|
نقدي بر سخنان آيت الله صالحي نجف آبادي
آيا راه اين است؟
|
|
|
مطلبي كه پيش رو داريد نقدي است بر سخنان آيت الله صالحي نجف آبادي كه در مراسم شب قدر حسينيه ارشاد ايراد شده است. ناقد اين نقد را تلاش در زمينه گسترش فرهنگ ديني و پاسخگويي منطقي به شبهات تلقي مي كند. گروه انديشه با هدف طرح آرا و نظرات ديني مختلف در فضايي دور از سياست زدگي و غوغاسالاري دست به درج اين نقد مي گشايد و آمادگي خود را براي ارائه گشودن باب بحثهاي سودمند اعلام مي دارد. گروه انديشه ••• درآمد در شبهاي قدر، جلسات گفت وگوي مذهبي و پرسش و پاسخ در حسينيه ارشاد برقرار بود. محور عمده مباحث يكي از سخنرانان شب سوم، را مي توان در انكار و رد برخي عقايد و باورها خلاصه كرد، كه نمونه اي از آن را ذكر خواهم كرد. در اطلاعيه دعوت جلسات فوق الذكر آمده بود: «با اغتنام فرصت و بهره گيري از فرصت شبهاي قدر و براساس احساس نياز فوري به بررسي علل و موجبات نقصان تمايل جوانان و روشنفكران جامعه در بازگشت به وادي تفكر و انديشه هاي ديني... اكنون به منظور رفع شبهات و پاسخگويي به ناباوريهاي ديني كه بر جوانان عارض گشته است...» سؤال اينجا است كه آيا دعوت جوانان براساس انديشه و ايده فوق و احساس ضرورت فوري و آنگاه قرار دادن آنها در مقابل مباحثي كه با مباني سست باورها را زير سؤال ببرند، كمك به بحرانهاي فكري نسل جوان ما است؟ يادآور مي شود يكي از محورهاي عمده تشكيك در مباحث جاري امروزه ما، موضوع حديث است. به اختصار بايد گفت كه: اولاً ارجاع قرآن كريم به فرمايشات پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله از قطعياتي است كه آيات فراوان بر آن دلالت دارد. بارها در قرآن كريم دستور «اطيعوا الرسول» در كنار «اطيعوا الله» آمده و در آيه ۷ سوره حشر فرموده: «هرچه پيامبر بر شما عرضه كرد بگيريد (عمل كنيد) و از هرچه نهي نمود، دست بكشيد و از خداوند بترسيد كه او سخت عقاب كننده است.» و نيز در آيه ۸۰از سوره نساء فرموده: «هركس از پيامبر تبعيت كند، محققاً از خداوند تبعيت نموده است.» ثانياً مراجعه و پيروي از فرمايشات ائمه معصومين عليهم السلام نيز به دلايل قرآني از جمله آيه ولايت (سوره مائده/آيه۵۵) و حديث متواتر ثقلين، در امتداد پيروي از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله قرار دارد. ثالثاً براساس دو بند اخير، حديث، يك منبع قطعي و غيرقابل جايگزين (دقت فرماييد) در دريافتهاي ديني است. البته حديث و تاريخ حديث در ذات خود پيچيدگيهايي دارد (كه بسياري اوقات در مورد آن اغراق مي شود)، اما خداوند متعال با حكمت نافذش آن را يكي از دو منبع جاودانه هدايت قرار داده است كه به تعبير پيامبر رحمت صلي الله عليه و آله در حديث ثقلين، هدايت تا ابد در گرو تمسك توأم به آنها است. نمي توان زماني كه خداوند امر به التزام توأم نسبت به دو حجت نموده است به بهانه اينكه دسترسي به يكي از اين دو، مشكلات و يا زحماتي دارد، آن را وانهاد. تاريخ حديث شيعه بي گمان قوي ترين فرآيند نقل در تاريخ بشر است كه بسيار مورد بي مهري قرار مي گيرد، اما حتي اگر از اين قوت هم بگذريم، ما به امر الهي موظف هستيم، با روشهاي علمي و كاوشگري، به سراغ ميراث حديثي رفته، به استخراج حقايق از آن همت گماريم و تضعيف حديث هيچ توجيه ديني ندارد. چهارمين نكته اين كه مراجعه به حديث در باب احكام فقهي از مواردي است كه مورد التزام همه فرق اسلامي و حتي مدعيان كفايت قرآن قرار گرفته است زيرا نياز به تبيين و تفصيل جزئيات احكام و عدم امكان عمل نمودن به كلياتي كه قرآن كريم در آيات الاحكام مطرح نموده است (در اكثر موارد) امري بديهي و مورد اتفاق مي باشد. قرآن كريم مكرراً امر به «صلوة» نموده، اما فروع متعدد از حيث زمان، مكان، مقدمات ، مقارنات و... را به پيروي مسلمانان از سنت نبوي واگذارده است. و اما نمونه اي از مباحث جلسه يادشده: آقاي نعمت الله صالحي نجف آبادي در اين جلسه بياناتي در تضعيف احاديث ايراد نمودند سپس اشاره نمودند كه فتواهاي زيادي براساس رواياتي غلط صادر شده است كه مخالف قرآن كريم است. (و طبيعتاً شنونده نتيجه مي گرفت كه روايات جعلي و ناصحيح آنقدر زياد است كه فقهاي زيادي در طول تاريخ تشيع براساس برخي از اين روايات، متفقاً فتواهاي خلاف قرآن داده اند و متوجه اين مخالفت نشده اند.) ايشان آنگاه به ذكر نمونه اي به اين شرح پرداخت كه: اگر چهار بانوي پرهيزگار براساس احساس وظيفه و براي جلوگيري از رواج فحشا در جامعه و... در نزد قاضي شهادت دهند كه تجاوزي به عنف صورت گرفته است، اين آقايان (يعني فقهاي شيعه در طول قرنها) مي گويند شهادت اين چهار زن پذيرفته نيست و هر كدام بايد هشتاد ضربه شلاق به عنوان حد قذف بخورند. (يعني به دليل ايراد اتهام فحشا كه از عهده اثبات آن برنيامده اند مجازات مي شوند) و اين فتوا براساس روايات و مخالف قرآن كريم است. بنده كه سخت منتظر و علاقه مند بودم دليل قرآني ايشان رابشنوم، ناگهان ديدم دليل قرآني ارائه شده توسط ايشان اين آيه كريمه بود كه «ان الله يامر بالعدل» خداوند امر به عدالت ورزي نموده و افزودند: بديهي است كه چنين فتوايي خلاف عدل است! زيرا عدالت معناي روشني دارد. اكنون نقد اين سخن: خداوند متعال در آيه۴ سوره نور مي فرمايد: «كساني كه زنان پاكدامن را متهم به فحشا كنند، سپس براي اتهام خود چهار شاهد نياورند، هشتاد ضربه شلاق بزنيد و هرگز از آنان شهادتي نپذيريد و ايشان فاسقند.» براساس تصريح اين آيه، مثلاً اگر سه نفر افراد عادل و محترم براساس غيرت ورزي و احساس مسؤوليت و براي جلوگيري از رواج فحشا و... (و سلسله اي از انگيزه هاي ارزشمندي كه سخنران محترم در توصيف مثال مورد استناد خود گفتند) نزد قاضي بيايند و شهادت به انجام عمل منافي عفت بدهند، هر سه نفر هشتاد ضربه شلاق مي خورند و از آن پس نيز شهادتشان پذيرفته نمي شود و يا حتي اگر چهار نفر عادل بيايند و شهادت دهند اما جزييات شهادتهاي آنان تطبيق نكند، مثلاً از نظر زمان و مكان و... اختلاف داشته باشد نيز حكم همان است و... حال از سخنران محترم مي پرسم: آيا با عدالتي كه در نظر شما مصاديقش اين قدر روشن بود نمي توان گفت كه اين حكم قرآني هم ـ العياذبالله ـ خلاف عدل است و تيغ برنده استدلال شما! نه تنها روايات مورد استناد قاطبه فقهاي شيعه ، بلكه آيه قرآن كريم را نيز مي زند؟ پاسخ آن است كه حكم يادشده قرآن كريم نه تنها ناقض عدالت نيست، بلكه نكات بسيار ظريف و دقيقي در خود دارد. شارع مقدس ضمن نهي بسيار شديد از فحشا، نخواسته كه در جامعه باب اتهام ورزي و حرمت شكني و پرده دري واشاعه فحشا گشوده شود و اين از زيباترين و ظريف ترين نقاط فقه اسلامي و قرآني است كه متأسفانه سخنران محترم با وجود اعتقاد راسخ به تخصص فقهي خويش و دارا بودن فتاواهاي منحصر به فرد فراوان، از آن به شدت غفلت ورزيده اند. و اما چاره كار شهود مسؤوليت شناس و متعهد به سلامت جامعه و... آن است كه با توجه به اهميت و ظرافت كار قضاوت قبل از اقدام به شهادت دادن، جوانب امور را بسنجند و اگر مراتب امر كامل بود و شاهداني واجد شرايط وجود داشتند اقدام به اداي شهات نموده و در غير اين صورت از اين كار صرف نظر نمايند. البته قاضي آگاه نيز شهود غيرواجد شرايط را از عواقب شهادت خود آگاه خواهد كرد تا بي دليل دچار دردسر و مجازات نشوند. نكته مهم اين است كه ايراد سخنران يادشده در واقع اگر صحيح مي بود به قرآن متوجه مي شد و نه به روايات و ربطي به تفصيل خاص كه در مثال ايشان آمد، ندارد. اما ايشان اين بيان را دليل محكمي در رد و محكوم كردن بسياري از روايات (و فقها) قرار مي داد. خداوند متعال در قرآن كريم، براي شهادت نسبت به عمل منافي عفت شرايطي تعيين كرده است و براي شهادت دادني كه اين شرايط درش جمع نباشد مجازات تعيين فرموده است و نيت صادقانه شاهداني كه بدون دارا بودن شرايط اقدام به شهادت كنند، تأثيري در رفع مجازات ندارد. (لذا اينكه سخنران يادشده در مثال خود، انگيزه هاي خيرخواهانه شهود فرضي را با آب و تاب بيان مي كرد، تغييري در مسأله ايجاد نمي كند) و با توجه به توضيحاتي كه گذشت، اين حكم از ظرافتهاي احكام اسلامي است كه باعث مي شود مبارزه با فحشا، از سويي باعث اشاعه تهمتها و ترويج پرده دريها و حريم شكنيها نشود. پس به حكم قرآن كريم شهادت مذكور شرايطي و نقض آن مجازات دارد. حال آنچه در روايات و فتواي فقها آمده در واقع چارچوب اخير را تغييري نداده، يعني اينكه اگر شرايط مقرر توسط شاهدان (صادق) رعايت نشود، شهادت دهندگان مجازات مي شوند، اصلاً ابداع روايي نبوده بلكه طرح قرآني است و آنچه در روايات (و به تبع آن فتواي فقها آمده) تفصيل شرايط شهود است نه وضع مجازات يادشده، لذا اگر مجازات مذكور غير عادلانه مي بود، كه نيست، اين اشكال به قرآن كريم متوجه مي شد. كاري كه روايات انجام داده اند تقييد حكم آيه يادشده است به اين نحو كه چهار شاهد ذكرشده در آيه الزاماً بايد همگي مرد و يا عده اي مرد و زن بوده و نبايد همه آنها منحصراً از بانوان باشند. پيشتر گفتيم كه تبيين احكام قرآني توسط سنت، امري قطعي و مورد اتفاق بوده و اساساً گريزي از آن نيست. (چرا كه تفاصيل و جزييات اكثر احكام، در قرآن كريم نيامده و تبعيت از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله دستور الهي است.) و تقييد يكي از مصاديق تبيين است، مانند آنكه نماز در قرآن كريم اين اندازه موردتأكيد قرار گرفته و استثنايي براي آن ذكر نشده است اما همه مسلمانان براساس اوامر رسول اكرم صلي الله عليه و آله به اين آيات قيد زده بانوان را در دوران عادت ماهانه از دستور به نماز مستثني نموده بلكه نماز خواندن آنان در اين شرايط را حرام مي دانند. اين نمونه اي است از مباحث سخنران يادشده كه متأسفانه يك استثنا در مطالب ايشان و نيز شايد مخربترين مطلب، در عقايد مستمعين جوان جلسه نبود. سؤال اين است كه آيا جوانان مشتاق به سخني نو، با شنيدن چنين شبهاتي كه ناگاه يكي از اركان شناخت ديني را در ذهن آنان فرومي ريزد، چگونه و كجا نقد صحيحي خواهند شنيد؟ و در پايان از دلسوزاني كه در انديشه كمك به فكر ديني جوانان دلزده هستند مي پرسم: آيا راه اين است؟
|