سه شنبه ۱۷ دي ۱۳۸۱ - ۳ ذيقعده ۱۴۲۳
Tue, Jan 7, 2003
گزارش روز
شماره ۲۳۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
آرمانشهر گذشته
106107.jpg
اصلي كه بي گمان در روان شناسي اجتماعي ايرانيان مورد اعتناست، تلاش براي رجعت به ادوار خوب گذشته است كه به صورتي آرمانخواهانه در اذهان جايگير است و در حالي كه بديها و نقايص و مشكلات روزگاران قديم را به يك سو نهاده و تنها محاسن و نيكويي هاي تصوري خود را زنده نگاه مي دارد، مي كوشد تا هر پديده تازه اي را با معيارهاي ذهني قديم بسنجد و در نهايت جايگاه ثابت و مطمئني به امور دهد… اين است كه خميرمايه اصلي مبارزاتي مردم ايران با حكومتهايي كه عمدتاً جز دسته هاي كوچك و متشكل نظامي نبوده اند و اهداف كوچك خودخواهانه و تركتازانه اي را در اين گوشه و آن گوشه جست وجو مي كرده اند، هميشه در متن فرهنگ اصيل ايراني وجود داشته است و اگرنه در قالب زور و شمشير كه در جامه چكامه و تدبير ظاهر مي شد. اين فرهنگ با اتكا بر عناصر زنده سازنده خود، جامعه را در حالت آمادگي دائمي نگاه مي داشت و هشيارانه از موجوديت تاريخي خود دفاع مي كرد؛ تا بدانجا كه مي توان گفت فضاي سياسي ايران دائماً آماده شورش و عصيان بود و هر پديده مخالف با كل نظام و هستي خود را آگاهانه طرد و دور مي كرد. سياستهاي حاكم شايد به طور عمده از اين امر غافل بودند و همان كه جمعي را براي اطفاي نايره شرارتهاي بي حساب اجير و مطيع مي ديدند، باطل در اين خيال سير مي كردند كه زمام كارها را در دست گرفته اند، ولي بازتاب دريافتهاي ناصواب را وقتي مي ديدند كه منگنه اختناق به دليل معيني چون سربلند كردن مدعي خاص، پيدا شدن دشمن، كهولت مزاج حاكم و ضعف عارض از بيماريها و هر حادثه مشابه ديگر، اندكي سست شده باشد؛ آن گاه بازتاب اجتماعي روان سياسي ملت نمودار مي شد و بي دريغ به بركندن ريشه درخت فساد و فشار وجور كمك مي كرد.
دكتر رضا شعباني، مورخ ۱۳۶۹
حملات شيميايي عراق به ايران يك يادآوري به جهانيان
106170.jpg
نفس ها حبس مي شود. گام ها مي ايستد. صداي انفجار مي آيد. فرمانده فرياد مي زند: «شيميايي! شيميايي! ...» هواي مسموم پر مي شود توي ريه ها... برادر بلندشو، بلندشو، بدو. مي دوند به سوي ماسكها. دولا دولا . ماسكها را روي صورت مي گذارند، اما هواي مسموم همه جا پر شده... فرمانده فرياد مي زند: «سرت را ببر پايين.» دستمال نم دار را مي گيرد جلوي دهانش... اما هواي مسموم حتي تا زير پوستشان خزيده، از راه حلق گذشته... خونشان را آلوده و زندگي شان را به ستيز گرفته است...
هنوز راه كه مي رود نفس نفس مي زند؛ نفسهاي سنگين. مثل آدمي كه بار سنگيني روي دوشش گذاشته باشند. هر چند سالهاست كه او هم بار سنگيني را با خودحمل مي كند. زماني كه در جبهه«ميمك» بود، در يك آن احساس كرد كه سينه اش مي سوزد، هر چند دقيقه يك بار سرفه اي تمام هيكلش را مي لرزاند. ديگر حتي از هيكل تنومندي كه عكس روي طاقچه از روزگار جواني اش نشان مي دهد خبري نيست. بارها براي معالجه به آلمان رفته و بي نتيجه بازگشته است. مي لرزد، نه از فكر مرگ! نه به خاطر زخمي كه بر جسمش وارد آمده، بيش از همه به اين خاطر كه با سلاحي زخم برداشته كه ناجوانمردانه به كار گرفته شده است.
•••
از روزهايي كه قطعنامه ۵۹۸ پذيرفته شد، جنگ براي بسياري پايان يافت، اما هنوز كساني هستند كه خاطرات جنگ جزء جدا نشدني زندگي شان است. خاطره شبهاي عمليات، خمپاره، منور و بمب هاي تاول زا و گاز خردل... اگر ۱۴ سال از پايان جنگ مي گذرد، براي اينان جنگ ديگري هنوز ادامه دارد. جنگ با مرگ! «مي گويد جنگ در بستر شيميايي هنوز ادامه دارد. مثل ميوه اي كه دارد مي رسد. حتي اگر كسي پنج درصد هم شيميايي شده باشد، احتمال بروز بيماري در او هست. در مرحله ابتدايي راحت مي شود با يك دوره درماني خوب و جدي جلوي پيشرفت بيماري را گرفت. وظيفه مسؤولان است كه فراخوان بدهند هركس در منطقه شيميايي بوده و احتمال آلودگي مي دهد با هزينه دولت درمان مي شود. ما پيشگيري نمي كنيم، كارمان فقط شده درمان و درمان براي جانباز شيميايي ۷۰ درصد به بالا جواب نمي دهدو بچه ها شهيد مي شوند...»
در طول ۸سال جنگ ۱۰۰ هزار نفر از افراد نظامي وغيرنظامي در معرض حملات شيميايي ارتش عراق قرار گرفتند. معاون بهداشت و درمان سازمان امور جانبازان اعلام كرده است: «از اين تعداد ۴۰ هزار نفر تحت پوشش خدمات درماني بنيادند و بقيه زندگي عادي مي كنند. در ميان آنها ۵۸۶ نفر داراي وضعيت حادند و ۳۲۶۴ نفر از وضعيت متوسطي برخوردارند». هر چه وضعيت عراق در جنگ با ايران وخيم تر مي شد، فكر استفاده گسترده تر از سلاحهاي شيميايي براي صدام حسين وفرماندهانش به تنها دستاويز براي نجات تبديل مي شد.اما نخستين گزارش استفاده از سلاحهاي شيميايي در جنگ به سالهاي شروع آن باز مي گردد. دي ماه سال ۵۹ رزمندگاني كه در منطقه هلاله در حوالي ميمك به نبرد با دشمن مشغول بودند، به ياد دارند كه ناگهان در ميان صداي مسلسل و تيربار و انفجارهاي پي در پي فريادهاي حاكي از درد همرزمانشان پيچيد. براي بسياري از آنان كه به صورت داوطلبانه و حتي بدون داشتن تجهيزات كافي مقابل دشمن ايستاده بودند، اين نخستين مواجهه با نوعي از سلاحهاي شيميايي با عنوان گاز تهوع آور بود. برخي از آنهادر سالهاي بعد در ديگر خطوط مقدم جبهه با انواع ديگراز سلاحهاي شيميايي كه مورد استفاده ارتش عراق قرار گرفت، روبرو شدند. آمار موجود نشان مي دهد كه در طول ۸ سال جنگ عراق دست كم ۱۹۶ بار از سلاحهاي شيميايي در مناطق نظامي و غيرنظامي استفاده كرد كه حاصل اين حملات در آن زمان ۲۶۲شهيد و ۲۷۳۰۹ مجروح بود. گزارشهاي رسمي از جمله گزارش كارشناسان سازمان ملل به كارگيري دو نوع مهم از عوامل شيميايي گاز اعصاب (سارين ، سومان، تابون) و گاز خردل (تاول زا) را در جنگ توسط عراق به اثبات رسانده است. گاز خردل به دليل ماهيت خاص داراي عوارض ديررسي است. در حال حاضر اغلب جانبازان شيميايي كشور سابقه مصدوميت با گاز خردل را دارند. تحقيقات نشان مي دهد مصدوميني كه پس از تماس با گاز اعصاب درمانهاي اوليه براي آنها نتيجه بخش بوده، مي توانند به زندگي عادي خود ادامه دهند.
گفته مي شود بعد از جنگ جهاني اول كه سربازان آلماني با استفاده از ۶۰۰۰ سيلندر محتوي گاز كلر، ۱۶۸ تن از اين گاز كشنده را به طرف سربازان انگليسي و فرانسوي رها كردند، بزرگترين و وسيع ترين حملات شيميايي در طول تاريخ، در جنگ ايران و عراق رخ داده است.
|||
توي خيابان، بيرون بيمارستان مردم سالهاست كه زندگي عادي و معمولي خود را دارند. در بيمارستان جانباز ۷۰ درصد شيميايي سالهاست كه درد و رنج محروميت راتحمل مي كند. طاهرنژاد، مدير روابط عمومي سازمان امور جانبازان مي گويد: «ماهيت خاص عوارض مزمن ناشي از سلاحهاي شيميايي به گونه اي است كه نه تنها عموم مردم اطلاعات كافي درباره اين عوارض ندارند، بلكه در ميان جامعه پزشكي نيز دانش كافي براي تشخيص و درمان اين عوارض وجود نداشته است، در حال حاضر روشهاي مؤثري در درمان مشكلات ريوي و چشمي جانبازان شيميايي شناخته شده است كه به زودي با تحقيقات تكميلي نتايج اين درمانها آشكار خواهد شد».
|||
در سال۶۷ ، بعد از استفاده گسترده عراق از سلاحهاي شيميايي در حمله به مردم غيرنظامي حلبچه ، دكتر ولايتي وزير وقت وزارت امور خارجه كشور در اجلاس ويژه خلع سلاح سازمان ملل گفت: «موضع شوراي امنيت در قبال بمبارانهاي شيميايي عراق در سردشت و حلبچه موجب خواهد شد كه جنگ افزارهاي شيميايي به عنوان سلاحهايي براي انهدام سريع بشر به زودي به كليه نقاط جهان سرايت كند». در آن سال در قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل، رژيم عراق به طور مستقيم به دليل استفاده ازجنگ افزارهاي شيميايي مورد سرزنش قرار نگرفته بود.
|||
چند صباحي بعد به تدريج اعترافات شروع شد. اما آن روز كه بمبهاي شيميايي در خطوط مرزي ايران و در شهرهاي غيرنظامي فرود مي آمد سكوت سنگيني همه جا را گرفته بود.هر چه بمبها بزرگ مي شد، ذهن آدمها براي تقبيح و محكوم كردن اين فجايع كوچك و كوچكتر مي شد. ده سال بعد از پايان جنگ، خوزه موريسو بوستاني، مدير كل سازمان منع سلاحهاي شيميايي از ايران به عنوان آخرين قرباني سلاحهاي شيميايي ياد كرد. ايران از نخستين كشورهايي بود كه كنوانسيون منع سلاحهاي شيميايي را امضا كرد و به آن ملحق شد. اما هنوز نتوانسته بود گامي عملي براي جلب حمايت كشورها و دولتها در جهت وضع قوانين تنبيهي ومحكوميت جدي رژيم عراق به خاطر به كار گيري سلاحهاي شيميايي بردارد. هرچندمصدومان سلاحهاي شيميايي در طول جنگ و بعد از آن براي درمان در بيمارستانهاي آلمان، اتريش و انگليس پذيرفته شدند، و عليرغم اعلام اسامي كارخانه ها وشركتهاي اروپايي و آمريكايي كه در تجهيز عراق به سلاحهاي شيميايي نقش عمده واساسي داشتند، تاكنون از سوي اين كشورها نه دادگاهي براي محاكمه عاملان فروش تجهيزات شيميايي به رژيم عراق تشكيل شده و نه با قرباني شناخته شدن ايران در اين ميان، غرامتي به مجروحان و مصدومان سلاحهاي شيميايي پرداخت شده است. وقتي در سال ۷۷ يك افسر اطلاعاتي سابق ارتش عراق در مصاحبه با روزنامه «اينديپندنت» گفته بود عراق در طول جنگ با ايران از گاز عصبي «وي ايكس» استفاده كرده و از دانشمندان آلماني به عنوان كمك به مهندسان عراقي براي به كارگيري اين گاز نام برده بود، تنها حركت كم رنگي از سوي يك دادستان آلمان صورت گرفت. او چند شركت آلماني را به اتهام ارسال تجهيزات به عراق تحت پيگرد قرار داد و به دستور او دفاتر ۱۲ شركت آلماني را مورد بازرسي قرار گرفت. با اين حال فقط چند نفري به زندانهاي قابل خريد محكوم و سپس با ضمانت آزاد شدند وتعداد انگشت شماري نيز با حبسهاي سبك چند صباحي به زندان رفتند.
در داخل ايران نيز حركتهاي محدودي صورت گرفت. از تحصن هاي بي نتيجه و غيرمتشكل جانبازان شيميايي در مقابل در سفارتخانه هاي خارجي گرفته تا برپايي دادگاههايي كه تأثيري در سطح بين المللي نداشت.
در نيمه مهرماه سال ۷۵ سردار سرتيپ «ميرفيصل باقرزاده»، مسؤول كميته جست وجوي مفقودان ستاد كل نيروهاي مسلح در گفت و گويي با خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: «ايران از شركتهايي كه در ساخت و تجهيز عراق به سلاح شيميايي نقش داشته اند، خسارت لازم را مي گيرد». يك سال بعد از آن تاريخ درسال ۷۶ نيز براساس شكايت مردمي، حجت الاسلام عباسي فرد معاون اجرايي وقت قوه قضاييه اعلام كرد كه :«شركت هاي آلماني صادر كننده تسليحات شيميايي به عراق بايد بزودي در دادگاه حاضر شوند». چند سال بعد معادلات به گونه اي ديگر شد، وقتي بهبود رابطه با ايران براي عراقي ها حداقل هزينه و براي ايران حداكثر هزينه را به همراه داشت، ديگر كسي به فكر گرفتن غرامت نه تنها از كشورهاي خارجي فروشنده سلاح شيميايي به عراق، بلكه از عراق نيز به عنوان آغازگر جنگ نبود.
اگر چه اينك آمريكا بارها تأكيد كرده كه عراق سلاح هاي كشتارجمعي در اختيار دارد و اين موضوع را دستاويزي براي اعلام حمله به اين كشور قرار داده است. اما در طول جنگ عراق وايران، آمريكا هيچگاه به طور رسمي كاربرد سلاح هاي شيميايي توسط عراق را تأييد نكرد. به ويژه آن كه دولت آمريكا از عمليات شيميايي عراق در سال ۱۹۸۳ و كاربرد شديدتر آن در سال ۱۹۸۶ (شبه جزيره فاو) به خوبي آگاه بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |