يكشنبه ۱ دي ۱۳۸۱ - ۱۷ شوال ۱۴۲۳
Sun, Dec 22, 2002
ويژه
شماره ۲۳۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
به بهانه يكصدمين سال تولد و چهل و پنجمين سالروز درگذشت ابوالحسن صبا
به بهانه يكصدمين سال تولد و چهل و پنجمين سالروز درگذشت ابوالحسن صبا
روي نت سكوت
103710.jpg
نمي دانم آيا تا به حال به خيابان ظهيرالاسلام رفته ايد يا نه؟ خيابان شلوغي است نزديك ميدان بهارستان و به اصطلاح بورس كاغذ و مقوا و كارت ويزيت و عروسي و غيره و ذالك. آدم دراين خيابان انتظار ديدن هرچيزي را دارد، مگر خانه و موزه ابوالحسن صبا! تا مدتها فكر مي كردم اينجا مدرسه يا كلاس موسيقي است ولي بعداً فهميدم موزه است؛ آن هم يكي از معدود موزه ها يا شايد تنها موزه موسيقي ايران.
بنايي است قديمي كه خانواده صبا بيش از نيم قرن در آن ساكن بوده اند و مانند بيشتر خانه هاي قديمي حياطي درميانه دارد و ساختماني در چهارطرف. موزه كاملاً سوت وكور است و وقتي قدم به درون آن مي گذارم تازه مسؤول ميانسال موزه چراغهايش را روشن مي كند!
تنديس ابوالحسن صبا نخستين چيزي است كه مي بينم. انگار صبا در آستانه در ايستاده تا به معدود ميهمانانش خوش آمد گويد. دردل به او سلامي مي كنم و اجازه مي خواهم كه وارد حريم خانه وزندگي اش شوم و او اجازه دخول مي دهد كه اگر نمي خواست، اينجا نبودم!
«ابوالحسن صبا درسال ۱۲۸۱ هجري شمسي در تهران متولد شد. پدرش كمال السلطنه فرزند محمد جعفرخان صدرالحكماء بود و جد بزرگش محمود خان صبا شاعر و نقاش عصر ناصري. ابوالقاسم خان كمال السلطنه پدر ابوالحسن طبيب و هنرمندي بود كه سه تار را به خوبي مي نواخت و بعدها آن را به فرزندش كه تنها سه سال داشت، آموخت. در ۶ سالگي او را به دست استادان نامدار زمانه سپرد و مجالش داد تا در محضر استاداني چون ميرزاعبدالله خان هدايت و درويش خان (استادان سه تار)، ميرزاعلي اكبر شاهي (استاد سنتور)، حاجي خان ضربي (استاد تنبك)، حسين خان هنگ آفرين (استاد ويولن) به مشق موسيقي بپردازد. صبا تحصيلات مقدماتي و زبان انگليسي را در مدرسه آمريكايي هاي تهران گذراند و آنگاه به مدرسه نقاشي كمال الملك رفت و به هنرآموزي نزد استاد محمدغفاري (كمال الملك) همت گمارد. صبا درهمين دوران در هنرهايي چون منبت كاري، گلدوزي، نجاري، ظريف دوزي و زرگري خط نيز مهارت يافت.»
دريكي از ويترين ها، سه تار كوچكي به چشم مي آيد كه دست ساز استاد صباست و دركنار آن ويولن صبا كه ساز تخصصي او بود و پس از ورود به مدرسه عالي موسيقي نواختن آن را فراگرفت:
«درسال ۱۳۰۲ كه مدرسه عالي به همت علينقي وزيري تأسيس شد، صبا به آنجا رفت و موسيقي را به شكل آكادميك دنبال كرد. درمدت كوتاهي زيرنظر وزيري چنان مراحل ترقي را طي كرد كه كلنل او را به عنوان تك نواز مدرسه انتخاب و سپس به عنوان معلم استخدام كرد. صبا درسال ۱۳۰۶ به رشت رفت تا مديريت مدرسه صنايع ظريفه اين شهر را برعهده گيرد. اين دوران فرصتي بود تا به نقاط مختلف گيلان برود و آهنگهاي محلي را جمع آوري و براي آنها نت نويسي كند. او مقارن همين ايام برا ي تكميل مهارت خود در ويولن از تعليمات خوتسيف استاد برجسته ويولن بهره برد.»
چند قدم بعد از ويترين سازهاي صبا، دفترچه هاي نتي قرار دارد كه دست نوشته آهنگهاي صبا و نيز سياه مشق شاگردانش به چشم مي آيد؛ چه آن كه صبا درطول عمر شاگردان بسياري را تربيت كرد:
«استاد از سال ۱۳۱۰ در منزل شخصي خود كلاس آموزش تأسيس كرد و درآن به شاگردان خود نواختن انواع سازها را آموخت.»
درجايي ديگر صفحات گرام و كتابهاي چاپ شده صبا را به نمايش گذارده اند. اينها بيشتر، نت هايي است كه يا او خود ساخته يا از جاي ديگر گردآورده:
«صبا با جمع آوري آوازها و نت هايي كه ساخته بود آن ها را به چاپ سپرد. نيز بين سالهاي ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۸ صفحات بسياري از آهنگهايش در ايران و سوريه ضبط شد كه مهمترين آنها قطعه وطن ساخته كلنل وزيري با ويولن بود.»
در موزه صبا ويتريني هم به وسايل شخصي وي اختصاص يافته است. وسايلي مانند حلقه ازدواج او با خانم منتخب صبا كه خود هنرمند و طراح بود، لباس فراك براي اركستر، چوب رهبري اركستر و…
«درسال ۱۳۱۹ با تأسيس راديو ملي در تهران صبا دعوت به همكاري با آن شد و رياست اركستر راديو را برعهده گرفت. با تأسيس انجمن موسيقي درسال ۱۳۲۴ به همت روح الله خالقي صبا تك نواز ويولن اركستر انجمن شد و بعد از شروع فعاليت هنرستان موسيقي در كسوت استاد ويولن به آنجا رفت و تا پايان عمر در خدمت آنجا باقي ماند. از سال ۱۳۳۳ رهبري اركستر ملي را در اداره هنرهاي زيبا عهده دار شد و پس از مدتي مرد شماره يك آن گرديد. مدتي هم در برنامه گل هاي راديو به عنوان رهبر و نوازنده اركستر شركت داشت.»
عكس هاي صبا با خانواده، استادان و شاگردانش زينت بخش ديوارهاي موزه و يادآور خاطرات اوست:
«صبا درطول زندگي شاگردان بسياري را تربيت كرد كه خود بعدها در زمره استادان بنام موسيقي ايران قرار گرفتند. كساني چون علي تجويدي، دكتر مفخم، فرامرز پايور، حبيب الله بديعي، تقي تفضلي، مهدي خالدي، محمود ذوالفنون، فرهاد فخرالديني، غلامحسين بنان و… .
در آخرين ويترين موزه مدارك پزشكي صبا در كنار پيانوي قديمي او جلب توجه مي كند: آزمايش نوار قلب او، نسخه هاي پزشك و… .
«صبا در سالهاي آخر عمر به دليل ابتلا به بيماري قلبي بيشتر اوقات خود را در منزل مي گذراند و سرانجام در ۲۹ آذر ۱۳۳۶ به علت پاره شدن يكي از رگهاي قلبش درهمين خانه درگذشت.»
موزه صبا علاوه بر آثار و يادگارهاي او، مزين به آثار خانم منتخب صبا همسر استاد مي باشد. اين آثار شامل تنديس هاي مومي ملبس به لباسهاي محلي ايران است.
پيش از ترك موزه مسؤول موزه برايم توضيح مي دهدكه خانه صبا درسال ۱۳۵۳ به وسيله وزارت فرهنگ و هنر وقت از همسر او خريداري شد و در ۲۹ آذر همان سال با گردآوري يادگارهاي صبا به عنوان موزه گشايش يافت. حالا اين موزه از گمنام ترين موزه هاي تهران است كه كمتر كسي به ديدن آن مي رود. از غربت خانه بوي كهنگي و فراموشي مي آيد. موزه زير نظر مركز موسيقي وزارت ارشاد است و جزو آثار ثبت شده در فهرست آثار ملي ايران اما رها شده به حال خود و دور از توجه مسؤولان!
گويا چند روزي است كه اداره ميراث فرهنگي، تعمير بخش هاي آسيب ديده آن را آغاز كرده است. ولي خانه صبا پيش از آن كه محتاج تعمير در و ديوار باشد ـ كه هست ـ چشم به راه كساني است كه برسنگفرشهايش قدم گذارند، صبا را ببينند و هنر نابش را دريابند.
تهيه شده در انجمن ساربان
زخم هاي ماندگار برچهره ميراث فرهنگي شهريار
103713.jpg
نبودن متولي آثار باستاني درشهريار باعث شده تا هر روز شاهد زخم كلنگ غارتگران ميراث فرهنگي بر اين آثار باشيم. اين در حالي است تاكنون ۷۴ اثر باستاني شامل: تپه،قلعه،مسجد،حمام،پل،كاروانسرا، محوطه هاي باستاني و امامزاده در اين شهرستان شناسايي شده است.
متأسفانه در حال حاضر به خاطر فقدان اداره ميراث فرهنگي در شهريار اين آثار در حال تخريب و از بين رفتن هستند. از جمله قديمي ترين مكان هاي شناسايي شده توسط باستان شناسان درشهريار، محوطه «قره تپه» است كه آثار و شواهد آن با مدارك تپه سيلك در چشمه علي قابل مقايسه است. وجود چنين مداركي قدمت استقرار بشر در دشت شهريار را به هزاره پنجم قبل از ميلاد مسيح مي رساند. در خصوص قدمت تاريخي شهريار،باستان شناسان معروف فرانسوي همچون ماكسيم سيرو، آندره گودار وويداگودار در سال هاي گذشته بررسي هاي مفصلي انجام داده اند و در كتابهاي خود آورده اند. بناها و آثار قديمي به جا مانده از دوره ساسانيان در شهريار به خصوص بناهايي با عناوين آتشكده وآتشگاه در شمال شهريار، تخت رستم و تخت كيكاوس در جنوب آن و بناهاي قديمي ارزنده ديگر شاهدي محكم بر قدمت اين منطقه است.
تخت كيكاوس و تخت رستم در روستا ي بيدگنه،تپه جوقين در روستا جوقين، پل تاريخي دختر،تپه باستاني فرارت مربوط به دوران ساسانيان و همچنين تپه هاي حصارسائي، رزكان، فردوس،خاوه و ساير محوطه هاي باستاني و تاريخي كه توسط باستان شناسان مورد شناسايي قرار گرفته اند. از ديگر آثار باستاني اين شهرستان محسوب مي شوند. اين شهرستان همچنين داراي امامزاده هاي فراوان وبقاع متبركه اي است كه به مناسبت هاي مختلف و در ايام محرم،ماه رمضان،پنج شنبه هاي آخر هفته،روزهاي تعطيل واعياد مذهبي ،مملو از علاقه مندان و شيفتگان ائمه اطهار (ع) مي شود. امامزاده اسماعيل،امامزاده بي بي سكينه و امامزاده هارون كرد امير سه نمونه اي هستند كه به همت اداره اوقاف ومسؤولان محلي مورد مرمت و بازسازي قرار گرفته است.
حضرت اسماعيل يكي ديگر از نوادگان امام موسي بن جعفر (ع) است كه قبر مطهرش هم اكنون درشهريار محل زيارت عاشقان ائمه اطهار(ع) است. در صورت بازسازي ورسيدگي به آثار باستاني اين شهرستان كه مهمترين مسأله در اين باره بودن متولي آثار باستاني است،مي توان شهريار را به عنوان يكي از مناطق جذاب گردشگري ، مطرح كرد.
| شهريار ـ محمود غلامي


|   شناسنامه   |   آرشيو   |