در قسمت قبل ضمن مروري برنحوه ايجاد ياهو به شش راز از ده راز موفقيت اين سايت پرداخته شد. خوانديم كه ياهو براي پديدآورندگان آن ـ يانگ و فيلو ـ سرگرمي بود تا از درس خواندن فرار كنند ودرنهايت نيز باعث شد دكتراي خود را نگيرند. ياهو كم كم با درايت اين دو و كمك ديگران به بزرگترين ومعروف ترين سايت اينترنتي جهان تبديل شد.
شش راز اول موفقيت ياهو به شرح زير هستند:
۱ـ درك نياز قشر متوسط جامعه و پيام ايشان ۲ـ اول انسانها ، سپس تكنولوژي ۳ـ ايجاد اجتماعات محلي در دهكده جهاني
۴ـ ارائه دلايل متعدد براي بازگشت مجدد ۵ـ همكاري با بهترين ها ۶ـ خريد، نيازمندي ها
اينك به چهار راز هفتم تا دهم مي پردازيم:
راز هفتم ـ ارتقاي نام شركت
شايد بتوان گفت كه مهمترين عامل موفقيت ياهو، نام آن است و مؤسسان آن نيز به اين موضوع واقف بوده اند. به گونه اي كه وقتي ايشان درحال انتخاب مديرعامل براي شركت بودند، تعلق خاطر افراد كانديدا نسبت به نام ياهو برايشان بالاترين ضريب اهميت را داشت. براي ايجاد نام تجاري بايد همواره چشم انداز شركت درنظرباشد، رقبا همواره جلوي چشم باشند و سعي شود به بهترين نحو درمورد شركت صحبت شود.
مي توان گفت كه تنها با داشتن نام تجاري است كه مي توان درچالش با محصولات رقيب پيروز شد، موانع ورود به بازارهاي جديد را پشت سر گذاشت. نيروي انساني كارآمد جذب كرد. محصولات جديد را با قدرت به بازار عرضه نمود و خيلي ديگر...
راز هشتم ـ تبليغ، تبليغ و تبليغ
استراتژي بازاريابي موفق شركت همواره به صورت «همه جا يا هو» تعريف شده است. طبق نظر گوگل ايجاد ذهنيت، ارجح بر ارائه خدمات است.
جالب آن است كه طبق قواعدسنتي بازاريابي، نام هاي تجاري قدرتمند يك شبه ايجادنشده اند.
كوكاكولا و والت ديسني چند دهه برروي خود سرمايه گذاري كرده اند تا به جايگاه مطلوب برسند. اما ياهو نشان داد كه اين قاعده امروز شكسته شده است و توانست درعصر تغييرات، مجهز به استراتژي «همه جا ياهو» برروي موج موفقيت سوارشود و با تبليغ درتلويزيون، روزنامه، مجلات، آسمان، زمين، بهشت، جهنم و مهمتر از همه خود اينترنت براي كاربران خود ذهنيتي ايجادكند كه هرجا نام اينترنت به گوش مي خورد، نام ياهو به همراه آن باشد.
راز نهم ـ ايجادفرهنگ سازماني پويا
ساختار سازماني ياهو كاملاً مسطح است و تصميمات به صورت نامتمركز اتخاذمي شوند.
ازسوي ديگر، مؤسسان جوان ياهو با آن كه از دانش اينترنتي بالايي برخوردار هستند. ازهمان ابتدا مي دانستند كه درمجموعه خود به نظارت بزرگسالان نيز نياز دارند.
لذا خود، مسؤوليت مديريت شركت را به عهده نگرفتند. مديريت شركت نيز از اول شروع كار خود همواره سعي بر تعريف چشم اندازي كرده است كه علاوه بر به تصويركشانيدن آينده، افراد به تهييج نيز درآورد. يعني هم چشم انداز كوتاه مدت و هم چشم انداز بلندمدت. گوگل مي گويد: وقتي امروز به چيزي دست مي يابيم. عملاً شايستگي افراد ارتقا مي يابد. سپس وقتي چشم انداز را توسعه مي دهيم. افراد با اعتماد به نفس حاصل از شايستگي هاي كسب كرده، تلاش بيشتري براي آينده خواهندكرد.
خلاصه آنكه براي هرچه پوياتر نگه داشتن محيط سازمان بايد همواره بر فرصت ها تمركزنمود، از اشتباهات نترسيد و از آنها آموخت، به صورت نامتمركز تصميم گيري كرد، بر بلندمدت تأكيدكرد: درحالي كه همواره چشم اندازي روزمره داشت.
رازدهم ، نامتعارف بودن
تجارت در دنياي كامپيوتر متغيرترين تجارت موجوداست. ياهو براين امر واقف است كه تغيير در ذات اينترنت نهادينه شده، روبه افزايش است. لذا باتوجه به سرعت پيشرفت، استقرار درنوك قله تكنولوژي با چالش هاي بسياري همراه است. چه كسي فكرمي كرد مي توان محصولات را رايگان به بازار عرضه كرد؟ ياهو اين كار را كرد و با اين كار تمامي رقبا را به عقب نشاند.
به قول اسكات مكنيلي (Scott McNealy) مديرعامل شركت سان (Sun). «يكي از بزرگ ترين نقاط ضعف مديران اجرايي فكركردن و دوباره فكركردن درمورد تصميمات است. بهترين تصميم، به موقع ترين تصميم است و بدترين تصميم، بي تصميمي است.» ياهو نيز همواره با تصميمات به موقع پيشتاز بوده است.
ازسوي ديگر براي داشتن خون جوان درشركت بايد اعضاي جوان را در سرنوشت خود دخيل نمود. امروزه شركت هاي كوچك خصوصي جايگزين شركت هاي بزرگ شده اند و يك استراتژي در اين راستا كنارگذاشتن كارفرمايان پيشين و كارفرماشدن است. اينجاست كه نامتعارف هاي پيشين كم كم متعارف مي شوند و شايدبتوان گفت نامتعارف ديگر ناپسندنيست!