز نوبل
فيزيكدان مشهور شوروي و رهبر مبارزان براي استقرار حقوق بشردر شوروي نتوانست براي دريافت جايزه خود در استكهلم حضور يابد. او اندره ساخاروف نام داشت و پدر بمب هيدروژني شوروي بود. دولت شوروي به او ويزا نداد كه به سوئد برود. رهبران شوروي معتقد بودند انتخاب ساخاروف جنبه سياسي داشت. آنها اعلام كردند او در واقع جايزه سازمانهاي ضدشوروي را به دست آورد. در دهم دسامبر۱۹۷۵ كه ساخاروف برنده جايزه نوبل صلح شد خشم كرملين نشينان برانگيخته شد.سرانجام «النابونر» همسر ساخاروف جايزه را گرفت. جيمز راين واتر (RAINWATER) از آمريكا، ايج بوهر (AAGE-BOHER) و بنجامين موتلسون (MOTTELSON) اتباع دانمارك جايزه فيزيك نوبل را به دست آوردند. جايزه شيمي به «جان نورنفورث» (NORNFORTH) از انگلستان و «ولاديمير پيرلوگ (PRELOG) از يوگسلاوي تعلق گرفت. جايزه پزشكي به داويد بالتيمور و «هاوارد تمين» (HOWARD.TEMIN) آمريكا داده شد. در ادبيات اوژيفو موندال (MONDAL) از ايتاليا و جايزه اقتصادي به لئونيد كانتوروويچ (KANTOROVICH) و تجالتيگ از آمريكا اهدا شد.
|
|
|
|
|
ملك فيصل به قتل رسيد
ملك خالد قدرت را در عربستان سعودي به دست گرفت. ملك فيصل مرد مقتدر جهان عرب و يكي از بازيكنان اصلي جهاني نفت توسط برادر زاده اش فيصل بن مساعد بن عزيز نزديك به پادشاه وهابي عربستان سعودي و به هنگام نماز به قتل رسيد. (۲۵مارس۱۹۷۵) پرنس خالدبن عبدالعزيز برادر ملك فيصل جانشين او شد. از سال۱۹۵۸ فيصل رياست شوراي سلطنتي عربستان سعودي را عهده دار بود. ملك فيصل در سال۱۹۶۲ اختيارات كامل به دست آورد و دوسال بعد بر تخت سلطنت عربستان سعودي صعود كرد. فيصل كه كشورش سومين توليد كننده نفت درجهان و نخستين كشور صادر كننده طلاي سياه بود موقعيت استراتژيكي خاصي در جهان عرب و كل جهان ايفا مي كرد. ملك فيصل متحد وفادار آمريكا بود با اين حال چون قاتل مدتي در آمريكا به سر مي برد احتمال مي دهد كه واشنگتن در آن دست داشته است. ملك فيصل در رأس اوپك نقش مهمي به عهده داشت. پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل در ژوئن۱۹۶۷ ملك فيصل عملاً جانشين ناصر در رأس جهان عرب شد. پادشاه عربستان كه منابع مالي زيادي در اختيار داشت و به بودجه كشورهاي مصر، سوريه و اردن كمك مي كرد. او قسم ياد كرده بود كه سرانجام پيش از مرگ در بيت المقدس نماز بگزارد. او هر چند از صهيونيسم متنفر بود ولي رعايت احتياط رامي كرد و محافظه كار بود. ملك فيصل با تئوري انقلابيون كه مورد تأييد بسياري ازجناح فلسطيني ها بود مخالفت مي كرد ومايل نبود در مرزهاي كشورش يك جمهوري دموكراتيك به وجود آيد. با وجود آنكه خانواده فيصل با خانواده هاي هاشمي ميانه خوبي نداشتند با اين حال ملك فيصل ملك حسين را تشويق مي كرد كه محكم در برابر ياسر عرفات ايستادگي كند. ماجراي سپتامبر سياه كه هزاران فلسطيني توسط ملك حسين كشته شدند به توصيه ملك فيصل بود.
|
|
|
|
|
فاجعه دركامبوج
|
|
|
خمر سرخ دوميليون كامبوجي را به قتل رساند. پل پوت رهبر خمر سرخ كامبوج را به كشتارگاه آسيا مبدل كرد. «پنوم پنه» پايتخت كامبوج كه ازمدتي قبل در محاصره نيروهاي خمر سرخ بودند سرانجام سقوط كرد. (۱۹آوريل۱۹۷۵) روز اول آوريل۱۹۷۵ اعلام شد مارشال «لون نول» (LON-NOL) به جزيره هاوائي رفت ـ خمر سرخ فوراً وارد شهر «پنوم پنه» شدند. ارتباط پايتخت كامبوج با جهان قطع گرديد. گزارش شد كه دوميليون مردم پايتخت كامبوج مجبور به ترك آن شدند. مهاجرت دههاهزار كامبوجي به خمر سرخ امكان داد به تصفيه پرداخته و صدها هزارنفر را به عنوان همكاري با آمريكا به قتل برسانند. گزارش هاي رسيده به اردوگاههاي كامبوجي ها در تايلند مؤيد آن بودكه خمر سرخ اقدام به نژادكشي كرد. خانه هاي مردم آتش زده شد اموال آنها به غارت رفت و صدهاهزارنفر بدون آنكه گناهي كرده باشند كشته شدند. ميليونها كامبوجي ازترس خمر سرخ به برنج زارها، جنگلها و كوه و دشت پناه بردند كه صدهاهزارنفر از گرسنگي و بيماري كشته شدند. نظاميان سابق شقه شقه شدند. روحانيون، كارمندان دولت، روشنفكران، اساتيد دانشگاه و كسبه هيچ كس و هيچ طبقه اي مشمول عفو قرار نگرفت. خمر سرخ دههاهزار نفر را به گاو بستند تا در برنج زارها كار كنند. در همه گوشه و كنار كامبوج تپه هايي از كشته شدگان ديده مي شد.
|
|
|
|