|
بازتاب
|
|
|
|
گزيده نامه ها
|
|
|
|
اصل مطلب
|
|
|
|
|
بازتاب
جوابيه شهرداري منطقه۸
با عنايت به مطلب مندرج در آن روزنامه، مورخ۸۱/۹/۲۳ در خصوص خبر تأسف انگيز مرگ دلخراش كودكي در منطقه نارمك ضمن ابراز تأسف و اظهار همدردي با خانواده آن عزيز از دست رفته، به استحضار مي رساند:شهرداري منطقه۸ در حيطه وظايف خود در خصوص احداث معابر و جويهاي مورد نياز جهت هدايت آبهاي سطحي در سطح منطقه همت گماشته است و در تمامي نقاطي كه طبق نظر كارشناسانه نياز به بكارگيري مانع و يا پل بوده، موانع و پلها نصب گرديده وتدابير لازم در اين زمينه اتخاذ شده است. بديهي است به هنگام شروع بارندگيهاي فصلي و يخ زدگي معابر و مواردي از اين قبيل، شهروندان محترم بايد از محلي كه جهت عبور عابرين پياده درنظر گرفته شده عبور كنند و دركنار آن بايد با رعايت احتياط و اصول ايمني از بروز حوادث غيرمترقبه پيشگيري كرد لذا خواهشمند است جوابيه صدرالذكر جهت اطلاع شهروندان وفق قانون مطبوعات در آن جريده محترم چاپ گردد. روابط عمومي شهرداري منطقه۸ «ايران»: روابط عمومي شهرداري عزيز منطقه۸! حتماً به اين چند نكته توجه بفرماييد، مبادا يادتان برود. در خبر ما اصلاً نامي از شهرداري برده نشده بنابراين اگر جوابيه شما را چاپ مي كنيم، خلاف قانون مطبوعات است اما حالا كه اينقدر مرام داريد كه بدون انتقاد ما از شما، خودتان تقصير آن حادثه را به گردن مي گيريد و كار مارا راحت مي كنيد، ما هم جوابيه تان را چاپ مي كنيم. در ضمن اگر حكما مي گويند خوب سؤال كردن نصف علم است، بخاطر اين است كه حكماي قبلي ثابت كرده اند خوب جواب دادن هم نصف ديگر علم است. پس جوابيه خود را يك بار ديگر بخوانيد تا بدانيد كه: ۱ـ اتفاقاً يكي از عوامل بالا زدن آب از جويها در هنگام بارندگي وجود موانع و پلهاي متعدد و بي حساب و كتاب است كه با انداختن چند بلوك سيماني يا ورقه ضخيم آهني يا شبكه هاي پروفيل روي جويها نصب مي شود و هنگام بارندگي آبروريزي مي كند. ۲ـ البته كه عابران بايد از پياده رو ومعابر مجاز تردد كنند و البته كه بايد جويها، زير پلها و كانالها همواره تميز و روان باشد و البته كه كارگران شهرداري هم نبايد جارو، بيل و وسايل خود را زير جويها پنهان و به جاي انبار از آن استفاده كنند و البته كه بايد آب باران در جوي جاري شود و روانه خيابان نشود تا عابران بتوانند جوي و خيابان و كانال را از يكديگر تشخيص دهند و ناغافل داخل جوي نيفتند و صدالبته كه انسان بايد فقط جوابيه بدهد حتي اگر مجبور باشد عابران، باران، يخ زدگي و شروع بارندگي را مقصر بداند. ۳ـ حرف حساب دوكلمه است: در اين شهر گاهي هم باران مي بارد پس آب باران در همان «گاهي» بايد به كانالها هدايت شود نه زيرپاي خلق الله. ريش و قيچي هم كه دست شما عزيزان نشسته در شهرداري است، مي ماند جان عزيز مردم كه... بگذريم.
|
|
|
|
|
گزيده نامه ها
خدمات خوب بدهيد شهرداري درآمدزا مي شود
|
|
|
اين روزها بحث بر سر فروش يا عدم فروش تراكم ساختماني است كه مي گويند از چند سال پيش بزرگترين منبع تأمين درآمد شهرداري بوده است. مجيد گرجي پور در نامه اي نوشته است: «اتفاقاً در بحثهاي مطروحه از صاحبنظران و مردم در نشريات و جرايد چنين استنباط مي شود كه اعطاي مجوز تراكم از طرف شهرداري مطابق مقررات شهرسازي في نفسه اشكالي ندارد. گرچه اين امر در تهران باعث تخريب باغها از چندين سال قبل به اين طرف شد لكن چنانچه روي اصول باشد مانعي ندارد. در كلان شهر تهران كه همه چيزش از حد متعارف خارج شده جاي ترديد است.» اين خواننده روزنامه اضافه كرده: «بزرگترين مشكل اين است كه اگر درآمد شهرداري از فروش تراكم حذف شود به كدام منبع درآمد بايد روي بياورد. آنچه مسلم است شهرداريها در برابر ارائه خدمات شهري وجوهي را بايد دريافت كنند. تهران هم از اين مقررات نمي تواند مستثني باشد همچنانكه هم اكنون عوارض نوسازي و خودرو دريافت مي شود. تنها اشكال در روش دريافت و مبلغ عوارض است. وقتي شهروندي مي بيند در چاله چوله ها چرخ اتومبيل هاي عبوري آبهاي جمع شده را به اطراف مي پاشد و لباس عابرين را كثيف مي كند يا هنگام تردد با اتومبيل از گذرگاهها و تقاطع ها و چهارراه ها اتومبيلش با افتادن در گوديها و دست اندازهاي ناشي از بارندگي و حفاريهاي مختلف دچار نقص جلوبندي مي شود يا معابر و پياده روها آنطور كه بايد تميز نيست و اغلب زمين كوچه ها پوشيده از پوسترهاي تبليغاتي مراكز آموزشي و ورزشي است يا روي درهاي ورودي ساختمانها و پاركينگ ها پوشيده از اتيكتهاي مؤسسات خدمات ساختماني است يا دفع زباله سروساماني ندارد يا تهران دومين شهر آلوده دنيا از نظر هوا است، آن وقت پرداخت هرگونه پولي را كه با خدمات شهرداري مرتبط است اگر مجبور نباشد نخواهد پرداخت و اگر مجبور باشد با اكراه مي پردازد.» گرجي پور در پايان نامه اش آورده: «پس به نظر مي رسد براي تأمين مخارج شهرداري بايد نخست در بهبود وضعيت شهر كوشيد و خدمات شهري را از لحاظ كمي و كيفي افزايش داد و براي اينكه مردم با رضايت آن را بپردازند اعتماد آنها را با ارتقاي سطح خدمات جلب كرد.»
|
|
|
|
|
اصل مطلب
خواب سنگين برپلك شهر
|
|
|
اكنون دقيقاً نمي توان اظهار اميدواري يا نااميدي كرد كه تغيير هيأت رئيسه شوراي شهر تهران مي تواند به مشاجرات موجود ميان اين شورا با شهرداري پايان دهد يا نه. نيز نمي توان اظهارنظر كرد كه مشكلات به وجود آمده در شهر تهران كه ناشي از ركود ۴ـ ۵ ساله در اداره مدبرانه پايتخت است، روند نزولي خود را آغاز خواهد كرد يا همچنان افزوده خواهد شد. تنها چيزي كه مي توان به يقين درباره آن صحبت كرد انباشتگي و وسعت مشكلات و ناهنجاريهايي است كه براثر غيبت نهادي مثل شهرداري در مديريت پايتخت دامن مردم را گرفته است. دراين ميان مردم به عنوان ساكنان و صاحبان شهر هدف مستقيم اين مشكلات و ناهنجاريها هستند كه خود نيز با مشاهده نابساماني در مديريت شهر گاه بردامنه و شدت مشكلات و ناهنجاريها مي افزايند و نسبت به اين روند شكايت نيز دارندكه در روزنامه هاي وارده به روزنامه هويدا است. از مجموع نامه هايي كه به صفحه خوانندگان روزنامه مي رسد روزانه حداقل ۲ نامه مربوط به شهرداري تهران و شكايت يا اظهارنظر درباره مسايل شهري و مديريت شهر تهران است. دراين نامه ها يا از ظلمي كه در مناطق شهرداري بر فردي رفته، يا از موانعي كه برسر راه كارهاي مردم دراين مناطق ساخته مي شود و يا نسبت به درگيريهاي ميان شهرداري و شوراي شهر شكايت شده است. در يكي از اين نامه ها به قلم مرتضي درخشش نوشته شده است. «جناب ملك مدني! زماني كه به سمت شهردار تهران منصوب و مشغول به كار شديد، مردم تهران با توجه به سوابق و اطلاعاتي كه در زمينه شهر و شهرسازي داريد اميدوار شدند به زودي وضعيت نابسامان شهر تهران را سروسامان دهيد و كارهاي جاري شهري را برطبق روال منطقي اندازيد. اما تاكنون نه تنها اين انتظار برآورده نشده كه با مطرح كردن موضوعي مثل تراكم ـ صرف نظر از اينكه حق مطلب چيست و حق با كدام طرف درگيري است ـ چالشي را ميان خود و شوراي شهر ايجاد كرديد كه ماه است ادامه دارد. شايد بهتر بود پيش از مطرح كردن بحث تراكم، با استفاده از مقالات و سخنرانيها و برگزاري جلسات مشترك با شوراي شهر و مجلس و مسؤولان وزارت كشور زمينه اجراي طرح خود را ارزيابي مي كرديد.» در ادامه نامه درخشش نوشته شده: «آيا در شرايط حاضر مي توان انتظار داشت مشكلات شهري از جمله آلودگي هوا، ترافيك، حمل و نقل، اتوبوسراني، نظافت و نظام شهري كه مشكلات اساسي شهر تهران است حل شود؟ درست است كه با روشهاي پيشين و بطور يك جانبه و افراطي نبايد به فروش تراكم در تهران دست زد اما اي كاش شما تراكم را دريك مجموعه واحد مشكلات پايتخت مي ديديد و سپس به طرح راه حلهاي خود براي مجموعه مشكلات شهري مي پرداختيد كه دراين صورت يك سال از مديريت شهر عقب نمي افتاديد.» نويسنده نامه در ادامه نوشته است: «با وجود تمام اين شرايط و خساراتي كه دريك سال اخير به پايتخت وارد شده است مي توان اكنون را نقطه صفر دانست و از نوشروع كرد، البته پخته تر و سنجيده تر». درنامه ديگري كه به امضاي اهالي كوچه شهيد الله وردي آذر واقع در خيابان شهيد كلاهدوز ـ سه راه نشاط رسيده نوشته شده است: «اطلاع كامل داريم كه شهرداريهاي مناطق تهران براي استفاده آپارتمانها از نورگير مجوز ساخت پاسيو يا حياط خلوت را درقسمتي از ساختمان صادر مي كنند كه در بيشتر ساختمانها ساخته مي شود اما كمترين توجهي نسبت به مسأله اشراف در ساخت اين امكانات در آپارتمانها نمي شود و با وجود شكايات و پي گيريهاي مكرر، نه شهرداري توجهي به قضيه مي كند، نه سازندگان، بطوري كه پس از ساخت اين نوع ساختمانها زندگي براي خانواده ها در حريم داخلي منزلشان ـ به علت اشراف پاسيوها و حياط خلوتها سخت و مشكل مي شود.» در نامه ديگري رئوف توكلي از تهران موضوعي جالب و قابل پيگيري را مطرح كرده و نوشته است: «درحالي كه كارشناسان محيط زيست انسانها را به پرورش درخت و نگاهداري فضاي سبز سفارش مي كنند، متأسفانه شاهد بي مهري و ظلم نسبت به درختان در شهر تهران هستيم.» توكلي در ادامه نامه اش نوشته: «درمناطق شهري به ويژه تهران وجود درخت و فضاي سبز بيشتر از هر شهر ديگري لازم وحياتي است چون حجم گازهاي سمي ناشي از سوخت انواع مواد فسيلي در هواي شهر تنهابا وجود درخت و فضاي سبز كاهش مي يابد.» درادامه نامه اين شهروند تهراني به درختان خيابان ولي عصر تهران به عنوان درختان كهن، ارزشمند، قابل توجه ودر ضمن فيلتر هواي اين خيابان پرتردد اشاره و از بي توجهي شهرداري نسبت به اين درختان انتقاد كرده و نوشته است: «دو سال پيش سازمان آب و فاضلاب، آب سطحي خيابان ولي عصر را كه از كنار درختان مي گذشت، توسط كانال سيماني به زير خيابان انتقال داد و براي آبياري درختان، راهي پيش بيني نكرد كه درنتيجه اين بي توجهي درختاني كه سالها وقت و سرمايه براي آنها صرف شده بود، اكنون به مرگ نابه هنگام ناشي از تشنگي محكوم شده اند و تعداد بسياري از آنها درحال خشكيدن و پوسيدن هستند.» نويسنده اين نامه اضافه مي كند: «گرچه گاه گاهي تانكرهاي آب پاش شهرداري براي رفع تكليف به خيس كردن پاي اين درختان اقدام مي كنند اما تأثيري در رفع عطش اين سرمايه هاي گرانقدر ندارد. به قول شاعر: اين تشنگي به جام و قدح طي نمي شود.» توكلي درپايان نامه اش اضافه كرده: «بيشتر درختاني كه در شرف نابودي و خشكيدن هستند در سمت شرق خيابان ولي عصر حدفاصل چهارراه جمهوري تا چهارراه امام خميني قرار دارند و شهرداري بايد ضمن آبياري منظم و يا استفاده از آب روان كانال جاني تازه به درختان خيابان ولي عصر ببخشد.» الهه ديداري ديگر خواننده روزنامه درباره بي توجهي به درختان خيابانهاي تهران نوشته است: «يكي از عوامل نابودي درختان و گياهان خيابانها رفتار كسبه و ساكنان است اما هيچ گاه شهرداري با اين رفتارها برخورد قانوني نمي كند و اين موضوع مهم را به فراموشي سپرده است.» ديداري در ادامه نامه اش نوشته: «به عنوان مثال در اندك آب جوي شرقي خيابان ولي عصر كه از پاي درختان عبور مي كند روزي چند ساعت مايع زرد رنگ غليظ و مشكوك مخلوط است كه هربار از شهرداري سؤال كرده ايم مي گويند شميران بارندگي شده، آب گل آلود است. آيا آنها خيال مي كنند ملت آب گل آلوده را از آب آلوده به مواد شيميايي و فاضلاب تميز نمي دهند؟ يا اگر شميران بارندگي باشد اهالي بقيه نقاط تهران بي خبر مي مانند؟»
|
|
|
|