سه شنبه ۳ دي ۱۳۸۱ - ۱۹ شوال ۱۴۲۳
Tue, Dec 24, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با پري صابري نويسنده وكارگردان نمايش «يوسف وزليخا»
در نشست پاريس اعلام شد
دبير هيأت رسيدگي به مراكز فرهنگي و هنري خبرداد
بهمن فرمان آرا:
گفت وگو با پري صابري نويسنده وكارگردان نمايش «يوسف وزليخا»
اينها نظرشماست! من قبول ندارم
104022.jpg
پري صابري ، كارگردان شناخته شده تئاتر، طي ۳۶سال گذشته بطور حرفه اي به تئاتر پرداخته است . او پيش از انقلاب، متون برجسته ادبيات نمايشي دنيا را به صحنه برده و ترجمه هاي بسياري انجام داده است. او پيراندللو، چخوف، شكسپير، سارتر ويونسكو را بزرگترين استادان خود در نمايشنامه نويسي مي داند. صابري علاوه براينها در چندين نمايش و فيلم سينمايي نيز ا يفاي نقش كرده است كه به اعتقاد منتقدان بازي بسيار خوب او در «خشت و آيينه» ابراهيم گلستان نقطه عطفي در كارنامه بازيگري او به شمار مي آيد. «من به باغ عرفان» ، «هفت شهر عشق» ، « بيژن ومنيژه»، «رستم و سهراب » ، «شمس پرنده» ، «آنتيگونه» ، «رند خلوت نشين» و «يوسف و زليخا» از كارهاي پس از انقلاب او به شمار مي روند و به نوعي سبك و سياق او را دراين سالها نشان مي دهند. اما اين گفت وگو متأسفانه ناتمام ماند چرا كه خانم صابري از پرسشهاي مطروحه دلخور و عصباني شدند و لذا با متهم كردن پرسشگر به ناآگاهي ترجيح دادند مصاحبه را نيمه تمام بگذارند. به هرحال ما اين مصاحبه را عيناً و با احترام به ايشان به چاپ مي رسانيم و اميدواريم خانم صابري ويا هرپرسش شونده ديگري باور كنند كه بيان پرسشهايي كه ظاهراً حاكي از نقطه ضعف اثر است آن هم در يك گفت وگوي رودررو، نه براي تخريب بلكه بيشتر براي شنيدن پاسخهاي روشن كننده صاحب اثر است و بيش از هرچيز به نفع مصاحبه شونده تمام خواهد شد. درغيراينصورت بسنده كردن به نقدي و نگاهي يكسويه شايد بي دردسرترين شيوه ممكن باشد.
•••
\ از ميان نامهايي كه به نوع كار شما اطلاق مي كنند: اپرا، اپرت و … خودتان كداميك را ترجيح مي دهيد؟
* نوع نمايشي كه من كار مي كنم؛ نمايش موزيكال است واين نوع نمايش سابقه دار است وكمابيش هم به طرف اپرا يا اپرت مي رود. زماني من مي توانم بگويم نمايشم كاملاً دارد فرم اپرايي به خود مي گيرد كه عواملي را كه مي خواهم دراختيار داشته باشم؛ كه فعلاً اين عوامل در دسترس ما نيست . ما در حال حاضر، بازيگراني نداريم كه هم بتوانند در صحنه آواز بخوانند، هم حركت كنند و هم بازي كنند. اين نوع بازيگران در ايران، بسيار كمياب هستند.
\ واينها عواملي هستند كه شما براي كارتان نياز داريد.
* براي روشن كردن نوع كارم مثالي مي زنم؛ چندسال پيش نمايشي به كارگرداني بهروز غريب پور به روي صحنه آمد به نام «بينوايان » و نوشته ويكتور هوگو. ولي همين اثر ، پنج سال پيش ، به شكل موزيكال در برادوي اجرا شده بود. نمايشنامه همان، اما شيوه بياني اش شيوه ديگري بود. من هم، نام نوع سبك وشيوه اي كه درحال حاضر به آن رسيده ام مي توانم نمايش موزيكال بگذارم.
\ از چه منابع و مآخذي دراين كار استفاده كرده ايد؟
* شما كار را ديده ايد؟
\ بله
* در «يوسف و زليخا» ، منابع مختلفي در دسترس من قرار گرفت. اولين منبعي كه درحدود شايد بيست سال پيش به دست من رسيد، سوره يوسف بود كه بارها و بارها آن را خوانده ام.اولين بار با خواندن متن قرآني ، اين قصه برايم جذابيت پيدا كرد. بعد از آن كنجكاو شدم كه ببينيم ديگران درباره اين موضوع چه گفته اند. بنابراين رفتم سراغ قصص قرآن ، قصص الانبيا، يك مقداري تورات مطالعه كردم و… چون همه اينها به شكلهاي مختلفي به اين قصه اشاره كرده اند. تفسير شيخ صفي الدين را بارها خواندم و برايم بسيار جذاب بود. اما بيش از همه خود «جامي» است كه چارچوب كار را شكل مي دهد. در مواقع بخش زيادي از اشعاري كه خوانده مي شود از هفت اورنگ جامي است .
\ خانم صابري ، درحال حاضر نوعي تئاتر كه مشخصاً با كارهاي شما شروع شد به وجود آمده است وتماشاگران خاص خودش را دارد كه عمدتاً از قشر مرفه جامعه هستند…
* خير، اصلاً چنين چيزي نيست ؛ من فكر نمي كنم كه شما بتوانيد تماشاگران را اينگونه قسمت بندي كنيد. اينكه تماشاگراني كه مي آيند تالار وحدت مرفه هستند وتماشاگران تئاتر شهر مرفه نيستند، يا آنكه مي رود فرهنگسراي بهمن يك حالت ديگر است . اصلاً چنين چيزي نيست. شب هايي كه من ، اينجا شاهد اين جمعيت زيادي هستم كه مي آيند و بسيار موجب خوشحالي ما هستند ، مي بينم كه از آحاد مردم تشكيل شده اند. از جوان گرفته تا پير، دانشجو وكارمند، آدم هاي محجبه وغيرمحجبه … به هرحال همه آحاد مردم هستند ومن خيلي متأسفم كه شما بدون آنكه آمار دقيقي در دستتان باشد بگوييد كه به تالار وحدت ، آدم هاي مرفه مي آيند و آدمهاي بي پول مي روند به جاي ديگر. اصلاً اين طور نيست.پنجاه هزار يا صدهزار نفر مي آيند وكار شما را مي بينند و شما نگاه مي كنيد ومي بينيد كه همه جور تماشاگري آنجا نشسته است. چگونه شما چنين آماري دستتان آمده است كه اينجا فقط آدم هاي مرفه مي آيند؟ مگر از كار آقاي شمسايي فقط آدم هاي مرفه ديدن كردند؟ و يا كار خانم كابلي؟
\ مسلم است كه كسي نمي گويد ۱۰۰درصد تماشاگراني كه از نمايش شما ديدن مي كنند از طبقات خاص ومرفه هستند، معمولاً دراينگونه موارد نسبت را در نظر مي گيرند. تالار وحدت ، به هرحال تماشاگران خاص خودش را دارد. حالا چندان تفاوتي نمي كند كه آنجا تئاتر اجراشود، كنسرت موسيقي برگزار شود ويا فيلم سينمايي نمايش بدهند. درهرصورت همين افراد اغلب براي تماشا مي آيند. اما بحث من چندان به اين قضايا مربوط نمي شود. تماشاگرهاي اين چنيني يكي از ويژگي هاي اينگونه نمايش هاست. از ديگر ويژگي هاي اين نوع نمايش ها مي توان به دكورهاي سنگين و فاخر (به نسبت ساير نمايشهاي ايراني )، استفاده زياد از رقص تحت عنوان حركات موزون ، استفاده گاه بيش از حد موسيقي ، لباسهاي پرزرق و برق و … اشاره كرد كه به نوعي باعث مي شود كارگردان بطور مثال از پنجاه درصد عنصر بازيگري كه «بيان درست» باشد، غافل شود…
* اينكه شما مي گوييد بيان درستي ندارند؛ اشاره تان به كدام بازيگرهاست؟
\ مشخصاً در نمايش «يوسف و زليخا» خواننده اصلي مرد، بيان درستي ندارد وكلمات را جويده جويده ادا مي كند.
* ا ين نظر شماست. آحاد مردمي كه مي آيند و كار را مي بينند نظر شما را ندارند. هرشب ما بيشتر از هفتصد، هشتصد و يا نهصد تماشاگر داريم وآنها چنين برداشتي ندارند. البته من برداشت شما را براي خودتان ، بسيار محترم مي دانم. بسيار هم خوب است . اما اين برداشت مردم نيست. مردم جور ديگري دارند با نمايش حركت مي كنند. خب شما هم سليقه شخصي خودتان را داريد. وخيلي هم خوب است . اما شما اصلاً نمي توانيد اين را به عنوان يك برچسب به كار بزنيد.
\ اما جداي از بحث برچسب و تهمت وازاينگونه برداشتها، درحال حاضر من مشخصاً درباره نمايش شما حرف نمي زنم. بلكه درباره موجي صحبت مي كنم كه با نمايش هاي شما به راه افتاد. به نوعي مانند شعرآزاد كه شاعر را از قيد وزن رها كرد و به بعضي ها اين آزادي را داد كه هرچيزي را شعر بدانند. كارگردان تصور مي كند كه هرچيزي را مي تواند تئاتر بداند. در اجرا هم به همان نسبت سهل انگاري ديده مي شود بطور مثال بازيگر روي صحنه مي رقصد درحالي كه هنوز راه رفتن درست روي صحنه را نمي داند…
* ببينيد، من فكر مي كنم كه شما به كلي از مقوله تئاتر ، اصلاً اطلاعي نداريد. متأسفم كه اين حرف را به شما مي زنم. به دليل اينكه، كسي كه نتواند راه برود، حتماً نمي تواند حركات موزون انجام بدهد. وقتي ما يك كاري داريم انجام مي دهيم خيلي بادقت هرروز بچه ها تمرين بدني مي بينند. تمرين صداو بيان مي بينند. و اگر داراي اين ويژگيها نباشند، اصلاً نمي توانند دراين نوع كار شركت كنند. اين كار با متخصصين طراز اول شكل گرفته است و بازيگراني كه انتخاب شده اند، از صافي هاي دشواري رد شده اند تا توانستند عهده دار اين نقش ها بشوندو البته ممكن است سليقه شما اين باشد كه خيلي هم خوب است . اما دراين كار نمي گنجد.
\ مسأله اينجاست كه بعيد مي دانم لزومي داشته با شد كه حتماً تاريخ تئاتر جهان را از بر كرده باشيم تا تشخيص بدهيم خواننده اصلي نمايش شما تپق مي زند ويا كلمات را درست ادا نمي كند. بطوري كه حداقل دراجراي روز چهارشنبه ، خيلي از كلمات شنيده نمي شد.
* شما مشكل شنوايي نداريد؟
\ خير
* من فكر مي كنم احتمالاً ممكن است دقت لازم را نكرده باشيد. چون تماشاگران ما هرشب با ما حرف مي زنند ومن به نظراتشان بسيار دقيق گوش مي دهم و اگر احساس كنم كه مشكلي هست، برطرفش مي كنم.
\ يعني همه تماشاگراني كه با شما صحبت مي كنند واز نمايش تان تعريف مي كنند، اطلاعات نمايشي شان كامل است ؟
104019.jpg
* به هرحال من فكر نمي كنم كه خودشان را برگزيده مردم ايران بدانند. اين روحيه را من اصلاً دوست ندارم وكساني كه به اينجا مي آيند وكار را مي بينند تماشاگراني هستند كه به خودشان زحمت داده ند و با يك نوع فروتني آمده اند واگر من احساس كنم كه كسي كه با من حرف مي زند ويا به نوعي وارد مقوله نقد مي شود با فروتني حرف نمي زند من اصلاً با او حرف نخواهم زد . افرادي كه اينجا مي آيند اعم از دارا و ندار، محصل و… همه شان هوش مساوي دارند وشايد از شما هم بيشتر داشته باشند وبراي من خيلي جالب است كه مي بينم آدمي كه به ظاهر عامي مي آيد . در مورد كار نكاتي را يادآور مي شود كه براي من بسيار جالب است . ببخشيد، چقدركار تئاتر كرده ايد؟
\ شما در هرمصاحبه تان ، همه اين سؤالها را مي پرسيد؟
* نه خب من بايد بدانم با چه كسي حرف مي زنم وآيا او اصلاً هم سخن من هست يا خير.
\ ببينيد خانم صابري ، هرچند من فكر نمي كنم در هيچ كجاي دنيا رسم باشد كه منتقد الزاماً كار تئاتر كرده باشد. با وجود اين سؤالهايي كه من طرح مي كنم الزاماً سؤال هاي شخص من نيست. بلكه سؤالهاي يك سري از آدم هاست كه سالها مثل شما در تئاتر اين مملكت كار كرده اند، قلم زده اند ونمايش به روي صحنه برده اند .
* خب ، شما اگر سؤال كس ديگري را مطرح مي كنيد؛ من به شما جواب نمي دهم. من به سؤال خودتان جواب مي دهم.
\ به هرحال چه بخواهيد وچه نخواهيد ، اين سؤالها پيرامون نمايش شما مطرح اند. شما مي توانيد به آنها جواب ندهيد اما نمي توانيد ادعا كنيد كه وجود ندارند.
* خير ، من به سؤالات شما جواب مي دهم . اصلاً هم اشكالي ندارد. به اين دليل كه شما از روزنامه اي مي آييد كه اعتبار دارد. اما در حد يك علاقه مند تئاتر. بفرماييد.
\ حضور سه خواننده، به شكلي كه كاملاً لباس صحنه را هم پوشيده اند چه لزومي دارد درحالي كه هيچ گونه عمل نمايشي اي از آنها سرنمي زند وفقط از صدايشان استفاده مي شود كه مي توانست از بيرون هم بيايد؟
* خب ببينيد. وقتي شما اين طور صحبت مي كنيد؛من هيچ گونه حرفي ندارم كه به شما بزنم. ببخشيد. اصلاً شما هيچگونه اطلاعاتي راجع به نوع كار من نداريد.
\ البته ، شما لطف داريد. اما چطور مي شود نوع كار شما را شناخت وقتي حركات بازيگران شما چيزي بين حركات آييني ژاپني، رقص هاي ايراني ، فيگورهاي بودايي و اداهاي لمپن هاي دهه چهل ايراني است و لباس شان هم چيزي است بين كلاه مغولي و رداي يوناني وپيراهن مينياتورهاي ايراني و دشداشه عربي ؟ شما قبل از هرچيز، يك كتاب درباره نوع كارتان بنويسيد تا بعد ببينيم آيا دراين چارچوب درست حركت كرده ايد يا خير؟ به اين دليل من نقد نمي نويسم وگفت وگو مي كنم چون اعتقاد دارم بايد صداي ديگري را هم شنيد و به اين دليل به اينجا آمدم چون تصور مي كنم كه شما كه با ا دغام متون اسلامي و مسيحي ويهودي ادعا مي كنيد اينها در متن با هم به گفت وگو مي نشينند حداقل با يك گفت وگوي ساده اين همه عصباني نمي شويد.
* وقتي شما با اين لحن صحبت مي كنيد؛ من اصلاً با شما مصاحبه نمي كنم.
\ به هرحال بي نهايت از همين مقدار لطف وهمراهي شما هم متشكرم.
در نشست پاريس اعلام شد
گزارشي از برندگان جايزه معماري آقاخان در ايران
104073.jpg
مديراجرايي جايزه معماري آقاخان كه مركز آن در ژنو سوئيس است، درجلسه ماهانه انجمن آرشيتكت هاي ايران درپاريس از برندگان اين جايزه معماري دركشورهاي اسلامي گزارش داد.
به گزارش «بي.بي.سي»، درخشاني درمورد سابقه اين جايزه گفت: هميشه اين سؤال مطرح بود كه چرا دركشورهاي اسلامي آثارمعماري برجسته اي مشابه اروپا و آمريكا به وجودنمي آيد.
درسال ۱۹۷۷ بود كه آقاخان به اين مسأله توجه كرد و بهترين راه را ايجاد يك جايزه بزرگ معماري براي بناهاي ساخته شده دركشورهاي اسلامي ديد.
وي درباره طرح هاي ايراني كه دراين مدت موفق به دريافت جايزه شده اند از چهارطرح نام برد كه به گفته او نسبت به طرح هاي ساير كشورها كه توجه هيأت داوران را جلب كرده اند، رقم ناچيزي است.
به گزارش بي.بي.سي، نخستين پروژه اي كه از ايران موفق به دريافت اين جايزه شد طرح خانه سازي «شوشترنو» درخوزستان بود كه دراصل يك شهرك كارگري است و ساختمان آن پيش از انقلاب اسلامي شروع شده بود و درزمان انقلاب پايان يافت.
به گفته فرخ درخشاني، جايزه ديگري كه درسال ۱۹۹۰ اهداشد به طرح مرمت سه ساختمان چهل ستون و عالي قاپو و هشت بهشت دراصفهان بود.
وي درادامه افزود: درسال ۲۰۰۱ دوپروژه ايراني برنده جايزه شدند كه يكي از آنها طرح «زندگي تازه براي بناهاي قديمي» و ديگري طرح «باغ فردوسي» درنياوران تهران است.
دبير هيأت رسيدگي به مراكز فرهنگي و هنري خبرداد
اشتغال بيش از ۶۰هزارنفر در مؤسسات فرهنگي و هنري كشور
بيش از ۶۰هزار نفر در دوهزارمؤسسه فرهنگي ـ هنري سراسركشور مشغول به كار شده اند.
به گزارش خبرنگار «ايران» جوادعليزاده دبيرهيأت رسيدگي به امور مراكز فرهنگي ـ هنري وزارت ارشاد، روزگذشته طي نشستي مطبوعاتي با اعلام اين خبرگفت: درحال حاضر ۱۴۱۶ واحد (۶۶درصد) ازمؤسسات يادشده دراستان تهران فعاليت دارند و مابقي درساير شهرستان هاي كشور استقرار يافته اند.
وي افزود: اكنون مدت زمان صدورمجوز براي اين مؤسسات از ۳سال به دوهفته كاهش يافته و كارشناسان دبيرخانه اين هيأت در كوتاهترين زمان ممكن به پرونده هاي ارسالي رسيدگي مي كنند.
عليزاده فعاليت اين مؤسسات را در راستاي كاهش تصدي گري دولت در امورفرهنگي كشور دانسته و گفت: به رغم آن كه اين مراكز فرهنگي، خصوصي هستند ما جهت تقويت آنها و به كارگرفتن برخي حمايت هاي مالي نظير اعطاي وام و خريدمسكن، با بانك ها و همچنين كميسيون فرهنگي مجلس واردمذاكره شده ايم و امسال نيز بنا به توافق كميسيون فرهنگي مبالغي براي فعاليت آنها اختصاص خواهديافت.
بنابه اين گزارش دبير هيأت رسيدگي به مراكزفرهنگي ـ هنري همچنين از برگزاري همايشي درباره اين مراكز خبرداد و گفت: اين همايش با هدف مطرح ساختن مشكلات و موانع موجود برسرراه فعاليت مراكز فرهنگي، ايجاد ارتباط ميان مديران دولتي و مسؤولان مراكزفرهنگي، آشنايي مديران مراكز با يكديگر، تبيين نقش مؤسسات فرهنگي ـ هنري درتوسعه فرهنگي كشور و استفاده از آراي كارشناسان و صاحبنظران، توسط مؤسسات فرهنگي درروز ۲۲دي ماه برگزارمي شود.
وي ادامه داد: تاكنون ۲۰مقاله به دبيرخانه همايش ارسال شده و تعدادي از استادان دانشگاه نيز درحال نوشتن مقالاتي براي ارائه دراين همايش هستند.
عليزاده درپايان عمده ترين مشكل مؤسسات فرهنگي ـ هنري را عدم شناخت مسؤولان مملكت نسبت به فعاليت هاي اين مؤسسات و برخي موانع قانوني دانست كه طي پيشنهادي به شوراي عالي انقلاب فرهنگي اميد مي رود تا اين موانع قانوني برداشته شوند.
بهمن فرمان آرا:
من اعتراف مي كنم!
104067.jpg
بهمن فرمان آرا كارگردان فيلم «خانه اي روي آب» در واكنش به توقف نمايش اثر خود، طي نامه اي به وزير ارشاد به اين مسأله اعتراض كرد.
به گزارش ايرنا، در اين نامه آمده است: نزديك به يك سال از جشنواره بيستم فيلم فجر و زماني كه من از دست جنابعالي سيمرغ بلورين بهترين فيلم را دريافت كردم مي گذرد، اما با وجود گرفتن پروانه نمايش از وزارت ارشاد، سرنوشت اكران عمومي اين فيلم در دالانهاي پيچ در پيچ و تاريك ملوك الطوايفي فرهنگي اين سرزمين نامعلوم است. فرمان آرا با اشاره به روند مشكلات به وجود آمده براي نمايش اين فيلم در سينماها ادامه داده است: در آخرين دقايق وقت اداري دو هفته پيش، حكمي از قوه قضاييه به يكي از مديران شما ابلاغ شده كه به استناد ماده قانون «دستگيري قبل از ارتكاب جرم» بايد از اكران عمومي فيلم «خانه اي روي آب» جلوگيري شود. كارگردان اين فيلم در بخش ديگري آورده است: به عنوان نويسنده، تهيه كننده و كارگردان فيلم به جرايم زير اعتراف مي كنم، اول، قبول مي كنم كه اعتماد من به پروانه ساخت آن وزارتخانه بسيار ساده لوحانه بوده است، قبول مي كنم كه به دليل انگيزه حقير و بازيافت سرمايه، اينجانب به ۷ اصلاحيه منجمله حذف چهار آيه از سوره مباركه بقره قرآن مجيد تن داده ام و قبول دارم كه به جرم اجابت خواسته هاي نامه اي كه هويت فرستنده اش براي من مجهول بود، ۵ اصلاحيه ديگر نيز در فيلم خود انجام دادم.
اجراهاي موسيقي در تهران
• تالار وحدت ـ كنسرت موسيقي آذربايجان (ويژه بانوان)، ۵ ۶، و۷ دي، ساعت .۱۵
ـ موسيقي سنتي گروه «گلبانگ» به سرپرستي و آهنگسازي «بهناز ذاكري» ، ۵ و ۶ دي ماه، ساعت ،۲۰‎/۳۰ خيابان حافظ، خيابان استاد شهريار، تلفن: .۶۴۱۱۷۱۱

•تالار انديشه ـ كنسرت موسيقي كلاسيك هندوستان (راگا): ششم دي ماه، ساعت ،۱۸‎/۳۰ تقاطع خيابان حافظ و سميه، تلفن: .۸۸۹۷۵۴۶

• تالار فارابي ـ اجراي گروه موسيقي «نوين»، ۵ و۶ دي، ساعت ،۱۹‎/۳۰ چهار راه وليعصر، دانشگاه هنر، تلفن: .۶۴۶۴۰۵۳
امروز با بهمن بازرگاني
بهمن بازرگاني متولد ۱۳۲۳ اروميه است و در رشته راه و ساختمان از دانشكده فني فارغ التحصيل شده است.
بازرگاني از اوايل دهه شصت كار نوشتن را با چاپ مقالات در نشريات ادبي ـ فرهنگي شروع كرد و اخيراً كتاب «ماتريس زيبايي» را پيرامون پست مدرنيسم و زيبايي شناختي تأليف كرده كه با اقبال محافل ادبي روبرو گرديد.

* آقاي بازرگاني، چرا نام كتاب را «ماتريس زيبايي» انتخاب كرديد، چون واژه ماتريس را با تعريفي نه چندان دقيق، حجمي با اشكال مستطيل مي دانند.
\ ماتريس با تعريف خيلي قديم، معناي رحم مي دهد، كه منشأ زايندگي است. ماتريس را در تعريف امروز چيزي شبيه جدول كلمات متقاطع منتها با اعداد كم مي دانند. مثلاً بر چشم ما ماتريسي كشيده شده كه مدام شبكه هايش تغيير مي كند. يا چشم قورباغه كه مي گويند چهارصد عدسي دارد. منظور من از ماتريس هردو معنا بود.

* شما در اين كتاب دو تأويل از پست مدرنيسم ارائه مي دهيد. خودتان به عنوان يك منتقد به كدام يك از اين تأويل ها باور داريد؟
\ من تا اوايل ۷۸ پست مدرن را يك فضاي مسطح مي دانستم كه در آنجا ارزشها همسان مي شود و يا از بين مي رود. بعد از آن پست مدرن را يك مرحله بين الفضايي ديدم، يك مرحله انتقالي بين يك فضا و فضاي ديگر.

* چه شد كه براي خوانش يك اثر از منظر زيبايي شناسي پست مدرنيستي رمان كلاسيك «بينوايان» را انتخاب كرديد. نه مثلاً رمان «سلاخ خانه شماره پنج» كه يك رمان پست مدرن است؟
\ من مي خواستم نشان بدهم كه اصولاً تعابير درفضاهاي مختلف باتوجه به زيبايي شناسي متفاوت هر فضا چه قدر با يكديگر فرق دارند. منظور من بيشتر اين بود كه بينوايان را انتخاب كردم و چون رماني معروف است برحسب تصادف انتخاب شد.

* در اين كتاب بحث «فضاي جاودانگي مذهبي» مطرح مي شود. اين فضا با فضاي پست مدرن چه همخواني دارد؟
\ فضاهاي فرافردي را كه آدم هاي زيادي تجربه اش كردند، يا از زوايه ديگر اگر بخواهيم ببينيم، دوران هاي متفاوت تاريخي ايجاد شده، يكي فضاي حلقوي مي دانم كه در آن جا تصور از زمان، يك زمان زيبايي شناختي و حلقوي، يعني تكرار شونده است. بعد زمان جاودانگي است كه يك حركت روبه جلو در آن مطرح مي شود. اين حركت رو به جلو يكي اش مذهبي است و يكي اش غيرمذهبي. من فضاي جاودانگي را به دو قسمت مذهبي و جاودانگي ميرا كه خردگرايي در آن مطرح مي شود، تقسيم كردم. ولي هر دو ويژگيهاي جاودانگي را دارند.

* در همين بحث مطرح مي كنيد، كه در فضاي مذهبي، معرفت از دو طريق كاملاً متفاوت حاصل مي شود. يكي از طريق انديشه و تعميق است كه به حكيم مي رسد ويكي هم از راه ايمان و رؤيت كه به عارف مي رسد. آيا اين دو طريق قابل جمع نيست؟
\ در خود فضاها نگاهها به شكلي هست كه ما نمي توانيم بر آنها تحميل كنيم چون زيبايي شناسي آن فضا، اين نگاه را به ما تحميل مي كند و همين نوع نگاه تعابيري آن فضا را نسبت به فضاهاي ديگر متفاوت مي كند. علومي كه در آن فضا هم ايجاد مي شوند، متأثر از اين مسأله است. اين ناشي از مشخصات كانون زيبايي و آن فضاهاست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |