زماني كه جوامع در جريان توسعه دچار تفكيك و تنوع ساختاري مي شوند مطبوعات نيز همراه با آنها متنوع و متكثر مي شوند. از اين رو مي توان تنوع مطبوعات را نشانه اي از تنوع در گروه بندي هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي به حساب آورد و با ميزان اقبال و مطالعه انواع روزنامه ها گستره تفكيك و تنوع اجتماعي را سنجيد.
مطبوعات
با تكيه بر يافته هاي طرح ملي فعاليت و مصرف كالاهاي فرهنگي هم مي توان تصويري از وضعيت مطبوعه خواني در جامعه شهري كه بيشترين مصرف فرهنگي را دارد و هم تحول در مطبوعه خواني و افزايش ميزان مطبوعه خوان ها را در پاييز سال ۷۸ نسبت به گذشته باز شناخت.
درپاييز ۷۸ درحدود ۷۰ درصد خانواده هاي ۲۸ شهر مركز استان روزنامه و مجله مطالعه مي شده است. ارقام بدست آمده نشان مي دهد در همين سال بيشترين نسبت مطالعه در خانواده ها و افراد از آن روزنامه همشهري است و در مراحل بعدي با فاصله زياد از آن خانواده، اطلاعات، كيهان و ايران قرار دارند. براساس اطلاعات اين گزارش ۷۶ درصد نشريات مورد اشاره سراسري، ۹/۷ درصد بين المللي، ۱۲/۸ درصد محلي و ۱/۲ درصد منطقه اي است. همچنين درصد تراكمي سابقه روزنامه خواني ۴۵/۶ درصد خانواده ها را حداكثر ۲/۵ سال نشان مي دهد. به عقيده دكتر رجب زاده اين داده ها نشانگر آن است كه زمان روي آوري خانواده ها به مطالعه روزنامه و مجله انتخابات دوم خرداد و بعد از آن است كه از يك سو عرصه سياسي كشور فعال شد و از سوي ديگر موج جديدي از روزنامه ها به عرصه مطبوعات وارد شدند. شكل گيري چنين روندي را بايد گام مهمي در گسترش فرهنگ مطبوعه خواني به حساب آورد. ميانگين هزينه خريد نشريه درماه در خانواده هايي كه اقدام به خريد نشريه مي كنند ۱۰۳۵ تومان است. مطالعه مطبوعه در ۶۷ درصد خانواده ها در منزل صورت مي گيرد و با بالا رفتن پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي تعداد نشريه مورد مطالعه و ميزان مطالعه افزايش مي يابد. دكتر رجب زاده دراين باره مي گويد: «نشرياتي كه جهت گيري مشخص تري دارند با بالا رفتن پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي خانواده ها نسبت به مطالعه آنها افزايش چشمگيري پيدا مي كند از جمله مي توان به روزنامه همشهري، ايران، صبح امروز تا حدي خرداد اشاره كرد.» افراد ۱۹-۲۵ ساله بيشترين نسبت استفاده از مطبوعات را دارند. مردان بيش از زنان، دانشجويان و در مرتبه بعد افراد شاغل و افراد داراي همسر بيش از مجردين اهل مطالعه مطبوعاتند. با افزايش تحصيلات نسبت مطالعه مطبوعات افزايش مي يابد.
|
|
|
سينما و تئاتر
برخلاف استفاده از راديو و تلويزيون كه از سطح زندگي و بهبود وضع اقتصادي كمتر تأثير مي پذيرد. اقبال به سينما و تئاتر رابطه نزديك تري با پايگاه اقتصادي و اجتماعي خانواده دارد. هم به دليل هزينه مستمر و بالاي آن و هم به اين دليل كه اقبال به آن به عنوان نشانه فرهيختگي و تعلق به اقشار بالا شناخته مي شود.
به همين دليل انتظار مي رود با بهبود وضع اقتصادي و بالا رفتن منزلت شغلي خانواده ها در سطح كلان و توسعه يافتگي بيشتر نسبت توجه به اين هنرها افزايش يابد. اما نسبت افراد سينمارو دركل جمعيت مورد مطالعه ۲۴/۱ درصد است. ميانگين تماشاي فيلم درجمعيت سينمارو درسال ۳/۸ فيلم است. به اين ترتيب سرانه تماشاي فيلم دركل جمعيت درسال ۰/۹ است. در ۲۹/۲ درصد خانواده ها اعضا با آشنايان، دوستان و ۱۶ درصد خانواده ها افراد معمولاً به صورت فردي به سينما مي روند. حدود ۸۴ درصد افراد سينمارو درسال به تماشاي ۱ تا ۵ و ۱۶ درصد به تماشاي بيش از پنج فيلم مي روند، تهران، رشت و ساري بالاترين نسبتهاي سينما رفتن و زاهدان، بندرعباس، اروميه و ايلام پايين ترين نسبت ها را دارا هستند.
اين وضعيت درمورد تئاتر نيز كم و بيش صادق است. تنها ۶/۸ درصد خانواده ها به اين سؤال كه از اعضاي خانواده كسي به تئاتر مي رود پاسخ مثبت و ۹۳/۲ پاسخ منفي داده اند. اگر سرانه رفتن به تئاتر براي كل جمعيت مورد مطالعه محاسبه شود، رقم تقريبي ۰/۰۸ مرتبه درسال بدست مي آيد. اصفهان و گرگان بالاترين نسبت تماشاي تئاتر را دراين تحقيق دارا هستند. مجموعه نتايج نشانگر آن است كه پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي بالاتر، با رفتن بيشتر به سينما و تئاتر مرتبط است. دانشجويان و محصلان بيش از ساير گروهها فعاليت و افراد مجرد بيش از افراد متأهل به سينما مي روند. بين زنان و مردان درنسبت رفتن به سينما تفاوتي وجود ندارد. دكتر رجب زاده درباره علل پايين بودن ميانگين سرانه زماني رفتن به سينما و تئاتر دركشور معتقد است: «يكي از كاركردهاي سينما رفتن دربسياري از جوامع كاركرد تشخص طلبي است. افراد به سينما مي روند براي اين كه بگويند گروه متفاوتي از ديگران هستند. اگر سينما رفتن براي افراد با كاركرد تشخص بخشي همراه باشد، آنها حاضرند براي آن هزينه كنند. اما اگر سينما چنين كاركردي نداشته باشد، مسلماً همان فيلم را توسط ويدئو يا تلويزيون تماشا مي كنند. ببينيد يك زماني از خيابان انقلاب به بالا و طالقاني بالاي شهر تهران محسوب مي شدند. بيشترين سينماها نيز درهمين محور قرار داشت. اما درحال حاضر اين مناطق ديگر جزو محله هاي بالاي شهر به شمار نمي آيند، بنابراين سينماها به لحاظ مكاني درجايي اند كه افراد براي رفتن به سينما درآن مناطق احساس تشخص نمي كنند. وقتي سينما براي گروه و طبقه اي نداريم، نه امكان تشخص طلبي به افراد مي دهيم و نه امكان گروه يابي برايشان مهيا مي كنيم. اصلاً يك مثال ديگر بزنم، يك بحثي درباره نمايش شب اول تئاتر مطرح است و اينكه چرا برخي افراد به تماشاي شب اول تئاتر بسيار علاقه مندند. ريشه اين مسأله در گفت و گوهايي است كه درباره آن تئاتر يا نمايش مي شود. در واقع براي فرد مهم است كه بگويد من اين تئاتر را در شب اول اجرا ديدم و خودش را به اين طريق از ديگران متمايز كند. به همين دليل درباب كالاهاي فرهنگي سؤال اصلي اين است كه غير از كاركرد گذران اوقات فراغت اينها چه كاركردهاي ديگري در جامعه دارند.
ويدئو و ضبط صوت
ويدئو و ضبط صوت ازجمله رسانه هايي هستند كه امكان گزينش بيشتري براي استفاده كنندگان خود فراهم مي آورند. ۲۹/۵ درصد خانواده ها به اين سؤال كه از اعضاي خانواده كسي ويدئو تماشا مي كند پاسخ مثبت و ۷۰/۵ درصد پاسخ منفي داده اند.
بيشترين مورد استفاده از ويدئو براي تماشاي فيلم سينمايي ذكر شده و متوسط زمان استفاده از آن براي حدود ۵۰ درصد جمعيت داراي ويدئو، ۲ ساعت بيشتر در هفته است. بيشترين نسبت تهيه نوار ويدئو نيز به مراكز مجاز تعلق دارد. همچنين ۷۲/۵ درصد خانواده هاي مورد پرسش قرار گرفته داراي ضبط صوت و ۲۷/۵ درصد فاقد آن هستند. بيشترين نسبت استفاده مربوط به نوار موسيقي و سرود و در مرتبه بعد نوار عزاداري و قرآن است. ميانگين تعداد نوار موجود در منزل خانواده هاي داراي ضبط صوت ۲۱ نوار است. پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي بالاتر با برخورداري بيشتر از سرمايه فرهنگي ويدئو و افزايش تماشاي برنامه هاي آموزشي، كارتون و فيلم سينمايي همراه است. همچنين بالا رفتن پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي به برخورداري بيشتر از سرمايه فرهنگي ضبط صوت، افزايش گوش دادن به نوارهاي آموزشي و قصه و كاهش گوش دادن به نوار روضه و عزاداري منجر مي شود. گروه سني ۶ تا ۱۱ ساله بيش از ساير گروههاي سني و افراد مجرد بيش از افراد متأهل از ويدئو كارتون تماشا مي كنند. گروه سني ۱۹-۲۵ ساله بيش از ساير گروههاي سني، زنان به نسبت يكسان با مردان و افراد داراي درآمد بدون كار كمتر از ساير گروههاي فعاليت از ويدئو شو و موسيقي تماشا مي كنند و افراد گروه سني ۱۹ تا ۲۵ ساله بيشترين نسبت استفاده از نوار موسيقي را نيز دارا هستند.
تلويزيون هميشه برنده
به اين ترتيب براساس يافته هاي اين پژوهش تماشاي تلويزيون با ميانگين زماني ۱۵۶ دقيقه در شبانه روز، بيشترين ميزان مصرف كالاهاي فرهنگي را درميان جمعيت موردمطالعه به خود اختصاص داده است. گوش دادن به راديو با ميانگين زماني ۳۵ دقيقه در شبانه روز، مطالعه مطبوعات با ۲۰ دقيقه، مطالعه كتاب و گوش دادن به ضبط صوت با ۷ دقيقه، استفاده از ويدئو با ۳ دقيقه و رفتن به سينما و تئاتر به ترتيب با ۰/۳ و ۰/۰۲ (تقريباً درحد صفر) در شبانه روز و در مراحل بعدي قرار دارند.
اگر مصرف كالاهاي فرهنگي صرفاً از بعد گذران اوقات فراغت موردتوجه قرار گيرد، به نظر مي رسد تلويزيون هميشه برنده است.
چرا كه اين كالاي فرهنگي، در دسترس ترين، متنوع ترين و ارزان ترين وسيله است. وقتي از دكتر رجب زاده درباره فاصله تقريباً زياد ميانگين زمان مصرف تلويزيون با ديگر كالاهاي فرهنگي نظير مطالعه كتاب سؤال مي كنم او مي گويد: «بهتر است اين سؤال را به اين صورت طرح كنيم كه آيا اصولاً لازم است افراد بيشتر از آن كتاب بخوانند، يا سينما بروند يا بيشتر از تماشاي تلويزيون روزنامه مطالعه كنند. اينجاست كه بحث كاركرد كالاهاي فرهنگي در زندگي اجتماعي مطرح مي شود. افراد وقتي از كالايي استفاده مي كنند كه آن كالا برايشان ثمره و نتيجه اي داشته باشد. حال سؤال من اين است كه واقعاً كتاب درحال حاضر در زندگي مردم چه كاركردي دارد؟ اگر كسي كتاب نخواند با چه مشكل مواجه مي شود. آيا احساس كمبود مي كند، برخي فرصتها را ازدست مي دهد؟! اگر دقت كنيم مي بينيم نه براي كتاب شرايط را مهيا كرده ايم نه براي سينما و… به همين دليل مصرفشان هم كمتر است. اگر از بعد اوقات فراغت نگاه كنيم بديهي است كه افراد دنبال وسايل راحت تر و كم هزينه تري مي روند. يك دستگاه تلويزيون را براي يك خانواده مي خريم. ۱۰-۱۵ سال از آن استفاده مي كنند، هميشه در دسترس شان است و… اما درمورد كتاب چطور؟ مگر آن كه براي كتاب كاركردي قايل باشيم كه تلويزيون فاقد آن باشد. به عنوان مثال كتاب مي تواند كاركرد بسيار مهمي درعرصه شغلي افراد داشته باشد و در ارتقاي شغلي آنها تأثير بگذارد. اين هم مشروط به وجود يك نظام مبتني برشايسته سالاري است درچنين نظامي افراد به دانش هاي جديد نيازمندند پس به سراغ مطالعه كتابهاي تخصصي مي روند. اگر شما وارد مجلسي شويد كه بيشتر افراد موضوع بحثشان مطلب كتاب خاصي باشد، آيا مجبور نمي شويد براي جلسات بعد آن كتاب را مطالعه كنيد. درحالي كه بايد ببينيم در تجمعات و مصاحبت ها افراد چقدر نيازمند مطالعه كتاب هستند. شما ساختار مجالس ديني را درنظر بگيريد. دراين مجالس فرد به چه چيزهايي از لحاظ كالاهاي فرهنگي نياز دارد. اگر جلسه قرآن باشد، يك قرآن و براي جلسه دعا، مفاتيح و اگر مجلس عزاداري باشد كه فقط بايد به صحبتهاي فردي گوش كند.
|
|
|
اما اگر همين مجالس ديني را تغيير بدهيم و به يك جلسه بحث و گفت و گو درباره امور ديني تبديل كنيم افراد مجبور مي شوند درباره موضوعات ديني حرف بزنند و درنتيجه دنبال مطالعه دراين زمينه مي روند. بنابراين برقراري و ترويج سه كاركرد اشتغال، منزلت اجتماعي و اجبارهاي اجتماعي ناخودآگاه مي تواند منجر به افزايش مطالعه كتاب شود.» اما اگر نتايج اين طرح ملي مورد دقت و توجه مسؤولان و برنامه ريزان فرهنگي قرار گيرد، مي توان مطمئن بود كه در آينده به راهكارهاي بهتر و مناسب تري براي ترويج مصرف همه كالاهاي فرهنگي متناسب با شرايط جامعه و پايگاه اقتصادي - اجتماعي افراد دست يافت.
*اطلاعات موجود درباره فعاليتهاي هنري، مذهبي، اجتماعي، تفريح و ورزش در مطلب ديگري تهيه و چاپ خواهد شد.
*بخش نخست روز گذشته منتشر شده است.
• فاطمه اميري