پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۱ - ۳۰ رمضان ۱۴۲۳
Thu, Dec 5, 2002
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۳۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گوهر نيايش
ميوه هاي درخت پربار نيايش مسعود فكري
بخش دوم و پاياني
100614.jpg
اشاره:
اينكه آدميان بتوانند با كانون هستي سخن بگويند از گشايشها و تكيه گاههاي بسيار بزرگ زندگي بشر است. دعا و نيايش سخن گفتن و مخاطبه يك سويه خداوند را بدل به ديالوگ گفت وگو مي كند و تحليل محتوا و بررسي پديدارشناسانه دعا و نيايش پرده از اسرار و عناصر مختلف مندرج در دعا و نيايش برمي دارد. مقاله ي حاضر با نگاهي به پيشينه نيايش در فرهنگ انساني و اديان مختلف در پي دستاوردها و عناصر دروني نيايش برآمده است.
• انديشه

بسياري از يهوديان و مسيحيان در طول قرنها، هر روز و هر هفته بخشهايي از كتاب مقدس را كه مشتمل بر نيايش با خداست مي خوانند: از جمله مزامير داود كه در بخش عهد عتيق قراردارد و بيش از بخشهاي ديگر مضامين گفت وگوي مستقيم با خداوند را در خود جاي داده است.
ـ در مزمور شانزدهم چنين آمده است:
اي خدا! از من محافظت فرما زيرا كه به تو پناه آورده ام. به خدا گفتم تو خداوند من هستي و جز تو هيچ چيز مرا خوشبخت نمي كند.بزرگان واقعي دنيا كساني هستند كه به تو ايمان دارند و ايشان مايه شادي من مي باشند.
اي خداوند تو همه چيز من هستي، تو مال و ثروت من هستي، زندگي من در دست هاي توست.
آنچه به من بخشيده اي عالي است و من از آن لذت مي برم.
خداوند را شكر مي كنم كه مرا راهنمايي مي كند و حتي شب هنگام نيز مرا تعليم مي دهد. خداوند هميشه با من است او در كنار من است و هيچ چيزي نمي تواند مرا بلرزاند. (۴)
ـ همچنين در مزمور بيست وپنجم آمده:
اي خداوند! راز خود را با تو درميان مي گذارم.
خدايا من بر تو توكل دارم پس نگذار شرمنده شوم و دشمنانم با ديدن بدبختي من شادي كنند.بلي آنان كه به تو اميد دارند هرگز سرافكنده نخواهند شد اما كساني كه بي جهت از اوامر تو سرپيچي مي كنند، خوار خواهند شد.
اي خداوند! خود را به من نشان ده و احكام خود را به من بياموز راستي خود را به من تعليم ده و مرا هدايت فرما. زيرا تو نجات دهنده من هستي و من هميشه به تو اميدوار بوده ام. (۵)
ـ همچنين در انجيل متي باب ششم ضمن تأكيد بر پنهان انجام دادن اعمال نيك، از دعاها و مناجات هاي مسيح كه به پيروان خود تعليم مي داد چنين گزارش مي دهد:
پس شما اينگونه دعا كنيد اي پدر ما كه در آسماني! نام مقدس تو گرامي باد.(۶)
ملكوت تو برقرار گردد خواست تو آنچنان كه در آسمان مورد اجراست بر زمين نيز اجرا شود.
نان روزانه ما را امروز نيز به ما ارزاني دار.
خطاهاي ما را بيامرز چنانچه ما نيز آنان را كه به ما بدي كرده اند مي بخشيم.
ما را از وسوسه هاي دور نگاه دار و از شيطان حفظ فرما.
زيرا ملكوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست.(۷)
همانگونه كه ملاحظه مي كنيم در فرهنگهاي ديني، مناجات با موجود متعالي ومبدأ هستي از جايگاه بااهميتي برخوردار است. بدانگونه كه صيقل و جلابخشي روح و جان آدمي به واسطه قرار گرفتن در معرض چنين ارتباطي حاصل مي شود.
در دين اسلام نيز نيايش از اصيل ترين عناصر و آموزه هاي آن به شمار مي رود. اما پيش از ورود به چگونگي آن در فرهنگ اسلامي بايد به نكته مهمي توجه نمود.
تفاوت دعا و نيايش
هرچند گاهي دو واژه دعا و نيايش براي يك حالت يا رفتار ديني به كار مي رود اما با نگاه دقيق تر مي توان تفاوتهايي ميان آن دو يافت.
در دعا اغلب طلب و درخواست و برآوردن حاجت از خداوند موردنظر است و دعاكننده مي كوشد تا با نماياندن مراتب فقر و نياز خود، عنايت را بر اعطاي آن جلب كند.
در دعا غالباً ارتباط و پيوند با نگرش يك سويه و يك جانبه است. يعني دعاكننده تمام توجه خود را براي روي آوردن به معبود به كار مي گيرد اما چندان به رويكرد او به خود و گفت وگوي متقابل توجه ندارد. اما در مناجات:
اولاً : لذت و شيريني گفت وگو با موجودي كه او را دوست دارد به او عشق مي ورزد كاملاً درك مي شود.
ثانياً: مناجات قبل از آنكه ابزاري براي تحصيل خواسته اي باشد خود هدف بوده و اين رازگويي خود مقصد است.
در فرهنگ اسلامي رابطه اي عاشقانه و دوستانه براساس قرب و نزديكي ميان انسان و خدا مي تواند برقرار شود كه تكيه گاه مطمئني براي تنهايي معنوي آدمي در عرصه هستي باشد و گاهي آدمي چنان مستغرق اين حضور مي شود كه همه چيز جز او را به فراموشي مي سپارد.
و البته اين نه خود فراموشي منفي بلكه خوديابي در مسير تعالي وجود است.
چنان پرشد فضاي سينه از دوست
كه نقش خويش گم شد از ضميرم
ملاحظه بخشهاي عمده اي از نيايشهاي صحيفه سجاديه و مناجاتهاي پانزده گانه امام سجاد عليه السلام و ديگر مناجاتها نظير مناجات شعبانيه كه به نقل محدثان و اصحاب روايات همه امامان آن را مي خوانده اند. نشاندهنده ارتقاي پيوند انسان با معبود از مقام نيازخواهي كه محور مشترك دعاهاست به مقام رازگويي است.
ـ در مناجات محبين مي خوانيم:
خدايا چه كسي شيريني دوستي تو را چشيد و جز تو را برگزيد؟ و كيست كه با نزديكي به تو آرام گرفت و از تو روي گرداند؟
تو آرزوي دل مشتاقان و نهايت آرزوي دوست داراني.
من دوستي تو و دوستي دوستان تو را مي خواهم و فراتر از اين مي خواهم كه تو دوست داشتني ترين براي من باشي.
ـ در مناجات مفتقرين از دلدادگي ميان آدمي وخدا مي خوانيم:
سوز سينه را جز وصال تو خنك نكند و آتش دلم را جز ديدار تو خاموش نسازد و اشتياقم به تو را جز نگاه به روي سينه تو سيراب نسازد و قراري جز با نزديكي به تو ندارم. در اين فرازها پيوسته عرضه و نماياندن يك عشق و دلدادگي دروني به مظهر همه خوبيها و زيباييهاست كه با تكرار آن سعي در پروراندن اين شيفتگي است.
در مناجات عارفين آمده است:
خدايا مرا از آنان قرار ده كه درخت شوق به تو در باغهاي دلشان روييده و سوز محبت تو سراسر دلشان را گرفته است همانان كه به آشيانه هاي انديشه پناه مي برند و در گلزارهاي قرب و ديدار تو مي گردند و از حوضهاي دوستي با جام لطف جرعه در مي كشند و به نهرهاي صفا و صدق درمي آيند.
اين نوع از راز و نياز جز براي مقام تفرد و خلوت محض ميان دو موجود كه سومي را از آن خبر و آگاهي نيست حاصل نشود و چه بسا پيوسته كوشش بر آن است كه چون رازي بر ديگري گشوده نگردد از آن روي كه خبر شدن و آگاهي يافتن ديگري از اين انس و ملاطفت به دوام و استمرار و رندانه بودن آن زيان رسانده و از زيبايي آن كه در گروي پنهاني و مستوري است، خواهد كاست.
ره آورد نيايش
از جهت روحي، شخصيتي، اعتقادي و اجتماعي نيايش مي تواند دستاوردهاي فراواني داشته باشد. زيرا نيايش در سير خود از اعماق جان آدمي نشأت مي گيرد و تا بي نهايت هستي كه همان معبود و محبوب نيايشگر باشد راه مي سپارد و همه ابعاد آدمي را درمي نوردد و جوانب گوناگون او را سيراب مي سازد.
اما برخي از اين دستاوردها عبارتند از:
۱ـ خوديابي
تنها زماني مي توان خود را يافت كه به نداي راستين برخاسته از عمق جان گوش سپرد و به تكاپوي رسيدن به آن به تكيه گاهي امن چشم دوخت. در نيايش آدمي خواسته هاي دروني اش را كه آيينه نمايانگر حقيقت وجود اوست مي شناسد و از راه اين خواسته ها كه در معبود آن را جست وجو مي كند و به آن عشق مي ورزد به تعريف دقيقي از خويشتن خويش نائل شده بار ديگر از ميان خودهاي فرضي و اعتباري، خود حقيقي را مي يابد و با كندن جامه هاي رنگارنگ خودبافته، گوهر انساني اش را هويدا مي سازد. زيرا نيايش در شكل درست آن فارغ از هرگونه تكلف ساختگي و تقليدهاي سطحي است.
۲ـ برخورداري از آرامش
فراهم ساختن فضايي عيني از ارتباط، پيوند و گفت وگو ميان انسان و نيرويي برتر و درك حضور او كه مي كوشد با جلب محبت و رضايت او اين حضور را با خود مداوم و پيوسته سازد، آدمي را از تنهايي كه به دنبال آن توهم بي پناهي و شكست و ناتواني در برابر رخدادهاي پيدا و ناپيدا جان او را مي آزارد، رهايي مي بخشد در سيره پيامبران الهي، آنجا كه امواج خروشان درياهاي سختي و بلابر پيكره كشتي آرامش و قرارشان مي كوفت، نيايش رشته محكم رهايي از گرداب آن بود.
همانگونه كه ذوالنون در شكم ماهي چنين كرد:
فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين (انبيا/ ۷۸)
در آن تاريكي ها بانگ برآورد كه جز تو معبودي نيست تو منزهي.
همانا من از ستمكارانم.
و نيز: و ايوب اذنادي ربه اني مسني الضر و انت ارحم الراحمين (انبيا۸۴/)
(يادآور) ايوب را كه پروردگار خويش را خواند و (گفت)
سختي مرا فراگرفته و تو مهربان ترين مهرباناني.
از نكات مهم مناجات پيدايش آن در يك فضاي دوجانبه آن هم نزديك با تعابير من و توست.
«من چنينم و تو چناني » كه اين از دل انگيزترين تصاوير دوستي و دلدادگي ميان انسان و معبود است.
۳ـ شادكامي و لذت بردن
انسان براساس ويژگيهاي روحي درشاديها و اندوه ها، ناكامي ها و كاميابي ها نيازمند به همنشيني است كه آنچه دارد با او در ميان گذارد و به گونه اي با تخليه خود از ناراحتيها و فشارهاي رواني كاسته و يا با بسط وگسترش شادماني ها احساس لذت و گوارايي كند.
چه بسيار كه ما داستان جذابي را از يك سفر خاطره انگيز را بارها براي دوستانمان نقل كرده ايم و از اينكه آنان به دقت به آن گوش كرده اند لذت برده ايم و يا موفقيتهاي زندگي را براي كسي كه احساس مي كنيم به سخن ما دل مي سپارد بازگو كرده ايم.در فرهنگ نيايش آنكه آدمي با او راز و نياز مي كند سخن او را مي شنود، به او توجه دارد و احساسات او را چنان كه هست درمي يابد و در اين حالات او به نحو فاعلي تأثيرگذار است و اين روي ديگري از سكه گرانبهاي مناجات است.
ـ قرآن كريم مي فرمايد:
و لقد نادانا نوح فلنعم المجيبون (صافات۷۵/)
نوح ما را فراخواند و ما چه نيك پاسخ دهنده اي هستيم.
۴ـ پاكيزگي روح و جان
از آنجا كه در مناجات از عالي ترين مضامين، عبارات و مفاهيم استفاده مي كنيم و زيباترين احساسات را به نمايش مي گذاريم، با مداومت آن اين مفاهيم قدسي در جان رسوخ كرده، روح به سوي تحصيل و كسب آنها روان مي شود.
آنكه خدا را به مهرباني، حكمت، محبت با لطف و گذشت و ساير صفات نيك مي خواند، با درك نيكويي اين صفات و باور به آن مي كوشد روح خود رانيز واجد آنها ساخته از اين راه تشبه به باري و خداي خود يابد.
پانويسها
۴ـ كتاب مقدس ـ عهد عتيق ـ مزمور داود .۱۶
۵ـ همان ـ مزمور.۲۵
۶ـ مفهوم پدر كه در سنت مسيحي رايج شده مستند به نوعي تثليث است كه رواج آن بيش از آنكه متكي به آموزه هاي حضرت مسيح باشد، مبتني بر تعاليم كليسايي است.
۷ـ كتاب مقدس ـ عهد جديد ـ انجيل متي ـ باب ششم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |