يكشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۱ - ۱۰ شوال ۱۴۲۳
Sun, Dec 15, 2002
اجتماعي
شماره ۲۳۳۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گزارش «ايران» از حضور مهاجران خارجي (كودكان)
• ازدواجهاي غيرقانوني افغانيان وايرانيان ، تاامروز نزديك به ۱۰هزار «كودك بي هويت» را روي دست دولت ايران گذاشته است
• دختران ايراني را با ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان
به عقد پيرمردان افغاني درآوردند
• در استان تهران ۴۳ هزار كودك افغاني وجود دارند
كه بايد براي آنها ۵۰۰ كلاس درس ساخته شود
گفت وگو
گزارش «ايران» از اولين جلسه علني شوراي شهر
• طرح دوفوريتي «عدم صلاحيت شهردار» در جلسه دهم مهرماه شورا در حضور فرماندار تهران اعلام وصول شد و براساس قانون چون طرح دوفوريتي است بايد قبل از ساير دستور جلسات، مورد بررسي قرار بگيرد.
رئيس جمهوري در مراسم كنگره راهبردهاي توسعه علمي ايران:
جايگاه پژوهش
در طول تاريخ، حكومتها هميشه درصدد بوده اند اطلاعاتي درمورد افكار وعقايد مردم از طريق منابعي غيراز اطرافيان مستقيم ونزديك خود به دست آورند. در تاريخ نقل كرده اند برخي از حاكمين با لباس مبدل از قصر خود خارج مي شدند و درخيابانها و بازار پايتخت به قدم زدن مي پرداختند تا از افكار وعقايد توده مردم در موارد معين آگاه شوند. درمقاطع ديگري از تاريخ، گاهي افرادي كه مي توان آنها را پليس مخفي يامأموران اطلاعاتي ناميد نيز درخيلي از نقاط دنيا و در سطوح بسيار متفاوت در آگاهي يافتن از عقايد وافكار وانتقال آن به مسؤولان نقش داشته اند، كه در برخي از كشورهاي دنيا اين عده هنوز فعال هستند.
تلاش در جهت شناخت نگرشهاي اجتماعي و روشن كردن آثار آن در بروز وقايع يا مكانيسم هاي تصميم گيري در زمينه ها و موضوعات مختلف دراكثر كشورهاي دنيا از سالها پيش موردتوجه روزنامه نگاران، مورخان، سياستمداران ، علماي سياست ، جامعه شناسان و مديران جامعه بوده است. اما آنچه امروزه به عنوان نقش اصلي مؤسسات يا پژوهشگران در نگرشهاي اجتماعي شناخته مي شود عبارت است از بررسي علمي عقايد، پيگيري تغييرات آن در طول زمان، انتشار اطلاعات به دست آمده ونيز توسعه زمينه هاي نظري درباره پديده هاي مورد بررسي، بنابراين آگاهي از عقايد عمومي در سطوح فردي وگروهي ماده اوليه ارزشمندي در شناخت انسانها وجوامع است .
بركسي پوشيده نيست كه رهبران يك گروه يا يك كشور درصورتي مي توانند مديريتي عقلايي داشته باشند كه بدانند مردم درباره مسائل مختلف جامعه چگونه فكر مي كنند وبررسي نگرشهاي اجتماعي از اين نظر تكوين يافته ومي يابد كه به مديران ودولتمردان در شناخت طرز تفكر مردم در باره موضوعات مشخص ياري رساند.
علاوه براين امروزه انجام فعاليت هاي پژوهشي وتحقيقاتي از ابزارهاي مهم توسعه محسوب مي شود . از شاخص هاي مهم براي تعيين ميزان رشد، عقب افتادگي يا دسته بندي كشورهاي مختلف دنيا به لحاظ توسعه يافتگي است. طرح هاي پژوهشي درجامعه ايفاگر نقش مهمي هستند واگر استمرار يابند قادر خواهند بود تصوير دقيق تري از جامعه ارائه كنند. درواقع پژوهش هاي اجتماعي، سياسي و … بستري را فراهم مي كند تا بيشترين شناخت از وضعيت و نيازهاي مردم به دست آيد. از طريق اين پژوهش است كه مي توان به انتظارات گوناگون و متنوع مردم دست يافت. پس نتايج اين پژوهش ها «صداي مردم» است.
از وظايف يك محقق درطول انجام بررسي، دوري از پيشداوري و قضاوت هاي ارزشي است لذا تحقيقات علمي را مي توان از جمله اسناد و مداركي برشمرد كه به انعكاس واقعيت هاي اجتماعي همانگونه كه هستند، مي پردازد.
اگر به هر دليل محقق اقدامي كند تا نتايج تحقيق را له يا عليه كسي تغيير دهد يا براي رسيدن به نتايج خاص و از پيش تعيين شده اقدام كند از همان ابتدا تحقيق وي از اعتبار علمي ساقط بوده و نمي تواند مورد استفاده و رجوع قرارگيرد. علاوه بر اين به دليل عدم انعكاس واقعيت قادر به نشان دادن وضعيت موجود به سياستگذاران و مسؤولين اجتماعي، سياسي و… نخواهند بود.
در تمامي دنيا بسيارند پژوهشگران و دانشمنداني كه به دليل انعكاس واقعيات تلخ جامعه مورد عقاب قرارگرفته و متحمل مشقات و سختي هايي شده اند. اما بايد دانست كه انجام پژوهش بدون فضاي باز و امنيت فكري محال و غيرممكن است. اگر محقق نتواند با استفاده از ابزارهاي علمي به كنكاش و تحقيق در خصوص دردهاي اجتماعي، افكار، عقايدو نگرش هاي مردم بپردازد يا مردم به دليل ترس از پيامدهاي احتمالي عقايدشان از بيان آنچه در سر دارند، پرهيز كنند آنگاه نيروهايي كه منجر به بحران و از هم گسيختگي جامعه است، بدون هيچ مانعي عمل كرده و ديگر هيچ اقدامي قادر به جلوگيري از آن نيست و اين همان است كه رياست محترم جمهوري از آن به عنوان «زيرزميني شدن عقايد» ياد مي كنند.
علاوه بر اين بايد توجه كرد كه اگرچه ايجاد شرايط براي بيان آزادي عقايد بسيار ارزشمند مي نمايد اما برتر از آن وجود امنيت فكري و شغلي پس از بيان آزاد عقايد است. مراكز پژوهشي امنيتي اجتماعي ـ اقتصادي كماكان حيات خود را در گرو امر پژوهش، پرسشگري و مطالعات ميداني و سنجش افكار شهروندان مي دانند و به طور يقين اين امر با حمايت قاطع و جدي تداوم خواهد داشت.
* مديركل امور اجتماعي وزارت كشور
چلچراغ، قسمت ۲۹
102333.jpg
بيست و نهمين شماره هفته نامه «چلچراغ» منتشر شد.
اين شماره چلچراغ اختصاص به بررسي پشت صحنه سريال تلويزيوني «پاورچين» دارد. گفت و گو با «مريم عبدي» دختر عباس عبدي با عنوان «حق گرفتني است...»، گزارشي از «اپيدمي ۲۰۶» در بين فوتباليستها، گفت و گوي مشترك با فاطمه معتمد آريا و پسرش در سلسله گفت و گو پيرامون مسائل نسل سومي ها، گزارش تصويري از سريال پاورچين از ديگر مطالب اين شماره چلچراغ است. همچنين در اين شماره از هفته نامه چلچراغ مي توانيد مطالبي نظير «من مي دانم تابستان گذشته تو چه ديدي»، «رفتي با يكي دوست شدي... خيال نيست»، «رياكاري در سي و پنج قسمت» را بخوانيد. هفته نامه چلچراغ با مشي فرهنگي ـ اجتماعي، هنري شنبه هر هفته با قيمت ۲۵۰ تومان در دسترس علاقه مندان قرار مي گيرد.
گزارش «ايران» از حضور مهاجران خارجي (كودكان)
كودكان ايران كودكان افغانستان وطن اين بچه ها كجاست؟
• ازدواجهاي غيرقانوني افغانيان وايرانيان ، تاامروز نزديك به ۱۰هزار «كودك بي هويت» را روي دست دولت ايران گذاشته است
• دختران ايراني را با ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان
به عقد پيرمردان افغاني درآوردند
• در استان تهران ۴۳ هزار كودك افغاني وجود دارند
كه بايد براي آنها ۵۰۰ كلاس درس ساخته شود
102462.jpg
زماني كه مهاجران افغاني ، دست در دست كودكانشان از زير سايه جنگهاي فرسايشي به ايران رسيدند، سياست «درهاي باز» دولت ايران، هيچ توجهي به نگاههاي كودكان همراه اين آوارگان نداشت . كودكاني كه با برچسب «پناهنده» و به اعتبار كنوانسيونهاي جهاني ، نيازهاي بسياري داشتند… نيازهايي كه هزينه هاي بسياري را به دنبال خود مي آورد و بي توجهي به آن ، چهره ايران را در مجامع بين المللي مخدوش مي كرد. از سويي ديگر كودكاني درايران به دنيا مي آمدند ، اما با هويت و وطني گمشده. مردان افغاني وزنان ايراني كودكاني را به جامعه ايراني تحويل دادند كه امروز با واژه «كودكان بي هويت» شناخته مي شوند. اين مجموعه آسيب ديده گسترده در وسعت كشوري پهناور با نام «ايران» پخش شده است . اين مجموعه تبعات بسياري به جامعه ايراني تحميل كرد… تبعاتي كه هرروز بيشتر مي شود وهيچ راهي براي حل بحرانهايش وجود ندارد. شايد گوياترين راه حل آن است كه مرتضي حاجي ، وزير آموزش وپرورش با اميدي نه چندان زياد مي گويد: «اينان هرچه زودتر ايران را ترك كنند…»
و بعد دكتر معتمدي گفت: «به مجلسيان بگوييد كودكان بي هويت (فاقد شناسنامه) رشد كرده اند و به نوجواني رسيده اند . نوجوان بي هويت ، در معرض آسيبهاي فراوان است . او خود را جداي از ديگران ورهاشده در دنيا احساس مي كند، هيچ خدمتي به او ارائه نمي شود واو كه خود را ملزم به رعايت قانون كشور نمي داند، به سرعت جذب باندهاي فساد مي شود. حوادث جنايي تهديدش مي كند. اگر جرمي مرتكب شود انگشت نگاري اش بايد به نام چه كسي ثبت شود؟ اگر دوباره مرتكب جرم شود چه بايد كرد؟»
اواخر تابستان بودكه دكتر معتمدي ، مديدكل دفتر امور آسيب ديدگان بهزيستي ، روبروي خبرنگاري نشست وبا چهره اي دردمند از معضلي سخن گفت كه تا آن روز كمتركسي به پيچيدگي هاي عجيب آن دقت كرده بود. روزي كه سياست «درهاي باز » هرسدي را از جلوي سيل مهاجران افغاني برداشت ، كمتركسي چهره احتمالي مديركل دفتر امور آسيب ديدگان بهزيستي در سال ۸۱ را پيش بيني مي كرد. حالا اين مسؤول دولتي، هرروز وقت وانرژي بسياري را در ابعاد مختلف به كار مي گيرد تا راهي براي بازكردن گره كور، كودكان افغاني فاقد شناسنامه پيدا كند. حتي تركيب «كودكان افغاني » نيز خود بخشي از اين گره بازنشدني است . آيا آنها افغاني اند؟ ايراني اند؟ چه شد كه ما تااين حد در باتلاقي خودساخته گير كرديم؟!
ايراني يا افغاني ؟!
در گزارش قبلي ، تبعات عجيب ودور از ذهن ، ازدواجهاي جهاني غيرقانوني مردان افغاني با زنان ايراني را بررسي كرديم ؛ اما يكي از مهم ترين يادگارهاي حضور دودهه مهاجران ميليوني افغاني برچهره جامعه ايران، زخمي است كه روزبه روز كهنه تر مي شود؛ چرك مي كند وهنوز دواي دردش را پيدا نكرده ايم. ازدواجهاي غيرقانوني افغانيان وايرانيان ، تاامروز نزديك به ۱۰هزار «كودك بي هويت» را روي دست دولت ايران گذاشته است ودولت كنوني به بدترين شكل ممكن نتيجه بي تدبيري دولتهاي پيشين را به دوش مي كشد.
دراين ميان دكتر معتمدي معتقدا ست ارائه آماري از كودكان بي هويت، غيرممكن است . آنها در كوچه و خيابانها، پخش شده اند. مسن ترين آنان ۱۳سال دارد. اين كودكان ، اكثراً از مادران ايراني متولد شده اند. تنها زباني كه مي توانند با آن سخن بگويند ، فارسي است. آنها هنگام بازي فوتبال تيم ملي ايران هورا مي كشند وعكس «علي دايي» را به ديوار اتاقشان مي زنند… اما هنوز نمي دانيم بايد آنها را «ايراني» بناميم يا «افغاني». درگير ودار كلنجار حقوقدانان وبازي لغات وتعابيري كه «تابعيت» را تعيين مي كنند ۱۰هزاركودك ، هويت خود را گم كرده اند.
دكتر امامي ، حقوقدان ، دراين باره گفته است : «طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران،كودكي راكه از پدري خارجي متولد شده، هرچند در خاك ايران واز مادري ايراني زاده شده باشد نمي توان به تابعيت جمهوري اسلامي ايران درآورد و قوانين درمقابل اين مسأله موضع مشخصي نگرفته است . همين موضوع مشكل امروزي هزاران كودكي است كه مادر ايراني وپدر افغاني دارند وناخواسته قرباني ناآگاهي والدين خود شده اند».
به تعبير دكتر امامي ، اين كودكان بدون سند تابعيت وهويت از بين مي روند!
سال گذشته ، زماني كه بحث صدور شناسنامه براي كودكان بي هويت مطرح شد ، رئيس اداره امور اتباع خارجه وزارت كشور، اجراي اين طرح را منوط به اجراي طرح «شناسايي » دانست. دولت سال گذشته براي ساماندهي ۱۲ طرح را پيشنهاد كرد كه همه آنها به بعد از اجراي طرح شناسايي موكول شد وهم ا كنون مدتها از اجراي طرح شناسايي گذشته ، اما هنوز بلاتكليفي اين كودكان ، از چشمان نااميدشان ، برسر چهارراهها وميادين ديده مي شود. صرف نظر از هزينه هاي بسياري كه اجراي چنين طرحهايي به دولت ايران تحميل كرد، همچنان خلأهاي قانوني بسياري، مانع به سرانجام رسيدن سرنوشت اين كودكان است.اين درحالي است كه با اجراي طرح بازگشت، قوانين، زنان ايراني را مختار دانسته تا در صورت تمايل نداشتن به مهاجرت همراه همسر افغاني خود، در ايران بمانند. درحالي كه اين زنان، بعد از طلاق كماكان مادر كودكاني هستند كه ما آنها را «بي هويت» مي خوانيم!
102294.jpg
خشن ترين تصاوير
بي برنامگي هاي دنباله دار در برخورد با مهاجران و تكيه عميق دولتمردان ايراني به شعارهاي احساسي و برانگيختن حس انساندوستي شهروندان، نسبت به مهاجران آواره افغاني، نه تنها در بحث زنان، چهره غيرموجهي از ايران در مجامع بين المللي به وجود آورد بلكه كودكان نيز به دليلي ديگر براي مخدوش كردن جامعه ايران در چنين مجامعي تبديل شده است. در گزارش يونيسف از وضعيت كار كودكان بي هويت و فاقد شناسنامه آمده است در بسياري از موارد شوهر افغاني، خانواده ايراني خود را ترك كرده و خانواده براي زنده ماندن به كار كودكان متكي است. بنابر اين گزارش كودكان بي هويت در سن ۵ سالگي آغاز به كار مي كنند و از نيمه شب تا ۶ صبح كار مي كنند، علت اين شبكاري طاقت فرسا نيز ترس اين كوكان از «دستگيري توسط پليس ايران » گزارش شده است. كارفرمايان ايراني در اين گزارش، مردهايي خشن هستند كه با وجود كار شبانه كودكان به آنها دستمزدي معادل حقوق كارگران روز پرداخت مي كنند. در اين گزارش آمده است: «علاوه بر سن كم و كار طولاني، بايد حجم سنگين كارهاي موجود در كوره هاي آجرپزي، دباغي و ساير كارهاي كارگاهي را نيز بدان اضافه كرد.»
«غيربهداشتي بودن محيط كار»، «كارهاي تكراري و فوق تحمل كودكان»، «فقدان وسايل ايمني در برابر ماشين هاي سنگين و قديمي يا منسوخ و از كار افتاده»، «ساعات كار طولاني بدون زمان استراحت كه سبب خستگي جسم يا بيماريهاي عضلاني و استخواني مي شود»، «وجود محصول فرعي خطرناك مانند خرده شيشه، گردوغبار و …» ، «وجود موادشيميايي خطرناك و كار در مجاورت كوره هايي كه منجر به سوختگي هاي خطرناك مي شود» و … از مسائلي هستند كه از نگاه گزارشگر يونيسف كودكان افغاني ـ ايراني يا بي هويت با آن دست و پنجه نرم مي كنند. بدون اينكه كسي قدمي در راه حقوق آنان بردارد.
اين تصوير رعب آور و غيرانساني در ادامه اين گزارش بارها تكرار شده است. در بخش ديگري از اين گزارش آمده است بسياري از كودكان در كارگاههاي قاليبافي در اتاقهاي كوچك كه فاقد پنجره، روشنايي و هواي آزاد هستند كار مي كنند و عده اي ديگر هر روزه در كارگاههاي توليد عطر دود غليظ متصاعد از سوخت معدني مصرف شده در كوره هاي پرصدا را ۶ ساعت در روز تنفس مي كنند. تمام اين عوامل به همراه تغذيه نامناسب طوري روي رشد كودكان افغاني اثر گذاشته است كه بسياري از آنها بسيار كوچكتر از سن واقعي شان به نظر مي رسند.
اين تصاوير تكان دهنده را در كنار شعارهايي كه منجر شده سيل مهاجرين افغاني هيچگاه به درستي مهار نشود، عمق فاجعه تصميم گيري بدون تدبير برخي از مسؤولان را نشان مي دهد. تصور كنيد صرفنظر از انگيزه تهيه چنين گزارشي مشاهدات روزمره نشان مي دهد كودكان بي هويت، شرايط بهتري نداشته و ندارند. يكي از كارشناسان امور اتباع وزارت كشور با طنزي تلخ دراين باره مي گويد: «وقتي كودكان با شناسنامه و هويت ايراني، به دليل فقر، درخيابانها آواره اند و شغل كاذب دارند، كاملاً روشن است كه بر سر كودكان بي هويت چه بلايي مي آيد!»
عمق باتلاق
زماني در كندو و كاو آسيب هاي ناشي از حضور طولاني مدت افغانيان در ايران، پاي صحبت فاطمه اشرفي، مدير انجمن حمايت از كودكان و زنان آواره مي نشينيم، زواياي تاريك تر اين باتلاق عميق بيشتر نمايان مي شود. زوايايي كه در آن همه حرمتهاي انساني فراموش مي شود و قواعد عجيبي از دل سنتهايي متحجرانه، سخت ترين ضربات را به كالبد جامعه ايراني وارد مي كند. اشرفي از بحراني سخن مي گويد كه در جزئيات آن «دختر ايراني گاه با يك گوسفند، مبادله مي شود. » عنوان اين بحران بسيار تلخ است…
«خريد و فروش دختران ايراني…» اين سو كسي خريدار است و آن سو فروشنده زير شلاقهاي سخت اقتصادي بيمار، عزيزترين بخش وجودش را مي فروشد.… مجال بررسي ريشه ها و چگونگي شكل گيري فرآيند فروش دختران توسط مرد ايراني در اين گزارش نيست. اما آن سوي بازي، فرهنگي ايستاده كه اين كار را «نتي معمولي» مي پندارد. قديرزاده، مديركل اموراجتماعي استانداري زاهدان، دراين باره مي گويد: «ميان افغانها، رسم خريدو فروش دختر با عنوان شيربها رايج است. دراين رسم تمام اختيارات دختر به خانواده شوهر سپرده مي شود، يعني پس از مرگ شوهر، دختر مجبور است درخانواده شوهر بماند و…»
اما ابعاد بحران زماني آشكار مي شود كه فاطمه اشرفي به بيان جزئيات اين پديده مي پردازد. او مي گويد: «دختر ايراني را با ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان به عقد پيرمردان افغاني درآورده اند البته اين اتفاق درهمين پاكدشت ورامين و اطراف تهران روي مي دهد. مشكل فقط سيستان و بلوچستان نيست…»
امروز كه كودكان اين ازدواجهاي عجيب، به معضل دولت ايران بدل شده است. بسياري از اين دختران، با نگاهي تلخ اعتراف مي كنند كه نمي دانسته اند همسرشان افغاني است! فقراي آسيب ديده و معتادان به بن بست رسيده آسيب و بن بست زندگي شان را ارثيه فرزندان بي گناه خود كرده اند.
فاطمه اشرفي دراين باره مي گويد: «حداقل ۱۵ هزار كودك بي هويت حاصل چنين ازدواجهايي است. در مناطق حاشيه اي و جنوب تهران، دختران فقير ايراني توسط پدران و مادران (معمولاً معتاد و فقير) به افغاني ها فروخته مي شوند. ازسوي ديگر براي اكثر پدر و مادران كودكان بي هويت (فاقد شناسنامه)، مدرسه رفتن يا نرفتن كودكشان هيچ اهميتي ندارد…»
اين كودكان بي سواد، محروم از طبيعي ترين حقوق شهروندي، موادخام تشكيلات قانون شكني هستند كه شايد چنين عوامل آماده اي را دررؤياهايشان نيز نمي توانستند تصور كنند. اين كودكان كه روز به روز مسن تر مي شوند، به راحتي مي توانند روي آمار جرايم تأثير بگذارند و دنياي مافيايي و زيرزميني خود را روي زمين و رودرروي شهروندان به تلخ ترين شكل ترسيم كنند.
آموزش صادركنندگان!
اما همه معضل كودكان، در جريان ويراني يك كشور و مهاجرت بي برنامه ساكنان آن به كشوري ديگر، به كودكان بي هويت خلاصه نمي شود. كساني درايران هيچ گاه به چگونگي و كيفيت آموزش كودكان اين قوم فكر نكردند. اگر امروز بسياري از رفتارهاي اجتناب ناپذير دولتمردان ايراني، ازسوي برخي افغانيان با واژه هايي مانند «تبعيض نژادي» تعبير مي شود، همه به دليل همان تفكري است كه ساده انگارانه خواستار راحت ترين راه تشكيل يك بلوك سياسي جديد بوده اند.
اما درد دل يك مسؤول دولت ايران، دراين باره قطعاً شنيدني است. سازمان آموزش و پرورش استان تهران، به عنوان واحدي كوچك از مجموعه عظيم تشكيلات آموزش در ايران آماري دارد كه قدرت آموزش دولت براي تربيت نسلي كه قرار بود روزي، ريشه هاي انقلاب را در كشوري ديگر بپروانند نشان مي دهد. هم اكنون ميانگين تراكم دانش آموزي در كلاس كالبدي (كلاس فيزيكي) در شهرستانهاي استان تهران، ۵۸/۳ نفر است كه از استانداردهاي كيفي آموزش فاصله چشمگيري دارد. اگر دولت ايران بخواهد، اين ميانگين را فقط در استان تهران به ميانگين كشوري نزديك كند، ۴۵ ميليارد تومان پول براي ساخت كلاس درسي لازم دارد.
102321.jpg
درهمين استان كوچك ۴۳ هزار كودك افغاني زندگي مي كنند كه هم شناسنامه دارند و هم مي خواهند درس بخوانند تا هنگامي كه به كشورشان بازگشتند، باسواد باشند. اين دانش آموزان به ۵۰۰ كلاس فيزيكي نياز دارند كه وجود ندارد! تحليل اين آمار براي كشف قدرت دولت ايران در آموزش اين مهاجران بسيار ساده است. خصوصاً اگر بدانيد اعتبارات ساخت و ساز مدارس تا امروز هيچ گاه نتوانسته نيازهاي فيزيكي (فضاي آموزش) را براي كودكان ايراني فراهم كند.
مرتضي حاجي، وزير آموزش و پرورش هفتمين كابينه جمهوري اسلامي، اين جملات را دريكي از جلسه هاي شوراي تأمين استان بيان كرد. «افغاني ها آمدند، دست و دلبازي كرديم و آنان را در مدرسه ها پذيرفتيم. براي آنان هزينه هاي زيبادي صرف مي كنيم، درحالي كه براي ما هيچ بازدهي ندارند. آنان سرانه هزينه هاي ما را افزايش داده اند و ما فقط اميدواريم كه روند بازگشت آنان تسريع شود…»
روزي سياست درهاي باز، فارغ از همه مناسبات منطقه، ايران را به باتلاقي عميق فرو كرد.
امروز اما «فقط اميدواريم روند بازگشت آنان تسريع شود…»
گفت وگو
دكتر محمد توكل، دبير كل كميسيون ملي يونسكو:
تأسيس دفتر نمايندگي مستقل يونسكو در تهران
102336.jpg
تقويت فعاليت كميته هاي كميسيون ملي يونسكو در ايران و توسعه و نهادينه كردن ارتباطات نهادهاي آموزشي، علمي و فرهنگي داخل كشور در عرصه تبادلات سازمانهاي معتبر جهاني، در فهرست مهمترين برنامه هاي جديد اين كميسيون پس از انتصاب دبيركل جديد آن از سوي هيأت وزيران قراردارد.
كميسيون ملي يونسكو در ايران از سال ۱۳۲۵ و با اختصاص يك اتاق در محل فرهنگستان فعاليت خود را آغاز كرد و اكنون حدود ۵۶ سال است كه فعاليت خود را با اهداف تضمين حضور و مشاركت نهادهاي آموزشي، علمي و فرهنگي و اصل در تدوين، اجرا و ارزيابي برنامه هاي يونسكو و حضور مستمر اين سازمان در ايران، ادامه مي دهد.
كميسيون ملي يونسكو در ايران از ابتداي فعاليتهاي خود افت وخيزهايي را داشته و در برخي دوره ها با داشتن سرپرست كميسيون به كار خود پرداخته است. دكتر «محمد توكل» دومين دبيركل كميسيون ملي يونسكودر ايران كه به تازگي با تصويب هيأت وزيران به اين سمت منصوب شده، درگفت وگويي با «ايران» به تشريح ديدگاههاي خود پيرامون جايگاه و فعاليت هاي كميسيون ملي يونسكو در ايران و برنامه هاي مورد نظر پرداخته است. وي كه پيش از اين معاون پژوهشي وزير علوم، تحقيقات وفناوري بوده، معتقد است شناخت دقيق اركان و اهداف اين كميسيون و حركت هماهنگ با برنامه هاي مشترك و مورد نظر سازمان جهاني يونسكو مي تواند موجب ترفيع جايگاه و نقش ايران در فعاليت هاي علمي، آموزشي، فرهنگي و ارتباطي و حضور مؤثر و مستمر در عرصه فعاليت ها و پروژه هاي جهاني، تقويت و بهينه سازي ارتباط ميان سازمانها و نهادهاي فعال داخل با سازمانهاي جهاني دولتي و تشكل هاي غيردولتي مرتبط شود.
\ آقاي دكتر توكل! در مراسم معارفه خودتان به ضرورت هاي تقويت بنيان هاي كارشناسي كميته ها اشاره كرديد، آيا در اين بخش احساس ضعف مي شود؟
* در كميسيون، كميته هاي بيست گانه نيز فعاليت دارند. اين كميته ها نقش مهم و اساسي در بررسي، مطالعه و تحقيق روي موضوعات خاص دارند و در حقيقت موضوعات مورد علاقه و مصوب در اين كميته ها به بحث و تبادل نظر كارشناسي قرارمي گيرد. در اين كميته ها چندتن از وزرا، معاونان، مشاوران و مديران مختلف، استادان و انديشمندان دانشگاهي نيز حضور دارند. آنچه كه من مورد توجه قراردادم، برگزار نشدن جلسات برخي از اين كميته هاست. اين در حالي است كه فعاليتها و مباحث اين كميته ها با اعضاي كارشناس، بر روند تصميم سازي ها و تصميم گيريها در حوزه هاي مختلف آموزشي، علمي و فرهنگي تأثير مي گذارد و اين اثرگذاري مهم است. در اين كميته ها كارشناساني نيز از خود كميسيون ملي يونسكو فعاليت دارند كه اين بخش بايد تقويت شود، چرا كه موضوعات حساس است.
\ مواردي بوده كه كميته ها اصلاً تشكيل جلسه نداده باشند؟
* در برخي از موارد مي بينيم كه تعدادي از كميته ها اصلاً جلسه نداشته اند. كمتر از نصف اين كميته هاي بيست گانه تاكنون جلسه داشته اند و بقيه يعني بيشتر از نصف اين تعداد، هيچگونه فعاليتي در قالب تشكيل جلسات نداشتند. اين مسائل باعث مي شود كه ضرورتهاي تقويت بنيانهاي اساسي بدنه كارشناسي كميته ها مورد توجه قرار گيرد. يكي از برنامه هاي اين كميسيون تمركز روي همين موضوع است.
\ آيا تشكيل نشدن جلسات و فعاليت كميته ها تنها ناشي از ضعف برنامه كارشناسي بوده است يا عوامل ديگرهم در اين امر نقش دارند؟
* مهمترين دليل اين امر، مسائل و مشكلات مالي بوده است. اين مشكلات هميشه مانع جدي بر سر راه فعاليتها محسوب مي شود. البته بحث توانمندي نيروهاي كارشناس هم بحث خود را دارد. اين احتمال را كه برخي از پرسنل كارشناسي ما در مورد موضوعي به طور تخصصي مسلط نيستند، رد نمي كنيم. بايد به تقويت جنبه هاي مثبت بپردازيم و در اين راه از نيروهاي متخصص بيشتر بهره برد.
\ به نظر مي رسد نقش ارتباطي و گستردگي تعاملات كميسيون يونسكو در ايران در عرصه هاي مختلف آموزشي، علمي، فرهنگي و ارتباطي با جهان، تعيين كننده نوع روابط و ارتباطات سازمانهاي داخلي با خارجي باشد، همين طور است؟!
* كميسيون يونسكو در ايران و كشورهاي ديگر از همان ابتداي فعاليت، نقش يك رابط را داشته و وظايف مشخصي را پيگيري كرده است. اين كميسيون نقش برقراري ارتباط بين دولت، نهادهاي دولتي و غيردولتي و افراد با سازمان جهاني يونسكو و دفاتر منطقه اي و زير منطقه اي و نهادهاي نظام ملل متحد را دارد. در كنار اين، نقش مشورتي هم تعريف شده است و اين كميسيون بايد در زمينه هاي كار يونسكو يعني آموزش، علوم، علوم اجتماعي، فرهنگ و ارتباطات، خدمات مشاوره اي به دولت ارائه دهد. در نقش هاي اطلاع رساني و هماهنگي هم موضوع فعاليت مشخص است. كمك به مقامات دولتي، نهادها و حتي نهادهاي غيردولتي، ايجاد زمينه مشاركت مجامع علمي و فرهنگي كشور در فرآيند تدوين، اجرا و ارزيابي برنامه ها و همچنين ايجاد زمينه همكاري بين نهادهاي داخلي براي همفكري در ارتباط با برنامه هاي يونسكو و... از جمله وظايف كميسيون است.
\ به اين ترتيب مي توان گفت كه غالب ارتباطات فرهنگي ، علمي و آموزشي داخل با خارج به نوعي بايد از كانال يونسكو باشد؟
* چنين نيست كه شايد تصور شود، بلكه مراكز علمي و تحقيقاتي و دانشگاههاي كشور كه خودشان بخش همكاريهاي بين المللي دارند و يا ديگر محافل و مراكز علمي ـ پژوهشي كه خود امكان تبادلات با خارج را دارند، مي توانند اقدام كنند. اما مزيت هاي انجام امور از طريق كميسيون ملي يونسكو، موارد بسياري را شامل مي شود. در حقيقت موقعيت و جايگاه يونسكو تعيين كننده نوع رابطه است.كميسيون ملي يونسكو در ايران يك پل ارتباطي با سازمانهاي جهاني است و مسير حركت و تبادلات و تعاملات را هموار مي كند.
براساس اين نوع ارتباط است كه شخصيت هاي علمي كشور، پيشرفت هاي متعدد و دستاوردهاي علمي، فرهنگي وآموزشي داخل در يك فرايند به جهان معرفي مي شوند. اين امر لازمه حضور در عرصه هاي جهاني است.
كميسيون ملي يونسكو در ايران به اعتقاد من، شاخص ترين، برجسته ترين و جا افتاده ترين نهاد قانوني است كه مي تواند ايفاگر نقش ارتباطي دو جانبه باشد. نگاهي به بدنه كارشناسي كميسيون متشكل از صاحب نظران و شخصيت هاي انديشمند و آگاه، اهميت علمي و جايگاه كميسيون را نشان مي دهد. از سوي ديگر حدود چهارهزار تشكل غيردولتي (N.G.O) تخصصي در شاخه هاي مختلف علمي، فرهنگي و آموزشي به صورت فراگير ملي، بين المللي و فراملي با سازمان يونسكو ارتباط دارند كه پيوستن به اين جمع و وصل شدن به تبادلات جهاني، از طريق كميسيون ملي يونسكو در هر كشوري ممكن و ميسر است. خب مي بينيد كه وصل شدن به اين جمع با توجه به ارتباطات كميسيون يونسكو تسهيل مي شود.
\ وضعيت فعلي ايران را در سازمان يونسكو چگونه ارزيابي مي كنيد؟
* براي اولين بار پس از انقلاب اسلامي ، ايران عضو شوراي اجرايي سازمان يونسكو است واز سوي ديگر نماينده ايران، آقاي دكتر جلالي به عنوان رئيس كنفرانس عمومي انتخاب شد. اين دو امر موضوع مهمي است كه براي هر كشوري اتفاق نمي افتد. همچنين پس از مدت ها قرار است كه دفتر مستقل سازمان يونسكو در تهران تأسيس و راه اندازي شود كه اين نيز نشان دهنده توجه مسؤولان يونسكو به اهميت روابط با ايران است.
\ اين دفتر مستقل چه زماني فعال خواهد شد؟
* براساس برنامه قرار است كه تا ماه آينده، مسؤول مستقيم اين دفتر، آقاي دكتر «صالح» كه سوداني است، وارد ايران شود و مديريت دفتر مستقل سازمان جهاني يونسكو در ايران را برعهده بگيرد. خب همه اين موارد، علاوه بر تصريح موقعيت جهاني كشورمان، در كنار اجراي برنامه هاي مشترك فرهنگي، علمي و آموزشي بيانگر جايگاه مهم ايران در سازمان يونسكو است.
اعتبار ۲۰۰ميليون دلاري بانك جهاني براي مقاوم سازي تهران
بانك جهاني با پرداخت ۲۰۰ميليون دلار اعتبار براي مقاوم سازي تهران در برابر زلزله مقاومت كرد.
به گزارش سايت «تهرانشهر»، براساس توافق صورت گرفته ميان مقامات ايران و بانك جهاني، قرار است ۲۰۰ميليون دلار براي مقاوم سازي تهران در برابر زلزله احتمالي تا پايان سال آينده پرداخت شود كه ۱۶۰ميليون دلار از مبلغ مذكور، صرف مقاوم سازي ساختمان ها و اداره ها و ۴۰ميليون دلار صرف تجهيز تأسيسات زيربنايي در مقابل زلزله خواهدشد. ارائه اين تسهيلات در پي اعلام مقامات ايراني مبني بر تهديد خطر زلزله در تهران صورت مي گيرد.
گزارش «ايران» از اولين جلسه علني شوراي شهر
سريال قهر وآشتي شوراي شهر ادامه يافت
• طرح دوفوريتي «عدم صلاحيت شهردار» در جلسه دهم مهرماه شورا در حضور فرماندار تهران اعلام وصول شد و براساس قانون چون طرح دوفوريتي است بايد قبل از ساير دستور جلسات، مورد بررسي قرار بگيرد.
102459.jpg
ماجراهاي قهر و آشتي شوراي شهر تهران پايان ندارد. در جلسه روز گذشته بحث برسر قرارگرفتن طرح عدم صلاحيت شهردار در دستور كار شورا، باعث ايجاد تنش شد و اعضاي هيأت رئيسه سابق به اعتراض جلسه را ترك كردند
گروه اجتماعي ـ جلسه شوراي شهر تهران كه به منظور پايان دادن به مناقشات و رسميت بخشيدن تصميمات هفته گذشته هيأت مركزي حل اختلاف تشكيل شده بود، ديروز به دليل پافشاري اعضاي اين شورا بر مواضع قبلي خود به تنش كشيده شد.
به گزارش خبرنگار «ايران»، هيأت حل اختلاف مركزي هفته پيش براي جلوگيري از انحلال شوراي شهر تهران پيشنهاد «انتخاب هيأت رئيسه جديد و در دستور قرارگرفتن همزمان بودجه سال ۸۱ شهرداري و تعيين تكليف شهردار تهران» را مطرح كرد كه اين پيشنهاد مورد پذيرش ۱۳عضو شوراي شهر قرارگرفت. براساس اين توافق، عباس دوزدوزاني به عنوان رئيس، محمدحسين حقيقي نايب رئيس، لطفي خزانه دار و فاطمه جلايي پور و دروديان به عنوان منشي شورا انتخاب شدند.
جلسه ديروز به منظور اجراي اين توافقات و قانوني كردن فعاليت هيأت رئيسه جديد با حضور اعضاي هيأت مركزي حل اختلاف برگزارشده بود.
براساس گزارش خبرنگار ما، زماني كه دوزدوزاني رئيس شوراي شهر تهران قصد آغاز بحث در مورد بررسي بودجه شهرداري را داشت، «مرتضي لطفي» خزانه دار شورا گفت: طرح دوفوريتي «عدم صلاحيت شهردار» در جلسه دهم مهرماه شورا در حضور فرماندار تهران اعلام وصول شد و براساس قانون چون طرح دوفوريتي است بايد قبل از ساير دستور جلسات، مورد بررسي قرار بگيرد.
وي افزود: البته بند دوم دستور جلسه تعيين شده ازسوي هيأت حل اختلاف نيز مربوط به تعيين تكليف شهردار است اما از آنجا كه ممكن است بررسي بودجه طولاني شود، بايد اول طرح دوفوريتي عدم صلاحيت شهردار مطرح شود.
براساس قانون در صورتي كه طرح عدم صلاحيت شهردار تهران در شورا مطرح شود و «نصف به علاوه يك» اعضاي حاضر در جلسه به آن رأي دهند، شهردار بركنار خواهدشد. از ۱۳عضو حاضر در جلسه ديروز شورا، ۷ نفر از مخالفان شهردار و ۶نفر از حاميان وي بودند.
«محمدحسين دروديان» منشي شورا در اعتراض به سخنان لطفي اظهار داشت: ريشه اختلافات بين اعضاي شوراي شهر از ابتدا همين مسأله بود و اعضاي هيأت مركزي حل اختلاف براي حل آن اين پيشنهادات را مطرح كردند، بنابراين اگر قرار باشد اعضاي شورا بازهم بر مواضع قبلي شان پافشاري كنند، تما تلاشهاي هيأت حل اختلاف برباد مي رود.
وي گفت: براي جلوگيري از شروع دوباره مناقشات سابق بايد براساس توافق هفته گذشته، طبق اولويتي كه هيأت حل اختلاف تعيين كرده، اول بحث بودجه را بررسي كنيم.
عطريانفر در اين باره گفت: براساس قانون طرح دوفوريتي در اولويت است اما شوراي شهر هم اكنون روال عادي ندارد و اعضاي شورا براي جلوگيري از انحلال بايد مجموعه توافقات هفته گذشته را اجرا كنند، قطعاً بعد از اينكه مجموعه توافقات به اجرا درآمد و شورا به روال عادي خود بازگشت، طرح دوفوريتي بايد در اولويت بررسي قرارگيرد.
ابراهيم اصغرزاده نيز در دفاع از بررسي طرح دوفوريتي گفت: طبق قانون شوراها، شوراي شهر به محض آن كه متوجه شود، شهردار صلاحيت هاي لازم براي تصدي اين پست را از دست داده، بايد در اولين جلسه عادي يا فوق العاده خود، در مورد شهردار تصميم گيري كند. بنابراين طرح دوفوريتي «عدم صلاحيت شهردار» بايد در اولويت دستور قرارگيرد.
عطريانفر همچنين گفت: اگر قرار به رفتن ملك مدني باشد، نگراني از امروز رفتن و يا هفته آينده تفاوتي ندارد، اگر اعضا مي توانند مديريت شهري را تغيير دهند، اين كار را انجام دهند اما اگر شورا بخواهد خارج از توافقات هفته گذشته عمل كند، ما امضايمان را از پاي توافقنامه هفته گذشته پس مي گيريم.
سيدمحمدعلي ابطحي، معاون پارلماني و حقوقي رئيس جمهوري و عضو هيأت مركزي حل اختلاف نيز گفت: مشكل اصلي بر سر بودجه است. ما بايد راه حلي براي بررسي بودجه پيدا كنيم تا به سرعت از اين دستور خارج شده و به دستور دوم برسيم.
وي پيشنهاد كرد كميته ۵نفره اي از اعضاي شوراي شهر مأمور بررسي جزئيات بودجه سال۸۱ شهرداري شود تا شورا بتواند در همين جلسه به دستورات بعدي نيز رسيدگي كند.
اما سخنان ابطحي نيز مورد اعتراض عطريانفر و همفكران وي قرارگرفت. آنها مي گفتند: براساس توافق هفته گذشته، بودجه شهرداري بايد امروز به تصويب شورا برسد تا بتوانيم به سراغ دستور بعدي برويم.
۷نفر از اعضا، پيشنهاد ابطحي را درقالب پيشنهاد اعضاي شورا به هيأت رئيسه ارائه كردند و دوزدوزاني براي خاتمه دادن به غائله گفت: در مورد پيشنهاد مطرح شده است، رأي گيري مي كنيم.
در همين زمان كه صحن علني شورا به دليل بالا گرفتن بحث ها كمي متشنج شده بود و عطريانفر، وسمقي، عليزاده و برخي ديگر از اعضا آماده بودند تا صحن علني را به نشانه اعتراض ترك كنند، عباس دوزدوزاني براي غيرعلني شدن جلسه اعلام رأي گيري كرد. باوجود اينكه به نظر مي رسيد غيرعلني شدن جلسه رأي نياورده، دوزدوزاني گفت: با موافقت اكثريت اعضا جلسه غيرعلني مي شود.
اما درمقابل اين عمل شهروندان حاضر درجلسه به غيرعلني شدن جلسه اعتراض كرده و از معاون رئيس جمهوري خواستند تا به مشكلاتشان كه اغلب مربوط به تراكم مي شد، رسيدگي كند.
اعضاي هيأت حل اختلاف با مشاهده اين وضعيت مجدداً بر روي صندلي هاي خود نشستند. پس از آنكه جو صحن علني شورا آرام شد، دوزدوزاني از ۶ عضوي كه صحن را ترك كرده بودند خواست تا به سالن بازگردند اما پاسخي به اين درخواست داده نشد و دوزدوزاني اعلام تنفس كرد.
پس از آن اعضاي هيأت مركزي حل اختلاف مركزي به همراه ۱۳ عضو شوراي شهر در پشت درهاي بسته تشكيل جلسه دادند.
رئيس هيأت مركزي حل اختلاف و نماينده رياست جمهوري در اين هيأت با برهم خوردن جلسه شورا و در پي درگيريهاي پيش آمده، اظهار داشت: توقع داشتم اعضاي شوراي شهر تهران به التزامي كه كرده اند، پايبند باشند.
وي افزود: تصور ما اين بود كه اعضاي شوراي شهر بيش از اينها به تعهدات خود درقبال مردم متعهد باشند.
102426.jpg
وي با اعلام اينكه هرگز تصور نمي كرده است چنين جوي بر شوراي شهر حاكم شود، گفت: تمام سعي هيأت مركزي حل اختلاف بر جلوگيري از انحلال اين نهاد بوده است.
رئيس هيأت مركزي حل اختلاف گفت: طبق تصميم هيأت مركزي حل اختلاف و موافقت اعضاي شوراي شهر، قرار بود در «يك جلسه» بحث بودجه و تعيين وضعيت شهردار به نتيجه برسد كه اين مسأله عملي نشد.
ابطحي گفت: هيأت مركزي حل اختلاف براي روز سه شنبه بارديگر تشكيل جلسه خواهد داد و نسبت به موضوع شورا تصميم خواهدگرفت.
وي افزود: در صورت انحلال شورا، وزارت كشور رسيدگي به بودجه شهرداري تهران را برعهده خواهدگرفت.
رئيس جديد شوراي شهر تهران نيز تأكيد كرد: اگر شورا نتواند رسالت خود را به درستي انجام دهد و نتيجه بگيرد، نبود آن بهتر از بودن آن است.
۷۶ مركز درماني و آموزشي در نقاط بحراني آلودگي صوتي قرار دارند
گروه اجتماعي ـ پروژه تدوين ترازهاي صوتي در تمام مناطق شهر تهران، در دستور كار شركت كنترل كيفيت هوا قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار «ايران»، مهندس «سعيد ابوالحسني» مديرعامل شركت كنترل كيفيت هوا در سمينار تدوين ترازهاي صوتي منطقه ۱۲ شهرداري تهران، ضمن بيان اين مطلب به خبرنگار ما گفت: شركت كنترل كيفيت هوا با هدف تعيين نقاط بحراني و ارائه گزارشي به متوليان ذيربط جهت خروج اين نقاط از بحران آلودگي صوتي اقدام به فراهم كردن شرايط سخت افزار و نرم افزاري لازم كرده است. مهندس ابوالحسني اظهار داشت: نتايج به دست آمده از بررسي آلودگي صوتي در منطقه ۱۲ نشان مي دهد كه ۳۸ مركز آموزشي و ۳۸ مركز درماني در نقاط بحراني آلودگي صوتي قرار دارند. وي همچنين با بيان اينكه شركت كنترل كيفيت، آمادگي ارائه فهرست اين مراكز را به وزارتخانه هاي بهداشت و آموزش و پرورش دارد، افزود: در آينده نزديك توافقنامه اي ميان شركت كنترل كيفيت هوا و شهرداري منطقه ۱۲ به امضا خواهد رسيد كه بر اساس آن شهرداري منطقه ۱۲ قادر خواهد بود از امكانات تخصصي موجود در شركت براي بهبود وضعيت آلودگي صوتي در نقاطي از منطقه استفاده كند.
رئيس جمهوري در مراسم كنگره راهبردهاي توسعه علمي ايران:
جامعه ناتوان در ايجاد تنوع علمي و فرهنگي محكوم به عقب ماندگي است
رئيس جمهوري در مراسم افتتاحيه كنگره راهبردهاي توسعه علمي و فناوري ايران، جامعه ناتوان در ايجاد بستر مناسب براي تنوع و تكثر علمي و فرهنگي را محكوم به عقب ماندگي توصيف كرد.
سيد محمدخاتمي كه در جمع استادان، دانشجويان برگزيده و نمونه و مسؤولان وزارتخانه هاي علوم ، تحقيقات و فناوري و بهداشت و آموزش پزشكي سخن مي گفت، تصريح كرد: براي توسعه علمي بايد سختي ها، موانع، حتي جفاها و بي مهري هاي فراوان را تحمل كرد و بايد باور داشت كه سرانجام آنچه مي ماند، علم و سرمايه علمي است. به گزارش، ايرنا؛ رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي همچنين با اشاره به اينكه حرمت گذاشتن به اهل علم و نهادهاي علمي، گام نخست در توسعه علمي كشور است، تأكيد كرد: برنتافتن سليقه ها و روش هاي متفاوت، ميدان ندادن به شايستگان و اهل علم ونظر در امور جامعه، مدارا نكردن و تحمل نداشتن از مهم ترين موجبات عدم تحقق يا كندي توسعه علمي است. وي با تصريح بر ضرورت فعال شدن بخش هاي غير دولتي و خصوصي براي ايجاد بسترهاي لازم توسعه علمي و كاهش فاصله علمي و فني ايران با جهان، افزود: نظام آموزش رسمي و گسترش كمي و كيفي فرصت هاي آموزشي مهم ترين عوامل توسعه علمي است و هرچه آموزش فراگير تر، كمي تر و همراه با نو آوري باشد، به همان نسبت نيز توسعه پايدارتر وسريع تر خواهد بود.
خاتمي همچنين با تأكيد بر اين كه «در حوزه علوم و فنون، هيچگاه نمي توان به سياست درهاي بسته، انديشيد» اظهار داشت: به هر ميزاني كه ما در داد و ستد علمي جهان سهيم شويم، به همان اندازه نيز درعرصه مناسبات علمي، فرهنگي، اجتماعي اقتصادي و سياسي جهان حضور خواهيم داشت و بي ترديد، به كارگيري فن آوري ها در توليد، منجر به تقويت و گسترش فن آوري و زمينه سازي شكوفايي علمي مي شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |