يكشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۱ - ۳ شوال ۱۴۲۳
Sun, Dec 8, 2002
اجتماعي
شماره ۲۳۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
مجلس
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
يادداشت
دكترمحمدكمالي
استاديار دانشگاه علوم پزشكي ايران
گزارش «ايران» از آلودگي خودكارها به مواد مخدر
• به گزارش خبرنگار «ايران»، رئيس مركز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ تهران چند روز پيش در گفت وگو با خبرنگار صدا وسيما ضمن اعلام آلوده بودن برخي از خودكارها به مواد اعتيادآور، از خانواده ها خواست در صورت احساس بوي مشكوك در خودكارهاي بيك، آنها را جمع آوري كرده و به مدارس يا مراكز پليس تحويل دهند.
از ميان خبرها
گزارش «ايران» از حضور مهاجران خارجي
• كيوان حسيني ـ ندا دهقاني ( قسمت اول)
يادداشت
تهي سازي در شكل و محتوا
«همه مردم چشمها و موهايي مشكي داشتند اما او موهاي بور و چشماني آبي داشت، او خيلي زيبا بود.»اين جملات را در كتاب «فرزند ستاره» چاپ انگلستان كه در سطح گسترده اي در سراسر دنيا منتشر شده است مي خوانيم. البته انتشار و موضوعي كه به آن پرداخته است تازگي ندارد. اينكه چرا اكنون گفته مي شود شايد درددلي باشد با آنان كه هنوز مي توانند در تصميم گيري هاي فرهنگي اهداف حياتي و مهم تري را در دستور كار خود قرار دهند.
امروزه كمتر كسي را مي شود يافت كه كم يا بيش با شخصيتهاي كارتوني آشنا نباشد. «شيرشاه» را حتماً به خاطر داريد. «سيمبا» به همراه ساير اعضاء خانواده اش، همان بچه شيري كه تصاويرش را همه جا مي توان ديد و حضور همه جانبه اش دريك فروشگاه لوازم التحرير به اوج خود مي رسد؛ دفتر، ليوان، خط كش و… اغلب دست كم نقش يكي از اين شخصيتها را برخود دارد. يقيناً دشمن اين خانواده يعني «اسكار» را هم به ياد داريد. موي مشكي اين شخصيت منفور داستان، خيلي راحت در كنار بوري تمامي خانواده چهره محبوب داستان يعني همان «سيمبا» قابل تمييز است. آيا با آسودگي خاطر مي توان گفت كه در انتخاب اين رنگها هيچ گونه هدف سويي در كار نبوده است؟ آيا ساده انگارانه نخواهد بود اگر هلال ماه را در زمينه صحنه اي كه همين اسكار مو مشكي بر صخره اي بلند براي لشگر بزرگي از كفتارها رجزخواني مي كند تصادفي فرض كنيم، با علم به اينكه همين صحنه چند لحظه اي كار روح بخشي حدود صد برگ نقاشي است. شخصيت كارتوني «پاپاي» را چطور؟ همان ملواني كه باخوردن اسفناج قدرت مي گيرد و بر دشمن هميشگي خود يعني همان مرد ريشو و مومشكي غلبه مي كند. آيا او نيز بدون هيچ هدف جانبي برصفحه تلويزيون ظاهر مي شود تا فقط و فقط، نظر دختر جواني كه در داستان همراه اوست به خود جلب كند؟ البته اين احتمال وجود دارد كه درپس توليد اين آثار قصد و غرض ناصواب وجود نداشته باشد كه البته با غرض يا بدون غرض، اثرگذاري يا اثرپذيري اين گونه ارتباطات بركسي پوشيده نيست. همه ما از رنگ مويي كه فوتباليست هاي ژاپن، نوادگان سامورايي ها براي خود انتخاب كرده بودند متعجب شديم. آيا مي توان با قاطعيت اذعان داشت كه داستانهاي دوران كودكي و ارتباطات رسانه اي يك طرفه دوران نوجواني عوامل انگيزشي اصلي تغيير رنگ موي آنها نبوده است.
حكايت به همين جا ختم نمي شود، اين تهي سازي فرهنگي كه برخي از رسانه ها مأموريت آن را برعهده دارند درايران شكل ايرانيت زدايي نيز به خود گرفته و اكنون تعلقات ايراني از داخل و خارج مورد يورش مذبوحانه اي قرار گرفته است. چند سالي است و مشخصاً در سال جاري، دست اندركاران يكي از اثرگذارترين رسانه ها يعني تلويزيون از طريق پربيننده ترين سريالهاي تلويزيوني با تمام قوا عزم جزم كرده اند تا هرآنچه بوي ايران و ايراني مي دهد به استهزاء بكشانند. پرده وقتي از اين حقيقت تلخ كنار مي رود كه كودكي ۷ ساله به نام خشايار هر روز با چشمان اشكي به خانه مي رود و روزي نيست كه خانواده اش را بابت انتخاب چنين اسمي سرزنش نكند. بيچاره والدين او كه هرگز فكر نمي كردند خشايار مظهر اقتدار، خشاياري كه هر آشنا به تاريخي را به تحسين او واداشته است، روزي با لودگي و مسخرگي هم معني شود. ممكن است گفته شود يك مورد ملاك نظري قطعي نيست اما با بهروز خالي بند چه كنيم؟ با كيومرث كاووسي، نماد كاملي از دودوزه بازي چه مي شود كرد؟ نام گذاري برزو و پولاد را چگونه توجيه كنيم و در مجموع از نگاه آماري بيشتر آنان كه بر صفحه تلويزيون موجبات ريشخند و مضحكه بينندگان را فراهم مي آورند نامهاي اصيل ايراني برخود دارند. و لذا همانطور كه پيشتر گفته شد از خط مشي گذاران مسائل فرهنگي انتظار مي رود، ضمن تأكيد برمقابله با تهديدات ضدفرهنگي بيگانه، توجه و احترام به فرهنگ ايراني را به اين گونه توليدكنندگان آثار فرهنگي توصيه كنند.
آيا معلولين را بخاطر مي آوريم؟
دكترمحمدكمالي
استاديار دانشگاه علوم پزشكي ايران
ولاديمير پوتين رئيس جمهوري روسيه، در آستانه روز جهاني معلولين، طي فرماني تمامي وزراي كابينه اش را موظف به تهيه طرح جامعي براي رسيدگي به وضعيت رفاهي و اجتماعي بيش از ۱۱ ميليون فرد داراي معلوليت و ناتواني نمود. نظير اين دستور را رياست محترم جمهوري اسلامي ايران، اخيراً در مورد نابينايان و در سالهاي قبل براي معلولان ايران صادر فرموده اند. به نظر مي رسد يكي از اهرم هاي قوي كه در برنامه جهاني اقدام براي معلولان، مصوب سازمان ملل، وجود داشته است، استفاده از اهرم قدرت بالاترين مقام اجرايي كشورها براي رسيدگي به وضعيت رفاهي و اجتماعي معلولان در جامعه است. متأسفانه عليرغم اين امر ، شاهد آن هستيم كه وزارتخانه ها و سازمانها در جامعه ما در اين زمينه كمتر مسؤوليت پذير نشان داده اند و بيشتر به دلسوزي هاي شعارگونه دلخوش كرده اند. نمونه بارز اين مسأله را در همايش مناسب سازي محيط شهري كه اخيراً برگزار گرديد، شاهد بوديم. در اين همايش، وزيرمحترم مسكن، معاون محترم وزيركشور، معاون محترم شهردار تهران و رئيس محترم سازمان بهزيستي در سخنان خود به عدم انجام تعهدات مقرر در بند ج ماده ۱۹۳ قانون برنامه سوم توسعه و آيين نامه اجرايي آن (مصوب هيأت وزيران) اعتراف نمودند.
نگارنده باتوجه به سابقه طولاني فعاليت در اين حوزه، معتقد است تا نگرش مديران و مسؤولين نسبت به پديده معلوليت از حالت دلسوزي صرف به نگرش انساني و بويژه از جنبه رعايت حقوق انساني فرد، تغيير نكند، حتي مي توان به سادگي از كنار دستور رياست محترم جمهوري هم گذشت. فرصت روز جهاني معلولين در هرسال، زمان مغتنمي است هم براي دولت، تا با مردم و معلولين در مورد برنامه ها و اقدامات خود در جهت بهبود وضعيت زندگي آنان سخن بگويد و هم براي معلولين و خانواده هاي آنان مغتنم است تا با بيان نارسايي ها، كمبودها و نيازهاي خود ـ بديهي است تأمين آنها از وظايف دولت است ـ پيگير انجام و تحقق آنها باشند. به اعتقاد كارشناسان تحقق آيين نامه اجرايي بندج ماده ۱۹۳ قانون برنامه سوم مي تواند زمينه را براي ايجاد يك زندگي مستقل و دسترسي معلولين و جانبازان به امكانات و خدمات موجود در شهرها فراهم نمايد. معلولين و جانبازاني كه چه در صحنه علم، چه در صحنه زندگي و چه در صحنه ورزشي افتخارات بزرگي را نصيب كشور كرده اند.
آيا نمي خواهيد نگاهي به كارنامه افتخارآميز معلولين و جانبازان ورزشكار داشته باشيم كه بعد از پيروزي انقلاب بيشترين افتخارات و مدال هاي ورزشي رنگارنگ را براي كشور به ارمغان آورده اند. اما امروز بسختي مي توانند به اماكن مختلف براي كار، براي تحصيل و نيازهاي روزمره خود دسترسي يابند. بينديشيم كه همه ما كه در وزارتخانه ها و سازمانهاي مختلف مشغول فعاليت هستيم مخاطب اين كلام هستيم و بدانيم كه قابل دسترس ساختن فعاليتها و امكاناتمان را براي اين قشر بايد در اولويت اول كاري خود قراردهيم.
گشتي كوتاه در اجتماع
پنج درصد نوزادان بيماري ژنتيكي دارند
ايرنا: سالانه حدود دو الي پنج درصد از نوزاداني كه زنده متولد مي شوند دچار بيماريهاي ارثي و ژنتيكي و ناهنجاري هاي مادرزادي هستند. دكتر «مسعود پزشكيان» در اين خصوص گفت: ماهيت بيماريهاي ژنتيكي به گونه اي است كه تقريباً اكثر آنها فاقد درمان شناخته شده و راهي جز پيشگيري از بروز آنها وجود ندارد. بيماري هاي تالاسمي، هموفيلي، ناتوانايي هاي نوروماسكولارو، ناشنوايي، نابينايي و عقب ماندگي ذهني از جمله بيمارايهاي ارثي هستند.

جشن نوعدوستي تمديد شد
ايرنا ـ جشن نوعدوستي و مهرورزي با معلولان و ايتام سازمان بهزيستي به دليل استقبال مردم به مدت دو روز ديگر، تمديد شد. اين جشن كه در نمايشگاه توانمندي هاي هنري و حرفه اي معلولان و ساير مددجويان تحت پوشش سازمان بهزيستي برپا شده است، تا دوشنبه (۱۷آذرماه) از ساعت ۱۸ تا۲۲ در سالن ۳۵ نمايشگاه بين المللي تهران، ادامه دارد.

دبيران مدارس آموزش فن آوري مي بينند
۳۰درصد از دبيران مقطع متوسطه، كار و دانش و فني حرفه اي مدارس شهرستان هاي استان تهران براي بكارگيري فن آوري اطلاعات تا پايان سال جاري آموزش مي بينند. اين دسته از دبيران در سه دوره با خدمات و نرم افزارهاي رايانه اي آشنا مي شوند.

تعداد بيماران رواني در روستاها بيشتر است
دكتر احمدجليلي نايب رئيس انجمن روانپزشكان با اعلام اينكه بين ۱۰ تا ۵۰درصد جمعيت بالاي ۱۵سال داراي بيماريهاي رواني هستند، گفت: تحقيقات نشان مي دهد كه بطور متوسط ۲۰ تا۲۵ درصد كل جمعيت ما از بيماريهاي رواني رنج مي برند. وي افزود: طبق نتايج تحقيقات مختلف درصد توزيع بيماريهاي رواني در استانهاي مختلف متفاوت است اما مشخص شده كه در روستاهاي داراي فضاي اجتماعي محدود، تعداد بيماران رواني بيشتر است.
گزارش «ايران» از آلودگي خودكارها به مواد مخدر
باز هم يك شايعه ؛ اين بار خودكارهاي آلوده
• به گزارش خبرنگار «ايران»، رئيس مركز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ تهران چند روز پيش در گفت وگو با خبرنگار صدا وسيما ضمن اعلام آلوده بودن برخي از خودكارها به مواد اعتيادآور، از خانواده ها خواست در صورت احساس بوي مشكوك در خودكارهاي بيك، آنها را جمع آوري كرده و به مدارس يا مراكز پليس تحويل دهند.
101190.jpg
گروه اجتماعي ـ انتشار خبر آلوده بودن خودكارهاي بيك به مواد اعتياد آور از سوي رئيس پليس ۱۱۰ و اعلام سازمان پزشكي قانوني مبني بر آلوده بودن يكي از نمونه هاي آزمايش شده به مرفين و كدئين، موجي از نگراني در ميان خانواده ها ايجاد كرده است، اين در حالي است كه هنوز هيچ منبع رسمي، آلودگي اين محصولات در حجم وسيع را تأييد نكرده است.
به گزارش خبرنگار «ايران»، رئيس مركز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ تهران چند روز پيش در گفت وگو با خبرنگار صدا وسيما ضمن اعلام آلوده بودن برخي از خودكارها به مواد اعتيادآور، از خانواده ها خواست در صورت احساس بوي مشكوك در خودكارهاي بيك، آنها را جمع آوري كرده و به مدارس يا مراكز پليس تحويل دهند.
در همين حال يكي از مسؤولان سازمان پزشكي قانوني به خبرنگار «ايران» گفت: وجود اسانس هاي كدئين و مرفين در جوهر يك عدد خودكار تأييد شده است.
دكتر فقيه مدير روابط عمومي اين سازمان به خبرنگار ما گفت: ستاد مبارزه با مواد مخدر نمونه هايي از خودكارهاي بيك مشكوك را در اختيار پزشكي قانوني قرار داد و متخصصان پس از انجام آزمايشات مربوط، وجود مرفين و كدئين در يك عدد از خودكارهاي آزمايش شده را تأييد كردند.
وي رنگ اين خودكار را آبي اعلام كرد و افزود: در بقيه نمونه هاي ارسال شده هيچگونه آلودگي مشاهده نشده است.
فقيه اظهار داشت: در جوهري هم كه از مخزن كارخانه نمونه برداري شده ومورد آزمايش قرار گرفت، آلودگي وجود نداشت.
وي در مورد ميزان مرفين و كدئين موجود در خودكار آلوده توضيحي نداد.
* كارخانه پلمب شد
«سردارمهدي ابويي» رئيس مركز مبارزه با مواد مخدر نيروي انتظامي در گفت وگو با خبرنگار «ايران»، انتشار خبر «آلوده بودن خودكارهاي بيك به مواد اعتياد آور» از سوي رئيس مركز فوريت هاي پليس ۱۱۰ تهران را يك اقدام نادرست خواند و گفت: در مورد اين آلودگي هنوز به نتيجه قطعي نرسيده ايم.
وي در واكنش به اعلام سازمان پزشكي قانوني مبني بر آلوده بودن يكي از خودكارهاي آزمايش شده، اظهار داشت: آزمايشگاههاي سازمان پزشكي قانوني و آزمايشهاي انجام شده از سوي آنها مورد تأييد ما نيست.
وي تأكيد كرد: مركز مبارزه با مواد مخدر نيروي انتظامي در صورتي مي تواند در مورد آلوده بودن اين خودكارها اعلام نظر كند كه خودكارها در آزمايشگاه اداره تشخيص هويت نيروي انتظامي مورد آزمايش قرار گيرند.
ابويي افزود: هم اكنون جلساتي بين متخصصان آزمايشگاه اداره تشخيص هويت و پزشكي قانوني تشكيل شده تا كارشناسان پزشكي قانوني دلايل خود براي «آلوده اعلام كردن اين خودكارها» را توضيح دهند.
وي گفت: فعلاً كارخانه توليد خودكار بيك موقتاً پلمب و از مسؤولان كارخانه خواسته شده تا از توزيع محصولاتشان تا زمان روشن شدن قضيه خودداري كنند.
ابويي اظهار داشت: هرگونه نگراني خانواده ها قبل از به نتيجه رسيدن بررسي ها كاملاً بي مورد است.
«سعيد تحريريان» مدير فروش كارخانه «بيك» نيز در گفت وگو با خبرنگار «ايران»، آلوده بودن جوهر اين كارخانه به مواد اعتياد آور را تكذيب و تأكيد كرد: اين مسأله يك سوء تفاهم و شايعه اي بي پايه و اساس است.
وي گفت: شايعه آلوده بودن خودكارهاي بيك به مواد اعتياد آور و حتي ويروس سياه زخم از يك ماه و نيم پيش در كرمان مطرح شد و به دليل نگراني هايي كه بين مسؤولان وجود داشت دستور جمع آوري اين خودكار از سطح مدارس و لوازم التحرير فروشي ها صادر شد.
وي افزود: مركز بهداشت شهرستان كرمان نمونه هاي جمع آوري شده را مورد آزمايش قرار داد و آلودگي اين خودكارها به ويروس سياه زخم را «رد» كرد.نمونه هايي نيز به آزمايشگاههاي رفرانس ايران كه زير نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي فعاليت مي كنند، ارسال شد تا در مورد آلوده بودن خودكارها به مواد اعتياد آور و ويروس سياه زخم آزمايشات لازم انجام شود.
تحريريان اظهار داشت: مركز تحقيقات آزمايشگاههاي رفرانس نيز اواسط آبان ماه پس از انجام آزمايشات مربوط، در نامه اي به معاون سلامت وزير بهداشت اعلام كرد كه هيچ گونه آلودگي باكتريال (از جمله باسيل عامل سياه زخم) يا مواد افيوني (مرفين و ساير الكولوئيد هاي ترياك) در اين نمونه ها مشاهده نشده است.
وي گفت: با وجود اين، شايعه اين آلودگي در شهرهاي يزد، اصفهان و شيراز نيز مطرح شد و از يك هفته پيش به تهران هم كشيده شد.
مدير فروش كارخانه بيك اظهار داشت: متأسفانه مسؤولان نيروي انتظامي به گونه اي برخورد مي كنند كه نشان مي دهد نتايج آزمايشات مذكور برايشان موثق و قابل اطمينان نيست.
تحريريان گفت: چند روز پيش اداره مبارزه بامواد مخدر از مخزن جوهر كارخانه نمونه برداري كرد كه پزشكي قانوني پس از آزمايش اين نمونه ها، وجود مواد اعتيادآور در اين جوهر را «رد» كرد.
وي با اشاره به يكي ازخودكارهاي آبي كه براساس اعلام سازمان پزشكي قانوني به مرفين و كدئين آلوده بوده است، افزود: بررسي هاي پزشكي قانوني نشان داد مخزن جوهر كارخانه آلودگي ندارد.
بنابراين اين نمونه خودكار قطعاً در خارج از كارخانه به مواد اعتيادآور آلوده شده است.
تحريريان تصريح كرد: جوهرهاي مورد استفاده كارخانه از كشور فرانسه وارد مي شود و قبل از استفاده در كارخانه توسط مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي مورد آزمايش قرار مي گيرند. ضمن اينكه در فرانسه نيز يك كمپاني بسيار معتبر كه مورد تأييد بانك مركزي جمهوري اسلامي نيز هست، كيفيت بهداشتي جوهر را بررسي و تأييد مي كند.
وي گفت: از چند ماه پيش با گسترش اين شايعات در ايران، كارخانه فرانسوي توليد كننده اين جوهر يك كميته بحران تشكيل داده است و حتي مسؤولان اين شركت قصد دارند بزودي به ايران عزيمت كنند.
وي افزود: آنچه كه باعث دامن زدن به اين شايعات در كشور شده، بوي اين جوهر است كه شبيه بوي مواد مخدر است كه كارشناسان شركت فرانسوي به ما اعلام كردند اين بو مربوط به تركيبات شيميايي و فرمول ساخت جوهر است.
تحريريان گفت: متأسفانه اين شايعات، فروش كارخانه را متزلزل كرده است. وي پلمب شدن كارخانه را تكذيب و تصريح كرد: از آنجا كه منبع جوهر كارخانه فاقد آلودگي است، كارخانه همچنان در حال فعاليت است.
محدوده ترافيكي براي موتوسيكلت وجود ندارد
گروه اجتماعي ـ هيچ محدوده ترافيكي خاص موتوسيكلت سواران طراحي نشده است.
تيمسار زمان نوروزي رئيس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ در گفت و گو با خبرنگار ما ضمن بيان تكذيب خبر منتشر شده از سوي خود، افزود: تا اين زمان هيچ طرحي بدين منظور درنظر گرفته نشده است. وي اظهار داشت: بحث محدوده ترافيك براي موتورسواران تنها يك پيشنهاد بود كه ازسوي مسؤولان شركت حمل و نقل ترافيك و درجلسه اي درون سازماني مطرح شد اما درخصوص اين پيشنهاد هيچگونه بحث و تبادل نظري انجام نشده است. تيمسار نوروزي با بيان اينكه طرح معاينه فني خودرو همچنان درحال اجرا است، گفت: با ادامه طرح معاينه فني خودرو به صورت جدي در روزهاي اخير شاهد افزايش مراجعه كنندگان به مراكز معاينه فني خودرو بوده ايم. وي تصريح كرد: اين طرح همچنان ادامه پيدا خواهد كرد و دارندگان خودرو درصورت نداشتن برگه معاينه فني جريمه خواهند شد.
مجوز تأسيس رشته هاي نيمه حضوري فني ـ مهندسي داده نمي شود
مجوز تأسيس و راه اندازي دوره هاي تحصيلي نيمه حضوري در رشته هاي فني و مهندسي براي دانشگاهها صادر نخواهد شد.
دكتر «حسن خالقي» مديركل دفتر گسترش دانشگاهها و مؤسسه هاي آموزش عالي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري با اعلام اين مطلب به «ايسنا» افزود: تاكنون هشت دانشگاه كشور مجوز ايجاد دوره هاي نيمه حضوري را اخذ كرده اند و شرط تشكيل اين دوره ها، عدم ارائه رشته ها در دانشگاه پيام نور و تدريس رشته ها در دانشگاههاي مجري است. به اين ترتيب دانشگاهها با برگزاري چنين دوره هايي از امكانات، توانمندي و منابع علمي خود استفاده بهينه و بيشتري مي كنند.
خالقي همچنين درباره شهريه تحصيل در دوره هاي نيمه حضوري با تكيه بر اينكه اين شهريه ها روال منطقي خواهد داشت، افزود: شهريه اين دوره ها، در حقيقت مابه التفاوت هزينه اي است كه دولت نمي پردازد و دانشجويان تمام هزينه ها را متقبل نمي شوند.
از ميان خبرها
چرا مصرف بنزين در كشور زياد است
(۲) و پاياني
در شماره گذشته اين ستون به بهانه خبر افزايش مصرف بنزين در كشور به عواملي كه باعث اين اتفاق شده است پرداختيم. در اين رابطه وضعيت ناوگان حمل و نقل كشور نخستين بحث بود كه مطرح شد. اكنون به مباحث ديگري مي پردازيم.
۲ـ قيمت بنزين: برخي از كارشناسان اعتقاد دارند قيمت به نسبت پايين بنزين باعث افزايش مصرف آن درجامعه مي شود. آنها مي گويند كه در كشور ما بنزين وارداتي با يارانه در اختيار افراد قرار مي گيرد و مردم به خصوص افرادي كه از درآمد بالايي در جامعه بهره مند هستند با گشاده دستي و اسراف از اين سوخت حياتي استفاده مي كنند.
توجيه ديگري كه اين دسته از افراد دارند تفاوت قيمتي است كه اين محصول استراتژيك در ايران نسبت به كشورهاي همسايه دارد. وضعيتي كه باعث قاچاق بنزين به اين كشورها شده است. (در اين رابطه خبر اعتصاب چند تن از صاحبان پمپ بنزينهاي كشور پاكستان در اعتراض به افزايش قاچاق بنزين از ايران به اين كشور را فراموش نكرده ايم). اين دسته از صاحب نظران اعتقاد دارند يكي از راههاي تعديل مصرف بنزين، ارائه اين محصول در حد ارزش و قيمت واقعي آن است.
آنها مي گويند اگر بنزين به قيمت واقعي به مصرف كننده ارائه شود هم جلوي قاچاق به كشورهاي همسايه گرفته مي شود و هم مصرف آن در داخل متعادل مي گردد و درآمد بالايي نيز نصيب كشور مي شود و دولت مي تواند اين درآمد را در بخشهاي عمراني و توليدي به كار بيندازد و همين اتفاق باعث اشتغال بيشتر و كاهش مشكلات و آسيبهاي اجتماعي مي شود. در مقابل برخي از صاحب نظران اقتصادي اين ديدگاه را كارگشا نمي دانند. آنها مي گويند با توجه به نقش قيمت بنزين در تمامي سطوح جامعه، افزايش آن باعث بالا رفتن تورم در كشور مي شود و از طرفي بخش زيادي از صاحبان خودروها در كشور افرادي هستند كه ماشين به عنوان منبع درآمد آنهاست و اين دسته افراد از اين افزايش قيمت بنزين آسيب زيادي خواهند ديد.
به نظر اين منتقدان مصرف زياد بنزين در كشور معلول دو واقعيت است. نخست نارسايي و ضعف ناوگان حمل و نقل عمومي است كه از نظر قيمت، كيفيت و نحوه دسترسي شهروندان دچار مشكلات فراواني است وهمين عامل باعث استفاده بي رويه خودروهاي تك سرنشين در شهرها مي شود. مسأله ديگر عدم بهينه سازي وضعيت سوخت خودروهاي ساخت داخل است. اگر اين مشكل رفع شود بي شك شاهد كاهش مصرف بنزين در كشور هستيم.
۳ـ نداشتن الگوي مناسب مصرف ـ به اعتقاد برنامه ريزان مسائل اجتماعي مهمترين مسأله در اين رابطه نبود يك الگوي مناسب مصرف منطبق با واقعيتهاي توليدي كشور است.
گرايش به مصرف ارتباط مستقيمي به فرهنگ كشور و مردم دارد. مادامي كه توقعات مردم ورفتار مصرفي آنها با امكانات و توانايي هاي جامعه هماهنگ نباشد نمي توان صحبت از كاهش مصرف كرد.
از نگاه اين افرادامروزه تدوين الگوي مصرف مناسب نياز مبرم براي جامه ما است و اين حركت مستلزم اراده وعزم دولت و همكاري مردم و رسانه هاست. بديهي است وقتي صحبت از الگوي مصرف مي شود منظور چندتيزر تبليغاتي و چند شعار و نصيحت و صحبت نيست چرا كه اگر اين حركتها قرار بود ثمر دهد وضعيت مصرف در جامعه اين سير صعودي را به خودنمي گرفت.
از اين رو ارائه الگوي مصرف مناسب در جامعه مستلزم به يك حركت گسترده و زيربنايي است و در اين رابطه خانواده ها، مراكز آموزش، رسانه ها نقش برجسته و تعيين كننده اي را دارند و بي ترديد، مديران و برنامه ريزان جامعه بايد در اين رابطه پيشاهنگ باشند مسؤولاني كه در ظاهر بيشتر از افراد جامعه به اثرات تخريبي اين نوع مصرف واقفند اما وقتي مي بينيم سوخت وسائل نقليه ساخت داخل در ازاي ۱۰۰كيلومتر حداقل ۷ليتر از خودروهاي توليدي كشورهاي ديگر بيشتر است آيا مي توان به راهيابي به يك الگوي مصرف در كشور اميدوار بود؟
• مجتبي اعتمادمقدم
گزارش «ايران» از حضور مهاجران خارجي
ميهماني ۲۵ ساله
• كيوان حسيني ـ ندا دهقاني ( قسمت اول)
101079.jpg
زماني كه در ۲۶ تيرماه ،۱۳۵۲ راديوي ملي ايران خبر سقوط شاهنشاه افغانيان و اعلام حكومت جمهوري توسط «داود» پسرعموي شاه را اعلام كرد، بعضي از ايرانيان، با حسرت و افسوس احساس كردند كه در روند تحولات نظامهاي سياسي در دنيا خيلي عقب مانده اند. اما آن روزهاكمتر كسي پيش بيني مي كرد كه اين جمهوري پوشالي با پايه هايي از جنس «سوسياليست» نقطه شروع بحراني خواهد شد كه كل كشور افغانستان را سه دهه به جنگ و كودتا و قحطي فرو مي برد.
نابساماني شديد، همسايگان شرقي ايران را در سه دهه اخير، به كانون بحرانهاي بسيار بدل كرد و ويرانه اي به نام «افغانستان» را بر جاي گذاشت. ايرانيان، هرچند كه پنج سال ديرتر از افغانيها ، نظام سلطنتي را برچيدند. اما هيچ گاه نتوانستند حال و روز ملتي را كه ۳۰ سال جنگيده به خوبي درك كنند. هر قدر كه ملت ايران، درتصميم گيريهاي تاريخي، انسجام خود را حفظ كردند.افغانيان ، به مهره هاي بازي قدرتهاي بسياري بدل شدند ودراين ميان، تنها كشوري كه در هر مقطعي به روي مهاجرين زخم خورده افغاني، لبخند نشان داد و آنها را پذيرفت ايران بود. در اين ميان، سه دهه حضور افغانيان در ايران به تجربه اي طلايي دردست مسؤولان بدل شده كه بار ديگر خود را در موقعيتي مشابه مي بينند.اين روزها، همسايه غربي ايران حال وروز مناسبي ندارد.كاوش اين تجربه به ما نشان خواهد داد كه بهترين برخورد با مهاجرين احتمالي كشور عراق چگونه بايدباشد و شايد همين تجربه نيز موجب شد تا پاكستاني ها در مواجهه با پديده مهاجرت افغانيها، از خود زيركي نشان دهند. سلسله گزارشهاي روزنامه «ايران» در بررسي حضور چندين دهه افغانيان در ايران، به دنبال كشف راهكارهاي مناسب با چنين پديده هايي تهيه شده است. قسمت اول اين گزارش را كه به تاريخچه حضور افغانيان، اختصاص دارد. پيش رو داريد. مسائلي مانند «بهداشت» ، «كودكان وآموزش» ، «جرايم» ، «زنان» و «چگونگي بازگشت مهاجرين افغاني» از موضوعاتي هستند كه در گزارشهاي بعدي به آنها خواهيم پرداخت...
سياست دولت سلطنتي
بسياري از ايرانيان ، هم اكنون سابقه حضور افغانيان در ايران را از زماني مي دانند كه ژنرال ببرك كارمل، سوار بر تانكهاي روسي به كابل وارد شد و با قتل حفيظ الله امين، حكومتي كمونيستي را درافغانستان داير كرد. اما نگاهي به حضور افغانيان، پيش از انقلاب سال ۵۷ نشان مي دهد كه اين سابقه كمي قديمي تر است.
همزمان سالهاي آغازين دهه هفتاد ميلادي و شروع تحولات بسيار در نظام سياسي افغانستان، سياستهاي خاص دولت سلطنتي اميرعباس هويدا در ايران، موجب شد تا در سال ۱۳۵۷ ، تعداد مهاجرين افغاني نيم ميليون نفر باشد. هويدا معتقد بود كه مي توان با بهره جويي از نيروي كار ارزان قيمت مهاجرين، گامهاي بزرگي در اقتصاد برداشت و همين تفكر موجب شد تا ايران تسهيلات خاصي براي مهاجريني از شبه قاره هند، فيليپين، تركيه وافغانستان فراهم كند.در اين ميان افغاني ها به دليل آشنايي با زبان فارسي وتوانايي انجام كارهاي سخت، بيش از ساير مليت ها به بازار كار ايران جذب شدند.
از سويي ديگر كودتاهاي هر روزه، نبود امنيت شغلي و توسعه اقتصادي و افزايش بيكاري در افغانستان موجب مي شد تا متقاضيان افغاني براي حضور در بازار كار ايران، هر روز بيشتر شوند. فراموش نكنيد كه سال ۱۳۵۶ ، همزمان بود با تحول در قانون اساسي افغانستان و تلاش نيروهاي مردمي و مسلمان براي تشكيل يك كابينه غيرنظامي. با اوج گرفتن مبارزات مسلمانان در افغانستان و موفقيت آنان در تشكيل كابينه غيرنظامي، بازي قدرتها در افغانستان نيز شكل تازه اي پيدا كرد.
101055.jpg
خشم سرخ
افغانيها، دوره كوتاهي از آرامش نسبي را در فاصله سالهاي ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷ تجربه كردند. اما روسهاي كمونيست كه در جنگ سرد خود با قطب آبي رنگ دنيا (نظامهاي سرمايه داري ) به اهميت اهرم حائل آسياي ميانه كاملاً واقف بودند. به هيج وجه نمي توانستند، اين وضعيت را بپذيرند. دراين ميان بستر مناسب برخي قبايل افغان براي غلتيدن به سمت ايدئولوژي سرخ رنگ نيز به وسوسه شوروي سابق در كشيدن افغانستان به زير خيمه داس و چكش پروبال مي داد.
۲۷ دسامبر ۱۹۷۹ ، روزي بود كه افغانهاي مقيم كابل، با صداي تانكهاي ۷۶ ـ T روسي از خواب بيدار شدند. كودتاي خونين روسها احزاب چپي «خلق» و «پرچم» را در افغانستان به قدرت رساند ودولت افغانستان ، چنان غافلگير شد كه حتي نتوانست از هيچ نيروي بين المللي كمك بگيرد. در عوض، اولين بيانيه براندازي حفيظ الله امين، توسط راديوي كابل منتشر شد. بيانيه اي كه بعدها معلوم شد يك ايستگاه راديويي روسي. آن را منتشر كرده است!
ارتش روس براي حمايت نظامي از حكومت كودتا، از هيچ بي رحمي دريغ نكرد. خانه ها ويران شدند، كارخانه ها از بين رفتند وافغانيان بي پناه ، وقتي ديدند خانه و كاشانه و امنيت و آرامش خود را از دستداده اند، با دستان خالي و چشماني نااميد، وطن را ترك كردند.
جنگ سالهاي ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ با مردم افغان ۵ ميليون آواره را به كشورهاي ديگر فرستاد.
آنها كه از پول و تخصصهاي كافي بهره مي بردند. اروپا را انتخاب كردند و آنها كه نه پولي داشتند و نه تخصصي مي دانستند، خود را به نزديكترين مرز رساندند و جان و دين خود را به در بردند.ايران و پاكستان مقصد افغانياني بودند كه عمدتاً روستانشيناني كم سواد با روحياتي خاص بودند.
برادران تاريخي
در همان سالها، هر چند كه در ابتدا شوراي انقلاب با صدور بخشنامه اي ورود افغاني ها را به خاك ايران ممنوع اعلام كرد، امادلايل بسياري موجب شد تا سيل مهاجرين افغاني به ايران هرگز متوقف نشود. همزباني ومشتركات قومي بسيار، در كنار طبيعت مناطق مرزي ايران و ارتباطات قبيله اي در اين مناطق، نمي گذاشت كه ايرانيان، وضع اسفبار افغانيان را ناديده بگيرند. آنها به ايران وارد شدند تا شايد در سايه امنيت نسبي و شرايط اقتصادي مطلوب تر، بتوانند شكم خود و خانواده شان را سير كنند.
در اين باره، چنگيز پهلوان، نويسنده و پژوهشگر گفته است: «آنها غريبه نيستند. ما با آنان به صحنه تاريخ گام نهاديم و قرنها در يك سرزمين و زير يك پرچم در كنار هم زندگي كرديم. زبان ما همچنان زباني مشترك است و مردم افغانستان همچون ما از سروده هاي سعدي، حافظ و خيام لذت مي برند...»
قطعاً دلايلي از اين دست، در تصميم گيري براي برخورد با افغانيان، تأثير چشمگيري گذاشت. در اين ميان نبايد فراموش كرد كه علت اصلي مهاجرت افغانيان به ايران، تجاوز آشكار نظامي شوروي سابق ورژيمهاي كودتا بوده است. نشريه «حبل الله» كه از نشريات ماهانه مجاهدين بوده، در بررسي علل مهاجرت افغانيان به ايران، صرف نظر از نظام سياسي اين كشور، به دلايلي همچون «عقايد مذهبي» اميد به دست آوردن شغل، درآمد بهتر نسبت به پاكستان و... اشاره كرده است. در اين ميان صاحب نظران بسياري نيز از برخي مشكلات اجتماعي ناشي از تقابل فرهنگي دو مليت افغان و ايراني سخن گفته اند، چون علي رغم، همه مشتركات فرهنگي، گاه ديده شده كه افغانها در حفظ برخي رسوم خود پافشاري عجيبي به خرج داده اند. عباس عبدي، روزنامه نگار و پژوهشگر، در اين باره در كتاب «مسائل اجتماعي قتل در ايران، به تأكيد برخي از افغانها برآوردن ملايي از كشورشان براي برگزاري برخي مراسم خاص اشاره مي كند و اين موضوع را يكي از نشانه هاي عدم تطابق اجتماعي ايرانيان و افغانيان مي داند. چنين واكنشهايي هم از سوي سني ها و هم شيعيان افغان ديده شده است.
سيل مهار نشدني
بررسي روند تغييرات جمعيتي خارجي ها در ايران، بعد از سال۱۳۵۷ نشان مي دهد كه در آن سالها نه تنها ورود افغانيان به كشور بيش از حد تصور اوج گرفت. بلكه اين حجم مهاجرت بر رشد جمعيت كشور نيز تأثير گذاشت. به گفته «يرمون» (كارشناس امور اتباع در وزارت كشور)، در سال ۱۳۶۴ حدود ۱‎/۵ ميليون افغاني در ايران به سر مي بردند و رشد جمعيت مهاجرين افغان در ايران نيز هيچگاه سير نزولي پيدانكرد.
در ابتداي دهه ،۶۰ با توجه به روند رو به افزايش ورود مهاجرين افغاني به ايران و آثار و تبعات سوء آن در كشور، شوراي امنيت كشور تصويب كرد كه در نقاط مرزي دو استان سيستان و بلوچستان اردوگاههايي براي افغانيان تأسيس شود، اما اين اردوگاهها بيشتر از يك ماه، پذيراي افغانيان نبودند و خيلي زود آنها را به داخل كشور مي فرستادند. در واقع نخستين اردوگاههايي كه براي افغانيان ساخته شد، فقط نقش قرنطينه اي را بازي مي كردند كه در آن آزمايشات لازم براي بيماريهاي واگير انجام مي شد و افغانيان مي توانستند ظرف مدت يك ماه با قوانين و مقررات ايران آشنا شوند. در همين زمان شوراي هماهنگي امور افغانيان براساس مصوبه شوراي امنيت كشور تشكيل شد تا بخشي از خلأهاي بي شمار قانوني در تصميم گيري براي افغانيان را مرتفع كند. اين شورا با نمايندگان وزارت امور خارجه، وزارت بهداري، هلال احمر، ژاندارمري و شهرباني جلساتي را تشكيل مي داد كه در آن جلسات قرار بود، «معضل افغانيان» حل شود. معضلي كه هنوز از فهرست مشكلات دولت ايران خارج نشده است. اين دوران، از نظر افغانيان «دوران جهاد» ناميده مي شود. سالهايي كه مبادي مرزي ايران، هر روز با افغانيان بي شماري مواجه مي شد و بسياري از ضوابط في البداهه شكل مي گرفت! شايد مهمترين علت غيرقابل كنترل بودن مهاجرت افغانيان در پنج سال نخست دهه ،۶۰ تشديد فشار نظامي روسها در اين سالها بود. روند رو به رشد مهاجرت افغانيان تا روزي كه احمدشاه مسعود، با خنده پيروزمندانه اي بر لب، قهرمانانه وارد كابل شد ادامه داشت. سال،۱۳۷۱ زماني بود كه افغانيان با خنده به كارفرمايان ايراني خود مي گفتند: «دوران جهاد به پايان رسيد. شيردره پنج شير پيروز شد...»
از مجاهدين تا ارتجاع سياه
سال ،۱۳۷۱ سال انتقال قدرت به مجاهديني بود كه سالها در كوههاي سرد شمال افغانستان اسلحه به دست گرفته بودند. سقوط دولت «نجيب » و خروج روسها از افغانستان، خوشبيني عجيبي را در چشمان افغانيان بيدار كرد. شرايط ناگهان تغيير كرد. اين بار افغانيان مهاجر، خود مي خواستند كه هر چه سريع تر به افغانستان برگردنند تا مبادا بار ديگر ، آرزوهايشان پشت پرده بده بستانهاي سياسي، خريد و فروش شود... هرچند كه آنها كمي دير رسيدند! در اكتبر ۱۹۹۲ ، كميسيوني تشكيل شد كه قرار بود برپايه توافقنامه دولت هاشمي رفسنجاني و دولت وقت افغانستان، تسهيلاتي را براي بازگشت افغانيان مهيا كند. اما يك سال بعد، سرنوشت مردم افغانستان از آن سوي لبه تيغ به سياهي غلتيد. طالبان كه اين بار سخت تر از روسها به پاكسازي قومي و نژادي دست مي زدند، روند مهاجرت افغانيان به ايران را به شرايطي عجيب تر از گذشته برگرداند. اين بار هزاره ها، ازبكها و تاجيكها از دست پشتونها مي گريختند. روند مهاجرت در دهه هفتاد، با اشغال دوم مزارشريف در سال۱۳۷۷ به اوج رسيد.
101088.jpg
ملاهاي طالباني، با محوريت ملاعمري كه هيچ كس حتي يك بار عكس او را نديده بود (چون معتقد بود عكس حرام است!) از روسهاي سرخ، خشن تر بودند و اين بار يك عمليات تروريستي تكاندهنده در قلب نيويورك، سرنوشت نظام سياسي افغانستان را تغيير داد. برجهاي دوقلو كه فروريختند، افغانيان مقيم ايران، به سرنوشت كشورشان كه قرار بود زيرچكمه هاي آمريكايي له شود اشك مي ريختند، اما امروز بعد از گذشت دو سال از آن فاجعه تروريستي، همين افغانيها با لبان خندان از كشوري سخن مي گويندكه قرار است «صاحب كرزاي» در آن از هيچ همه چيز بسازد.
در حال حاضر بسياري از افغانيان، در انديشه بازگشتند. اما افغانيهاي مقيم ايران چندان به بازگشت روي خوش نشان نمي دهند. بازگشتي كه اين بار گويي كسي از دير يا زود شدن آن نمي ترسند و افغانيان ترجيح مي دهند، از همين جا اخبار تحولات كشورشان را تعقيب كنند. بعد از اين همه سال، هم اكنون طبق آمار رسمي دو ميليون و سيصد هزار نفر و طبق آمار غيررسمي سه ميليون افغاني در ايران زندگي مي كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |