چهارشنبه ۴ دي ۱۳۸۱ - ۲۰ شوال ۱۴۲۳
Wed, Dec 25, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
سخني با چكناواريان و برگزاركنندگان پانزده شب موسيقي كلاسيك در تالار وحدت
• براي علاقه ومحبت آقاي چكناواريان به ملت ايران ارزش زيادي
قائل هستيم اما در روي صحنه وقبل از اجراي يك اثر پراحساس و پرمحتوا نيازي به ابراز اينگونه احساسات كه توجه شنونده را جلب كرده و از موسيقي منحرف كند نيست
سخني با چكناواريان و برگزاركنندگان پانزده شب موسيقي كلاسيك در تالار وحدت
فرصتي براي آموزش كه از دست رفت!
• براي علاقه ومحبت آقاي چكناواريان به ملت ايران ارزش زيادي
قائل هستيم اما در روي صحنه وقبل از اجراي يك اثر پراحساس و پرمحتوا نيازي به ابراز اينگونه احساسات كه توجه شنونده را جلب كرده و از موسيقي منحرف كند نيست
104121.jpg
سه سال پيش لوريس چكناواريان با همكاري اركستر فيلارمونيك ارمنستان با اجراي چند كنسرت در تالار وحدت شور و هيجان كم نظيري در ميان دوستداران موسيقي كلاسيك بوجود آورد و پس از سالها سكوت و بي خبري نوراميدي دل دوستداران موسيقي كلاسيك را روشن كرد.
با شناختي كه از چكناواريان داشتم او را بهترين و مناسب ترين فرد براي آغاز چنين فعاليتي در موسيقي كلاسيك مي ديدم و هزاران ايده و تصور كه سالها در مغزم رسوب كرده بودند از نوجان گرفته و روزهاي پيشرفت و شكوفايي اين نوع موسيقي را در ذهنم زنده كرد.
در تمام سالهاي گذشته كه در زمينه هنري و آموزشي فعاليت كرده ام با استعدادهايي جوان ومشتاق به موسيقي كلاسيك كه زمينه اي براي پرورش و شكوفايي آنها وجود نداشت در ارتباط بودم و به همين دليل شور و انرژي و خصوصاً توانايي هنري لوريس چكناواريان در اين كنسرتها را حركتي مناسب و مثبت براي همين گروه از اجتماع تشخيص دادم.
بايد بپذيريم كه هنرمندان فعال در اجتماع ما وظيفه اي سنگين و نيز حساس تر از هنرمنداني دارند كه در يك اجتماع آشنا با موسيقي كلاسيك، برنامه اي عرضه مي كنند.
اما آنچه كه در اولويت قرار دارد داشتن هدف از اجراي چنين برنامه هايي است واصولاً بايد بدانيم آيا هدفي وجود دارد يا با موسيقي كلاسيك نيز مانند دسته گلي زيبا كه عمر كوتاهي دارد مواجه شده ايم؛ دسته گلي كه تا وقتي زيبايي آن را حس مي كنيم آن را در بهترين مكان و در مقابل چشم مي نهيم و پس از پايان طراوت وزيبايي اش آن را در سطل زباله جاي مي دهيم و همه چيز پايان مي پذيرد؟! اجتماع ما نيازمند پرورش گل وگياهي است كه دائمي و قابل ازدياد باشد و نه لحظه اي و كوتاه؛ زيرا موسيقي كلاسيك جاوداني است و گذشت زمان نه تنها از جلا و عظمت آن نكاسته بلكه از آغاز نيز پرمحتوا تر و عميق تر در دنيا عرضه مي شود. آهنگسازاني چون باخ، موتزارت، بتهوون، برامس، مالر... و هنرمنداني چون توسكانيني ، فورت ونگلر، روبينشتاين... در حال حاضر كه سالها از مرگ آنها مي گذرد بيش از زمان حياتشان محبوب و شناخته شده اند.
اين مهمترين و والاترين وجه تمايز موسيقي كلاسيك از ساير انواع موسيقي از جمله موسيقي پاپ است.
نكته دوم كه از اهميت خاصي برخوردار است جنبه آموزشي اجراي اين نوع كنسرتها است كه ازهنرمندي باتجربه و دنياديده و پرشوق چون آقاي چكناواريان اين انتظار را داريم كه به اين مسأله مهم واساسي اهميت داده و در انتخاب آثار خصوصاً نحوه برگزاري كنسرتها توجه بيشتري داشته باشند.
بي ترديد منظور از آموزش اين نيست كه روي صحنه تدريس شود، ولي با انتخاب آثار مناسب براي چنين اجتماعي و اجراي آنها به صورت كاملاً جدي و سنگين كه لازمه اين سبك از موسيقي است اولين قدم در جهت آموزش صحيح برداشته شود.
موسيقي كلاسيك يك موسيقي جدي است و افرادي از آن لذت مي برند كه نسبت به آن شناخت داشته باشند؛ علاوه برآن موسيقي كلاسيك «موسيقي محض» است و نيازي به هيچگونه تزئين ندارد؛ درست همانگونه كه در ويژه نامه تالار وحدت از قول آقاي چكناوريان گفته شده:
«موسيقي تولديافته كه مردم دنيا فارغ از كلام وزبان با نت ها و گوش هايشان با هم سخن بگويند»
موسيقي كلاسيك نيازي به كلمه وبيان ندارد واين حقيقتي است كه بايد به آن احترام گذاشته و رعايت شود. هنرمند نيازي به ابراز عشق به شنوندگانش ندارد زيرا عشق او در هنر او و ارائه هنرش خلاصه مي شود وعظمت وشكوه اين نوع موسيقي درهمين بيان بي كلام است.
براي علاقه ومحبت آقاي چكناواريان به ملت ايران ارزش زيادي قائل هستيم اما در روي صحنه وقبل از اجراي يك اثر پراحساس و پرمحتوا نيازي به ابراز اينگونه احساسات كه توجه شنونده را جلب كرده و از موسيقي منحرف كند نيست.
از همين جاست كه گامي به اشتباه در زمينه آموزش برداشته شده وتصويري غلط در ذهن افرادي كه از موسيقي كلاسيك اطلاع چنداني ندارند به وجود آمده ودرنتيجه برداشتي ديگر ازاين برنامه ها خواهند داشت . آقاي چكناواريان !! تحت تأثير تشويق حاضران و دست زدن وسوت كشيدن و پرتاب گلهاي رزي كه به همين منظور داده شده قرار نگيريد واگر به اين مردم وملت علاقه داريد عشق خود را عميق تر و اساسي تر عرضه كنيد. شما از بهترين خصوصيات يك رهبر اركستر ومهمترين فاكتور يك موزيسين خوب برخوردار هستيد پس روشي در پيش بگيريد كه آرام آرام به اين همه دوستدار كم اطلاع از موسيقي كلاسيك، نحوه صحيح برخورد و لذت بردن از آن را بياموزيد تا تفاوت يك كنسرت كلاسيك و يك واريته را بشناسند.
هيچ ا يرادي به اجراي قطعات ساده و پرشور وحال كه گاهي شنوندگان نيز به طريقي با اركستر همراهي كنند نيست ولي اجراي همزمان اين دونوع موسيقي كه يكي نياز به سكوت وتمركز حاضران دارد و ديگري با ابراز احساسات وپايكوبي شنوندگان توأم است صحيح به نظر نمي رسد.
توانايي هنري شما در حدي است كه قادر به جذب هنردوستان هستيد ونيازي به كار اضافي نيست.
فستيوالي در پانزده شب ترتيب داده و ويژه نامه اي مفصل ومملو از ستايش تهيه مي شود ودرآخرين صفحه ازاين ويژه نامه متذكر مي شوند كه اين فستيوال به مناسبت صدمين سال تولد آرام خاچاطوريان آهنگساز شوروي سابق (ارمنستان) است .
هر شب نيز يك يا چند قطعه كوتاه از اين آهنگساز در برنامه گنجانده شده اما حتي يك كلمه درباره اين آهنگساز و يا يك تصوير از او در اين ويژه نامه وجود ندارد.
و اصولاً صدمين سال تولد او مطرح نيست، درحالي كه تمام صفحات پر از تصاوير ومطالب مربوط به آقاي چكناواريان مي باشد جالب اينكه گفت وگوهايي كه به چند نكته منفي اشاره شده بود به چاپ نرسيد در حالي كه نقد صحيح هميشه سازنده بوده و به بهتر اجرا شدن برنامه ها و آگاهي مجريان كمك مي كند.
طبيعي است كه مختصري از شرح حال خاچاطوريان و معرفي آثارش و حداقل يك تصوير از او بسيار ضروري بود تا حاضران در اين برنامه ها بدانند اين آهنگساز بزرگ بجز رقص شمشير و لزگي آثار باارزش ديگري نيز دارد و همين نكات كوچك و پراهميت نشان دهنده عدم توجه و اهميت ندادن به جنبه هاي آموزشي در اين برنامه هاست.
علاوه بر آن در اين ويژه نامه پانزده برگي ساده ترين و ابتدايي ترين كار كه تهيه يك برنامه دوبرگي براي هر كنسرت است انجام نمي شود و اين در حالي است كه برخي حاضران در كنسرتها ممكن است ويوالدي را از موتزارت و مشايخي تشخيص ندهند و حتي اركسترسازهاي زهي رااركستر سمفونيك تلقي كنند. در كليه مراكز هنري دنيا اعم از لندن، وين، پاريس، نيويورك، سالزبورگ و حتي كوچكترين شهرها و دهكده ها با اينكه درصد زيادي به دليل فرهنگ بالايي كه در اين زمينه دارند و آهنگسازاني چون باخ، موتزارت، بتهوون، چايكفسكي و... را مي شناسند باز هم مختصري از زندگي آهنگسازان و چند جمله كوتاه درباره اثري كه اجرا مي شود در برنامه قيد شده و خصوصاً با نام بردن قسمتهاي مختلف يك اثر كه از چند بخش تشكيل شده مانع تشويق بي موقع حاضران مي شوند تا تمركز رهبر و نوازندگان اركستر دچار اختلال نشود و بااين حال قابل پذيرش نيست كه برگزاركنندگان يك فستيوال پانزده شبه به اين نكته بسيار بااهميت تا اين اندازه بي توجه باشند.
104118.jpg
و اما نحوه فروش بليت كنسرتها و قيمت آن...
در همه جاي جهان اعم از مركز ارائه دهنده كنسرتهاي كلاسيك، اپرا، بالت و يا واريته و موسيقي پاپ، هر رديف صندلي ها بنا به مرغوبيت آن از جهت ديدن صحنه و يا شنيدن برنامه، قيمتي ويژه دارد؛ اما در تالار وحدت چه صحنه قابل ديدن باشد يا نباشد، نشسته يا ايستاده، از رديف اول پايين تا بالكن سوم رديف آخر، همه يك قيمت... معلوم نيست چه كساني چنين تصميمهايي مي گيرند كه تا اين حد به استانداردهاي اينگونه برنامه ها بي توجه هستند. اگر در برگزاري اين كنسرتها كوچكترين اهميتي به قشر دانشجو و محصلين داده مي شود، حداقل مي بايست تخفيف ويژه اي نيز براي اين گروه از جامعه كه در واقع بايد در رديف اول اهميت قرار گيرند درنظر گرفته مي شد.
بايد تأكيد كنم كه هدف از ارائه اين نظرها، تنها رفع نواقص و اشكالات اجرايي اين نوع برنامه هاست و هرگز جنبه منفي نگري مدنظر نبوده است؛ بلكه با هدف پيشرفت و رونق بيشتر اينگونه برنامه ها در آينده نوشته شده اند.
در برنامه هاي دو هفته اخير، همه مهره هاي خوب و لازم وجود داشتند... يك اركستر زهي متشكل از نوازندگان مسلط و يك رهبر توانا و پرانرژي مانند لوريس چكناواريان و نيز سوسياليستهايي چون آذين موحد، رافائل ميناسكانيان، خاچيك بابايان...، هنرمندان ممتاز ايراني و همين طور گوتليب واليش پيانيست جوان و موفق ايراني ـ اتريشي و يا نوازنده ويلن بسيار جوان «هراچيك آوانسيان» كه همگي قابل ستايش هستند برگزاركننده اين برنامه ها بودند اما با بي توجهي به مسائل به ظاهر پيش پا افتاده اي كه اشاره شد، نتيجه مثبتي كه از اين مجموعه زيبا مي توان انتظار داشت ـ دست كم براي يك شنونده حرفه اي ـ حاصل نشد.
بازآفريني آثار هنري از دوران سلجوقي تا قاجار
104214.jpg
نمايشگاه گروه «ترنگ» كه به بازآفريني آثار كتابت، تذهيب، گل و مرغ و خوشنويسي از دوران سلجوقي تا عهد قاجار اختصاص دارد در نگارخانه سيحون برگزار شد.
به گزارش خبرنگار «ايران» اين نمايشگاه توسط «مجيد فداييان»، «پروين حيدري نسب»، «مرواريد زرگر»، «مرضيه قدسي» و «كيانوش معتقدي» برپا شده است. ۲۸اثرارائه شده دراين نمايشگاه، بازآفريني آثار هنري گذشتگان با همان تكنيك ها و روش هاست . به كاربردن طلا ولاجورد به عنوان دو رنگ اصلي تذهيب سنتي، بازسازي كاغذهاي قديمي با همان بافت ها و نقش هاي دوران گذشته، عمل آوري پوست و خوشنويسي برروي آن با خط كوفي ابتدايي قرن سوم از جمله آثاري است كه در اين نمايشگاه در معرض ديد قرارگرفته است. مجيد فداييان، نقاش و متخصص در زمينه هنرهاي سنتي كه بيش از ۱۵سال در اين زمينه ها به تحقيق و فعاليت پرداخته است به ما مي گويد: «هدف از برپايي اين نمايشگاه، بازآفريني قسمتي از ميراث فرهنگي در بخش تذهيب، كتابت، گل و مرغ و خوشنويسي است كه متأسفانه در سال هاي اخير با آثاري به همين نام اما بدون ريشه و توجه به سنت هاي اصيل، اين نوع رشته ها در حال نابود شدن است.» فداييان در گفت و گو با خبرنگار «ايران» تأكيد كرد: «آنچه امروزه به نام تذهيب، گل و مرغ و مينياتور انجام مي شود، آثار سنتي ما نيست. سنت خوب غيرقابل تغيير است. وقتي در اين عرصه ها از سنت هاي قوي بهره مند هستيم، نبايد به چيزهاي ديگر بپردازيم و سعي در تغيير سنت ها داشته باشيم.» گفتني است اين نمايشگاه باعنوان «ديروز، امروز» تا پنجم ديماه در نگارخانه سيحون ادامه خواهدداشت.
برصحنه تئاترهاي تهران
• تالار سنگلج ـ «حسن سنتوري» نويسنده: علي اصغر صفوي، كارگردان: معصومه تقي پور، ساعت ،۱۸ خيابان حافظ، تلفن: ۶۷۱۰۶۷۳

• فرهنگسراي بهمن ـ «خيجو»، نويسنده و كارگردان: محمدرضا پشنگيان، ساعت ۱۵ و ،۱۷ تلفن: ۵۰۵۸۸۳۱

• تالار مولوي ـ «رقص روي ليوان ها»، نويسنده و كارگردان: اميررضا كوهستاني، ميدان انقلاب ساعت ۱۶‎/۴۵
ـ «سرود مترسك پرتغالي»، نويسنده: پيتر وايس، كارگردان دكتر قطب الدين صادقي، ساعت ،۱۸‎/۳۰ تلفن: ۶۴۱۹۸۵۰

• تالار خانه خورشيد ـ «كلفت ها»، نويسنده: ژان ژنه، كارگردان: محمد عاقبتي، ساعت ،۱۸‎/۳۰ تئاتر شهر، تلفن: ۶۴۶۰۵۹۵
امروز با هوشنگ آزادي ور
104238.jpg
گروه فرهنگي: ساير محمدي: «تاريخ تئاتر جهان» سالها پيش در سه جلد توسط نشر نقره و نشر مرواريد با ترجمه هوشنگ آزادي ور منتشر شد و اخيراً جلد يك و دو آن تجديدچاپ شده و مترجم در تدارك به روز كردن جلد سوم آن است. نويسنده اين كتاب اسكار براكت است. «شيوه بيان هنري در فرهنگ سنتي ايران» و مجموعه شعر «پنج آواز براي ذوالجناح» عناوين بخشي از ۹عنوان كتابي است كه به قلم هوشنگ آزادي ور، مدرس و مستندساز خوانده ايم. آزادي ور فوق ليسانس سينما را از دانشگاه ييل آمريكا اخذ كرد و اخيراً جلد دوم «تاريخ سينماي جهان» از ديويد كوك را منتشر كرده است.

• آقاي آزادي ور، ديويد كوك نويسنده كتاب دوجلدي «تاريخ جامع سينماي جهان» در ايران چندان شناخته شده نيست و جايگاه اين كتاب در ميان تاريخ سينما كجاست؟
• • من خيلي تحقيق كردم تا از ديويد كوك اطلاعات بيشتري به دست بياورم. ميسر نشد. چاپ قبلي كتاب را ديدم و مي دانستم استاد دانشگاه است و سينما تدريس مي كند. اين كتاب كه در سال ۹۷ تجديد چاپ شده، يكي از منابع مهم آكادميك تاريخ سينماي جهان در آمريكا است.

• اطلاعاتي كه نويسنده از سينماي ايران مي دهد، از چه منابعي به دست آمده است؟
• • نمي دانم؛ اما به هرحال چون نويسنده يك فرد دانشگاهي است طبيعتاً به سراغ افراد دانشگاهي رفته و در مورد ايران هم اطلاعاتش مربوط به بعد از انقلاب است. يعني زماني كه سينماي ايران به طور جدي در جهان مطرح شد.

• سينماي ماوراي قفقاز و سينماي آسياي مركزي در حيطه سينماي جهان آثار قابل بحثي ندارد كه فصلي به آن اختصاص داده شد؟
• • هرجايي كه سينما را جدي گرفته اند و در هر فرهنگي، نويسنده به آن كشورها پرداخته است، ممكن است لا به لاي اين آثار، مطالبي هم از كشورهايي باشد كه ما با آنها آشنا نبوده ايم. خودم شاهد بودم كه جشنواره هايي از سينماي همين كشورها در آمريكا برپا مي شد. جشنواره هم نشان مي دهد كه آن كشورها به هرحال چند اثر قابل بحث داشتند كه موردتوجه واقع شده است.

• رويكرد نويسنده كتاب به آثار سينمايي از منظر سياسي پررنگ تر است يا از منظر هنري؟
• • جواب من، يك جواب شخصي است و برداشت من از كتاب است. فكر مي كنم رويكرد نويسنده از منظر سياسي پررنگ تر بود. چون رويكرد اين كتاب نوعي جامعه شناختي و يك نوع تمدن سينماست. اخلاق اين كتاب، اخلاقي است كه از منظر زبان جهان امروز، زبان سمعي و بصري است. درنتيجه نويسنده، جامعه شناسي سينما و پشت پرده سينما برايش مهمتر بوده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |