يكشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۱ - ۳ شوال ۱۴۲۳
Sun, Dec 8, 2002
حوادث
شماره ۲۳۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
مجلس
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
جسد يك زن داخل گوني
غلا مي خبرنگار «ايران» در شهريار: جسد مثله شده زن ناشناسي در منطقه فازيك شهرك انديشه شهريار پيدا شد. اين حادثه روز پنجشنبه ۱۴ آذرماه سال جاري هنگامي رخ داد كه ساكنان منطقه به يك گوني كه سرش باطناب بسته شده و در كنار خيابان رها شده بود، مظنون شده و مأموران را در جريان قرار دادند. دقايقي بعد اكيپي از مأموران نيروي انتظامي در محل مورد نظر حضور يافته و دست به تحقيق در اين باره زدند. آنان پس از بازكردن سر گوني، با پيكر مثله شده يك زن جوان روبرو شدند. قاضي اصلان پور ـ رئيس شعبه ۱۳ دادگستري شهريار، پس از اطلاع از ماجرا، با حضور در محل پيدا شدن جسد، دستور انتقال آن را به پزشكي قانوني صادر كرد. براساس اطلاعات به دست آمده اين زن حدود ۳۵ ساله به هنگام جنايت پيراهن سبز روشن به تن داشته است. تحقيقات پليس براي شناسايي هويت قرباني جنايت ادامه دارد.گ













بحث تأمين
اعدام براي عامل جنايت جنگل مه آلود شمال
101163.jpg
گروه حوادث: وقتي حكم اعدام را به دستش دادند، چشمانش سياهي رفت، ناله هاي دردناك جوان روستايي در جنگل مه آلود «شكتا» را هنوز مي شنيد، به ياد آورد نوعروسش را كه چگونه ديوانه وار مي خنديد.
«مه» آسمان را پوشانده بود، زير پيلوت ساختمان نيمه كاره اي، «محمد» با پيشاني خون آلود بر روي زمين افتاده بود و به تازه عروس و داماد التماس مي كرد از مرگ او بگذرند، روستاي «پهنه كلا» در سكوت فرو رفته بود تا اينكه پيرزني با داد و فرياد روستاييان را به قتلگاه پسرش كشاند.
هيچكس باور نمي كرد، «محمد» ۶ روزي مي شد كه سر سفره عقد نشسته بود، او با پيكري خون آلود، خود را به در خانه شان رساند، تازه داماد ديگري هراسان درختان جنگل «شكتا» را پشت سر گذاشت و در تاريكي شب گم شد.
جزئيات قتل در برابر ديدگان مرد اعدامي رژه مي رفتند، سري چرخاند و نوعروسش را در گوشه اي از اتاق دادگاه ديد، دنيايي از تنفر در دلش نشست، گونه هايش لرزيد و قطره هاي ندامت از بالاي پلكهايش غلتيد.
چهار جلسه محاكمه، هر بار ادعاهايي را از زبان نوعروسش شنيده بود كه باور نداشت اين زن روزي همخانه اش بود و او بود كه نقشه قتل جوان روستايي در جنگل مه آلود را كشيده بود.
ساعت ۳۰ دقيقه بامداد پنجشنبه يكم فروردين ماه سال جاري، ساعتي بعد از تحويل سال نو، توطئه اي شوم در روستاي «پهنه كلا» به اجرا درآمد كه در آن جوان روستايي، قرباني عشق جنون آميز دختر روستايشان شد.
بنا به گزارش خبرنگار ما، هنوز ساعاتي از وقوع قتل در روستاي «پهنه كلا» نگذشته بود كه اكيپي از مأموران اداره آگاهي ساري با دريافت گزارش جنايت روستايي وارد عمل شدند و در تحقيقات اوليه دريافتند قرباني جوان ۲۶ ساله اي به نام «سيدمحمد گلي» است كه يك هفته پيش با دختر مورد علاقه اش به نام «احترام» ازدواج كرده است.
كارآگاهان در بازجويي از مادر پير و همسر «محمد» دريافتند كه بعد از تحويل سال نو، مردي به خانه قرباني مراجعه كرده است و با اصرار وي را به همراه خود برده است.
از سوي ديگر، پليس در بررسي هاي ويژه اي ردپايي از يك زن ۲۳ ساله به نام «سكينه» را به دست آورد كه از مدتها پيش با دل بستن به «محمد» از وي درخواست ازدواج كرده بود. در اين تجسس ها روشن شد «سكينه» ۱۲ روز پيش با پسر ۲۴ ساله اي به نام «بهروز» در آمل ازدواج كرده است، اما با وجود اين چندين بار به «محمد» پيغام داده است: هيچ وقت ازدواج نكند.
كارآگاهان با اين سرنخها، «سكينه» را كه در خانه پدرش ميهمان بود، تحت تحقيق قرار دادند و با اعترافات وي، اين نوعروس كينه جو و همسرش را عامل جنايت شناختند.
* محاكمات جنجالي
زوج قاتل، پس از اينكه جنايت در روستاي «پهنه كلا» را به گردن گرفتند، با دستور قاضي تقوي رئيس شعبه ۲ دادگاه عمومي ساري روانه زندان شدند و در چهار جلسه محاكمه جنجالي به دفاع از خود پرداختند. در اين جلسات كه عده زيادي از روستاييان با چشماني پر از اشك و بغضي در گلو در شعبه ۲ دادگستري ساري حضور يافته بودند، ابتدا مادر «محمد» درحالي كه شيون مي كرد، خواستار صدور رأي قصاص نفس ـ اعدام ـ براي عاملان قتل پسرش شد.
مادر قرباني با اشاره به نوعروسش كه هنوز سياهپوش بود، با گريه از عروسي «محمد» و «احترام» گفت و «سكينه» و «بهروز» را نفرين كرد.
«احترام» نيز درخصوص شب جنايت گفت: «من و «محمد» هنوز خانه يكي نشده بوديم، ۶ روز از ازدواجمان مي گذشت، قرار بود زمان تحويل سال من نزد او و مادرش باشم، دقايقي از تحويل سال نگذشته بود كه در خانه به صدا درآمد، دلشوره عجيبي داشتم از «محمد» خواستم بيرون نرود، اما او رفت، بعد شنيدم مردي با گفتن اينكه زن ذليل نباش از او خواست به همراهش برود، «محمد» وقتي براي پوشيدن لباس گرم به خانه برگشت، گفت از دوستان صميمي اش است، وقتي او رفت، من خوابيدم تا اينكه فريادهاي مادرشوهرم من را از خواب بيدار كرد.»
«سكينه» كه طراح اصلي جنايت بود در اين چهار جلسه محاكمه پرده از جزئيات جنايت برداشت و درحالي كه سعي داشت همسرش را مقصر اصلي معرفي كند، ادعا كرد نيتش زهرچشم گرفتن از «محمد» بود.
اين نوعروس كينه جو، گفت: «من چند سالي بود كه به «محمد» علاقه داشتم ولي او به عشق و علاقه من جواب رد داد، هنوز به دنبال آن بودم كه او را راضي كنم با من ازدواج كند كه با «بهروز» در «پهنه كلا» آشنا شدم و اين جوان بلوچ به من قول ازدواج داد.
«بهروز» براي ثبت نام در دانشگاه، ۱۱ ماهي از روستايمان رفت چون اميدي به بازگشت او نداشتم باز به سمت «محمد» روي آوردم اما او نه تنها ازدواج با من را نپذيرفت بلكه به من گفت اگر جواب سلامم را مي دهد به خاطر اين است كه خواهرش، عروس ما است.
آخرين بار به «محمد» گفتم كه مي خواهم ازدواج كنم او باز روي حرف هايش ايستاد و در همانجا به او گفتم از تو انتقام مي گيرم و نمي گذارم عروسي ات سربگيرد. ۱۲ روز بود كه من با بهروز ازدواج كرده بودم و در آمل زندگي مي كردم، يك روز وقتي به خانه «محمد» زنگ زدم زن داداش او به من گفت امشب عروسي «محمد» است، اينجا بود كه بي اختيار گريه كردم، وقتي «بهروز» با گريه هايم مواجه شد و از زبان من شنيد كه «محمد» را دوست دارم خيلي ناراحت شد تا اينكه ماجراي قتل «محمد» بين من و همسرم مطرح شد و ما به روستاي پهنه كلا رفتيم.
وي ادامه داد: قبل از قتل، من و «بهروز» در گورستان نقشه جنايت را مرور كرديم بعد به خانه پدرم رفتيم، در آنجا همسرم به همه عيدي داد. بعد رفتيم سراغ «محمد»، ابتدا دقايقي زير پيلوت در ۱۵ قدمي خانه قرباني ايستاديم، سپس «بهروز» با مراجعه به در خانه وي، «محمد» را به قتلگاه كشاند، او و «بهروز» زير پيلوت ساختمان نيمه كاره اي سرگرم صحبت بودند، من چوب دستي را كه در مانتوام جاسازي كرده بودم به دست گرفتم و وقتي بهروز به قرباني گفت چه مه زيبايي آسمان را گرفته است، يك ضربه به پيشاني اش زدم.
«محمد» روي زمين افتاد، مانتويم را گرفت و التماس كرد، گفت من را نكشيد، من ضربه ديگري به او زدم و با گفتن اينكه مي خواهم انتقام بگيرم به سمت خانه پدرم دويدم، من اصلاً قصد نداشتم «محمد» كشته شود مي خواستم زهرچشم بگيرم، بعد از ترك «محمد» و «بهروز» ديگر نمي دانم چه اتفاقي افتاده است و او چگونه به قتل رسيده است.
پس از ادعاهاي «سكينه» در دادگاه كه غيرمستقيم «بهروز» را محكوم مي كرد، تازه داماد نيز در جايگاه متهمان ايستاد و به دفاع از خود پرداخت. «بهروز» گفت: من از سوي «سكينه» اجير شدم، او شرط گذاشت اگر «محمد» را نكشته باشم از من طلاق مي گيرد، من خيلي تحت فشار بودم از سويي همسرم را دوست داشتم و اينكه او با علاقه به مرد ديگري با من زندگي مي كرد، عذابم مي داد. شب قتل، برخلاف نظريه پزشكي قانوني كه تعداد ضربات چاقو را ۲۵ عدد دانسته است من بيشتر از ۵ ضربه نزده ام و وقتي فرار مي كردم، «محمد» زنده بود واقعاً نمي دانم چه كسي او را به قتل رسانده است.
بنا به گزارش خبرنگار ما، قاضي تقوي پس از پايان دفاعيات تازه عروس و داماد و تكميل تحقيقات، آنان را مجرم شناخت و «بهروز» را به اتهام قتل جوان روستايي به قصاص نفس ـ اعدام ـ و «سكينه» را به خاطر آمريت، طراحي و معاونت در قتل به تحمل ۱۲ سال حبس محكوم كرد.
اين رأي با اعتراض متهمان به ديوانعالي كشور ارجاع داده شد تا پس از بررسي از سوي قضات اين ديوان در صورت تأييد به مرحله اجرا درآيد.
دو نوجوان بزهكار به اخذ مدرك ديپلم محكوم شدند
يك قاضي ويژه رسيدگي به جرائم اطفال در اروميه دو نوجوان بزهكار را به اخذ مدرك ديپلم محكوم كرد. رئيس روابط عمومي اداره كل زندانهاي آذربايجان غربي گفت: اين حكم در اجراي دستورالعمل رئيس قوه قضاييه مبني بر صدور احكام جايگزين صادر شده است. «احمدزاده» افزود: اين حكم را قاضي ويژه اطفال شعبه ۱۱ دادگاه اروميه، با همكاري قاضي ناظر زندان و مسؤولان كانون اصلاح و تربيت آذربايجان غربي صادر كرده است. وي اضافه كرد: دو نوجوان زير ۱۸ سال در اروميه به نامهاي علي و بهزاد در دادگاه اوليه به جرم اخاذي و ضرب و جرح عمدي براي نخستين بار به زندان محكوم شده بودند. وي يادآور شد: با صدور حكم قاضي مذكور اين دو در بررسي پرونده به اخذ ديپلم كار و دانش در رشته تعمير لوازم حرارتي و برودتي محكوم و حكم صادره به آنها ابلاغ شده است.
نوعروس، شبكه قاچاق انسان را لو داد
گروه حوادث ـ اعضاي يك شبكه قاچاق انسان كه به بهانه انتقال جوانان متقاضي سفر به كشورهاي اروپايي آنان را در كشورهاي حوزه خليج فارس و يا تركيه رها مي كردند، در تهران شناسايي و دستگير شدند.
راز اقدامات اعضاي اين شبكه قاچاق انسان، هنگامي فاش شد، كه يك نوعروس جوان پس از ازدواج غيابي قصد داشت به همراه برادرش به نزد همسرش در كشور كانادا برود. ولي قاچاقچيان انسان پس از گرفتن پولهايش در كشور تركيه او را رها كرده و گريختند. براساس پرونده اي كه در دادگاه بهشتي تحت رسيدگي است. اين نوعروس ۲۶ساله كه «هنگامه» نام دارد پس از مراجعه به دادگاه عمومي طي شكايتي به قاضي دادگاه گفت: اوايل خردادماه سال گذشته توسط يكي از آشنايان خانوادگي با ـ محمود ـ كه در رشته پزشكي كانادا درس مي خواند، آشنا شدم.
وي افزود: پس از مدتي بطور غيابي به عقد او درآمدم و قرارشد به اتفاق برادرم جهت ديدن «محمود» به كانادا سفر كنم. به همين خاطر چندبار جهت گرفتن ويزاي قانوني به سفارت كانادا در تهران مراجعه كردم. در همين هنگام با يك خواهر و برادر جوان به نامهاي «توران» و «عباس» آشنا شدم. آنان ادعا كردند دوستاني در سفارت كانادا دارند و در ازاي دريافت مبلغي كليه كارهاي مربوط به ويزا را بلافاصله انجام مي دهند. ما هم به عنوان پيش قسط مبلغ ۵ميليون تومان پرداخت كرديم . قرار شد به اتفاق اين خواهر و برادر به كشور تركيه برويم و از آنجا نيز عازم كانادا شويم. وي گفت: طبق برنامه به اتفاق برادرم همچنين آن خواهر و برادر به شهر استانبول ـ تركيه ـ رفتيم يك ماهي در هتل بوديم، تا اينكه يك روز آنها به هتل آمدند و باخوشحالي بسيار گفتند كه تمام كارها درست شده است و ما تا دو روز ديگر به كانادا پرواز خواهيم كرد. وي افزود: آنها به بهانه تهيه مقدمات سفر با گرفتن ۹ميليون تومان و پاسپورتهاهتل را ترك كردند و ديگر نيامدند. وقتي از سفر نااميد شديم پس از سه ماه سرگرداني به تهران بازگشتيم.
براساس همين گزارش، جواني كه به قصد سفر به ژاپن به دام اعضاي اين شبكه قاچاق انسان افتاده بود، درباره شكايت خود گفت: من قصد داشتم براي كار به ژاپن سفر كنم. در مقابل سفارت تركيه با شخصي به نام «سياوش» آشنا شدم و او توانست با ترفند خاصي مرا فريب دهد. وي به بهانه فراهم كردن اعزام من به كشور ژاپن، مبلغ ۶ميليون تومان بطور الحساب گرفت و قرار شد وقتي ويزاي قانوني آماده شد مبلغ ۴ميليون تومان ديگر به او پرداخت كنم. وي گفت: به اتفاق «سياوش» و دوستش «اكبر» به دوبي سفر كرديم و در آنجا پس از مدتي آنان به بهانه اينكه ويزاي قانوني آماده است، مبلغ ۴ميليون ديگر از من گرفتند. پاسپورت با ويزاي ژاپن را به من تحويل دادند. وي افزود: وقتي قصد داشتم از طريق فرودگاه دوبي به كشور ژاپن سفر كنم. ناگهان پليس دوبي مرا به اتهام استفاده از ويزاي قلابي دستگير كرد. براساس همين گزارش مأموران براساس شكايت ۱۱نفر از فريب خوردگان با دستور قضايي در اطراف سفارتخانه هاي مزبور درباره اعضاي باند قاچاق انسان به تحقيق پرداختند و سرانجام با نشاني هايي كه از خواهر و برادر كلاهبردار ـ توران و عباس ـ به دست آوردند، آنان را از خانه مسكوني شان در اطراف ميدان فردوسي شناسايي و دستگير كردند. براساس همين گزارش، با دستگيري آنان بقيه اعضاي باند كه هفت نفر هستند توسط مأموران دستگير شدند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |