|
ليست كامل
|
|
|
|
|
|
ساخت ۱۵
|
|
|
|
رالي پاريس ـ داكار
|
|
|
|
هاسل بنك در انتظار
|
|
|
|
|
|
|
|
استقلال يك ـ سايپا۲
• اما حضور او هم نتوانست مانع باخت استقلال شود. تيم آبي تهران در حالي كه بعد از نتايج ضعيف هفته هاي اول، آرام آرام به صدر جدول نزديك شده بود، مقابل سايپا يك به دو بازي را باخت.
|
|
|
|
پشت پرده رقابت براي رياست فدراسيون فوتبال
|
|
|
|
بگوويچ:
|
|
|
|
اگر ميزبان قبول كند
|
|
|
|
گفت و گو با
|
|
|
|
براي اولين باردرتاريخ ـ جوانان بسكتبال ايران نايب قهرمان آسيا شدند
• در ديدار پاياني هفدهمين دوره مسابقات بسكتبال قهرماني جوانان آسيا كه در كويت برگزار شد، تيم ايران در وقتهاي اول و دوم شانه به شانه با حريف خود به جمع امتياز پرداخت و در پايان با نتيجه ۸۱ بر ۷۰مغلوب حريف قدرتمند خود شد.
|
|
|
|
يادداشت
|
|
|
|
|
ليست كامل
تيم منتخب جهان مقابل يوونتوس
برونو متسو مربي فرانسوي تيم العين كه هدايت تيم منتخب جهان را براي رويارويي با يوونتوس بر عهده دارد. اسامي نفرات موردنظر خود را براي حضور در اردو به شرح زير اعلام كرد. سرجيو اووچينيكوف از روسيه ـ آنتونيوس نيكوپولوس از يونان ـ محسن مصبح از امارات ـ پير عيسي از آفريقاي جنوبي ـ ايگو دوليابي و ولاديمير يوگوويچ از يوگسلاوي ـ جوزپه سينيوري، ماركو سيمونه و فابيو گالانته از ايتاليا ـ آندرياس هرتزوگ از اتريش ـ بولنت توركمان از تركيه ـ زوانيمير سولدو از كرواسي ـ آرتيم ساكري از مقدونيه ـ تاريبووست از نيجريه ـ ژرژوه آ از ليبريا ـ علي كريمي از ايران ـ هاني رمزي از مصر ـ رضا بوگدانوويچ از بوسني ـ نواف التمياط از عربستان ـ ما مينگ يو از چين ـ تاهيرو ناكامورا از ژاپن ـ نورالدين نيبت از مراكش ـ گابريل باتيستوتا از آرژانتين ـ عدنان الطالياني از امارات. رونالدو نيز به اين تيم دعوت شده بود ولي اعلام كرده است كه در اين رقابت شركت نخواهد كرد. اين بازي براي قدرداني از زحمات عدنان الطالياني در تيم ملي امارات روز ۱۳ديماه برگزار خواهد شد.
|
|
|
|
|
پورحيدري : زمستان وقت فوتبال نيست
منصور پورحيدري سرمربي تيم صنعت نفت آبادان گفت: اگر بخواهيم شرايط و امكانات در ايران را در نظر بگيريم برگزاري مسابقات ليگ برتر در زمان فعلي به صلاح نيست و ما مي توانيم بازيها را اوايل اسفندماه هرسال آغاز كنيم و قبل از آغاز زمستان سال بعد به پايان برسانيم زيرا در شرايط فعلي با امكانات اندكي كه ما در اختيار داريم و با توجه به فصل بارندگي و خرابي زمينها برگزاري مسابقات در زمان فعلي باعث زيان تيمها مي شود.
|
|
|
|
|
ساخت ۱۵
ورزشگاه ۱۵هزار نفره
يكصدميلياردريال براي ساخت ۱۵ورزشگاه ۱۵هزارنفري در لايحه بودجه سال۱۳۸۲ پيش بيني شده است. تلاش هايي براي افزايش بودجه ساخت ورزشگاهها ونيز برنامه هاي متعددي براي رشته هايي كه شانس قهرماني در آنها بيشتر است در نظر گرفته شده است. به نظر مي رسد در لايحه در دست بررسي بودجه سال آينده توجه خاصي به اعتبارات ورزش شده است.
|
|
|
|
|
رالي پاريس ـ داكار
از ايران مي گذرد
دبير فدراسيون اتومبيلراني و موتورسواري گفت: براي نخستين بار يك دوره رقابتهاي اتومبيلراني، موتورسواري و صحرانوردي جهاني به مدت ده روز در ايران برگزار خواهد شد. «حسين خداپرست» در گفت وگو با ايرنا افزود: اين رقابتها هشتمين مرحله ازتور جهاني پاريس ـ داكار است كه اتومبيلرانان شاخص جهان در آن شركت دارند. وي از بازديد سه نماينده فرانسوي مسؤول برگزاري اين مسابقات از ايران خبر داد و افزود: اين مسابقات ازتهران آغاز و در اصفهان به پايان مي رسد.
|
|
|
|
|
هاسل بنك در انتظار
پيشنهاد بارسلونا
جيمي فلويد هاسل بنك مهاجم هلندي تيم چلسي منتظر پيشنهاد تيم بارسلونا است. مدير برنامه هاي هاسل بنك ضمن اعلام اين مطلب گفت: جيمي رابطه بسيار خوبي با رانيري سرمربي تيم دارد اما به هيچ عنوان نمي توان از كنار نام بارسلونا گذشت. در صورت ارائه پيشنهاد از سوي مسؤولان اين باشگاه اسپانيايي به طور حتم هاسل بنك را راهي نيوكمپ خواهيم كرد. اين بازيكن ۳۰ساله سابقه حضور در تيمهاي اتلتيكو مادريد، ليدزيونايتد و بوآويشتا را دارد.
|
|
|
|
|
جدول گلزنان ليگ امارات
۹گل: كريستين از دوبي ۸گل: سيمبا نداي از النصر، ژرژوه آ از الجزيره ۷گل: فرهاد مجيدي از الوصل، حسن علي ابراهيم از الاهلي و محمد عمر از العين علي دايي هم در معدود بازيهايي كه با لباس الشباب به زمين رفته ۵گل زده است. در بازي اين هفته الوصل ـ الشباب علي دائي گل اول بازي را وارد دروازه الوصل كرد اما در ادامه فرهاد مجيدي يك پنالتي براي الوصل گرفت و باعث اخراج يكي از بازيكنان حريف شد تا درنهايت الوصل دو بر يك برنده شود. الشباب علي رغم حضور دايي و ميناوند بدون برد باقي ماند.غايب بزرگ اين بازي حامد كاويانپور بود. گفته مي شود او بزودي به پرسپوليس بر مي گردد.
|
|
|
|
|
رنجبر :بعضي ها تأثير خود رابيش از حد نشان دادند
محمدرنجبر، مدير تيم هاي ملي، اعلام كرده كه استعفايش را به سرپرست فدراسيون فوتبال داده، و ديگر حاضر نيست در اين سمت بماند. شبكه خبر تلويزيون در اين مورد گفت و گويي با او انجام داده كه نكات جالبي دارد: بدليل بالارفتن سن و وظايف سنگين مديريت تيمهاي فوتبال ايران شرايط را طوري ديدم كه نمي توانم فرد مفيدي باشم به هم دليل استعفاي خود را به سرپرست فدراسيون فوتبال ارائه دادم و ترجيح دادم فرد جوانتري كه بتواند برنامه هاي فدراسيون را به پيش ببرد جانشين من شود. برنامه هاي فوتبال ايران بسيار سنگين است برنامه هايي از قبيل حضور ايران در مسابقات مقدماتي المپيك آتن و مسائلي از قبيل كنترل سني براي تيمهاي پايه كه ما كمتر به آن توجه كرده ايم و من با توجه به شرايط سني ترجيح دادم فرد جوان و با انگيزه اي جانشين ام شود به همين خاطر استعفاي خود را به مسؤولان فدراسيون فوتبال تقديم كرده ام و براي احراز پست مديريت تيمهاي ملي فوتبال چهار نفر را به فدراسيون معرفي كرده ام كه از ميان آنها فدراسيون يك نفر را انتخاب خواهد كرد. رنجبر در خصوص سفر غيرمترقبه برانكو ايوانكوويچ به كرواسي اظهار داشت: برانكو فرد مفيدي براي فوتبال ايران بود ايشان پس از دو سال كار با كم و كيف فوتبال ايران آشنا شده بود و فدراسيون سعي داشت وي را براي سرمربيگري تيم ملي حفظ كند ولي مسائلي باعث شد كه ايشان به رغم باقيماندن يكماه از مدت قراردادش ايران را ترك كند. مسائلي مانند نوسانات نتيجه نگرفتن و خوب نتيجه گرفتن ايشان را تحت تأثير قرار داد. ما پس از قهرماني تيم اميد در بازيهاي آسيايي زياد به اين مسأله توجه نكرديم حتي برخي تأثير خود را در اين موفقيت بيش از حد نشان دادند و اين در حالي است كه قهرماني تيم اميد در بازيهاي آسيايي بوسان نتيجه تلاش صفايي به عنوان رئيس فدراسيون و برانكو ايوانكوويچ به عنوان سرمربي تيم بود و نقش بقيه افراد منجمله خود من در اين پيروزي بسيار كم بود برانكو نيز چندي پيش خواهان برگزاري يك كنفرانس مطبوعاتي براي بيان مسائل اينچنيني بود كه اين كنفرانس برگزار نشد و از طرفي مشكلات انتخاب رياست فدراسيون در كشورمان و نبود مسؤول مستقيم در فدراسيون باعث شد برانكو فكر كند كه در ايران به او احتياجي ندارند و مشكلات خانوادگي نيز مزيد بر علت شد تا برانكو پيش از موعد مقرر كشورمان را ترك كند. رنجبر در خصوص كادر فني تيم ايران براي حضور در تورنمنت بين المللي هنگ كنگ اظهار داشت: سه روز پيش براي حضور قدرتمند در مسابقات هنگ كنگ كادر فني را منهاي سرمربي دعوت كرديم جلسه اي با اين عزيزان داشتيم و مقرر شد حدود ۴۰ نفر از بهترينهاي فوتبال ايران به اردو دعوت شوند و براي سرمربيگري تيم ملي در اين مسابقات نيز چند نفر از مربيان موفق ليگ برتر را به فدراسيون فوتبال معرفي كرده ايم كه بزودي فدراسيون سرمربي تيم ملي را از بين آنها انتخاب خواهد كرد.
|
|
|
|
|
استقلال يك ـ سايپا۲
كريسمس خوش آقاي مي! استقلال ازمدعيان قهرماني فاصله گرفت
• اما حضور او هم نتوانست مانع باخت استقلال شود. تيم آبي تهران در حالي كه بعد از نتايج ضعيف هفته هاي اول، آرام آرام به صدر جدول نزديك شده بود، مقابل سايپا يك به دو بازي را باخت.
ابراهيم طالبي، مربي استقلال ، قبل از بازي با سايپا گفته بود فدراسيون بايد اين بازي را به وقت ديگري مي انداخت. استدلال او اين بود كه چون مربي هر دو تيم خارجي هستند وبايد براي تعطيلات سال نو به كشورشان برگردند، بهتر است بازي به تعويق بيفتد. استدلال او غيرمنطقي وغير حرفه اي بود و پذيرفته نشد. برخلاف آنچه گفته مي شد، رولند كخ هم از چهارشنبه شب از آلمان برگشت تا تيمش تنها نماند. اما حضور او هم نتوانست مانع باخت استقلال شود. تيم آبي تهران در حالي كه بعد از نتايج ضعيف هفته هاي اول، آرام آرام به صدر جدول نزديك شده بود، مقابل سايپا يك به دو بازي را باخت. گل اول بازي را محمد مؤمني زد. دقيقه ۴۹ او با ضربه اي زميني توپ را به طرف دروازه استقلال فرستاد. توپ آرام از زيردستهاي پرويز برومند گذشت و به تور رسيد. در خوردن اين گل برومند مقصر بود. اتفاق بدي افتاده بود و استقلال بايد جبران مي كرد اما اتفاق بدتر از بد شوت محكم محمد سلطاني بود. او با اعتماد به نفس در دقيقه ۷۷ با ضربه اي زيبا براي دومين بار استقلال را شوكه كرد. ۴ دقيقه بعد داور اعلام كرد كه توپ به دست مدافع سايپا خورده و اين معني اش پنالتي بود. پنالتي را يدالله اكبري زد وگل شد. حملات استقلال بعد از گل ، مي توانست نتيجه بدهد اگر آنها كمي دقت مي كردند.
نتيجه اين بازي به تثبيت موقعيت « جوواني مي» سرمربي سايپا كمك كرد و موقعيت رولند كخ سرمربي استقلال را به خطر انداخت. استقلال سومين بار بود كه در اين فصل مي باخت. فراموش نكنيد فتح الله زاده قبلاً گفته بود كه تحمل او با كخ نمي تواند بيش از ۴ باخت باشد.
|
|
|
|
|
پشت پرده رقابت براي رياست فدراسيون فوتبال
انتخابي از پيش اعلام شده؟
|
|
|
در آستانه انتخابات فدراسيون فوتبال و در حالي كه خيلي ها پيش بيني مي كنند به دليل عدم حضور افراد شناخته شده، محمد دادكان انتخاب اول و آخر مجمع فدراسيون فوتبال خواهد بود، چند اتفاق مهم موازنه را به هم مي زند. برانكو ايوانكويچ، سرمربي تيم ملي ايران، بعد از اينكه در اقدامي سؤال برانگيز و علي رغم ميل شخصي، قرار نشست مطبوعاتي اش با خبرنگاران ورزشي به هم خورد، تهران را به مقصد كرواسي ترك كرد. گفته مي شود او ديگر هيچ وقت بر نخواهد گشت و اين اتفاقي است كه براي ميروسلاوبلاژويچ، سرمربي سابق تيم ملي ، افتاد. حدس اينكه چه چيزي باعث شده برانكو از ايران برود، زياد سخت نيست. دوماه وچند روز از پايان بازيهاي آسيايي بوسان مي گذرد اما علي رغم نتيجه مطلوبي كه تيم فوتبال كسب كرده مسؤولان فدراسيون هيچ تمايلي ـ حداقل در ظاهر ـ براي تمديد قرارداد با سرمربي تيم ملي نشان نداده اند. در اين مدت برانكو بارها در مقابل اين سؤال خبرنگاران قرار گرفت كه «تكليف شما چه مي شود؟» و او هيج جوابي نداشت. گفته مي شود، مسؤولان فدراسيون فوتبال، موضع واحدي در مورد برانكو ندارند. بعد از استعفاي محسن صفايي فراهاني و قرار گرفتن محمد دادكان با سمت سرپرستي، در رأس فدراسيون بارها اين شايعه به گوش رسيد كه ديگر مسؤولان فدراسيون به دليل آنكه معتقدند دادگان شايسته چنين انتخابي نبوده، حاضر به هماهنگ شدن با او نيستند. چگونگي كنار آمدن با قضيه برانكو ايوانكويچ هم به يكي از مسائل مورد اختلاف در فدراسيون ناهماهنگ تبديل شده است. طبق شنيده ها اختلاف موجود از فرداي بازگشت تيم ملي فوتبال از بوسان شروع شده است. ظاهراً قبل از بازگشت صادق درودگر پيشنهاد مي كند كه براي قدرداني از تلاش هاي سرپرست تيم ـ دادكان ـ پلاكاردهايي از طرف فدراسيون به فرودگاه برده شود اما بقيه مسؤولان فدراسيون از جمله مهدي خبيري، نايب رئيس فدراسيون و مهدي محمد نبي، با اين پيشنهاد مخالفت مي كنند با اين توجيه كه اين كار در زمان صفايي فراهاني هم كه به مراتب داراي جايگاه بالاتري از سرپرست فعلي فدراسيون بوده، حتي يك بار هم صورت نگرفته است. فرداي روزي كه تيم به تهران برمي گردد، در محل فدراسيون فوتبال جلسه اي تشكيل مي شود. اين اولين جلسه بعد از بازگشت تيم است. لابه لاي جلسه دادكان موضوع استقبال را مطرح مي كند و معترض مي شود كه چرا هيچ پلاكارد يا نوشته اي در قدرداني از او در فرودگاه ديده نشده است. گفته مي شود او در اين جلسه ادعا مي كند كه در بوسان زحمات زيادي كشيده و شرايط سختي را متحمل شده و اين بي نصافي است كه كسي از او تقدير نكند. چندنفر از حاضران در جلسه كه حرفهاي دادكان را حمل بر خودستايي مي دانند، به حالت اعتراض جلسه را ترك مي كنند. آنها بعدها حتي تصميم مي گيرند كه از فدراسيون بيرون بيايند اما ميانجيگيري صفايي فراهاني مانع اين كار مي شود. ظاهراً صفايي فراهاني از آنها مي خواهد كه فعلاً شرايط را تحمل كنند. اين اتفاقات هنگامي افتاد كه هنوز مشخص نشده بود صفايي فراهاني، بعد از استعفا، دوباره به فدراسيون برخواهد گشت يا نه. در آن شرايط دادكان در تمام مصاحبه ها تأكيد مي كرد كه فدراسيون به صفايي نياز دارد بايد حتماً برگردد. اين حكايت آشكار، ديگران را در موضع انفعال قرار داده بود. آنها اگر صفايي را قبول داشتند، حامي و منتخب او را هم بايد قبول مي كردند. اما وقتي مشخص شد كه نه صفايي قصد بازگشت به فوتبال را دارد و نه شرايط براي بازگشت اومهياست، اوضاع تغيير كرد. حالا تقريباص مشخص شده بود كه دادكان تصميم دارد در انتخابات فدراسيون فوتبال شركت كند. با قوت گرفتن اين شايعه، از گوشه و كنار به گوش مي رسيد كه سازمان تربيت بدني هم بي ميل نيست از فردي حمايت كند كه شواهد نشان مي دهد در مقايسه با صفايي فراهاني، رئيس فدراسيوني مطيع تر و هماهنگ تر با سياستهاي سازمان خواهد شد. دادكان بايد هم با سازمان هماهنگ مي بود. اگر ورود به فدراسيون فوتبال و خروج از موضع يك منتقد بي پشتوانه را مديون صفايي فراهاني است، استحكام جايگاه و قرار گرفتن در هيأت مديره باشگاه پرطرفدار پرسپوليس را از محسن مهرعليزاده، رئيس سازمان تربيت بدني دارد. اگر قرار باشد دادكان از ميان دو حامي يكي را انتخاب كند، آن گزينه مهر عليزاده است. چون مهر عليزاده فعلاً رئيس سازمان ورزش است و صفايي فراهاني هيچ ارتباطي با حوزه فعاليت دادكان ندارد. مجموعه اين تحليل ها، شايعاتي از قبيل رد صلاحيت كانديداها در جهت حمايت از يك كانديداي مشخص و دلسرد شدن فردي مانند صفايي فراهاني كه فارغ از انتقادات، تلاش زيادي براي سر و سامان دادن فوتبال كرده بود، باعث شد رقيبي جدي تر از خود دادكان براي شركت در انتخابات فدراسيون فوتبال شركت نكند. شايد به همين خاطر، محمد رنجبر، مدير تيمهاي ملي، چندساعت قبل از استعفا، در مورد انتخابات گفته بود «هيچ كانديداي معتبري در انتخابات ثبت نام نكرده.» امير عابديني، ناصر حجازي وچند نفر ديگر هم تلويحاً گفته بودندكه نتيجه اين انتخابات از قبيل معلوم است. اما هيچ كدام از اين حرفها باعث نشده كه نفراتي مانند داريوش مصطفوي و ناصر نوآموز نااميد شوند. آنها اميدوارند سوم بهمن ماه، برخلاف پيش بيني ها، اسم شان از صندوق آراء درآيد.
|
|
|
|
|
بگوويچ:
برانكو گفت برنمي گردم
هنوز برانكو ايوانكويچ خاك ايران را ترك نكرده بودكه شايعات شروع شد. هنوز او خاك ايران را ترك نكرده بود كه گفتند جلال طالبي و محمد مايلي كهن جاي اش را خواهند گرفت و بعد صحبت بگوويچ شد. وينگو بگوويچ، سرمربي تيم فولاد، او همان مردي است كه به قول خودش دوسال اول را سخت تحمل كرد و حالا كسي نيست كه منكر توانايي هايش باشد. اما آيا اين قدر جرأت دارد كه در راه بي پايان ايويچ، بلاژويچ و ايوانكوويچ قدم بگذارد؟ \ آقاي بگوويچ! اين روزها شايعه شده كه شما جاي دوستتان، برانكو را خواهيد گرفت. خيلي ها خوشحالند از اين موضوع. چون فكر مي كنند شما توانايي زيادي داريد. * از اينكه مي بينم مردم نسبت به اين موضوع علاقه نشان مي دهند، خوشحالم. اما چيزي كه واقعيت امر است و من بايد آن را در نظر بگيرم اين است كه هنوز هيچ صحبت رسمي از طرف فدراسيون با من نشده. همه چيز فقط در حد حرف است. \ اگر پيشنهادي بشود آيا شما تمايلي براي كار خواهيد داشت؟ * من بارها گفته ام مطمئناً سرمربي تيم ملي ايران شدن براي هر شخصي افتخار است. من هم اگر قرار باشد اين وظيفه را داشته باشم، قطعاً افتخار مي كنم. اگر در مورد تمايلم مي پرسيد، مي گويم بله تمايل دارم و اين توانايي را هم در خودم مي بينم كه موفق باشم. البته من نبايد باشگاهم را فراموش كنم. من با فولاد قرارداد دارم. \ اما خيلي ها با علاقه زياد شروع كرده اند و با ناراحتي كنار رفته اند، خود شما هم اين را ديده ايد. * اگر قرار باشد آن روز من تصميم بگيرم، چاره كار را مي دانم. من انساني هستم كه هميشه به كار گروهي اعتقاد داشته ام. هيچ وقت حس نكرده ام كه تيم ملك شخصي من است . هيچ وقت هم فكر نكرده ام كه تنهايي موفق مي شوم. \ آمدن شما به تيم ملي، يك پيش شرط بزرگ دارد. اينكه آقاي ايوانكويچ نخواهد برگردد. از او اخبري داريد؟ * من دقيقاً چندساعت قبل از رفتن ايشان براي آخرين بار با ايشان مكالمه اي داشتم. \ لابد توضيح داده كه چرا تصميم گرفته برود؟ * گفت شرايط مناسب نيست. گفت كه مي خواهد برود و ديگر هم برنمي گردد. \ و شما از حرفهاي او نترسيديد؟ * من در زمينه كار با تيم ملي مي دانم چكار بايد كرد، همه را مي شناسم مي دانم چالش بزرگي پيش رو هست و هر كسي كه سكاندار تيم ملي باشد بايد يك برنامه ريز خيلي ماهر باشد. نه اينكه خودش بتواند به تنهايي موفق باشد. او بايد اعتقاد داشته باشد كه تيم نتيجه مي گيرد نه فرد.
|
|
|
|
|
اگر ميزبان قبول كند
پرسپوليس استقلال بليت فروشي ندارد
جلسه هماهنگي براي برگزاري مسابقه تيمهاي فوتبال پرسپوليس و استقلال، چهارشنبه شب در محل هيأت فوتبال آذربايجان شرقي برگزار شد. در اين نشست كه نمايندگان اداره كل تربيت بدني، هيأت فوتبال، نيروي انتظامي، شهرداري و اورژانس تبريز حضور داشتند، در خصوص برگزاري مطلوب و سالم اين پيكار بحث و بررسي شد. در اين نشست مقرر شد ديدار تيمهاي پرسپوليس و استقلال رأس ساعت ۱۴روز جمعه بيستم ديماه جاري در ورزشگاه ۷۰هزارنفري يادگار امام (ره) تبريز برگزار شود. همچنين احد نامي كه به نمايندگي از سوي شهرداري تبريز در اين نشست حضور داشت، آمادگي اين شهرداري را براي فراهم كردن امكانات مناسب و آماده سازي سكوهاي ورزشگاه يادگار امام (ره) براي حضور تماشاگران اعلام كرد. جواد ششگلاني رئيس هيأت فوتبال آذربايجان شرقي نيز در خصوص بليت فروشي اين ديدار گفت: با توجه به مشكلاتي كه ورزشگاه يادگار امام تبريز در اين زمينه دارد، در صورت موافقت تيم پرسپوليس (ميزبان)، اين پيكار بدون فروش بليت برگزار خواهد شد تا تماشاگران به صورت رايگان از اين بازي ديدن كنند. در اين نشست، مسؤولان اورژانس تبريز آمادگي خود را براي فراهم كردن تجهيزات مناسب و كافي در روز برگزاري مسابقه اعلام كردند. پيكار تيمهاي پرسپوليس و استقلال تهران در چارچوب هفته يازدهم رقابتهاي ليگ برتر باشگاههاي ايران به دليل آماده نبودن ورزشگاه آزادي تهران، روز جمعه بيستم ديماه جاري در ورزشگاه يادگار امام تبريز برگزار خواهد شد.
|
|
|
|
|
گفت و گو با
مجاهد خضيراوي بازيكن محروم استقلال رانده شده
|
|
|
صبح يك روز گرم تابستان، خبر دستگيري يك فوتباليست مشهور تيم ملي روي پيشخوان روزنامه فروشي ها توجه همه را جلب كرد. خبر اوليه كاملاً مبهم و بدون ذكر نام و مشخصات بود اما به مرور در روزهاي بعد اطلاعات بيشتري از اين اتفاق در اختيار خوانندگان قرارگرفت . اينكه او عضو باشگاه استقلال است و به جرم رفت و آمد در خانه هاي فساد دستگير شده، بچه شهرستان است و اينجا در تهران به تنهايي زندگي مي كند. روزنامه هاي ورزشي در كنار هفته نامه هاي زرد، روزبه روز حجم اخبار مربوط به اين بازيكن را افزايش مي دهند. او حالا اسم مستعار پيدا كرده است: آقاي ايكس اسم مجهولي كه با كدهايي كه لابه لاي اخبار ضد ونقيض داده مي شود، هويت او را مشخص مي كند و بالاخره بعد از چند هفته قبح قضيه ريخته مي شود. يك روزنامه ورزشي تيتر مي زند آقاي ايكس، مجاهد خضيراوي است. راستي مجاهد خضيراوي كيست؟ جوان ۲۱ ساله اي كه حالا روي اين تخت فيزيوتراپي باشگاه استقلال، روبروي من نشسته و عضلات پاي مصدوم اش را مالش مي دهد، همان بازيكني است كه ميروسلاوبلاژويچ، سرمربي تيم قهرمان سوم دنيا، اميدوار بود در جام جهاني ۲۰۰۲ بتواند به كمك او و چند جوان ديگر ايراني مانند او، دنيا را شگفت زده كند. آرزوي سرمربي بزرگ سراب بود! نه او و تيم ايران به جام جهاني رسيد و نه اين جوان ۲۱ ساله عاقبت به خير شد. اتفاقاتي كه بعدها افتاد تعبير وارونه يك خواب خوش بود. رؤياي خوش يك پسرك ساده آباداني كه با دنيايي آرزو به تهران آمده بود، فقط يك رؤياي ساده بود. و حالا من در بيداري او آمده ام روبروي اش نشسته ام كه ببينم اين روزها كه دنيا فراموشش كرده چه كار مي كند، كجا مي رود و زندگي را چطور مي گذراند. طبيعي بود پيش بيني كنم تن به مصاحبه ندهد، طبيعي بود فكر كنم دوست نداشته باشد در مورد آن اتفاق بد كه از خواب خوش بيدارش كرد، صحبت كند. گفتم آمده ام فقط در مورد فوتبال صحبت كنم كاري هم ندارم چه كار كرده اي و چرا محروم شده اي. يك بار علي دايي ـ همان روزها كه بحث او داغ بود ـ در موردش گفت فقط چوب سادگي اش را مي خورد. آن همه تأكيد دايي روي اين موضوع كه اوبيش از حد ساده است، برايم جالب بود. بايد آدم عجيبي باشد. اما ظاهرش اين را نشان نمي دهد. اتفاقاً قيافه اش بيشتر به آدم هاي شرور مي خورد. با آن موهاي كوتاه فر كه به زور ژل، به سرش چسبيده، چشم هاي تقريباً كشيده و ته ريشي كه صورتش را مثل بچه هاي بالاشهر تهران نشان مي دهد. شايد علي دايي اشتباه مي كرد، شايد هم من قيافه شناس نيستم. آره، من قيافه شناس نيستم چون او با سادگي تمام پذيرفت كه من فقط آمده ام در مورد فوتبال با او حرف بزنم. لحظات اول احساس كردم مصاحبه كسل كننده اي خواهد بود. سعي من براي اينكه گذشته اش را فراموش كنم و طفره رفتن او از جواب به هر سؤالي كه خارج از قول و قرارمان باشد اما مشكل قبل از پرسيدن اولين سؤال شروع شد . اصرار عجيبي مي كند كه نبايد حرفهايش را ضبط كنم . دليلش را مي پرسم مي گويد: «من تاحالا با ضبط مصاحبه نكرده ام … دوست ندارم » توضيح مي دهم اين كار فقط براي اين است كه پياده كردن مصاحبه راحت تر باشد وچيزي از قلم نيفتد. حتي قول مي دهم نوار را به خود او برگردانم. اما بي فايده است . درحالي كه با دكمه هاي دستگاه فيزيوتراپي ور مي رود زيرلب آرام آرام حرفهايي مي زند كه خلاصه اش اين است «نه!» احساس مي كنم كاملاً خسته شده ام. سؤال اول يك سؤال كاملاً كليشه اي است : «آقاي خضيراوي ! اين روزها چه كار مي كنيد؟» به خودم مي گويم انتظار نداري كه ازجواب اين سؤال تيتر يك روزنامه دربيايد! ـ هرروز مي آيم همين جا فيريوتراپي . صبح ها يك ساعت كار مي كنم. بعدازظهرها هم يك ساعت. چقدر خوب مي شد اگه از اين آدمهايي بود كه اگر نخواهي وسط حرفشان بپري، اولين سؤالي كه مي پرسي آخرين سؤالت باشد . برعكس، اين يكي بايد التماس كني تا حرف بزند. طوري نگاه مي كند كه انگار او آمده است با من مصاحبه كند. نگاه پراز سؤالش را اصلاً نمي فهمم. \ الآن كجا زندگي مي كني؟ * جنت آباد. \ تنها ؟ * نه ، با برادرم . \ از تو كوچكتر است ؟ * آره. بازيكن اميد استقلال است. بازيكن خوبي است . \ تو خرج اش را مي دهي؟ * با هم … يك جورهايي مي گذرد. \ هنوز از استقلال حقوق مي گيري؟ * كامل مي گيرم. \ كم نشده؟ * حقوقم كم نشده . ولي حق بازي و پاداش و اين جور چيزها را ديگر نمي دهند. \ پول پيش قرارداد چطور؟ * نه ، فعلاً هيچي. مصاحبه با آدم هايي كه جملاتشان هيچ وقت فعل و فاعل درست وحسابي ندارد را قبلاً تجربه كرده ام. اما اين يكي فرق مي كند. بيشتر از آن كه حس كني بلد نيست كلمات را درست ، جاي خودشان به كار ببرد، احساس مي كني در تلاشي كودكانه مي خواهد بگويد، هيچي براي گفتن ندارد. \ فكر مي كني وضعيتت كي مشخص مي شود؟ * فعلاً كه پام خوب نشده، هروقت خوب شد. منظورم رانفهميده . من هم اصراري به تكرار سؤال ندارم. \ پايت چي شده؟ * ورم دارد. مي بيني كه ! هشت ماه پيش موقع بازي با تراكتور سازي اين جوري شد. \ تحمل اين شرايط بايد خيلي سخت باشد. * خيلي سخت است . چه كار كنم؟ نمي دانم لازم است به سؤال او جواب بدهم يا نه. موضوع را عوض مي كنم. \ روزها چه طوري خودت را سرگرم مي كني؟ * تلويزيون نگاه مي كنم. مي روم آرايشگاه . تا ساعت هشت ونه شب آرايشگاه مي مانم. روزي دوسه ساعت آنجا هستم. \ آرايشگاه مال خودت است؟ * آره مال خودم است . \ كجاست ؟ * ميدان ولي عصر. \ درآمدش خوب است؟ * بد نيست . خدا را شكر. \ گفتي خانه ات اجاره اي است؟ * بله. \ ماهي چقدر اجاره مي دهي؟ * بايد حتماً بگويم؟ اين سؤال را طوري مي پرسد كه انگار مقابل يك «بازجو» نشسته است. سريع اين موضوع را مي فهمم. نبايد بگذارم چنين حسي پيدا كند. \ همين جوري پرسيدم، دوست نداري، جواب نده. * ۸۵ هزار تومان. \ زياد نيست؟ * خدا مي رساند. پشت و پناه مان خداست. براي اينكه حسن نيت ام را به او نشان دهم، جريان مصاحبه با علي دايي را برايش تعريف مي كنم. اينكه چقدر علي دايي از سادگي و بي شيله پيله بودن او تعريف كرده و چقدر دليل آورده كه روزنامه ها نبايد اين قدر اين مسأله را بزرگ مي كردند. فكر مي كنم اين روزنه خوبي براي ورود به موضوع است. اما فقط به اين جمله كه علي دايي هميشه به من لطف دارد، بسنده مي كند. چاره اي نيست، بايد واضح بپرسم. \ راستي حكم دادگاه تجديدنظر معلوم نشد؟ * فعلاً به من چيزي نگفته اند. \ ولي روزنامه ها نوشتند طبق حكم صادره ۵ سال محروم شده اي. * روزنامه ها از خودشان مي نويسند. به ما كه هيچي نرسيده. روزنامه ها از ما بيشتر مي دانند. از خودشان نوشته بودند. بعد هم گفتند ۱۲ روز است گم شده. بچه است كه گم شود؟ \ پس كجا بودي؟ * رفته بودم آبادان. عيد فطر براي عيد مباركي رفته بودم. يك هفته آنجا بودم. \ چند تا خواهر و برادر داري؟ * چهار تا برادر هستيم با پنج تا خواهر. \ از تو بزرگترند؟ * من بزرگ خانواده ام. \ ۹ نفر زير ۲۱ سال زياد نيست؟ * طرفهاي ما اين جوري است. هرچه بيشتر باشد، بهتر است. تو دوست نداري چهار تا برادر داشته باشي؟ در حالت عادي ممكن است به كسي كه اين سؤال را بپرسد، فقط بخندم، ولي اين دفعه با احترام كامل جواب مي دهم كه: \ آره دوست دارم، ولي خرج اين همه بچه چي مي شود؟ * قبلاً مي توانستند، الآن مشكل شده! \ پدرت چه كاره است؟ * ماشين دارد. \ چه ماشيني؟ * پيكان. \ پس مسافركشي مي كند؟ * بله. \ اين قدر درآمد دارد كه خرج همه را بدهد؟ * من هم موقعي كه توي اوج فوتبال بودم، كمكشان مي كردم. الآن يكي بايد به خودم كمك كند. كاري كردند كه هشت تا بچه كوچك روي دست آقام ماند. آقام كه نمي تواند خرج همه را بدهد. من قبلاً كمك مي كردم. الآن همه را ول كرده ام، آمده ام تهران. سرش را انداخته پايين و آرام حرف مي زند. حالا ديگر پايش را از زير دستگاه ماساژور درآورده و به حالت نشسته تكيه داده به ديوار. با دست راستش با حلقه اي كه به انگشت چپش انداخته، بازي مي كند تا جايي كه يادم هست، او مجرد بود. \ نامزد كرده اي؟ * بله، سه ماه است. \ نامزدت اينجاست؟ * بله، تهران است. \ فاميل است؟ * نه، آشناست. \ موقع خواستگاري ايراد نگرفتند؟ * ناراحت شدند، ولي وقتي فهميدند همه اش حرف است، قبول كردند. \ تحصيلاتش چقدر است؟ * دانشجوي مددكاري است. \ فكر مي كني از نظر او، تو چطور آدمي هستي؟ * من همين آدمي هستم كه تو مي بيني. ساده نيستم؟ به بهانه نوشتن حرفهايش، سرم را پايين مي اندازم و به سؤالش جواب نمي دهم. \ با اين وضعيت فكر مي كني آينده ات چطور مي شود؟ * فقط فوتبال دارم. از وقتي كه يادم مي آيد، ديدم فوتباليستم. يك توپ دارم و فوتبال بازي مي كنم. قبلش هم پدرم فوتباليست بود. \ كجا بازي مي كرد؟ * ژاندارمري خوزستان، مهاجرين شادگان، مهاجرين خوزستان. بابام كه خيري از فوتبال نديد، من هم اگر مسأله ام حل شد، به فوتبال ادامه مي دهم، اگر هم نشد، آن موقع تصميم مي گيرم. \ چه كار ديگري بلدي؟ فكر مي كنم تحصلاتت هم زير ديپلم است. * تا سيكل درس خواندم، ولي خانمم از لحاظ فكري كمكم مي كنه. من از خانواده خانمم تشكر مي كنم. اين مسأله برايشان سخت است، ولي... \ براي پدرت سخت نبود؟ * سخت بود. چون بچه بزرگش بودم، چيزي به من نگفت، ولي ناراحتي اش را مي ديدم، الآن همه مردم ناراحتند. \ همه مردم يعني كي؟ * همه، فاميلها، طرفدارها، همه. \ ولي مردم از دست خودت بيشتر ناراحتند كه چرا كاري كردي كه اين اتفاق بيفتد؟ * مردم از من ناراحت نيستند. آنها مي دانند كه من كاري نكرده ام. مقصر كه نيستم. \ مردم هنوز نمي دانند دقيقاً تو چه كار كرده اي كه محروم شده اي؟ * نمي دانم. نمي توانم صحبت كنم. چه جوري شد؟ نمي دانم. داشتم كارم را مي كردم. داشتم فوتبالم را بازي مي كردم، بعد كه مصدوم شدم، اين همه اتفاق افتاد. \ مگر قرار است هر كسي مصدوم شد، دچار اين مشكلات شود؟ * آدم قرار باشد بد بياورد، مي آورد. از بچگي ما از سادگي مان استفاده كردند. شما الآن فكر نمي كنيد من ساده ام؟ \ خب. * فقط شما نيستيد، همه مي گويند ساده اي. نمي دانم، لابد خواست خدا بوده. ان شاء الله همه چي درست مي شود. اولش هم هيچي نداشتم. الآن هم هيچي ندارم. \ يعني روحيه ات را نباخته اي؟ * بايد ببازم؟ هنوز جوانم. هنوز مي توانم روي پاي خودم بايستم. همه مي گويند حيف است تو اين جوري شده اي. مسؤولان بايد تشخيص بدهند، حيف است. اگر من حيفم، اگر به درد مملكت مي خورم، كارم را درست كنند، من سادگي كردم، بچگي كردم. \ كسي دنبال كارت هست؟ * باشگاه استقلال. \ واقعاً هستند؟ * خدا مي داند. هر كسي كه هست، نه فقط من، هشت نفر ديگر را نجات مي دهد. بايد به آنها كمك كنند. هر كسي خضيراوي را دوست دارد، بايد خانواده مرا شاد كند. \ از آن سه برادري كه گفتي، يكي الآن پيش خودت زندگي مي كند. چه كسي كنترلش مي كند كه اتفاقي مثل اتفاق تو برايش نيفتد؟ * خودم كنترلش مي كنم. خودم همه چيز را مي دانم. توي تهران زندگي كردن خيلي سخت است. الآن برادرم فقط مي رود سر تمرين و برمي گردد خانه. \ نمي ترسي بلايي كه سر تو آمد، سر او هم بيايد؟ * خدا نكند اين جوري شود. من برايش تجربه شدم. فهميد چه كار بايد بكند. \ بالاخره نگفتي چي باعث شد اين اتفاق بيفتد. * سادگي ام باعث شد. \ ديگران چطور، مثلاً دوستانت؟ * دوستانم؟ نه فكر نمي كنم. دوستانم كه جلو من مي آمدند، مي خنديدند. خدا مي داند، نمي دانم پشت سرم چه كار مي كردند؟ \ شايد اگر خانواده ات اينجا بودند، اين اتفاق نمي افتاد؟ * خانواده ام ۹ ماه اينجا بودند. گفتم كه داشتم بازي ام را مي كردم. مصدوميت پيش آمد و... \ مطمئني كه از اين به بعد اتفاقي برايت نمي افتد؟ * آدم يك بار اشتباه مي كند، تكرار نمي شود. \ توي كوچه و خيابان وقتي مردم را مي بيني، چه برخوردي دارند؟ * تا حالا زياد برخورد نداشته ام! همه دوست دارند برگردم. \ كسي نمي پرسد، چرا اين كار را كردي؟ * نه، نه. آنها فكر نمي كنند كه من كاري كرده باشم! كسي باور نمي كند. \ خودت كه باور مي كني؟ * نه، باور نمي كنم! \ يعني اتفاقي نيفتاده؟ * اگر افتاده بود، كه الآن نمي گفتم مي خواهم برگردم فوتبال. \ يعني خودت را مقصر يا خطاكار نمي داني؟ * چرا من مقصرم؟ \ اگر مقصر نبودي، چرا گرفتند؟ * كسي مرا نگرفت، خودم رفتم. \ چرا رفتي، تو كه مي گويي كاري نكرده بودي؟ * احضاريه آمد! \ پس اشتباهي كرده اي كه احضاريه آمده. * قرار بود درباره فوتبال صحبت كنم، همه اش كه داري از آن موضوع مي پرسي. \ من بالاخره نفهميدم چي شده؟ * خودم هم نمي دانم. \ فقط چند تا سؤال پراكنده مي پرسم. * بپرس. \ ماشين داري؟ * نه. \ قبلاً هم نداشتي؟ * نه. \ ولي معمولاً فوتباليستها ماشينهاي خارجي سوار مي شوند؟ * آنها پول دارند. من ندارم. هرچه در مي آوردم، خرج خانواده ام مي كردم. به فكر خوشي هام كه نبودم. \ الآن چقدر از باشگاه مي گيري؟ * ۱۵۰ هزار تومان، بعضي وقتها علي الحساب مي گيرم، كمتر مي شود. \ نمي خواهي كار جديدي بكني؟ * مي خواهم توي كرج مغازه اجاره كنم و كالاي ورزشي بزنم. شعبه باشگاه استقلال. \ فكر مي كني روزي برسد كه وضع مالي ات خوب شود؟ * چرا نبايد وضعم خوب شود؟ اگر بگذارند اين را توي خودم حس مي كنم. من هنوز جوانم، اميدوارم، به همه چيز اميدوارم. \ راستي كي عروسي مي كني؟ * فعلاً مشخص نيست. وضعيت كه عادي بشود، به اميد خدا همه چيز درست مي شود.
|
|
|
|
|
براي اولين باردرتاريخ ـ جوانان بسكتبال ايران نايب قهرمان آسيا شدند
چين ۸۱ - ايران ۷۰
• در ديدار پاياني هفدهمين دوره مسابقات بسكتبال قهرماني جوانان آسيا كه در كويت برگزار شد، تيم ايران در وقتهاي اول و دوم شانه به شانه با حريف خود به جمع امتياز پرداخت و در پايان با نتيجه ۸۱ بر ۷۰مغلوب حريف قدرتمند خود شد.
ايرنا: تيم بسكتبال جوانان ايران عصر ديروز با قبول شكست در ديدار پاياني مقابل تيم چين، به مقام نايب قهرماني هفدهمين دوره مسابقات بسكتبال قهرماني جوانان آسيا دست يافت. در ديدار پاياني هفدهمين دوره مسابقات بسكتبال قهرماني جوانان آسيا كه در كويت برگزار شد، تيم ايران در وقتهاي اول و دوم شانه به شانه با حريف خود به جمع امتياز پرداخت و در پايان با نتيجه ۸۱ بر ۷۰مغلوب حريف قدرتمند خود شد. در ديدار رده بندي اين رقابتها نيز كه بين دوتيم كره جنوبي و قطر برگزار شد، تيم كره جنوبي موفق شد با حساب ۱۰۵ بر ۸۸حريف خود را شكست داده و به مقام سوم اين پيكارها دست يابد. تيم ايران با كسب اين مقام، به عنوان تيم دوم و به همراه تيمهاي چين (قهرمان) و كره جنوبي/ سوم/ جواز حضور در رقابتهاي جهاني راكسب كرد. رقابتهاي بسكتبال قهرماني جوانان جهان تيرماه سال آينده در كشور مالزي برگزار خواهد شد.ملي پوشان جوان بسكتبال كشورمان ساعت۹/۳۰فردا وارد فرودگاه مهرآباد خواهند شد
|
|
|
|
|
يادداشت
حرف حساب...
اين روزها، انتخابات رئيس فدراسيون فوتبال، كليه رويدادها ومسائل ورزشي كشورمان را تحت الشعاع قرار داده است و نشريات ورزشي وغيرورزشي نيز موضوع انتخابات اين فدراسيون را درحد رويدادي بزرگ و پر اهميت در محافل ورزشي مطرح كرده اند طوري كه پيروزي قهرمانان رشته هاي مختلف ورزش در صحنه جهاني از ياد رفته، يا كمرنگ شده است! در ميان انبوه اخبار ريز و درشت، همچنين گزارش هاي گوناگون و مصاحبه با نامزدها يا صاحبنظران و كارشناسان فوتبال، به مصاحبه كوتاهي برخورديم كه بسيار جالب و قابل تعمق است و آن مربوط به اظهارات مهندس سعيد فائقي، معاون فني سابق سازمان تربيت بدني مي شود كه با صراحت گفته است: «تا اهل فن هستند، چرا من نامزد رياست فدراسيون فوتبال بشوم؟!» اين گفته و حرف حساب معاون فني پيشين سازمان تربيت بدني را بايد با طلا نوشت اما اگر بنده به جاي خبرنگار جواني كه با مهندس فائقي صحبت كرده بود، بودم، از وي مي پرسيدم شما سال ها بر مسند حساس ترين پست فني و كليدي ورزش كشورمان تكيه زديد و به عنوان معاون فني دستگاه عريض و طويل ورزش، در واقع بر كليه امور فني ورزش نظارت و دخالت مستقيم داشتيد، آيا در رشته كشتي، وزنه برداري، ژيمناستيك ، بسكتبال و... اهل فن بوديد؟ اي كاش آن خبرنگار جوان كه طرف مصاحبه معاون فني سابق ورزش بود، مي پرسيد: جناب مهندس فائقي ! شما در كدام رشته ورزشي سابقه داريد؟ آيا در شهر و ديار خود، يا باشگاهي به مقامي رسيده بوديد كه چنان پست و شغل حساس و پراهميتي رادر دستگاه ورزش برعهده داشتيد و سال ها بر روي مسائل فني فدراسيون هاي ورزشي نظارت وامر و نهي مي كرديد؟ آيا جريان انتخابات فرمايشي رؤساي فدراسيون ها را در اواخر سال ۱۳۷۹ و اوايل سال ۱۳۸۰ به خاطر داريد كه در كسوت و عنوان رئيس مجمع انتخابات حرف اول را مي زديد ودر چند مورد حق رؤسايي را كه اهل فن بودند، ضايع كرديد! براي نمونه فدراسيون كشتي را مثال مي زنم كه وقتي پرويز سيروس پور را در شرايطي بسيار سخت، روي صندلي رياست فدراسيون كشتي نشانديد، چنان از تخصص و تجربيات او تعريف و تمجيد كرديد كه بي سابقه بود. شما با صراحت گفتيد: سيروس پور، بهترين فردي است كه مي تواند در رأس فدراسيون كشتي قرار بگيرد. پس چه شد آن همه تعريف ها، وقتي در انتخابات فدراسيون كشتي از وي خواستيد به نفع جوان بي تجربه اي به نام اميررضا خادم كنار برود؟ امير رضا خادم، قهرماني ارزنده بود و هم اكنون نيز صاحب اين قلم او را به عنوان يك كشتي گير فني و يك مربي كاردان قبول دارد. ولي ايشان هيچگونه تجربه اداري و امور اجرايي نداشت و اينك نيز ندارد و در عمل نشان داد از لحاظ مديريت با پرويز سيروس پور قابل مقايسه نيست. در مورد فدراسيون ژيمناستيك، بسكتبال و... نيز دخالت شما به عنوان معاون فني ورزش آشكار بود. چرا آن روزها ، از گفتن «حرف حساب» خودداري كرديد و با همين صراحت نگفتيد من اهل فن نيستم و نبايد چنين مسؤوليت سنگيني (معاونت فني سازمان تربيت بدني) را برعهده بگيرم... اميدوارم اين صراحت لهجه شما، براي كساني كه هيچ گونه سابقه و اطلاعاتي از ورزش ندارند ولي پست هاي مهم و كليدي ورزش را اشغال كرده اند، درس عبرتي باشد و خود را از صحنه ورزش كنار بكشند و راه را براي ورود اهل فن باز كنند.
|
|
|
|