«آن موقع اصلاً حرف پول نبود بخصوص در شاهين. شاهين براي خودش يك مكتب بود و حرف اولش تحصيل بود وعلم و فرهنگ به خاطر همين هم مطلقاً كسي به خاطر بازي در اين تيم مزدي نمي گرفت تازه گفته بودند كه خود شاهيني ها موقع ورود به ورزشگاه براي بازي بايد بليت بخرند تا به باشگاه كمك شود. اين حرفها بعداً پيش آمد» حسين كلاني مهاجم سرشناس تيمهاي شاهين و پرسپوليس در دهه هاي چهل و پنجاه و يكي از بهترين بازيكنان تيم ملي در زمان خود در حالي چنين حرفهايي را مطرح مي كند كه خود حالا فردي موفق با وضعيت مالي مناسب و ساكن آمريكاست. مهندسي باسابقه كه قسمت عمده اي از پيشرفت اش را مديون مكتب شاهين وتفكر حاكم بر اين باشگاه مي داند و معتقد است كه فوتبال براي او و هم نسلانش تنها يك عشق بوده است و نه محلي براي كسب شهرت و درآمد.
|
|
|
در اين زمينه همايون بهزادي مهاجم سالهاي دور فوتبال ايران و يكي از دوستان و همبازيهاي كلاني نيز خاطرات شنيدني بسياري دارد. او در تكميل صحبتهاي كلاني مي گويد: «يك وقتي بود كه در تيم ما و فقط در خط حمله سه تا مهندس بازي مي كردند. آنها جزو بهترين فوتباليستهاي ايران بودند و تيم ما هم همينطور. آن وقتها كسي كه دنبال پول بود اصلاً سراغ فوتبال نمي آمد. مثل حالا نبود كه خيلي ها فوتبال برايشان فقط محلي براي كسب محبوبيت است و در كنار آن به هزارجور تجارت مشغولند. حالا براي پيدا كردن يك آدم تحصيل كرده توي فوتبال اين مملكت بايد كلي جست وجو كنيد. اما رقم قراردادها و حقوق ها را كه مي بينيد سرتان سوت مي كشد. من نمي دانم اين پولها پاي چه چيزي ريخته مي شود.»
|
|
|
تيم شعاع را بايد اولين تيم فوتبال ايران به حساب آورد كه با جذب فوتباليستهاي مطرح و كشاندن آنها به پاي ميزهاي قرارداد باب حرفه اي گري را در ايران باز كرد. تا اين زمان فوتبال در ايران همچون ديگر ورزشها پديده اي كاملاً آماتوري بود كه هيچ درآمدي را عايد ورزشكاران نمي كرد. تا سالها، دلبستگي شخصي به تيمها، رفاقت ها، علقه هاي محلي و روابط خصوصي مهمترين عوامل براي حضور فوتباليستها در يك باشگاه يا تيم بود. حضوري كه مي توانست تا سالها به درازا بكشد و بازيكناني كه وفادار ماندن به يك پيراهن باشگاهي را افتخاري بزرگ مي دانستند. دراين زمان بازيهاي آموزشگاهي و همينطور مسابقات محلي از اعتبار و شور و شوق بسياري برخوردار بودند و با توجه به نشريات معدود ورزشي، براي ورزشكاران، حتي براي مشهورترين فوتباليستهاي دوران، فوتبال معنايي جز تمرينات سخت روزانه، شركت در مسابقاتي كه معمولاً در محدوده تهران ـ يا شهرستان محل سكونت ورزشكار ـ اتفاق مي افتاد و احتمالاً كركري هاي رايج را نداشت.
اما در همين دوران آقاشعاع و تيمش پايه گذار سنتي شدندكه سالها بعد ابعادي غول آسا و باورنكردني به خود گرفت. تجارتي پررونق و رد و بدل شدن ارقام درشت مالي كه آقاشعاع، دوستانش و فوتباليستهاي زمان حتي تصورش را نمي توانستند بكنند. در آن دوره، يعني درست در سالهاي مياني دهه چهل وقتي كه فريبرز اسماعيلي توانست براي بازي در تيم شعاع يك بنز مدل۶۶ از مديران اين تيم دريافت كند، چشم هاي بسياري گرد شد و كم نبودند كساني كه اين اتفاق را حركتي ناسازگار با اخلاق و فرهنگ ورزشي به شمار آوردند.
|
|
|
اما وقتي كه جريان به راه افتاده با اعطاي ب ام و۲۰۰۲هاي مدل۶۸ در سالهاي بعد به عده اي ديگر از بازيكنان، به يك رسم در اين تيم بدل شد همه دريافتند كه زمان توپ زدن هاي عاشقانه گذشته است و ديگر هر كسي بايد به فكر اين باشد تا از اين نمد براي خودكلاهي دست و پا كند و اين همان دوره اي بودكه حسين آبشناسان ـ كه بعد از سالهاي پس از انقلاب رئيس فدراسيون فوتبال شد ـ با گرفتن يك موتور گازي به شعاع آمد! و بعدتر علي پروين جوان وقتي كه براي پيوستن به تيم كيان دستمزد خود را در بسته هاي ۱۰توماني دريافت كرد آنها را در خانه به هوا پرت كرد و روي فرشي از اسكناس به غلت زدن پرداخت! روشي كه آقاشعاع مروج آن شد بعدها ساير تيمها را براي رقابت مجبور به دست به جيب شدن كرد و بوي اسكناس را در زمينهاي فوتبال پراكند.
از اين منظر شايد بتوان به دوتيم شاخص دهه هاي اخير فوتبال ايران اشاره كرد؛ پرسپوليس تيمي كه با سرمايه فردي عبده و با اتكا به علاقه و البته امكانات شخص وي پاگرفت و رشد كرد تيمي بودكه براي گرفتن بهترين نفرات مجبور به پرداخت بالاترين رقمها بود. اما همين تيم در سال۴۷ به بازيكنانش دستمزد ماهانه اي بين ۵۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ريال مي پرداخت. رقمها در تاج از اين هم پايين تر بود. اما تيم محبوب دربار براي به تور انداختن ماهي هاي درشت از وسوسه هاي متفاوتي استفاده مي كرد.
جوادالله وردي مي گويد: «من با قراردادي ۱۲۰۰۰توماني از تاج به پرسپوليس رفتم و اين خبر در آن سالها مثل بمب صدا كرد.» پس از او مسيح مسيح نيا ملي پوش پرسپوليسي ها با گرفتن رقمي بالغ بر صدهزارتومان از اين تيم به ابومسلم مشهد نقل مكان كرد تا كاپيتان تيم خراساني شود. مبلغي كه در زمان خود، يعني سال۱۳۵۳ حيرت انگيز و غيرقابل باور بود. در دهه پنجاه پيوستن عليرضا عزيزي از هما به پرسپوليس همينطور قرارداد ايرج دانايي فرد گوش كلاسيك تاريخي فوتبال ايران با تيم تاج از مواردي بودكه با سرو صداي بسيار همراه شد. ارقام در سالهاي بعد بويژه با آمدن بازيكنان اروپايي به باشگاههاي ايراني و در رونق جام تخت جمشيد بالا و بالاتر مي رفت تا جايي كه به سال۵۷ و انقلاب اسلامي رسيديم. واقعه اي كه فوتبال و ورزش ايران را دچار شوكي عظيم و دگرگوني اساسي كرد و بخصوص تفكري كه در سالهاي اول بر ورزش حاكم بود همه چيز را از شيوه هاي مرسوم جهاني دور كرد.
در سال۵۸ با آماتوري اعلام شدن ورزش و فوتبال شكل قرارداد بازيكنان فوتبال با باشگاهها تغيير كرد وبا شگاهها از پرداخت پولهاي كلان به فوتباليستها منع شدند. اما در اين سالها ساز و كار حاكم بر فوتبال كشور به گونه اي بودكه حتي اگر قرار بر عقد قراردادهاي حرفه اي هم بود باشگاهها توان آن را نداشتند. سالهاي جنگ تحميلي و بودجه هاي نازلي كه از طرف دولت و دستگاههاي حامي ورزش به اين كار اختصاص مي يافت باعث شده بودتا دوباره همه چيز در عشق و تعصب خلاصه شود و فوتباليستها جز در موارد خاص ـ براي مثال پيروزيهاي ملي ـ نتوانند سهمي از پولهاي در گردش ورزش كشور داشته باشند.
اما از سال۱۳۶۷ وبا به پايان رسيدن جنگ دوباره همه چيز دچار تحول شد. كوچ دسته جمعي تعدادي از ملي پوشان فوتبال به كشورهاي حاشيه خليج فارس كه با دريافت مبالغ دلاري همراه بود و همينطور عزم دولتمردان براي رويكرد جدي تر به ورزش به عنوان مقوله اي كه مي توانست اقبال عمومي و مشغوليت ذهني جوانان را به همراه داشته باشد باعث به وجود آمدن شرايطي شد كه در آن عقد قراردادهاي حرفه اي و نقل و انتقال ارقام درشت مالي تنها يكي از نمودها بود.
سالهاي۶۷ به بعد همان سالهايي بودند كه تيمهاي بزر گ با رفتن زيرپوشش وزارتخانه هاي متمول شارژ مالي شدند وديگر مراكز صاحب قدرت مالي بر آن شدند تا وارد شدن به عرصه فوتبال و تيمداري در مقطعي كوتاه رقابت را داغتر كنند. بدين ترتيب وزارت كشاورزي، بانك تجارت، صدا و سيما، سازمان گسترش صنايع ملي و بسياري از مراكز دولتي و غيردولتي ديگر به تشكيل تيمهاي فوتبال پرداختند و با پرداخت مبالغ كلان براي گرفتن بازيكنان اسمي هياهويي را به وجود آوردند كه تا آن زمان سابقه نداشت. بدين تريتب اگر تا اين زمان قراردادهايي مانند قرارداد كريم باوي با پرسپوليس به مبلغ يكصدهزارتومان و قرارداد صمد مرفاوي با استقلال به مبلغ يكصدو پنجاه هزارتومان، خيره كننده به نظر مي رسيدند از اين پس عددها بزرگ و بزرگتر شدند ومرزها را در نورديدند.
سال۶۹ سالي بودكه ناگهان باشگاه كشاورز با چندبازيكن بزرگ وارد صحبت شد و توانست براي سالهايي كوتاه پاي بازيكناني چون نادر محمدخاني، جواد زرينچه، علي افتخاري، مرحوم سيروس قايقران و بعدها كساني چون كريم باقري را به اين تيم بكشاند. مبالغي كه براي چنين انتقالهايي پرداخت شد مطلقاً با آنچه كه تا آن زمان در فوتبال ايران رايج بود همخواني نداشت واين بازيكنان توانستند با گرفتن شش ميليون تومان، كمتر يا بيشتر قيمتها را در تاريخ فوتبال كشور جابه جا كنند. اتفاقي كه در باشگاهي نظير بانك تجارت نيز بطور همزمان رخ داد و به پيوستن چندبازيكن نامدار به اين تيم انجاميد.
اين وضعيت بطور طبيعي روي روند رشد قيمت بازيكنان تأثير گذاشت وهزينه تمامي باشگاههاي بزرگ را متورم كرد. به اين ترتيب مثلاً پرسپوليس نيز ناچار شد كه در سالهاي بعد براي گرفتن علي دايي از بانك تجارت بالغ بر شش ميليون تومان به خود وي بپردازد و در سالهاي۷۴ و ۷۵ براي انتقال كريم باقري از كشاورز ده ميليون به خود باشگاه و شش ميليون تومان به خودش تعلق گرفت.
در اين ميان مي توان به نقش واسطه هايي اشاره كرد كه نقش اساسي را در انتقال و همينطور بالا رفتن قيمت بازيكنان ايفا مي كنند. واسطه هايي كه ممكن است از ميان مديران فوتبال، مطبوعاتي ها، مشاغل آزاد طرفداران قديمي باشگاهها يا حتي از بين مربيان فوتبال به ايفاي اين نقش بپردازند. اين عده با داشتن روابط مناسب با بازيكنان و باشگاههاي مبداً ومقصد بعضاً حتي انتقالاتي را جامه عمل مي پوشانندكه عملي شدن آنها غيرممكن به نظر مي رسد. گفته مي شود بطور عادي سهم اين دلال ها از هر انتقال ده درصد است كه طبيعتاً نظارتي بر آن وجود ندارد و مالياتي نيز از آن كسر نمي شود. در بسياري از موارد اين واسطه ها سهم خود را از هر دوطرف مديران باشگاه و بازيكنان مي گيرند اما در بعضي از موارد آنها بازيكنان را متعهد مي كنند تا پس از عملي شدن انتقال سهم شان از مبلغي كه به عنوان قرارداد بازيكن به وي پرداخت مي شود كسر و به واسطه منتقل شود. در همين حين آگاهان اين امر از مربياني نام مي برند كه براي اجازه انتقال بازيكنان از تيم خود به تيم ديگر مبالغي را تقاضا و دريافت كرده اند. از همه جالب تر شايد يكي از مربيان مشهور باشد كه علاوه بر تمام زمينه هاي تجارتي حتي براي قبول انتقال بازيكن به تيمش نيز وجه دريافت مي كند.
ادامه دارد