پنجشنبه ۱۲ دي ۱۳۸۱ - ۲۸ شوال ۱۴۲۳
Thu, Jan 2, 2003
گزارش روز
شماره ۲۳۴۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
از آقاشعاع تا بوندسليگا از موتورگازي تا اتومبيل هاي آخرين مدل
(بخش دوم و پاياني)
رؤياي تجديد عظمت
105501.jpg
ايرانيان به خاطر تاريخ درخشانشان، غالباً درباره گذشته خودخيال پردازي كرده وتصور مي كنند حق آنها در تاريخ تضييع شده است. آنها هميشه بر اين باور بوده اند كه از همسايگان خود بويژه عربها برترند... آنها براي خود حق وموقعيت برتر و بهتري در جهان قايلند و بسياري از آنان در رؤياي تجديد عظمت و افتخارات گذشته كشورشان به سر مي برند.
ملت ايران در طول قرنها به وسيله اقوام و ملل مختلف از قبيل يونانيها، رومي ها، تركان سلجوقي، مغولها، عربها، انگليسي ها و روسها مورد تهاجم قرار گرفته و اشغال شده است. معهذا اين ملت توانسته است بر همه عوارض اين هجومها و اشغال بيگانه فايق آيد وهويت ملي خود را حفظ كند. البته به عقيده بعضي ازمحققين ومورخين ايرانيان هويت ملي خود را به قيمت انعطاف و انطباق خود با شرايط زمان حفظ كرده اند، آنها هميشه خود را با قدرت حاكم وغالب دمساز وهماهنگ ساخته و هر وقت كه قدرت حاكم رو به ضعف و زوال نهاده، از آن روي برتافته اند.
ويليام سوليوان، آخرين سفير آمريكا در ايران ـ۱۹۸۱
از آقاشعاع تا بوندسليگا از موتورگازي تا اتومبيل هاي آخرين مدل
(بخش دوم و پاياني)
قصه معرفت و رفاقت تمام شد
105396.jpg
يكي از مديران سابق يك باشگاه پرطرفدار كه نمي خواهد نامش فاش شود از شرايطي مي گويد كه سرمربي موفق براي عقد قرارداد يكساله مطرح كرده بود. قراردادي كه يكي از شرايط آن دريافت پانزده درصد سهام باشگاه و ديگري دريافت سي درصد از هر ترانسفر بازيكن به خارج از كشور بود. امير عابديني عضو شوراي شهر و مديرعامل سابق باشگاه پرسپوليس كه سالها مديريت اين تيم را بر عهده داشته با تأييد اينكه مربياني هستند كه طي نقل و انتقالات بازيكنان مبالغي را دريافت مي كنند پرداخت چنين وجوهي را از طرف خود رد مي كند و مي گويد: «اگر پولي به يك مربي ـ از تيمهاي ديگر مي دادم براي كمك بود، مثلاً براي اينكه بتواند مدرسه فوتبالش را اداره بكند.» وي همچنين پرداخت هرگونه وجهي را به واسطه هاي نقل وانتقالات تكذيب مي كند و مي گويد: «...مثلاً آقايي كه شما مي گوييد از دوستان من است و فقط از روي رفاقت براي ما اين كارها را مي كرد. البته واسطه ها وجود دارند و معمولا ً هم ده درصد از هر قرارداد مي گيرند كه حقشان است. يك واسطه ممكن است مجبور باشد يك سال براي يك انتقال كار بكند.»
اما در مورد اينكه ماليات مبالغي كه به عنوان قرارداد بازيكنان پرداخت مي شده چگونه كسر مي شود، امير عابديني از قانوني خبر مي دهد كه بر مبناي آن قراردادهاي انتقال بازيكنان به خارج از كشور از ماليات معاف است. او در مورد بازيكنان داخلي مي گويد: «طبق قانون كسي كه مبلغ را دريافت مي كند مكلف است ماليات آن را كسر و به دارايي بپردازد. ما خودمان هيچگاه چنين كاري نمي كرديم.»
عابديني قرارداد ساليانه (داخلي) بازيكنان پرسپوليس را براي سال۷۹ بين سيزده تا پانزده ميليون تومان عنوان مي كند اما مي افزايد: «به بازيكناني نظير عابدزاده، پيرواني و استيلي بيش از اين مبلغ و بامشورت آقاي پروين پرداخت مي كرديم. بازيكناني كه پيشكسوت محسوب مي شدند.»
اما به عنوان بازيكنان خريداري شده از ساير باشگاه شايد بتوان به باهنر، خان محمدي و جباري اشاره كرد و هريك مبلغ چهل ميليون و جمعا ً به مبلغ يكصد و بيست ميليون براي پرسپوليس آب خوردند. بازيكناني كه به غير از جباري بقيه جزو نيمكت نشينان ثابت پرسپوليس هستند!
در سالهاي اخير شايد بتوان گران ترين قراردادها را به مؤمن زاده، هاشمي نسب و كريم باقري مربوط دانست.
احمد مؤمن زاده در سال۷۸ و در حالي كه مديران پرسپوليس عنوان مي كنند حاضر بوده اند تنها براي او ۱۷ميليون بپردازند ، در بورس خريد قرار گرفت و سرانجام بامبلغ يكصد ميليون تومان از سپاهان به استقلال رفت كه در زمان خود ركورد محسوب مي شد. سال بعد از آن مهدي هاشمي نسب هم در جريان يك غوغاي مطبوعاتي و با كشمكش بسيار با رقمي بيش از يكصد و پنجاه ميليون از پرسپوليس به استقلال نقل مكان كرد. اما مطمئناً گران ترين رقم در تاريخ فوتبال ايران تاكنون متعلق به كريم باقري است كه تابستان امسال به پرسپوليس پيوست. رقمي كه اكبر غمخوار مديرعامل كنوني باشگاه پرسپوليس از به زبان آوردن آن طفره مي رود! غمخوار حتي حاضر به افشاي قراردادهاي داخلي بازيكنان براي سال۸۱ هم نيست و آن را به پايان سال مالي و ارائه تراز مالي و دفاتر قانوني حواله مي دهد.
اما مهدي دادرس مديرعامل باشگاه پيكان با گفتن اينكه بودجه يك سال اخير باشگاه فوتبال پيكان با رقمي بيش از پانصد ميليون تومان بسته شده رقم قراردادهاي داخلي بازيكنان را بين پنج تا بيست ميليون برمي شمارد و متذكر مي شود كه «البته اين رقم براي ملي پوشان بيشتر است و به بيست و پنج يا احياناً بيست و هفت ميليون مي رسد.» ارقامي كه جدا از حقوق ماهانه بازيكنان است كه به طور ثابت يكصد و پنجاه هزار تومان را شامل مي شود.
بدين ترتيب اين مبالغ نجومي و قيمتهاي بسيار بالايي كه بر روي بازيكنان شاخص گذاشته مي شود شرايطي را فراهم كرده كه در همين يكي دو سال گذشته نيز شاهد آن بوده ايم وآن عبارت از ركود نسبي بازار نقل و انتقالات و كاهش هرچه بيشتر تعداد انتقالات پرسروصدا با مبالغ بالا است. در اين زمينه به طور نمونه مي توان به بازيكني مثل مهدي شيري اشاره كرد كه با وجود تمايل شديد دو تيم قرمز و آبي تهران براي خريدن او، به علت قيمت بالايي كه براي او مطرح شد، نتوانست تيم برق شيراز را به سوي تيمي بزرگتر ترك كند. رقم پيشنهادي براي فروش او از سوي مسؤولان برق دويست ميليون تومان ناقابل بود كه حتي پولدارترين باشگاههاي كشور هم استطاعت پرداخت آن را نداشتند.
105393.jpg
در اين ميان آنچه حائز اهميت است، كند شدن و حتي توقف جريان ترانسفر بازيكنان نخبه ايراني به باشگاههاي اروپايي است. عاملي كه پيش از اين يكي از بهترين راههاي كسب درآمد براي باشگاههاي بزرگ محسوب مي شد حالا كاملاً در ركود به سر مي برد و ديگر از ارقام درشت و خيره كننده مارك و دلاري كه پيش از اين به حساب باشگاهها واريز مي شد خبري نيست. ظهور نسلي از بازيكنان موفق ايراني و صعود تيم ملي ايران به جام جهاني زمينه مساعدي را فراهم كرد تا چندتن از نخبگان فوتبال ما به تيمهاي صاحب نام اروپايي بپيوندند و از اين طريق درآمدهاي كلاني نصيب مديران باشگاهها شود. فروشهايي كه شايد در ميان آنها انتقال سه ميليون ماركي علي دايي به بيلفلد و انتقال دو ميليون ماركي مهدي مهدوي كيا به هامبورگ سرآمد همه باشد. اما در سالهاي اخير با نزول كيفيت فوتبال ايران و با ضربه اي كه از حذف ايران در راه جام جهاني ۲۰۰۲ كره ـ ژاپن به اين فوتبال وارد شد، جريان به وجود آمده براي حضور بازيكنان ايراني در ليگهاي اروپايي نيز متوقف شده است و ديگر از درآمدهاي شيرين اين نقل و انتقالات خبري نيست. در حال حاضر ليگ بي محتواي امارات و حضور در تيمهاي حاضر در اين ليگ به اوج آرزوهاي بهترين بازيكنان ما بدل شده. آنچه ديده مي شود نمايش حسرت بار بازيكنان ايراني از قبيل علي كريمي، فرهاد مجيدي و حامد كاويانپور در اين ليگ است كه به عنوان استعدادهاي فوق العاده فوتبال ما همه اميدوار بودند در سطح بالاي فوتبال اروپا و جهان بدرخشند. اما كسب كمترين درآمد ممكن از راه فروش همين بازيكنان به امارات واكتفا به بازار بي رونق و كم سود حاشيه خليج فارس بهانه اي شده تا هم فوتبال ما از رشد و پيشرفت محروم شود و هم باشگاهها در كسب درآمد مطلوب عاجز بمانند. آخرين نمونه اين اتفاق نامبارك پيوستن جواد كاظميان پديده تيم ملي ايران در بازيهاي بوسان به ليگ امارات در ازاي مبلغي حداكثر بالغ بر سيصد هزار دلار براي شش ماه بود كه آه حسرت را از نهاد همه برآورد.
پس اگر تا پيش از اين رفتن به تيمهاي بزرگ و دريافت حقوقهاي عالي و آوردن ارز براي كشور عاملي بود كه بازيكنان را به تحرك و تلاش بيشتر وامي داشت اكنون اين روزنه نيز بسته شده و باشگاهها بايد همچنان به خرجهاي عظيم و بي بازگشت خود بپردازند و بازيكنان بايد با دريافت حقوقهايي كه معلوم نيست از چه راهي عايد باشگاهها شده است به تمرينات و مسابقات كسالت بار خود ادامه دهند.
گفته مي شود بودجه امسال دو باشگاه بزرگ پرسپوليس و استقلال رقمي بيش از ۱‎/۲ ميليارد تومان براي هر كدام است. بودجه اي كه مشخص نيست محل تأمين آن كجاست. بازيكناني كه معلوم نيست در ازاي دريافت اين حقوقهاي ميليوني چه وظايفي بر عهده دارند و تا كجا مي توانند به تركتازي و ستاره سالاري خود ادامه دهند و دستگاه ورزشي كه مشخص نيست در اين بازار مكاره دنبال چه مي گردد و تا كجا به مصرف اموال عمومي براي اجراي اين نمايش حقير ادامه مي دهد.
نمايشي كه برنده آن همه آن دلالها هستند و آن بازيكنان غوغاساز و آن مديران و آن مربيان سوداگر. ازآن سر مربي خوشنام كه براي دويست و شصت ميليون تومان حقوق سه ساله اش نود ميليون تومان ماليات بدهكار است و نمي دهد و مي گويد: «يك قران هم نمي دهم. مي خواهند ممنوع الخروجم كنند؟ بكنند. بگذار تيم برود مرا از مهرآباد برگردانند. آن وقت مي خواهم ببينم جواب اين هوادارها را چه كسي مي دهد»! گرفته تا مربي ديگري كه هشتاد ميليون تومان بابت قرارداد سال۸۱ گرفته و به همه گفته: «بيست ميليونش را مي دهم به روزنامه ها هوايم را داشته باشند، شصت ميليونش را مي گذارم جيبم كيف دنيا را مي كنم!»
105390.jpg
و در آخر اين يكي نقل قول را داشته باشيد از علي كريمي پس از اينكه قراردادش با اتلتيكومادريد منعقد نشد و پيش از اينكه به امارات برود: «آنها حاضر بودند براي ۸ماه ۵۰۰هزار دلار بدهند بعد اگر راضي بودند يك قرارداد دو ميليون دلاري ببندند. آن موقع عابديني مي گفت مشكل از جانب زم است اما حالا فهميدم كه خود او مقصر بوده. نمي دانم چرا اين كار را كرد.
همان اول كار ۲۵۰هزار دلار براي خودش گذاشته بود كنار. اگر صبر مي كرد پول كمتري گيرش مي آمد. اما اگر قرارداد بسته مي شد لااقل از قراردادهاي بعدي هم در آمد داشت. ولي الآن خيلي خوشحالم. خوشحالم كه يك قران هم گير عابديني نيامد!»
(هفته نامه تماشاگران، سال،۸۰ مصاحبه با علي كريمي)
به اعداد و ارقام دقت كنيد. به روابط دقت كنيد. به نامها دقت كنيد. نه داستان همان چيزي نيست كه همه مي گويند. داستان همان قضيه عشق و معرفت و رفاقتي نيست كه هر روز توي مصاحبه هاي ساختگي و توي اخبار تشريفاتي قرقره مي شود. داستان چيز ديگري است. بله آقاي حسين كلاني. بله آقاي بهزادي. ياد آن روزها به خير. شب به خير و خدانگهدار.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |