جمعه ۱۳ دي ۱۳۸۱ - ۲۹ شوال ۱۴۲۳
Fri, Jan 3, 2003
صفحه آخر
شماره ۲۳۴۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
ويژه
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
به انگيزه درگذشت «جورج روي هيل»
برداشت منفي
انتقاد رئيس جمهوري از رواج يك پديده
• امروز پديده ننگين و شرم آوري به نام افشاگري در جامعه ما وجود دارد كه در آن، به سادگي حيثيت افراد زيرپا گذاشته شده و آبروي انسانها در درگيري هاي باندي و جناحي قرباني مي شود.»
پاسخ هفته نامه «صبح صادق» به بيانيه كميسيون فرهنگي مجلس
سردبير هفته نامه «صبح صادق» نسبت به بيانيه اخير كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در مورد اين هفته نامه واكنش نشان داد.متن كامل نامه «سعدالله زارعي» سردبير «صبح صادق» درمورد بيانيه يادشده به «ايرنا» چنين است:
در ارتباط با بيانيه روز چهارشنبه ۸۱‎/۱۰‎/۱۱ كميسيون محترم فرهنگي مجلس شوراي اسلامي درخصوص هفته نامه صبح صادق، مزيد امتنان خواهد بود. چنانچه توضيحات اين هفته نامه را نيز منعكس بفرماييد.
۱ـ كميسيون فرهنگي مجلس در بيانيه خود آورده است (براساس ماده ۱۵ آيين نامه اجرايي قانون مطبوعات سال ،۱۳۶۴ انتشار نشريه داخلي يك سازمان منوط به كسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي باشد) در حالي كه طبق بند (د) ماده ۱۵ اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه در تاريخ ۶۱‎/۱‎/۱۵ به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است، سپاه مي تواند نشريات مختلف داخلي داشته باشد. بند (ج) ماده ۱۵ اساسنامه فوق، انتشار و تأييد محتوا را تنها منوط به اذن و نظر نماينده محترم ولي فقيه در سپاه نموده است. برهمين اساس انتشار (هفته نامه داخلي صبح صادق) برمبناي قانون مجلس شوراي اسلامي منتشر مي شود و استناد كميسيون محترم فرهنگي مجلس به قانوني كه سپاه پاسداران را از شمول آن مستثني كرده است وجاهت قانوني و حقوقي ندارد.
۲ـ در بيانيه كميسيون محترم مجلس ادعا شده كه (صبح صادق) توسط (مبادي توزيع) به صورت عمومي منتشر مي گردد. همانگونه كه قبلاً توضيح داده ايم (هفته نامه صبح صادق) نشريه داخلي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است كه براي مخاطبين پاسدار، بسيجي، سرباز و خانواده هاي آنها تهيه مي شود و صرفاً براي اين مخاطبين ارسال مي گردد. ادعاي انتشار عمومي صبح صادق به شدت تكذيب مي شود و اگر كسي اقدام به انتشار عمومي (صبح صادق) نمايد متوليان هفته نامه اولين كساني اند كه شكايت خواهند كرد. اين هفته نامه در سازماني منتشر مي شود كه ميليون ها مخاطب بسيجي، سپاهي و سرباز دارد و طبعاً با يك نشريه داخلي كه براي مخاطبين يك سازمان كوچك منتشر مي شود، تفاوتهايي دارد. صبح صادق مي تواند در هر مجموعه سپاهي و بسيجي توزيع شود و اين همه او را از ويژگي (داخلي بودن) خارج نمي كند.
۳ـ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (همانگونه كه در بيانيه نمايندگان مجلس نيز به آن اشاره رفته است) هر گاه تصميم به انتشار نشريه عمومي گرفته، قبلاً مجوز آن را از وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي كسب كرده است اما در مورد نشريات داخلي، مجلس شوراي اسلامي صراحتاً اين اجازه را به سپاه پاسداران داده است.
آنسوي آب
«دونيرو» كميك هم هست!
بيلي كريستال مي گويد اصلاً از اينكه همبازي مشهورش در فيلم كمدي تازه« آن را بررسي كن» يعني رابرت دونيروي معروف و ۶۰ساله حس كميك و ظرافت و شوخ طبعي دارد، تعجب نكرده است.
... حتي در فيلمهاي بسيار جدي و دراماتيك دونيرو در اين ۳۰سال، اگر دقت مي كرديد، طبع پرطعنه ي او را مي ديديد. اين بار كارمان سخت تر بود. چون قسمت اول فيلم «اين را بررسي كن» در ۱۹۹۹ بسيار فروخته بود. در نتيجه بايد كاري مي كرديم كه مردم دوباره به سرنوشت آدمهاي قصه علاقه مند شوند.
دونيرو كه تمام افتخاراتش را در ژانرهاي جدي وسنگين به دست آورده است، در فيلم تازه براي بار دوم نقش پال ويتي، رئيس گانگسترها را ايفا مي كند. كريستال ۵۵ساله هم مثل مرتبه اول بن سابل است. پزشك روان كاوي كه بايد ويتي را زير ذره بين خود ببرد!
سفر «سينمايي ها» به ويتنام
«آمريكايي آرام»، فيلم تازه ي فيليپ نويس استراليايي كه براساس رمان سال۱۹۵۵ گراهام گرين ساخته شده است، اين هفته در ويتنام نيز اكران شد، اين فيلم درباره حضور آمريكايي ها در ويتنام در دهه۱۹۵۰ و تلاش ويتنامي ها در آن زمان براي رهايي از حاكميت فرانسوي ها بر كشورشان است. به اين مناسبت نويس، برندان فريزر هنرپيشه نقش اول مرد فيلم كه ۳۵ساله و آمريكايي است و تزي ما هنرپيشه زن آمريكايي ـ چيني كه يكي از رلهاي اصلي زن را در فيلم بازي مي كند، اين هفته راهي ويتنام شدند ودر نخستين مرتبه ي نمايش فيلم در هانوي و هوشي مين سيتي شركت كردند. البته مايكل كين بريتانيايي و معروف، ديگر هنرپيشه اصلي فيلم غايب بود و به ويتنام سفر نكرد، در اين فيلم بين كاراكتر كين و شخصيت فريزر رقابتي شديد روي مي دهد كه سرانجام طي تو طئه كين منجر به مرگ فريزر مي شود.
«دي كاپريو» و هاوارد هيوز
همه از فيلم جديد مارتين اسكورسيسي ۶۰ ساله و مشهور تعريف مي كنند. همان اپيك «باندهاي نيويورك» (يا گانگسترهاي نيويورك). لئوناردو دي كاپريو در اين فيلم مرد جواني است كه به خون خواهي پدرش مقابل قاتل بي رحمي مثل داني يل دي لوئيس قيام مي كند.
دي كاپريو ۲۹ ساله و اسكورسيسي چنان از اين همكاري راضي اند كه قرار فيلم بعدي شان را هم از حالا گذاشته اند. اين فيلم «خلبان» نام دارد و براساس اوايل زندگي هاوارد هيوز، خلبان و فيلمساز قديمي آمريكايي ساخته خواهد شد.
باز هم ميرامكس توليدكننده ي فيلم است و ۱۰۰ ميليون دلار آب خواهد خورد. فيلمبرداري درماه مه ۲۰۰۳ (ارديبهشت ۱۳۸۳) شروع مي شود و ۴ ماه طول مي كشد و عرضه ي فيلم را نيز گذاشته اند براي پاييز ۲۰۰۴ (۱۳۸۳)!
هيوز كه از ۱۹۰۵ تا ۱۹۷۶ زيست در اصل يك خلبان بود كه ركوردهاي زيادي را در پرواز شكست و سپس وارد كارهاي تجاري شد و پول عظيمي به جيب زد و در چند استوديوي فيلمسازي شريك شد و فيلم هاي زيادي توليد كرد. دي كاپريو بايد نقش او را در ايام جواني وي در «خلبان» ايفا كند. به قول خودش تجديد همكاري با اسكورسيسي يك نعمت است. البته او در فيلم جديد استيون اسپيلبرگ به نام «اگر مي تواني مرا بگير» نيز حضوري خوش دارد.
كارتون و طبيعت
تيمي تازه متشكل از «گرنت» و «بولاك»
از ۱۹۹۴ كه هيو گرنت بريتانيايي با بازي مقابل اندي مك داولي باعث فروش زياد كمدي ـ رمانتيكي مثل «چهارعروس و يك تشييع» جنازه شد، استوديوها سعي داشته اند با مشاركت وي و برخي ستاره هاي ديگر هاليوود فيلم هاي ديگري از همين طيف بسازند. مثلاً «نايتنگ هيل» در سال ۱۹۹۹ مقابل جوليا رابرتز كه آن هم خيلي فروخت. حالا نوبت فيلم تازه اي است به نام «مهلت دو هفته يي» كه گرنت ۴۱ ساله را مقابل سندرا بولاك آمريكايي قرار داده است. فرقي نمي كند. فيلم دوباره نيمه كمدي و تمام رمانتيك است و روي جذابيت هاي دو هنرپيشه اصلي به ويژه تقابل سنت گرايي گرنت و تجدد بولاك كار شده است. فيلم طي دو هفته اول اكرانش در آمريكا ۲۸ ميليون دلار فروخته است كه البته به گرد كارهاي رمانتيك قبلي گرنت نمي رسد، اما خب بد هم نيست!
رمانتيك به علت سرطان
105552.jpg
هابرماس فيلسوف بزرگ معاصر آلماني در جايي گفته: براي هر فيلسوفي جاي بسي سعادت است كه بتواند آراي خود را در زمان حياتش دگرگون كند. اگر به قول آن فيلسوف اين سعادتمندي نصيب همه هنرمندان نشود لااقل تاريخ شاهد دگرگونيهاي بسياري در آنها ـ با شدت وضعف ـ بوده و هست. فيلم اتاق پسر باتمامي ظرايف، سادگي و رواني اش ـ سؤالي را در پس ذهن به دنبال خود مي آورد. ناني مورتي سالها زير لواي چپ مبارزه كرده، به سرمايه داري خرده گرفته و تن به قواعد فيلمسازي هاليوود نداده است. اما در فيلم اتاق پسر لعابي از سينماي هاليوود در فيلم به چشم مي خورد. پرسوناژ هاي اين فيلم در موقعيتهاي ساده اي قرار مي گيرند اما نه به معناي سادگي نگاه به موقعيت ها، بلكه به معناي سادگي خود موقعيتها، اگر فرض كنيم اثر هر هنرمند جهان بين او و بازتاب جهان از دريچه نگاه اوست، تنها موقعيتهاي پيچيده و كم ياب و يا شخصيتهاي چند وجهي غير ملموس نماينده اين جهان نيستند. ناني مورتي سعي دارد با پيش كشيدن اتفاقهاي ساده نقش تقدير را در زندگي محك بزند و حتي پيچيده ترين مقوله ذهني بشر ـ تقابل زندگي و مرگ ـ را نيز به همان سادگي مطرح مي كند. هنگامي كه پسر خانواده در درياغرق مي شود يا وقتي دختر قضاوت در مورد پسر را به يك بازي ساده دور ميز غذا مي سپارد و حتي زماني كه پدر پشت سر هم از درهاي باز عبور مي كند. در همه اينها پرسش از تقدير است، چه موقعيت به پيچيدگي مرگ فرزند باشد و چه به سادگي عبور از دري كه پشت آن ناپيداست. مورتي تا پايان فيلم قضاوت در مورد تقدير از پيش مقدر شده ارائه نمي كند، يعني در عين تسليم به آن به مبارزه هم برمي خيزد. بعد از مرگ پسر همواره اين توهم را دارد كه اگر آن روز را باپسرش گذرانده بود هيچگاه اين اتفاق نمي افتاد، اگر به بيمارش جواب رد مي داد و به عيادت او نمي رفت، پسرش حالا زنده بود و اگرها و شايدها و اماهاي ديگر.
105549.jpg
در فيلم اتاق پسر خالق اثر به شخصيت روانپزشك در فيلم بسيار نزديك است. اگر روانپزشك در فيلم پس از مرگ فرزند در مقابل بيمارانش ناتوان مي شود و خود به هيأت بيمار نزد روانپزشك مي رود، اگر تاپيش از اين بيمارانش تنها پرونده يا پرسشي به نظر مي آمدند بعد از مرگ پسر با آنها همدل و همداستان مي شود، با آنها خشمگين مي شود، با آنها مي گريد، شايد مورتي كارگردان، نيز بعداز بيماري سرطان ديگرگون شده، شايد ديگر نمي خواهد مانند روانپزشك فيلمش تنها روان جهان را بكاود يا لااقل اين گونه كه تاپيش از اين انجام مي داد عمل كند.
از حواشي فيلم هم نمي توان گذشت. فيلم در حالي برنده نخل طلايي كن مي شود كه رقبايي چون جاده مالهالند را پشت سر مي گذارد. ظاهراً جشنواره كان نيز با تسامح به اين دگرديسي و ترحم به بيماري كارگردان خوب ايتاليايي او را مستحق دريافت اين جايزه دانسته است.
البته اين به معناي ناديده گرفتن ارزشهاي فيلم نيست، چرا كه اين اثر جدا از زبان بصري خود هنوز داراي روح آثار ناني مورتي است. همان طور كه در سكانس آغازين فيلم نيز مي بينيم نمونه اي از بزرگترين تمايلات جامعه امروز غرب به آيينها و انديشه ها و مذاهب شرقي بانشان دادن گروهي از جوانان پيرو يكي از فرقه هاي شرق دور به تصوير كشيده شده يا سكانسهايي كه دوست سابق پسر براي ديدن اتاق او مي آيد از نقاط قوت فيلم است، روح اصلي اثر، اثر بازگشت به خويشتن و نگاه دوباره به خود و زندگي است.
به انگيزه درگذشت «جورج روي هيل»
بوچ كسيدي و ساندنس كيد هرگز نمي ميرند
105537.jpg
« جورج روي هيل»، كارگردان معروف آمريكايي كه ابتداي اين هفته براثر عوارض ابتلا به بيماري پاركينسون در ۸۱سالگي در خانه مسكوني اش در منهتن نيويورك درگذشت ، از چهره هايي است كه سينماي دنيا نمي تواند او را فراموش كند. مثل الن جي پاكولا كه ۳سال پيش رفت ومانند جان فرانكن هايمر كه همين امسال درگذشت ونظير تمام فيلمسازان خوبي كه از مديوم سينما عبور كردند وچيزي بيش از سينما و فيلم شدند.
نام «جورج روي هيل» در تمام اين سالها با دو فيلم بسيار جذابي كه باشركت تيم جذاب و دونفره پل نيومن و رابرت ردفورد ساخت عجين بوده است. اولي «بوچ كسيدي وساندنس كيد» در سال ۱۹۶۹ و دومي «استينگ» (نيش) در ،۱۹۷۳ هردوفيلم در زمان عرضه شان به جمع ۱۰ فيلم پرفروش تاريخ پيوستند وكمكي شدند به حال جورج روي هيل تا فيلم هاي كم فروش تر خود را بسازد وبودجه ادامه كارش را داشته باشد. پل نيومن كه اكنون ۷۷سال دارد، پس از مرگ روي هيل گفت: او بهترين دوستي بود كه هركسي مي توانست داشته باشد . همچنين برترين راهنما ودشمن! او باعث تفريح همگان شد. ادوين اس براون، مدير امورمالي وكاري روي هيل نيز اظهار داشت : او همه چيز را دراين دنيا جدي مي گرفت، الا خودش را !
حتي كاراكترهاي اصلي «بوچ كسيدي وساندنس كيد» نيز چنين بودند. هيل و ويليام گولدمن سناريست اين فيلم به جاي اين كه بوچ (با بازي پل نيومن) و ساندنس (رابرت ردفورد) را ياغي هايي سرسخت جلوه بدهند، از آنها خلاف كارهايي ساختند كه آزاد وراحت اند واگر بانك مي زنند، براي تفريح است! اين فيلم كه ژانر بشدت روبه تحليل وسترن را زنده كرد، كانديداي جوايز اسكار بهترين فيلم و بهترين كارگرداني سال (۱۹۶۹) شد اما ۴جايزه كوچك تر را برد. شامل جايزه اسكار بهترين ترانه سال براي آواي «قطرات باران همچنان روي سرم مي ريزند» كه در لحظه دوچرخه سواري نيومن و دريكي از خاطره انگيزترين سكانس هاي فيلم پخش مي شود و سروده برت باكاراك وهال ديويد است.
يك فيلم خوش ساخت ديگر
«نيش » در سال ۱۹۷۳ به همت هيل، دوباره نيومن و ردفورد را كنار هم قرار داد واين بار در هيأت خلافكاراني در دهه ۱۹۳۰ كه مي كوشند يك گانگستر بزرگ (رابرت شاو) را با يك كلك پيچيده جالب شكست بدهند وموفق هم مي شوند. اين فيلم بسيار شيك و خوش بافت بود وبا پخش پيانوي زمان «رگ تايم» اسكات جاپلين كه ماروين همليش آن را از نو تنظيم كرده بود ، جاپلين وموسيقي جذاب وي را كه تقريباً از ياد رفته بودند، دوباره درميان مردم جاري ساخت. «نيش» كانديداي ۱۰جايزه اسكار شد كه ۷تاي آن را برد تا موفق ترين فيلم سال ۱۹۷۳ باشد. اين اسكارها شامل اسكار بهترين فيلم، بهترين كارگرداني براي خود هيل وفيلمنامه اوري ژينال براي ديويد اس وارد وهمچنين موسيقي متن فيلم مي شد.
با اين حال «نيش» و «بوچ كسيدي وساندنس كيد» اندك مخالفاني هم داشتند. پائولين كيل نقدنويس زن معروف سينما كه چندي پيش درگذشت، برتكيه بيش از حد هيل روي كاراكترهاي مرد قصه هايش وبويژه تركيب نيومن و ردفورد ايراد گذاشته واز هيل به اين خاطر بشدت انتقاد كرده بود. هيل در مقام پاسخگويي اظهار داشته بود: چكار كنم؟ در وسط قصه اي مردانه وپراز تحرك وماجرا، همه چيز را متوقف كنم و ناگهان يك خانم را وارد قصه كنم تا خانم كيل خوششان بيايد؟!
105525.jpg
«جورج روي هيل» موجود غريبي بود. او در ۲۰ دسامبر ۱۹۲۱ در يك خانواده ي مرفه روزنامه نگار در مي نيا پوليس چشم به جهان گشود. موسيقي كلاسيك را دوست داشت و بيش از آن، به هواپيما و خلباني علاقه مند بود. ساعتها به فرودگاه سدار در بيرون مي نيا پوليس مي رفت و كار خلبان هاي برجسته ي زمان را كه بعضي شان پرسابقه هاي جنگ جهاني اول بودند، تماشا مي كرد. اين چنين بود كه خودش هم در ۱۶ سالگي يك خلبان شد.
هيل به دانشگاه ييل رفت و در رشته ي موزيك مدرك گرفت و سپس در دانشگاه تري نيتي در دابلين ايرلند جنوبي در رشته ادبيات نيز به سال ۱۹۴۹ فارغ التحصيل شد. در بازگشت به آمريكا به كار تئاتر پرداخت و در نمايشنامه ي «طلبكاران» استريندبرگ دركنار بئاتريس ارتر بازي كرد. وقتي به تلويزيون رفت از تجربه اش در زمان كار در ارتش و نيروهاي هوايي و دريايي براي ساختن يك مجموعه كوتاه به نام «محافظ برادر» سود جست و خودش هم در آن بازي كرد. هيل در تلويزيون به يكي از موفق ترين ها بدل شد و جوايز «امي» (اسكار تلويزيون) را براي نوشتن فيلمنامه و كارگرداني «شبي براي به ياد سپردن» كه راجع به حادثه ي غرق شدن كشتي معروف تايتانيك بود كسب كرد.
برادوي و سينما
در ۱۹۵۷ هيل به برادوي بازگشت و نمايش هايي چون «فرشته، به خانه ات نگاه كن»، «تمام اعضاي باند اينجا هستند» و «گرين ويلوز» را ساخت. همچنين نمايش «زمان تطابق يافتن» تنسي ويليامز را كه هيل اولين فيلم سينمايي اش را نيزبه سال ۱۹۶۲ از روي آن ساخت و جين فانداي معروف كه اكنون ۶۶ ساله و هنوز در قيد حيات است، در آن نخستين نقش عمده ي سينمايي اش را تجربه كرد.
و روي هيل در سينما معروف شد به آدمي كه نمي گذارد استوديوها و سرانش در كارهاي وي دخالت كنند و برعكس آدمي است كه دوست دارد با سوژه هايي سنگين و سخت طرف شود و به سمت كارهاي دشوار برود. اين چنين بود كه هيل فيلم هايي مثل «عروسك هايي در اتاق زيرشيرواني» را در سال ۱۹۶۵ براساس نمايشنامه يي از ليليان هلمن و «هاوايي» را بر اساس نوشته ي جيمز ميچه نر به سال ۱۹۶۶ ساخت و همچنين از روي ۳ رمان پيچيده نيز فيلمهايي را ارائه كرد. آنها «قصاب خانه پنج» برمبناي كتاب كرت وونگات در سال ۱۹۷۲ «دنيا به روايت گارپ» با تأسي از كتاب جان اروينگ در ۱۹۸۲ و «دختر كوچك طبال» براساس رمان جان لوكاره در سال ۱۹۸۴ بودند.
به خاطر عشق به هوا
هيل كه همچنان به هوانوردي عشق مي ورزيد و يك هواپيماي عتيقه را نيز در تملك خود داشت، فيلم «والدو پپربزرگ» را نيز براساس همين عشق در سال ۱۹۷۵ ساخت. فيلم جذاب بود اما با وجود حضور ستاره وار مجدد ردفورد و سوزان ساراندون، فروش زيادي نكرد.
«اسلپ شات» روايت سال۱۹۷۶ هيل از ليگهاي كوچك هاكي روي يخ آمريكا با بازي مجدد پل نيومن در نقش اصلي نيز همين طور بود وعده اي از زبان تند كاراكترها در محيط اين ورزش كه عين حقيقت هم بود، خوششان نيامد. اما اين فيلم به تازگي به عنوان يكي از ۱۰فيلم ورزشي نخست تاريخ برگزيده شده است.
فيلمسازي هيل در سال۱۹۸۸ و با يك كمدي ملايم با بازي چوي چيس به نام «مزرعه مسخره » به پايان رسيد و وي به دانشگاه ييل بازگشت. اما اين بار براي دادن درس سينما به جوانان. اما امروز بهترين درسهاي به جا مانده از هيل همان ۱۴فيلم بلند سينمايي هستند كه از ۱۹۶۲ تا ۱۹۸۸ ساخت و در بينشان «هيلي كاملاً مدرن» (۱۹۶۷)، «دنياي هنري اوري نيت» (۱۹۶۴) و «يك ماجراي كوچك عاشقانه» (۱۹۷۹ نيز ديده مي شوند.
سكانس استثنايي
اما فراتر از تمام آنها همان دو فيلم مشترك نيومن و ردفورد هستند كه به مثابه شعر در سينما مي مانند و هرگز از ياد نمي روند. چه كسي مي تواند صحنه پاياني «بوچ كسيدي و ساندنس كيد » را فراموش كند؟ وقتي كه دو دزد سرگشته بانك پس از مدتها تلاش به شدت خسته شده و ارتش مكزيك نيز آنها را محاصره كرده است. آنها مي دانند اگر بيرون بزنند، بر اثر شليك گلوله صدها آدم خلافكارتر از خود آبكش خواهند شد، اما اين كار را مي كنند. ردفورد با آن موي طلايي ولي سبيل مشكي و نيومن با چهره خسته و پرنكته اش، اسلحه به دست و شليك كنان به بيرون مي دوند اما هيل همين جا صحنه را نگه مي دارد و مرگ ناگزير آنها را نشان نمي دهد تا مثلاً در ذهنها زنده بمانند.
۲۲سال بعد از آن وقتي ريدلي اسكات بريتانيايي در سكانس پاياني فيلم «تلما و لوئيز» دو كاراكتر زن اما كسيدي و ساندنس وار خود را كه از زندگي در دنيايي كاملاً مردانه به ستوه آمده اند، در موقعيتي مشابه در روبروي يك دره بزرگ تنها رها كرد و سپس سوزان ساراندون و جينا ديويس با همان حركت نيومن و ردفوردوار ماشينشان را به سمت دره به حركت درآوردند و صحنه همان جا متوقف شد، دين سينما و سينماگران به هيل مشخص تر شد و دوازده سال بعد از آن حادثه دوم، تقليد از روي تك تك صحنه هاي «بوچ كسيدي » و همچنين «نيش» ذهن سينماگران بيشتري را به خود اختصاص داده است.
به اين مي گويند تأثيرگذاري شگرف به سبك جورج روي هيل.
برداشت منفي
پنير پيتزا به جاي آب
مسأله از آنجايي شروع شد كه دختردايي سه ساله من كه هنوز حرف زدنش را هم درست و حسابي بلد نبود، آن جمله را گفت: «مامان محمود بادكنك منو دودر زد.»
ذهنم ناگهان متوجه اين طيف از جملات او شد. آن موقع بود كه به جملات مسلسل وار طفل! توجه بيشتري كردم «مامان قاط مي زنما، كف كردم، قربون دايي، مي زنم تو مختا»، اگر كمي ذهن سينمايي داشته باشيد، مي توانيد در تجسمتان اين صحنه ها را به جملات فاضل مآبانه مجريان به ظاهر مهربان تلويزيون وصل كنيد: «بعد از ظهر دل انگيز آدينه تان به خير.» بعد هم چند بيت از اشعار حافظ با موسيقي اصيل سنتي!!! سپس لحن تحكم آميز و بازپرس گونه گويندگان خبر كه صحنه بازجويي مجرمين در فيلمها را به ياد مي آورد، صحنه آخر فيلم ذهني شما مي تواند ميزگردي راجع به فرهنگ و جوانان باشد كه اساتيد انتخابي تلويزيون راجع به فاجعه فرهنگي كه جوانان را تهديد مي كند، صحبت مي كنند و براي خلق الله نسخه فرهنگي مي پيچند. اعتراض به اين مقوله تا دلتان بخواهد در جرايد و نشريات اصولي و غير اصولي صورت گرفته و توجه به آن از جانب مسؤولين تلويزيون، شرمنده ام. بعد بگوييد ماهواره را حتي نيمه محدود هم نكنند.
سريال سازي در تلويزيون مقوله بسيار جالبي است. تا همين چند سال پيش كه بينندگان شاهد سريالهاي شاخص خارجي همچون: ارتش سري، لبه تاريكي، شرلوك هولمز، خانه پوشالي و... بودند و در اين ميان هم سريالهاي ايراني كه از ساختار خوبي هم برخوردار بودند، مردم را حداقل به اين مسأله اميدوار كرده بودند كه مي توانند شبها يك سرگرمي قابل توجه داشته باشند، ولي چند سالي است كه سياستهاي سازمان عوض شده و حالا پنج شبكه فعال كشور (شبكه خبر خارج از بحث است)، آنقدر سريال برنامه پركن دارند كه با توجه به تكرار هر قسمت، كافي است تلويزيون خانه خود را روشن كنيد تا شاهد يكي از آنها باشيد. سريالهاي خارجي كه معلوم الحالند، ولي ايرانيها! ديگر آب بستن دمده شده، مد روز اضافه كردن پنير پيتزا است. چند اصل مهم در سريال سازي مدنظر است:
۱ـ جسارت ممنوع است، مگر اينكه ما بگوييم. (مسؤولين پخش سازمان)
۲ـ سطح فكر مردم را ما تعيين مي كنيم.
۳ـ ما در راستاي سياستهاي خودمان سريال مي سازيم، سازندگان بايد ما را راضي كنند. ما هم پول هنگفت مي دهيم.
۴ـ مردم از سريالها راضي اند، اين را آمار مي گويد. راضي هم نباشند، مهم نيست، پاي آن كه مي نشينند. ما هم راضي هستيم، چون اهدافمان تأمين است. سازندگان هم از همه راضي تر، چون روز به روز بر پولشان مي افزايند و بر شهرتشان نيز هم. همه راضي اند، پس مشكل كجاست؟
۵ـ همه به حاتمي كيا گير مي دهند، پس ما هم بدهيم.
آقاي حاتمي كيا، اگر از شما سريال ساز خوبي درنيايد، آشپز خوبي در مي آيد. فكر نمي كنيد پنير پيتزاي سريالتان را كمي زياد كرديد؟ اميدوارم ليلا در قسمت آخر پدرش را بيابد و مادرش را نيز. درست مثل سريال كارتوني «هاچ زنبور عسل»!
عصر جمعه با تئاتر
عصر جمعه هميشه عصر دلتنگي هاست. براي رفع اين دلتنگي ها دلمان مي خواهد آدم ببينيم، آدمهاي زنده و نه برپرده. از سينما خسته شده ايم با تمام افاضات و سياست هايش. سري به چهارراه وليعصر بزنيم. ساختمان بي مانند تئاتر شهر مي تواند در يكي از سالنهايش باعث فراموشي همه غم هاي كاذب ناشي از عصر آخرين روز هفته باشد. يكي از برنامه هاي تئاتر شهر را انتخاب كنيد بالاخره يك تئاتر پيدامي شود كه شما خوشتان بيايد.
«آبگوشت زهرماري» ـ تالار چهارسو ـ نويسنده و كارگردان:آرش آپسالان ـ ساعت ۱۷‎/۱۵ـ مدت ۷۵دقيقه ـ قيمت بليت ۱۵۰۰تومان.
«پاييز» ـ تالار چهارسو ـ نويسنده و كارگردان:نادر برهاني مرند، ساعت ۱۹ـ مدت ۸۵دقيقه ـ قيمت بليت ۱۵۰۰تومان.
«يرما» ـ تالار سايه ـ نويسنده:فدريكو گارسيا لوركاـ مترجم: پري صابري ـ كارگردان: گلرخ ميلاني ـ ساعت ۱۸‎/۳۰ـ مدت ۹۰دقيقه ـ قيمت بليت ۲۰۰۰تومان.
«مادر همه آن اسفندياران» ـ تالار قشقايي ـ نويسنده: حسين باستاني ـ كارگردان:مريم معترف ـ ساعت ۱۸ـ مدت ۷۵دقيقه ـ قيمت بليت ۱۰۰۰تومان.
«دايره بسته» ـ تالار قشقايي ـ نويسنده: اريش ماريامارك ـ مترجم: نگين كرمانشاهاني ـ كارگردان:منيژه محامدي ـ ساعت ۱۹‎/۳۰ـ مدت ۱۰۰دقيقه ـ قيمت بليت ۱۰۰۰تومان.
«پيشته» ـ تالار كوچك (شماره۲) ـ نويسنده و كارگردان: رامين سليمانپورـ ساعت ۱۸ـ مدت ۶۰دقيقه ـ قيمت بليت ۱۰۰۰تومان.
«هالما و رينا» ـ تالار نو (شماره۲) ـ نويسنده : ايساك ايزماييل ايساك ـ مترجم و كارگردان: كتايون حسين زاده ـ ساعت ۱۸‎/۳۰ـ مدت ۶۰دقيقه ـ قيمت بليت ۱۵۰۰تومان.
«كلفت ها» ـ تالار خانه خورشيد ـ نويسنده : ژان ژنه ـ مترجم: بهمن محصص ـ كارگردان: محمد عاقبتي ـ ساعت ۱۸‎/۳۰ـ مدت ۹۰دقيقه ـ قيمت بليت ۱۵۰۰تومان.
تئاتر شهر مثل همه تئاترهاي دنيا شنبه ها تعطيل است كار امروز را به فردا نيندازيد.
انتقاد رئيس جمهوري از رواج يك پديده
به نام افشاگري آبروي انسانها قرباني مي شود
• امروز پديده ننگين و شرم آوري به نام افشاگري در جامعه ما وجود دارد كه در آن، به سادگي حيثيت افراد زيرپا گذاشته شده و آبروي انسانها در درگيري هاي باندي و جناحي قرباني مي شود.»
سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري ديروز از رواج پديده موسوم به «افشاگري» در جامعه به شدت انتقاد كرد و آن را «ننگين» و «شرم آور» خواند.خاتمي در هشتمين جشنواره تحقيقاتي علوم پزشكي رازي در تهران گفت: «امروز پديده ننگين و شرم آوري به نام افشاگري در جامعه ما وجود دارد كه در آن، به سادگي حيثيت افراد زيرپا گذاشته شده و آبروي انسانها در درگيري هاي باندي و جناحي قرباني مي شود.»

قيه ازهمين صفحه -وي افزود: فقط با درست شدن برخي ظواهر رفتاري، جامعه ديني نمي شود بلكه بايد بينش و منش خود را نيز درست و اسلامي كرد.
خاتمي يادآور شد: منشي كه ما مي خواهيم منش حرمت انسان است كه در آن غيبت و تهمت از بزرگترين گناهان به شمار مي رود. رئيس جمهوري تصريح كرد: ما نيازمند روش، منش و اخلاق ديني و معنوي هستيم اما آيا به همان اندازه كه به ظواهر امر كه فقه متكفل آن است، توجه شده، به منش و بينش معنوي هم اهتمام داريم؟خاتمي گفت: حتي آنجا كه به روش مي پردازيم، چقدر به شيوه امام خميني (ره)، در مورد لحاظ كردن شرايط زمان و مكان و تحولات زندگي بشر در روشها و رفتارهاي ديني توجه كرده ايم؟
وزير اطلاعات بر نقش احزاب در وحدت ملي تأكيد كرد
وزير اطلاعات، بر نقش «احزاب» در ايجاد وحدت ملي به ويژه در اوضاع حساس منطقه و شرايط خطيري كه در پي وقوع جنگ در كشور همسايه عراق به وجود خواهد آمد، تأكيد كرد.
«علي يونسي» ديروز در «سومين همايش فصلي خانه احزاب ايران» در محل سالن اجتماعات وزارت كشور گفت: تنها راه حل مقابله با اين جنگ ناخواسته در منطقه كه به ابعاد مختلف آن نيز افزوده شده و امام راحل (ره) نيز بر آن تأكيد داشتند «وحدت جهان اسلام» است.وي ضمن تأكيد بر هوشياري مسلمانان، خاطرنشان كرد: آمريكاييها براي مقابله با اين استراتژي امام راحل (ره)، جنگهاي قومي و مذهبي را تدارك ديده اند.
وزير اطلاعات در ادامه، ظهور جريانهاي افراطي مذهبي را از ويژگي هاي قرن بيست ويكم ذكر و بر نقش حياتي احزاب ملي در مقابله با اين گونه جريانها تأكيد كرد.
يونسي با بيان اين كه نقش احزاب ملي در به وجود آوردن احساسات، انديشه ها و تفكرات ملي بسيار محسوس است، گفت: نبايد اجازه داد كه احساسات قومي و محلي كه در جاي خود ارزشمند است با منافع ملي در تضاد قرارگيرند زيرا وجود تضاد خطرناك در اين زمينه از سياستهاي دشمنان است.وي با بيان اين كه بازيگران سياسي چه در عرصه منطقه اي و چه فرامنطقه اي به دنبال منافع خويش هستند، اظهار داشت: تمركز بر اختلافات داخلي يكي از اهداف دشمنان نظام است كه نيازمند هوشياري همه احزاب و گروهها است.
يونسي افزود: وزارت اطلاعات همچنين تنوع انديشه ها، تفكرات، سليقه ها و نگاههاي متفاوت را امري طبيعي و الهي و منشأ تعدد احزاب و تشكلها مي داند و هيچ مانعي ندارد كه وحدت در عين كثرت وجود داشته باشد.وزير اطلاعات با بيان اين كه تجلي اراده مردم، بلوغ سياسي، مشاركتهاي همگاني و دفاع ملي بدون احزاب واقعي ميسر نيست، اظهار داشت: در نظام نوين سياسي، بدون احزاب واقعي امكان مديريت سياسي وجود ندارد.
روز چهارشنبه اولين روز از سال ۲۰۰۳ ميلادي
105729.jpg
روز چهارشنبه اولين روز از سال ۲۰۰۳ ميلادي در بناي باستاني پانتئون واقع در تپه آكروپوليس يونان با برگزاري آتش بازي و جشن گرامي داشته شد.
105738.jpg



|   شناسنامه   |   آرشيو   |