يكشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۱ - ۳ شوال ۱۴۲۳
Sun, Dec 8, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
مجلس
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
درباره فيلمسازاني كه فقط يك فيلم بلندسينمايي توانسته اند بسازند
ويترين نشريات
در پيام وزير ارشاد به نخستين جشنواره نمايش هاي طنز مطرح شد
درباره فيلمسازاني كه فقط يك فيلم بلندسينمايي توانسته اند بسازند
يك فيلم براي هميشه!!
101106.jpg
گويا قرار است در بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر نسبت به فيلمسازان جوان و تازه كار و كساني كه اولين تجربه حرفه اي خود را ارائه مي دهند توجه ويژه اي مبذول شود و… خب، پشتيباني از نسل تازه نفس بسيار خوب و پسنديده است و بي ترديد نقش تعيين كننده اي در پيشرفت روزافزون سينماي ايران خواهد داشت، مشروط براينكه صنعت فيلمسازي نيز بتواند پذيراي چهره هاي جديد اين حرفه باشد و امكان تداوم كارشان را فراهم آورد.
از سال ۱۳۵۸ كه سينماي نوين ايران براساس شرايط سياسي و اجتماعي دوران، تازه پاگرفت تا اواخر دهه هفتاد طي دو دهه حدود دويست و پنجاه فيلمساز نوظهور فرصتي يافتند تا كنار چهل سينماگر كهنه كار و باسابقه ذوق و توان خود را در عرصه سينماي حرفه اي و ساخت فيلم بلند تجربه كنند اما اين فرصت سهل الوصول براي همه مشتاقان ورود به سينماي حرفه اي چاره ساز نبود. درميان افرادي كه باا ميد پيوستن به جرگه سينماگران حرفه اي كار خود را آغاز كردند بيش از صد فيلمساز فقط يك فيلم بلند توانسته اند بسازند و حتي برخي امكان نمايش عمومي آن يك فيلم را هم نداشته اند نمونه هايي چون «بند» (،۱۳۶۰ غلامحسين طاهري دوست)، «پيكرتراش» (۱۳۶۰ محمدرضا ممجد)، «عفريت» (۱۳۶۱ فرشيد فلك نازي)، «صف» (،۱۳۶۷ علي اصغر عسكريان)، «باد سرخ» (،۱۳۶۷ جمشيد ملك پور)، «مدرسه رجايي» (،۱۳۶۸ كريم زرگر)، «همه يك ملت» (،۱۳۶۹ حسين مختاري) از جمله فيلم هايي هستند كه به خاطر عدم امكان نمايش عمومي سازندگانشان را درنخستين تجربه سينمايي خود با شكست روبرو كردند هرچند ديگر فيلمسازان تك محصول سينماي ايران نيز كه تنها اثرشان به نمايش عمومي درآمد، پيامدي جز شكست نداشت. البته مي توان دليل ركود كار اين دسته از فيلمسازان را به ضعف و بي ذوقي خودشان نسبت داد و شايد يكي از دلايل مهم همين نكته باشد اما بايد پرسيد آيا كساني كه ماندند و ادامه دادند و همچنان فيلم پشت فيلم مي سازند همه از نخبگان سينما هستند؟ حال اينكه درميان صد فيلمساز ياد شده بيش و كم به نام هاي مطرح و معتبر اهل هنر نيز برمي خوريم؛ حميد سمندريان سازنده فيلم «تمام وسوسه هاي زمين» (۱۳۶۷)، جعفر والي سازنده فيلم «تا غروب» (۱۳۶۷)، محمد كاسبي سازنده فيلم «شنا در زمستان» (۱۳۶۸)، فرامرز صديقي سازنده فيلم «طعمه» (۱۳۷۱) و… كساني ديگر با پشتوانه تجربه هاي پيشين خود در زمينه تئاتر و سينما، فيلمسازي را تجربه كردند و احياناً براي هميشه عطاي آن را به لقايش بخشيدند.
جشنواره بين المللي فيلم فجر، در بيست دوره گذشته بيش و كم كاشف چهره هاي تازه فيلمسازي بوده و با ارج نهادن برآثار برگزيده سينماگران جوان كوشيده است پشتيبان معنوي آنان باشد اما برخي واقعيت ها نشان مي دهند كه پشتيباني معنوي جشنواره نمي تواند تكيه گاه مطمئني براي دوام حضور يك فيلمساز تازه از راه رسيده قلمداد شود. در واقع شرايط و مناسبات حاكم بر نظام توليد فيلم نقشي بسيار تعيين كننده تر از تشويق و تحسين جشنواره دارند و گاه همه تأييدها و تحسين ها و جوايز ريز و درشت جشنواره را هيچ مي انگارند و فيلمساز را همان اول كار به حاشيه مي كشانند. نمونه هاي بسيار شناخته شده چنين شرايطي، سعيد ابراهيمي فر و واروژ كريم مسيحي هستند كه هريك پس از نخستين فيلمشان ازادامه كار بازماندند. سعيد ابراهيمي فر با فيلم «ناروني» (۱۳۶۷) در هفتمين جشنواره فيلم فجر، نامزد دريافت هفت جايزه اصلي شد و توانست جايزه ويژه هيأت داوران براي بهترين فيلم اول وسيمرغ بلورين بهترين تدوين و بهترين صدابرداري صحنه را دريافت كند و همچنين به عنوان مطرح ترين فيلمساز جشنواره هاي بين المللي بدرخشد و چند جايزه معتبر نيز در خارج از كشور بگيرد و نام خود راكنار نام بزرگان سينماي جهان قرار دهد اما با همه موفقيت هاي چشمگير داخلي و خارجي چهارده سال انتظار كشيد تا مجال ساخت فيلم دوم را به دست آورد و ظاهراً هنوز دركش و قوس فيلم دوم قرار دارد و معلوم نيست حاصل كارش كي و چگونه به سامان خواهد رسيد؟
101100.jpg
واروژ كريم مسيحي، دوازده سال پيش با فيلم «پرده آخر» (۱۳۶۹) در نهمين جشنواره فجر خوش درخشيد و دستاوردش سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني، بهترين صحنه آرايي، بهترين صدابرداري صحنه، بهترين چهره پردازي، بهترين بازيگر مرد نقش دوم، بهترين بازيگر زن نقش دوم، بهترين فيلمبرداري، بهترين بازيگر زن نقش اول و ديپلم افتخار بهترين فيلم اول را به خود اختصاص داد و علاوه براين نامزد دريافت بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين تدوين و بهترين موسيقي متن و بهترين بازيگر زن نقش دوم نيز بود. همچنين دومين فيلم برگزيده منتقدان سينمايي كشور شد و… با اين همه واروژ كريم مسيحي، در رديف فيلمسازان ناكام دو دهه گذشته قرار دارد و هنوز از ساخت فيلم دوم او خبري نيست و تاكنون هيچ تهيه كننده اي حاضر به سرمايه گذاري براي فيلمنامه ها و طرح هايش نشده است و اين برنده ترين و ستايش شده ترين فيلمساز جشنواره فجر، با تدوين فيلم ديگر فيلمسازان وبرخي فعاليتهاي جانبي سينمايي روزگار مي گذراند و همچنان انتظار مي كشد تا شايد روزي طلسم «پرده آخر» شكسته شود و فرصتي براي تجربه اي ديگر دست دهد.
جشنواره بين المللي فيلم فجر زماني مي تواند با پشتيباني هاي معنوي خود سينماي ايران را به مقصد مطلوب برساند كه مشكلات بازدارنده از سر راه سينماگران صاحب ذوق انديشه برداشته شود. درغير اين صورت همه رشته ها پنبه خواهد شدو هر كوشش سازنده اي درچم و خم شرايط نامتعادل توليد و توزيع فيلم بي ثمر خواهد ماند.
طي دو سه سال اخير، حدود هفتاد فيلمساز ديگر نيز به جمع حرفه اي ها پيوسته اند. از اين گروه فقط تعداد انگشت شماري توانسته اند به مرحله ساخت فيلم دوم برسند و بقيه يا اندر خم فيلم اول درمانده اند يا هنوز تجربه نخست خود را به آخر نرسانده اند. به هر حال كميت چشمگيري است هرچند از كيفيت آثار چندان خبر نداريم همين قدر مي دانيم كه بيشتر فيلمسازان نورسيده سوداي حضور در جشنواره هاي جهاني را دارند
101097.jpg
و آرزومنددريافت جوايز نقدي و غيرنقدي آن سوي مرز هستند و روي اكران داخلي زياد حساب نمي كنند و البته با توجه به ريزش مخاطب و كسادي بازار سينما و تعطيلي پي درپي سالن هاي نمايش به بهانه فرسودگي و عدم توازن دخل و خرج و ديگر مشكلات دست و پاگير، امكان نمايش بسياري از فيلم ها وجود نخواهد داشت.
با يك جمع بندي تقريبي، مي توان گفت: در سينماي پس از انقلاب بيش از سيصد و پنجاه فيلمساز مجال تجربه حرفه اي داشته اند و اي
با يك جمع بندي تقريبي، مي توان گفت: در سينماي پس از انقلاب بيش از سيصد و پنجاه فيلمساز مجال تجربه حرفه اي داشته اند و اين كميت با اندكي حذف و تعديل همچنان به قوت خود باقي است. يعني هنوز فيلمسازان ياد شده براي ادامه كار تلاش و تكاپو مي كنند اما اگر ميانگين ظرفيت توليد سينماي حرفه اي ايران پنجاه فيلم درسال باشد. با محاسبه اي ساده به نتيجه ياس آوري مي رسيم. چون هر فيلمسازي دست كم بايد هفت سال منتظر بماند تا نوبت ساخت فيلم به او برسد. مگر اينكه ضريب توليد فيلم چند برابر شود يا عده اي ميدان را براي ديگران خالي بگذارند و با خاطرات خوش فيلم اول خود، پي كار ديگري بروند.
ويترين نشريات
شصت و يكمين شماره ادبيات و فلسفه منتشر شد
101109.jpg
شصت و يكمين شماره ادبيات و فلسفه به سردبيري علي اصغر محمدخاني منتشر شد. در اين شماره مي خوانيد: حاشيه نشيني كشور شاعران / دكتر محمود فتوحي ؛ مدرنيته نياز به صورت بندي جديد دارد /گفت و گو با شاهرخ حقيقي نويسنده «گذار از مدرنيته؟» / ساير محمدي ؛ جايگاه مقالات شمس در ادب و عرفان ايران/ دكتر محمدعلي موحد؛ تأثيربينش سياسي در طليعه نقد ادبي ايران / دكتر محمددهقاني؛ از گرين لند تا صخره برايتون / رضانجفي ؛ ايران و فرانسه دو كشور تمدن ساز / زهرا داميار و...
بخشي از گفت وگوي «مدرنيته نياز به صورت بندي جديد دارد» را مي خوانيد:
| آقاي حقيقي، شما پست مدرنيسم را يك دوره تاريخي تلقي مي كنيد يا يك مكتب فلسفي ـ فرهنگي ؟
* هم مدرنيسم وهم پست مدرنيسم را مي توان هم يك مرحله تاريخي در نظر گرفت و هم يك مكتب فلسفي ؛ اما براي اين كه هر يك از اينهاو براي مثال پست مدرنيسم را يك مرحله تاريخي در نظر بگيريم، ناگزير بايد ملاكي داشته باشيم براي دوره بندي تاريخ. از جمله ليوتار در كتاب «وضعيت پست مدرن» ميانه قرن بيستم را آغاز دوران پست مدرن مي داند، ولي دوره بندي اوپايه در برداشت مفهومي او از مدرن و پست مدرن دارد.
سي و يكمين شماره ماهنامه كارنامه منتشر شد
101115.jpg
سي ويكمين شماره ماهنامه كارنامه منتشر شد در اين شماره مي خوانيد: ويژه نامه احمدمحمود [محمود دولت آبادي ؛ جمال ميرصادقي ؛ مهدي قريب ، محمدمحمدعلي، سيمين بهبهاني وعلي اعطا ]؛ حرف اضافه / عمران صلاحي ؛ ويژه نامه كارلوس فوئنتس ؛ استعاره اي براي عصر ما/ يان شرشتاد / محمدربوبي ، غلامحسين نظري ؛ چهره گاربو / رولان بارت / فتاح محمدي ؛ به همراه داستان هايي از كورتاسار، اورتگار، محمدرضا تقوي، مرضيه گراميان نيك ... و شعرهايي از زبيگنيف هربرت، منصور اوجي، محمود طياري، حميديزدان پناه، محمود فلكي
نخستين شماره سهراب منتشر شد
101112.jpg
نخستين شماره ماهنامه سهراب به سردبيري محمدحسين عابدي منتشر شد.
در اين شماره مي خوانيد: سهراب از مرگ رنگ تا/... منوچهر آتشي؛ مصراع آخر/ عمران صلاحي؛ مرغ معمايي به نام سهراب سپهري/ پوران فرخزاد؛ روايت انساني كه جزء طبيعت است/ جواد مجابي؛ سپهري فرصتي ميان واژه و رنگ/ محمود معتقدي و...
در پيام وزير ارشاد به نخستين جشنواره نمايش هاي طنز مطرح شد
طنز در كشور مورد پژوهش قرار نگرفته است
متأسفانه در كشور ما طنز ازجمله مقولات فرهنگي اي است كه كمتر مورد پژوهش قرارگرفته و غالباً ناشناخته و مهجور مانده و يا گاه به واسطه تحجر و جمود فكري تاحد هجو و حتي لودگي سقوط كرده است.
به گزارش ايسنا، احمدمسجدجامعي وزير ارشاد طي پيامي به نخستين جشنواره نمايش هاي طنز، كه صبح روز گذشته در اصفهان گشايش يافت با بيان اين مطلب آورده است: برهنرمندان طنزپرداز، خصوصاً اصحاب مراوده نمايش فرض است كه با به كارگيري نگرشي ژرف و تازه و در عين حال پويا نسبت به مقوله طنز و شناخت و تبيين و منزلت آن در شيوه هاي مختلف نمايش اقدام نمايند.
* روابط فرهنگي ايران و آذربايجان گسترش مي يابد
به دنبال امضاي تفاهمنامه همكاري فرهنگي ميان تهران و باكو روابط فرهنگي ايران و آذربايجان گسترش مي يابد.
به گزارش ايرنا، احمدمسجد جامعي وزيرارشاد كه صبح روز شنبه همراه با هيأتي فرهنگي وارد باكو شد با اعلام اين خبر گفت: اين سفر به منظور بررسي راه هاي گسترش مناسبات فرهنگي و هنري بين دو كشور انجام شده است.
نامزدهاي جايزه سينمايي تنديس حافظ معرفي شدند
نامزدهاي دريافت تنديس حافظ ششمين جشن سينمايي مجله دنياي تصوير معرفي شدند.
به گزارش خبرنگار «ايران»، نامزدهاي دريافت جايزه در رشته هاي بهترين طراحي صحنه و لباس، تدوين، فيلمبرداري، بازيگر زن و مرد، فيلمنامه، كارگرداني و بهترين فيلم همچنين نامزدهاي بهترين بازيگر زن و مرد (درام و كمدي)، فيلمنامه، كارگرداني و بهترين سريال اعلام شدند. بنابراين گزارش در رشته بهترين بازيگر زن و مرد هركدام ۱۰ نفر كانديدا هستند كه از ميان آنها مي توان به هديه تهراني (براي كاغذ بي خط)، رؤيا تيموريان (زندان زنان)، ليلا حاتمي (ارتفاع پست) ، كتايون رياحي (شام آخر)، رؤيا نونهالي(زندان زنان) فاطمه معتمدآريا (دختر شيريني فروش) و عزت الله انتظامي (خانه اي روي آب)، پرويز پرستويي(عزيزم، من كوك نيستم)، حميد جبلي(دختر شيريني فروش)، حميد فرخ نژاد (ارتفاع پست)، جمشيد هاشم پور (سفر به فردا) و رضاكيانيان (خانه اي روي آب) اشاره كرد.
«انتخاب سوفي» به اپرا تبديل شد
اپراي «انتخاب سوفي» كه برپايه رماني معروف به همين نام از ويليام استايرون تصنيف شده است از ديروز در تالار اپراي سلطنتي لندن به اجراي افتتاحيه گذاشته شد.
به گزارش بي.بي.سي «نيكولاس ماو» از نوازندگان معروف، ايده تصنيف اين اپرا را از رمان سال ۱۹۷۹ استايرون برگرفت كه درباره يكي از بازماندگان يهودي تبار واقعه يهودكشي است كه بعدها در مثلثي از يك ماجراي عاشقانه گرفتار مي شود.
گفتني است «ويليام استايرون» نويسنده اثر «انتخاب سوفي» كه تاكنون آثار پرفروش بسياري همچون «در تاريكي درازبكش»، را نوشته در اجراي افتتاحيه اين اپرا حضور خواهدداشت. او پس از انتشار «انتخاب سوفي» به خاطر دستاويز ساختن موضوع مهمي همچون «يهودكشي» مورد انتقاد قرارگرفت و از سوي ديگر خشم جمعيت يهوديان را به خاطر مسيحي بودن قهرمان زن داستان خود برانگيخت.
چهارمين كنگره شعرو قصه جوان برگزار مي شود
چهارمين دوره كنگره سراسري شعر و قصه جوان كشور از ۱۹ تا ۲۱ آذرماه در بندر عباس برگزار مي شود.
به گزارش ايرنا، علي رضايي مسؤول دبيرخانه ضمن بيان اين مطلب افزود: منوچهر آتشي، شمس لنگرودي، محمدعلي بهمني در بخش شعر، ابوتراب خسروي، سيد حسن ميرعابديني و حسين سناپور به عنوان داوران اين كنگره شركت خواهندكرد.
بر صحنه تئاتر هاي تهران
* سالن اصلي تئاتر شهر ـ «بيتوس بيچاره»، كارگردان: حميد مظفري، ساعت .۱۸‎/۳۰

* سالن چهارسو ـ «والس مرده شوران»، كارگردان: كوروش نريماني، ساعت ،۱۸‎/۱۵ «مصائب ايازعيار»، كارگردان: مهدي مكاري، ساعت .۱۹‎/۴۵

* سالن سايه ـ «همان هميشگي»، كارگردان: ريما رامين فر، ساعت .۱۹

* سالن قشقايي ـ «مادر همه آن اسفندياران»، كارگردان: مريم معترف، ساعت ،۱۸ «دايره بسته»، كارگردان: منيژه محامدي، ساعت .۱۹‎/۳۰
امروز با گلي امامي
گلي امامي از مترجمان باسابقه و جدي در حوزه ادبيات داستاني است و تاكنون آثار بسياري از نويسندگان مطرح جهان با ترجمه او چاپ و منتشر شده است. «دختري با گوشواره مرواريد» اثر تريسي شواليه با برگردان او چندي پيش منتشر شد و رمان «باغ فردوس» از نويسنده ايراني الاصل آناهيتا فيروز با ترجمه او همزمان با انتشار اصل كتاب در خارج از كشور، در ايران انتشار يافت.
به مناسبت چاپ اين كتاب، گفت و گويي با وي داريم كه مي خوانيد.

*خانم امامي، ترجمه بخشي از يك رمان ميلان كوندرا از شما در يك ماهنامه خوانده ايم، آيا اين رمان او را نيز در دست ترجمه داريد؟
** من اصلاً رمان كوندرا را ترجمه نمي كنم. اين مطلبي هم از ميلان كوندرا با ترجمه من اگر ديده ايد، تلخيصي از كل رمان كوندرا است. در واقع اين تلخيصي است كه خود كوندرا از كل رمان به دست داده است. در واقع يك مطلب كامل است.

* چطور تلخيص اين رمان را ترجمه كرديد و به كل اثر نپرداختيد؟
** براي اين كه بعداً شنيدم اين رمان به طور كامل ترجمه و منتشر شده است.

* منظورتان رمان «جهالت» است؟
** بله.

* غير از اين كار، آيا كتاب ديگري در دست ترجمه و يا انتشار داريد؟
** من يك كتاب را در دست ترجمه دارم. فعلاً نمي خواهم مشخصاتش را اعلام كنم. بگذاريد بيشتر درگير كار بشوم، بعداً نام و مشخصات كتاب را مي گويم. البته رمان «باغ فردوس» را مي خواهم برايتان بفرستم كه توسط آناهيتا فيروز به زبان انگليسي نوشته شده و همزمان من هم در ايران آن را ترجمه و منتشر كردم. مي دانيد كه در مورد كتابهاي من هم سكوت مي كنند. عيبي ندارد.

* شما براي حل اين مشكل چه راهي پيشنهاد مي كنيد؟
** پيشنهادي كه من دارم، در اينجا عملي نيست، براي اين كه نويسندگان مطبوعاتي ما هم زير خط فقر زندگي مي كنند و مطبوعات هم آن قدر درآمد ندارند كه بابت نوشتن نقد، پولي پرداخت كنند، به كسي كه يك هفته در خانه بنشيند و يك اثر را دقيق بخواند و نقدي پيرامون آن بنويسد.

* فكر نمي كنيد بخشي از تلاشها بايد از جانب ناشران باشد؟ ناشراني كه در غرب تا ۸۰% از سود يك كتاب را بابت تبليغ و نقد همان كتاب هزينه مي كنند؟
** آن كتابهايي كه درصد بالايي از سودش را بابت تبليغ و نقد مي پردازند، كتابهايي هستند كه صد و پنجاه هزار تا سيصد هزار نسخه چاپ مي شوند، نه اين كه دو هزار نسخه كتاب چاپ كنيم و مدتها هم به فروش نرود. اين كتابها در چاپ اول سود چنداني ندارند، حداقل بايد چند چاپ منتشر بشوند تا به سوددهي برسند، حرف شما درست است، منتها براي كشوري كه تيراژ كتاب بالا باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |