نزديك ميدان بهارستان در خيابان پشت مجلس شوراي ملي، درست چشم در چشم مدرسه سپهسالار، ساختمان آجري قرمزرنگي به چشم مي آيد كه نام «دبيرستان علميه » را بر تارك دارد. شايد كمتر كسي از انبوه آدمهايي كه هر روز از برابر مدرسه مي گذرند، بداند كه دبيرستان علميه تاريخي قديمي تر از وزارت آموزش و پرورش ايران دارد و شايد حتي به فراخور توانش كارنامه اي درخشان تر!
علميه كه تا پارسال به سان صدو چهار سال گذشته غرق در جنب و جوش شاگردانش بود، امسال سرد و خاموش است؛ خالي از طنين گامهاي بچه ها و در حسرت قهقهه هاي مستانه شان! علميه امسال انبوه خاطراتش را در پس ديوارهاي آجري باقي گذارد و كوچ كرد. مي گويند در طرح ساختمان مجلس جديد قرار دارد و قرار است كه سربازخانه شود! مي گويند قرار است نامش را از كف بدهد و «منحل »شود! مي گويند...
مدرسه علميه در سال۱۳۱۵ق/ ۱۲۷۷ش به همت «انجمن معارف » تأسيس شد. بانگاه دقيق به تاريخ مدارس جديد در ايران اين نكته به خوبي روشن مي شود كه بنياد نخستين مدارس كمتر از سوي دولت بود. در واقع غير از دارالفنون دست كم ده مدرسه نخستين به وسيله افراد و انجمنهاي فرهنگي تأسيس شدند. اين انجمنهايا با عضويت رجال و دولتمردان ذي نفوذ به صورت رسمي فعاليت مي كردند يا فعاليتي غيررسمي داشتند. انجمن معارف نخستين و مهمترين انجمن فرهنگي بود كه به تأسيس مدارس جديد دست يازيد. اين انجمن با هدف سامان بخشيدن به وضعيت مدارس جديد و اشاعه فرهنگ نو تشكيل شد. احتشام السلطنه از مؤسسين انجمن در خاطراتش عدم بازدهي مطلوب دارالفنون و بالا بودن هزينه تحصيل در آن براي اطفال متوسط فقير و همچنين نياز به مراكز جديدي كه جايگزين سيستم مكتب خانه اي شوند را از اهداف تشكيل انجمن معارف مي داند.
تا حدود سال۱۳۱۳ ق تنها مركز علمي رسمي نوين در ايران مدرسه دارالفنون بود، اما تا آن زمان نتوانسته بود نياز جامعه رو به تحول ايران به افرادتحصيلكرده را برآورده سازد. چنان كه از مطالعه شكل گيري و فعاليت دارالفنون برمي آيد، اين مدرسه در ابتدا مركز آموزش عمومي يا دبيرستان نبود، بلكه نوعي مدرسه عالي يا دانشكده پلي تكنيك به شمار مي رفت كه در آن علوم و فنون جديد مانند طب، فيزيك و شيمي تدريس مي شد. ورود به دارالفنون مستلزم داشتن سواد خواندن و نوشتن و حساب كردن بود. در آن دوره آموزش اين امور بر عهده مكتبخانه ها و معلمان سرخانه اي قرار داشت كه همچنان به روشهاي سنتي پاي بند بودند؛ روشهايي كه هيچگونه همخواني با شيوه تدريس در دارالفنون نداشت. مدارس مسيونري هم كه در نقاط مختلف ايران از جمله تهران، تبريز، اروميه و اصفهان فعال بودند، بنابر مشكلات و ملاحظات فرهنگي، افراد كمي را به خود جذب مي كردند و زبان فارسي كمتر در آنها تدريس مي شد.
«ميرزاحسن تبريزي» ملقب به «رشديه» نخستين كسي بود كه به فكر تأسيس مدارس ابتدايي به شكل كنوني افتاد. او كه سالها از نزديك با مدارس ابتدايي عثماني آشنايي داشت با حمايتهاي «امين الدوله» صدراعظم مظفرالدين شاه نخستين دبستان را بنا نهاد. اداره اين دبستان به دست هيأت امناي آن بود؛ هيأت امنايي كه پس از مدتي بر سر چگونگي اداره مدرسه با رشديه اختلاف پيدا كردند. اين اختلاف موجب شد كه نشستي با حضور هيأت امنا و رشديه و گروه ديگري از رجال فرهنگي تشكيل شود و به اختلافات موجود پايان دهد. اين نشست سنگ بناي انجمن معارف گرديد؛ انجمني كه به رغم عمر كوتاه خود و يكسان نبودن اهداف اعضايش عملكردي موفق در گسترش آموزش و پرورش ايران داشت.
تصميم به تأسيس مدرسه علميه بنابر روايت كتابهاي تاريخي و خاطرات اعضاي انجمن معارف (از جمله حيات يحيي) در هفتمين جلسه انجمن گرفته شد. دولت آبادي مي گويد كه پس از رسيدگي به اختلاف رشديه و هيأت امناي دبستان او، تصميم بر اين شد كه احتشام السلطنه و علي خان ناظم العلوم مأمور يافتن مكاني براي گشايش مدرسه اي تازه شوند.
همزمان با هشتمين جلسه انجمن معارف، مدرسه علميه آغاز به كار كرد و به سرعت با استقبال عمومي روبرو شد. در اين مدرسه حتي كودكان فقير مي توانستند بدون پرداخت هزينه مشغول به تحصيل شوند.
مدرسه تحت رياست احتشام السلطنه در محلي كه پيشتر خانه «انيس الدوله» از همسران ناصرالدين شاه بود و در خيابان پشت شهرداري (حوالي ميدان توپخانه) قرار داشت، شروع به فعاليت كرد. مدرسه داراي دو قسمت «ابتدايي» و «علمي »بود. بخش ابتدايي چهار كلاس و بخش علمي يا متوسطه سه كلاس داشت. بخش ابتدايي خود از دو بخش رايگان و غيررايگان تشكيل مي شد. بخش رايگان، آن چنان با استقبال عمومي روبرو گرديد كه يك سال بعد از مدرسه جدا شد و با نام «شرف» در محله سنگلج به كار خود ادامه داد.
علميه در سال ۱۳۱۶ ق از خانه انيس الدوله به خانه شمس العلما در خيابان لاله زار منتقل شد و رياست آن را نيز علي خان ناظم العلوم بر عهده گرفت. وي از بانيان مدرسه و دانش آموخته پلي تكنيك «سن سر» فرانسه بود. در زمان رياست او بر مدرسه بحران مالي شديدي به وجود آمد و وضع مدرسه را آشفته ساخت. ناظم العلوم كه نمي توانست از پس اين بحران برآيد از رياست مدرسه كناره گرفت و «مهدي قلي خان مخبرالسلطنه هدايت» جايگزين او شد. مخبرالسلطنه در كتاب خاطرات و خطرات ماجراي اين انقلاب را شرح داده است. او ابتدا موفق شد معلماني را كه در اثر به تعويق افتادن حقوقشان مي خواستند دست از كار بكشند، به ماندن متقاعد كند، آنگاه به تدارك بودجه براي مدرسه پرداخت. جشني در مدرسه برپا كرد و با دعوت «امين السلطان» صدراعظم وقت تواناييهاي دانش آموزان مدرسه را براي او به نمايش گذارد. با اين كار مي خواست از مساعدت صدراعظم براي بهبود وضع مدرسه بهره گيرد. كوشيد تا پرداخت شهريه توسط اولياي دانش آموزان را به نظم درآورد. مي گفت اعيان جان مي كنند تا شهريه دهند، اما كسبه و قشرهاي متوسط تعهد بيشتري دارند. نقل مي كرد كه «روزي نانوايي به مدرسه آمده بود و ماهانه بچه هايش را مي پرداخت. من در مدرسه بودم. معلوم شد سه پسر او در مدرسه درس مي خوانند. گفتم يكي مجاني باشد. اول ماه به {اول} ماه ماهانه مي پرداخت.»
اداره مدرسه علميه پس از مخبرالسلطنه به «محمدصفي خان ناظم العلوم» سپرده شد و مكان مدرسه نيز به خانه «حاج سيف الدوله» در خيابان شاه آباد (جمهوري فعلي) انتقال يافت. پس از ناظرالعلوم «ميرزاعلي اكبرخان مزين الدوله» هنرمند نقاش و باني اجراي تئاتر در ايران عهده دار رياست مدرسه شد. در زمان او مهمترين رخداد تاريخ معاصر ايران يعني جنبش مشروطه به وقوع پيوست (۱۳۲۴ق/ ۱۲۸۵ش) و مدرسه رو به تعطيلي رفت، اما همت وي مانع از اين كار شد. تا سال۱۲۹۱ شمسي در آشفتگي اوضاع سياسي و اجتماعي ايران مدرسه با حالت ركود بود و در اين سال «موسيو راداك» كه اساس تشكيلات آموزش شش كلاس ابتدايي و دبيرستان را ارائه كرده بود، به مديريت آن برگزيده شد تا سيستم آموزشي خود را به آزمايش بگذارد.
علميه تا سال۱۳۱۶ بارها تغيير مكان داد. منزل علاءالملك در خيابان خانقاه (صفي عليشاه) ، خيابان اكباتان و باغ نگارستان در ميدان بهارستان هر يك مدتي پذيراي اين مدرسه بودند. سرانجام در سال۱۳۱۶ ش مدرسه علميه ضميمه دانشسراي عالي شد و ساختمان آن به خيابان پشت مجلس شوراي ملي انتقال يافت. مدرسه تا سال تحصيلي گذشته (۸۱ ـ ۱۳۸۰) در همين محل داير بود.
اهميت مدرسه علميه را نبايد در گسترش آموزش عمومي نوين در ايران خلاصه كرد، بلكه اين مدرسه در تمام زمينه هاي علمي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي حضوري مؤثر داشت. علميه سرآغازي بود بر شكل گيري و گسترش مدارس مقدماتي و دبيرستان و روشهاي تدريس درآن الگوي ساير مدارس به شمار مي رفت. در حالي كه در سال۱۲۸۱ ش تنها دو مدرسه دارالفنون و علميه داراي دوره متوسطه بودند، در سال۱۳۰۷ش دست كم پنج مدرسه متوسطه درتهران فعاليت داشتند. جالب آنكه به سبب پيشتازي مدرسه علميه در راه اندازي دوره متوسطه تمام اين مدارس علميه خوانده مي شدند، مانند علميه كماليه. در واقع در آن سالها كلمه علميه گاه به معناي دبيرستان به كار مي رفت.
دبيرستان علميه كه در نزديكي مكانهاي مهمي چون ميدان بهارستان، ساختمان مجلس شوراي ملي و مسجد و مدرسه سهپسالار قرار گرفته بود، كمابيش در وقايع مهمي چون شهريور،۱۳۲۰ سي ام تير،۱۳۳۱ اعتصابات و اعتراضات دهه ۴۰ و نهايتاً انقلاب اسلامي سال۵۷ حضور داشت. بسياري از دانش آموزان و معلمان اين مدرسه از چهره هاي نامدار تاريخ معاصر ايران بوده اند. اكنون صد وچهار سال از عمر مدرسه علميه مي گذرد و در اين مدت مرداني چون سعيد نفيسي، (اديب و نويسنده معاصر) سردار فاخرحكمت، رضا حكمت، (از رؤساي مجلس سنا) محمود مهران (وزير فرهنگ كابينه علاء)، غلامحسين رهنما (وزير فرهنگ كابينه)، صادق هدايت (نويسنده معاصر)، اميرعباس هويدا (آخرين نخست وزير رژيم پهلوي) و ابوالحسن بني صدر (رئيس جمهور معزول) پشت نيمكت كلاسهاي آن درس خوانده اند. بايگاني اين مدرسه بي شك دربردارنده بخش مهمي از اسناد ملي ايران بويژه در حوزه شناخت رجال سياسي و فرهنگي معاصر است.
«علميه» با سابقه طولاني خود در آموزش و پرورش ايران، يك ساختمان يا يك نام نيست، بلكه كارنامه اي است از تلاش نسلهاي گذشته در دستيابي به الگوي آموزش نوين در ايران. حفظ نام علميه ـ هرچند كه به پرآوازگي گذشته نباشد. پاسداري از ميراثي عظيم و جاوداني است.