يكشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۱ - ۱۰ شوال ۱۴۲۳
Sun, Dec 15, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۳۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
حرفي پيرامون سينماي زن درايران
استراسبورگ فرانسه و شيراز
بهترين فيلم مستند
حرفي پيرامون سينماي زن درايران
واكنش منطقي
به
سينماي ضعيفه پرور
102342.jpg
آنچه از سالها پيش تاكنون به نام سينماي زن شهرت يافته است ، مشخصه ويژه ساختاري ندارد بلكه براساس طرح موضوع پيرامون موجوديت زن شناخته مي شود. بنابراين هرفيلمي ، جدا از مختصات سبك وشيوه بيان سينمايي ، همين قدر كه شخصيت محوري اش را ازميان زنان انتخاب كند ومنش فردي وموقعيت اجتماعي زن را در كانون توجه قرار دهد، مي تواند مصداق سينماي زن باشد.
چنته تاريخ سينماي ايران ، انباشته از فيلم هاي بي شماري است كه درباره زنان داستان پردازي كرده اند. بيشتر اين فيلم ها با تكيه برجاذبه عام پسند ملودرام هاي رقت آور، شرح پريشاني زن ايراني را باز مي گويند وبراي تلنگرزدن به احساسات وبرانگيختن حس همدلي تماشاگران، زن را موجودي ناتوان وترحم انگيز توصيف مي كنند كه ناخواسته وناگزير، درچنبره مناسبات غيرعادلانه جامعه اي مردسالار به ورطه تباهي مي افتد. فيلم هايي مانند «مادر» (،۱۳۳۱ دكتر اسماعيل كوشان) ، «گلنسا» (،۱۳۳۲ سرژ آزاريان) ، «بي پناه» (۱۳۳۲ ، احمد فهمي )، «مرجان» (،۱۳۳۵ شهلا رياحي ) ، «گل گمشده (۱۳۴۱ ، عباس شباويز) ، «لذت گناه » (۱۳۴۳ ، سيامك ياسمي ) ، «روزهاي تاريك يك مادر» (،۱۳۴۶ محمدعلي زرندي ) ، «روسپي » (،۱۳۴۸ عباس شباويز) و دهها وشايد صدها نمونه ديگر، راوي سرگذشت زنان پاكدامن، معصوم وفرشته سيرتي هستند كه در دام مردان پست وپليد وديوصفت اسير مي شوند و روزگارشان رنگ سياهي مي گيرد. اين طرز تلقي از خصومت مرد نسبت به زن ، هنوز هم كارآيي گذشته را دارد وامروزه برخي فيلمسازان مدعي فمينيسم، همچنان برآن پامي فشارند ودر آثار جوراجور خود، مرد را بزرگترين عامل شوربختي وبيچارگي زن مي دانند وبراي بزرگ نمايي ابعاد فاجعه، با لحني مبالغه آميز ، پلشتي مردان ومظلوميت زنان را به تصوير مي كشند و بدين ترتيب ، داستان كشمكش «زن خوب » و «مرد بد» طوري پايان مي گيرد كه هرتماشاگري ته دلش آرزو مي كند اي كاش نسل مرد از روي زمين برداشته مي شد تا زن اين همه مصيبت وذلت نمي ديد! البته در كنار مردان نابكار، گهگاه الگوي يك مرد شايسته وقابل اعتماد نيز پيشنهاد مي شود تا سرمشق مردان باشد ؛ مردي از جنس حرير، تافته جدابافته ، نرم و لطيف ومهربان ودلپذير طبع زنانه، هرچند اين سرمشق اخلاق ورفتار پسنديده وآراسته به فضيلت هاي آرماني ، معمولاً هويتي تك بعدي دارد وماهيت اش بامنطق واقعيت نمي خواند ومعلوم نيست چرا وچگونه برچنين منزلت والايي دست يافته است ؟! نمي خواهم بگويم ؛ مردان خوب و پاك سرشت كيميا هستند اما بيان الكن فيلم ها، باور قضيه را مشكل مي كند و در واقع فيلمساز از ما مي خواهد بدون هرچون وچرايي ، الگوي موردپسندش را بپذيريم و سرمشق اعمال وكردار خود قرار دهيم تا فمينيسم ساده انگارانه به سرمنزل مقصود برسد. به هرحال روند موجود سينماي زن، بيشتر برمدار مسائلي دور مي زند كه درنهايت جز تكرار مكررات عهد ماضي ودورماندن از حقايق روزآمد، پيرامون رابطه زن و مرد ، حاصلي نخواهد داشت . نسبت دادن همه رنجها وناكامي هاي زن به رفتار سلطه جويانه مرد، يعني ناديده گرفتن دشواري هايي كه شرايط نامتعادل جامعه برزن ومرد، يكسان روامي دارد.
پس از پيروزي انقلاب واستقرار حكومت اسلامي ودگرگون شدن معيارها و ارزشهاي اخلاقي واجتماعي ، سينماي زن نيز به تبع جريان عمومي سينماي ايران ناگزير بود ، براي ادامه حيات ، قراردادهاي پيشين را كنار بگذارد وراهي ديگر پيش بگيرد. پيامد چنين شرايطي ، جايگاه زن را در سينما، متزلزل جلوه مي داد. بطوري كه فيلمسازان با احتياط و ترديد به شخصيت وموقعيت فردي و اجتماعي زن نزديك مي شدند، حتي در برخي فيلم ها نشاني از زن نبود ودر برخي ديگر زنان نقش هاي مبهم وحاشيه اي برعهده مي گرفتند، «خونبارش » (۱۳۵۹ ، امير قويدل)، «اشباح» (،۱۳۶۱ رضا ميرلوحي ) ، «نينوا» (۱۳۶۱ ، رسول ملاقلي پور) «عبور از ميدان مين » (۱۳۶۲ ، جواد طاهري) ، «استعاذه » (،۱۳۶۲ محسن مخملباف) ، «دوله تو» (،۱۳۶۳ رحيم رحيمي پور) ، «دونده » (،۱۳۶۴ امير نادري ) ، «آب، باد، خاك » (،۱۳۶۴ اميرنادري)، «بلمي به سوي ساحل » (،۱۳۶۴ رسول ملاقلي پور) ، «هويت» (،۱۳۶۵ ابراهيم حاتمي كيا)، «پرواز در شب » (،۱۳۶۶ رسول ملاقلي پور) ، «ديده بان» (،۱۳۶۸ ابراهيم حاتمي كيا )، «مهاجر» (،۱۳۶۹ ابراهيم حاتمي كيا ) و … نمونه هاي ديگر، از جمله فيلم هايي به شمار مي روند كه زن در آنها نقش وحضور جدي ندارد. با اين همه ، فعاليت زنان فيلمساز ، بسيار چشمگيرتر از گذشته است خانمها : پوران درخشنده ، رخشان بني اعتماد، مرضيه برومند، تهمينه اردكاني ، تهمينه ميلاني ، فريال بهزاد و… درهمين دوران با ارائه نخستين تجربه فيلمسازي خود به جمع سينماگران حرفه اي پيوسته اند. نكته جالب اينكه درگير ودار شرايط پرتناقض دودهه گذشته ، شاخص ترين آثار پيرامون زنان را فيلمسازان مرد ساخته اند واين روند، همچنان ادامه دارد. هنوز هم اثر ماندگاري چون «باشو غريبه كوچك» (،۱۳۶۴ بهرام بيضايي ) كه چهره زن ايراني را در ساحت اسطوره به تصوير مي كشد، بسيار مؤثرتر از دستاورد مدعيان فمينيسم ، به سينماي زن، اعتبار مي بخشد. به تعبير بهرام بيضايي ، شخصيت «نايي جان» (سوسن تسليمي ) در «باشو غريبه كوچك»؛ «تصوير «ناهيد» برروي زمين است … ناهيد همواره به بهترين صفات خوانده مي شود ومانند آينه اي اين صفات را به زمين برمي گرداند، يعني در فرهنگ باروري ، زني ستوده تر بود كه در صفات به ناهيد شبيه تر بود. پيش تر از ناهيد، الهه شوشيناك را داريم كه درعين حال نگهبان شهر شوش بود، جزيي از نام او و نام ناهيد در واژه «نانا» هست كه به كار رفته آن در طول سده ها ، شده ، «ننه » و مادران را به آن مي خوانند. در فرهنگ كهن باروري واساطير آن ، الهه شوشيناك، نانا و ناهيد ، نگهبان كودكان هم هستند. اين صفتي است كه در «نايي جان» هست. او مثل همه آنان، باروركننده زمين، دوركننده محصول از جانوران موذي ، روشن نگهدارنده اجاق، نگهبان خانواده و حامي كودكان است وبا كل طبيعت پيوند دارد. اين نگاه تقدس آميز به منزلت زن ايراني در فيلم «مادر» (۱۳۶۹ ، علي حاتمي ) نيز ما را با منش عارفانه زني سنتي آشنا مي كند. شمايل نوستالژيكي كه علي حاتمي از يك مادرايراني به تصوير مي كشد، در قياس با همه مادران تاريخ سينماي ايران حضور شورانگيزتري دارد وهمچون وجودي ماورايي جلوه گر مي شود كه هرنسلي به گرماي آغوش امن و پرمهرش نيازمند است .
تأكيد برارزشها وقابليت هاي زن در مقام مادر، همسر ودختر خانواده، ستايشي از سرخوشايندگويي نيست بلكه واكنشي واقع بينانه برابر سينماي «ضعيفه پرور» ساليان دور ونزديك است ، سينمايي سطحي نگر وتوخالي كه حمايت از زن را در حقير وذليل وبيچاره نشان دادنش مي داند و كاري با حقيقت روح زن ندارد اما در آثار فيلمسازان آشنا به رمز و راز پنهان شخصيت زن، مي توان جلوه هاي اراده خلل ناپذير وتحسين برانگيز زن را ديد؛ فيلم «زينت » (،۱۳۷۲ ابراهيم مختاري )، با دستمايه قراردادن شخصيت وماجرايي واقعي درباره سخت كوشي زني روستايي ، نشان مي دهد زن در دشوارترين شرايط اجتماعي هم مي تواند به پشتوانه توانايي هاي ذاتي خود، از موانع بازدارنده بگذرد وبرسنت هاي جاهلانه پيروز شود و شايستگي هايش را ثابت كند. خانم زينت دريايي ـ قهرمان فيلم زينت ـ ساكن روستاي سلج جزيره قشم ، عضو شوراي شهروروستاي محل ، يك واقعيت انكارناپذير و سند زنده زني كنش مند است كه ارزش هستي خود را با جسارتش به ثبوت مي رساند نه با جلب ترحم ديگران…
102345.jpg
جلوه ديگري از پايداري وجسارت زن در فيلم «نجات يافتگان» (،۱۳۷۴ رسول ملاقلي پور) بازتاب مي يابد. اين اثر ارزشمند كه متأسفانه نمايش عمومي آن چندسال معوق ماند وسرانجام با اسم بي مسماي «تاآخرين نفس»، اكران مهجوري داشت ، با الهام از واقعيت هاي دوران جنگ، براي نخستين بار حقيقت زن ايراني را در ميدان كارزار وحماسه محك مي زند. قهرمان «نجات يافتگان » يك پرستار وظيفه شناس است كه براي نجات جان رزمنده اي مجروح، تن به خشونت حوادث جنگ مي سپارد ودر گذرگاه آتش و خشم وخون ، جسم ناتوان مرد زخمي را بردوش مي كشد واز گيرودار معركه اي مردانه ، سربلند بيرون مي آيد.
آخرين تصوير استواري وشكيبايي زن را در فيلم «من ترانه ، پانزده سال دارم » (،۱۳۸۱ رسول صدرعاملي ) ديده ايم . قهرمان نوجوان اين فيلم ، دختركي معصوم وبي پناه است كه از شرايط نامتعادل اجتماعي سخت آسيب مي بيند اما براي احقاق حق خود، هرگز حس ترحم برنمي انگيزد ويك تنه برابر باورهاي ستمكارانه جامعه اي مردسالار مي ايستد تا باز روي پرده سينما، حماسه پيروزي خيربرشر، تحقق يابد وسخن شيواي فروغ فرخزاد را به يادمان آورد كه سرود:
من پشيمان نيستم
قلب من گويي در آن سوي زمان جاري است
زندگي قلب مرا تكرار خواهد كرد
و گل قاصد كه بردرياچه هاي باد مي راند
او مرا تكرار خواهد كرد
استراسبورگ فرانسه و شيراز
ميزبان جشنواره هاي فرهنگي مشترك مي شوند
جشنواره هاي مشترك فرهنگي در شهرهاي شيراز و استراسبورگ فرانسه برگزار مي شود.
به گزارش ايرنا، علي اصغر رمضان پور معاون فرهنگي وزارت ارشاد با اعلام اين خبر گفت: برگزاري اين جشنواره ها به منظور گسترش و تعميق همكاري ها و ايجاد ارتباط فرهنگي دو كشور است و با توجه به اهميت فرهنگي شهر استراسبورگ فرانسه و اعلام آمادگي مقامات فرهنگي اين شهر، برگزاري جشنواره مشترك فرهنگي در دو كشور در سال ۲۰۰۴ ميلادي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
رمضان پور همچنين توافق بر سر مطالعات تطبيقي درباره «هانري كربن» ، «علامه طباطبايي» ، «مارك بلوخ» و «ابوريحان بيروني» را يكي ديگراز نتايج مثبت اين سفر دانست.
وي كه به همراه جمعي از ناشران و شخصيتهاي فرهنگي كشورمان به فرانسه سفر كرده است درباره ديگر نتايج حاصل از ديدار و گفت وگوي اين هيأت با مقامات فرانسوي و ناشران معتبر اين كشور گفت: اولين دور گفت وگوها با «برونو دولاي» مديركل همكاري هاي فرهنگي وزارت امور خارجه فرانسه انجام گرفت و در اين ملاقات بر اراده توسعه و گسترش روابط فرهنگي دو كشور به ويژه در زمينه نشر كتب فارسي و فرانسه تأكيد شد.
معاون فرهنگي وزارت ارشاد ادامه داد: همكاري درزمينه هاي مطالعات ايرانشناسي ، طراحي برنامه ها براي آشنايي بيشتر فرانسه زبانان با متون كلاسيك ايران وتوسعه ارتباطات حرفه اي با ناشران دو كشور از جمله محورهاي گفت وگوهاي طرفين بود.
گفتني است ولي الله شجاع پوريان عضو كميسيون فرهنگي مجلس و علي اصغر رمضان پور معاون فرهنگي وزارت ارشاد در رأس اين هيأت به فرانسه سفر كرده اند و علي محمد شعاعي كه طي روزهاي گذشته از وي در رديف اعضاي اين هيأت نام برده شده در اين سفر حضور نداشته و در ساعات پاياني روز سفر به جمهوري آذربايجان سفر كرده است.
* هفته فرهنگي ايران در فرانسه
هفته فرهنگي ايران ماه آينده در شهر «ايسي» واقع در جنوب پاريس برگزار مي شود. حجت الله ايوبي رايزن فرهنگي ايران در فرانسه با اعلام اين خبر گفت: در اين هفته فرهنگي ۱۰ فيلم كوتاه و هفت فيلم بلند به نمايش در آمده و همچنين نمايشگاه بزرگي از هنر كتاب در ايران و نمايشگاه عكس در خصوص تنوع فرهنگي كشورمان بر پا خواهد شد.
بهترين فيلم مستند
تاريخ سينما معرفي شد
«بولينگ براي كلمباين» آخرين ساخته سينمايي فيلمساز صاحب سبك آمريكايي، مايكل مور، به عنوان بهترين فيلم مستندتاريخ سينما شناخته شد.
بي.بي.سي با اعلام اين خبر نوشت: بولينگ براي كلمباين، انتخاب برتر انجمن بين المللي مستندسازان درباره فرهنگ اسلحه درآمريكاست كه با استناد به دبيرستان معروف «كلمباين» در ايالت كلرادو آمريكا كه درآن دوازده دانش آموز و يك معلم به دست دو كودك نوجوان به قتل رسيدند ساخته شده است. برپايه اين گزارش «بولينگ براي كلمباين» هفته گذشته عنوان برترين فيلم مستندسال ازسوي انجمن ملي منتقدين آمريكا را كسب كرد و بدين ترتيب از هم اكنون از شانس موفقيت بيشتري دربخش مستند اسكار برخوردار است.
برپايه اين گزارش فيلم مستند بولينگ براي كلمباين با ۱۲‎/۹ ميليون دلار فروش ـ كه مبلغ نسبتاً هنگفتي براي يك فيلم مستند شمرده مي شود ـ در فستيوال شيكاگو امسال نيز جايزه ويژه انتخاب تماشاگران و در جشنواره كن جايزه ويژه هيأت داوران را دريافت كرده است.
گفتني است انجمن بين المللي مستندسازان درسال ۱۹۸۲ با هدف تشكيل تريبوني آزاد براي فيلمسازان مستند شكل گرفت و درحال حاضر با ۲۷۰۰ عضو در پنجاه كشور جهان يك نهاد سينمايي معتبر در ارزش گذاري بر فيلمها و آثار مستند به شمارمي آيد.
توضيح اتحاديه ناشران درباره يك خبر
درخبر «دوكتاب فروشي پلمب شده، بازگشايي مي شوند» كه پنجشنبه گذشته درهمين صفحه منتشرشد، به نقل از داوود رمضان شيرازي رئيس اتحاديه ناشران و كتاب فروشان تهران آمده بود كه دو كتاب فروشي پلمب شده «نگاه» و «سپهر» داراي پروانه كسب هستند، اما براساس جوابيه اي كه ازسوي ايشان ارسال شده است، تنها كتاب فروشي «سپهر» داراي پروانه كسب بوده و پروانه كتاب فروشي «نگاه» هنوز صادرنشده و درحال حاضر سيرقانوني خود را طي مي كند.
پوسترهاي لهستاني در فرهنگسراي ملل
۴۸ پوستر از آثار معاصر هنرمندان لهستاني در فرهنگسراي ملل (اميركبير) به نمايش گذاشته شدند.
به گزارش خبرنگار «ايران»، در اين نمايشگاه آثاري از ۱۵ گرافيست لهستاني به چشم مي خورد كه برخي از آنها عبارتند از «ميس زيسلاو گرووسكي»، «ويسلاو گرزگورسزيك» و «يان لنيكا».
به گفته مسؤولان فرهنگسراي ملل، اين نمايشگاه با همكاري بخش فرهنگي سفارت لهستان و به منظور برقراري ارتباط فرهنگي ميان ايران و ديگر كشورها برپاشده است.
گفتني است پوسترهاي هنرمندان لهستاني از اهميت ويژه اي درميان طراحان پوستر سراسر جهان برخوردار است. درسال هاي دهه ۵۰ ميلادي سبك ويژه اي درهنر طراحي پوستر لهستان به وجودآمد كه به «مكتب پوسترلهستان» مشهورشد و دركشورهاي بسياري مورد تقليد قرارگرفت.
آثاري كه در اين نمايشگاه به نمايش گذاشته شده اند به پوسترهاي طراحي شده درسالهاي پاياني دهه ۹۰ ميلادي مربوط مي شود كه درآن دوره، ويژگي فرديت و سحرآميزي نفوذپوستر لهستاني ازميان رفت و مجموعه اي عظيم تر از ويژگي ها و تنوع هاي لهستاني جايگزين آن شد.
اين نمايشگاه تا بيست و هشتم آذرماه در فرهنگسراي ملل (اميركبير) ادامه خواهدداشت.
روي پرده سينماهاي تهران
• رز زرد (كارگردان: داريوش فرهنگ) آفريقا، بهمن ،۱ ايران،۱ بلوار، آسيا، جام جم، مراد، جي،۲ پيوند، عصر جديد،۲ قيام، كارون، شيرين، آسمان آبي، دهكده المپيك، سارا، شيدا، فردوسي و ميلاد.

• عزيزم من كوك نيستم (كارگردان: محمدرضا هنرمند) سعدي، استقلال، آستارا، ايران،۳ پيروزي، گلريز،۱ ملت، بهمن،۲ حافظ، ناهيد، تهران،۲ ستاره، المپيا، جي،۱ پيام انقلاب، البرز، توسكا، پارس ،۲ شاهد و عصر جديد .۳

• سيندرلا (كارگردان: بيژن بيرنگ و مسعود رسام) تهران،۱ شقايق، قدس، صحرا، جوان، پارس،۱ جمهوري، گلريز،۲ اروپا و سپيده.

• آوازهاي سرزمين مادري ام (كارگردان: بهمن قبادي) كريستال.
امروز با زهره حسين زادگان
102438.jpg
زهره حسين زادگان در حوزه ادبيات كودكان و نوجوانان سه عنوان كتاب «سيندرلاي ايراني»، «سيندرلاي مصري» و «سيندرلاي كره اي» از آثار شرلي كليمو را ترجمه و توسط نشر آفرينگان به بازار فرستاده است. وي همچنين مجموعه داستان «ديوار» را آماده انتشار دارد. به مناسبت «روز جهاني كودك و تلويزيون» گفت وگويي با حسين زادگان مترجم ادبيات كودك داريم كه مي خوانيد:

\ خانم حسين زادگان، اخيراً سه عنوان كتاب از مجموعه داستانهاي سيندرلا با ترجمه شما منتشر شده است. بفرماييد از اين مجموعه چه اطلاعاتي مي توانيد در اختيار مخاطبان قرار دهيد؟
* قصه سيندرلا از مشهورترين قصه هاي دنيا است و همه به نوعي با آن مأنوس بوده ايم. براي همين وقتي در سايت آمازون با كتاب سيندرلاي ايراني مواجه شدم، توجهم را جلب كرد. پس از سفارش كتاب و خواندن داستان و ديدن تصاوير زيباي آن تصميم گرفتم ترجمه اش كنم.

\ سيندرلاي ايراني كه به روايت خانم كليمو فراهم آمده چه تفاوت و تشابهي با سيندرلايي كه در فرهنگ زبان فارسي هست دارد؟
* خانم شرلي كليمو با مطالعه و شناخت فرهنگ ايران و نيز كمك گرفتن از دوستي ايراني، داستان سيندرلا را با توجه به افسانه هاي ايراني بازآفريني كرده است. به اين ترتيب كه طرح اوليه داستان را از سيندرلا گرفته است، ولي شخصيت پردازي و فضاسازي آن متناسب با فرهنگ ايراني است. هر كدام از ما شايد صدها روايت از اين قصه درخاطر داشته باشيم. خانم كليمو نيز چون هر راوي هوشمند ديگري آن را ديگر باره خلق كرده اند. بنا بر اين تشابه در جوهر قصه است و تفاوت در نحوه روايت قصه.

\ شرلي كليمو روايت سيندرلاي ايراني را از چه منبعي اخذ كرده بود؟
* روايت ايراني را همانطور كه خود گفته اند از هزارو يك شب برداشت كرده اند. اما فرهنگ عامه ملل مختلف بدون شك مهم ترين منبع ايشان بوده است. سيندرلا قصه اي است كه به تمام فرهنگ ها راه باز كرده است. چندان مهم نيست خاستگاه اوليه آن كجا بوده است.

\درمجموع داستانهاي سيندرلا از كشورهاي مختلف جهان از ديدگاه ريخت شناسي قصه چه مؤلفه هاي مشتركي دارند و چه عناصر ناهمگوني دارند؟
* در همه اين داستانها موضوع حول محور عشق نامتعارف اما گرامي مي گردد. يعني روييدن نهال محبتي كه به موقعيت طبقاتي افراد بي اعتنا است و با هيچ ترفندي باز نمي ماند و هرز نمي رود و به بار مي نشيند. اما با توجه به فرهنگ هر ملت، عناصر به كار رفته در قصه همراه باشيوه روايت آن تغيير مي كند.

\ خانم حسين زادگان الآن چه كاري در دست ترجمه و انتشار داريد؟
* فعلاً در حال ترجمه سيندرلاي ويتنامي هستم. و بعد از آن ساير جلدهاي مجموعه سيندرلا در فرهنگ ملل جهان را ترجمه خواهم كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |