دوشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۱ - ۲ ذيقعده ۱۴۲۳
Mon, Jan 6, 2003
گردشگري
شماره ۲۳۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
سايه «پروژه جهان نما» برتاريخ وفرهنگ اصفهان
اين روزها احداث مجموعه اي به نام «جهان نما» درميدان دروازه دولت اصفهان (يعني قلب تاريخي اين شهركهن) كه با مسؤوليت شهرداري اصفهان درحال اجراست ، با اعتراض سازمان ميراث فرهنگي كشور روبرو شده است . نيز اعتراض سازمان جهاني يونسكو و افراد وگروههاي علاقه مند به ميراث فرهنگي ويادمانهاي تاريخي را برانگيخته است .
هرچند متوليان شهرداري اصفهان ومديران پروژه احداث چنين مجموعه اي را «آفرينش يك نماد شهري زنده» (؟!!) براي اصفهان تلقي مي كنند واز ثمرات آن براي شهر وشهروندان سخن مي گويند، اما به نظر مي رسد كه بنابردلايل ذيل اين پروژه جز آسيب به بافت تاريخي وفرهنگي اصفهان ثمره ديگري نخواهد داشت. مهمترين اين آسيبها را كه يا محقق شده ويا در حال تحقق است مي توان چنين توضيح داد:
۱ـ ايجاد سكته وگسل در بافت تاريخي ومدخل ورودي ارگ صفوي وخيابان چهارباغ كه درسال ۱۳۰۹ با حريم خود در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
۲ـ تخريب وتسطيح اماكن تاريخي اين قسمت مانند كاروانسراي صدساله تحديد (كه با خاك يكسان شد) وبدنه تاريخي خيابان خوش (طالقاني فعلي).
۳ـ خاكبرداري وتعميق بافت تاريخي اين منطقه بدون مطالعات و بررسي هاي باستان شناسي كه خود باعث ازبين رفتن پايه هاي موجود دراين منطقه تاريخي و پريشاني لايه هاي باستاني مربوط به عصر صفوي است .
۴ـ برهم زدن سيماي تاريخي وفرهنگي شهراصفهان درجايي كه مي توانست جذابترين مكان براي گردشگران باشد ودر صورت احداث فضاي سبز چشم انداز مناسبي براي ارگ صفوي فراهم آورد.
۵ـ پريشان نمودن نظام صنفي كارآزموده وصدساله موجود در كاروانسراي تحديد كه مهمترين استادكاران خاتم ساز، قلم زن، نقره كار و… را در خود گرد آورده بود. اين عده در نزديكترين جاي ممكن به خيابان چهارباغ وميدان نقش جهان (يعني محل عرضه محصولات وصنايع دستي ) ودريك فرايند مطمئن و ريشه دار صنفي ، به كسب وكار اشتغال داشتند واكنون با تخريب سراي تحديد هريك به گوشه اي پراكنده شده وامنيت و تضمين شغلي خود را از دست داده اند.
۶ـ تصرف ابهام آميز املاك مردم در سراي تحديد، خيابان طالقاني ومحدوده دروازه دولت كه هنوز پرونده هاي آن در قوه قضاييه اصفهان گشوده است .
۷ـ دخل وتصرف ناصواب در طرح جامع و طرح تفصيلي اصفهان كه فضاي فعلي پروژه جهان نما را براي بهينه سازي ضلع غربي ميدان دروازه دولت درنظر گرفته وآن را فضاي باز شهري اعلام كرده بود. (درطرح كوكس آلماني ،۱۳۳۸ طرح ارگانيك ‎/ ،۱۳۴۸ طرح تفصيلي ‎/ ،۱۳۵۴ طرح تجديدنظر ‎/ ۱۳۶۷ و طرح مجدد تجديدنظر ‎/ ۱۳۷۲ صريحاً به اين مسأله اشاره شده است ).
در كنار ا ين مضرات بايد درنظر داشت كه طرح جهان نما به لحاظ نوع واگذاري به كارگزار وعدم توجه به برندگان مسابقه هاي قبلي ، افزايش ترافيك مركز شهراصفهان وتوجيهات اقتصادي طرح با ابهامات زيادي روبروست كه ذكر آنها دراين مختصر نمي گنجد.
طرفه آن كه مسؤولان ومديران پروژه پس از بازديد هيأت يونسكو واعتراض اين سازمان وعليرغم تصميم مقامهاي ارشد استان وشوراي شهر براي توقف كار تا تعيين تكليف ، برسرعت كار خود افزوده اند تا شايد همگان را دربرابر كار انجام شده قرار دهند.
گلهاي «گلستان» دوباره جان گرفته اند
106029.jpg
از تهران قديم وساختمانها و كوچه پس كوچه هاي دلنوازش چه مانده؟ جزيره هاي كوچكي در انبوه پاساژها، آپارتمان ها و برج هايي كه به سرعت قارچ قد مي كشند و تاريخ هفت هزار ساله شهر را به عقب مي رانند!
يكي از اين جزيره ها كاخ گلستان است؛ نگين تهران قديم و مركز فرمانروايي ۱۳۵ ساله قاجاريان. يك طرفش در خيابان ناصرخسرو است و يك طرفش راه به ميدان ارگ مي برد. دو سوي ديگر هم در ميان ساختمانهاي وزارتخانه هاي مختلف گم شده اند! تا چند سال پيش اگر كسي از كنار كاخ گلستان مي گذشت، بنايي بس فرسوده و زهوار در رفته را مي ديد كه آيينه هايش زنگار گرفته، كاشي هايش رنگ و رو رفته و درختان باغش بي برگ و بار بود.
اما حالا چند سالي است كه گلستان جاني تازه گرفته و اندكي از شكوه گذشته را باز يافته. در كاخهايش ـ شمس العماره، تخت مرمر، تالار الماس، حوضخانه و... ـ يك به يك گشوده مي شوند و آدمي را به هزار توي تاريخ شاهان قجر مي برند.
آنچه امروز به گلستان رونقي دوباره بخشيده، تلاش مرمتگران گمنام و بي چشمداشتي است كه كمتر از آنها و كار سترگشان ياد مي شود. گويا قرار نيست هيچ گاه كسي به آنها بگويد: دست مريزاد!
كاخ گلستان تهران بزرگترين و مهمترين مجموعه تاريخي ، معماري و هنري بازمانده از دوران قاجار است. پيشينه اين كاخ به دوره شاه تهماسب اول صفوي (سده دهم هجري ) باز مي گردد كه چهارباغي را در اين محل بنيان نهاد.
پس از او شاه عباس اول صفوي (سده يازدهم هجري ) و كريم خان زند (سده دوازدهم) بخش هايي را بدان افزودند و نهايتاً با انتخاب تهران به پايتختي در آغاز دوره قاجاريه (۱۲۱۲ق) به عنوان مركز حكمراني شاهان قاجار مورد استفاده قرار گرفت. در دوره سلطنت رضا پهلوي (۱۳۲۰ ـ ۱۳۰۴ ش) بخش هاي وسيعي از آن تخريب شد. در جاي اين بخش ها ساختمانهاي جديدي مانند ساختمان وزارت دارايي، وزارت دادگستري و بانك ملي را احداث كردند.
در تمام دوران پهلوي تا سال ۱۳۵۷ كاخ گلستان مورد استفاده دربار سلطنتي بود. مراسم سلام محمدرضا پهلوي عموماً در اين كاخ برگزار مي شد والبته بخش هايي مانند كاخ ابيض (موزه مردمشناسي) ايوان تخت مرمر و تالار آيينه مي توانستند در اوقات معيني مورد بازديد مردم قرار گيرند.
بعداز پيروزي انقلاب اسلامي كاخ گلستان تا مدتي بلاتكليف باقي ماند و كمتر مورد استفاده قرار گرفت؛ چه براي برنامه هاي رسمي وتشريفاتي و چه براي بازديد عموم. بي استفاده بودن مجموعه تا حدودي موجب وارد آمدن آسيبهايي به آن شد ودر دوران جنگ تحميلي نيز بر اثر حملات هوايي و موشك بارانهاي رژيم عراق ضايعات فراواني به بار آمد. اين حملات موجب فروريختن آيينه كاري ها و تزئينات قسمت هاي مختلف كاخ شد و بنيان ساختمان ها را متزلزل ساخت. در اين سالها جنگ و تنگناهاي اقتصادي مانع از آن بود كه مرمت و بازسازي كاخ گلستان در دستور كار مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي قرار گيرد. البته آن گونه كه «حشمتي» معاون فني ومسؤول بازسازي مجموعه گلستان مي گويد از ابتداي انقلاب مرمت بخش هاي مختلف مجموعه به طور مستمر در جريان بود، اما تنها از حدود سالهاي ۷۵ و ۷۶ بازسازي آن به صورت «جدي» و «هدفمند» مورد توجه قرار گرفت. وقتي مرمتگران كار خود را آغاز كردند، معلوم شد كه علاوه بر حملات موشكي، شرايط طبيعي و محيطي نيز آسيب فراواني به مجموعه رسانده است. براي مثال بارندگي به ستون ها وخرپاها لطمه زده و برخي جاها را به كلي از ميان برده بود. آب خصوصاً اگر به صورت باران باشد همواره عامل مهمي در تخريب بناهاي تاريخي است و البته در شهر آلوده تهران، باران در غالب اوقات حالت اسيدي دارد وهمين اسيد آثار مخرب جبران ناپذيري از خودباقي مي گذارد. بدين ترتيب تعويض خرپاها و ستون ها و مرمت كاشي ها، كاري بود كه مداوماً انجام مي پذيرفت. اما قبل از همه بايد الگوي مناسبي براي مرمت و بازسازي انتخاب مي شد.
براي مرمت يك بناي تاريخي دو شيوه عمده وجود دارد، يكي مرمت تاريخي وديگر مرمت استحفاظي. در مرمت تاريخي در صورتي كه تزئينات يك بنا دگرگوني يافته يا بخش هايي به آن اضافه شده باشد، مرمت به گونه اي انجام مي شود كه بنا شكل اوليه خود را بازيابد.
اما درمرمت استحفاظي بخش هاي آسيب ديده بنا به همان صورت حفظ مي شوند و در كنار آن تلاش هايي صورت مي گيرد تا به استحكام بنا افزوده شود. انتخاب الگوي مرمت معمولاً بر عهده گروهي از متخصصان است كه بيشتر دانش آموخته رشته هاي معماري و عمران يا مرمت واحياي بناهاي تاريخي هستند.
اين گروه در قالب يك «كميته فني» با توجه به شرايط يك بنا يا علايق و انگيزه هاي بازديد كنندگان آثار تاريخي تصميم مي گيرند كه ازكدام الگوي مرمت استفاده شود.
در كاخ گلستان تقريباً از هر دو شيوه ياد شده بهره بردند. حشمتي در اين باره مي گويد:
«در گوشواره شرقي ايوان تخت مرمر به سبب اين كه پس از انقلاب، كارگران در آنجا آتش روشن كرده بودند، نقاشي ها آسيب ديده و پوشيده از دود شده بود. براي مرمت اين قسمت لايه برداري كرديم و دوده هارا گرفتيم و نقاشي ها را به همان شكل اوليه در آورديم. اما در قسمت غربي نمي توانستيم از همين شيوه پيروي كنيم. دوباره كامل كردن نقاشي هاكمي مسأله ساز بود و آن قدر آثار را نو مي كرد كه ديگر نمي توانستيم به مردم بگوييم اينها متعلق به دوره قاجار است! بنابراين فقط توانستيم قوس هاوجاي كتيبه ها رادر آورده وازاره ها را نشان بدهيم. ما مشبك هاي روي سقف را اجرا وكاشي هاي كف را با ابعاد كوچكتري بازسازي كرديم. بدين ترتيب نشان داديم كه اينها مربوط به آن دوره نيستند و تازگي دارند. براي بازسازي بسياري از بخش ها نيز از مصالح متعلق به همان بنا استفاده كرديم».
اجراي طرحهاي مرمتي حتي از انتخاب الگوي مرمت هم دشوارتر بود. اين روزها ديگر كمتر كسي به كارهاي مرمتي رغبت نشان مي دهد ودست در آب و گل مي كند. مرمتگر متخصص آن چنان كم است كه گاه يك مرمتگر ناگزير مي شود در طول هفته به سه چهار شهر سفر كند؛ آن هم با دستمزد اندك يا حتي ناچيز! اساساً بودجه اين قبيل كارها خيلي كم است. در سال ۷۶ تنها ۴۰ ميليون تومان به پروژه مرمت و بازسازي مجموعه گلستان اختصاص يافت. سال بعد وضع بهتر شد و ۱۵۰ ميليون تومان پرداخت گرديد. در سال ۸۰ تنها ۱۰ ميليون به اين مبلغ اضافه شد كه البته ۷۰ميليون تومان آن هرگز پرداخت نشد! با اين وصف كار بازسازي گلستان به كندي پيش مي رود وآنچه به گلهاي اين گلستان جاني تازه مي بخشد، نه بودجه و امكانات لازم كه عشق بي انتهاي مرمتگران گمنام به ساحت معنوي فرهنگ ايران زمين است.
• تهيه شده در انجمن ساربان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |