دوشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۱ - ۲ ذيقعده ۱۴۲۳
Mon, Jan 6, 2003
اقتصادي
شماره ۲۳۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
طي ۹ماه اول امسال
مصاحبه با تاريخ
گفت وگوي صريح با يحيي آل اسحاق
قائم مقام بنياد مستضعفان وجانبازان
• بخش دوم و پاياني
• ما انرژيهاي نهفته را در جنگ احيا كرديم
يعني انرژي معنوي را به انرژي مكانيكي تبديل كرديم
هنر ما در جنگ اين بود
انرژي معنوي را به مكانيكي تبديل كرديم
ما تبديل انرژيها را با هم داريم
• الآن جبهه ما جبهه اقتصاد است
اگر ايران را مي خواهيم بايد به اقتصاد برسيم
يك كشور مفلوك، بدبخت، بيچاره نمي تواند
در هيچ بعدي عرض اندام بكند
به دنبال افزايش واردات رسمي سيگار
• ايران همزمان گفت و گو با چند كشور ديگر را
براي اجراي اين طرح پيگيري مي كند
براي اجراي پروژه در بخش تحقيق و توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات
طي ۹ماه اول امسال
ارزش صادرات غيرنفتي از ۳‎/۷ ميليارددلار فراتر رفت
گروه اقتصادي: طي نه ماهه سال جاري ارزش صادرات غيرنفتي، بادرنظرگرفتن صادرات چمداني و بازارچه هاي مرزي، با ۱۶‎/۷درصد افزايش نسبت به مدت مشابه سال قبل به رقم ۳ميليارد و ۷۷۴ميليون و ۵۰۰هزاردلار رسيد.
به گزارش روابط عمومي گمرك وزن كالاهاي صادرشده دراين مدت نيز ۱۰ ميليون و ۲۵۱هزار و ۶۰۰تن بود، كه اين رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۲‎/۸ درصد كاهش داشته است.
اين گزارش حاكي است، صادرات چمداني دراين مدت ۴۷ ميليون و ۷۰۰هزار دلار و صادرات بازارچه اي ۲۷۶ميليون دلار بوده است.
كاهش وزن صادرات كالاهاي غيرنفتي كشور دراين مدت عمدتاً مربوط به كاهش صادرات آهن آلات و فولاد و ساير مصالح ساختماني و سيمان است و رشد ارزش صادرات كالاهاي غيرنفتي كشور مربوط به افزايش درارزش فرش دستباف، پسته و مغزپسته، آهن آلات و فولاد، ساير كالاهاي صنعتي، ساير محصولات پتروشيمي، البسه، انواع قير و متانول بوده است.
فرش دستباف ۴۰۵ميليون دلار، پسته و مغزپسته ۳۲۳‎/۸ميليون دلار، آهن آلات و فولاد ۲۸۷ ميليون دلار، گازها ۲۵۲‎/۲ميليون دلار، ساير كالاهاي صنعتي ۱۶۸‎/۴ ميليون دلار و ساير محصولات پتروشيمي ۱۲۴‎/۸ ميليون دلار از اقلام عمده صادراتي بوده است.
براساس اين گزارش در ۹ماهه سال جاري، ۴ميليون و ۶۸۲هزارمتر مربع فرش دستباف به ارزش ۴۰۵ميليون دلار از گمركات كشور صادرشده كه اين ميزان از لحاظ ارزش ۴درصد افزايش داشته است.
دراين مدت همچنين ۱۷ميليون و ۶۶۹ هزار و ۶۰۰تن كالا به ارزش ۱۶ميليارد و ۱۸۱ ميليون و ۹۰۰هزار دلار وارد كشور شده كه اين ميزان نسبت به مدت مشابه سال قبل از حيث وزن ۱۵‎/۱ درصد كاهش و از حيث ارزش ۲۲‎/۷ درصد افزايش نشان مي دهد.
متوسط قيمت يك كيلو كالاي وارداتي دراين مدت ۹۲ سنت بوده كه نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۶درصد افزايش داشته است.
ده قلم عمده كالاهاي وارداتي سايرلوازم و ماشين آلات صنعتي مكانيكي ۲ميليارد و ۵۴۲ميليون و ۴۰۰هزار دلار، لوازم صنعتي برقي ۹۷۳‎/۲ميليون دلار، آهن آلات ۹۳۰ميليون دلار، موادشيميايي ۴۹۳ميليون دلار، مواداوليه پلاستيك ۴۳۳‎/۵ميليون دلار، گندم ۳۲۹ميليون دلار، محصولات صنايع شيميايي ۳۰۷‎/۱ ميليون دلار، كاغذ و مقوا ۲۹۰ميليون دلار و محصولات دارويي ۲۸۵‎/۲ ميليون دلار، بوده است.
مصاحبه با تاريخ
گفت وگو با فون هايك
106041.jpg
بخش پنجم
| ريزون: معلم شما لودويك فون ميزز در سال ،۱۹۲۰ كتاب «سوسياليسم» را نوشت. با نوشتن اين كتاب بحثي آغاز شد كه هنوز هم ادامه دارد و آن اين است كه «آيا اقتصاد سوسياليستي از لحاظ منطقي امكان پذير است.» اقتصاددانان سوسياليست به ويژه در اروپاي شرقي از ميزز به خاطر نقد متفكرانه اش تشكر كردند و در طول نيم قرن گذشته آنها درگيرمباحث فكري با ميزز، لرد رابينز و شما بودند. وضعيت كنوني اين بحث ها چگونه است؟
* فون هايك: من هميشه اين ترديد را داشتم كه سوسياليست ها از لحاظ روشنفكري قادر به مقاومت باشند. آنها به گونه اي بحث هاي خود را بهبود مي بخشيدند اما زماني كه به فهم اين موضوع كه قيمت ها ابزار ارتباطاتي و هدايت كننده اي هستند كه اطلاعات بيشتري از آنچه كه ما بطور مستقيم داريم، دربردارند، آغاز مي شد، از آن پس كل ايده هايي را كه مي توانست بحث تقسيم كار را منظم كند، فرومي ريخت. همين ترتيب را درباره ايده اي كه مي تواند توزيع درآمدها را كه نمايانگر برخي مفهوم استحقاق يا نياز است را در نظر بگيريم. اگر شما به «قيمت» نياز داريد كه قيمت كارگر را هم در برمي گيرد تا افراد را به جايي كه آنها را نياز دارند هدايت كنيد، پس نمي توانيد توزيع ديگري غير از آنچه كه بازار اصل آن را مي طلبد، داشته باشيد. بنابراين من فكر مي كنم از نظر روشنفكري چيزي براي سوسياليسم باقي نمانده است.
| آيا اقتصادهاي سوسياليستي مي توانند بدون فن آوري، ابتكار و« اطلاعات قيمت» كه در واقع آنها را از سرمايه داري غربي و بازارهاي سياه داخلي وام مي گيرند، وجود داشته باشند؟
* من فكر مي كنم آنها مي توانند به شكلي از نظام قرون وسطايي موجوديت خود را ادامه دهند. در اصل تمام سؤال به اين بر مي گردد كه «چرا يك اقتصاد نمي تواند موجوديت خود را ادامه دهد». ببينيد هر زمان كه اقتصاد روسيه به پيشرفتي دست يافته، با استفاده از فن آوري كه توسط غرب توسعه يافته، بوده است. من مي دانم روسيه آخرين كشوري است كه اين فن آوري را ناديده مي گرفته است.
| يك بخش خيلي جالب از فلسفه اجتماعي تان اين بوده كه ارزش و استحقاق دوكميت مجزا هستند و بايد آنها را جدا ارزيابي كرد. به عبارت ديگر، به افراد نبايد مطابق با مفهوم عدالت پاداش داد. حال آنها مي خواهند از نژاد پيوريتن ها باشند يا برابرطلبها آيا شما بازار آزادي را پيدا مي كنيد كه هوادار اين طرز تفكر، باشند. يعني كه يك جامعه «دقيقاً اخلاقي» به وجود بيايد كه ارزش و پاداش با هم برابر باشند؟
* من فكر مي كنم، در نتيجه حملات مستقيم من به مفهوم «عدالت اجتماعي» مقداري جابه جايي صورت گرفته است. در حال حاضر مسأله اين است كه آيا عدالت اجتماعي اصلاً معني و مفهومي دارد؟ البته اين درست است كه عدالت اجتماعي اساساً برمفهوم استحقاق و شايستگي قرارگرفته است.من بسيار متأسفم كه با ناديده گرفتن و تكذيب مفهوم عدالت اجتماعي به هر معني كه مي خواهدباشد، باعث شوكه شدن صميمي ترين دوستانم شده ام. اما هيچ وقت قانع هم نشدم كه در اين زمينه اشتباه مي كردم.
| خوب، پس هيچ چيزي به عنوان عدالت اجتماعي وجود ندارد؟
* به خاطر اينكه عدالت به قاعده مند شدن روابط فردي برمي گردد و هيچ روابط قاعده مند فردي كه بتواند بر روي چيزهاي خوب زندگي كه به يك روش ويژه توزيع شده باشد، اثر خود را بگذارد وجود ندارد. هيچ وضعيتي از اين امورات عدل يا بي عدلي نيست: عدل يا بي عدلي تنها زماني است كه ما در نظر بگيريم كه فرد، مسؤول به وجود آوردن آن است. حالا زماني كه يك خانواده مرگ و مير زيادي را متحمل مي شود، و خانواده ديگري تمام فرزندانش را صحيح و سالم بزرگ مي كند، از بي عدالتي خداوند شكايت مي كنيم. اما مي دانيم كه نمي توانيم آن را جدي در نظر بگيريم. منظور ما آن نيست كه كسي ناعادل است.
در همين راستا، يك بازار كار همزمان را در نظر بگيريم كه در آنجا قيمت ها به عنوان راهنماي كنش عمل مي كنند اين بازار را نمي توان مسؤول افرادي دانست كه در هر صورت نيازمند هستند و يا سختي زندگي را تحمل مي كنند. زيرا توزيعي را به وجود آورده كه هيچكس آن را طراحي نكرده است و چيزي است كه آن را نمي توان طراحي كرد. چرا كه اين وضعيت به گونه اي است كه به هر طريق نمي تواند عدل يا بي عدلي باشد. در اصل، ايده هايي كه مطرح مي كنند «چيزها را بايد به يك روش «عادلانه»اي طراحي كرد»، به اين معني است كه ما بايد بازار را رها كنيم و به اقتصاد طراحي شده اي كه در آن فرد تصميم مي گيرد چه مقدار مجبور است داشته باشد، روي بياوريم. و البته اين به آن معني است كه ما فقط مي توانيم آن را به بهاي لغو كامل آزادي فردي به دست آوريم.
| آيا بريتانيا در مسير بردگي است؟
* نه، نه به طور قطع. اين يك سوءتفاهم است. «راه بردگي» به معناي اين هشدار است: «تا زماني كه شما مسيرتان را مرمت نكنيد، گمراه مي شويد.» و شما مي توانيد مسيرتان را هميشه مرمت كنيد.
| چه اقدامات سياستگذارانه اي را مي توان براي معكوس كردن روند در بريتانيا اتخاذ كرد؟
*تا زماني كه شما به يك بدنه اي به نام اتحاديه هاي تجاري، كه براي سازماندهي كردن منافع درست شده است، قدرت ويژه اي مي دهيد تا از نيروي شان براي گرفتن سهم بيشتري از بازار استفاده كنند، در اين صورت بازار كار نمي كند، البته اين امر ازسوي مردم حمايت مي شود، زيرا اعتقاد تاريخي برآن است كه در گذشته اتحاديه هاي تجاري كارهاي زيادي را براي بالابردن استاندارد زندگي فقرايي كه شما بايد با آنها مهربان باشيد، انجام داده اند. تا زماني كه اين ديدگاه متداول و فائق است من معتقدم كه هيچ اميدي وجود ندارد. اما شما مي توانيد تغيير را به وجود آوريد. ما بايد حالا اميدمان را به تغيير روند بگذاريم.
من متأسفم كه دوستان بريتانيايي ام هنوز معتقدند، كما اينكه كينز معتقد بود، اعتقادات اخلاقي كه در انگليسي ها وجود دارد آنها را از چنين سرنوشتي محافظت مي كند كه اين (به نظر من) بي ربط است. شخصيت افراد را نهادها مي سازند، همچنانكه نهادها را هم، شخصيت افراد را مي سازند. نهادهاي فعلي بريتانيا در هر چيزي دخالت مي كنند تا شخصيت بريتانيا تغيير كند. شما نمي توانيد بر روي «شخصيت ذاتي بريتانيا» كه مردم بريتانيا را از سرنوشت شان محافظت مي كند، تكيه كنيد. اما بايد نهادهايي را خلق كنيد كه در آن رفتارهاي قديمي كه تحت نظام فعلي به سرعت ناپديد شده اند، احيا شود.
گفت وگوي صريح با يحيي آل اسحاق
قائم مقام بنياد مستضعفان وجانبازان
يكي از افتخارات بنياد صدور مدير است
• بخش دوم و پاياني
• ما انرژيهاي نهفته را در جنگ احيا كرديم
يعني انرژي معنوي را به انرژي مكانيكي تبديل كرديم
هنر ما در جنگ اين بود
انرژي معنوي را به مكانيكي تبديل كرديم
ما تبديل انرژيها را با هم داريم
• الآن جبهه ما جبهه اقتصاد است
اگر ايران را مي خواهيم بايد به اقتصاد برسيم
يك كشور مفلوك، بدبخت، بيچاره نمي تواند
در هيچ بعدي عرض اندام بكند
105990.jpg
روز شنبه بخش اول گفت وگوي «ايران» را با قائم مقام بنياد خوانديد. اينك بخش دوم و پاياني آن را بخوانيد:
\ در سال جاري دولت با كسري بودجه اي معادل دوهزار ميلياردتومان مواجه شده است شما هم به همراهي بنياد و دولت تأكيد مي كنيد آيا بنياد پيشنهاد ارائه كمك كرده تا بخشي از اين كسري جبران شود؟
* نمي تواند مگر مجموعه سودي كه بنياد دارد چقدر است؟
\ چقدر است؟
* سود آن چيزي حدود ۵۰ يا ۶۰ميلياردتومان مي شود.
\ بنياد با اين عظمت، اين مقدار سود دارد؟
* بله. اين حسابرسي است ديگر حرف من كه نيست.
\ اين سود جدا از فروش مستغلات بنياد است؟
* بله.
\ با فروش مستغلات چقدر است؟
* حدود ۳۰ميلياردتومان هم مستغلات است.
\ به نظر نمي رسد اين سود متناسب با امكانات و دارايي هاي بنياد باشد. خود شما اين را متناسب مي دانيد و نحوه مديريت واحدهاي تحت پوشش بنياد را تأييد مي كنيد؟
* در مورد ميزان سود شركتها اينطور توضيح مي دهم از مجموعه شركتهايي كه داريم (حدود ۳۸۴شركت) درصدي از اينها سودآور هستند، چون اكثريت قريب به اتفاق اينها از نظر تكنولوژيكي، يك تكنولوژي بيست، سي ساله دارند. فرضاً نساجي هاي ما همه مربوط به قبل است. ما آنجا كلي داريم سوبسيد مي دهيم سالي حدود ده ميلياردتومان سوبسيد مي دهيم تا واحدهاي نساجي كه كارگراني دارند آنها بيكار نشوند، مشكلات معيشتي براي آنها ايجاد نشود و بتوانيم اينها را با كمك دولت و سياستهاي جديد كمي تأمين كنيم وگرنه اين واحدها كه حدود ۹۹۰۰نفر شاغل دارد، همه زيان ده هستند اگر نگوييم همه ۹۰درصد آنها زيان ده اند. علت هم، تكنولوژي آنها است، علت، وضعيت اقتصادي كشور است، ورود پارچه است و... دليلش اين است كه كل صنعت نساجي در كشور مشكل دارد.
با اين شرايط خوب ما دوراه داريم يا بايد سالي ده ميلياردتومان بدهيم كه اينها را با كمك دولت حفظ كنيم يا اينكه اينها را يكباره تعطيل كنيم كه ما اين كار را نمي كنيم. در صنايع ديگر هم باز همين طور است. ما از اين ۳۸۴شركت به صورت تقريبي حدود ۷۰ تا ۸۰شركت مان سود قابل قبول دارند يعني سودي كه بتوان روي آن حساب كرد بقيه يا سود ندارند يا سودي نيست كه بتوان روي آن حساب كرد.
\ مديريت زيرمجموعه ها و مديريت كلان بنياد چطور نتوانسته در فرصت زيادي كه طي اين سالها در اختيار داشته واحدها را به سودآوري برساند؟
* اتفاقاً در مورد مديريتي كه در بنياد بوده و هست به شما بگويم كه يكي از شاخص هاي بنياد صدور مدير بوده است.
\ پس چطور اين همه واحد زيان ده شده اند؟
* عرض مي كنم اگر زيان دهي را فقط در قالب مدير ببينيم مي گوييم بله ولي تكنولوژي هم دخيل است.
\ اين مديريت است كه مي تواند تكنولوژي را به روز كند.
* نه. سرمايه مي خواهد، پول مي خواهد، امكانات مي خواهد.
\ خوب باز مديريت صحيح است كه مي تواند تأمين سرمايه كند؟ آن هم در شرايطي كه امكانات اوليه و مورد نياز يك بنگاه اقتصادي را در اختيار دارد؟
* بله. من تأثير مديريت را نفي نمي كنم ولي همه اش مديريت نيست. نمي توان گفت صددرصد مديريت است. در شرايط و اقتضائات ايران علل و عوامل خارجي به مراتب بالاتر از مسائل داخلي تأثيرگذار است. يعني درست است كه مي گويند ما مشكلات مديريت داريم اما اينطور نيست كه بگوييم همه مديران ما بد هستند. اينطور نيست. اين ظلم در حق مديريت كشور است. حداقل در اين بيست سال گذشته توانسته ايم مديران توانايي تربيت كنيم كه تجربه كسب كرده اند (حالا به هر ترتيب به دليل امكاناتي كه در اختيار داشتند، از راه صحيح و خطايي آمده اند هر چه بوده از هر راهي آمده اند) تجربه كسب كرده اند. حالا اگر بخواهيم در سطح كلان بحث كنيم بايد بگويم سه مسأله جدي در اين بعد داريم اين مسائل مديريت را خفه كرده يعني مديريت را قفل كرده است مدير نمي تواند خيلي تكان بخورد اول: اقتصاد ما تحت تأثير نوسانات و تحولات نفت طوري برنامه ريزي شده كه سينوسي حركت مي كند هر بشكه نفت مي شود ۳۰دلار تمام عمران و برنامه ريزي و سرمايه گذاري يك طور پيش مي رود مي رسد به ۱۰دلار همه اش تعطيل مي شود. بالا، پايين، همه جا حتي سازمان برنامه تحت تأثير نوسانات بازار نفت است.
اقتصاد ما درحقيقت نفت زده است. حالا تعبيرم اگر كمي خشن است شما من را ببخشيد. دوم: اقتصاد ما سياست زده است. يعني نوسانات سياسي اصلاً اختيار را از مديريت گرفته، به دليل جريانات سياسي مقررات عوض مي شود. به دليل جريانات سياسي استراتژيها عوض مي شود. آدمها عوض مي شوند. اجرائيات عوض مي شود. آئين نامه ها عوض مي شود. شرايط، مسائل داخلي، اطرافيان، همه اينها طوري است كه واقعاً مديريت را دچار مشكل مي كند. يك روز صادرات آزاد است، يك روز تعطيل است، يك روز مي خرند، يك روز نمي خرند، يك روز تحريم مي كنند، يك روز مي بندند. يك روز گشايش اعتبار با ۳۰درصد مي كنند، يك روز با ۸۰درصد مي كنند، مجموعه اين عدم ثبات ها مشكل ساز است و ريشه آن به جريانات سياسي برمي گردد. مشكل سوم اينكه اقتصاد ما دولت زده است. يعني مجموعه آنچه كه در بخش اقتصاد هست به نظر برخي بالاي هشتاددرصد به عقيده بعضي بالاي نوددرصد و... و به هر حالت بيش از ۶۰درصد دولتي است يعني بطور حتمي و جدي مي توان گفت اين درصد از اقتصاد، نظام تصميم گيري اش، اجرايي اش، اثرگذاري اش، در يك تشكيلات انحصاري مشخص با يك روند مشخص دارد اداره مي شود. خوب معلوم هم هست با دولت زدگي وضع چطور مي شود. خوب نتيجه اين ها هم برمي گردد به مديريت نمي توانيم بگوييم همه تقصيرات برگردن مدير بيچاره ما است من نمي خواهم نفي كنم به هر حال مديريت ما ضعف دارد. اما در نقطه مقابل مديران شايسته و لايق و دلسوز كم نداريم. پس بايد كمي دست وپاي مدير را باز كرد كه تو مدير از عرب و عجم نترس در حالي كه الآن با شرايطي كه درست شده هر كس بخواهد دو تا امضا كند تمام اركان وجوديش مي لرزد مي خواهد يك قرار بلندمدت ببندد، نمي داند سال ديگر باز ارز همين است، نرخ همين است، مقررات همين است، ماليات همين است، اصلاً آچ مز مانده، ريسك مي كند مي رود، جلو. به هر صورت نمي شود همه را به پاي مديريت گذاشت.
\ برخوردهايي كه با مجموعه مديران كشور مي شود در اين سلب اعتماد از مديريت و تزلزل آن مؤثر نبوده است؟
* در بنياد يا در كل كشور؟
\ در كل مجموعه برخوردهايي كه با مديرت اقتصادي حداقل در سه چهارسال اخير صورت گرفته است اين برخوردهاي قضايي با مديران چقدر تأثيرگذار بوده است؟
* به هر حال اينها هم مؤثر است. برخوردهاي قضايي يك بحثي است و سره از ناسره مشخص نشدن طوري است كه فرضاً وقتي با تشكيلات بانك برخورد مي شود، چهره هايي كه حالا اسم نبريم بهتر است به هر حال فرد محترم است اما يكدفعه به دليل يك استنباط (كه هنوز هم آن مدير و مديريت مانده است كه كجاي اين خلاف است. و هنوز مباني تئوريكي اش برايش مشخص نيست) مدير را مي برند و برمي گردانند محكوم مي شود و… نهايتاً احتياط ها كمي بالا مي رود. ضريب ريسك و احتياط بالا مي رود، البته ممكن است دراينها متخلف باشد همه اينها سرجاي خودش است ولي فضاي كلي در رابطه با مقررات و اعتماد مدير و بلندمدت بودن سياست ها بايد مطلوب باشد.
حالا من كمي درمورد خودم حرف بزنم كه راحت تر هم مي توان صحبت كرد و اقرار عقلا علي انفسهم جايز هم هست. من دربخش بازرگاني كه مدتي مسؤول بودم به هر حال من مجموعه زندگي كاري ام را در مسير بازرگاني سپري كردم چيزي كه الآن مي توانم بگويم اين است كه يكي از مشكلات عمده ما دربخش بازرگاني اين است كه استراتژي مشخصي نداشتيم.
شما مجموعه سياست هاي اعمال شده را ظرف بيست سال گذشته بررسي كنيد يك دوره آمديم گفتيم سياست توسعه صادرات برمبناي جايگزيني واردات. يك موقع گفتيم مازاد بر توليد هرچه داشتيم صادر كنيم.
چنين داستاني قطعاً نمي تواند به نتيجه برسد. مديريت هر تلاشي هم بكند درهمان تحولات كميتش لنگ مي شود. اگر ما يك استراتژي مشخص نظام تجاري داشته باشيم تجارت مي تواند موتور محركه كل اقتصاد شود. اگر تجارت با استراتژي شود، آن موقع سياست هاي پولي هم با اين هماهنگ مي شود. سياست هاي توسعه صنعت هم هماهنگ مي شود ما الآن صنعت را توسعه داده ايم اماتوسعه كمي. يعني دائم ماشين آلات اضافه كرده ايم. وارد هر شهري شويد اول هر شهر يك شهرك صنعتي است پر از ماشين آلات اما اين ماشين ها براي چه توليدي؛ توليد برمبناي گذشته يا توليد برمبناي آينده؟
نداشتن استراتژي يعني اينكه ما نمي دانيم آتيه چيست براساس گذشته، دايم ماشين اضافه كرده ايم. خوب با اين ماشين اضافه همان توليد را كرده ايم كه حالا روي دست مان مانده است. آمديم كاشي اضافه كرديم خوب اين كاشي به چه مناسبت است؟ براي كدام بازار؟ كدام هدف؟ چه زماني؟ همه اينها به نداشتن يك استراتژي مشخص برمي گردد.
\ اگر شما بخواهيد براي اقتصاد ايران استراتژي تعريف كنيد محور آن را تجارت قرار مي دهيد يا صنعت، كشاورزي و…؟
* بعد از اين دوران گذاري كه ما سپري كرده ايم يعني تقريباً به يك تعادل اقتصادي دربخش عرضه و تقاضا رسيده ايم، به نظر من استراتژي تجاري محور توسعه كشور و موتور محركه اقتصاد است. حاضر هم هستم اين حرف را دربحث و درجلسه (هرچه كه بگوييد) اثبات كنم. من معتقدم آينده كشور وصل به استراتژي تجاري است. اين براي يك كشور افتخار نيست كه بگويد من وارداتم را محدود كردم و درحد ده ميليارد دلار رسانده ام. افتخار كشور براين است كه دويست ميليارد دلار واردات داشته باشد سيصد ميليارد دلار صادرات داشته باشد. يعني واردات براي توليد درجهت صادرات. فرق دو ديدگاه اين است كه آن يكي همه امكانات را قفل مي كند يعني تمام نيروي انساني و پتانسيل موجود را در حداقل ممكن نگه مي دارد و اين ديدگاه توسعه مي دهد. مي گويد هرچه امكانات و نيروي انساني داري به حركت درآور و وارد كن، صادر كن اين ديدگاه توسعه اي است «ره چنان رو كه رهروان رفتند». ده ميليارد دلار Turnover يك شركت معمولي است. افتخاري نيست، اين توزيع عادلانه فقر است. كشوري كه دنبال اشتغال است، كشوري كه سالي هشتصد ميليون شغل مي خواهد نمي تواند با ده ميليون دلار وادرات باشد. اين چه افتخاري است با موقعيت استراتژيكي كه ما داريم.
براساس آنچه كه در استراتژي هاي خود براي ما تعريف كرده اند، يعني آنهايي كه براي تنظيم استراتژي هاي مديريت جهاني دارند جهان را اداره مي كنند. مهندسي جهاني مي كنند براي ما يك جايگاهي تعريف كرده اند. آن جايگاه به مراتب بالاتر از اين است كه ما خودمان داريم. تمام حرف اين است كه چرا ما اين را درك نمي كنيم. او مي گويد كه تو چه بخواهي چه نخواهي يك كشور بين المللي هستي موقعيتي استراتژي و جغرافيايي و انرژي و موقعيت تو درمنطقه در هاردلند منطقه قرار گرفته اي. الآن مديريت جهان برچند استراتژي مشخص دارد مي چرخد: استراتژي انرژي ـ استراتژي تمدنها ـ استراتژي جنگ هاي بري و بحري ـ استراتژي منظومه اي. من در سخنراني اي گفتم هريك از اين استراتژيها را ما بگيريم در استراتژي انرژي جمهوري اسلامي ايران در قلب تمام استراتژيها واقع شده يعني هر عمل و عكس العمل ايران در سرنوشت نه حالا بحث پنجاه سال بعد انرژي مؤثر است. اينها آمده اند تا پنجاه سال آتي مجموعه سه مقوله انرژي را تنظيم امور كردند و استراتژي اش را مشخص كردند يعني قيمت نفت، توزيع نفت، توليد نفت، تحت يك مهندسي حساب شده دارند روي آن برنامه ريزي مي كنند تا سال ۲۰۵۰ يعني تا ۲۰۵۰ قيمت نفت براساس استراتژي اينها نبايد از قيمت نفت استخراجي در آمريكا به اضافه حمل و نقل بيشتر شود. دراين تنظيم ها ايران يك جايگاه ويژه دارد.
\ اما نتوانستيم از اين جايگاه ويژه بهره مند شويم.
* بله، ما همين را مي گوييم چرا تصميم نمي گيريد؟ چرا باز داريد توپ را به اوت مي زنيد؟ چرا وقت مان را صرف اين طرف و آن طرف مي كنيم؟ خود شما جزء مجموعه مديريت نظام درسالهاي پس از پيروزي انقلاب هستيد چه تحليلي از اين ناكامي داريد؟
حالا اجازه دهيد اين را ادامه دهم. دربحث استراتژي منظومه اي هم كه دنيا در پنج منظومه تصميم شده است. حالا ۴+.۱ آمريكا مي گويد من يك چهارتاي ديگر دورمن يا حالا پنج تا اگر با جهان اسلام هم جمع شود شش منظومه. دراين استراتژي هم باز ايران در قلب به قول خودشان قلب قلب اين استراتژي است. در استراتژي هاي ديگر هم همين طور. تمام حرف ما اين است كه اين يك فرصت براي ما است چرا ما اين فرصت را تبديل به تهديد مي كنيم؟ چرا استفاده نمي كنيم چرا تبديل به تهديد مي كنيم؟ ما بخواهيم و نخواهيم يك كشور جهاني هستيم. اين يك حرف اساسي استراتژيك است.جمهوري اسلامي ايران يك كشور جهاني است چه بخواهد چه نخواهد آنچه مي گوييم اين است با درك اين قضيه از موضع عزت، حكمت، توانايي، مردانه بايد وارد صحنه شد و تعامل مثبت كرد. ما سه حالت داريم يا بايد دراين جريان جهاني هضم شويم. يا بايد منزوي شويم يا بايد تعامل مثبت كنيم. هضم كه ممكن نيست. چرا منزوي بشويم؟ مگر مي شود منزوي شد؟ ديوار بلندي بكشم. تا كجا؟ تا عرش؟ مگر مي شود منزوي شد؟ مگر مي شود ۷۲ميليون جمعيت را با انزوا نگه داشت؟ اصلا ً چرا به چه دليل؟ ما مي گوييم مي توانيم تعامل كنيم. تعامل مثبت از موضع عزت، قدرت، حكمت، اما بايد يك روابط تعريف شده داشته باشيم. مثلاً مسأله تجارت جهاني. هنوز در اينكه ما عضو بشويم نشويم حرف هست. وقتي ما نوددرصد مبادلات اقتصادي مان با كشورهايي است كه عضو سازمان تجارت جهاني هستند. مگر من مي توانم بگويم نه. يك باشگاهي هست كه از ۱۹۴ كشور جهان ۱۴۰تا عضو آن هستند ۳۰ تا هم در راهند مانده ۴كشور من بگويم ما نمي خواهيم وارد اين صحنه شويم؟! مگر مي شود و چرا؟ من از چه چيز مي ترسم؟ من تمام نگراني ام بر اين است كه تمام اين سرمايه گذاري كه كردم نابود شود. زوركي كه نمي توان نگه داشت.
\ خب چرا تصميم گيريهاي مديريتي (كه شما آن را قابل تأييد مي دانيد) به سمت منزوي كردن اقتصاد ايران در جهان حركت كرده است؟
* عدم درك از موقعيت جهاني و جايگاه واقعي ما يك مقدار به هويت برمي گردد. اين مصاحبه ما را به بحثهاي صريح واداشت. ايرادي ندارد. يك مقدار به هويت برمي گردد. اينكه ما مي ترسيم.
\ از چه چيز مي ترسيم؟
* اصالت ها و توانايي هايمان و هويت خودمان را آنطور كه بايد، نمي شناسيم. يعني خودمان را در يك سطح كوچك مي بينيم و مقايسه مي كنيم. مي گوييم ده ميليارد دلار. مگر مي شود با امور جاري مقايسه كرد. نه. اين حرفها چيه؟! كه من وارد بحث جهاني شوم. اصلاً اين شعر است. من در نيروي انساني و امكانات تكنولوژي هنوز هشتم گروي نهم است. در ابعاد مختلف و خودمان را درست ارزيابي نكرده ايم. دليل هم اين است كه متأسفانه اين ۲۰۰سال گذشته ما مقطع قشنگي نيست. اين دويست سال پدر ما را درآورده. ما را منقطع كرده. از آن گذشته هويت دار و اساسي ما.
\ اين ۲۳سال چطور؟
* حالا به ۲۳سال هم مي رسيم. ما اگر اين را قبول كنيم كه ايراني هستيم ايراني به معناي واقعي يعني ۲۵۰۰سال، ۳۰۰۰سال سابقه مديريت و توانايي وژنهاي ما بارور است مشكل حل مي شود.
اگر به اصل حركت تشكيل ايران برگرديم، مي بينيم براساس تحليل، دو نژاد بوده يكي به آلمان رفته و يك قسمت به ايران آمده. اگر اصل پيدايش ايران را بررسي كنيد مي فهميد ما از اول خاص و ويژه بوديم.
بعد اينكه ما مسلمانيم. مسلماني هستيم كه تمام هويت مان، هويت عزت ارزشي است. يعني باز به دليل مسلماني مان فرزندان حيدريم. صريح بگوييم اين حرف شاه عباس است. سلطان عثماني به او گفته بود كه بايد در نماز جمعه خطبه را به نام من بخواني. گفته بود من اين كار را نمي كنم. برويد به او بگوييد من ايراني فرزند حيدرم. قطعاً خطبه را به نام تو نمي خوانم. ما از تبار علي باشجاعت و غيرت و همت علوي هستيم. اين ۲۳سال هم ثابت كرديم كه ما، ما هستيم. يك دور رفتيم به صحنه. ۸سال جنگ كرديم الآن كه معلوم شده چي به چي است مگر معلوم نشده؟ الآن چرا به جان صدام افتاده اند؟ براي اينكه آن چيزهايي كه خودشان داده اند مي دانند چيست. سرنخ هايشان را دارند مي دانند چه داده اند. نگران اين هستند كه اين به سمت اسرائيل برگردد. مي گويند بايد پدرش را درآورد. براساس برآوردهاي نظامي جنگ ما با عراق ۸روز بيشتر نبايد طول مي كشيد. فرمول در مسائل نظامي دارند. مجموعه نيروها و امكانات ما را حساب مي كنند. مال آنها را هم حساب مي كنند مي گويند اگر اين دو با هم درگير شوند چقدر طول مي كشد. فرمول داده دانشكده افسري و همه اينها مشخص است اما ۸روز، ۸سال شد. چون او به تمام امكانات وتداركات جهاني وصل شد. ما هم به مجموعه انرژي و توانايي خودمان وصل شديم.. الآن اتحاديه اروپا چرا آمده مي گويد با شما كار مي كنم. تركيه را ببينيد ده سال است دارد مي رود، پشت در است دائم موس موس مي كند... ولي به ما مي گويند نه شما بيا. خوب اتحاديه اروپا كه عقلش را از دست نداده است. سپس در دوران سازندگي افتاديم. اگر همان حال و هوايي را كه در جنگ داشتيم به بخش اقتصادي سوق مي داديم الآن از جا تكان خورده بوديم. متأسفانه وقتي خورد به آنجا در بخش اقتصاد: اختلاف سليقه ها، اختلاف نظريات، اختلاف منافع هر چيزي آن را شعبه شعبه و تكه تكه كرد. آن انسجام كه آن را آفريد. آن انرژي دروني براي فردي كه دو متر مي پريد، چهار متر مي پريد... ما انرژيهاي نهفته را در جنگ احيا كرديم. يعني انرژي معنوي را به انرژي مكانيكي تبديل كرديم. هنر ما در جنگ اين بود. انرژي معنوي را به مكانيكي تبديل كرديم. ما تبديل انرژيها را با هم داريم. مكانيكي به نوراني و... يك نوع تبديل ديگري داريم كه فرمول آن بيان نشده اما عمل شده است. تبديل انرژي معنوي به مكانيكي و فيزيكي. ما اين را در جنگ انجام داديم. يعني مجموعه پتانسيل انرژي ذخيره شده را جمع كرديم و به سمت جنگ هدايت كرديم. اگر مي توانستيم اين را بياوريم و همين الآن هم اگر بتوانيم. هنوز ملت ما همان ملت است. الآن جبهه ما جبهه اقتصاد است. اگر ايران را مي خواهيم بايد به اقتصاد برسيم. يك كشور مفلوك، بدبخت، بيچاره نمي تواند در هيچ بعدي عرض اندام بكند.
يك كشورفقير، توانايي عرض اندام ندارد. طرف مي گويد اول برو مشكل خودت را حل كن بعد بيا حرف بزن.
\ اگر دستيابي به اين توسعه اقتصادي مستلزم كسب يكسري پيش شرط هاي سياسي باشد چطور؟
105996.jpg
* سياسي هم يك قسمت آن است. قطعاً هست. منتهي من مي گويم آنچه ما را در جنگ موفق كرد معنويت بود.
\ معنويت به درد اقتصاد هم مي خورد؟
* قطعاً مي خورد.
\ پس چرا الان اين وضعيت پيش آمده است؟
* براي اينكه ما هنر مديريت آن را نداشتيم. هنر هدايت اين حركت معنوي را در مسير اقتصادي نداريم.
\ يعني آنهايي كه اداره كشور را در دست داشتند نمي دانستند كه معنويت را مي توانند در اين جهت به كار برند؟
* نه، اصلاً اعتقاد آن را نداشتند.
\ الان اعتقاد دارند؟
* نمي دانم. اين يك بينش خاصي است.
\ به جز شما چه كساني اين اعتقاد را دارند كه مي توان اقتصاد را با معنويت پيش برد؟
* عرض مي كنم. بالاتر مي روم اين گرفتاري جهان است. الان يكي از مشكلاتي كه در دنيا هست جداشدن معنويت از بخش اقتصاد است.
\ در كشور ما چه بخشهايي به اين نكته اعتقاد دارند؟
* در كشور ما خيلي ها اين اعتقاد را دارند بخشي نيست اين يك وجدان عمومي مي خواهد كه در كشور ما حاكم است.
الان من مي گويم معنويت، يعني چه؟ يك پرونده اي كه خود من در آن بودم در كهنوج آن سالي كه من وزير بازرگاني بودم، آمده بودند گوجه فرنگي كاشته بودند. هزينه هاي كاشت اينها حداقل كيلويي ده تومان بود. هزينه كود و غيره و قيمت تمام شده اين با توجه به هزينه هايي كه داشتند يك رقمي برايشان تمام شده بود. اگر باران و سرما به آنها كمك مي كرد، آن سال وضعشان خيلي خوب بود. اتفاقاً آن سال هوا زودتر گرم شد گوجه فرنگي اهواز و بندرعباس زودتر رسيد وآنها آوردند در بازار و مال اين بيچاره ها روي دستشان ماند. همه آنها ورشكست شدند. يكسري كشاورز بدبخت و بيچاره اگر رابطه معنوي بود چه مي شد؟ من به عنوان وزير بازرگاني اگر آنجا يك سردخانه تأسيس كرده بودم (اين نوسانات هم هميشه هست)
آن بيچاره ضرر نمي كرد. پس بايد در برنامه ريزي اقتصادي ضعف را در نظر بگيريم و سيستم تفكر به گونه اي باشد كه عدالت اجتماعي پياده شود.
در تسهيلات، در ارز، در مقررات، در مجوزها برويم دنبال مجموعه آن كساني كه امتياز گرفتند و اين رانت ها را خوردند، اين بازار سياه و سفيد، چه كسي اين وسط است؟ ! يك گروه خاص. آرسن لوپن ها، رابطه مندها. من اگر مقررات را طوري وضع مي كردم، بازار سياه و سفيد درست نمي كردم. مجوز دار و بي مجوز نمي كردم، تقاص اين را چه كسي مي پردازد؟ يك بدبخت بيچاره اي كه يك آپارتمان ۶۰ متري مي خواهد تا كجاها بايد جلو برود حالا اين وسط دعواي شوراي شهر حسن و حسين. يكي دو تا و ده تا نيست يعني اين يك تئوري فقط ذهني نيست. عملياتي است:
\ شما در بنياد توانسته ايد اين ارتباط بين معنويت و اقتصاد را برقرار كنيد؟
* بنياد يك جزيره مستقل كه نيست. بنياد هم تابع همين مقررات است.
\ به هر حال يك بنگاه اقتصادي است كه خارج از اراده دولت مديريت مي شود؟
*شهرك هاي صنعتي مال بخش خصوصي است اما شما در آن شهرك ها وارد شويد وضع آنها چطور است؟
\ فرض مي كنيم آنها ارتباط بين معنويت و اقتصاد را برقرار نكرده اند؟
* بحث معنويت نه به اين معنا كه ذكر وصلوات بگويند، بحث روابط حاكم بر اقتصاد است.
\ بله، منظور همان مناسبات است.
* بحث بر سر روابط حاكم بر اقتصاد است، مقررات است، رابطه دولت و مردم ، قوه قضائيه و مردم، بانكها و مردم است. يعني اگر در اين استخوان بندي هاله اي از معنويت باشد جواب مي دهد. اگر اينها نباشد بنياد و غير بنياد فرقي نمي كند. حالا همان بحث اصلي را جلو برويم به نظر من يكي از مسائل اساسي ما مسأله بازشناسي خود است. نكته ديگر بحث سياست زدگي است. من نمي گويم توسعه سياسي بد است يا خوب يعني در سايه توسعه سياسي هم ممكن است بقيه اركان كشور شكل بگيرد. اين را قبول دارم. وليكن امروزه ما شرايطي را داريم كه در اين بخش اقتصاد به يك گرفتاري افتاديم. يك وفاق ملي مي خواهد كه براي يك مدت بگوييم پنج سال، شش سال در اين حيطه مسائل سياسي را قاطي نكنيم. بياييم دورهم بنشينيم بگوييم سياست را در اين بخش وارد نكنيم.
ما اين رابايد بدانيم اگر در حيطه اقتصاد نتوانيم به يك وحدت و انسجام برسيم تمام منابع مان را از دست مي دهيم. كه اين هم برمي گردد به تركيب تيم اقتصادي دولت.
واردات فولاد سال آينده سقفي ندارد
گروه اقتصادي :سال آينده براي واردات فولاد سقفي تعيين نخواهدشد ولي در صورتي كه افزايش واردات بيش از نياز داخل باشد و سبب ضربه به توليدكننده شود واردات با تعيين تعرفه هاي بالا كنترل خواهدشد.
گزارش «ايران» به نقل از منابع مطلع حاكي است كه كميته اي مشترك متشكل از وزارتخانه هاي بازرگاني و صنايع و معادن و برخي سازمانها و شركتهاي تحت مديريت آنها ضمن پرداختن به اين موضوع هر ۳ ماه يكبار قيمت پايه محصولات فولادي را تعيين خواهندكرد.
لازم به ذكر است كه امسال سقف واردات فولاد حدود ۲‎/۲ميليون تن تعيين شده بود كه به دليل نياز بازار داخل (و افزايش قيمتها) اين سقف حذف شد. اين درحالي است كه مطابق اهداف برنامه سوم توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور و سياستهاي وزارت بازرگاني بايد به مرور موانع واردات از غيرتعرفه اي (دستوري) به تعرفه اي (تعيين سود بازرگاني و عوارض گمركي) تغيير يابد.
در همين حال توليد محصولات فولادي در كشور طي ۹ ماه اول امسال با ۲۷ درصد رشد نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۵ميليون و ۳۲۹هزار تن رسيد.
گزارش «ايران» به نقل از آمارهاي رسمي توليد شركت ملي فولاد ايران حاكي است كه در اين مدت ۲‎/۵ميليون تن ورق و ۲‎/۸ميليون تن مقاطع مختلف فولادي توسط شركتهاي توليدفولاد دولتي توليد شده است.
براساس اين گزارش، توليد فولاد كشور نيز در همين مدت با ۸درصد رشد به ۵‎/۶ميليون تن رسيد.
ديگر آنكه توليد فولاد كشور تا پايان سال به حدود ۷‎/۵ميليون تن مي رسد.
همچنين گزارش ديگري از روند توليد فولاد خام توسط بخش خصوصي حاكي است كه طي ۹ ماه اول امسال حدود ۳۰۰هزارتن توليد توسط واحدهاي بخش خصوصي صورت گرفته و پيش بيني مي شود اين رقم تا پايان سال به ۴۰۰هزارتن برسد.
از سوي ديگر ظرفيت توليد بخش خصوصي سال آينده به ۷۰۰هزارتن مي رسد، اين درحالي است كه در حال حاضر ۱‎/۵ميليون تن ظرفيت در حال احداث فولاد بخش خصوصي داريم.
همچنين گزارشهاي رسيده حاكي است كه پس از پذيرش پرداخت ۱۸۰ ميليون دلار تسهيلات از صندوق ذخيره ارزي به يك سرمايه گذار بخش خصوصي براي ايجاد كارخانه ۲ميليون توليد فولاد، دو تقاضاي ديگر نيز به اين صندوق معرفي شده است.
براساس اين گزارش، دو طرح احداث كارخانه فولاد ۵۰۰هزارتني براي گرفتن تسهيلات به صندوق ذخيره ارزي معرفي شده كه ظاهراً با پرداخت تسهيلات ارزي به يكي از آنها موافقت شده است.
همچنين طي ۹ماه اول امسال حدود ۳ميليون تن فولاد به ارزش ۹۳۰ ميليون دلار وارد كشور شده است كه اين رقم حدود ۲۵درصد كمتر از مدت مشابه سال گذشته است.
ارزش ريالي فولاد وارداتي به كشور نيز طي ۸ ماه اول امسال حدود ۶۳۷ ميليارد تومان بوده كه برآورد مي شود طي ۹ ماه اول سال جاري از ۷۰۰ ميليارد تومان گذشته باشد.
به دنبال افزايش واردات رسمي سيگار
قاچاق سيگار۴۰ درصدكاهش يافت
معاون بازرگاني و حقوقي شركت دخانيات ايران اعلام كرد: ميزان واردات رسمي سيگار در نه ماهه نخست سال جاري بيش از ۸‎/۲ ميليارد نخ به ارزش حدود ۶۴ ميليون دلار بود كه نسبت به ميزان مشابه سال قبل بيش از ۱۱ برابر شد.
ايرنا به نقل از روابط عمومي و امور بين الملل شركت دخانيات ايران گزارش داد: علي رفيقي درآمد دولت از محل واردات رسمي سيگار را در همين مدت حدود ۳۰۰ ميليارد ريال اعلام و پيش بيني كرد اين رقم تا پايان امسال به حدود ۵۰۰ ميليارد ريال برسد.
وي با بيان اينكه درآمد سيگار يكي از درآمدهاي اصلي كشورها محسوب مي شود، افزود: به واسطه وجود بازار گسترده سيگار قاچاق در ايران، در طول سالهاي گذشته دولت به طور عملي از كسب اين درآمد هنگفت محروم بود، به طوري كه تا قبل از سال ۱۳۸۰ درآمد دولت از اين محل تقريباً صفر و در سال ۸۰ حدود ۲۰ ميليارد ريال بود.
وي گفت: واردات رسمي، امكان كنترل كيفي محصولات دخاني را افزايش داده و با ورود سيگارهاي با كيفيت بالا، واردات قاچاق سيگار تقلبي و سيگارهايي كه برخي از آنها از حداقل استاندارد لازم نيز برخوردار نيستند، محدود شده است. رفيقي اظهار داشت: سهم سيگار قاچاق در بازار مصرف داخلي در سال گذشته بيش از ۳۵ ميليارد نخ بود كه افزايش واردات رسمي سيگار در سال جاري موجب كاهش ۴۰ درصدي سهم سيگار قاچاق شد.
وي سهم تدارك و توليد رسمي سيگار براي سال ۱۳۸۲ شامل سيگارهاي وارداتي، خارجي توليد داخل و ساخت داخل را بالغ بر ۳۷ ميليارد نخ اعلام كرد.
اعلام آمادگي ژاپن براي انتقال آب كرج به تهران
• ايران همزمان گفت و گو با چند كشور ديگر را
براي اجراي اين طرح پيگيري مي كند
گروه اقتصادي : مطالعات مقدماتي چگونگي اجراي طرح آبرساني از كرج به تهران توسط ژاپني ها به پايان رسيده است و ژاپن در صورت درخواست رسمي ايران، اجراي اين طرح را دنبال خواهد كرد.
طرح انتقال آب از كرج به تهران از جمله طرحهاي مهم براي تأمين آب تهران است كه اجراي آن از چند سال قبل در برنامه بود و در حال حاضر بخشي از مطالعات اوليه اين طرح توسط شركتهاي مهندسي ايراني انجام شده است و از ابتداي امسال يك گروه كارشناسي از كشور ژاپن «بررسي مطالعات انجام شده» و انجام پاره اي ديگر از مطالعات را در اين زمينه بر عهده گرفت.
گزارشهاي رسيده حاكي از آن است كه در حال حاضر مطالعات مقدماتي اين گروه به پايان رسيده است.
بنابراين گزارش، درحال حاضر با پايان مطالعات مرحله اول، مطالعات مرحله دوم كه شامل طراحي و نقشه اجرايي كار است، در دست اقدام است.
بنا به اين گزارش، در اين طرح از ميان گزينه هاي مختلف دو گزينه اصلي براي انتقال آب مطرح است كه يكي ساخت تونل از سد كرج و گزينه ديگر، ساخت خط لوله و انتقال آب توسط اين خطوط به تصفيه خانه ششم تهران است.
در اين مطالعات ساخت تونل، گزينه بهتري در اين زمينه عنوان شده است. به گزارش خبرنگار «ايران»، برآورد اجراي اين طرح بيش از ۱۲۰ ميليون دلار است كه مبلغ نهايي پس از تصميم گيري و نهايي شدن چگونگي انجام كار مشخص مي شود.
همچنين در صورت دارا بودن شرايط و حضور ژاپني ها در اين طرح، بانك همكاريهاي بين المللي ژاپن وامي را به اين طرح اختصاص خواهد داد كه در صورت اجرايي شدن اين طرح حداقل حدود ۱۶ متر مكعب بر ثانيه آب از سد كرج به تهران منتقل مي شود.
به گزارش خبرنگار ما، درحال حاضر، گفت و گو با چند كشور ديگر نيز پيرامون اجراي اين طرح در دست انجام است كه بزودي انتخاب نهايي انجام خواهد شد.
بنابراين گزارش، با توجه به كمبود منابع آب تهران، درحال حاضر طرح ساخت سد طالقان و انتقال آب از طالقان نيز اجرايي شده است و عمليات ساخت سد طالقان توسط چيني ها در حال انجام است كه به گفته مسؤولان اين عمليات مطابق با برنامه زمانبندي شده پيش مي رود. با اتمام اين سد طي چهار سال آينده ۱۵۰ ميليون متر مكعب آب به تهران منتقل خواهد شد.
ساخت سد ماملو بر روي رودخانه جاجرود نيز از ديگر طرحهاي آبرساني به تهران است كه بنابرآخرين گزارش درحال حاضر ساخت سيستم انحراف آب آن تمام شده و پيمانكار آن مشغول اجراي بدنه سد است.
بر اساس اين طرح، ۲۴۰ ميليون متر مكعب آب به تهران منتقل مي شود كه بخشي از آن براي كشاورزي دشت ورامين و بخشي ديگر براي تأمين آب شرب تهران خواهد بود.
بخش عمده اي از طرح آبرساني از طريق تونل «لوارك سوهانك» نيز انجام شده است كه با بهره برداري از آن طي سال آينده ۱۲ متر مكعب آب بر ثانيه به تهران منتقل مي شود.
اگرچه درحال حاضر با بارندگي هاي صورت گرفته بويژه در يك ماه اخير سدهاي اطراف تهران پرآب شده است، اما به گفته مسؤولان، در صورتي كه اجراي اين طرحهاي آبرساني به تعويق بيفتد، تهران طي چند سال آينده با مشكل حادي در زمينه تأمين آب روبرو خواهد بود.
براي اجراي پروژه در بخش تحقيق و توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات
حداكثر ۴۰۰ ميليون ريال كمك بلاعوض
پرداخت مي شود
گروه اقتصادي: براي حمايت از سرمايه گذاري شركتهاي بخش خصوصي و تعاوني در بخش تحقيق و توسعه در حيطه فن آوري اطلاعات و ارتباطات حداكثر ۴۰۰ميليون ريال، كمك بلاعوض در اختيار مجريان قرارمي گيرد. خسرو سلجوقي معاون دفتر پژوهش سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در گفت وگو با خبرنگاران با بيان اين مطلب گفت: از مجموع ۶۹۰ميليارد ريال بودجه تخصيصي به طرح تكفا، ۲۴ميليارد ريال براي كمك بلاعوض به شركتهاي خصوصي و تعاوني كه در بخش تحقيق و توسعه صنعت آي.سي.تي كار كنند اختصاص مي يابد. وي گفت: در مرحله اول كليه افراد حقوقي و حقيقي و شركتها و مؤسسات بخش خصوصي وتعاوني مي توانند ايده هاي خود را تا پايان دي ماه ارسال دارند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |