|
|
چين در مرگ مائو آرام گريست
|
«رهبر بزرگ و مورد احترام و دوست داشتني حزب ما، ارتش ما و ملت چين، رفيق «مائوتسه تونگ» پيشتاز پرولتارياي جهان و ملل ستمديده، رئيس كميته مركزي حزب كمونيست چين، درنيمه شب نهم فوريه۱۹۷۶ درگذشت.»
خبرگزاري چين سپس از بيماري مائوتسه تونگ و اينكه همه اقدامات براي زنده نگه داشتن او به عمل آمد ولي سرانجام مرگ بر او غلبه كرد ياد كرد.
|
|
مائو به كمك ميليونها جوان چيني موفق شد چين عقب افتاده را مبدل به يكي از قدرتهاي بزرگ جهان كند.
|
مائوتسه تونگ قبلاً چندبار به ناراحتي قلبي دچار شد، او سكته مغزي كرد، فلج شد و به سختي حرف مي زد و به ندرت كسي را به حضور مي پذيرفت.
سحرگاه دهم فوريه۱۹۷۶ با پخش خبر مرگ مائو پرچم چين در ميدان «تي امن» به حال نيمه افراشته درآمد.
گريه در آرامش
ملت چين در آرامش در مرگ مائو اشك ريخت، او كسي بود كه سالها ملت چين را رهبري مي كرد و طي سالها مبارزه موفق شد چين را مستقل كرده و استعمارگران را از خاك آن كشور بيرون كند.
فرداي آن روز صدها هزار چيني رهسپار كاخ ملت شدند كه نسبت به جسد مائو اداي احترام كنند.
|
|
مائو يك دهقان زاده بود و اعتقاد داشت بايد انقلاب چين دهقاني باشد.
|
كشور عقب افتاده
چين به هنگام تولد مائو، يك كشور عقب افتاده ومستعمره هفت كشو راروپايي، آمريكايي و ژاپني بود.
يك نظام پوسيده امپراتوري بر چين مسلط بود وهر گوشه كشور را اربابان جنگ تسخير كرده بودند.
د راوايل قرن بيستم كه مشت زنان چيني براي استقلال عليه استعمارگران چيني قيام كردند «گيوم دوم» امپراتور آلمان ارتشي از كشورهاي اروپايي، آمريكايي و ژاپني گرد آورده و فرماندهي آن را به يك ژنرال آلماني واگذار كرد.
هنگام عزيمت اين ارتش به چين براي سركوب استقلال طلبان «گيوم دوم» به او گفت: «مي خواهم آنقدر چيني بكشي كه تا هزاران سال يك چيني جرأت نكند به چهره يك آلماني نگاه كند.»
ارتش هاي استعماري كشتار بي رحمانه اي در چين كردند، سپس نوبت ژاپني ها فرا رسيد.
راهپيمايي طولاني
مائوتسه تونگ كه ازجواني، براي استقلال چين پيكار مي كرد، در سال۱۹۳۴ با يكصدهزارنفر از ياران خود از جنوب به شمال چين دست به راهپيمايي طولاني چين زد، علت عمده اين راهپيمايي اين بودكه ارتش چيان كايچك در جنوب شرقي چين قوي بود وهزاران تن را كه از او فرمان نمي گرفتند
مي كشت، مائو تنها راه نجات را كوچ كردن از جنوب به شمال تشخيص داد.
هنگامي كه پس از يكسال مائو به شمال رسيد تنها ده هزارنفر از يكصدهزارنفر زنده مانده بودند، بقيه يا در كوهستانها و يا جنگلهاي محلي و با بيماريهاي مختلف جان باخته بودند.
به هنگام جنگ جهاني دوم كه ژاپني ها چين را اشغال كرده بودند، مائوتسه تونگ به «چيان كايچك» پيشنهاد همكاري كرد و اعلام كرد كه ما عليرغم دشمني با هم بايد امروز عليه ارتش بيگانه پيكار كنيم.
شكست چيان كايچك
پس از پايان جنگ دوم عليرغم كمكهاي مالي و نظامي آمريكا به «چيان كايچك» او شكست خورد و مائو در اول اكتبر۱۹۴۹ در پكن استقرار يافت.
بايد به خاطر آورد كه پايه گذاري جمهوري در چين «سون ياتسن» بود كه در سال۱۹۱۲ (شش سال پس از انقلاب مشروطيت در ايران) نظام امپراتوري را ساقط و در آن كشور جمهوري اعلام كرد.
«سون ياتسن» پايه گذار حزب ملي «كومين تانك» بود و بعداً «چيان كايچك» رهبري اين حزب را عهده دار گرديد ولي از اصول اوليه آن منحرف شد.