|
به بهانه يكصدمين سال تولد و چهل و پنجمين سالروز درگذشت ابوالحسن صبا
روي نت سكوت
|
|
|
نمي دانم آيا تا به حال به خيابان ظهيرالاسلام رفته ايد يا نه؟ خيابان شلوغي است نزديك ميدان بهارستان و به اصطلاح بورس كاغذ و مقوا و كارت ويزيت و عروسي و غيره و ذالك. آدم دراين خيابان انتظار ديدن هرچيزي را دارد، مگر خانه و موزه ابوالحسن صبا! تا مدتها فكر مي كردم اينجا مدرسه يا كلاس موسيقي است ولي بعداً فهميدم موزه است؛ آن هم يكي از معدود موزه ها يا شايد تنها موزه موسيقي ايران. بنايي است قديمي كه خانواده صبا بيش از نيم قرن در آن ساكن بوده اند و مانند بيشتر خانه هاي قديمي حياطي درميانه دارد و ساختماني در چهارطرف. موزه كاملاً سوت وكور است و وقتي قدم به درون آن مي گذارم تازه مسؤول ميانسال موزه چراغهايش را روشن مي كند! تنديس ابوالحسن صبا نخستين چيزي است كه مي بينم. انگار صبا در آستانه در ايستاده تا به معدود ميهمانانش خوش آمد گويد. دردل به او سلامي مي كنم و اجازه مي خواهم كه وارد حريم خانه وزندگي اش شوم و او اجازه دخول مي دهد كه اگر نمي خواست، اينجا نبودم! «ابوالحسن صبا درسال ۱۲۸۱ هجري شمسي در تهران متولد شد. پدرش كمال السلطنه فرزند محمد جعفرخان صدرالحكماء بود و جد بزرگش محمود خان صبا شاعر و نقاش عصر ناصري. ابوالقاسم خان كمال السلطنه پدر ابوالحسن طبيب و هنرمندي بود كه سه تار را به خوبي مي نواخت و بعدها آن را به فرزندش كه تنها سه سال داشت، آموخت. در ۶ سالگي او را به دست استادان نامدار زمانه سپرد و مجالش داد تا در محضر استاداني چون ميرزاعبدالله خان هدايت و درويش خان (استادان سه تار)، ميرزاعلي اكبر شاهي (استاد سنتور)، حاجي خان ضربي (استاد تنبك)، حسين خان هنگ آفرين (استاد ويولن) به مشق موسيقي بپردازد. صبا تحصيلات مقدماتي و زبان انگليسي را در مدرسه آمريكايي هاي تهران گذراند و آنگاه به مدرسه نقاشي كمال الملك رفت و به هنرآموزي نزد استاد محمدغفاري (كمال الملك) همت گمارد. صبا درهمين دوران در هنرهايي چون منبت كاري، گلدوزي، نجاري، ظريف دوزي و زرگري خط نيز مهارت يافت.» دريكي از ويترين ها، سه تار كوچكي به چشم مي آيد كه دست ساز استاد صباست و دركنار آن ويولن صبا كه ساز تخصصي او بود و پس از ورود به مدرسه عالي موسيقي نواختن آن را فراگرفت: «درسال ۱۳۰۲ كه مدرسه عالي به همت علينقي وزيري تأسيس شد، صبا به آنجا رفت و موسيقي را به شكل آكادميك دنبال كرد. درمدت كوتاهي زيرنظر وزيري چنان مراحل ترقي را طي كرد كه كلنل او را به عنوان تك نواز مدرسه انتخاب و سپس به عنوان معلم استخدام كرد. صبا درسال ۱۳۰۶ به رشت رفت تا مديريت مدرسه صنايع ظريفه اين شهر را برعهده گيرد. اين دوران فرصتي بود تا به نقاط مختلف گيلان برود و آهنگهاي محلي را جمع آوري و براي آنها نت نويسي كند. او مقارن همين ايام برا ي تكميل مهارت خود در ويولن از تعليمات خوتسيف استاد برجسته ويولن بهره برد.» چند قدم بعد از ويترين سازهاي صبا، دفترچه هاي نتي قرار دارد كه دست نوشته آهنگهاي صبا و نيز سياه مشق شاگردانش به چشم مي آيد؛ چه آن كه صبا درطول عمر شاگردان بسياري را تربيت كرد: «استاد از سال ۱۳۱۰ در منزل شخصي خود كلاس آموزش تأسيس كرد و درآن به شاگردان خود نواختن انواع سازها را آموخت.» درجايي ديگر صفحات گرام و كتابهاي چاپ شده صبا را به نمايش گذارده اند. اينها بيشتر، نت هايي است كه يا او خود ساخته يا از جاي ديگر گردآورده: «صبا با جمع آوري آوازها و نت هايي كه ساخته بود آن ها را به چاپ سپرد. نيز بين سالهاي ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۸ صفحات بسياري از آهنگهايش در ايران و سوريه ضبط شد كه مهمترين آنها قطعه وطن ساخته كلنل وزيري با ويولن بود.» در موزه صبا ويتريني هم به وسايل شخصي وي اختصاص يافته است. وسايلي مانند حلقه ازدواج او با خانم منتخب صبا كه خود هنرمند و طراح بود، لباس فراك براي اركستر، چوب رهبري اركستر و… «درسال ۱۳۱۹ با تأسيس راديو ملي در تهران صبا دعوت به همكاري با آن شد و رياست اركستر راديو را برعهده گرفت. با تأسيس انجمن موسيقي درسال ۱۳۲۴ به همت روح الله خالقي صبا تك نواز ويولن اركستر انجمن شد و بعد از شروع فعاليت هنرستان موسيقي در كسوت استاد ويولن به آنجا رفت و تا پايان عمر در خدمت آنجا باقي ماند. از سال ۱۳۳۳ رهبري اركستر ملي را در اداره هنرهاي زيبا عهده دار شد و پس از مدتي مرد شماره يك آن گرديد. مدتي هم در برنامه گل هاي راديو به عنوان رهبر و نوازنده اركستر شركت داشت.» عكس هاي صبا با خانواده، استادان و شاگردانش زينت بخش ديوارهاي موزه و يادآور خاطرات اوست: «صبا درطول زندگي شاگردان بسياري را تربيت كرد كه خود بعدها در زمره استادان بنام موسيقي ايران قرار گرفتند. كساني چون علي تجويدي، دكتر مفخم، فرامرز پايور، حبيب الله بديعي، تقي تفضلي، مهدي خالدي، محمود ذوالفنون، فرهاد فخرالديني، غلامحسين بنان و… . در آخرين ويترين موزه مدارك پزشكي صبا در كنار پيانوي قديمي او جلب توجه مي كند: آزمايش نوار قلب او، نسخه هاي پزشك و… . «صبا در سالهاي آخر عمر به دليل ابتلا به بيماري قلبي بيشتر اوقات خود را در منزل مي گذراند و سرانجام در ۲۹ آذر ۱۳۳۶ به علت پاره شدن يكي از رگهاي قلبش درهمين خانه درگذشت.» موزه صبا علاوه بر آثار و يادگارهاي او، مزين به آثار خانم منتخب صبا همسر استاد مي باشد. اين آثار شامل تنديس هاي مومي ملبس به لباسهاي محلي ايران است. پيش از ترك موزه مسؤول موزه برايم توضيح مي دهدكه خانه صبا درسال ۱۳۵۳ به وسيله وزارت فرهنگ و هنر وقت از همسر او خريداري شد و در ۲۹ آذر همان سال با گردآوري يادگارهاي صبا به عنوان موزه گشايش يافت. حالا اين موزه از گمنام ترين موزه هاي تهران است كه كمتر كسي به ديدن آن مي رود. از غربت خانه بوي كهنگي و فراموشي مي آيد. موزه زير نظر مركز موسيقي وزارت ارشاد است و جزو آثار ثبت شده در فهرست آثار ملي ايران اما رها شده به حال خود و دور از توجه مسؤولان! گويا چند روزي است كه اداره ميراث فرهنگي، تعمير بخش هاي آسيب ديده آن را آغاز كرده است. ولي خانه صبا پيش از آن كه محتاج تعمير در و ديوار باشد ـ كه هست ـ چشم به راه كساني است كه برسنگفرشهايش قدم گذارند، صبا را ببينند و هنر نابش را دريابند. تهيه شده در انجمن ساربان
|