پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۱ - ۳۰ رمضان ۱۴۲۳
Thu, Dec 5, 2002
خوانندگان
شماره ۲۳۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
اصل مطلب
گزيده نامه ها
نامه به مسؤولان
اصل مطلب
اجراي تعهدات خودروسازان
چه وقت؟
100635.jpg
كارخانه هاي اتومبيل سازي سالها است، خودروهاي توليدي خود را به صورت پيش فروش در اختيار مشتريان خود قرار مي دهند. اين كاراوايل با وديعه گرفتن از مشتريان و پس از چند سال بلاتكليفي انجام مي شد اما چند سال پيش ،پس از شكايت هاي فراوان و اوج گرفتن بي اعتمادي نسبت به اين رويه، قراردادهاي ميان كارخانه و مشتري تغيير كرد كه از آن جمله تعلق گرفتن سود به پيش پرداخت هاي مشتريان در صورت خلف وعده شركت سازنده بود. با اين وجود هنوز هم شكايت هايي عليه شركت هاي اتومبيل ساز وجود دارد به طوري كه برخي از مشتريان را واداشته از سر ناچاري و استيصال،شرح شكايت خود رابه روزنامه ايران بفرستند وتقاضاي چاپ آن راداشته باشند.
در يكي از اين شكايت ها خرم ارزاني فرزند عقرب از ماهشهر نوشته است: «حقوق مشتريان و اولويت تحويل خودرو در شركت ... خودرو رعايت نمي شود.
اينجانب مشتري شماره ۷۹۱۵۷۲۴۸۰ ـ ۲۴۰۳ در اين شركت،با قرارداد شماره ۷۷۱۴۸۸ـ۷۹‎/۹‎/۲۳ هستم كه مبلغ ما به التفاوت مورد درخواست را هم در تاريخ اول تير ۸۱ پرداخت كرده ام اما هنوز اتومبيل خود را تحويل نگرفته ام».
ارزاني در ادامه نامه اش نوشته: «براساس پرس وجوها وتحقيق كه كرده ام ،متوجه شده ام در شهرستان ديگري افرادي كه تاريخ ثبت نام و مابه التفاوت آنها پس از من بوده، با پرداخت مابه التفاوتي كمتر از من خودرو خود را تحويل گرفته اند اما من هنوز بلاتكليفم». توضيح مي دهيم مبلغ مابه التفاوت براي درخواست رنگ و كولر و متعلقات اضافي افزون بر بهاي خودرو از مشتري دريافت مي شود.
ارزاني همراه نامه كپي مداركي چون فرم درخواست، دعوت نامه سازمان فروش شركت مزبور،چك بانكي در وجه شركت و مدارك ديگري نيز فرستاده است.
يكي از مداركي كه ارزاني فرستاده فتوكپي شكايتي است كه وي از شركت ... خودرو كرده است.
وي در شكايت خودنوشته چرا در شهرستان بهبهان فردي به نام... در تاريخ ۲۲ دي ۷۹ ثبت نام كرده و در تاريخ سوم تير ۸۱ مابه التفاوت را با شرايط مشابه اينجانب پرداخت كرده و در تاريخ ۱۶ شهريور ۸۱ اتومبيل خود را تحويل گرفته است؟!»
در تلگرام شكوائيه ديگري علي اكبر برادران هروي از مشهد از شركت اتومبيل سازي ديگري به نام... شكايت كرده: «اينجانب مالك اتومبيل مارك... شماره موقت ۰۴۵۹۶۵ با وجود قراردادي كه بايد ۱۵ خرداد ۸۰ اتومبيل خود را تحويل مي گرفتم، در تاريخ ۱۶ تير ۸۰ آن را دريافت داشتم».
برادران در ادامه آورده است: «شركت سازنده درتحويل اتومبيل ۳۳ روز تأخير داشته است.
100632.jpg
اما حاضر نيست سود مشاركت ۲۴ درصدي آن را (يعني مبلغ ۱۵۲ هزار تومان) بپردازد».
وي اضافه كرده است: «آيا يك سال انتظار كشيدن كافي نيست؟ و البته خسارت دير كرد تحويل اتومبيل بيش از اين مبلغ است اما همان كه در قرارداد آمده است بايد اجرا شود».
نويسنده تلگرام بي توجهي شركت را به تعهدات خود خلاف قانون و موجب بي اعتمادي مردم ذكر كرده و در ادامه نوشته است: «لطفاً اگر نمي خواهيد پول مردم را بدهيد،در قرارداد ننويسيد تا حالت فريب پيدا نكند».
وي در پايان نامه اظهار اميدواري كرده اين آخرين مكاتبه او درباره طلب خود از شركت اتومبيل سازي... باشد.
گزيده نامه ها
تهران تا عسلويه، با هواپيماي دلهره
100638.jpg
يكي از روزهايي كه بايد به عسلويه مي رفتم، ساعت ۵:۳۰ صبح منتظر آژانس بودم تا ۵:۴۰ صبر كردم، ولي راننده نيامد، به آژانس تلفن كردم متوجه شدم راننده خواب مانده است و از او خواستم برخيزد و بيايد… در ذهنم تداعي شد چرا كسي را بيدار كردم كه مرا به سوي پرواز مرگ خواهد برد؟ دختر شش ساله ام كه تنها تكيه گاه او در اين جهان بي ترحم منم و شايد گمان مي كند بدون من خورشيد خوشبختي اش طلوع نخواهد كرد، اگر روزي كه مرواريد اشك بر گونه هايش مي غلتد از دوستان من بپرسد چه كسي پدرش را به اين سفر بدون بازگشت فرستاده است. چه جوابي خواهد شنيد؟
صداي زنگ در، مرا لحظه اي از اين كابوس صبحگاهي رها مي كند. اتومبيل آژانس آمده است. به چهره تكيده راننده نگاه مي كنم. پيرمردي شصت ساله است. در چهره او آينده خود را مي بينم. من نيز اگر پس از سي سال خدمت دولتي از سفرهاي مرگ بار جان سالم به در برم… چون او خواهم شد و اگر نبرم؟ … نبايد به اين چيزها فكر كنم. با هم گپ مي زنيم… تا در بن بست واقع در انتهاي يك جاده خاكي و در يك خيابان قديمي به فرودگاه مي رسيم.
پس از عبور از محل اخذ كارت پرواز و ايستگاههاي بازرسي دستي كه بيشتر به گاراژ شمس العماره سابق مي ماند ما را با يك اتوبوس اسقاطي با صندلي هاي مندرس به سمت هواپيما مي برند. در محوطه قديمي باند فرودگاه به هواپيماي فرسوده و خسته نگاه مي كنم. بوئينگ ۷۰۷ با سن بالاي سي وپنج سال است كه بايد سالها قبل پس از سي وپنج سال خدمت بازنشسته مي شد و اكنون مجبور است در اين خط همه روز حداكثر مسافت ممكن را با بار و مسافر كامل پرواز كند. با بيم و اميد سوار هواپيما مي شوم. پس از مدتي تأخير احساس مي كنم هواپيماي خسته و بيمار به سختي از زمين بلند مي شود. كمي پس از پرواز موتور هواپيما در آسمان دچار نقص فني مي شود و به سوي فرودگاه مهرآباد بازمي گردد و در مسير، بنزين خود را در آسمان تخليه مي كند. احتمالاً براي كاهش وزن و جلوگيري از كباب شدن اجساد تكه تكه شده پس از سقوط. در آن لحظات تمام ياران و عزيزان خود را در ذهنم مجسم و با آنان خداحافظي مي كنم. حالت عجيبي مركب از بيم و اميد و شور و نگراني در دل دارم. خود را در آستانه تجربه عظيم ترين بخش هستي ام احساس مي كنم.
عده اي از مسافران درخوابند و متوجه ماجرا نمي شوند. عده اي تظاهر به بي خيالي و بي تفاوتي مي كنند. عده اي از اينكه به ديدار معشوق مي روند خود را راضي نشان مي دهند. خدمه هواپيما سعي مي كنند ترس از مرگ را در چشمان خود پنهان كنند و به مسافران اطمينان خاطر بدهند. برخي وجود عيب را انكار مي كنند. بعضي از آنان با استفاده از دلايل شبه علمي و تعريف از سازنده هواپيما و مهارت خلبانان ايراني و اينكه چون تا به حال اتفاقي نيفتاده پس بعد از اين هم نخواهد افتاد سعي در تخفيف احساس ترس سرنشينان دارند. بالاخره پس از نيم ساعت كه براي من به اندازه يك عمر طول كشيد هواپيما به زمين نشست. اعلام مي شود كه مسافران عزيزو محترم منتظر بمانند تا عيب فني رفع شود و هواپيما به پرواز خود ادامه دهد. مي ترسم اگر از ادامه سفر انصراف بدهم دوستانم مرا ترسو بدانند. پس منتظر مي شوم.
هواپيما با سه ساعت تأخير مجدداً پرواز مي كند. در آسمان از پنجره هواپيما به بيرون نگاه مي كنم. خورشيد از بالاي ابرها هنوز هم اشعه مهربان خود را به سوي زمين مي فرستد اما … چيزي از گرماي آن به من نمي رسد. به افق هاي دوردست نگاه مي كنم.
همايون رشيدي پور
نامه به مسؤولان
جزيره شادماني، شادماني مي خواهد
فاكسي به صفحه خوانندگان رسيده است كه به امضاي
«اهالي جزيره شادماني »را دارد. نويسندگان اين فاكس مشكلات محل زندگي خود را خطاب به مسؤولان كشور نوشته اند: «در پي وارد آمدن فشار بيش از حدي كه اهالي جزيره شادماني به خاطر مشكلات بسيار با آن روبرو هستند مي خواهيم مشكل خود را از طريق صفحه خوانندگان به اطلاع مسؤولان برسانيم و اميدواريم كه شما نامه ما را چاپ كنيد و ما را مأيوس نكنيد.» در ادامه اين نوشته آمده است: «جزيره شادماني در قلب شبه جزيره آبادان واقع شده و فاقد آب، برق و ابتدايي ترين امكانات رفاهي و معيشتي است. اين جزيره كه در رودخانه بهمنشير واقع شده داراي ۴۰خانوار است اما نه جاده، نه بلوار و نه پل و گذر درست و حسابي دارد. شكايتهاي متوالي ما به شهردار، فرماندار، استاندار و... تا حال به نتيجه نرسيده و فقط اين آقايان به ما وعده طرح ۱۰ساله و ۱۵ساله و غيره مي دهند كه عمر آنها هم به سر آمد و هيچ اتفاقي نيفتاد.»
در انتهاي نوشته اهالي جزيره شادماني اين جمله ديده مي شود: «ما هم ايراني هستيم، ما هم از درآمدهاي كشور سهمي داريم مثل بقيه استانها و شهرها.ما اهالي شادماني از پير و جوان و زن و مرد هنوز روز شادماني به خود نديده ايم و ازمسؤولان مي خواهيم شادماني را به جزيره ما اهدا كنند. آن هم از سهم خودمان، نه سهم ديگران!»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |