|
ارتداداز منظر فقه اماميه و حقوق جزاي ايران
|
|
|
ارتداد (apostasy) در لغت به معني رجوع و بازگشت است (ابن فارس، ۶۸۶/۲) ، راغب اصفهاني درباره معنا و استعمالات واژه ارتداد مي نويسد: رد گرداندن چيزي را گويند به ذات يا به حالتي از احوال آن... رد بالذات... «ارتداد و رده» بازگشت در راهي است كه از آن آمده است اما رده فقط در مورد كفر استعمال مي شود برخلاف ارتداد كه در كفر و غير كفر قابل استعمال است (راغب ، ۱۹۷) و در اصطلاح حكمي است مأخوذ از كتاب و سنت، كه درباره شخصي كه از عقيده خود برگشته داده مي شود يا به خروج فردمسلمان ازدين اسلام در اصطلاح فقهي ارتداد اطلاق شده است (نك ، راغب ، همان) پيشينه: ارتداد به معناي بازگشت از يك عقيده يا دين پس از ظهور اسلام و بويژه پس از رحلت پيامبر (ص) در فرهنگ تاريخنگاري واردشده است و حوادث و حكاياتي كه پيرامون مرتدان نقل شده از اين دوران به بعد است. ارتداديا بازگشت از عقيده اختصاص به دين اسلام ندارد و حتي به ادعاي برخي از محققين «ماده مشترك» در همه اديان است (مهاجراني ، ۱۴۲ ـ ۴۶ ؛ هيكل ، ۱۲۲) به اعتقاد برخي از محققان در عصر بعثت و طليعه تشريع احكام و ابلاغ آن نمي توان به سابقه اي مشخص از احكام مدون مرتد در فقه موجود دست يافت و شايد بتوان گفت كه بي توجهي اعراب جاهلي به دين و سرسري پنداشتن آن يكي از موجبات تشديد حكم مرتد است (صرامي ، ۱۱۹) بررسي تاريخي ارتداد درعصر پيامبر (ص) نشان مي دهد كه بازگشت از اسلام اگر چه اتفاق افتاده ولي چندان رايج و فراگير نبوده است و حكم مرتدين به قتل تنها به خاطر ارتداد وتغيير مذهب نبوده بلكه هر يك از آنها علاوه بر تغيير مذهب داراي جرمهاي سنگيني چون، قتل، خيانت درنوشتن وحي، جاسوسي و... بوده اند (صرامي ، ۱۲۸) بارزترين عنوان ارتداد در تاريخ اسلام مختص جنگهايي است كه در نخستين ماههاي خلافت ابوبكر، بين دستگاه خلافت او و كساني كه با عنوان مرتدان (اهل رده : از دين برگشته) در تاريخ واقع شده است. دقت در گزارشهاي تاريخي نشان مي دهد كه متهمان به ارتداد در اين برهه نيز صرفاً بخاطر تغيير عقيده مجازات نمي شدند بلكه گروهي بخاطر ادعاي نبوت ، منع زكات متهم به ارتداد و محكوم به مجازات مي شدند. در عصر ائمه معصومين نيز بخاطر بوجود آمدن فرقه هاي مذهبي متعدد همچون غلات ـ كساني كه قائل به الوهيت حضرت علي (ع) مي باشند ـ كه با حكومت وقت سرناسازگاري داشتند حكم ارتداد از طرف ائمه براي جلوگيري از انحراف ديني مطرح بود. نهايت اينكه از مجموع روايات چنين بر مي آيد كه جرياني در صدر اسلام ايجاد شده كه براي ضربه زدن به مسلمين، به سادگي اسلام مي آوردند و از آن خارج مي شدند تا نشان دهند كه اسلام سست است و يا به قصد آگاهي از مواضع مسلمين به دين مي گرويدند لذا بطور مسلم اسلام براي مقابله با اين جريان كه قصد توطئه چيني بر عليه اسلام را داشتند مجازات سنگيني چون قتل در نظر گرفت تا اين جريان منحرف را به مسير خود سوق دهد. از اين روست كه برخي از مهاجرين معتقدند كه ارتداددر قرآن با ارتداددر روايات متفاوت است. ارتداد در زمان پيامبر (ص) كه آيات قرآن ناظر به آن است با ارتداددر زمان امام باقر و صادق (عليهما السلام) و امام رضا (ع) متفاوت است زيرا ارتداددر صدر اسلام معمولاً با انگيزه سياسي يا اقتصادي يا قومي همراه بوده لذا دراين دوره ارتداد فكري مطرح نبوده است. بطور مثال جريان مسيلمه كذاب كه مدعي نبوت بود ناظر به آن است ( اردبيلي ؛۱۵/۱۳) نظريه پردازي فقها درباره حكم ارتداد بين فقها و محققين دو نظريه وجود دارد : الف) نظريه تشكيك ب ) نظريه موافق الف)تشكيك گروهي از فقها و محققين معتقدند كه ارتداداز احكام حكومتي بوده و تعزيراست (فيض ، ۲۰۷ ؛ محقق حلي ۱۸۴۷/۴) و تنها مخصوص اوايل اسلام يعني عصر تشريع كه مسلمانان از جهت تعداد اندك بودند مي باشد و اين حكم بدان خاطر بوده كه بخاطر سوء استفاده هايي كه برخي از قبايل يهودي تحت نام اسلام انجام مي دادند پيامبر به عنوان حاكم اسلامي كساني را كه مسلمان شده و پس از مدتي كافر مي شدند حكم به قتل آنها مي نموده است زيرا اين اعمال باعث سست شدن انديشه هاي اسلامي در دل تازه مسلمانان مي شد و تا حدودي نيز دين خدا ملعبه دست اين افراد قرار مي گرفت. اين عده معتقدند كه در حال حاضر اين حكم موضوعيتي ندارد چرا كه اسلام در سراسر جهان پراكنده شده و پيامبر (ص) بسان گلي است كه زيبايي وطراوت جزء ذات اوست حال اگر كسي پيدا شد و به چنين گلي نسبت زشت داد بدون ترديد مردم او را مجنون مي دانندو مي نويسند اسلام دين برهان، منطق و استدلال است بايد جواب منكران را با دليل وبرهان داد نه با تيغ و نيزه چرا كه جامعه كنوني جامعه اي متكافل و پوياست (سروش ، ۳۶ ؛ حائري ، ۳ ؛ جناتي ، ۶ ؛ ولايي ، ۶) نكته لازم به ذكر اين است كه اين عده اصل حكم را مي پذيرند ولي موضوعيت آن رادر عصر كنوني زير سؤال مي برند. ب ) نظريه موافق در مقابل گروه اول عده اي معتقدند كه ارتداد جزء حدود است و اجراي حد در همه زمانها و بر همه انسانها واجب است اينان مي گويند كه اسلام كسي را مجبور به پذيرش دين نمي كند ونه تنها اسلام با دين اجباري مخالف بلكه دشمن است. اسلام بايد از روي آگاهي و بينش كامل باشد لذا اگر كسي با بينش كامل وارد دين شد و پس از مدتي بخواهد از دين خارج شود ضربه بزرگي به دين وارد مي نمايد. اين عده با رويكردهاي متفاوتي درصدد توجيه حكم ارتداد (قتل ) بر آمده اند. ـ رويكرد سياسي : برخي از حقوقدانان ارتداد را به مثابه جرم براندازي دانسته اند كه همانطور كه مجازات برانداز قتل است مجازات مرتد نيز قتل است (عوده ، ۱۱/۱) ـ رويكرد اجتماعي : اين عده ارتداد را تعدي به حقوق ديگران دانسته و معتقدند كه ارتداد محيط پاك عقيده وايمان را آلوده مي سازد و جامعه را در معرض خطر قرار مي دهد . ارتداد به مثابه غده سرطاني است كه به تدريج به پيكر جامعه سرايت مي كند (منتظري ، ۱۵۱ ؛ فضل الله ، ۱۴۴) ـ رويكرد فردي ـ اجتماعي : ارتداد نوعي انحطاط شخصي و فردي است ودر حقيقت اسلام با حكم ارتدادنظام اسلامي رامكلف نموده كه از ايمان مردم حفاظت و حراست نمايد و علت خشم الهي بر مرتدين اين است كه اينها زندگي وعشرت دنيوي و هواهاي نفساني را برخواست معنوي و قلبي وفطرت انساني خود و بر آخرت ترجيح داده اند... لذا در ارتدادتنها عوض شدن يك عقيده مطرح نيست بلكه اين است كه كساني كه به خاطر جاذبه هاي مادي و تأمين هواهاي نفساني حاضر شده اند به حيثيت نظام اسلامي لطمه بزنند وايمان اسلامي را رها كنند(خامنه اي ، ۳۹) ـ رويكرد فردي ـ اخلاقي : ارتداد به لحاظ اينكه نقض قرارداد در برابر خدا و پشت پا زدن به فطرت انساني محسوب مي گردد از نظر اسلام جرم محسوب مي شود و مجازات خاصي بر آن در احكام كيفري اسلام مقرر شده است (زنجاني ، ۳۴۰) مرتد كيست؟ هر چند كه فقها در تعريف مرتد دچار اختلاف شده اند ولي اكثر فقهاي اماميه معتقدند كه مرتد كسي است كه خداوند و پيامبر يا ضروريات دين را انكار نمايد يا كسي كه به اسلام كافر شود. اين عده فرقي بين انكار از روي علم وعدم علم نمي گذارند (شهيد اول ، ۱۶۶) اما برخي ديگر از فقها معتقدند مرتد كسي است كه از روي علم و آگاهي به انكار ضروريات بپردازد به عبارت ديگر مرتد كسي است كه پس از درك حقيقت به انكار آن مي پردازد. (جوادي آملي ، ۱۴ ؛ حلبي ، ۳۱۱؛ كديور ، ۵۰۴ ؛ صرامي ، ۲۵۲) * ادامه ادرد اخبار انديشه
سمينار گفت وگوي فرهنگي در هندوستان هفته گذشته سمينار دوروزه اي با عنوان «گفت وگوي بيان فرهنگي: ايران وهند» در ايالت اتارپرادش برگزار شد كه از ايران نيز محققاني در آن حضور داشتند. دكتر كورش صفوي از دانشگاه علامه طباطبايي مقاله اي با عنوان: ظهور سبك هندي در شعر كلاسيك ايران و دكتر فرزان سجودي از دانشگاه هنر مقاله اي با عنوان: اسطوره هندي در ادبيات ايرانيان در اين سمينار ارائه كردند. سيدظهير حسين جفري از دانشگاه دهلي نيز ازجمله سخنرانان اين سمينار بود كه در مقاله اي با عنوان: اسلام گرايي در هندوستان و ايران در قرون وسطي، تلاش كرد زمينه هاي تحقيقي را در مورد روابط ايران وهند بيان كند.وي در اين مقاله ازمعماري، هنر، دين، فلسفه وادبيات به عنوان حوزه هايي ياد كرد كه مي تواند چارچوب مشتركي براي مطالعه ارتباطات فرهنگي دوكشور فراهم كند.
آيا برخورد تمدنها امكانپذير است؟ اين پرسش هفته گذشته در يك گردهمايي به همت مركز مطالعات بين المللي و استراتژيك مالزي ميان انديشمندان كشورهاي مختلف به بحث گذاشته شد. مارك اليس، استاد مطالعات يهودي در دانشگاه تگزاس در اين گردهمايي گفت: ستم اسرائيلي ها به فلسطيني ها با خدماتي كه يهودي ها به تمدن بشري داشتند در تضاد است. من به عنوان يك يهودي مي گويم كه انديشه مخالفت با توسعه امپراتوريها و احساس تعلق اجتماعي را ما به جهان عرضه كرديم ولي امروز به نظر مي رسد ما خودمان در حال تأسيس يك امپراتوري هستيم. اليس اضافه كرد: يهوديان خدمات فراواني به فلسفه، علم، سياست و اديان جهاني كرده اند وهمچنين تحليل انتقادي تمدنها و امپراتوريها را بنا نهادند زيرا خودشان تحت ستم اين سيستم ها بودند و لذا امروز كار غيرقابل پذيرشي را در مورد فلسطينيان به نمايش گذاشته اند. پاول نيتر، استاد ممتاز الهيات مسيحي در دانشگاه اوهايو در اين نشست گفت: افرادي كه تحت تأثير مكتب رئاليسم هستند، معتقدند طبيعت بشر براي بقا از انجام خشونت ناگزير است و سياست فعلي دولت ايالات متحده نشان مي دهد تحت تأثير اين نگرش قرار دارند. اما گروه ديگري هم كه ايده آليست ها هستند، معتقدند خشونت وتضاد قابل اجتناب است وافراد بشر در نهايت خواهان زندگي صميمانه در تعامل با يكديگر هستند. وي افزود: اكثر مردم نمي خواهند ارتباطات اجتماعي بازي برد ـ باخت باشد بلكه وضعيت برنده ـ برنده را ترجيح مي دهند. آرويند شرما استاد اديان تطبيقي از دانگشاه مك گيل كانادا نيز از ديگر سخنرانان بود. وي گفت: پتانسيل خشونت ديني توسط چهار شاخص قابل ارزيابي است: ۱ـ آيا دين مورد بحث از اديان قديمي و كهن است يا از اديان جديد؟ ۲ـ دين مورد نظر چگونه به پيروانش رفتار با يكديگر را آموزش مي دهد؟ ۳ـ دين مورد نظر چگونه به پيروانش رفتار با پيروان اديان ديگر را آموزش مي دهد ۴ـ دين موردنظر با مفهوم پلوراليسم چگونه مواجه مي شود؟ وي همچنين معتقد است احتمال برخورد اديان كمتر از برخورد تمدنها است. گفت وگو درباره «گفت وگو در جهان واقعي» گفت وگودر جهان واقعي، عنوان كتابي است از دكتر علي پايا كه شامل مجموعه مقالاتي درباره گفت وگو است. وي در اين مقالات گفت گو و گفت وگوي تمدنها را از موضع فلسفي مورد توجه قرار داده است. گروه فلسفه مركز گفت وگوي تمدنها در نظر دارد روز چهارشنبه بيست و هفتم آذرماه در نشستي با حضور نويسنده دكتر يوسف اباذري، دكتر محمد ضيمران و دكتر حسين معصومي همداني كتاب مورد نظر را به بحث و نقد بگذارد.
|