|
ضرورت هاي دستيابي به توسعه درگفت وگو با بهزاد شاهنده:
ارتباط با قدرت هاي بزرگ
• بخش پاياني
دكتربهزاد شاهنده استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران در بخش نخست گفت وگو از درآمدهاي بادآورده ناشي از فروش نفت به عنوان عامل تخديركننده در راه توسعه يافتگي نام برد و گفت: سرعت دستيابي به توسعه هيچگاه براي ما امري حياتي نبوده و از اين رو حاضر به تحمل سختي ها در مسير توسعه نيستيم. شاهنده در بخش دوم و پاياني گفت وگو بر ضرورت همزماني توسعه اقتصادي و سياسي تأكيد مي كند و مي گويد: بايد در نظام بين الملل از انعطاف لازم براي ايجاد رابطه با كشورهاي ديگر برخوردار باشيم. ••• | براساس يك رويكرد ديگر در كشور ما، الگوي توسعه صنعتي واقتصادي چين براي ايران مناسب تشخيص داده شده است و توسعه اقتصادي بدون توسعه سياسي توصيه مي شود. شما به عنوان متخصص كشورهاي شرق آسيا تحقق الگوي چيني را در ايران ميسر مي دانيد؟ * اينكه برخي گمان مي كنند براحتي مي توان الگوي توسعه اقتصادي وصنعتي يك كشور را در كشور ديگر پياده كرد، ناشي از شناختن توسعه و ضرورت هاي آن است. بايد از كساني كه الگوي توسعه صنعتي و اقتصادي چين را براي ايران تجويز مي كنند پرسيد آيا حاضريد بهايي را كه چيني ها براي اين توسعه پرداخته اند، بپردازيد؟ يكي از پيامدهاي الگوي چيني توسعه رنگ باختن ايدئولوژي در اين كشور بوده است. آيا افرادي كه اين الگو را براي ايران توصيه مي كنند حاضر به فدا كردن ارزش هاي مورد نظر خود هستند؟ چيني ها با سختي هاي فراوان و خوار و تحقير شدن، اين كار را كردند. اما شما مي توانيد اين مشقات را تحمل كنيد؟ از طرف ديگر چيني ها با داشتن كارگر ارزان و فراوان، مديران لايق زياد و قرار داشتن در مدار مبادلات جهاني كه اجازه تجارت را نيز به آنها مي داد، به اين سطح از توسعه دست يافتند. حال شما چگونه مي خواهيد همانند آنها اين مسير را طي كنيد؟ آيا آمريكا حاضر خواهد شد بازارهاي خود را بر روي كالاهاي ايران بگشايد و ۷۰ـ۶۰ميليارددلار تفاوت تراز بازرگاني با كشور ما داشته باشد؟ نه، مسلماً اين كار را نخواهد كرد. آمريكايي ها براي حفظ منافع ملي خود در سطح بين المللي و امتيازگيري از چيني ها در عرصه تجارت چنين امتيازاتي را به آنها مي دهند. چيني ها هم اگر تا چندسال ديگر تن به اصلاحات سياسي ندهند، اصلاحات اقتصادي آنها متوقف مي شود چون تا يك زمان محدود مي توان اصلاحات اقتصادي را بدون اصلاحات سياسي پيش برد و چيني ها اكنون پي به اين مهم برده اند. آقاي «سي روي خوان» كه در تغييرات جديد سياسي چين به جاي «لي پنگ» و لنين كنگره ملي خلق چين شد خواستار انتخابات آزاد براي عضويت در حزب كمونيست شده است، چيزي كه قبلاً سابقه نداشته و صرفاً حاصل نياز امروز است. | به نظر مي رسد برخورد خصمانه آمريكا به عنوان يك ابرقدرت برتر اقتصادي ـ سياسي و نظامي و اعمال تحريم هاي مختلف روند توسعه ايران را كندتر و پرهزينه تر كرده است. حال براي كاهش اثرات زيانبار تحريم هاي آمريكا چه رويكردي بايد درپيش بگيريم. * به دليل وجود امكانات فراوان پژوهشي در آمريكا و وجود سرمايه هاي علمي و مادي، اين كشور در زمينه فن آوري هاي مختلف موردنياز براي توسعه و صنعت، فاصله زيادي با ساير كشورهاي صنعتي دارد. آمريكا دربسياري از صنايع، كمپاني ها و شركت هاي بزرگ صنعتي دنيا سرمايه گذاري كرده و داراي نفوذ است. به همين دليل دست اين كشور براي اعمال فشار بركشورها و دولتهاي ديگر به ويژه درجهان سوم باز است. حتي بسياري از كشورهاي ديگر و شركتها و كمپاني هاي بزرگ صنعتي غيرآمريكايي به دليل روابط گسترده اقتصادي و صنعتي با ايالات متحده و يا استفاده از فن آوري سرمايه و امكانات اين كشور و يا ملاحضات سياسي و اقتصادي، حاضر به پذيرش خطر ريسك سرمايه گذاري در كشورهايي كه از سوي آمريكا تحريم شده اند نيستند، مگر با دريافت امتيازات بسيار زياد در چنين شرايطي روشن است كه كشورهاي درحال توسعه كه مورد تحريم آمريكا قرار گرفته اند چه هزينه هنگفتي بايد براي پيشبرد پروژه هاي عمراني و توسعه صنعتي خود بپردازند. درمورد ايران نيز همين مشكل وجود دارد و تحريم هاي آمريكا ما را وادار به عقد قرارداد با شركتهاي اروپايي و يا ژاپني و… كرده كه هم به دليل فن آوري پايين تر نسبت به فن آوري برتر شركتهاي آمريكايي هزينه توليد افزايش يافته و هم خود اين شركتها درقبال ناديده گرفتن تحريم آمريكا مبالغ هنگفتي را درخواست مي كنند و اين موضوع به كندي روند توسعه صنعتي و اقتصادي در ايران منجر شده و كالاهاي توليدي را نيز غيررقابتي مي كند. از سوي ديگر آمريكا با هرگونه سرمايه گذاري مؤسسات و برنامه هاي پولي و مالي بين المللي در ايران مخالفت مي كند و يا با كارشكني و مخالفت با طرحهايي چون عبور لوله هاي نفت كشورهاي آسياي ميانه از ايران به سوي اروپا ما را از كسب درآمدهاي جديد و تبعات مثبت عبور لوله هاي نفت موردنياز اروپا از ايران محروم مي كند. همچنين بايد به اعمال تحريم هايي همانند تحريم صنايع هواپيمايي كشور اشاره كرد كه علاوه بر زيان مادي، خسارات جاني فراواني را نيز درپي داشته است. به اين ترتيب روشن است كه بايد با استفاده از هنر ديپلماسي وضعيت موجود را تغيير دهيم. امروز نمي توان درنظام بين المللي خود را منزوي ساخت و با كشورها ارتباط نداشت، هرچند بحث رابطه با آمريكا از حساسيت بالايي در كشور ما برخوردار است ولي بايد درنظر داشت اغلب دلايلي كه براي پرهيز از ايجاد رابطه با آمريكا عنوان مي شود در مورد برخي كشورها مثل انگليس كه با آن رابطه برقرار كرده ايم وجود دارد. ما بايد درنظام بين الملل از انعطاف لازم براي ايجاد رابطه با كشورهاي مختلف براساس منافع ملي برخوردار باشيم تا بتوانيم حداكثر امتيازات لازم براي رسيدن به رشد و توسعه اقتصادي و صنعتي را به دست آوريم، بدون اينكه مجبور به پرداخت هزينه هاي سنگين مخالفت با قدرتهاي بزرگ باشيم. وقتي به سطح قابل قبولي از توسعه صنعتي و اقتصادي رسيديم و به قدرت قابل ملاحظه اي درسطح بين الملل تبديل شديم آن گاه به اتكاي اين قدرت مي توان منافع ملي را دردنيا بهتر تأمين كرد. | آيا پيگيري گفت و گوي تمدنها و ارتباط و تعامل با كشورهاي ديگر مي تواند زمينه اعتمادسازي متقابل و استفاده از امكانات سرمايه ها و فن آوريهاي ساير كشورها را براي افزايش سرعت توسعه اقتصادي ايران مهيا كند؟ * گفت و گوي تمدنهاي آقاي خاتمي ايده بسيار مناسبي است و مي توان از راه گفت و گو، تبادل نظر، تعامل فرهنگي و… با نهادها، انجمن ها، مؤسسات دانشگاهي و… كشورهاي ديگر ضمن جلوگيري از بروز سوءتفاهمات به اعتمادسازي متقابل پرداخت و از سرمايه ها و امكانات ديگر كشورها براي رسيدن به رشد و توسعه بهره گرفت. اما به ياد داشته باشيد كشورهاي ديگر وقتي با ما گفت وگو مي كنند كه آنها نيز مطمئن باشند از دل اين گفت گو چيزي به دست مي آورند. يعني منطق دو دوتا چهارتاي اقتصادي و محاسبه سود وزيان مادي در موفقيت اين گفت و گو ها دخيل است. به همان اندازه كه به لحاظ اقتصادي و پيشرفت و توسعه صنعتي موفق تر باشيم. ديگران براي گفت و گو با ما و شنيدن نظراتمان راغب تر خواهند بود. وگرنه با اقتصاد ضعيف كسي به طور جدي با ما گفت و گو و تعامل نخواهد داشت. | در عرصه داخلي مؤثرترين گامي كه مي توان براي جبران عقب ماندگي هاي ساختاري در زمينه توسعه صنعتي كشور برداشت كدام است؟ * بهبود كيفيت آموزش و پژوهش در دانشگاهها و مراكز علمي، از مهمترين اولويت هاي كشور براي جبران عقب ماندگي هاي اقتصادي و اجتماعي است. همچنين تربيت نيروي انساني متخصص و متبحر به عنوان موتور محرك توسعه صنعتي، بايد در اولويت قرار گيرد. درحال حاضر سهم بخش تحقيقات و پژوهش از توليد ناخالص ملي درمقايسه با ساير كشورها بسيار پايين است. درحالي كه برخي كشورهاي درحال توسعه مانند هند با تأكيد بربخش آموزش و تحقيقات و با تأكيد برآموزش زبان انگليسي كه لازمه استفاده از اينترنت و فن آوري هاي نوين اطلاعاتي است به سرعت درحال جبران عقب ماندگي هاي خود هستند. جوانان ما به شدت مستعد و آماده آموختن علوم جديد هستند. امكانات و سرمايه هاي ما كم نيست و برعكس، مشكل ما درست استفاده نكردن از آنهاست معتقدم با مديريت صحيح امكانات موجود و با درپيش گرفتن ديپلماسي مناسب مي توانيم به سرعت راه رشد و توسعه اقتصادي و صنعتي را بپيماييم. | به عقيده برخي، نوع رويكرد و برداشت ازمذهب يك عامل مؤثر در افزايش يا كاهش سرعت توسعه اقتصادي و صنعتي كشورهاي مسلمان است. آيا مذهب در توسعه نقش تعيين كننده دارد؟ * مذهب در كشورهايي چون مالزي، اندونزي و يا ايران نه مانع رسيدن به توسعه بوده و نه به خودي خود در افزايش سرعت آن مؤثر است. مي توان يك حكومت مذهبي دموكراتيك داشت و به رشد و توسعه صنعتي و اقتصادي رسيد. از طرفي همه حكومت هاي غيرمذهبي در رسيدن به توسعه و پيشرفت موفق نبوده اند. مسأله اصلي نه به مذهب كه به باورها و انگاره هاي فرهنگي ملتها برمي گردد كه درطول زمان شكل مي گيرد. البته موانع فرهنگي را نيز مي توان با درايت ازبين برد و آنها را به عوامل مثبت و تسريع كننده روند توسعه تبديل كرد. | سپاسگزارم.
|