همه ماجرا از كابينه مهندس موسوي آغاز شد و گروهي جوان پرشور كه هنوز انديشه هاي انقلابي در سر داشتند و بهترين فرصت را يافته بودند تا به تنور سرد شعار «خودكفايي» گرما ببخشند. انقلابيون جوان ساده زيستي كه مصر بودند بر موانع غلبه كنند و حتي اگر شد با صدور كالاهاي توليد وطن زمينه صدور انقلاب را فراهم كنند.
هيأتي كه در سال ۶۴ براي بازديد از كارگاههاي توليد توپ دست دوز به پاكستان رفت، تركيبي از همين جوانان انقلابي بود. جواناني كه به دنبال يافتن صنايعي با اشتغال زايي بالا و بدون نياز به سرمايه كلان بودند. آيا آنان مي توانستند ايران را نيز به جايگاه كشوري نظير پاكستان كه با توليد توپ دست دوز توانسته بود با صرف هزينه كم، زمينه هاي شغلي بسياري در داخل كشور به وجود آورد و بسياري از بازارهاي جهاني را به خود ا ختصاص دهد، برسانند؟! يا مقدر اين بوده كه آنان در ميانسالي پيش از كسب تجربه شيرين از عملي كردن شعارهاي انقلاب به ميانه روهايي تبديل شوند كه ديگر كمتر به آرمانهاي روزهاي جواني فكر مي كنند!
توقع زياد ممنوع!
در روزهاي پاياني اسفند ۷۸ در طبقه چهارم ساختمان تقريباً نوساز مركز امور مشاركت زنان در يكي از خيابانهاي قديمي تهران، زهرا شجاعي، معاون رئيس جمهوري و رئيس مركز، در پاسخ به پرسشهاي مكرر خبرنگاري درباره نقش ويا پيشنهاد مشخص مركز براي كمك به رفع بحران اشتغال در كشور، درحالي كه سعي داشت همان لبخند هميشگي را در چهره اش حفظ كند، از تعاوني هايي گفت كه «اگر چند خانم يا دختر جوان دور هم جمع شوند، بدون آن كه نياز به سهم آورده زيادي داشته باشند با كمك دولت مي توانند در زمينه هايي نظير نوغان داري، كشاورزي و صنعت تشكيل دهند» و بعد مثال زد: « در سفر اخير من به استان ايلام، در يكي از شاخه هاي يك تعاوني چند منظوره، عده اي از خانمها با همكاري يكديگر توليدي توپ فوتبال داشتند. اين كار هم از نظر اقتصادي به صرفه و سودآور است و هم ايجاد اشتغال مي كند.» آن روز زهرا شجاعي با لحني كه نشان مي داد نبايد از مركز انتظار زيادي داشت به اين نكته اشاره كرد كه: «مركز امور مشاركت زنان نه صندوق قرض الحسنه است، نه كميته امداد و نه يك مركز كاريابي!» با اين حال او از ايجاد تسهيلات و پشتيباني براي تأسيس مراكز حمايتي، اقتصادي و تعاوني هاي زنان به عنوان هدفها و برنامه هاي مهم مركز امور مشاركت زنان نام برد.
|
|
|
رؤيايي كه زود شكست
در ميانه هاي آذرماه سال جاري، مديرعامل اتحاديه تعاوني هاي توليد توپ كشور خبر از ورشكستگي همان توليدي توپ سراسري مي دهد كه چندسال پيش زهرا شجاعي از آن به عنوان يك نمونه موفق تعاوني زنان در ايلام نام برده بود. عقيل اماني مي گويد: «نه فقط آن تعاوني، كه تعداد ديگري از تعاوني هاي توليد توپ دست دوز هم نتوانستند دوام بياورند و ورشكسته شدند و در حال حاضر مديران آنها با مشقت وام هاي عقب افتاده را پرداخت مي كنند!» اما چه اتفاقي افتاد كه توليد توپ دست دوز با وجود رؤياي پديدآورندگانش نه تنها نتوانست بازارهاي جهاني را به روي ايران بگشايد بلكه در توليد داخلي هم موفقيت شاياني كسب نكرد و واحدهاي تعاوني آن يكي پس از ديگري به ورشكستگي و تعطيلي كشيده شدند؟!
آغاز ماجرا
نيمه هاي سال ۶۴ در ميان جمعي از جوانان پاوه (كرمانشاه)، به هنگام بازي فوتبال در زمين خاكي يكي از محله هاي شهر زمزمه اي پيچيد. جواناني كه به دنبال توپ فوتبال به اين سو و آن سوي زمين مي دويدند به يكديگر خبر از تشكيل نخستين تعاوني توليد توپ دست دوز كشور، در شهرشان مي دادند. اين نويد خوبي براي آنان بود تا هم به ايجاد يك واحد صنعتي در شهرشان ببالند و هم از اين كه دست كم براي گروهي از مردم شهرزمينه اشتغال فراهم مي شود، خشنود باشند. همان روز تعدادي از آنها با كنجكاوي در ميان دو نيمه بازي توپ فوتبال را به دست گرفتند و به وراندازي آن مشغول شدند. به اين ترتيب مي توانستند هنگام شروع كار در تعاوني نشان بدهند كه سررشته اي هم در اين كار دارند. امكان استقرار كارگاههاي توليد توپ دست دوز در مناطق محروم، نياز نداشتن به آموزشهاي تخصصي و سرمايه گذاري كلان، سهولت اجرا و ايجاد اشتغال با حداقل هزينه از جمله ويژگيهايي بود كه به سرعت ايجاد تعاوني هاي توليد توپ دست دوز را در سراسر كشور و به ويژه در استانهاي محروم فراگير كرد و به دليل امكان توليد و كار در منزل قشر وسيعي از زنان، دختران و جوانان به سرعت جذب اين صنعت شدند. عقيل اماني، مديرعامل اتحاديه تعاوني هاي سراسري توليد توپ دست دوز براين اعتقاد است كه جاذبه اي كه اين صنعت براي مناطق محروم دارد، بيش از ساير صنايع دستي است. جاجيم و گليم براي يك دختر جوان هنر و صنعتي است كه از گذشتگان به جا مانده اما توپ به عنوان محصولي جديد و جوان پسند جاذبه بيشتري دارد نه تنها توپ كه ساير رشته هاي صنايع ورزشي نظير توربافي، توليد پوشاك ورزشي مي تواند در خانه هاي مردم گسترش پيدا كند. دولت اعلام كرده براي ايجاد اشتغال بايد براي هر نفر ۸ ميليون تومان سرمايه گذاري شود و اين با توجه به تعداد افراد جوياي كار رقم كمي نيست، در صورتي كه نرخ اشتغال دراين قبيل صنايع بالاست و كار با اندكي حمايت و سرمايه گذاري پيش مي رود.»
در حال حاضر از ۳۳ شركت تعاوني كه در زمينه توليد توپ دست دوز به ثبت رسيده اند، ۱۶ شركت عضو اتحاديه تعاوني هاي توليد توپ كشورند. اين اتحاديه در مجموع بيش از ده هزار عضو دارد كه حدود ۶۵۰۰ نفر اعضاي آن زن هستند. به نظر مي رسد اين صنعت بهترين زمينه اشتغال را براي زنان به ويژه زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست فراهم مي كند. عقيل اماني مي گويد: «الگوي تعاوني توليد توپ را از پاكستان و چين گرفتيم. اما تغييراتي هم داديم. مثلاً به دليل محدوديت منابع از چرم طبيعي استفاده نمي كنيم. البته اين كار هم در دنيا منسوخ شده و صرفه اقتصادي ندارد. از سوي ديگر براي پايين آوردن هزينه ها توليد را به صورت خانگي درآورديم. توپ دست دوز نسبت به توپهاي پرسي طرفداران بيشتري در جهان دارد واكنش بدن به اين توپها سريعتر و راحت تر صورت مي گيرد.»
خداحافظ جهان
آنچه در شروع بيش از هر چيز ايجاد و گسترش صنعت توپ دست دوز در كشور را جذاب مي كرد، راه يافتن به بازارهاي جهاني بود. اين صنعت در كشور پاكستان چنان گسترش يافته كه شركتهاي بزرگ توليد وسايل ورزشي نظير آديداس و نايك حاضر به سرمايه گذاري روي آن در كشور پاكستان شده اند. اما گويا اين چرخه در كشور ما كاملاً برعكس است. به اين ترتيب محصولات توليدي داخل كشور نه تنها صادر نمي شوند كه در مقابل واردات بي رويه توپ عقب هم رانده مي شوند. «ازطرفي افغاني هايي كه به صورت غيرقانوني كارگاههاي توليد توپ راه انداخته اند، به دليل ارزاني نيروي كار، توپهايي با قيمت پايين تر و البته كيفيت نه چندان مطلوب راهي بازارهاي كشور مي كنند. چون مسؤوليتي در مقابل نيروي كار به عهده نمي گيرند و با محدوديت جدي و قانوني هم روبرو نيستند.» آيا حضور پررنگ محصولات چيني و پاكستاني در بازارهاي جهاني مانعي براي حضور ايران در اين عرصه نيست؟ پاسخ عقيل اماني به اين سؤال با كلمه «نه» آغاز مي شود. « از لحاظ مواداوليه، دانش فني و نيروي كار در وضعيت خوبي هستيم. در حال حاضر قيمت توليد ما از ۱۸۰۰ تا ۱۲۰۰۰ تومان متغير است. اما اغلب محصولات توليدي ما به طور متوسط ۲۷۰۰ تومان قيمت دارند. مي توانيم با كاستن از برخي هزينه ، حتي قيمت تمام شده را كاهش بدهيم.
|
|
|
به صرفه بودن اين صنعت به اين دليل است كه توپ قيمت خاصي ندارد. اگر توانستيد خريدار را به كيفيت توپ مجاب كنيد، در مرحله بعد قيمت آن مطرح مي شود، توپي كه از نظر بازيكن و زمين جواب دهد، در بازار به قيمت خوبي خريداري مي شود.»
يك نه بزرگ
مصرف توپ كشور در حال حاضر سه ميليون توپ در سال است. آموزش وپرورش به عنوان بزرگترين مصرف كننده آن به شمار مي رود اما عقيل اماني مي گويد: «آموزش وپرورش تا به حال حتي يك عدد توپ هم از اتحاديه تعاوني هاي توليد توپ خريداري نكرده است» اين مسأله در مورد سازمان تربيت بدني، وزارت علوم و دانشگاه آزاد نيز صادق است. «پيگيري هاي ما تاكنون نتيجه نداده است. تا بالاترين مقام آموزش وپرورش مكاتبه صورت گرفته اما متأسفانه با وجود تمايل وزير و دستورالعمل او هنوز موضوع خريد توپ از سوي آموزش وپرورش لاينحل باقي مانده است. درواقع بخشهاي دولتي به خريد از بخشهاي خصوصي راغب تر هستند.»
حل مشكلات به شكل هيأتي
تاكنون حدود سه ميليارد تومان به اشكال مختلف در اختيار تعاوني ها قرارگرفته اما اغلب آنها در باز پرداخت اين مبالغ دچار مشكل شده اند. بازپرداخت وام ها در زمان كوتاه و با بهره هاي بالا تا پيش از شكل گيري كامل واحدهاي تعاوني زمينه هاي ورشكستگي و تعطيلي تعاوني ها را فراهم آورده است.» مسؤولان گمان مي كنند مشكلات خود به خود و هيأتي حل مي شود. يكي ازمشكلات ما توجيه نشدن مسؤولان و درك ناكافي آنها از مسائل توليدكننده است. اين قبيل صنايع مي تواند كمك مؤثري به صادرات غيرنفتي كند. در حال حاضر واحدهاي ما با كمتر از يك پنجم ظرفيت توليد خود فعاليت مي كنند. بعد هم متولي نداريم. وام هاي بانكي مشكلي را حل نمي كنند. زيرا اين وام ها وقتي به درد ما مي خورد كه امكانات اوليه داشته باشيم نه اين كه وام را صرف خريد جاو مكان، تهيه كاتالوگ و اجاره مكان و تبليغات كنيم. ما نياز به حمايت دولت داريم تا روي پاي خود بايستيم. بعد از آن ديگر خودمان از عهده امور برمي آييم. سال گذشته تراز ما منفي بود. هيچ سودي نداشتيم. اما با اندك حمايتي از سوي دولت مي توانيم به صادرات هم فكر كنيم اما وقتي اتحاديه اي مكاني براي خودش ندارد فاقد انبار است و واحد كنترل كيفيت ندارد. چگونه مي تواند محصولي صادر كند؟ در صادرات هم كوچكترين خطا خسارت غيرقابل جبراني به وجود مي آورد.» هدف اتحاديه تعاوني هاي توليد توپ دست دوز حمايت از تعاوني ها است. اما عقيل اماني مديرعامل اتحاديه معتقد است اتحاديه حتي نتوانسته به اين هدف نزديك شود. شايد اگر مردان انقلابي كه به دنبال يافتن صنايعي با ميزان اشتغال بالا و سرمايه اندك بودند، صنعتي را كه از درون محلات محروم و فقيرنشين شهرهاي كراچي و اسلام آباد پاكستان توانست براي اين كشور اعتباري بخرد، ساده نمي گرفتند. اينك وضعيت اين صنعت در كشور ما به اين گونه نبود كه تعاوني هاي توليد توپ دست دوز چشم به آينده بدوزند. آيا آينده براي آنها نويدبخش روزهاي بهتري خواهد بود؟!