دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۱ - ۴ شوال ۱۴۲۳
Mon, Dec 9, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به نمايشگاه نقاشي «جمال بخش پور»در گالري سيحون
روايت ورنرهرتسوگ از زندگي بهمن قبادي در يك فيلم مستند
شبكه بي بي سي با كارگرداني ورنر هرتسوگ فيلمي درباره بهمن قبادي مي سازد. به گزارش رسيده از دفتر مژفيلم، رنه رايت يكي از مديران كمپاني «لنز تولنز» واقع در ايالت واشنگتن دي سي آمريكا اعلام كرد: شبكه تلويزيون بي بي سي با همكاري اين كمپاني درصدد ساخت فيلمي از زندگي بهمن قبادي فيلمساز جوان ايراني است. بنابراين گزارش كارگردان اين فيلم مستند «ورنر هرتسوگ» كارگردان مشهور آلماني خواهدبود. اين فيلمساز قبل از اين طي مقاله اي در روزنامه واشنگتن پست فيلم «زماني براي مستي اسبها» را يكي از بهترين فيلم هاي دهه اخير دانسته بود. گفتني است فيلم اول قبادي (زماني براي مستي اسبها) ماه گذشته از شبكه BBC4 نمايش داده شد. قبادي اين روزها در تدارك فيلم نيمه بلندي به سفارش جشنواره بين المللي Jeon Ju براي كره جنوبي است.
روي خط خبر
* همه چيز موسيقي پاپ در ظاهر خوانندگان آن خلاصه مي شود
«هابيل علي اف» نوازنده برجسته كشور آذربايجان ضمن بيان اين مطلب، گفت: «براي ذوق در اين مقال، هيچ جايي وجود ندارد. كل اين موسيقي به پسراني گوشواره به گوش و زناني طلاق گرفته از شوهران خلاصه مي شود.»

* تئاتر سياه بازي، رژيم گذشته را رسوا مي كرد
محمود استادمحمد كه با «ايسنا» گفت و گو مي كرد، ضمن بيان اين مطلب، ادامه داد: «به همين دليل بعد از دهه ۴۰ آنان را به محلات بدنام منتقل كردند و عملاً با اين كار آن را به ابتذال كشاندند و سركوب كردند، اما زماني كه پيتر بروك به ايران آمد و او را براي تماشاي «سياه بازي» به اين محلات بردند، او سعدي افشار را كشف كرد، پس از آن اجازه دادند كه سعدي افشار به لاله زار برود.»

* جبراييل عباس علي اف در تالار فارابي مي نوازد
اين نوازنده برجسته كشور آذربايجان دومين موسيقيداني است كه به دعوت دانشگاه هنر براي تدريس در مقطع كارشناسي ارشد نوازندگي به ايران مي آيد. اين كنسرت روز بيست و يكم آذر از ساعت ۲۰ و روز بيست و دوم آذر از ساعت ۱۸ برگزار مي شود.

* روايت هانيبال الخاص از چهره «احمد شاملو» به نمايش درآمد
اين نمايشگاه كه شامل آثار نقاشي و طراحي از چهره و اشعار شاملو است، از روز گذشته در نگارخانه الهه آغاز شد. در اين نمايشگاه ۶۵ اثر به نمايش گذاشته شده است و در روز آخر نمايشگاه (۲۱ آذر) نيز مراسمي به مناسبت بزرگداشت و سالروز تولد اين شاعر فقيد با شركت جمعي از شاعران و نقاشان برگزار مي شود.

* ششمين جشنواره سراسري قصه گويي در كرمانشاه برگزار مي شود
در اين جشنواره كه از اول تا سوم ديماه برگزار مي شود، ۸۰ قصه گو حاضر مي شوند كه ۵۰ تن از آنان در بخش مسابقه شركت مي كنند. سخنراني، شعرخواني، موسيقي و حركات موزون محلي از ديگر بخشهاي جشنواره سراسري قصه گويي است.

* كتابهاي شهروندان تهراني به طور پاياپاي مبادله مي شوند
با اجراي طرح جمعه بازار كتاب در پارك انديشه (منطقه ۷)، پارك قائم (منطقه ۱۸)، پارك انديشه (منطقه ۱) و ۳۰ پارك ديگر، مردم مي توانند هر جمعه از ساعت ۹ تا ۱۵ كتابهاي خود را رودررو با هم مبادله كنند.
101304.jpg
* فيلمهاي سينماي جهان به مناسبت هفته پژوهش نمايش داده مي شوند
جمجمه ها (راب كوهن)، ديگران (الخاندرو آمنابار)، سرزمين هيچكس (دنيس تانويچ) و هفت سال در تبت (ژان ژاك آنوي) از ۲۳ تا ۲۸ آذر در سالن معاونت سينمايي به نمايش در مي آيند.

* اپراي « La Boheme» كه نخستين بار توسط پوچيني اجرا شده بود، اين بار به كارگرداني بازلورمان در تئاتر برادوي در نيويورك اجرا خواهد شد. اين نخستين بار است كه اين اپراي كلاسيك به برادوي آورده مي شود و اين اجراي جديد همچون اجراي كلاسيك به زبان ايتاليايي خوانده خواهد شد.
منتقدان «پرده آخر» را برگزيده سينماي پس از انقلاب معرفي كردند
101301.jpg
فيلم «پرده آخر» ساخته واروژ كريم مسيحي به عنوان فيلم برگزيده سينماي ايران از آغاز انقلاب تاكنون، در بخش «از منظر منتقدان» در جشنواره سينمايي اميد شناخته شد.
به گزارش رسيده از نخستين جشنواره سينمايي اميد براي اولين بار در جشنواره هاي موضوعي كشور، بخش فيلم برگزيده سينماي ايران از آغاز انقلاب تاكنون تحت عنوان «از نظر منتقدان» به اجرا درمي آيد.
گفتني است در اين جشنواره كه از ۲۴ تا۲۷ آذرماه در شهر رشت برگزارمي شود فيلم هاي آژانس شيشه اي، بادكنك سفيد، باشو غريبه كوچك، بازمانده، پرده آخر، ديده بان، زماني براي مستي اسبها، سفر به چزابه، ناخدا خورشيد و ماديان جزو ۹ فيلم ديگر منتخب اين بخش در رده هاي بعدي به شمار مي آيند.
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
* نگارخانه لاله ـ نمايشگاه عكس حافظ ميرآفتابي با عنوان «از غارهاي نمك قشم تا معابد ايتاليا»، ۱۸ آذر، ساعت ،۱۶ تلفن ۸۹۶۰۴۹۲

* فرهنگسراي دانشجو ـ نمايشگاه نقاشي رنگ روغن و تركيب مواد «شهاب الدين نژادتهراني»، «غزال اسدي» و «هنگامه پورمحمدي»، از ۱۷ تا ۲۳ آذر، ساعت ،۱۶ تلفن: ۸۵۵۴۰۱۶

* نگارخانه سعدآباد ـ نمايشگاهي از آثار چاپ پارچه (باتيك) با طراحي و اجراي استاد حسين گنجه اي، از ۱۶ تا ۲۱ آذر، ساعت ،۱۶ تلفن: ۲۷۲۶۰۴۲

* نگارخانه بنفشه ـ نمايشگاه نقاشي «زهرا موسوي»، از ۱۶ تا ۲۱ آذر، ساعت ،۱۶ تلفن: ۸۰۳۴۲۴۷
امروز با محمد خليلي
101310.jpg
محمد خليلي سالهاست به نوشتن و ترجمه در حوزه شعر و داستان مشغول است.
مجموعه شعرهاي «ارغواني»، «... تا آزادي»، «آواز رنگ ها» و «آفتابگردان» «همچون نارنجي شعله ور» و «سوخته زاران» و مجموعه داستان «زير براده هاي سرب»، «هميان ستارگان» آنتولوژي هفتاد سال داستان كوتاه ايران و نمايشنامه «نادرشاه» اثر نريمان نريمانوف و ترجمه گزيده شعرهاي جمهوري آذربايجان با عنوان «آفتاب آبي» و... از جمله كتاب هايي است كه در كارنامه اش ثبت شده است. رمان «گل سرخ برگيسو» و ترجمه رمان «سيلاب هاي خروشان» و ده جلد از داستان هاي فولكلوريك جمهوري آذربايجان را نيز آماده انتشار دارد.

\ آقاي خليلي، آيا مجموعه شعري هم در دست انتشار داريد؟
* دو مجموعه شعر آماده انتشار دارم: مجموعه اي به نام «شعر عاشقانه براي آزادي» كه ترجمه اشعار اريش فريد شاعر مشهور آلماني است و مجموعه «عطر كلمات» از خودم.

\ شما امروز چه نوع نگاهي به پديده ادبيات سياسي و ادبيات متعهد داريد؟
* من معتقدم هر نوع ادبياتي در هر شكل و شمايلي، در هر مكتبي سياسي است. حتي پست مدرنيست ها، حتي آنها كه هنر را براي هنر مي خواهند آنها هم نگاه شان سياسي است.

\ آقاي خليلي ، زماني آثار گوركي در خيلي از كشورها از جمله ايران، به عنوان آثار طراز اول خوانده مي شد، ولي در همان زمان آثار ناباكوف و بولگاكف به عنوان ادبيات منحط و هنر بورژوازي طرد مي شد. امروز پس از دو دهه آثار گوركي فراموش شده، اما رمان «مرشد و مارگريتا» از بولگاكف همچنان خوانده مي شود.
* در يك جامعه باز شرايط بايد به شكلي مهيا باشد كه هم آثار امثال بناكوف و بولگاكف منتشر شود و هم آثار امثال گوركي. هم آثار نهيليست ها و هم آثار سوررئاليست ها و هم معتقدان به رئاليسم انتقادي.

\ كتاب «زير براده هاي سرب» شما پس از انتشار چه بازتابي داشت؟
* «زير براده هاي سرب» را خيلي ها پسنديدند. اما بايد حرف نهايي را منتقدان بزنند كه هنوز كسي درباره اش چيزي ننوشته است.

\ در مورد رمان «سيلاب هاي خروشان» بفرماييد.
* اين رمان اثري است از آخرين دوره هاي كلاسيسيسم و به دن آرام جمهوري آذربايجان معروف است. زمينه اين رمان مبارزات مردم روستاهاي كشور آذربايجان عليه سربازان تزار است. درعين حال يك تم عاشقانه هم دارد. اين رمان از وزارت ارشاد مجوز چاپ گرفته بود و نشرنگاه سبز قرارداد چاپ آن را داشت. با مشكلاتي كه براي اين ناشر پيش آمد، الآن تكليف چاپ اين رمان معلوم نيست. اين رمان سه بار بازنويسي شده بود و من الآن نسخه نهايي را هم ندارم و در دست ناشر مانده و از سرنوشت كتاب هيچ اطلاعي ندارم.
نگاهي به نمايشگاه نقاشي «جمال بخش پور»در گالري سيحون
نقاشي با خطوط بي آغازو بي انجام
101274.jpg
اشاره :
گالري سيحون از ۹ تا ۱۴ آذرماه ميزبان نمايشگاهي از نقاشي هاي «جمال بخش پور» بود.
بخش پور متولد سال ۱۳۲۳ نقاشي را به طور جدي از سال ۱۳۴۳ آغاز كرده است.
نمايشگاه اخير او بعداز سال ها دوري از ايران و اقامت در آلمان برگزار مي شد. آنچه مي خوانيد نگاهي است گذرا به نمايشگاه اخير بخش پور، كه اشاره هايي هم به كليت آثار اودارد.
بيرون از دايره هنر و دست آوردهاي هنري، «خيال» ممكن است مسيري جز واقعيت را دنبال كند و به تصويرها وتصورهايي برسد كه درجهان واقعي يا حقيقي معنا و مفهومي ندارند. در نقاشي اما خيال و خيال انگيزي مي تواند مترادف با واقعيت دست خورده و جا به جا شده به حساب بيايد. آن قدر كه قابل تجزيه و تحليل به واقعيت هاي موجود باشد و يا در نهايت اشاره اي به آن. اين را گفتم تا قبل از هر چيز اذعان كرده باشم كه كارهاي «جمال بخش پور» را مي توان به واقعيت نيز بازگرداند.
واقعيتي كه البته از خودآگاه نقاش به ناخودآگاهش انتقال يافته و حالا ممكن است به هر شكلي بروز كند. كمي دقت اما، اين «به هر شكلي» را محدودتر از آن مي كند كه در زبان وجود دارد. اين را دايره واژگاني بخش پور به ما مي گويد و ذهنيت او كه در طول سال ها فعاليت، وانمود نسبتاً كاملي است از ناخودآگاه سيالش.
بخش پور هم مثل هر نقاش ديگري كه مي خواهد در برابر تاريخ سترگ نقاشي و ويرانگري هاي ريز و درشت آن راه خودش را بجويد، ابتدا پا به راه هايي گذاشته، كه رونده زيادداشته است. بعد كم كم از ميان آن همه راه، راه كوتاهي را انتخاب كرده است كه دوباره به همان راه هاي رفته باز مي گردد.
اينجا او ميان سوررئاليسم «رنه ماگريت» و «سالوادوردالي» و «ماكس ارنست» و مينياتور قرار مي گيرد و همه را هم به نوعي مي آزمايد. راه انتخابي او ـ در ادامه ـ جايي يادآور كارهاي ارنست است و جايي ـ البته اگر هاشورها بگذارند ـ گوياي همان ريزنگري هاي مينياتوري. دهه هفتاد به بعد كه بايد اوج پختگي نقاش باشد، نهايت سرگرداني اوست. از سويي خودش را به همان تصاوير مينياتوري بدون كمپوزيسيون محدود مي كند واز سويي به گذشته (آغاز خود) باز مي گردد.
در اين بازگشت اما نقاشي هاي بخش پور تلويحاً لحن ديگري به خود مي گيرد. شما و نماي شيكي پيدا مي كند و خشك و منطقي مي شود. ناگفته نماند اينكه موضع گيري نقاش در برابر نقاشي همواره منطقي بوده است و ساختار تصادفي بعضي از كارهايش هم از نوعي هسته ي منطقي شكل گرفته و مي گيرد.
و اما نمايشگاه اخير بخش پور در گالري سيحون در برگيرنده ي برخي از آثار دهه ي هفتاد اوست وحامل وشامل نگاه مينياتوري اوبه نقاشي. ريشه ي اين نوع نقاشي فيگوراتيو را كه معجوني است از آدم ها وحيوانات و اشياء و خطوط در هم رفته، پيش از هر چيز مي توان در نقاشي هاي كلاسيك غرب و تصاوير دوزخي برخي نقاشان يا نقاشي هاي تزئيني و فلورال و... يافت، كه تفكيك موضع يا منظره از آدم ها وحيوانات و پرنده ها و... نياز به كمي تأمل و تعمق دارد. اين نوع نگاه در نقاشي سوررئال نيز كه تعريف ديگري است از واقعيت، تكرار مي شود. در نقاشي هاي «بخش پور» البته همه چيز به خط وآن گاه هاشور تقليل مي يابد، كه شايد تا حدودي وجه تمايزشان با آنچه گفتم باشد.
درگير نشدن فضاهاي مثبت و منفي و تعليق و تمركز در گستره ي بوم كاغذي و بالاخره فاصله اي كه بين نقاشي و چهارچوب مي افتد، تركيب بندي را دركارهاي اواز بين مي برد واز زيبايي آن ها مي كاهد؛ آن قدر كه بيننده نه به دنبال كليت كار، بلكه راهي كشف جزئيات به هم پيچيده ي نقاشي مي شود. چيزي هم كه پيدا مي كند، نه حاصل ذهن نقاش، بلكه يكسر ميان دست ها و چشمان اوشكل گرفته است. اين هاشورها،اين گم شدن خطوط تمام كننده ي فيگورها وبالاخره پيدايي و پنهاني حجم ها، اگر چه بر ضخامت كارهاي بخش پور مي افزايد، اما بيننده را كه مي خواهد از اين همه كثرت به نوعي وحدت برسد و همان را هم به ذهن بسپارد، دست خالي مي گذارد. بيننده جست وجو گر آن نطفه اي است كه اين شير بي يال و دم واشكم از آن سرچشمه گرفته است. به خاطر همين هم نه آغازي و نه پاياني در نقاشي ها نمي يابد. جز آن آغاز و پايان خود انگيخته اي كه از گذاشتن نوك قلم روي بوم آغاز و با برداشتن قلم پايان مي يابد.در جايي بخش پور مي آيد و اين همه آشفتگي را درونه ي سر يك انسان مي كند، كه به كاريكاتور نزديك مي شود و بيننده را ياد كاريكاتورهاي زيادي از اين دست مي اندازد، كه با كمي تسامح نمونه ي ايراني اش آثار زنده ياد «رضا شبيري» است. گاهي از ميان آن همه سر و آن همه سودا، نيمرخ يك زن و مرد آگراند يسمان مي شود، كه مي تواند اشاره اي هرچند بعيد به آفرينش نخست انسان باشد وشايد هم فقط يك برداشت؛ اگر چه جستن و يافتن و ساختن چنين معناهايي در كار بخش پور چندان هم دور از ذهن نيست. در يكي از نقاشي ها، همه چيز به يك دايره سرخ رنگ محدود مي شود و پرتوهاي آن. يك جا هم ريشه هاي ذهني نقاش (ذهنيت ريشه مانند او) به پروپاي خانه اي كهنه مي پيچد. گاهي هم اين ريشه، كه سراسر بيروني است، نه از درون آب و نه از درون رنگ و خاك، كه از ميانه و مركز تابلو شروع مي شود و به سمت وسويي نامعلوم گرايش مي يابد و گم مي شود. اين ريشه اي كه گفتم، البته مي تواند رشته هايي از يك كلاف سردرگم هم باشد. رشته هايي كه باز كردنشان از يكديگر يا تفكيك آن هابه اجزاي تشكيل دهنده شان،در وراي اين همه خط واين همه هاشور، ديگر حتي كارخود نقاش هم نيست.
با اين همه «بخش پور» مي توانست نقاش موفقي باشد،اگر از ميان اين همه راه، تنها يك راه را بر مي گزيد وخودش را اسير بازي هاي خيالي و خودكاري نمي كرد. دربازگشت به آثار پيشين او،كه به صورت يك مجموعه همزمان با نمايشگاه اخيرش منتشر شده است، كارهايي را مي توان يافت و ديد كه انگيزش خاصي براي پرداختن به نقاشي است. در آن آثار بخش پور تحت سلطه و سيطره ي فقط و فقط هاشور نيست. رنگ نقشي بنيادي دارد وخط در حداقل حضور خود، حداكثر كاركرد را داراست. او در همان آثارش نشان داده كه چقدر خوب تركيب بندي را مي شناسد و مي تواند از آن به سود نقاشي هايش بهره ببرد.
اگر چه همه ي آثار يك هنرمند از جويبار درون او سيراب مي شود، اما اين بدان معنا نيست، كه همه ي آن آثار با ارزش هستند.
نمايشگاه اخير بخش پور نيز اگرچه در بردارنده همه توش وتوان نقاش نيست، اما به هر حال يكي از بنيادي ترين نگاه هاي او رابه نقاشي براي چندمين بار به ما نشان داده و معرفي مي كند، تا ما يكي از هنرمندان صاحب صلاحيت خودمان را بشناسيم. نقاشي كه از راه ديگري رفته، تامثل خيلي ها به بيراهه نرفته باشد.
هنرمندي كه هاشورهاي اوباعث شده كه نام و نقاشي هايش در ذهن بيننده خط نخورد.
ويترين كتاب و نشريه
101283.jpg
* همراه باد دردل تنهايي كوير / يادداشتهاي تصويري منوچهر طياب / كتاب خورشيد / ۲۲۰۰ نسخه / ۱۳۸۱ / ۳۹۵۰۰ ريال
منوچهر طياب، مستندساز سينماي ايران يادداشت هاي روزانه خود را در دوران فيلمبرداري «همراه باد در دل تنهايي كوير» در اين كتاب منتشر كرده است. اين يادداشت ها صرفاً يادداشت هاي پشت صحنه يك فيلم نيست: بلكه نكاتي درباره جغرافياي كويرهاي ايران؛ تاريخ سياسي، اجتماعي، هنري و همچنين مكان هاي تاريخي و مقدس در متن آمده است. اين كتاب، عكس هاي طياب را نيز به همراه دارد.
101286.jpg
* سفرنامه گوهر مقصود / خاطرات سياسي و اجتماعي دوره استبداد صغير/ آقاسيد مصطفي تهراني (ميرخاني) / به كوشش زهرا ميرخاني / نشر ميراث مكتوب و سازمان ميراث فرهنگي كشور / ۲۰۰۰ نسخه/ ۱۳۸۱ / قيمت:
مصطفي تهراني [هـ .ق ۱۳۵۰ ـ ۱۲۷۷] نماينده دوره اول مجلس شوراي ملي بود. اين سفرنامه، حاوي نگاه او به روزگار استبداد صغير و محمدعلي شاهي است. جهت آشنايي با نثر نويسنده، بخشي از متن را مي خوانيد: «در صحن بزرگ رسيدم، جمعي را ديدم در گوشه صحن مقدس ايستاده و برگرد يكديگر صف زده اند. دانستم در اينجا قضيه اي است و حادثه اي است.
خواستم چشم خود را بربندم و به زودي بگذرم. شخصي مرا فرياد زد كه جناب آقا تشريف بياوريد و ملاحظه نماييد و سيره و عادات و اخلاق اهل وطن خودتان را ملاحظه بفرماييد…»
101277.jpg
* مزرعه قله سفيد‎/ داستان براي نوجوانان‎/ برلي دوهرتي‎/ شيدا رنجبر‎/ كتاب ونوشه‎/ ۱۳۸۱ ‎/ ۳۰۰۰نسخه‎/ ۸۰۰۰ريال.
اين كتاب براي گروه هاي سني ج و د [سالهاي پايان دبستان و دوره راهنمايي] مناسب است. داستان با اين سطور آغاز مي شود: «خانه من در مزرعه ي واقع در تپه هاي مزروعي و كم شيب اطراف دربي شاير است. قله هاي حزن انگيز پنينز، نه چندان دور از ما، در رشته كوه هايي معروف به ستون فقرات انگلستان سر به فلك كشيده اند. ما هميشه آنجا زندگي كرده ايم؛ خانواده پدريم نسل هاست كه مالك آن مزرعه هستند. پدرم هم هيچ وقت نخواسته آن را از دست بدهد.»
101280.jpg
* سرگذشت سامانيان ‎/ بازنويسي متون كهن پارسي ‎/ محمدبن جعفر نرشخي ‎/ به كوشش فرزاد زيباپور‎/ اهل قلم ‎/ ۱۳۸۱ ‎/ ۳۰۰۰ نسخه ‎/ ۹۰۰۰ريال
عبارات اين كتاب [تاريخ بخارا] ساده و شيواست و درميان كتابهاي كهن پارسي مقامي بلند و ارجمند را داراست . ريچارد فراي خاورشناس مشهور نوشته است : «بسياري از تاريخ نويسان ، خاورشناسان ، محققان ، زبان شناسان وسكه شناسان را به كار آيد و در آن مطالبي يافت مي شود كه بسيار مهم و جالب است و در ديگر كتابهاي تاريخي پارسي از آن يا دي نشده است ».



|   شناسنامه   |   آرشيو   |