جمعه ۲۰ دي ۱۳۸۱ - ۶ ذيقعده ۱۴۲۳
Fri, Jan 10, 2003
كتاب و كتابخواني
شماره ۲۳۵۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
ويژه
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
استدلال آماري در جامعه شناسي
رهروان حقيقت
تاريخ ايران اسلامي
رحيق التحقيق
چيستي هنر
مؤلف: اسوالد هنفلينگ
ترجمه : علي رامين
انتشارات هرمس ، چاپ دوم ۱۳۸۱ ، ۲۰۰۰نسخه ۱۸۲، صفحه
۱۰۰۰تومان
106740.jpg
«چيستي هنر» نخستين بخش از مجموعه اي با عنوان زيباشناسي فلسفي است كه براي آموزش فلسفه هنر در سطح دانشگاه ونيز مطالعه آزاد علاقه مندان به اين رشته تدوين يافته است.
اين مجموعه از چهاركتاب به شرح زير تشكيل شده: ۱ . چيستي هنر ۲ . هنر واحساس ۳ . هنر، جهان و اجتماع ۴ . هنر وارزش.
مجموعه مباحث مطروحه در كتاب حاضر كه به قلم اسوالد هنفلينگ ـ ويراستار مجموعه ـ است در سه جستار به ترتيب زير تنظيم شده : جستار اول: مسأله تعريف، جستار دوم: ويژگيهاي زيباشناختي ، جستار سوم: هستي شناسي هنر.
به طور كلي «چيستي هنر» درباره ماهيت هنر و زيبايي بحث مي كند. در جستار اول: «مسأله تعريف» نويسنده سير تاريخي مفهوم و تعريف هنر را به اجمال مرور مي كند و پيشينه آن را از ديرباز تا كنون مي كاود. پروفسور هنفلينگ مي نويسد: «آنها كه براي صورتبندي تعريف هنر كوشيده اند، فرض را بر اين قرار نهاده اند كه لازمه دنبال كردن هر بحث روشن درباره مسائل و موضوعات مختلف اين است كه بتوانيم واژه هاي مورد بحث مان راتعريف بكنيم. و اگر نتوانيم واژه هايمان راتعريف كنيم به راستي نمي دانيم درباره چه چيزي گفت وگو مي كنيم.
كلايوبل، يكي از نظريه پردازان برجسته هنر در كتابي به نام هنر مي گويد: ما از آثار هنري، مجموعه اي از چيزها را مرور مي كنيم كه همه اعضاي آن مجموعه كيفيت مشترك و ويژه اي داشته باشند در غير اين صورت هنگامي كه عبارت «آثار هنري» را به كار مي بريم، سخني بي معنا مي گوييم. بنابراين بايد آن كيفيت ذاتي و جوهريني را كشف كنيم كه آثار هنري را از مجموعه هاي ديگر ممتاز مي كند.
نويسنده سپس به نگرشهاي مختلف درباره ضرورت و عدم ضرورت ـ و نيز امكان و عدم امكان ـ تعريف مي پردازد و مي گويد صورتبندي هر تعريفي درباره هنر بايد با توجه به تحولات تاريخي مفهوم هنر انجام پذيرد و تعريف براي آنكه شرايط لازم و كافي داشته باشد بايد مدلولها و مصداقهاي واژه هنر را در دوره هاي تاريخي گوناگون در برگيرد. البته يكي از نكته هاي بايسته توجه درخصوص تعريف هنر اين است كه هر تعريفي بر يك نظريه درباره هنر تكيه مي كند ودر واقع هر تعريف از هنر بيانگر ديدگاه خاصي از هنر است. البته برخي نويسندگان و متفكران ضرورت هرگونه تعريف درباره هنر را انكار مي كنند و آن را امري بي حاصل مي دانندو معتقدند كوشش براي يافتن تعريفي جامع ومانع از هنر، نه تنها ره به جايي نمي برد كه فراتر از آن چه بسا حتي مخل فهم درست آن مي شود.
مي توان سؤال «هنر چيست؟» را به نحو ديگري نيز جز آنكه پاسخش تعريف هنر باشد تعبير كرد. مثلاً اينكه بپرسيم ويژگيها و كيفيات ذاتي هنر چيست؟ نويسنده در جستار دوم با عنوان Aesthetic qualities به بحث درباره اين ويژگي ها پرداخته در اين جستار كه عنوان آن به «ويژگيهاي هنر» ترجمه شده است، كوشش نمي شود هنر براساس خصايص يا ويژگي هايش تعريف شود بلكه خود ويژگي هاي هنر موضوع تفحص قرار مي گيرند. برجسته ترين ويژگي در خور بحث ويژگي زيبايي است.
زيرا در سير تحول و تطور تاريخي مفهوم هنر، زيبايي همواره ملازم هنر بوده و پيوند آن با هنر در همه بحث ها ونقدهاي زيباشناختي انعكاس داشته است.
در اين جستار ـ جستار دوم ـ ماهيت زيبايي از جمله نگرش «كلاسيك» نسبت به آن و برداشتهاي گوناگون دوران جديد از آن برنگريسته مي شود ونويسنده ديدگاههاي مختلف در خصوص ماهيت عيني و ذهني آن را تشريح مي كند و به تحليل و نقد دلايل طرفداران ديدگاههاي مقابل مي پردازد. سپس به ويژگي ديگري روي مي كند كه از سالهاي نخست قرن بيستم كه آثار منتقدان فرماليست هنر مانند ريچارد فراي وكلايوبل انتشار يافته، برجستگي نظر گيري داشته است. اين ويژگي همان گونه كه در بحث مربوط به تعريف هنر به آن اشاره شد ـ «فرم» آثار هنري است. اينكه فرم در آثار گوناگون هنري چه نقشي دارد و معناي دقيق آن چيست؟ از جمله موضوعات مورد بحث نويسنده در جستار دوم است.
در جستار سوم كه عنوانش «هستي شناسي هنر» است، سؤال هنر چيست به معناي ديگري تعبير مي شود و آن اين است كه هنرها به چه نحو و يا به چه مفهوم وجود دارند يا شأن هستي شناختي هنرها چيست؟ در ابتداي اين جستار نويسنده اشاره اي به موضوع هستي شناسي در فلسفه دارد و مي گويد از جمله مسائلي كه در تاريخ فلسفه ذهن بسياري از فيلسوفان را به خود مشغول داشته، اين است كه آيا كليات هم مانند جزئيات وجود دارند يعني مثلاً سرخي و سياهي و بلندي نيز مانند اشياء سرخ و اشياء سياه واشياء بلند وجود دارند؟ آيا معنويات هم مانند اشياء مادي وجوددارند. يا آنكه وجود خاص اشياء مادي است و تا چيزي محسوس و ملموس نباشد، نمي تواند برايش شأن وجودي يا هستي شناختي قائل شد. بعد از اين مقدمه مي پرسد آثار هنري به چه نحو وجود دارند؟ شايد اين بحث در مواجهه نخست بحثي يكسرمتافيزيكي و از زمره تأملات اسكولاستيك به نظر آيد ولي همين كه سطوري از آن را از نظر بگذرانيم، درخواهيم يافت بحث هستي شناختي از مباحث عمده شناخت هنر و نيز ارزيابي و نقد آثار هنري است و در تجربه و واكنش زيباشناسانه هرانسان نقش وتأثير در خور توجهي دارد.
هنرها از لحاظ وجودي يا شأن هستي شناختي به دو گروه هنرهاي يكتا وهنرهاي تكثيري (يا تكثيرپذير) تقسيم مي شوند و هركدام ويژگي هاي هستي شناختي خاص خود را دارند.
سمفوني پنج بتهوون يا هملت شكسپير يا غزل حافظ به چه معنايي وجود دارند؟ آيا وجود آنها با وجودتابلوي موناليزا اثر لئوناردو داوينچي و يا مجسمه داود اثر ميكل آنژ از يك مقوله است؟
راقم اين سطور برخود فرض مي داند يادآوري كند آنچه در معرفي كتاب حاضر اينجا آمد تقريباً به تمامي برداشته از مقدمه مترجم محترم كتاب بود كه به نحوي كامل تصويري جمع وجور از مجموع مباحث مطروحه در كتاب ارائه داده بودند. خواندن كتاب حاضر را به همه خوانندگان عزيز اين صفحه توصيه مي كنيم.
استدلال آماري در جامعه شناسي
مؤلفان: جي.اچ. مولر، كي.اف. شوسلر، اچ.ال.كاستنر
ترجمه: هوشنگ نايبي
انتشارات نشرني، چاپ اول،۱۳۷۸ ۵۸۶صفحه، ۳۰۰۰تومان
106743.jpg
در بخشي از كتاب پيش از ورود به موضوع كتاب مي خوانيم: «ريشه لاتيني آمار دال بر چيزهاي سياسي يا امور دولتي است. اولين درس مشخص دانشگاهي با عنوان آماري در دانشگاه نيامي آلمان در اوايل قرن هجدهم يك دوره سخنراني درباره بنيه، منابع و سياستهاي دول مختلف جهان بود. آمار در اين معناي سياسي بويژه در آلمان قرن هجدهم جا افتاد، در سال۱۷۹۸ نجيب زاده اي انگليسي مي نويسد «... دريافتم در آلمان به انواع و اقسام تحقيقات سياسي مشغول اند كه بدان عنوان آمار داده اند... در آلمان آمار به معني تحقيق براي پي بردن به قدرت سياسي كشور يا مسائل مربوط به امور دولتي است...» بدين ترتيب آمار دان هاي قرن هجدهم پيشگامان محققان معاصر علوم سياسي مقايسه اي اند چه مضمون كارشان عموماً مسلتزم توجه به جمعيت و منابع (في المثل تعيين امكانات نظامي يا شالوده ي بالقوه ي ماليات قابل بهره برداري) و جداول آماري است كه قرابت زيادي با تحقيقات جمعيتي جان گرانت دارد. سرويليام پتي، دوست نزديك جان گرانت مؤلف اولين كتاب بدين سياق است كه در سال۱۶۹۰ با اين عنوان منتشر شد: «حساب سياسي يا گفتاري در باب حد و ارزش سرزمين ها، مردم، بناها، زراعت، صنعت تجارت، ماهيگيري، صنعتگران، دريانوردان، سربازان، درآمد عمومي، سهام، ماليات.»
همانطور كه از عنوان بلند اين كتاب برمي آيد حتي قبل از اينكه دست اندركاران آمار در آلمان قرن هجدهم معني خاصي براي اين واژه قائل شده و منشأ نام رشته آمار امروز شود، اقتصاد و سياست و جمعيت شناسي رابطه ي تنگاتنگي با هم داشتند.
در اواخر قرن هجدهم واوايل قرن نوزدهم منحني نرمال دوباره كشف شد و به خاطر كاربرد آن در توصيف خطاي مشاهده ي مكان اجرام آسماني به منحني خطا معروف شد.
گو اينكه كساني كه در رشد اين بخش از رياضيات واخترشناسي سهمي داشتند در سرتاسر غرب از روسيه تا آمريكا پراكنده بودند. برجسته ترين آنها پيرسيمون ماركي دولاپلاس در فرانسه و كارل فراريك گاووس در آلمان بودند. اين كاربرد جديد منحني نرمال در اخترشناسي نشانه ي آغاز مفهوم گسترده ي عموميت منحني، گوياي سودمندي آن در توصيف پديده هاي مرتبط با بازيهاي شانسي بود. اين تعميم و رشد مفاهيم مرتبط مانند اصل حداقل مجذورات و مفهوم خطاي احتمالي در نهايت به كاربردهاي ديگر آن در آمار زيست شناسي، روان شناسي و اجتماعي كشيد و به تلفيق چندين جريان كه آمار به مفهوم امروزي را تشكيل مي دهند، مساعدت كرد.»
امروز عقل متعارف تشخيص مي دهد دنيا ثابت نيست. همچنين امروز مردم به طور شهودي (يعني بخشي از فرهنگ عمومي است) تشخيص مي دهند تحصيلات و درآمد همبستگي دارند كه گروه بنديهاي مختلف درآمدي نظرات سياسي نسبتاً متفاوتي دارند كه رواج جرايم خشونت آميز به طور منظمي با فاصله از مركز شهر تغيير مي كند، كه سيگار براي سلامتي خطر دارد. نه تنها يافته هاي آماري جزئي از فرهنگ عمومي شده بلكه مفاهيم بنيادي آمار هم جزئي از ميراث مشترك روشنفكري شده است.
اما مقتضيات مسؤوليت شهروندي و حرفه اي غالباً مستلزم چيزي بيش از آشنايي سطحي و اجمالي با مفاهيم و يافته هاي آماري است. تصميماتي كه پيامدهاي بالقوه بزرگي دارد غالباً متكي بر استفاده و تعبير درست از نتايج آماري نسبتاً پيچيده است.
اچ جي ولز در كتاب «بشر در راه بشر شدن»، مقتضيات آموزش جديد را اينگونه پيش بيني مي كرد: طولي نخواهد كشيد كه پي خواهند برد لازمه ي شهروندي كاملاً لايق يكي از دول بزرگ پيچيده جديد كه در حال ظهوراند، توانايي محاسبه متوسط ها و حداكثر و حداقل ها و تفكر برحسب آنها است. همانطور كه امروز قادر به خواندن و نوشتن هستند.
اما امروز پيشگويي ولز هم ديگر كهنه شده است. چرا كه «توانايي تفكر بر حسب متوسط ها» اصلاً كافي نيست: امروز «شهروند لايق» بايد قادر به سود جستن و علي الخصوص درك و ارزيابي انتقادي استدلال آماري پيچيده در جامعه شناسي، اقتصاد، علوم سياسي و رشته هاي وابسته باشد. آماري كه قبلاً جذب فرهنگ عمومي شده ديگر كافي نيست و بايد به آموزش اضافي ديگري هم مجهز شود.
در كتاب حاضر آمار اجتماعي (شامل آمار توصيفي و آمار استنباطي) با مثالهاي فراواني از داده هاي واقعي، اجتماعي با بيان ساده ارائه مي شود و به همان اندازه كه توصيف عناصر تكنيكي روش هاي آماري درعلوم اجتماعي وعلوم انساني است، توصيف منطق و كاربرد اين روش ها و درك و فهم آنهانيز هست.
رهروان حقيقت
(هفده گفتار)
مؤلف: جواد حديدي
انتشارات مركز نشر دانشگاهي، چاپ اول ،۱۳۸۰ ۳۱۲ صفحه ۲۳۰۰ تومان
106734.jpg
كتاب حاضر مجموعه هفده مقاله است به قلم جواد حديدي كه مركز نشر دانشگاهي آن را به بازار عرضه كرده است. اين مقالات بين سالهاي ۱۳۴۴ تا ۱۳۷۹ به رشته تحرير درآمده اند و مي توان آنها را با وجود تنوعي كه دارند، به دو بخش كلي تقسيم كرد: اول پژوهشهاي قرآني و اسلامي و دوم پژوهشهاي ادبي. از اين ميان يك مقاله كه تحت عنوان «زردشت از نظر اروپاييان» دراين مجموعه آمده از عداد تقسيم بندي بالا خارج است كه اولاً ترجمه است و ثانياً نه در زمينه ادب پژوهي است و نه قرآن پژوهي.
آقاي جواد حديدي نكته اي هم درباره رسم الخط مقالات درمقدمه شان آورده است و به همين مناسبت خاطره اي از مرحوم استاد غلامحسين يوسفي آورده و نقل كرده كه آوردن و نقل كردنش براي خوانندگان صفحه كتاب خالي از لطف نخواهد بود. ايشان نوشته است: «روزي استاد فقيد، مرحوم دكتر غلامحسين يوسفي، مي گفت: هروقت مي خواهد نگارش كتابي را آغاز كند نخست كلمات و تركيباتي را كه املاي آنها مورد مناقشه است فهرست مي كند سپس املاي مورد تأييد خود را روبروي هركلمه ياتركيب مي نويسد. آنگاه اين فهرست و در واقع سرمشق را برابر خود مي نهد و در سراسر كتاب براساس آن عمل مي كند تا رسم الخط آن يك دست شود.» و افزوده است: ظاهراً اين كاري است كه همه ما بايد بكنيم.
و اما مقالات اين كتاب: آن بخش كه مربوط به پژوهشهاي قرآني و اسلامي است و اول هم آمده حاوي پژوهشهايي است درباره قرآن و ترجمه هاي آن يا اسلام و كساني به هر شكل در راه معرفي و شناسايي آن تلاش كرده و كوشيده اند و اين البته تنها محدود به فرانسويان و فرانسه زبانان است. عناوين بعضي از اين مقالات چنين اند: رهروان حقيقت كه نام كتاب برگرفته از آن است. صداقت ولتر در ستايش از اسلام، نخستين ترجمه قرآن به زبان فرانسه، نقدي بر ترجمه رژيس بلاش، دومين ترجمه قرآن به زبان فرانسه، ترجمه و تفسيري روايي از قرآن به زبان فرانسه.
نويسنده اين مقالات با تسلط و دانشي كه در زمينه زبان فرانسه و زبان عربي و همچنين معارف اسلامي و قرآني دارد، به بيان و شرح تاريخچه معرفي و شناخت و بيان شرح حال كساني كه در فرانسه در راه شناخت اسلام و قرآن قدم برداشته اند يا حتي مسلمان شده اند و براي شناسايي اين دين آسماني و پيامر عظيم الشأن آن تلاش كرده اند، پرداخته. از شخصيت هاي مهم و شاهزادگان و نجيب زادگاني كه مسلمان شده اند، افكار وا نديشه ها و تلاش هاشان تا كوششهاي علمي ولتر براي شناخت اسلام و پيامبر بزرگ آن و عقايد خود وي نسبت به اسلام و قضاوتهايي كه كرده سخن به ميان آورده از اولين مترجمان قرآن به زبان فرانسه و تاريخ اين ترجمه ها نوشته. از اشكالاتي كه دراين ترجمه ها اعم از فهم بد و اشتباه در ترجمه آيات تا ترجمه از زبان فرانسه كه ترجمه اش به دست كشيشان مغرض نسبت به اسلام انجام گرفته بيشتر اين كوششها و مرداني كه به كار اسلام شناسي و قرآن پژوهي چه مسلمان و چه غيرآن پرداخته اند، متعلق به دو سه قرن شانزده و هفده و هجده اند كه مؤلف شرح حال و كارشان را بازگفته و به خوانندگان فارسي زبان معرفي شان كرده است.
در مجموع مقالات بخش اول اطلاعات بسيار مفيدي دارد راجع به كارهاي مسلمانان علاقه مند فرانسه و پژوهشگران و متفكران برجسته كه توجه شان نسبت به پژوهش در دين اسلام جلب شده و در زمينه شناخت و شناساندن آن تلاش كرده اند، نيز درباره ترجمه هايي از قرآن كريم كه به زبان فرانسه انجام گرفته و گاه اشكالاتي كه دراين ترجمه و تفسيرها هست اطلاعات پژوهيده بسيار مفيدي دراين مقالات وجود دارد كه خواندنشان بسيار سودمند است و نشان از فضل و دانش نويسنده دارد.
بخش دوم حاوي مقالاتي در زمينه پژوهش هاي ادبي است با بعضي عناوين زير:
جبر و سرنوشت در شاهنامه فردوسي، زنان شاهنامه در داستانهاي فرانسوي، نوجويي در شعر و… و شاعران فرانسوي در مكتب عارفان ايراني. نويسنده دراين مقالات نيز چنانكه از نامهاي مقالات پيدا است بيشتر به پژوهش و بازشناخت پژواك و بازخورد ادبيات ايراني اسلامي در ادبيات و پژوهشهاي پژوهشگران و اديبان فرانسه و فرانسوي پرداخته است.
تاريخ ايران اسلامي
دفتر اول از پيدايش اسلام تا ايران اسلامي
مؤلف: رسول جعفريان انتشارات : مؤسسه فرهنگي دانش وانديشه معاصر، چاپ دوم زمستان ۷۹ ۳۰۰۰نسخه، ۳۵۴صفحه ، ۱۵۰۰تومان
106737.jpg
كتاب حاضر براي مخاطبان جواني نوشته شده كه قصد آشنايي كلي وبهره گيري واطلاع از اهم نكات واتفاقات تاريخ ايران اسلامي را دارند. مؤلف خود توضيح داده كتاب حاضر براي مخاطبان جوان نوشته شده و حاوي نكته پژوهشي تازه اي نيست. وي بيان كرده آنچه از نظر شكلي برايش اهميت داشته آن بوده كه تاريخ موضوع كتاب را با زباني ساده روايت كند واز نظر محتوايي نيز پرداختن به حوادث سياسي ، مسائل فرهنگي واجتماعي وامور تمدني است. جعفريان نوشته : «تا آنجا كه ممكن بوده از بيان صرف تاريخ سياسي پرهيز شده وبه بيان آراي فرقه ها و مكتب هاي مختلف فكري ومذهبي ونيز پيدايش دانش هاي مختلف در دنياي اسلام ونيز نظام سازي در هر زمينه، پرداخته شده است ». نويسنده همچنين براي ساده تركردن مطلب والبته شايد هم كار خود از ارائه هرنوع ارجاع و مأخذ خودداري كرده وبه گزيده گويي بسنده كرده است . جعفريان معتقد است كه بحث از ايران اسلامي بدون بيان تاريخ صدر اسلام ناممكن است . اين مسأله از يك سو به دليل نقش كليدي اسلام درايران بعد از اسلام است و از سوي ديگر به جهت عضويت سرزمين ايران در امپراتوري بزرگ اسلامي در دو قرن نخست هجري وهمبستگي كامل آن با كشورهاي اسلامي در دوران هاي بعدي است.
حوزه مكاني و زماني دفتر اول از زمان پيدايش اسلام تا ميانه قرن سوم هجري است . انتخاب حدنهايي آن به ميانه قرن سوم براي دفتر نخست به اين دليل است كه اولاً عصر اول عباسي تا اين زمان ـ بلكه اندكي پيش ترـ خاتمه يافته دوم آنكه تا چندده سال پس از آن عصر حضور امامان شيعه (ع) نيز خاتمه مي يابد. واين دو مسأله از نظر مقطع تاريخي شدن بسيار مهم هستند. افزون براينها تاريخ ايران تا اين زمان بخشي از تاريخ اسلام است كه در صورت ظاهر همان تاريخ خلافت عباسي است.
مباحث اين كتاب پس از مقدمه كوتاهي درباره شبه جزيره عربستان در آستانه اسلام واوضاع آن در چهار فصل تنظيم شده : ۱ـ روزگار نبوت ۲ـ روزگار خلافت ۳ـ روزگار خلافت اموي ۴ـ روزگار خلافت عباسي
اينك به تناسب اين صفحه كه صفحه كتاب است ، تكه اي از كتاب حاضر را تحت عنوان «عصرتدوين كتاب » در فصل دانش وفرهنگ در عصر عباسي اول اينجا مي آوريم ومخاطبان مشتاق را براي مطالعه كامل به اصل كتاب ارجاع مي دهيم:
«يكي از نكات بارز علمي درباره تحولات فكري سالهاي پاياني قرن دوم وپس از آن . آغاز عصر تدوين علوم بويژه علم حديث است. تا اواسط قرن دوم به جز نوشته هاي محدود حديثي كه به عنوان «جزء» از آنها ياد شده ، كتاب مفصل ومدون پديد نيامد. اما از ميانه قرن دوم به بعد بتدريج آثار مهمي در دانش حديث وساير دانشها پديد آمد. درواقع دو دهه پاياني اين قرن و دو دهه آغازين قرن سوم را بايد عصري بدانيم كه «تدوين كتاب» به مرحله اي از رشد رسيده كه به معناي واقعي «كتاب » پديد آمده است . در بخش حديث مي توان به كتابهايي چون المصنف از عبدالرزاق بن همام صنعاني (م شوال ۲۱۱) و هم المصنف از ابن ابي شيبه (م محرم ۲۳۵) ياد كرد. پس از آن كتابهاي بسيار ديگري نوشته مي شود. گفتني است در بخش تاريخ، بايد عصرتدوين را اندكي جلوتر دانست. بويژه كه كتاب السيرة النبوية نوشته ابن اسحاق (درگذشته ۱۵۱) كه در دهه هاي مياني قرن دوم نگاشته شده است حتي پيش از آن يا معاصر آن هم كتابهايي بوده كه اصل آنها ازميان رفته ونقل هايي از آنها در آثار بعدي برجاي مانده است . دراين زمان بيشتر عالمان به دانش «حديث» گرايش داشتند و اصطلاحاً آنها را حافظ مي ناميدند. اهميت اين افراد در آن بود كه شمار زيادي حديث از استادان خود كه آنها را شيخ (جمع آن مشايخ) مي گفتند، گرفته بودند. هرچه بيشتر حديث در خاطر داشتند، اهميت بيشتري مي يافتند به همين دليل است كه آنها را با عنوان حافظ مي شناسند. درآن روزگار شمار احاديث برصدها هزار بالغ مي شد كه بسياري از آنها نادرست بود. گاهي گفته مي شد فلان شخص ششصدهزار تا يك ميليون حديث در حفظ دارد. علماي اين دوره را براساس طبقه تقسيم بندي مي كنند؛ بدين معنا كه هرسي سال يك طبقه محسوب شده و در شرح حال نويسي، علمايي كه دراين سي سال درگذشته اند، به عنوان علماي آن طبقه معرفي مي شوند. مثلاً از سالهاي ۲۰۰ تا ۲۳۰ طبقه هفتم معرفي شده اند.
رحيق التحقيق
تضنيف فخرالدين مبارك شاه مرورودي درسال۵۸۴هجري
به تصحيح و تحقيق: نصرالله پورجوادي
انتشارات مركز نشر دانشگاهي، چاپ اول،۸۱ ۳۰۰۰نسخه
106746.jpg
«مثنوي «رحيق التحقيق» اثري است عرفاني متأثر ازتفكر نوافلاطوني كه در سال۵۸۴سروده شده است. اين اثر تا حدود هفتادسال پيش ناشناخته بوده اما در آن زمان نسخه اي از آن در مجموعه اي خطي پيدا شد و فهرست نگاران (از جمله دستوري) در فهرست هاي خوداز آن نام بردند. بعداً هم نسخه ديگري از اين اثر پيدا شد. باوجود پيدا شدن اين دونسخه باز هم كسي به سراغ اين اثر نرفت. نگارنده در حين تحقيقي كه از دوسال پيش درباره زبان حال در ادب فارسي آغاز كرده بود، برحسب تصادف متوجه اين اثر شد و پس از مطالعه آن دريافت كه داستان اصلي اين مثنوي يكي از داستانهاي زبان حالي مهم در تاريخ ادبيات كلاسيك فارسي است و پس...»
اين قسمتي بود از مقدمه محقق كتاب حاضر، دكترنصرالله پور جوادي و اما شاعر اين مثنوي كيست؟
فخرالدين مبارك شاه مرو رودي يكي از شاعران قرن ششم در خراسان است.
ابن اثير سال فوت مبارك شاه را۶۰۲هـ.ق دانسته است اما درباره تاريخ تولد وي اطلاع درستي در دست نيست. وي دوران جواني اش را در فيروزكوه و در دربار سلطان علاءالدين حسين جهانسوز سپري كرد. بعد از مرگ وي يكي از اكابر دربار پسر علاءالدين محمد يعني سيف الدين محمد كه جانشين پدر شده بود و قصيده اي هم در مدح او سروده است با اين ابيات:
شاه جهان سيف دين سايه دادآفرين
عادل عالي نسب قاهر دشمن شكار
هيبت او فتنه سوز خدمت او دلفروز
دولت او بخت بخش خنجر او خصم خوار
نيز از جمله چيزهايي كه مايه خوشبختي مبارك شاه بود سپري كردن بيشتر سالهاي عمر خود در دربار پادشاهي بخشنده وعالم دوست وهنرپرور يعني غياث الدين محمد بود. در حق سلطان غياث الدين گفته اند «افاضل وا كابر فضلا وجماهير حكما و مشاهير بلغا را گرد خود جمع آورده بود. مبارك شاه هم كه مقام وزارت و صدارت داشت، از همين روحيه برخوردار بود و بيش از سلطان در جلب علما و حكما ونويسندگان و شعرا به دربار سلطان و نزد خودنقش داشته است.
امامثنوي رحيق التحقيق كه براي اولين بار به چاپ رسيده، مثنوي عرفاني است و موضوع اصلي آن سير در عوالم معنوي براي پي بردن به معرفت حق تعالي است. در اين مثنوي البته مضامين صوفيانه هم وجود دارد اما نه تصوف عملي و زاهدانه. مبارك شاه نمي خواهد از احوال و مقاماتي چون توبه و زهد و رجا و خوف و امثال اينها سخن گويد. الفاظ و اصطلاحات خاص صوفيه از قبيل قبض و بسط، جمع وتفرقه، دقت و وجد و... را در مثنوي خود به كار نبرده است. مطلب اصلي او شناخت حق تعالي است و داستان كسي است كه از راه تعقل وتفكر معنوي يا به قول فريدالدين عطار «فكرت قلبي» به توحيد مي رسد.
مهمترين مضمون صوفيانه اي كه مبارك شاه در مثنوي خود مطرح كرده است، موضوع عشق است هر چند اين مضمون به صوفيه اختصاص نداشته، بلكه فلاسفه نو افلاطوني بخصوص ابن سينا نيز آن را به كار برده اند. اين مثنوي با ساقي نامه اي آغاز مي شود كه در نخستين مصراع آن شاعر از ساقي طلب باده مي كند، باده عشق. اين باده عشق همان رحيق تحقيق است؛ شرابي است ناب كه ما را از بند خودي و خواهشهاي اين جهاني به قول شاعر در تقاضاي آب و گل رها مي كند و سرانجام به شناخت معشوق كه حسن و جمال مطلق است نايل مي سازد.
آنچه تا اينجا نقل كرديم تقريباً به تمامي خامه و قلم دكترپورجوادي مصحح كتاب در معرفي نويسنده و مثنوي حاضراست البته به اختصار تمام كه كامل آن در كتاب آمده است.
وي همچنين در فصلي پيش از آغاز مثنوي به معرفي جايگاه تاريخي اين اثر مبارك شاه پرداخته و به مناسبت مباحث جالبي راجع به مضمون و سابقه و حاضر داستان رحيق التحقيق و... آورده كه خواندني است. آخرين سطور پاياني بخش اولي پيش از آغاز مثنوي چنين است:
در واقع رحيق التحقيق متعلق به دوره اي از تاريخ ادبيات فارسي است كه بازار داستانهاي تمثيلي معراج گونه نظير رسالة الطير احمد غزالي و سيرالعباد و مصيبت نامه عطار و مصباح الارواح بردسيري وكمال نامه خواجوي كرماني گرم بوده است. داستانهايي كه خود متأثر از دواثر فلسفي ـ عرفاني ابن سينا يعني رسالة الطير وحي بن يقظان است. اما از قرن هشتم به بعد ظاهراً ذوق ادبي ـ عرفاني ايرانيان بيشتر به داستانهاي عاشقانه عرفاني (رمانس) كه عمدتاً متأثر از داستانهاي حكيم نظامي بوده اند معطوف مي شود و به همين جهت داستانهاي تمثيلي معراج گونه كمتر مورد توجه قرارمي گيرد و يامانند رحيق التحقيق به دست فراموشي سپرده مي شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |