پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۱ - ۳۰ رمضان ۱۴۲۳
Thu, Dec 5, 2002
ويژه
شماره ۲۳۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
عيد فطر،
ماه رمضان در آيينه فرهنگها
عيد فطر،
روز پاداش نيكوكاران
100641.jpg
عيد روزي است كه خداوند آن را از ميان ساير روزها برگزيده و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش تعيين نموده است.
و بندگان را اجازه فرموده تا گردخوان كرم حضرتش بنشينند وبواسطه ادب بندگي، چشم اميد به درگاهش بدوزند و نيازهاي خويش بدوآرند.
به چنگ آورده ام امشب سرودي آسماني را
ببين در شور چشمانم شكوه زندگاني را
به راهت اين چنين هر شب به دريامي زنم دل را
تو هم فانوس را هم كن نگاهي آنچناني را
حضرت دوست در اين روز بندگان را فرموده تا با خوش گماني و اميدواري بخشش ودهش و پذيرش و بخشايش او را چشم داشته باشند و مبادا كه با بدگماني و نوميدي چنين پندارند كه خداوند آنان را نمي پذيرد و داد ودهش و بخشش و بخشايش خويش را از آنان دريغ مي دارد.
زيانكار بيچاره و خسران كشيده خسارت خريده در اين روز كسي است كه از معني عيد غافل ماند و به جاي تلاش وكوشش براي حضور در محضر قدس ربوبي و نشستن برخوان رب العالمين و بهره مند شدن از پاداش آفريدگار دادار به شادي هاي كوچك قهقهه زند و حضور در مجلس انس الهي و همنشيني با بندگان او را به حضور در مجالس لهو و لعب بفروشد و پيروي از شهوات را از همنشيني با مردان خدا برتر بداند راستي كه چه خسارت بزرگي!
به تعبير امام حسن مجتبي(ع) ماه رمضان ميدان مسابقه اي است كه خداوند براي بندگانش فراهم كرد. تا در آن به مسابقه عبوديت و بندگي پردازند ودر روز عيد براي دريافت جايزه وپاداش نزد او گرد آيند و همانگونه كه در پايان هر مسابقه، شركت كنندگان در چند گروه جاي مي گيرند، روزه داران نيز چند گروه اند: اول گروهي كه روزه را تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن مي دانسته اند و به همين بسنده كرده اند و آن را خدمت و طاعت و بلكه منت مي پنداشته اند و به هنگام روزه داري رفتار وكردار خويش را پاس نداشته و با دروغ و ياوه وتهمت و غيبت و يا ناسزا به اين و آن و با آزار مسلمانان روزه خويش را مخدوش كرده اند.
پيداست كه روزه آنان بهره چنداني را نصيب صاحبانش نمي كند مگر اينكه از روي حسن ظن وخوش گماني به رحمت خداوند، عيد گيرند ودر نماز و بعد از نماز به استغفار و توبه و پوزش و جبران كرده ها برخيزند كه اگر چنين كنند دور نيست كه خداوند به هنگام اعطاي جوايز آنان را نيز با ابر رحمت خود بپوشاند و از ثواب و جزا بي بهره نسازد.
دوم گروهي كه در يافته بودند كه روزه چون ديگر تكاليف منتي است كه خداوند بر بندگان خود نهاده است ومي دانستند كه روزه آن هنگام روزه است كه افزون بر پرهيز از خوردن و آشاميدن با پرهيز از گناه وناروايي نيز همراه باشد با اين همه گاه به هنگام روزه داري اعضاي خويش را پاس نداشته و با ترس و اميد و خوف و رجا برخي از ناروايي ها را انجام داده اند، مستحبات را نيز گاهي كه نشاطي داشته اند به جاي آورده اند وهر گاه نشاطي نداشته اند رها ساخته اند و خلاصه نيك و بد و روا وناروا را به هم آميخته اند وبا حالتي همراه با خوف و رجا و شرم و اميد گرد خوان كرم حضرت دوست جمع شده اند اينانند كه خداوند آنان را به بخشش و بخشايش و تبديل سيئات به حسنات، بشارتشان داده و براي عبادت و اطاعتشان بيش از آنچه انتظار دارند ثواب خواهند برد.
سوم گروهي كه روزه گرفته اند اما از سرعادت و از روي غفلت و از معصيت وگناه پرهيز نداشته اند، كار اينان را بايد به خدا وانهاد، مگر آنكه به دليل حضورشان در صف مؤمنان و به طفيل اعمال نيك و ارجمند ديگران خداي بر آنان رحمت آرد و از بخشش و بخشايش خويش بي بهره شان نسازد.
چهارم آن گروه كه فرمان خدا براي روزه وعبادت را با گوش جان شنيده اند و براي انجام درست و شايسته آن تمام تلاش خويش را به كار گرفته اند و تنها به انجام پاره اي از عبادات و اعمال ماه خشنود نشده اند و براي دستيابي به همه آنها از هيچ كوششي دريغ نكرده اند، با اين همه نگرانند كه مبادا در اداي وظيفه كوتاهي كرده باشند. خداوند عبادت و عمل اينان را مي پذيرد و تلاش و كوشش آنان را ارج مي نهد و با انواع كرامات وعنايات پاداششان مي دهد.
پنجم گروهي كه لذت دعوت الهي چنان سرمستشان ساخته كه رنج گرسنگي و بيداري را از ياد بردند و نداي حضرت دوست را عاشقانه و مستانه پذيرا شدند ودعوت او را از روي شوق وشكر و از ژرفاي جان پاسخ دادند و براي پيشي گرفتن در انجام فرمان حق تمام تلاش خويش را به كار بستند و با جانبازي وايثارگري حجاب ها را از ميان برداشتند و با نزديكي به خدا مراد خويش را جست وجو كردند و خود را در خدا فاني خواستند ، اينان كساني هستند كه خداوند به زيبايي و زيبندگي مي پذيردشان، به خود نزديك مي سازد، در حضور خويش و در كنار برگزيدگان مي نشاندشان واز جام وصال مي نوشاندشان، و با بشارت «او ادني» هر لحظه فرامي بردشان و در چنان نور و سروري غرقشان مي كند كه به گمان هيچ بشري راه ندارد و از آن هيچ جا خبر واثري ديده نشده است.
فطر، دعوت به يكتاپرستي و كمال
توحيد و خدامداري روح دعوت انبيا ومكاتب آسماني است. در محيط و اجتماعي كه شرك و كفر در آن ريشه دوانده و زواياي آن را فرا گرفته باشد، ظلم و ستم وفساد به حاكميت مي رسد و صلح وصدق و صفا مهجور ومنكوب مي شود. ابراهيم خليل كه با شجاعتي كم نظير در مقابل نمرود ايستاد ونداي توحيد سرداد، در واقع مصلحي بود كه براي زدودن جامعه از ظلم وستم و فساد از طريق رواج توحيد قيام نمود. مطابق تصويري كه قرآن مجيد از ابراهيم خليل(ع) ترسيم مي كند آن حضرت با اصرار برتوحيد به دنبال ا صلاح امور جامعه خويش به واسطه تحريك انديشه و وجدان مخاطبانش بود و با آماده ساختن ذهن و دل مخاطبان پيام توحيد را مطرح مي ساخت.
علاوه برحضرت ابراهيم (ع) بيشترين همّ انبياي الهي صرف مبارزه با افكار چندگانه پرستي و شرك شده است و برائت جستن از مظاهر شرك و كفر همواره در دستور كار آنان قرار داشته است. صف بندي مشركان و كافران در مقابل انبيا جبهه اي وسيع و نيرومند بوده و انبيا چون با حق ناپذيري وعناد آنان مواجه شدند، شجاعانه و با پشتكار وجديت مسير دعوت به يكتاپرستي را پيمودند وبه صورت هاي مختلف ومتناسب با شرايط، بيزاري و نفرت عميق خويش را از شرك مشركان وكفر كافران ابراز نمودند.
بطور كلي محور تفكر وانديشه هاي انبياي الهي را توحيد تشكيل مي دهد وآنان به عنوان اسوه موحدان ويگانه پرستان در تاريخ بشر مطرحند.
در سيره تبليغي كليه پيامبران دعوت به توحيد به عنوان استراتژي آنان به وضوح به چشم مي آيد ودر آيين اسلام نيز توحيد اولين پايه تكامل وايجاد شخصيت والاي اسلامي محسوب مي شود.
طبق جهان بيني اسلام توحيد محور كليه عقايد وافعال يك فرد مسلمان است. ناگفته پيداست كه يكتاپرستي اسلامي در روابط محدود بنده با خالق خلاصه نشده و دامنه آن كليه شؤون هستي را دربرمي گيرد وهمچون روح كلي برتمامي پديده ها اعم از فردي واجتماعي ، مادي و غيرمادي سيطره وغلبه دارد.
برپايه اين جهان بيني ، يكتاپرستي اسلامي در روابط اجتماعي رنگ سياسي به خود گرفته وبا مظاهر شرك و كفر درمي افتد ومسلمانان را از اطاعت وانقياد نسبت به نظامهاي استكباري و استبدادي باز مي دارد.
بدين ترتيب اسلام مسلمانان را با وظايف خويش درقبال جامعه آشنا ساخته ومي آموزد كه چگونه رفتاري شايسته مسلماني است.
مكتب اسلام به مقتضاي فرهنگ يكتاپرستي با هرگونه سلطه الحادي و شرك آميز مخالف است و جنبش هاي سياسي واجتماعي بسياري را با انگيزه توحيد عليه نظامهاي مشرك و مستكبر سازمان داده است. بي جهت نيست كه از همان سالهاي اوليه دعوت اسلام درگيري مسلمانان با كفار و مشركين آغاز مي شود و صف بندي هاي ايمان وكفر وشرك به وجود مي آيد.
عيدفطر كه عيدبزرگ مسلمانان است نشانگر اين امتياز بزرگ فرهنگ اسلامي است كه در هرعصري قادر است ميراث انبيا كه همان دعوت به توحيد است را احيا نموده وبراساس آن تحولي اجتماعي به وجود آورد وارزشهاي توحيدي را به جهانيان ارزاني دارد. عيدبزرگ فطر به رغم محتواي ديني يك پديده وحركت اجتماعي وسياسي است كه با ايجاد تحول در ارزشهاي حاكم براجتماع همانگونه كه در حركت امام رضا(ع) به اثبات رسيد درحقيقت اقدامي است در جهت ازبين بردن موانع تكامل و ترقي وحاكميت بخشيدن به ارزشهاي تعالي بخش اسلام.
(۱) برگرفته از اقبال الاعمال سيد بن طاووس
ماه رمضان در آيينه فرهنگها
عيد فطر
عيد فطر يكي از دو عيد بزرگ اسلامي است كه در روز اول ماه شوال برگزار مي شود. مسلمانان پس از يك ماه روزه و عبادت پروردگار چشم به راه اين روز بزرگ هستند و اين روز را جشن مي گيرند.
عيد فطر بدرقه اي است بر ماه رمضان، در اين روز روزه حرام است و گويي پس از يك ماه اطاعت از پروردگار همگان در ضيافتي كه از سوي رب العالمين تدارك ديده مي شود شركت مي كنند. صبح عيد فطر در همه شهرها و روستاهاي سرزمين هاي اسلامي نماز عيد فطر با تشريفات خاصي برگزار مي شود.
براي ديدن هلال ماه شوال و تعيين عيدفطر تشريفاتي وجود دارد كه شنيدني است. از جمله در سقز غروب روز آخر ماه رمضان مردم براي ديدن ماه به بام خانه هايشان مي روند و در حالي كه آيينه اي در دست دارند مي كوشند ماه را در آيينه مشاهده كنند. زيرا معتقدند ديدن ماه در آيينه خوش يمن است.در هر كدام از آبادي هاي سقز هم كه مردم موفق به ديدن ماه بشوند فوراً بر بالاي تپه يا كوه مشرف به آبادي آتش مي افروزند، تا به اين وسيله مردم آبادي هاي اطراف هم از رؤيت ماه آگاه شوند. گاهي اوقات كه ماه ديده نمي شود اهالي تا نيمه شب جلو خانه قاضي شهر جمع مي شوند و كسب تكليف مي كنند. بسا اتفاق مي افتد افرادي از آبادي هاي اطراف از راه مي رسند و خبر ديدن ماه را مي دهند، مردم با سلام و صلوات آنان را پيش قاضي مي برند تا در حضور قاضي سوگند ياد كنند ماه را ديده اند. براي اداي سوگند قاضي قرآن را باز مي كند و جلوي آنان مي گذارد و در حالي كه چاقوي تيزي روي قرآن گذاشته به آن عده مي گويد سوگند ياد كنيد. آنان هم به قرآن قسم مي خورند كه ماه را ديده اند. و معتقدند اگر سوگند دروغ ياد كنند آسيب مي بينند وقتي مراسم سوگند تمام شد، قاضي دستور مي دهد مؤذن از گلدسته مسجد صلاي مخصوص عيدفطر را بخواند و به اين ترتيب مردم از ديدن ماه آگاه مي شوند.
در فرنق خمين مردم سعي مي كنند خودشان ماه را مشاهده كنند و اگر ماه را نديدند جمعي را به خمين يا قم مي فرستند تا از مراجع كسب تكليف كنند.
در ميبد يزد روز عيد فطر «صلات» مي كشند، طريق صلات كشيدن به اين ترتيب است كه سه نفر از اهالي كه قرآن را خوب مي خوانند اول صبح عيد به بالاي گلدسته مساجد مي روند و با صداي بلند به تلاوت قرآن مي پردازند، ساعتي پس از خواندن قرآن هر سه تن با صداي بلند هفت مرتبه «الصلاة الصلاة علي العيد الفطر» مي گويند.
با شنيدن صداي آنان اهالي به سمت «پير چراغ» (يكي از زيارتگاههاي محل) مي روند و نماز عيد را به جماعت برگزار مي كنند.
عيد فطر نزد مردم دير بسيار عزيز و بزرگ است. اهالي دير در اين روز به ديد و بازديد يكديگر مي روند و فرا رسيدن عيدفطر را تبريك مي گويند. در تمام خانه ها از مهمانان با چاي، قليان، نان زرد، نان شيرين و ساير خوردني ها پذيرايي مي كنند.
بندر گناوه اي ها پس از خواندن نماز عيد، دسته جمعي به منزل كساني كه عزيزي را از دست داده اند مي روند و سر سلامتي مي دهند.
اهالي كازرون هم بعد از نماز عيد، بار و بنديل خود را برمي دارند و براي زيارت و گردش به امامزاده ها، مزار بزرگان و گردشگاههاي اطراف شهر مي روند و با شادي و سرور روز عيد را سر مي كنند.
در خمين خانواده عروس از خانواده داماد در اين روز عيدي مي گيرند كه اين عيدي شامل: شيريني، برنج، روغن، حنا، صابون، گوشت، فلفل، لپه ويك قواره پارچه است و گاهي مادر شوهر وخواهرشوهر به خانه عروس مي روند و عروس را به همراه خود به حمام مي برند و پس از آن مراسم ناهار برگزار مي كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |