|
|
تحقيقات پليسي براي فاش كردن علت و انگيزه اصلي جنايت آغاز شده است
|
گروه حوادث: باران شديدي در حال باريدن بود. مرد خودرو را در مقابل در ورودي خانه ويلايي متوقف كرد. زن دست داخل كيف برد. سردي كارد را زير پوست انگشتانش حس كرد. مرد اطراف را از نظر گذراند. هيچكس در آن حوالي نبود. تنها صداي برخورد دانه هاي باران باكف خيابان و زمزمه هاي مرد شنيده مي شد . زن كه چهره اش را زير كارتن بزرگي پنهان كرده بود وقتي خودرو داخل خانه ويلايي شد. با صداي خش دار مرد، از مخفيگاه كارتني بيرون آمد، دستانش مي لرزيد اما بايد مي رفت.مرد كه چند سالي مسن تر از زن به نظر مي رسيد. چند قدم به طرف اتاق پذيرايي برداشت، زن از سرعت قدم هايش كاست. لحظاتي بعد فرياد جگرخراش مرد صاحبخانه با صداي باران بر سقف شيرواني خانه ويلايي درهم آميخت.
ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه صبح روز پنجشنبه ۲۳ آبان ماه يك زن جوان با صدايي بغض آلود با پليس ۱۱۰ شهرستان نوشهر تماس گرفته و آنان را در جريان قتل شوهرش قرار مي دهد.
مأموران آگاهي نوشهر كه با هماهنگي مركز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ در جريان ماجرا قرار گرفته اند تحت نظر سرهنگ «پرويز پيرفلك» فرمانده انتظامي شهرستان نوشهر در قالب اكيپي خود را به محل وقوع جنايت مي رسانند.
آنان وقتي وارد اتاق پذيرايي خانه ويلايي مي شوند، پيكر بي جان و خون آلود مرد صاحبخانه را روبرويشان مي بينند كه براثر اصابت ضربات متعدد كارد به قتل رسيده است.
دقايقي بعد پس از حضور قاضي كشيك دادگستري نوشهر، تجسس ها درباره آثار و نشانه هاي باقي مانده در محل حادثه آغاز مي شود.
در جريان تحقيقات پليس مشخص مي شود مبلغي پول نقد، تراول چك، طلا و جواهرات موجود در خانه ويلايي توسط عامل يا عاملان جنايت به سرقت رفته است. همچنين از آنجايي كه بيشتر ضربه هاي وارده به قرباني جنايت از سينه و گلو بوده است، مأموران احتمال مي دهند مقتول با عاملان جنايت آشنا بوده و غافلگير شده است.
از طرف ديگر چون هيچ نشانه اي از ورود به عنف درخانه ويلايي ديده نشده كارآگاهان در مي يابند كه عامل يا عاملان جنايت با مقتول آشنايي داشته و به دعوت او واردخانه ويلايي شده اند.
مأموران پليس در تجسس هاي خود در ويلا شعارهايي را كه بازغال روي ديوار حياط خانه ويلايي نوشته شده مشاهده مي كنند. در اين ديوارنوشته ها، عاملان جنايت با عنوان كردن اينكه چرا صاحب اين خانه پول دارد و مانداريم. مي كوشند سرقت مرگبار را عامل قرباني شدن صاحبخانه قلمداد كنند. همچنين پليس نوشته ديگري خطاب به همسر قرباني پيدا مي كند با اين مضمون شوهرت زندگي من را سوزاند و باعث شد زنم از من جدا شود.
از آنجايي كه همسر مقتول نخستين كسي بوده كه پس از وقوع جنايت واردخانه ويلايي شده، كارآگاهان وي را تحت بازجويي قرار مي دهند.
اين زن در حالي كه به شدت اندوهگين بوده و مي گريسته، مي گويد: هر روز از نخستين ساعات صبح براي تدريس به مدرسه مي رفتم و قبل از ظهر به خانه باز مي گشتم. شوهرم ـ محمد ـ از مغازه داران معروف وسائل الكتريكي در سطح مازندران بود. روز حادثه وقتي از محل كارم به خانه بازگشتم، در ويلا بازبود. تعجب كردم. واردخانه شدم. از به هم ريختگي اتاق پذيرايي احساس كردم بايد حادثه ناگوار رخ داده باشد، وارد اتاق پذيرايي شدم و با جسد خون آلود شوهرم روبرو شدم كه روي زمين افتاده بود.
بدين ترتيب پليس تحقيقات خود را روي آشنايان و ساكنان منطقه متمركز مي كند و در مي يابد از مدت ها قبل يك زن جوان ناشناس در غياب زن صاحبخانه به خانه ويلايي رفت و آمد مي كرده است.
باتوجه به نشاني هايي كه از اين زن در اختيار پليس قرار گرفته، آنان در بررسي هاي خود پي مي برند كه زن ۳۵ ساله اي به نام «زينب» از سالها پيش با خانواده قرباني رفت و آمد خانوادگي داشته است. هشت ساعت پس از آغاز عمليات تجسس، كارآگاهان اين زن را بازداشت مي كنند.اين زن در جريان بازجويي هاي پليسي ابتدا منكر هرگونه اطلاعي از ماجراي قتل فروشنده لوازم الكتريكي مي شود ولي وقتي پي مي برد برخلاف ادعايش مبني بر اينكه از سالها پيش رابطه خانوادگي را با خانواده قرباني قطع كرده است، پليس فهميده كه روز جنايت وي دوبار با تلفن مغازه مقتول تماس گرفته است، لب به اعتراف مي گشايد.
وي درباره چگونگي و انگيزه ارتكاب به جنايت ادعا كرد: ۵ سال قبل با «محمد» آشنا شدم از ماجراي ارتباط پنهاني ماكسي مطلع نبود. از مدتي قبل احساس كردم پسرم به بيرون رفتن هاي گاه و بي گاه من مشكوك شده است، بنابراين از «محمد» خواستم تا به اين آشنايي خاتمه بدهيم. او وقتي با اين درخواست از طرف من روبرو شد، عصباني شده و تهديد كرد در صورتي كه به رابطه ام با او پايان دهم، مرا مي كشد. از اين نوع برخورد او خيلي ناراحت شدم. تصميم گرفتم براي اينكه راز ارتباط پنهاني ما فاش نشود و از طرف او آسيبي به من نرسد، او را از سر راه بردارم.
وي افزود: صبح روز حادثه او به من زنگ زد و خواست تا به خانه اش بروم. باران تندي مي باريد و خيابانها خلوت بود، كاردي را كه او در سفر زنجان برايم سوغات خريده بود برداشته و داخل كيفم پنهان كردم. سپس به مغازه اش رفتم، او من را سوار خودرويش كرد و با كشيدن كارتني روي صورتم من را به خانه اش برد، وقتي او به طرف اتاق پذيرايي حركت كرد به او حمله كردم و با كارد به گردنش زدم. قبل از آنكه او بتواند عكس العملي نشان دهد، با سنگ هايي كه در جيبم بود چند ضربه به سرش وارد آوردم و او بي هوش روي زمين افتاد.
|
|
ادعاي اين زن با وجود سرقت از خانه مقتول در پرده ابهام است ـ متهم در اداره آگاهي
|
چون كينه شديدي از او به دل گرفته بودم، با كارد چندين ضربه به نقاط مختلف بدنش وارد آوردم. وقتي مطمئن شدم كه ديگر نفس نمي كشد. براي صحنه سازي مقداري از وسايل خانه ويلايي را كف اتاق ها ريخته و پولهاي نقد و تراول چك و طلا و جواهرات موجود در خانه را به پشت بام ويلا برده و پنهان كردم تا موضوع سرقت تلقي شود. سرانجام لباس هاي «محمد» را پوشيدم و هنگام خارج شدن با زغال مطالبي را روي ديوار نوشتم. سعي كردم خودرو او را هم آتش بزنم ولي زود خاموش شد. به گزارش خبرنگار ما باتوجه به اين ادعاها، به دستور قاضي «سياري» رئيس شعبه يكم دادگستري نوشهر اين متهم با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شده است. تا تحقيقات تكميلي پليس در باره ادعاهاي مطرح شده از سوي اين زن انجام شود تا مشخص شود كه انگيزه اصلي سرقت نبوده است. اتقايي ـ رئيس دادگستري نوشهر نيز در اين باره مي گويد: متهم به قتل ادعا كرده است كه به تنهايي دست به اين جنايت زده است ولي براي روشن شدن حقيقت ماجرا مأموران بررسي هاي گسترده اي را آغاز كرده اند. قرار است رسيدگي به اين پرونده طي ماه آينده و به صورت علني در شعبه يكم دادگستري اين شهرستان انجام شود.