|
|
|
قاضي دادگاه عمومي تهران به خانواده ها هشدار داد
|
|
|
|
زاغ سياه:
|
|
|
|
|
قاضي دادگاه عمومي تهران به خانواده ها هشدار داد
بازداشت۸ دختر نوجوان در خانه فساد
گروه حوادث: هشت دختر نوجوان دانش آموز كه اقدام به تشكيل يك شبكه فساد كرده بودند، در جريان عمليات تعقيب و شناسايي مأموران نيروي انتظامي رديابي و بازداشت شدند. اقدامات ويژه پليس براي رديابي اين دختران دانش آموز به دنبال شكايت زن جواني مبني بر اينكه يك دختر نوجوان، دختر او را به فساد كشانده است، در دستور كار قرار گرفت. اين مادر وقتي در برابر قاضي ذاكري نسب رئيس شعبه ۴۰۲ دادگاه عمومي تهران قرار گرفت، درباره شكايت خود گفت: از مدتي قبل رفتار دخترم ـ مريم ـ كه دانش آموز پيش دانشگاهي است، تغيير كرده بود. هر بار در اين باره از او سؤال مي كردم، با تندي و پرخاشگري از پاسخ دادن طفره مي رفت. تا اينكه يك روز تصميم گرفتم او را در خانه نگه دارم. ظهر زنگ در خانه مان را زدند، يكي از دوستان دخترم بود كه به همراه پسر جواني با يك خودرو پژو آمده بودند. دخترم نزد آنها رفت. من هم به دنبال او رفتم. هنوز چند قدمي با آنها فاصله داشتم كه ناگهان آنها دخترم را سوار خودرو خود كردند، به طرف آنان دويدم، ولي قبل از آنكه بتوانم مانع از حركتشان شوم، خودرو حركت كرد. با توجه به اطلاعاتي كه اين زن درباره مشخصات سرنشينان خودرو پژو در اختيار قاضي دادگاه قرار داده بود، به دستور او، اكيپي از مأموران تجسس هاي گسترده اي را در اين باره آغاز كردند. آنان پس از رديابي «نسترن» دختر ۱۷ ساله، او را تحت بازجويي قرار دادند، ولي وي با انكار هرگونه اقدامي براي اغفال كردن مريم، ادعا كرد كه او با خواست خود با «امير» ـ راننده خودرو پژو ـ آشنا شده است. بدين ترتيب، مأموران براي روشن ساختن حقيقت ماجرا، «مريم» را تحت بازجويي قرار دادند. وي در اظهارات خود به نقش «نسترن» در آشنا كردن همكلاسي ها و دوستانش با پسران جوان و تشكيل شبكه فساد اشاره كرده و گفت: او از مدتها قبل دختران دانش آموز زيادي را با پسران جوان آشنا كرده و آنها را به خانه افراد سالخورده و پولدار تهراني كشانده و مجلس رقص و پايكوبي برگزار مي كند. با مطرح شدن اين اظهارات، تاكنون ۸ دختر دانش آموز از سوي پليس شناسايي و با دستورات قضايي بازداشت شده اند. مأموران نيروي انتظامي تحقيقات وسيعي را براي شناسايي ساير اعضاي اين شبكه آغاز كرده اند.
* هشدار قاضي دادگاه قاضي دادگاه عمومي تهران از والدين خواست تا نسبت به رفت و آمدهاي فرزندانشان حساسيت بيشتري نشان دهند. وي افزود: اغلب دختران و پسران نوجواني كه گرفتار باندهاي فساد مي شوند، در تحقيقات ما مشخص شده در خانواده هاي خود مورد بي مهري قرار گرفته و گاهاً جدي گرفته نمي شوند. وي در ادامه گفت: برخي نوجوانان كه در محيط خانه مورد بي توجهي والدين قرار مي گيرند، وقتي در محيط مدرسه و در رفت و آمد با دوستان از سوي آنان با پيشنهادي روبرو شوند، بي هيچ تفكري درباره عواقب آن كار، فوراً مي پذيرند. درحالي كه نمي دانند راه پيشنهادي، او را به لجنزاري مي كشاند كه شايد راه گريزي برايش متصور نشود.
|
|
|
|
|
زاغ سياه:
يك آشنايي مرا جنايتكار كرد
|
|
|
گروه حوادث: سردسته باند «زاغ هاي سياه» با شكستن سكوت خود، جزئيات بيشتري از اقدامات هولناك شكارچيان جاده ها را فاش كرد. اين شبكه مخوف كه گرداننده آن پسر جواني به نام «اكبر زاغي» است، از شهريورماه سال گذشته اقدام به زورگيريهاي مرگبار در جاده هاي كويري مي كرد. بنابر اين گزارش، مأموران اداره آگاهي شهرستان ورامين در پي دريافت گزارشهايي از زورگيريهاي متعدد كه در آن اعضاي باندي پس از بستن دست و پاي راننده ها اقدام به سرقت خودروهاي آنها مي كردند، تجسس هاي گسترده اي را در اين زمينه آغاز كردند. كارآگاهان در تجسس هاي خود اقدام به چهره نگاري از اعضاي باند كردند و در چندين عمليات غافلگيرانه، ۹ تن از اعضاي باند را در خميني شهر اصفهان رديابي و دستگير كردند. متهمان در بازجويي ها ضمن اعتراف به ۲۶ فقره زورگيري براي سرقت خودرو، ۱۹ فقره زورگيري موتوسيكلت به قتل چهار راننده خودرو اعتراف كردند. اكبر زاغي (سردسته باند) در بازجويي هاي فني و پليسي درباره نحوه تشكيل باند به كارآگاهان گفت: پس از آنكه تحصيلات مقطع راهنمايي را به پايان رساندم، به خاطر از هم پاشيدگي خانواده ام، آواره خيابانها شدم و در اين مدت با دختر جواني آشنا شدم و به خانه آنها رفت و آمد پيدا كردم و توانستم با پدرش و برادرهايش به نامهاي «عباس»، «غلامعلي» و «محمدعلي» طرح دوستي بريزم. از آن به بعد به آنجا مي رفتم و با آنها مواد مخدر مصرف مي كرديم. پس از گذشت چندين ماه تصميم گرفتيم تا براي فراهم كردن پول مواد مخدر دزدي كنيم. ابتدا احشام و موتوسيكلت سرقت مي كرديم تا اينكه به سرقت خودرو روي آورديم. سردسته باند «زاغ سياه» در ادامه بازجويي گفت: «زماني كه قصد داشتيم خودرو بدزديم، با ايمان كه معروف به طوطي بود و به خاطر شركت در دعواي دسته جمعي متواري شده بود، آشنا شديم و او نيز عضو باند ما شد. پس از آن به همراه «غلامعلي» راننده ها را فريب مي داديم و سپس آنها را به بيابانها كشانده و با تهديد چاقو خودروهايشان را سرقت مي كرديم. وي افزود: در ابتدا هدفمان از سرقت جنبه تفريحي داشت و پس از سرقت اتومبيل با آن به تفريح مي پرداختيم، ولي در ادامه پس از سرقت، خودروها را به شهرستان زابل برده و به مالخران مي فروختيم. اكبر زاغي درباره قتل چهار راننده خودرو گفت: زماني كه راننده خودروها را به بيابان مي كشانديم دست و پاي آنها را مي بستيم، اكثر آنها با التماس از ما مي خواستند تا كاري با آنها نداشته باشيم و ما نيز از كشتن آنها صرفنظر مي كرديم، ولي چهار تن از آنها در برابر ما مقاومت كردند و ما نيز مجبور شديم آنها را به قتل برسانيم و سپس اجسادشان را در كوير دفن كنيم. به گزارش خبرنگار ما، پس از اعترافات سردسته باند، كارآگاهان اداره آگاهي ورامين از آنجايي كه احتمال مي دهند اعضاي باند مرتكب جنايات بيشتري شده باشند، تجسس هاي گسترده اي را بر روي پرونده راننده هايي كه به طرز مرموزي در مناطق بياباني كوير مركزي ناپديد شده اند، آغاز كرده اند.
|
|
|
|
|
|
حادثه ها
|
|
|
|
|
* دستگيري دزد انباري هاي شهرك آپادانا ـ گروه حوادث: مرد جواني كه اقدام به سرقت از انباري آپارتمانها مي كرد، رديابي و دستگير شد. بنابراين گزارش، ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه روز چهارشنبه ۲۷ آذرماه مأموران گشت كلانتري ۱۳۵ آزادي حين گشت زني در شهرك آپادانا، مرد جواني كه در حال حمل يك دستگاه دوچرخه مسروقه بود، مظنون و وي را بازداشت كردند. متهم كه جعفر نام دارد پس از انتقال به كلانتري به دستور سرهنگ محمودي (رئيس كلانتري) تحت بازجويي قرارگرفته و به ۱۰فقره سرقت از انباري اعتراف كرد.
* پليس در تعقيب سارقان مسلح طلافروشي ـ گروه حوادث ـ پليس تجسسهاي خود را براي رديابي دو جوان سارق كه با تهديد اسلحه اقدام به سرقت از يك كارگاه طلافروشي كرده اند، آغاز كرد. اين تجسسها زماني در دستور كار پليس قرار گرفت كه صبح روز يكشنبه ۸ دي ماه يكي از مغازه داران پاساژ فرخ واقع در خيابان جمهوري در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد يكي از كارگاههاي طلاسازي واقع در طبقه دوم پاساژ مورد دستبرد سارقان قرار گرفته است. ميثم به مأموران گفت: صبح امروز پس از بازكردن مغازه مشغول تميز كردن آن بودم كه دو جوان در حالي كه چهره خود را با كلاه گيس و ريش و سبيل مصنوعي تغيير داده بودند وارد كارگاه شدند و سپس با تهديد يك قبضه اسلحه كلت كمري وقمه مرا به گوشه اي از كارگاه بردند و دست، پاها و دهانم را با چسب بستند.
* توضيح روابط عمومي اداره كل راه و ترابري استان قزوين ـ عمليات نمك پاشي آزادراه قزوين ـ تهران قبل از بروز حادثه اخير انجام گرفته بود. در نمابري كه اين روابط عمومي براي روزنامه ايران فرستاده ، آمده است: طي بازديدي كه مهندس شيري ، مديركل راه و ترابري استان در ساعت ۲/۳۰ دقيقه بامداد همان روز از آزادراه داشته بر عمليات نمك پاشي در حدفاصل قزوين تا نيروگاه نظارت داشته و در حين بروز تصادف مرحله سوم نمك پاشي درحال انجام بوده و مأموران راهداري شاهد برخوردهاي فوق بوده اند كه برودت هوا و ترافيك سبك نيمه شب مانع از پخش كامل مخلوط نمك در سطح جاده گرديده بود. مضافاً بر اينكه مه غليظ مانع از تأمين ديد كامل رانندگان بوده است.علت همزماني تصادف در باند شمالي كه منجر به پخش شدن آرماتورهاي رولي يك دستگاه تريلي بوده كه روي گاردريل هاي رفوژ مياني واژگون شده و محموله در باند شمالي همراه با سه دستگاه از تصادفات فوق باند شمالي را به خود اختصاص داده است.
|
|
|
|
|
|