چهارشنبه ۱۱ دي ۱۳۸۱ - ۲۷ شوال ۱۴۲۳
Wed, Jan 1, 2003
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۳۴۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
سر بر آستان نيايش و زيبايي( بخش دوم و پاياني)
گفت وگو با فريتيوف شووان، متفكر معنويت گراي معاصر
كتاب انديشه
سر بر آستان نيايش و زيبايي( بخش دوم و پاياني)
صريح ترين پيام خداوند
گفت وگو با فريتيوف شووان، متفكر معنويت گراي معاصر
105114.jpg
پاره نخست اين گفت وگو، حول دو محور معنويت وهنر مي گشت. در آن بخش، شووان مرد معنوي انديش معاصر، به اجمال و اختصار درباره مشخصات تفكر معنوي سخن گفت و شأن و اهميت هنر را در جهان امروز به توضيح گرفت. پاره پاياني اين گفت وگو مفهوم ازليت و حضور آن در فرهنگهاي كهن را محل تأمل قرار مي دهد و پيامهاي معنوي شووان را متذكر مي شود.
• گروه انديشه
•••
ازليت
| كتاب شما «خورشيد پردار» (۱۲) حاكي از علاقه به سرخپوستان آمريكايي است. چه چيزي موجب اين علاقه و يا كشش شده است؟
* سرخپوستان ـ به ويژه سرخپوستان جلگه ها ـ وجوه مشترك بسياري با سامورايي هاي ژاپني، كه دستورهاي معنوي ذن را به كار مي گرفتند دارند؛ سرخپوستان جلگه ها از نظر اخلاقي و زيباشناختي يكي از جذاب ترين اقوام جهان بودند. اشتباه بزرگ قرن شانزدهم اين بود كه ميان «مردمان متمدن» و «وحشي» فرق نهاد، تمايزاتي وجود دارد كه بسيار واقعي تر و مهم ترند زيرا آشكار است كه «تمدن» به معناي رايجش، والاترين ارزش نوع بشر نيست و نيز واژه «وحشي» درخور سرخپوستان نيست. آنچه براي انسان ارزشش محسوب مي شود نه فرهنگ دنيوي و نه هوش خلاق و عملي اوست، بلكه وضع او در مواجهه با ذات مطلق است و كسي كه دريافتي از ذات مطلق دارد، هيچگاه ارتباط ميان انسان و طبيعت بكر را فراموش نمي كند زيرا طبيعت منشأ و وطن واقعي ما و صريح ترين پيام خداوند است. نزد ابن خلدون، مورخ عرب، لازمه يك تمدن واقعي توازن ميان باديه نشينان و شهرنشينان يعني ميان كوچ نشينان و يكجانشينان، ميان فرزندان طبيعي طبيعت و نمايندگان ارزشهاي فرهنگي پرطمطراق و پيچيده است.
| كتابهاي هنري شما مانند: «خورشيد پردار» و به ويژه كتاب «تصاوير ازليت» (۱۳) و «زيبايي رازآلود» (۱۴) در ارتباط با عرياني مقدس هستند، اگر ممكن است در چند كلمه معناي اين چشم انداز را توضيح دهيد.
* عرياني مقدس كه نه تنها نزد هندوان بلكه در ميان سرخپوستان جلگه ها نيز نقش مهمي دارد، برپايه هماهنگي و مطابقت تمثيلي ميان «بيروني ترين» و «دروني ترين» جنبه ها استوار است، بنابراين، بدن به عنوان «قلب بيروني» (۱۵) شناخته مي شود و قلب به نوبه خود به عبارتي بدن را جذب مي كند و اين دو نهايتاً به هم مي رسند. در هند گفته مي شود كه عرياني، پرتوافكني انوار معنوي را تسهيل مي كند و نيز معتقدند كه عرياني زنان، بويژه لكشمي (۱۶) را آشكار مي سازد و در نتيجه تأثيري سودمند برمحيط دارد. به طوركلي عرياني نمايانگر ـ و عملاً فعليت بخش ـ بازگشت به ذات، منشأ صورت ازلي و از اين رو حالت ملكوتي است و به همين دليل است كه عارف بزرگ لالا يوگيشواري (۱۷) وقتي ذات خداوند را در قلب خود يافت، گفت: «من عريان مي رقصم» مسلماً در عرياني به سبب سرشت شورمندانه انسان درواقع نوعي ابهام وجود دارد؛ اما تنها سرشت شورمندانه انسان وجود ندارد، بلكه همچنين موهبت تأمل و مراقبه معنوي نيز وجود دارد كه مي تواند آن را خنثي كند چنان كه اين نكته دقيقاً درباره «عرياني مقدس» صادق است. همينطور تنها وسوسه و ظواهر وجود ندارند بلكه صرافت مابعدالطبيعي پديده ها نيز وجود دارد كه اجازه مي دهد انسان از راه تجربه حسي به آن ذات ازلي پي ببرد. وقتي نانوس مقدس (۱۸) ديد كه پلاگياي مقدس (۱۹) برهنه وارد حوضچه غسل تعميد مي شود خدا را به سبب زيبايي انسان، نه تنها در هنگام هبوط بلكه هنگام قيام به سوي او ستايش كرد.
IV پيام
| پيام شما براي مردم عادي چيست؟
*نيايش. انسان بودن يعني با خدا ارتباط داشتن. زندگي بدون اين ارتباط معنا ندارد. مسلماً پيام من براي ما كه در ميان صورتها زندگي مي كنيم نه در ميان ابرها، نيايش و زيبايي است. ابتدا زيبايي روح و سپس زيبايي نمادهاي اطرافمان.
| شما از مابعدالطبيعه سخن گفتيد، مي خواستم بپرسم محتواي اين «حكم جاويدان» (۲۰) چيست؟
* معناي ذاتي مابعدالطبيعه تمييز ميان امر واقعي و امر ظاهري يا موهوم است. به اصطلاح و تمييز ميان آتما (۲۱) و مايا (۲۲) ؛ ميان عالم كبير و عالم صغير. مابعدالطبيعه همچنين با ريشه هاي مايا تشخص الهي ـ در آتما ـ آفرينش الهي ـ مرتبط است و سپس با پرتوافكني آتما در مايا ـ يعني هر چيزي كه در جهان، مثبت يا نيكوست ـ ارتباط داردو اين نكته اي بسيار مهم است. معرفت مابعدالطبيعي نيازمند جذب و همگوني اخلاقي، رواني و عقلي است؛ فهم و تشخيص، مستلزم تمركز، تأمل، اتحاد و هماهنگي است. از اين رو نظريه مابعدالطبيعي، به معناي جديد كلمه، فلسفي نيست؛ نظريه مابعدالطبيعي ضرورتاً مقدس است. اين مفهوم مقدس مانند هر طريق معنوي ديگري، شرط لازم ادراك مابعدالطبيعي است. نزد سرخپوستان مانند هندوان، هر چيزي در طبيعت مقدس است؛ اين همان چيزي است كه انسان امروزي بايد بياموزد زيرا به معناي وسيع كلمه، مسأله اي مربوط به بوم شناسي است.
105111.jpg
آنچه مورد نياز است نخست نيايش است؛ و سپس بازگشت به طبيعت! ممكن است كسي اعتراض كند كه خيلي دير شده است؛ اكنون ديگر هر كسي مسؤول آن چيزي است كه انجام مي دهد. نه مسؤول كار ديگران ـ زيرا هر كسي به تنهايي در برابر خداوند قراردارد و آنچه را كه براي روح جاودان خود به آن نيازمند است مي تواند انجام دهد. نخستين گام براي بازگشت به طبيعت، بهره مندي از شأن و كرامت است؛ كرامت صورتها و رفتارها؛ اين امر، فضايي را ايجاد مي كند كه در آن، نيايشگر احساس انس و الفت مي كند زيرا شأن و كرامت انساني از حقيقت لايتغير بهره مند است.
منبع:
۱۲- Feathered sun
۱۳- Images of primordial
۱۴- Mystic Beauty
۱۵- heart exteriorized
۱۶- Lakshmi
۱۷- Lalla Yogishvari
۱۸- st. Nonnos
۱۹- st. Pelayia
۲۰- Perennial wisdom
۲۱- Atma
۲۲- Maya
كتاب انديشه
تجديد نظرهاي فرامدرني در سياست
105093.jpg
آنا يتمن
ترجمه : مريم وتر
انتشارات كوير
دوران فرامدرن يا پست مدرن از زواياي گوناگون قابل مطالعه است. از جمله منظرهايي كه مي توان از آن به دوران پست مدرنيته نظر كرد، منظر سياست است. كتاب حاضر مجموعه اي از مقالات است كه طي سال هاي ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ توسط آنايتمن، استاد مطالعات زنان در دانشگاه وايكاتوري زلاندنو به رشته تحرير درآمده است. اين مقالات به طور كلي ماهيت و موقعيت رابطه سياست فرامدرن را با سياست رهايي بخش مدرن مطرح مي نمايند. كتاب از دو بخش عمده فراهم آمده است. بخش اول، «سياست بازنمايي و اقتدار فكري» نام داردكه طي آن به معرفت شناسي نظريه سياسي در جهان فرامدرن نظر مي كند وبخش دوم كه عنوان «باز انديشي در دولت» را بر پيشاني خود دارد به مقولاتي چون حق طبيعي ، حقوق شهروندي، اقليت ها، دولت و تجديد نظر در سياست مي پردازد.
مؤلف بر كتاب خود يك پيشگفتار و يك مقدمه مفصل با عنوان «نظريه پردازي انتقادي فرامدرن» افزوده است. مترجم نيز در يادداشت كوتاه خود عمدتاً به توضيحات واژه شناسي مختصر بسنده كرده است.
حاكمان ـ محكومان
105096.jpg
مبارزات طبقاتي در شوروي (۱۹۳۰ ـ ۱۹۴۱)
شارل بتلهايم
ترجمه : ناصر فكوهي
نشر ني
استالينيسم، تماميتي است در حكم يك نظام فكري، تحليل مبارزات طبقاتي در شوروي در سال هاي دهه سي در برگيرنده واقعيتي بس پيچيده به سرعت متغير است.
نظام كمونيسم روسي به دلايل مختلف، داراي اهميت است. از يك سو ايدئولوژي ماركسيسم به عنوان نقطه اي سرنوشت ساز در تاريخ آگاهي انساني، منشأ و موجود تحولات ذهني و عيني عديده اي شد. اين ايدئولوژي پايه و مبناي نظام سياسي شوروي سابق واقع گرديد.
از سوي ديگر كمونيسم روسي توانست با اتكا به شعارها و منظومه اعتقادي خود، قلوب بسياري از مردمان جهان را شيفته خود كند و با توسل به اين پشتوانه توده اي، منزلت وموقعيت خود را در نظام بين الملل، به حد قدرت برتر جهان ارتقا دهد. از سوي سوم، راوال امپراطوري ماركسيسم روسي به رغم تمامي دعاوي و مدعيات خود، چشم ناظران را بر بنيان هاي فكري ـ فلسفي اين مكتب ، حساس كرد. به اين اعتبار، تأمل بر روي «تجربه شوروي» همواره براي اهل نظر، درس آموز بوده است. هم همدلان ماركسيسم و هم منتقدان آن، همگي تجربه شوروي را از مناظر و زواياي مختلف به كاوش و كنكاش گرفته اند. از جمله اين تأملات ، كتاب دو جزئي حاكمان و محكومان است كه شارل بتلهايم آن را فراهم آورده و نشر كوشاي ني، ترجمه آن را به قلم ناصر فكوهي اخيراً روانه عرصه نشر كرده است. بتلهايم در توضيح مقدماتي خود گفته است: «نتايج به دست آمده از تحليل استالينيسم و واقعيت آن را در دو جلد عرضه خواهيم كرد: جلد نخست به بررسي احوال محكومان (دهقانان، كارگران و دهشت گسترده اي كه آنان تحمل مي كردند، انباشت سرمايه اي كه آن ها قربانيانش بودند و بحران هاي ويژه اين انباشت ) اختصاص يافته است.
105099.jpg
جلد دوم مسائل مربوط به حاكمان، ايدئولوژي آن و تحول اين ايدئولوژي در دهه سي ، شكل هاي موجوديت و حيات طبقه جديد، شرايط تاريخي تشكيل شدن آن، نقش حزب و سياست بين المللي شوروي را بررسي مي كند». كتاب اول (محكومان) در چهار بخش فراهم آمده است: سلب مالكيت از دهقانان / نظامي كردن طبقه كارگر/ ترور گسترده و بيكاري / سرمايه و بحران هايش . كتاب دوم (حاكمان) نيز در چهار بخش عرضه شده است: حاكم مطلقي به نام دبيركل، بتي به نام پرولتاريا/ سپيده دم حاكمان / استقرار بوروژوازي حزبي / همراه با هيتلر عليه رهايي مردم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |