• ديدم آن كارگر يا تكنيسيني كه در آنجا كار مي كند ، به خيلي ها، از مدير كارخانه تا دولتش و… انتقاد زياد داشت و خيلي بد وبيراه مي گفت ولي وقتي از او سؤال مي كردم چرا اينقدر دقيق كار مي كني مي گفت اين مسأله اش فرق مي كند چون سرمايه كشور ما همين صنعت است اگر ما اين را پايدار نگه نداريم نه تنهاخودمان بلكه آيندگان و بچه ها ونوه هاي ما هيچ سرمايه اي نخواهند داشت وما روبه نابودي مي رويم، پس من بايد اينطور كار كنم، درعين اينكه معترض هستم واز وضعيت راضي نيستم.
زماني كه گفته شد با دكتر جعفرزنده رود، حول محور اوضاع صنعتي كشور بويژه تشكيل كميته صنعتي مصاحبه كنيد، يك مقداري با خودم كلنجار رفتم كه اين گفت وگو چگونه شكل خواهد گرفت. روز گفت وگو در برابر خودم مردي را ديدم كه در عين حالي كه دغدغه پيشرفت علمي زادگاهش را دارد حاضر نيست از «اصول ملي» كوتاه بيايد. جعفرزنده رود ۴۸ ساله داراي دكتراي فيزيك مكانيك در حال حاضر در دانشگاه كاسل آلمان تدريس مي كند.
دو روز پس از اين مصاحبه كه در دوم آبانماه گذشته انجام شد، او به آلمان پرواز كرد و در همين حال اين قول را از ما گرفت اين مصاحبه را در زمان مقتضي اش چاپ كنيم.
•••
| سؤالم را اينطور آغاز مي كنم: با توجه به مطالعات و تجربياتي كه شما داريد بررسيهايي كه در اين زمينه انجام داده ايد، مشكل جامعه و مشكل اقتصادي ـ اجتماعي ـ صنعتي كشور را در چه مي بينيد؟ يعني در حال حاضر كشور ما گره كارش در كجاست؟
* سؤال شما شامل مسائل سياسي هم مي شود؟
| وارد آن بحث نمي شويم. فقط توسعه اقتصادي ـ اجتماعي را در نظر بگيريد؟
* به نظر من در زمينه اقتصادي و اجتماعي بايد يك ديد ملي داشته باشيم. يعني تمام احزاب يا گروه ها، جنبه ملي را در نظر بگيرند نه جنبه هاي سياسي ، گروهي و حزبي خود را، منظورم ديد ملي اولويت اول را داشته باشد. من اين نكته را به اين خاطر مطرح كردم زيرا معتقدم كه دولت آقاي خاتمي چنين نگاهي به مسائل جامعه دارد. به نظر من نگاه خاتمي يك نگاه ملي و كلان به مسائل جامعه مي باشد، نه حزبي و گروهي و تصور مي كنم آقاي خاتمي تا به امروز هم اين روش را اعمال كرده است. و اگر تنها جنبه سياسي را درنظر داشت، مي توانست برنامه هاي ديگري را اجرا كند . در خصوص صنعت مي توان مهمترين ضعف هاي عام صنايع كشور را در نبود يك استراتژي روشن و عدم سرمايه گذاري مناسب در اين عرصه به منظور ارتقاي سطح تكنولوژي و بهره وري صنايع و مهمتر از آن عدم تطابق توليدات با استانداردهاي جهاني و رقابتي نبودن بهاي تمام شده محصولات توليدي با قيمت هاي جهاني (عليرغم وجود مزيت هاي فراوان مثل نيروي انساني، نيروي كار، انرژي و...) و ضعف مديريتي و پايين بودن سطح بهره وري در كشور برشمرد كه در صورت پرداختن به اين عيوب و رفع آنها مي توان اميدوار بود كه در آينده صنعت كشور جايگاه شايسته خويش را بازيابد.
| اين ضعف هايي كه برشمرديد آيا از قبل در كشور ما وجود داشته است يا طي فرايندي به اينجا رسيده ايم؟
* شايد در مقطعي ما يك مديريت خوبي داشته ايم. شايد كساني آمده اند، يك برنامه ريزي خاصي را انجام داده اند، يعني با نيت درست و ملي به قضيه نگاه كرده اند؛ حالا مسأله تعهد بوده يا اينكه وظيفه شرعي خودمي دانستند. ولي به طور كلي در كشور ما يك برنامه و سيستم جامع مخصوصاً در سطح مديريتي وجود ندارد، براي توضيح اين مسأله روشن تر صحبت مي كنم: الآن در كشور ما وضع طوري است كه اگر مديري در جايي تغيير كند،از آبدارچي تا سطح بالا را عوض مي كند آن هم به خاطر طرز تفكر گروهي و حزبي خودش. و در حال حاضر مديران بسياري هستند كه براساس رابطه سركار هستند نه ضابطه يا اينكه قوانين خيلي خوب و آيين نامه ها واساسنامه هاي جالبي نوشته شده كه عملاً در برخي شركتها با وجود گذشت ۱۵تا ۲۰سال اجرا نمي شود وآن شركتها اصلاً مطابق هدفي كه در اساسنامه شان آمده عمل نمي كنند يا پيگيري نمي كنند .
| به دليل نداشتن ديد ملي؟
* همانطوري كه قبلاً هم گفتم، مي بايست ديد ملي ما اولويت اول را داشته باشد ؛ شايد هم بعضي از مديران فكر مي كنند ديد ملي اين است كه وقتي آنها مسؤوليت كاري را پذيرفتند و با آوردن تمام ياران و گروه خود مي توانند بهتر كار كنند يعني ديدملي را اينطور مي بينند كه البته كاملاً نادرست است . من در آلمان تحصيل كرده ام، در حال حاضر هم در آلمان مشغول تحقيق و تدريس هستم، از آلماني ها كه داراي علم و صنعت روز هستند يك چيز را ياد گرفته ام وآن ملي بودن است. بارها اتفاق افتاده به خاطر مسائل تحقيقاتي يا برخي كارها در جاهاي مختلفي بودم و با افراد مختلفي صحبت كردم كه ببينم وضع آنها چگونه است . خيلي جالب بود؛ ديدم آن كارگر يا تكنيسيني كه در آنجا كار مي كند ، به خيلي ها، از مدير كارخانه تا دولتش و… انتقاد زياد داشت و خيلي بد وبيراه مي گفت ولي وقتي از او سؤال مي كردم چرا اينقدر دقيق كار مي كني مي گفت اين مسأله اش فرق مي كند چون سرمايه كشور ما همين صنعت است اگر ما اين را پايدار نگه نداريم نه تنهاخودمان بلكه آيندگان و بچه ها ونوه هاي ما هيچ سرمايه اي نخواهند داشت وما روبه نابودي مي رويم، پس من بايد اينطور كار كنم، درعين اينكه معترض هستم واز وضعيت راضي نيستم. راضي نبودن من يك مسأله است و درست عمل كردن من به خاطر آينده هم مسأله ديگري است. درحالي كه دركشور ما متأسفانه وضع برعكس است يعني با داشتن منابع و معادن سرشار به جاي اينكه بياييم از آنها صحيح استفاده كنيم كه سرمايه هاي ما هستند و براي آينده مان و بچه هايمان فكر كنيم واگر سرمايه اي را خارج مي كنيم به جاي آن سرمايه واردكنيم، برعكس است . مثل اينكه مأمورهستيم تمام سرمايه و معادن خود را بفروشيم وچيزهاي مصرفي وارد كنيم، بنابراين با نداشتن برنامه صحيح دراين بخش ها ايران را به وضعيت امروزي رسانده است . در كشور ما اين طور است كه همه مي گويند علت چيست كه به اينجا رسيده ايم؟بياييم بررسي كنيم كه چرا به اينجا رسيده ايم. كره اي ها هم با ما شروع كردند، چرا كره اي ها در اين مقطع هستند و ما اينجا؟
ما براي اينكه بياييم بررسي كنيم كه چرا ما به اينجا رسيده ايم، بياييم بررسي كنيم كه ديگران چه كرده اند و به اينجا رسيده اند و ازتجربيا ت و روشهايي كه اتخاذ كرده اند استفاده كنيم. ما نيامديم ببينيم ژاپن چه كرد؟ كره چرا به اينجا رسيد؟ چه عواملي نقش داشته و از چه روشهايي استفاده كرده اند، كشورهاي اروپايي از ابتدا كه اينگونه نبوده اند. آنها داراي علم و صنعت جديد هستند و روي آن بيش از دو قرن به طور جدي و مستمر كار كرده اند، روشها و سيستم هاي زيربنايي خاصي را ابداع كرده اند و …، اما ما چه؟
خلاصه همانطوري كه گفتم ما نيامديم علل پيشرفت آنها را بررسي كنيم و از اين طريق راهكارهايي براي كشورمان تدوين و به مرحله اجرا درآوريم.
| باتوجه به اين بررسي وتفاوتي كه براي ايران و كره جنوبي به آن اشاره كرديد مي توانيم اين برداشت را داشته باشيم كه آنها با يك ديدگاه ملي شروع به كار كردند و اين ديدگاه ملي در كشور ما و در سطوح مختلف آن حاكم نبوده است؟
* من معتقدم آنها اولويت اول را مسائل ملي قراردادند، اما ما اين كار را نكرديم، البته اين را اضافه كنم كه من نمي خواهم ديدگاه ملي را از سطح بالا تا پايين نفي كنم و اين موضوع را بايد مطرح كنم كه به هر حال هر كس در دولت قرارگرفت قاعدتاً يك ديدگاه ملي بايد بر تصميماتش حاكم باشد اما وقتي به پايين بياييم وضع طور ديگري است… مي توان گفت زيرمجموعه هاي ما ديدگاه ملي را در اولويت اول قرارنداده اند و اين ديدگاه كمرنگ و ضعيف شده است.
|چرا از دست داده اند؟
* ذكر دليل خاص آن شايد مشكل باشد چون ممكن است كمي وارد بحث هاي ديگر شويم. فقط در اينجا من يك سؤال را مطرح مي كنم. آن اينكه؛ علت پيدايش روحيه و تمايلات غيرتوليدي و گرايش هر چه بيشتر مردم به سمت كارهاي تجاري و واسطه گري كه هر روز هم افزايش پيدا مي كند چيست؟ به طوري كه حتي متخصصين ما هم براي گذران زندگي مجبور به كارهاي تجاري و يا واسطه گري هستند.
| مسأله را از زاويه اقتصادي ـ سياسي يا اجتماعي ـ سياسي اش بررسي كنيد. چون به هر حال برنامه هاي توسعه اقتصادي، قوانين برنامه اول و دوم و سوم و قبل از انقلاب برنامه عمراني اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم وجود داشت. ما پنجاه سال برنامه ريزي داريم، مثل كره اما آنها از ما پيشرفته تر هستند. درحالي كه ما نتوانسته ايم به سطح قابل قبول جهاني برسيم. به نظر شما چرا آنها به اين مسأله رسيده اند اما ما با اين سابقه به اينجا رسيده ايم؟
* من ديدگاه خودم را به طور خلاصه مطرح مي كنم. اول اين است كه آنها در برنامه ريزي هاي خودشان سيستم ايجاد مي كنند. به طور نمونه كشورهاي اروپايي سيستم خاصي دارند كه اگر درون اين سيستم هر شخصي را جايگزين كنند كار خودش را دقيق انجام مي دهد اما ما متأسفانه نتوانستيم به اين مرحله برسيم. درست است برنامه ريزي هاي كلان ما در حرف و صحبت خيلي خو ب بوده است، نظر علمي هم داشته است اما در زيرمجموعه مان هيچگاه برنامه ريزي دقيقي نداشتيم. سيستم نداشتيم. مقطعي و سليقه اي بوده است. يعني مديراني كه مي آمدند سليقه خود را اعمال مي كردند و كسي هم نبود كه از اينها بازخواست كند به چه علت به سليقه خودت عمل كردي؟ شركتهايي هستند كه تا امروز مديريت آنها سه يا چهار دوره تغيير كرده اما هدف اين شركتها كه در اساسنامه شان آمده را هيچكدام از اين مديران دنبال نكرده اند. وقتي در بنگاهي و يا شركتي متوالياً سه يا چهار مديران مختلفي كه داشته و هيچ كدام هدف اساسنامه را دنبال نكرده اند، كار اين شركت به كجا مي رسد؟ و كسي هم نبوده از آنها بپرسد كه چرا عمل نكرده اند. مسأله ديگر در كشور ما درتمام زمينه ها چه صنعتي چه علمي نداشتن سيستم ارتقاي كيفي است ما نيامديم با همكاري و به كارگيري كليه نيروهاي متعهد براي برپايي يك تحول اساسي سراسري مديريت كيفيت در تمامي زمينه ها اقدام كنيم (اين همان وسيله اي است كه ژاپن را از ۱۹۵۰ به بعد به يك كشور صنعتي مقتدر امروز تبديل كرده است).
يكي ديگر از مشكلات را مي توان نبود پيوند و ارتباط منطقي بين آموزش و تحقيقات و تكنولوژي دانست.
همچنين در برنامه ريزي هاي صنعتي كشور كارهاي موازي زياد داريم، انسجام نداريم، برخوردهاي سليقه اي مي كنيم و همين نداشتن انسجام و انجام كارهاي موازي باعث هدر رفتن نيروها مي شود. هركس وهر سازماني براي خودش تشخيص مي دهد كه چه تكنولوژي براي اين كشور مفيد است و به سليقه خودش آن را پياده مي كند در صورتي كه در دوره ورود اين تكنولوژي هيچگونه بررسي نشده كه آيا نياز اين كشور هست يا نه؟ يا ما به دليل شرايط جغرافيايي وتاريخي و مذهبي واجتماعي مان چنين چيزي را مي خواهيم و به دردمان مي خورد يانه؟ آيا مي توانيم آن را درآينده توسعه بدهيم يا نه؟ اما در كشورهاي اروپايي اين طور نيست. آنها در موارد مشابه بررسي مي كنند و مي گويند كه آيا اين تكنولوژي به درد كشور ما مي خورد يا نه؟ يا در حال حاضر نبايد روي اين موضوع نيرو گذاشت، اولويت در چيز ديگري است. اين كه چه كساني بررسي و برنامه ريزي مي كنند مهم است. هدف از ايجاد كميته صنعت ودانشگاه هم به همين اصل برمي گردد.
ما در حال حاضر ۱۸ميليون دانش آموز داريم كه سر كلاس مي روند. ۱۸ميليون افراد فعال در اين كشور اينها را داريم تربيت مي كنيم و نخبگان آنها توسط المپيادها و يا به طرق ديگر شناسايي مي شوند بعد هم در كانادا و آمريكا و اروپا مشغول به كار مي شوند. خوب ما چرا از اينها استفاده نمي كنيم. بزرگترين دليل آن ضعف مديريت ما است، گروهي عمل كردن، سياسي كردن قضيه اما در مسائل آموزش و صنعت كسي نبايد سياسي و گروهي عمل كند، مگر در اروپا گروهي وسياسي عمل مي كنند؟!
| اما ما اين كار را انجام داديم.
* ما داريم انجام مي دهيم. حالا نمي خواهم وارد مسائل ريز شوم وقتي مدير فلان جا تغيير پيدا مي كند همه زيرمجموعه خودش را كه در يك جاي ديگر بوده به آنجامي آورد. حالااز نظر تخصصي مي خواهد بتواند يا نتواند وقتي از او سؤال مي شود آيا اينها متخصص هستند يا نه؟ اين كار را بلدند يا نه؟ اينطور جواب داده مي شود كه همه اينها مهندس اند. مگر ما مهندس كم داريم؟ مگر در اروپا مهندس كم است؟ شايد من در رشته خودم متخصص خوبي باشم و بتوانم طراحي قطعه خوبي و يا ماشيني را كنم، اما نتوانم مديريت مثلاً كنترل كيفي يك جا را بچرخانم. مسأله مديريت كنترل كيفي با طراحي يك قطعه فرق مي كند. ما وقتي به سمت مجموعه اي مي رسيم، مي گوييم فلاني دوستم است، پسرخاله ام است، آنها را به جاي جديد مي آوريم و همين مسأله در اين كشور يكي از بزرگترين دردهاست. ما بايد مديري را انتخاب كنيم كه در مسؤوليتي كه به او مي دهيم متخصص واقعي درآن كار باشد و به خوبي آن كار را درك كند. ما مقطعي و سليقه اي عمل مي كنيم در اين شكي نيست. به طورمثال يك مديري به سمت يك كارخانه اي رسيده و با همان اهداف و ديدملي كه داشته برنامه خاصي را ريخته و پياده كرده است. به جاي اينكه به او توجه كنيم، بگذاريم حرفش را بزند و با او كار كنيم، برعكس مي گوييم اين مدير در فلان جناح است و برنامه اش با سليقه من جور درنمي آيد، پس حالا كه من بر سر كارم بايد برود و به او مي گوييم شما حرفت را از اينجا پس بگير و برو دنبال كارت و بدون توجه و بررسي به كارهاي مثبتي كه انجام داده است همه چيز را به هم مي زنيم و برنامه جديد ديگري را شروع به پياده كردن مي كنيم و اين اعمال بزرگترين ضرر را براي كشور دارد. به دليل همين رفتار است كه امروزه انگيزه كاركردن را ازديگران گرفته ايم و همانطوري كه قبلاً هم به آن اشاره كردم، امروز به جايي رسيده ايم كه پروژه هاي بازرگاني مان بيشتر از پروژه هاي صنعتي است.
| آماري در اين زمينه داريد؟
* نه. آمار ندارم. اما مشهود است نمونه بارزش برملا شدن باندهاي تجاري، كه در مطبوعات منعكس مي شود و از طرف ديگر كساني كه مي توانند خوب واسطه گري كنند در اين مملكت بيشتر درآمد و برد دارند تا كساني كه مي توانند كار تخصصي انجام دهند. مطلب ديگري كه مي خواستم در اينجا بدان اشاره كنم و آن اينكه ايجاد رقابت در بين صنايع (چه بزرگ و چه كوچك) در داخل كشور در جهت رسيدن به كيفيت مطلوب به منظور صادرات و قطع وابستگي صنعت به ارز حاصله از نفت، لازم و ضروري است. چنانچه هر توليدكننده بداند كه مجبور است بخشي از محصولات خود را دربازارهاي خارجي و در رقابت با محصولات ساير كشورها ارائه نمايد خود به خود به سمت تصحيح كيفيت محصولات خود حركت مي كند. به طور مثال الان اين تفكر در بين آقايان افتاده كه تمام خودروسازان را يكي كنند. شما اگر مي بينيد كه درفرانسه پژو و سيتروئن يكي شده اند براي رقابت با ديگر خودروسازان دنيا و پيشگيري از ورشكستگي احتمالي است. شما بياييد در كشور ابتدا رقابت سالم و ابزار رقابت را با برنامه ريزي و روشهاي صحيح بين صنايع ايجاد كنيد و كيفيت را به حداقل سطح جهاني برسانيد بعد به فكر ادغام خودروسازان بيفتيد. مثلاً در حال حاضر پافشاري روي ورود خودرو به بهانه ايجاد رقابت مي شود. چگونه مي خواهيد رقابت بكنيد؟ همانطور كه اشاره كردم ابزار رقابت را داريد كه به وسيله آن بخواهيد رقابت كنيد؟ كدام خودروي شما مي خواهد با خودروي اروپايي يا ژاپني رقابت كند؟ كدام خودرو ما در سطح جهاني است. تازه خودرويي را هم كه تحت ليسانس فلان توليدكننده مونتاژ مي كنيم، هنوز آن كيفيت را خود اروپايي ها حاضر نيستند به ما بدهند، مگر داده اند؟ مگر شما كيفيت پژو ۴۰۵ را براساس استانداردهاي اروپايي گرفته ايد. مطلبي را كه در اينجا مي بايست اضافه كنم اين است كه عامل موفقيت خودروسازان اروپايي توجه به نيازهاي مصرف كننده است ونه اهميت دادن به آمار توليد كه اين در درجه دوم قراردارد، در اينجا به مسأله كيفيت برمي گرديم اما خودروسازان ما به دليل وابستگي به دولت (ارزي نفتي) اهميتي به نيازهاي مصرف كنندگان نداده و تنها تعداد توليد براي آنها مورد توجه است و نتيجه آن پس از قريب به ۴۵ سال مونتاژكاري در اين زمينه هيچ خودرويي براي صادرات در سطح جهاني به جهت عدم رسيدن به كيفيت مطلوب نداشته ايم.در اين كميته (صنعت و دانشگاه) مي بايست در زمينه ارتقاي كيفي با همكاري و هماهنگي وزارت علوم و وزارت صنايع و معادن و ساير بخشهاي ذيربط بررسي و برنامه ريزي شود كه به چه صورت مي توانيم كيفيت را اصلاح كنيم. چه آموزشهايي مي توانيم بدهيم تا كيفيت محصولاتمان بهتر و به صادرات بيفتيم. اشتغال ايجاد شود، در هزينه ارزي صرفه جويي كنيم و معادن خود را اين طور خرج نكنيم و زيرقيمت نفروشيم. به عنوان مثال اگر بخواهيد معادن كشور مثل مس و سنگ را صادر كنيد وزارت بازرگاني اجازه مي دهد. ولي اگر بياييد از محصول اين معادن مثلاً لوله بسازيد چه؟ يا مثلاً سنگ را براي ايتاليا صادر مي كنند آنها صيقل و برش مي دهند و بعد به خود ما مي فروشند. خوب چرا اين تكنولوژي را خود ما نداشته باشيم. نتيجتاً با اصلاح و ارتقاءكيفيت و ايجاد تكنولوژي متناسب با توانمنديهاي نسبي كشور مي توان جهشي در اقتصاد صنعتي به وجود آورد كه با تحقق اين امر كشور مي تواند در سيستم خانواده جهاني صنعت نسبت به يافتن جايگاه خود در راستاي برنامه هاي جهاني حركت كند. به طور خلاصه با دستيابي به شرايط فوق مي توانيم شاهد عملكرد چندجانبه بين كيفيت، توسعه و تكنولوژي، صادرات و نتيجتاً ايجاد اشتغال باشيم!!! حالا بايد سازماندهي بكنيم و همه اساتيد و متخصصين را به نوعي جمع كنيم . بگوييم بياييد نظرات خود را بدهيد و برنامه ريزي نماييد و همچنين نظارت و كنترل در اجرا را داشته باشيد و به آنها ميدان هم بدهيم، البته ميدان عمل بدهيم نه اينكه فقط روي كاغذ باشد. بعد مديرانمان را مجبور كنيم سيستماتيك عمل كنند و براساس نظام ثابتي كنترلشان هم بكنيم. بعد ببينيم طي چند سال آينده چه مي شود.
|
|
|
|شما پيشنهاد تشكيل يك كميته صنعتي داده ايد؟
* بله، يعني بطور كلي طرح تشكيل يك كميته كه اسم آن را كميته فكر يا هر اسم ديگري مي شود گذاشت مطرح بوده. ضرورت تشكيل اين كميته در تدوين استراتژي مدون و همه جانبه با آينده نگري اوضاع فرهنگي، اقتصادي، صنعتي، اجتماعي، سياسي، نظامي و… در جهان براي بخشهاي مختلف كشور به منظور جلوگيري از انجام فعاليتهاي موازي و همگون سازي فعاليتهاي درون و برون سازماني، نهفته است. من با توجه به تخصص خودم ساختار پيشنهادي را در مورد كميته صنعت و دانشگاه به عنوان يكي از كميته هاي فرعي كميته فكر ارائه داده ام. اين كميته بايد يك كميته بي طرف و صاحبنظر از اساتيد دانشگاهها و متخصصين باشد تا بتواند روي برنامه هاي ارائه شده اصولي و دقيق تصميم گيري صحيح را انجام دهد و همچنين اين كميته مي بايست زيرنظر مرجعي باشد (كه به عقيده من بايد زيرنظر رياست جمهوري قرارگيرد و البته اگر زير نظر وزارت صنايع و معادن يا علوم هم قرارگيرد، فرقي نمي كند اما به لحاظ فرا بخشي بودن و جامعيت اين كميته گفتم بايد زيرنظر رياست جمهوري باشد، همچنين مي تواند زير نظر شورايي از دو وزارتخانه قرارگيرد)
هدف، كميته صنعت و دانشگاه مي بايست تبيين و تدوين استراتژي تكنولوژي براساس سياستهاي كل كشور در سطح ملي با چشم انداز درازمدت در مقايسه با كشورهاي صنعتي به منظور افزايش صادرات توليدات داخلي، ايجاد اشتغال و … باشد. اين كميته مي تواند از دو شاخص مهم يعني تجارب صنايع و آموزش خارج از كشور و تجارب صنايع و آموزش داخل كشور براي تدوين يك استراتژي تكنولوژي روشن و همگون در تمامي جهات و جلوگيري از كارهاي موازي استفاده كرده و راهكارهايي را در حوزه آموزش، بهسازي صنايع و انتقال تكنولوژي ارائه دهد. همچنين اين كميته مي تواند در شناخت استعدادها و ايجاد فضاي ملي و تحقيقاتي در دانشگاهها نقش مهمي را ايفا كند.
به طور مثال در بخش انتقال تكنولوژي اين كميته مي تواند با بررسي نيازهاي تكنولوژيكي كشور و شاخص هاي اولويت بندي و چگونگي ايجاد فرهنگ، توسعه و بومي سازي تكنولوژيها و همچنين براساس بررسي توانمندي هاي سخت افزاري (ماشين آلات و تجهيزات) نرم افزاري (سيستم هاي مديريتي و برنامه ريزي) و مغز افزاري (نيروي انساني فني) و قدرت سرمايه گذاري موجود در كشور در مورد پياده كردن يك تكنولوژي تصميم گيري و امتياز اجراي آن را بدهد.
به طور نمونه اگر براي صنعت خودرو مي خواهيم يك ماشين را در كشور مونتاژ كنيم، اين كميته بايد بررسي كند ماشين را به چه شكل مي خواهيم مونتاژ كنيم؟ امكانات آن چيست؟ چه هزينه هايي دارد؟ اصلاً اين ماشين به درد ايران مي خورد يا نه؟ من چندي پيش از مطلبي باخبر شدم كه در يكي از استانها كلنگ توليد ماشينهاي برقي را زده اند. در اين مورد بايد ببينيم ماشين برقي به چه علت توليد مي خواهد بشود و چه كسي اجازه آن را داده است؟ نياز داريم؟ تكنولوژي آن مربوط به چه زماني است؟ تا آنجايي كه من اطلاع دارم متعلق به سالهاي قبل از ۹۰ است و همچنين در اروپا اين تكنولوژي در حال حاضر كاربرد خاصي نداشته است. بررسي اين مطالب خيلي مهم است و اين كميته وظيفه دارد بررسي كند اين تكنولوژي از چه طريقي وارد مي شود؟ به چه علت وارد مي شود؟ آيا به آن نياز داريم يانه؟ افرادي كه آن را وارد مي كنند چه نظري دارند؟ واقعاً هدف آنها اين است كه كاري انجام دهند يا اينكه سفره اي باز است و مي خواهند نسيبي داشته باشند؟ حالا مسأله اقتصادي آن در مرحله دوم قرار دارد. مسأله نياز كشور مهم است. از طرف ديگر الآن ماشين هاي برقي كه دارند درست مي كنند با تكنولوژي جديدتري است يعني در كنار موتور برقي يك موتور گازوئيلي يا بنزيني هم گذاشتند كه اگر صدكيلومتر رفت وخاموش شد وسط بيابان نماند به يك منطقه اي برسد اما در اين ماشين تا جايي كه من مي دانم اين مسأله پيش بيني نشده است خوب چه كسي اجازه داده اين كلنگ را بزنند؟! اين چيزي است كه داخل كشور مي آيد و نهايتاً پياده هم مي شود و شش ماه آينده بعد از تعدادي توليد مي خوابد. بطور مثال در روزنامه ايران به تاريخ ۱۳۸۰/۹/۱۴ درج شده بود كه ۶۰ درصد مجوزهاي صنعتي در اصفهان به بهره برداري نرسيده، علت چه بوده است؟ در آنجا گزارش شده بود:نداشتن فن آوري به روز، متخصص نبودن بسياري كاركنان و سوءمديريت در بسياري واحدهاي صنعتي در اصفهان. اين نرسيدن ۶۰درصد مجوزهاي صنعتي را چه كسي مي خواهد بررسي كند كه چرا بهره برداري نشده است؟! چه كسي جوابگو است. سرمايه اين كشور بوده كه به هدر رفته . آيا برنامه ريزي آن از اول اشتباه بوده است).