حدود سه هفته پيش خبري غيرمنتظره براي رسانه ها فاكس شد.
مضمون خبر، كه البته به صراحت در متن آن قيد نشده بود
تغييرمديرعامل ايران خودرو بود.
تغيير مديريت ايران خودرو كه حدود ۶۴درصد توليد
خودروي كشور را در انحصار دارد، كارچندان ساده اي نبود
چرا كه ديدگاه حاكم براين صنعت كه توانسته بود
بخشي از نظام را نيز باخود همراه سازد، «انحصار بازار داخلي»
و مقاومت در برابر«رقابت» بود. ديدگاه توجيه گرايانه وغير اقتصادي
كه معتقد بود «با پول افغاني
نمي توان خودروي سوئيسي سوار شد.»
امااسحاق جهانگيري وزير كابينه دوم خاتمي اعتقاد ديگري دارد.
او معتقد به افزايش توليد خودرو با محوريت صادرات است
كه اين ديدگاه كاهش قيمت تمام شده
و بالا بردن كيفيت آن را مي طلبد
ديدگاهي كه تضاد عميقي با ديدگاه قبلي دارد.
•••
\ اولين سؤال به سياست هاي بخش خودرو و تغيير و تحولاتي كه اخيراً در يكي از بزرگترين واحدهاي صنعتي كشور، ايران خودرو رخ داد، برمي گردد. شما زمان اخذ رأي اعتماد از مجلس در مرداد ۸۰ نكته اي مطرح كرديد. بدين مضمون كه تلاش ما براين است عزل و نصب مديران براساس شايسته سالاري باشد آيا اين تغيير و تحول هم براساس پيش فرض اعمال شايسته سالاري صورت گرفته است؟
*در مورد تغييرات براساس شايسته سالاري بايد بگويم اين اصلي است كه ما آن را در وزارت صنايع و معادن پذيرفته ايم. پيش از اين هم در پاسخ يك خبرنگار گفتم و به شما هم مي گويم بحث شايسته سالاري اينطور نيست كه يك چارچوب قانونمندي برايش تهيه شده باشد و مثلاً گفته باشد اين بند آن رعايت شده آن بند رعايت نشده است. عمدتاً در انتخاب و جايگزيني مديران هيچ ملاكي جز توانمندي مدير براي اداره مجموعه اي كه قرار است مديريت آن را برعهده بگيرد مورد نظر نيست. نه ملاكهاي سياسي است به معناي جدي (كه حتماً اگر از جهات ديگر ضعيف است از نظر سياسي وابستگي داشته باشد)، نه ملاك دوستي و شخصي ( كه اگر از جهات ديگر ضعيف است چون وابستگي دارد بايد انتخاب شود) آنچه كه براي ما اصل محسوب مي شود اين است كه در بنگاه هاي اقتصادي (كه خصوصاً در اختيار دولت است) مديراني منصوب شوند كه توانايي اداره آن مجموعه را داشته باشند. لازمه آن هم اين است كه وقتي قرار است مديري منصوب شود بايد حتماً عملكردش در جاهاي ديگر نشان دهد كه كارنامه خوبي دارد. به علاوه همه تغييرات هم به اين معنا نيست كه مديرقبلي وقتي تغيير پيدا مي كند و مدير جديد مي آيد حتماً فرد قبلي مدير ضعيفي بوده و فرد جديدي كه مي آيد حتماً در ابتداي كار از آن قويتر است. قاعدتاً گردش مديريت يك اصل علمي است، گردش شغلي يك اصل علمي است، خصوصاً در مديران بنگاهها، چون بعد از يك دوره اي ممكن است مشكلاتي كه در بنگاه وجود دارد ديگر حالت طبيعي و عادي براي مدير تلقي شود. فرض كنيد شما به يك مدير مي گوييد چرا اين مشكل حل نمي شود.
|
|
|
مي بينيد كه دوسه سال با آن درگير بوده و حل نشده و ديگر از حالت مشكل براي او به يك موضوع عادي درآمده كه قابل حل نيست. يا دامنه ايجاد خلاقيت و ابتكار معمولاً براي او محدود است. يعني آنچه كه در ذهن خودش و تيم خودش بوده، عمل كرده است و فكر مي كند ديگر خيلي نمي شود ابتكار جديدي انجام داد. جابه جايي هم گاهي اوقات با اين انگيزه صورت مي گيرد كه ما بتوانيم فكر و ايده و خلاقيت جديدي وارد سيستم مديريت آن مجموعه بكنيم كه نسبت به مشكلات حساسيت پيدا كنند و بتوانند راهكارهاي جديدي براي مشكلات پيدا كنند.
\ آيا در اين واحد صنعتي هم مشكلاتي وجود داشت كه مي توانست حل شود اما براي مدير وقت، غيرقابل حل يا عادي جلوه مي كرد؟
* در هر واحدي اين هست. البته در واحد خودروسازي بيشتر است. رسانه ها به اندازه كافي در اين مدت گفته اند كه پيكان اينطور است كيفيت آن اينچنين است قيمت آن اينطور است. يعني مشكلاتي كه در بخش خودروسازي گفته مي شد، حداقل به دليل ارتباط آن با زندگي مردم بيشتر از بقيه جاها مشخص بود، در رسانه ها هم منعكس مي شد و تصور من هم اين است كه ما حتماً بايد در زمينه خودر و كارهاي جدي تري انجام دهيم. يعني در مورد برخي از مشكلاتي كه گفته مي شود اينطور نيست كه اگر ما از صنعتي دفاع مي كنيم معناي آن اين است كه مشكلات وجود ندارد. نه ما در مورد بخشي از اين مشكلات هم عقيده هستيم اما گاهي مشكل طرح مي شود تا اصلاح شود گاهي مشكل مطرح مي شود تا كار متوقف شود. ما فكر مي كنيم با طرح مشكلات بايد به سمت رفع مشكلات رفت در مجموعه خودرو كشور مشكلات جدي وجود دارد.
\ و البته وجود داشت.
* بله وجود داشت و الآن هم وجود دارد. الآن يكي از مأموريت هاي مدير جديد ما حتماً اين خواهدبود كه به كيفيت خودروي خودبپردازد. بايد توليد پيكان متوقف شود در يك دوره زماني خاصي توليد شود. بايد به سوخت خودروها به صورت ويژه توجه شود، به قيمت تمام شده خودرو توجه شود. به هر حال مدير نبايد اين تصور را كند كه همين است مي خواهيد، بخواهيد نمي خواهيد هم همين است. وقتي مدير اين طور مي گويد، يعني خودش از نظر كلي به نقطه بن بست رسيده است، كه با مشتري اش اينگونه حرف مي زند.
به هر حال تصور من اين است، ان شاءالله به اين سمت برويم كه مديران خودروساز ما با يك برنامه زمانبندي شده اي بتوانند بخش زيادي از انتظاراتي را كه امروزه مردم از صنعت خودرو دارند، برآورده كنند.
\ عليرغم آنكه گفته مي شد برسر توقف توليد پيكان توافق شده است، اما آمارها نشان مي داد كه توليد پيكان افزايش يافته و مي يابد.
*من با آقاي غروي صحبت كردم ايشان به من قول داد كه توليد پيكان در سال ۸۳ متوقف شود.
\ سال ۸۲ يا ۸۳؟
* من ابتدا به ايشان گفتم سال .۸۲ ايشان بعد از يك مدت براي من يك پيشنهاد آورد و گفت: ۸۳ . من گفتم الآن در اين دوره يك سال اضافه كردي. من مي خواهم در دوره دولت آقاي خاتمي تكليف پيكان روشن شود. البته دستوري عمل كردن كار ساده اي نيست. كالايي كه در بازار هست و براي آن تقاضايي وجود دارد به راحتي نمي توان گفت كه بايد در موردش اين اتفاق بيفتد اما واقعيت اين است كه خودرويي مثل پيكان كه تكنولوژي آن مربوط به چهل پنجاه سال قبل است شايد الآن مصلحت كلان اقتصاد كشور و مردم نباشد كه توليد شود. با يك تصميم لحظه اي هم نمي توان آن را متوقف كرد. چون خودرويي است كه در محدوده قيمتي ۶ميليون تومان است و از خودروهاي ارزان كشور. وقتي آن را حذف كنيم، معناي آن اين است كه مي خواهيم براي بخش وسيعي از متقاضيان آن كه در سطح درآمدهاي پايين و متوسط هستند، فكري كنيم. ممكن است برخي از آنها نتوانند سراغ خودروهايي بروند كه الآن در رده قيمت هاي بالاتر قرار مي گيرند. اين متقاضيان يا از بازار حذف مي شوند يا مجبور هستند به سمت خودروهاي فرسوده اي بروند كه امروز در بازار هستند تا بتوانند آنها را بخرند پس ما بايد همزمان با اينكه مي خواهيم پيكان را حذف كنيم براي توليد خودرويي با همين تيراژ در حد قيمت ۶ميليون تومان فكري كرده باشيم. اين يك تصميم استراتژيك در وزارت صنايع و معادن است و بايد برهمين اساس پيش برويم من اميدوار هستم در همان سال ۸۳ بتوانيم اين كار را در مورد پيكان انجام دهيم.
\ يعني جايگزيني پيكان با يك خودروي جديد؟
* بله.
\ آن خودروي جديد چه مي تواند باشد؟
* به هر حال چند سناريو داريم كه همزمان روي آنها كار مي كنيم يكي اينكه يك خودرو جديدي بياوريم كه در اين اشل بتواند از نظر توليد دربيايد و خودروي خانوادگي باشد و پنج شش نفري با آن جابه جا شوند. از نظر قدرت موتور و قيمت و… ديگراينكه روي برخي خودروهاي موجود كار كنيم و قيمت هاي آنها را به اين حد برسانيم. اين هم شدني است و خيلي دور از ذهن نيست. اگر بتوانيم تيراژ آن را به سرعت بالا ببريم و ساخت داخل آن را افزايش دهيم. در مورد برخي از خودروهاي موجود (كه الآن يك مرحله بالاتر از قيمت خودرو پيكان هستند) اين اقدام ممكن است.
\ خودروي موردنظر الزاماً نبايد از ايران خودرو باشد؟
* مي تواند نباشد. در خود ايران خودرو روي اين طرح دارد كار مي شود اما مي تواند خارج از ايران خودرو هم باشد. براي ما اين مهم است كه خودرويي در بازار باشد كه بتواند نياز مردم را تأمين كند.
\ در ادامه به بحثي كه اواخر سال گذشته در مورد كاهش ده درصدي قيمت خودروها پيش آمد اشاره مي كنيم شما به عنوان وزير صنايع اعلام كرديد قيمت خودرو بايد ده درصد كاهش پيدا كند و برخي مديران واحدها در همان زمان پاسخ دادند اين اقدام فعلاً عملي نيست. البته قيمتهاي بازار در همان مقطع زماني هم نشان داد اين كاهش ۱۰درصدي محقق نشده است. آيا اصلاً به آن شيوه نمي شد قيمت را پايين آورد يا مقاومت هايي در برابر اين تغيير قيمت وجود داشت؟
|
|
|
*من دو سه بار اين را توضيح داده ام. من آن روز گفتم دولت يك تصميمي گرفت و به مجلس داد. اين تصميم كه خودروسازان يك پولي را پرداخت مي كردند و از هر خودرو ده درصد از جمع اينها (كه بيش از دويست ميليارد تومان بود) درآمد به دولت پرداخت مي شد. دولت حاضر نشد درآمد آن كم شود. گفت من از صنعت خودرو همين دويست و اندي ميليارد تومان را كه پرداخت كرده ايد با چنددرصد اضافه تر در بودجه سال ۸۱ مي خواهم. بحث ما در وزارت صنايع و معادن اين بود كه اگر قرار است صنعت خودرو اين پول را به دولت پرداخت كند اين پول بايد هدفمند باشد و ما با اين پول بتوانيم در سياست هاي خوددر صنعت خودرو اثر بگذاريم. معناي كاهش ده درصدي قيمت اين بود كه فرض كنيد خودرويي به طور كامل از خارج آمد و هيچ نقشي در توليد و صنعت و اشتغال داخل نداشت و بايد ده درصد را پرداخت مي كرد آن وقت خودروي ديگري كه زحمت كشيده بود ساخت داخل خودرا افزايش داده بود، آن هم بايد ده درصد پرداخت مي كرد. ما به دولت اين اطمينان را داده بوديم كه اين پول را پرداخت مي كنيم اما از محل سود بازرگاني. سود بازرگاني هم به اين معنا كه از محل خودروهايي پرداخت مي كنيم كه ساخت داخل كمتري دارند و واردات بيشتري دارند. اين تصميم گيري شد و ما براساس اين تصميم گيري روي خودروهايمان سياستگذاري كرديم و قرار شد براي خودرو فولCKD شصت درصد سود بازرگاني بگذاريم تا در مورد خودروهايي كه پنجاه درصد ساخت داخل هستند به ده درصد برسيم. هر خودرويي ساخت داخل آن مشخص شد و اجرا شد و تقريباً هم درآمد دولت تأمين شد. من آنجا گفتم براي برخي از خودروهايي كه ده درصد را حذف كرديم و سود بازرگاني گذاشتيم، بخصوص خودروهايي كه بالاي پنجاه درصد ساخت داخل بود. نتيجه اين يك تفاوت قيمتي در خودرو ايجاد مي كند. مثلاً گفتيم قيمت تمام شده برخي خودروها فلان قدركم شود. پس از محل اين سياست اين خودروها بايد اين مقدار قيمت تمام شده شان را كاهش دهند. اين به اين معنا نبود كه بقيه سياست هاي اقتصادي هيچ تأثيري روي خودرو نمي گذارد بخصوص اينكه قيمت خودرو را در بازار تقريباً عرضه و تقاضا تعيين مي كند.
\ اما بنگاه در اين عرضه و تقاضا و قيمت تأثيرگذار است.
* حتماً تأثيرگذار است ولي به هر حال وقتي خودرو از دست كمپاني بيرون مي رود و در بازار خريد و فروش و معامله مي شود ديگر كسي روي آن نظارت و كنترلي ندارد. اتفاقات اقتصادي مهمي هم در اوايل سال افتاد كه روي بخش خودرو بايد بطور طبيعي تأثير جدي مي گذاشت اما در بالاترين نرخ هاي افزايش ما در بالاترين فصل سال قيمت خودرو نسبت به نرخ تورم از يك فاصله جدي برخوردار شد. نرخ تورم مثلاً حدود ۱۵درصد شد و بطور طبيعي تأثير خود را برهمه كالاهاي صنعتي ما گذاشت الا خودرو. الآن وقتي بررسي مي كنيم در خودرو در برخي قيمت ها نسبت به سال گذشته ۲يا ۳ درصد بيشتر افزايش نداريم. يعني اينطور نيست كه يك افزايش ۱۵درصدي درحدنرخ تورم داشته باشيم. لذا به اعتقادمن بخشي از اين، نتيجه آن سياست ده درصد بود.
البته به دليل استنباطي كه از آن دستورمي شد، خودروسازان به آن تعهداتي كه پيش فروش كرده بودند براساس همان عدد كاهشي كه به آنها اعلام شده بود تا آخر هم فروختند.
ولي وقتي فاصله زيادشد داشت يك تفاوتي به وجودمي آمد كه عده اي فشار بياورند خودرو بگيرند، بطورطبيعي ما تلاش مي كنيم فاصله ها را به سرعت ازبين ببريم كه رانتي به وجودنيايد و هركس امكان دسترسي دارد خودرويي بگيرد و با فروش آن در بازار مثلاً يك ميليون تومان به دست آورد. ما معمولاً سعي مي كنيم اين رانت ها را ازبين ببريم در فولاد هم همين كار را كرديم.
\ يعني اگر سياست هاي طبيعي خودبه خود اعمال مي شد، قيمت بالاترمي رفت؟
* بله، قطعاً بالاتربود. اين از نظر اقتصادي قابل تحليل است يعني در سالي كه نرخ تورم ۱۵درصد است، چطور افزايش قيمت كالايي كه تقاضا هم براي آن وجوددارد، فقط سه چهاردرصد بوده است؟
\ فكرنمي كنيد سياست هاي ديگري موجب شد كه عملاً ده درصد كاهش ماليات بر خودرو نتوانست نتيجه دهد؟
* خوب اين مسائل اقتصادي كشوراست.
\ به جز مسائل كلي اقتصاد، عوامل ديگري دخيل نبود؟
* نه. برخي تصورشان اين بود كه شايد مديران يا مديري نخواستند اين طرح را اجرا كنند. من اين را قبول ندارم. چون معتقدنيستم كه مديران خودروسازي مي خواستند با سرمايه گذاران صنايع و معادن يا با مردم لج كنند و مي توانستند قيمت شان را پايين بياورند.
\ مسأله لج كردن نيست، مسأله سودبنگاه است.
* اتفاقاً درخودروسازيها سود خيلي بالا نيست.
\ چطور سودبالانيست؟شاخص قيمت توليدكننده خودرو خيلي بيشتر از كالاهاي صنعتي ديگر است.
* شما چرا وارد يك مقوله هايي مي شويد كه بحث برانگيز باشد؟ به هرحال ايران خودرو و سايپا يك بنگاه هستند. بنگاه حسابرس دارد. آخرسال مي آيد و حساب سود و زيانش را مشخص مي كند و به مجمع عمومي آن اعلام مي كند، خوشبختانه اين بنگاه ها سهامشان در بورس عرضه مي شود و درآنجا مشخص مي شود كه چنددرصد سود داده اند. ما الآن دربخش صنعت و معدن بنگاه هايي كه نسبت سود آنها و نسبت فروش آنها بالاي ده درصد باشد را داريم اما شما در بهترين وضعيت خودروسازي مي بينيد كه فروش آنها پنج درصد، شش درصد و هفت درصد است.
\ پس چرا از اين بنگاه ها حمايت مي شود؟
* كالاهاي آن موردنياز است. نمي توانيم حمايت نكنيم ما از بنگاه هايي هم كه ورشكسته مي شوند، حمايت مي كنيم.
\ خوب خود همين حمايت يك سياست اشتباه نيست كه از بنگاه هايي حمايت شود كه زيانده هستند؟
* ممكن است دريك اقتصاد آزاد ما بگوييم اگر همه پارامترهاي ديگردولت، پارامترهاي اقتصادي، پارامترهاي درستي است كه به جاي خود دارد خوب عمل مي كند، پس نبايد حمايت كنيم. اما اگر در پارامترهايي كه تأثيرگذار بر ميزان سودوزيان بنگاه است، چندين پارامتر داريد كه هيچكدام آنها دراقتصادآزاد عمل نمي كند جز اينكه مي گويد فرض كنيد وقتي يك بنگاهي با مشكل روبروشد چون اين يك پارامتر نشان مي دهد كه منفي است ما بنگاه را رهاكنيم. فرض كنيد وقتي بحث نساجي ها مي شود...
\ اما راه حل هاي ديگري به جز حمايت هم هست. شما مي توانيد از اين بنگاه حمايت كنيد اما سياست هايي اتخاذ شود كه اين بنگاه قيمت تمام شده توليد را پايين آورد و درنتيجه سودبيشتري داشته باشد، رقابتي شود. يك سياست ديگر مي تواند جذب سرمايه گذاري خارجي در توليد خودرو باشد.
* حالا بحث ها را با هم قاطي نكنيم كه بتوانيم از آن نتيجه دلخواه بگيريم. پس يك بحث اين است كه سوددهي اينها بالااست، اين بالانيست. يك بحث اين است كه شما مي گوييد خوب اگر سوددهي اينها بالانيست چرا حمايت مي شود؟ اتفاقاً اينها سودده هستند. مثلاً ما به عنوان دولت وقتي راجع به صنعت نساجي بحث مي كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه بنگاهي كه متعلق به بخش خصوصي است و دولتي هم نيست و بخش خصوصي دارد زيان مي دهد و زيان انباشته دارد و مدت زيادي هم هست مثلاً چندماه است حقوق كارگرش را پرداخت نكرده است. يك نفر از شما درمطبوعات و رسانه هايتان نمي آييد بگوييد كه اين بنگاه را تعطيل كنيد. همه مي گوييد چرا دولت اين بنگاه ها را نگه داشته است. اصلاً وقتي ما روي بنگاه هاي زيانده بحث مي كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه اينطور نبوده كه اين بنگاه يكباره دراثر يك مديريت بد زيانده شده است. نه اينكه مديريت تعيين كننده نيست. مديريت در بنگاهها تعيين كننده بوده است. به اين نتيجه مي رسيم كه يكسري پارامترها بوده كه درطول سالهاي گذشته تصميم گيري شده كه بخشي از آن براي دوران جنگ بوده است. بطورخاص مربوط به دوران جنگ بوده است برخي از شما سياست هاي اقتصادي بوده كه اتخاذشده و منجر به اين شده كه الآن اينطوري دارد خود را در بنگاه ها نشان ميدهد و به همين دليل وقتي ما بحث لايحه نوسازي را مطرح كرديم، رفتيم به اين سمت كه صنعت كشور رقابتي شود و اينكه چه موانع نرم افزاري يا قانوني وجوددارد و باعث شده كه صنعت كشور نتواند تا الآن رقابتي شود تا آن موانع را برطرف كنيم. اگر ما امروز ماشين نساجي مان را برداريم و ماشين مدرن بگذاريم با همين ساختار حتماً اين هم غيراقتصادي خواهدبود.
ما درسال گذشته تحقيقي درواحدهاي صنعتي كه در درون شهرك هاي صنعتي مستقرهستند انجام داديم و به اين جمع بندي رسيديم كه فرض كنيد اگر حدود هفت يا هشت درصد واحدهاي صنعتي تعطيل بودند ميان آنها واحدهايي هم بودند، اينكه درسال۷۷ و ۷۸ هم به بهره برداري رسيده اند اما جزو واحدهاي تعطيل بودند. درباره اينها ديگرنمي شود اين را گفت ماشين آلات آنها فرسوده بوده است. اين پيداست كه يكسري مسائل ديگر وجودداشته است كه اين واحد هم تعطيل شده اند.
به همين دليل ما فكركرديم كه درنوسازي صنايع بايد ببينيم اين عواملي كه باعث شده اينگونه عمل شود چيست. آن عوامل را برطرف كنيم. درصنعت خودرو وقتي از طيف توليدخودرو سوابق گذشته را بررسي مي كنيد، مي بينيد درسال ۵۷ حدود صدهزار خودرو به صورت مونتاژ يا هرچيزي توليدشده است، درسال ۶۲ و ۶۳ اين روند شروع به كاهش مي كند تا سال۶۸ كه به حدود ۱۳هزار خودرو مي رسد. خوب معناي اين آن است كه درسال ۶۸ به نقطه اي مي رسيده كه توليدخودرو كشور بايد كاملاً بسته مي شده است. درحالي كه سال ۵۷ حدود صدوپنجاه هزار تا توليدمي شده. يكسري اتفاقات افتاده است كه اينطورشده. اين اتفاقات چندسال بعد درسال۷۱ تبديل به يك قانوني مي شود و روند صعودي خود را مي گيرد. بخشي از آن موانعي كه تا آن سالها بوده است درآن قانون اصلاح مي شود. اما اين معنايش آن نيست كه آن قانون نتيجه اش اين بوده كه كشور به يك خودروساز جهاني كه محصول آن در رقابت بين المللي دربازار داخلي و خارجي قابل عرضه است، تبديل مي شود. اين يك خط تكاملي داشته به يك نقطه خوبي رسيده است.
مهم اين است كه ما بتوانيم دراين مقطع شناسايي كنيم كه چه كاري بايد انجام دهيم كه بتوانيم خيز بعدي را برداريم و به يك توليدكننده اي تبديل شويم كه بتوانيم محصولمان را دردنيا عرضه كنيم. حداقل دربازار داخلي خودمان با كمپاني هاي ديگر رقابت كنيم.
\ چه قدمي بايد برداشته شود؟
* نياز به يك مجموعه سياست ها دارد. ما آن سياست ها را تدوين كرديم.
بالاخره صنعت خودرو يك صنعتي است كه امروزه درانحصار تعداد معدودي بنگاه دردنياست. ما فعلاً داريم از آنها قطعات مي خريم و دانشي كه مي خريم دراين حد شروع توليداست. هيچكدام آنها تا الآن نيامده اند تا با ما وارد يك توليدمشترك درايران شوند. خودرو در رشته هاي صنعتي جزو رشته هاي پيچيده صنعتي است. يعني اينطور نيست كه در ابتداي بخش صنعت قرارداشته باشد. شايد جزو رشته هايي است كه در اوج تكنولوژي صنعتي قراردارد. ولي ازطرفي صنعتي است كه هركشوري به آن مجهزشد مي تواند اميدوارباشد كه صنعتي شود.
\ يعني ما مي توانيم اميدوارباشيم كه به اين صنعت مجهزشويم؟
* ما بايد تلاش خودمان را بكنيم، هيچگاه نبايد مأيوس شويم.
\ چگونه مي توانيم مجهزشويم، چرا آنها نيامدند با ما توليدمشترك كنند. اصلاً ما خواستيم و آنها نيامدند؟
* به نظر من مي آيند. همين امروز كه ما صحبت مي كنيم قراربوده مديرعامل پژو (سيتروئن) در تهران باشد.
\ براي توليدمشترك؟
* بحث ما اين بوده حالا بايد بيايند و با آنها مذاكره كنيم. معاون مديرعامل رنونيسان يكي دوهفته قبل اينجا آمد و مذاكره كردند.
فيات يك برنامه فرستاده است كه چگونه حاضر هست بيايد و با ما كاركند.
به هرحال فكرمي كنم بعد از اعلام سياست هاي ما كمپاني هاي بزرگ احساس مي كنند ما در اينكه حتماً يك كشور خودروساز شويم و خودرو خود را هم در داخل كشور و هم در بازار بين المللي عرضه كنيم، جدي هستيم.مهمترين مزيتي كه داريم اين است كه يك سابقه اي درصنعت خودرو داريم و يك بازار بزرگي هم داريم كه از اين بازار بايد استفاده كنيم تا صنعتي شويم.
\ همين مسأله بازار وقتي مطرح مي شود به هرحال يكسري پارامترهاي خاص خود را هم مي طلبد. ما نمي توانيم يك بازار انحصاري داشته باشيم؟
* نبايد انحصاري كنيم. اين را قبول ندارم.
\ شما قبول داريد كه نبايد انحصاري باشد، آيا درهمين مدت انحصاري نبوده است؟
* دراين مدت (انحصاري) بوده. البته انحصاري به اين معنا كه فقط خارجي ها را راه نداده ايم بوده است اما نتيجه اش اين شده است كه اتفاقاتي در كشور افتاده است كه الآن وقتي با خارجي حرف مي زني مي توانيد بگوييد ما يك كشوري هستيم كه بالاخره با يك كيفيت پايين تر پانصدهزار خودرو داريم توليدمي كنيم. دوهزار قطعه سازي داريم. نمي گوييم شما بياييد با ما كاركنيد و روي اين پانصدهزار تا يك خط مي كشيم و پاك مي كنيم. آن دوهزار قطعه سازي را هم پاك مي كنيم. نه ما با هركسي كه با ما وارد مذاكره شود حرف مان اين خواهدبود كه بايد كمك كنيد كيفيت قطعه سازيهاي ما خوب شود و قيمت آنها خوب شود، در خودروسازيها ما اين استعداد را داريم و بايد با ما وارد مشاركت شويد نه اينكه بياييم اينها را جمع كنيم.
\ مسأله جمع كردن نيست.
* مي دانم. اما مي خواهم بگويم اگر يك دوره انحصار هم بوده يك دستاوردهايي هم داشته. دستاوردهاي آن براي كشور هم كم نبوده است.
\ زيان هايي نداشته است؟
* زيان هايي هم حتماً داشته است. انحصار زيان مي آورد.