يكشنبه ۸ دي ۱۳۸۱ - ۲۴ شوال ۱۴۲۳
Sun, Dec 29, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نقد فيلم «تو آزادي» ساخته محمدعلي طالبي
• ساختمان روايي فيلم را
دو بخش نامجزا و در عين حال شبيه هم تشكيل مي دهند
انگار يك خط ساده داستان را با اندكي تغيير
و تحول دوبار تكرار كنند
گزارش «ايران» از برنامه هاي بيست و يكمين جشنواره تئاتر فجر
• بيست و يكمين جشنواره تئاتر فجر
از اول تا ۱۲ بهمن در تالارهاي وحدت
مولوي، سنگلج، هنر و مجموعه تئاتر شهر برگزار مي شود
نقد فيلم «تو آزادي» ساخته محمدعلي طالبي
تصاويري ساختگي در متن واقعيت!
• ساختمان روايي فيلم را
دو بخش نامجزا و در عين حال شبيه هم تشكيل مي دهند
انگار يك خط ساده داستان را با اندكي تغيير
و تحول دوبار تكرار كنند
104805.jpg
مشخصات فيلم:
كارگردان و نويسنده فيلمنامه: محمدعلي طالبي،
مدير فيلمبرداري: محمد داوودي،
تدوين: حسن حسندوست،
صدابردار صحنه: يدالله نجفي،
تهيه كننده: محمدعلي طالبي، بنياد سينمايي فارابي.
بازيگران: عبدالرضا اكبري، پريوش نظريه، احسان قاسمي، سياوش لشكري و
•••
مطرح ترين و موفق ترين و پرآوازه ترين محصولات سينماي ايران در جشنواره هاي جهاني فيلمهايي هستند كه سازندگانشان كوشيده اند با تصاويري مقرون به واقعيت از پاره اي كمبودها و نقصان ها و نارسايي هاي جامعه معاصر پرده بردارند و در فضايي واقعگرايانه و مستندنما، كژي ها و كاستي ها را هشدار دهند. ويژگي مشترك آثار مورد نظر را مي توان در چند نكته خلاصه كرد؛ پسزمينه واقعي حوادث، تأكيد بر عناصر مستند مانند مكان ها و آدم ها و موقعيت ها و … لحن بسيار ساده روايت كه گاهي حاصل كار را از هرگونه جاذبه و كشش عامه پسند دور مي كند. اين مختصات از ساليان گذشته تاكنون سرمشق و الگوي كار فيلمسازاني است كه بيشتر خواسته اند، راهي به سوي جشنواره هاي بين المللي پيش بگيرند و چنانچه مي دانيم و مي دانيد، دستاوردهاشان گهگاه با دريافت جوايز معتبر از جشنواره هاي بزرگ، مايه مباهات سينماي ايران بوده اند و ما هم بر اثر موفقيت هاي غرورانگيز چنين فيلمسازاني خوشوقت و خرسند و سرفراز شده ايم و همچنان آرزومند موفقيت هاي روزافزون شان هستيم و خواهيم بود.
«تو آزادي» به استناد نوشته اي بر حاشيه اعلان هاي تبليغاتي اش، فيلمي در خور پسند جشنواره هاست و تاكنون امتيازاتي چون «جايزه پروانه زرين از جشنواره بين المللي فيلم هاي كودكان ونوجوانان اصفهان، دريافت جوايز سيفژ (مركز بين المللي فيلم هاي كودكان و نوجوانان جهان) در جشنواره هاي فرانكفورت، آلمان و اصفهان و امكان حضوردر بخش بهترين فيلم هاي جهان، جشنواره فيلم مونترال و جشنواره فيلم هاي كودكان شيكاگو» را كسب كرده و در شكل ظاهر، همه نشانه هاي يك اثر واقعگراي اجتماعي را دارد. چنانچه از مفهوم متني در آغاز فيلم برمي آيد؛ «براساس زندگي واقعي كودكان و نوجوانان كانون اصلاح و تربيت» ساخته شده است و برخي نقش آفرينانش، چهره هاي واقعي (نابازيگر) هستند و حوادث آن بر بستر مكان هاي واقعي؛ كوچه و بازار و خيابان و بيابان و بيغوله هاي شهر، شكل مي گيرند و … با اين همه حاصل كار از باوراند واقعيت عاجز مي ماند ونمي تواند دستمايه واقعي اش را در فضايي ملموس و با حوادثي باور پذير و شخصيت هايي همدلي برانگيز و روابطي منطقي به سامان برساند. از همان نخستين لحظه اي كه چشم دوربين روبه واقعيت باز مي شود، تصاوير ساختگي (استيليزه شده) روي پرده سينما نقش مي بندند. انگار همه جا را پيشانيش براي فيلمبرداري آب و جارو زده اند و بچه ها را لباس نو پوشانده اند و در و ديوار را صيقل داده اند تا مبادا خللي در امور مربوطه به چشم آيد. خب، ما هم منكر نظم و نسق كار مسؤولان كانون اصلاح و تربيت نيستيم و قبول مي كنيم كه آنجا همه چيز بر وفق مراد پيش مي رود اما آيا فيلم مي خواهد معرف مزيت هاي زندگي كودكان و نوجوانان بزهكار در چنين مراكزي باشد؟ يا هدف آشنا كردن تماشاگران با روحيه آسيب ديده و شخصيت تحقير شده كودكان و نوجواناني است كه از بد حادثه در دام بلاافتاده اند و ميان گرداب ناملايمات مذبوحانه دست و پا مي زنند؟!
شخصيت هاي ماجرا، تك بعدي هستند، از آقاي عابد (عبدالرضا اكبري) مديركانون اصلاح و تربيت و خانم اميني (پريوش نظريه) كارآموز مددكاري و ديگر مسؤولان و كارگزاران امور تا … قهرمانان كودك و نوجوان بزهكار، همه خوب خوبند، بي هيچ عيب و نقصي، انگار آفريده شده اند تاايثار و فداكاري و انسانيت و بزرگواري و همه فضيلت هاي اخلاقي را يك جا به رخ مان بكشند و سرآمد تمام و كمال آدميت باشند. البته در اين جهان بسيار منزه، گاهي هم به تك و توك آدم هاي پست و پليد برمي خوريم مثل صاحب بدعنق چلوكبابي كه بي رحمانه دخترك گل فروش گرسنه را از مغازه اش بيرون مي اندازد يا رفتگران و مأموران شهرداري كه بساط پسرك سيگارفروش را جمع مي كنند و از اين قبيل بدرفتاري ها كه جسته گريخته مي بينيم و فقط در حد رقت انگيز جلوه دادن شرايط زندگي كودكان و نوجوانان خيابانگر كارايي دارد و از ترفندي به قصد برانگيختن حس ترحم تماشاگران فراتر نمي رود و درواقع اين اشاره هاي ضمني نه تنها گرهي از كلاف سردرگم مشكلات اجتماعي بازنمي كنند بلكه با شكستن كاسه، كوزه ها بر سر افراد حاشيه متن و مقصر جلوه دادن آدمهاي معمولي، موضوع را به بيراهه مي كشانند تا آخر كار معلوم نشود علل و عوامل جدي آسيب هاي اجتماعي كدامند و چه خطرهاي هولناكي سرراه كودكان و نوجوانان خيابانگرد كمين كرده اند؟؟
«تو آزادي» چه از نظر طرح موضوع و چه به لحاظ شيوه توصيف و تجسم واقعيت ها، حرف تازه اي درباره كودكان و نوجوانان بي پناه جامعه نمي زند. حتي به اندازه يك گزارش ساده تلويزيوني هم تأثيرگذار و آگاهي دهنده نيست. تصاويرفيلم بسيار نارساتر و بي اثرتر از واقعيت هايي است كه نمونه هاي فراوانش را شبانه روز پيرامون خود آشكارا مي بينيم يا اخبار تكان دهنده آن را در صفحه حوادث روزنامه هاي صبح و عصر مي خوانيم. آنچه فيلم نشانمان مي دهد، بيشتر بازتاب ذهني خيال پرور است تا نگاهي واقع بين… براي مثال به ياد بياوريم صحنه اي را كه پسركي يك ظرف دربسته (قابلمه اي پر از اسكناس!) را مي دزدد و پا به فرار مي گذارد و بين راه بساط اين و آن را به هم مي ريزد و از ديوار راست بالا مي رود و بر بام ها خيز برمي دارد و بالاخره روي بار هندوانه ماشيني در حال عبور شيرجه مي زند و … نماي بعد آزاد و رها، با هندوانه اي غنيمتي، در مكاني مشرف به بناهاي عظيم شهر پيروزمندانه فرياد مي كشد و … فصلي چنين پرهيجان و خيال انگيز اگر در فيلمي حادثه اي و سرگرمي ساز ديده شود، جاي خود دارد. اما در اثري كه داعيه «واقعي بودن» را يدك مي كشد، وصله ناجوري به حساب مي آيد.
ساختمان روايي فيلم را دو بخش نامجزا و در عين حال شبيه هم تشكيل مي دهند.
104802.jpg
انگار يك خط ساده داستان را با اندكي تغيير و تحول، دوبار تكرار كنند. در بخش اول، خانم اميني با پسركي به نام سهراب همراه مي شود. كه تازه از كانون اصلاح و تربيت آزاد شده اما جايي براي رفتن ندارد چون پدرومادرش در تصادف مرده اند و او ناچار بايد شب ها توي خيابان بخوابد و … طي معاشرت و گفت گوي اين دو شخصيت وجهي از گذشته سهراب را مرور مي كنيم كه خود داستاني در دل نيمچه داستان بخش اول است و در بخش دوم نيز ماجرايي به همين روال با حضور آقاي عابد و پسركي به نام محسن پيش مي آيد و اين يكي هم سرنوشتي مشابه سهراب را تجربه مي كند با اين تفاوت كه پدر تني و مادر ناتني اش حاضر نيستند او را تحويل بگيرند و باز گريزگاهي به بهانه مرور خاطرات محسن داريم و داستاني را از زبان اين نوجوان تنها مي شنويم و به شكل «فلاش بك» مي بينيم. حاصل چندپاره بودن خط روايت داستان فيلم چيزي جز پراكنده گويي و سردرگمي نمي تواند باشد و در نهايت سررشته موضوع را از ذهن تماشاگر به درمي برد. اگر خط اصلي روايت براساس زندگي و خاطرات يكي از كودكان شكل مي گرفت و پيش مي رفت، بي ترديد فيلم مسير سرراست تري را طي مي كرد و تماشاگر در چم و خم ماجراهاي جوراجور گرفتار نمي شد و تكليف روشن تري با چارچوب و اوج و فرود حوادث و موقعيت شخصيت ها داشت و فيلمساز هم ناچار نبود، برخي آدم هاي قصه را خواسته يا ناخواسته بين راه رها كند و از دنبال كردن سرنوشت شان باز بماند. اتفاقي كه بي هيچ توجيه منطقي براي شخصيت هايي چون خانم اميني و سهراب مي افتد و اين دو در نيمه دوم فيلم از ياد مي روند. بي آنكه به جايي بربخورد يا كمبودي در روند ماجرا احساس شود. زيرا داستان بر شالوده مشخصي قوام نمي گيرد و دائم حال و هوا عوض مي كند و نقطه ثقل موضوع را درست نمي شناسد.
باري، شرح پريشاني كودكان خيابانگرد و حديث آرزومندي هايشان همواره براي سينما، دستمايه شورانگيزي بوده است. نسل تنهايي كه هر روزدر هياهوي شهر از كنارمان مي گذرد و زير پوست شب، رنج زندگي را به اميد فرداي روشن تاب مي آورد. قصه نانموده بسيار دارد و سينما مي تواند با نگاهي نكته سنج و تيزبين راوي بيم واميد اين آسيب ديدگان معصوم بي عدالتي باشد و در جامعه حس همدلي و همدردي برانگيزد اما… «نه هر كه آينه سازد سكندري داند»
گزارش «ايران» از برنامه هاي بيست و يكمين جشنواره تئاتر فجر
روند برگزاري جشنواره بيست و يكم تئاتر فجر شتاب گرفت
• بيست و يكمين جشنواره تئاتر فجر
از اول تا ۱۲ بهمن در تالارهاي وحدت
مولوي، سنگلج، هنر و مجموعه تئاتر شهر برگزار مي شود
104898.jpg
«تك سلولي ها»يكي از آثار پذيرفته شده به صورت مشروط
گروه فرهنگي : با به حركت درآمدن چرخ بيست و يكمين جشنواره تئاتر فجر تلاش براي برگزاري بزرگترين رويداد تئاتري كشور هر روز شتاب بيشتري مي گيرد.
به گزارش خبرنگار «ايران» بازبيني آثار متقاضي جشنواره امسال كه طبق جدول تعيين شده قرار بود ديروز بعد از ظهر در اداره تئاتر به پايان برسد، به دليل انصراف يا آماده نبودن تعدادي از آثار نيمه شب جمعه به پايان رسيد و عصر ديروز روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي فهرست ۲۹ اثر شركت كننده از تهران را براي شركت در بخش مسابقه اعلام كرد. از اين ميان ۱۰ اثر به طور قطع در اين بخش حضور خواهند داشت و رقابت ۱۹ نمايش ديگر مشروط به مذاكره با هيأت بازبيني است.
محمدحسين ناصربخت مدير روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي كه با خبرنگار ما گفت و گو مي كرد، در خصوص آثار شهرستاني بخش مسابقه گفت: تاكنون حضور ۱۲ نمايش از مناطق يك تا سه قطعي شده است و آثاري از شهرستانهاي رشت، زنجان، خوي، نهاوند، ساري، خرم آباد، اراك، خمين، اصفهان و قزوين در بخش مسابقه به روي صحنه خواهند رفت.
وي افزود: از مناطق چهار تا شش نيز نهايتاً ۹ كار انتخاب خواهد شد. ناصربخت در خصوص بخشهاي مختلف جشنواره بيست و يكم به ما گفت: جداي از بخشهاي هر ساله (مسابقه، بين الملل، خياباني، بخش ويژه، مرور سال ۸۱) مسابقه ۱۰ سال عكاسي تئاتر نيز برگزار مي شود، همچنين كارگاههاي آموزشي با حضور هنرمندان و اساتيد خارجي برپا خواهد شد.
وي سالنهاي اختصاص يافته امسال را براي نمايش آثار جشنواره مجموعه تئاتر شهر، تالار وحدت، تالار مولوي، تالار سنگلج و تالار هنر اعلام كرد.
بنابر اين گزارش، در بخش نمايشهاي خياباني كه ۳۹ متن (۲۱ متن به طور قطع و ۱۸ متن به طور مشروط) پذيرفته شده اند، بازبيني آثار توسط هيأت مربوط از هفته آينده آغاز خواهد شد.
به گزارش خبرنگار ما از مركز هنرهاي نمايشي از ميان ۱۳۸ متني كه در جدول بازبيني قرار داشتند نمايشهاي خر از دست رفته (به كارگرداني فرهاد اصلاني)، كاليگولا شاعر خشونت (آتيلا پسياني)، آندرانيك (حميد پورآذري)، اين لوله (نيما دهقان)، شيون (علي عابديني)، خواب در فنجان تلخ (كيومرث مرادي)، دود كعبه (سعيد شاپوري)، زمزمه مردگان (سيامك احصايي)، قرمز و ديگران (محمد يعقوبي) و گاهي اوقات براي زنده بودن بايد مرد (نصرالله قادري) به طور قطع در بخش مسابقه جشنواره بيست و يكم پذيرفته شدند. بر پايه اين گزارش آثار كارگردانان حرفه اي تئاتر همچون هادي مرزبان، منيژه محامدي، فرزانه كابلي، قطب الدين صادقي، بهروز غريب پور، بهزاد فراهاني، اكبر زنجانپور، علي رفيعي، پري صابري، محمود عزيزي و... كه در جدول بازبيني قرار داشتند، غالباً براي شركت در بخش ويژه انتخاب مي شوند كه البته در جدول بخش مسابقه قرار ندارند. از سوي ديگر حضور برخي آثار همچون «دار و دلدار» از داود فتحعلي بيگي به دليل آماده نبودن از حضور در جشنواره انصراف داده اند. به نظر مي رسد آثار ديگري نيز همچون «زال و رودابه» (از مصطفي عبداللهي)، جاناتان مرغ دريايي (شهره لرستاني)، جنگ مغرب و مشرق (جليل فرجاد) و كاپوچينوي ايرلندي (ميكائيل شهرستاني) دچار همين سرنوشت شده باشند. گفتني است بيست و يكمين دوره جشنواره بين المللي تئاتر فجر از اول تا ۱۲ بهمن در تهران برگزار مي شود.
جورج روي هيل كارگردان «نيش»
و «ساندنس كيد» درگذشت
104904.jpg
جورج روي هيل، برنده اسكار و كارگردان معروف فيلمهايي چون «بوچ كسيدي و ساندنس كيد» و «نيش» روز جمعه در منزل خود در نيويورك درگذشت.
به گزارش رويتر اين كارگردان كه به هنگام مرگ ۸۱ سال داشت، در وسترن ۱۹۶۹ خود با نام «بوچ كسيدي و ساندنس كيد» از رابرت ردفورد و پل نيومن در نقش دو دزد پرجذبه، چهره هاي سينمايي موفقي به هاليوود عرضه كرد و پس از اين فيلم در فيلم بعدي خود «نيش» در سال ۱۹۷۳ اين دو را با بازي مقابل هم به عنوان زوج موفق سينمايي به دنياي هنر معرفي كرد. هر دو فيلم جورج روي هيل بعدها در فهرست ۱۰ فيلم پرفروش و ركوردشكن تاريخ قرار گرفتند و «نيش» جايزه اسكار براي بهترين فيلم و بهترين كارگرداني را از آن خود كرد.
بنابراين گزارش نخستين تجربه كارگرداني او در سينما با فيلم «دوره تطبيق» در سال ۱۹۶۲ آغاز شد و از آن پس با كارگرداني ۱۴ فيلم بلند همچون اسباب بازيها در اتاق زير شيرواني (۱۹۶۳)، هاوايي (۱۹۶۶) و سلاخ خانه شماره ۵ (۱۹۷۲)» به فهرست فيلمسازان موفق هاليوود پيوست.
گفتني است آخرين فيلم كمدي روي هيل با نام Funny farm در سال ۱۹۸۸ ساخته شد.
بر پرده سينماهاي تهران
* عزيزم من كوك نيستم (كارگردان: محمدرضا هنرمند) ـ استقلال، آستارا، ايران ،۳ پيروزي، بهمن ،۲ حافظ، جي ،۱ توسكا، پارس ،۲ كانون و شاهد.

* رز زرد (كارگردان: داريوش فرهنگ) ـ آفريقا، بهمن، ايران ،۱ بلوار، آسيا، جام جم، مراد، جي ،۲ پيوند، عصر جديد ،۲ قيام، شيرين، آسمان آبي، دهكده المپيك، شيدا، پيام انقلاب و ميلاد.

* كلاه قرمزي و سروناز (كارگردان: ايرج طهماسب) ـ سروش، شهرقشنگ، سعدي، مركزي ،۱ تهران ،۱ شقايق، ماندانا، گلريز ،۱ ملت، اروپا، سپيده، ستاره، المپيا، ايران ،۲ فردوسي، جي ۳ و فلسطين.
امروز با عمادالدين رضايي
104901.jpg
عمادالدين رضايي تحصيلات خود را در رشته معارف اسلامي به پايان برده و اكنون به كار تحقيق و تدريس مي پردازد. تاكنون آثاري چون «نصر الدرر» رساله امام جعفر صادق(ع) همراه با ترجمه و يك مقدمه منتشر نمود. «شرح ابيات باباطاهر» را در دست چاپ دارد. كتاب «سيماي همدان» را از سوي انتشارات انوشه اخيراً منتشر كرده است. رضايي همداني طي سالهاي اخير مطالب و مقالات بسياري در زمينه هاي ديني و فرهنگي در نشريات مختلف به دست چاپ سپرده است.

* آقاي رضايي، رساله «نصرالدرر» آيا تا الآن چاپ و منتشر شده بود؟ و اگر قبلاً چاپ شده بود، شما چه كار تازه اي روي اين رساله انجام داده ايد؟
\ هم اينكه يك مقدمه اي براي اين رساله تنظيم نشده بود. بنده اين رساله را ترجمه كردم و يك مقدمه هم بر آن نوشتم و در تيراژ دوهزار نسخه چاپ شد و سريعاً هم تمام شد.

* قبل از شما چه كساني روي اين رساله كار كرده بودند؟
\ اين رساله در بعضي از كتب حديث آمده بود. اما به صورت مستقل و تحت عنوان «رساله نصرالدرر» كسي آن را نمي شناخت. اين رساله را شيعيان در افشاني ناميدند. يعني كلمات بسيار زيبايي كه امام جعفر صادق(ع) در اين رساله عنوان فرموده است. عبارات زيبا و شاعرانه اي دارد كه خواندنش براي عموم افراد جالب خواهد بود. اين رساله را كساني كه به جمع آوري حديث علاقه داشتند از زبان امام جعفر صادق(ع) مكتوب كرده اند.

* در كتاب «سيماي همدان» شما ۱۱۵ منبع ذكر كرده ايد. آيا همه اين منابع را مورد مطالعه قرارداده بوديد؟
\ البته مخفي نماند كه كتابخانه اي با بيست هزار جلد كتاب دارم. از دير زمان به همدان خيلي علاقه داشتم و مي خواستم رساله اي بنويسم و نكاتي كه به همدان مربوط مي شد و در جايي مي ديدم، مطالعه و يادداشت مي كردم. بنابراين آنچه خواندم و ديدم جمع آوري كردم و به صورت كتابي تحت عنوان «سيماي همدان» منتشر كردم.

* شما در اين كتاب نام بسياري از هنرمندان، مورخان و نويسندگان و شاعران را فهرست كرده ايد؟ به نظرتان كدام يك از مورخان بهتر توانستند راجع به همدان بنويسند.
\ خيلي از مورخان درخصوص همدان كتاب نوشته اند. از ابن فقيه كه درواقع جغرافيدان بود، تا ابوعلي كاتب همداني كه از متقدمين بودند و از افرادي كه متأخر بودند نظير دكتر مهدي درخشان، دكتراذكايي، آيت الله صابرهمداني و ديگربزرگان كه هر كدام در مورد همدان آثار قابل اعتنايي تأليف كرده اند. مثلاً ابن فقيه در سده هاي نخستين اسلامي به سبب تأليف كتاب «البلدان» و به خاطر برجاي ماندن اين كتاب، اقبال و اشتهاري پيدا كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |