يكشنبه ۲۲ دي ۱۳۸۱ - ۸ ذيقعده ۱۴۲۳
Sun, Jan 12, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نقد فيلم بماني ساخته داريوش مهرجويي
• زناني كه طي ماجراهاي فيلم قرباني رفتار مستبدانه مردان مي شوند هر يك نمودار كنشمندي و قابليت هاي سازنده اجتماعي هستند و به رغم شرايط نامساعد زندگي و محدوديت امكانات و محروميت از حضور در عرصه جامعه مي كوشند، موجوداتي متعالي باشند
نقد فيلم بماني ساخته داريوش مهرجويي
سوختن در آتش اعتراض
• زناني كه طي ماجراهاي فيلم قرباني رفتار مستبدانه مردان مي شوند هر يك نمودار كنشمندي و قابليت هاي سازنده اجتماعي هستند و به رغم شرايط نامساعد زندگي و محدوديت امكانات و محروميت از حضور در عرصه جامعه مي كوشند، موجوداتي متعالي باشند
107076.jpg
مشخصات فيلم:
كارگردان: داريوش مهرجويي،
نويسندگان فيلمنامه: داريوش مهرجويي، وحيده محمدي فر
مدير فيلمبرداري: بهرام بدخشاني.
موسيقي متن: محمدرضا درويشي.
تدوين: داريوش مهرجويي، آتوسا قلمفرسايي.
صدابردار صحنه: اصغر شاهوردي.
طراح چهره پردازي: مهين نويدي.
طراح صحنه و لباس: داريوش مهرجويي.
تهيه كنندگان: محمد نيك بين، تهمينه ميلاني، داريوش مهرجويي.
بازيگران: معصومه بخشي، شادي حيدري، ندا آقايي، حبيب رضايي، بيوك ميرزايي و...
•••
فيلم پايان مي گيرد. چراغ ها روشن مي شوند. تماشاگران، ساكت و مبهوت و پريشان حال و بي حوصله، تالار نمايش را ترك مي كنند. هر كسي سر به سوي خودش دارد. نه خنده اي، نه حرفي، نه بحثي، انگار همه عزا گرفته اند يا از اتفاق ناخوشايندي دلخور هستند. اين آشكار ترين تأثير فيلم «بماني» بر ذهن و روان تماشاگرانش است. احساسي مرعوب كننده و دل آزار كه نمي دانم تا كي دوام خواهد آورد. شايد چندساعت بعد جاي خود را به حال ديگري بدهد و همه نگراني ها و تشويش ها و پريشان حالي ها، در هياهوي روزمرگي از ياد بروند و سرنوشت تلخ وغمبار «بماني» و هم نسلانش، زير سايه سنگين «عادتها» رنگ ببازد و غبار فراموشي بر آن بنشيند. با اين همه، ارزش و اعتبار «بماني» به عنوان يك دستاورد تأثيرگذار سينمايي پايدار خواهد ماند. چون تصوير تأمل برانگيز واقعيت است و از ستمي حرف مي زند كه ريشه هايش را بايد در شرايط زيست، آداب اجتماعي، باورهاي اخلاقي و سنت هاي تاريخي جست، هر چند فيلم در پي ريشه يابي و كشف و اثبات علتها نيست و نمي خواهد، چرايي واقعيت را بكاود بلكه فقط مي كوشد، نمايشگر وضع موجود جامعه اي نيمه عشيره اي باشد و حديث مكرر رنج و ناكامي زن را در چنبره مناسبات بدوي، به زباني ديگر بازگويد.
«بماني» در قياس با آثار پيشين داريوش مهرجويي، تجربه اي متفاوت به نظر مي رسد. شكل و ساختاري گزارش گونه دارد و بيشتر بر قواعد سينماي مستند شانه مي سايد، ماجراهايش الهامي از واقعيتند. عمده نقش آفرينانش چهره هاي بومي ومحلي هستند. لحن و شيوه روايت بر قراردادهاي آشنا و كليشه اي سينماي قصه گو، پشت پا مي زند، حوادث در پيچ وخم روندي ضدقصه، هرازگاه، ناگهان مثل خبري تكاندهنده، عواطفمان را به آشوب مي كشند وتا خبر بهت آور حادثه اي ديگر، تشويش و دلهره راحت مان نمي گذارد.
با چنين حس وحالي، اضطراب حاكم بر فضاي زندگي وخلجان هاي رواني مردمي اسير فقرو جهل وتعصب در يك جامعه بسته به تماشاگر نيز منتقل مي شود. نشانه هاي اين حس تهديدآميز اجتماعي را در رفتار وحشت آلود دختراني مي بينيم كه از خبر سربريده شدن زني به دست برادران شكاك و متعصب سراسيمه هياهو مي كنند و همچون موجودات كابوس زده، گريز گاهي امن مي جويند. نگاه ناظر دوربين فيلمبرداري به چهره هاي هراسان دختران و كاربرد تمهيداتي مانند حركت روي دست دوربين، انتخاب زوايايي هم سطح قد و قواره آدمها، ضرباهنگ (ريتم) شتابان تصاوير و كيفيت نور و رنگ و تركيب بندي نماها، حال وهواي گزارشي مستند را به وجود مي آورند و بدين ترتيب تماشاگر با قرار گرفتن در كانون تنش ها، همدل و همراه جمعيت كنجكاو، براي تماشاي سربريده مي شتابد و... سرانجام به نقطه اوج حادثه مي رسد. جايي كه مي توان چهره تباه واقعيت را آشكارا ديد؛ سربريده مدينه صابري، زني زحمتكش و پاك دامن كه در آغاز فيلم او را شناخته ايم و از راز عشقش خبر داريم، حالا روي ميز رئيس كلانتري، پايمال شدن آرزويي ساده در پاي سنت هاي جاهلانه است.
107073.jpg
هر جا تهديد مرگ مردم را به تكاپو مي اندازد. لحن مستندگونه فيلم نيز جلوه چشمگيرتري دارد. واقع نمايي صحنه هاي مربوط به خودسوزي «نسيم پويان» و «بماني»، دونمونه ديگر از كوشش موفق داريوش مهرجويي براي درگير كردن تماشاگران با فضاي عصبي جامعه است. نمايش واكنش هاي هراس آلود اهالي محل بويژه زنان ودختران، هنگام رويارويي باچنين حوادث مرگباري، در واقع گوشه اي از آسيب رواني جامعه را هشدار مي دهد و بر نكته اي انگشت مي گذارد كه تكرار و تداوم آن مي تواند روحيه اجتماعي را به ويراني بكشد و زمينه ساز ناهنجاري رواني نسل هاي آينده باشد.
زناني كه طي ماجراهاي فيلم قرباني رفتار مستبدانه مردان مي شوند هر يك نمودار كنشمندي و قابليت هاي سازنده اجتماعي هستند و به رغم شرايط نامساعد زندگي و محدوديت امكانات و محروميت از حضور در عرصه جامعه، مي كوشند موجوداتي متعالي باشند. مدينه صابري بانيروي سرانگشتان هنرمندش، زيبايي خلق مي كند؛ فرشهاي خوش نقش و نگار مي بافد. نسيم پويان؛ اهل درس و كتاب وعلم و آگاهي است ومي خواهد در مقام پزشك، راه خدمت به مردم را پيش بگيرد و بماني، مسؤوليت رتق و فتق امور خانواده اي تنگدست را بر عهده دارد و او را دائم در حال شست و شوي و رفت وروب مي بينيم. به قول مهرجويي: «انگار مي خواهد، نيروهاي منفي و غبار روح اطرافيانش را پاك كند.» و با رنج وتلاش خود، براي ديگران محل امن آسايش بسازد اما اين فضيلت ها از چشم مردان خودكامه و كج انديش پنهان مي مانند و زنان جز ناكامي و حسرت و شكست، چيزي نصيب نمي برند.
عيب كار اينجاست كه سازندگان فيلم همه دقت و ظرافت و نكته سنجي ها را براي شناساندن زير و بم موقعيت و شخصيت زنان به كار مي برند و هرگز مجالي فراهم نمي آورند تا با زواياي پنهان موجوديت مردان ماجرا نيز آشنا شويم و انگيزه هاي فردي واجتماعي رفتار نابهنجارشان را بشناسيم و راز آن خودكامگي ها و كج انديشي ها را بدانيم . بنابراين تصوير مردان همه جا، تك بعدي و بي تعمق به چشم مي آيد و بيشتر خوي پليد و منش حيواني شان را به رخ مي كشد و گاه چنان مبالغه آميز مي نمايد كه باور كردنش آسان نيست. خب در سينما، بي اعتنايي به اصل سببيت، حاصلي جزابهام و ناباوري نخواهد داشت. به هرحال، هر كنش و واكنشي بايد علت روشني داشته باشد و مهرجويي در «بماني»، خواسته يا ناخواسته از تحليل وتوجيه انگيزه خشم و خشونت مردان طفره مي رود و هيچ روزنه اي براي راه يافتن به دغدغه هاي دروني شان بازنمي گذارد و درنهايت شمايلي كه از مردان مي بينيم. احساسي جز نفرت و بدبيني برنمي انگيزد. از وراي اين نگاه بدبين و نفرت پرور، برادران شكاك مدينه، پدر قلدر نسيم و پدر ابلهه بماني را مي شناسيم و دست آخر به شخصيت بدخيمي چون خالو (شوهر پير بماني) برمي خوريم؛ پيرمردي بدقواره، ترياكي، پول پرست، شكمباره، عقب مانده، هوسران و... سراپا عيب و ايراد كه دختر نازنيني مثل بماني، ناگزير بايد زيردست و پايش لهيده شود و سرانجام از فرط رنج ودرد و حسرت خود را در آتش اعتراض بسوزاند! گرچه مصداق واقعي موجوداتي هم سنخ مردان فيلم «بماني» را در هر جامعه اي مي توان يافت اما آيا پليدي ها يكسر از سرشت مرد سربرمي زند وزن ها همه فرشته اند؟! آيا سياه و سفيد ديدن آدمها با اصول واقعگرايي مغايرت ندارد؟
نخستين نماي فيلم تصوير طبيعت را در حصار سيم خاردار نشان مي دهد اشاره نماديني كه بر اسارت يك اقليم كنايه مي زند و با اين تمهيد به نظر مي رسد، مهرجويي مي خواهد، سرنوشت انسان را در شرايط جبرآميز سرزميني بدوي و جدا افتاده بكاود و بار ديگر خاطره فيلم «گاو» (۱۳۴۸) را زنده كند اما هر چه پيش تر مي رويم از معناي آن اشاره نمادين دورتر مي افتيم و شرح محدوديت ها و محروميت هاي اقليمي به چند يادآوري مختصر ختم مي شود. مثلاً جايي پدر بماني از دشواريهاي زندگي مي نالد و مي گويد: «زمان جنگ هشت سال زير بمباران بوديم... كي به داد ما مي رسد؟» و جايي ديگر مرده شوي چشمه كبود (حبيب رضايي)، خاطره كشته شدن دوستان را توسط جت هاي ارتش عراق شرح مي دهد و... يادآوري نقش ويرانگر جنگ به عنوان حادثه اي جبرآميز و بازدارنده رشد اجتماعي با همين اشاره هاي گذرا خاتمه مي گيرد.
107070.jpg
بالاخره با پرسشي بي پاسخ درباره تقدير شوم يك نسل به پايان ماجرا مي رسيم؛ فصلي در گورستان، جايي كه فرجام تقدير بماني رقم مي خورد. او گريزان از كابوس باورهاي تباهي آور هم ولايتي هايش، آسايش خود را در قلمرو مردگان باز مي يابد و اينجا هم دوباره مي شويد و مي روبد تا غبار مرگ بر چهره زندگي ننشيند.
رئيس جمهوري با افزايش بودجه فرهنگي سال ۸۲ موافقت كرد
آقاي خاتمي با اكثر پيشنهادهاي كميسيون فرهنگي مجلس براي افزايش بودجه بخش فرهنگي در سال ۸۲ موافقت كرد و آنها را در لايحه بودجه سال آينده لحاظ كرد. جليل سازگارنژاد عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اعلام اين خبر به ايرنا گفت: به همين خاطر، فصل فرهنگ و هنر در بخش عمراني بودجه سال ۸۲ از افزايشي معادل ۷۳‎/۹درصد برخوردار شده كه به اعتقاد ما، اين يك تحول چشمگير براي حوزه فرهنگ است.
توضيح و تصحيح يك خبر
فهرست اسامي فيلمهاي راه يافته به بخش مسابقه فيلم فجر كه در شماره ديروز به چاپ رسيد بدينوسيله تصحيح مي شود:
فيلم «زيرآواز باران» ساخته رضا ميركريمي ازسوي هيأت انتخاب در فهرست اوليه آمده است كه اشتباهاً در متن خبر ما فيلم «آواز در باران» ساخته يدالله صمدي قيد شده بود. بدينوسيله از سازندگان هر دو فيلم پوزش مي طلبيم.
جوابيه روابط عمومي جشنواره فيلم فجر به «ايران»
در پي چاپ خبري با مضمون اسامي فيلمهاي راه يافته به بخش مسابقه جشنواره فجر، روابط عمومي اين جشنواره با ارسال نمابري فهرست «ايران» را تكذيب كرد. در اين اطلاعيه آمده:
براي پيشگيري از تنش هايي كه ممكن است انتشار خبر مذكور در بين سينماگران محترم كشور ايجاد نمايد ناگزير است خبر مربوطه را تكذيب نمايد. روابط عمومي بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر فهرست صحيح فيلم هاي راه يافته به بخش مسابقه را به زودي اعلام خواهدكرد. ضمناً از سعه صدر، صميميت و رعايت اخلاق حرفه اي و روزنامه نگاري جرايد محترم كشور كه با انتشار اخبار صحيح و رسمي جشنواره به مساعدت با اين رويدادمهم بين المللي مي پردازند سپاسگزاري مي نمايد.
دومين دوسالانه نقاشي جهان اسلام
برگزيدگان خود را شناخت
107166.jpg
محمد الجالوس
برگزيدگان داخلي و خارجي دومين دوسالانه نقاشي معاصرجهان اسلام در دو بخش نمايشگاه و همايش علمي، طي مراسمي درسالن سينماتك موزه هنرهاي معاصرجوايز خود را دريافت كردند.
به گزارش رسيده از فرهنگستان هنر، مراسم اختتاميه دومين دوسالانه نقاشي معاصرجهان اسلام روزگذشته با حضورجمعي از هنرمندان و مسؤولان درموزه هنرهاي معاصر برگزارشد. بنا به اين گزارش هيأت داوران دربخش داخلي، آنه محمدتاتاري، كاظم چليپا و محمدرضا جديد را برگزيدند و مرتضي گودرزي، احمد منتظري، نگاره آيت اللهي، فاطمه چاووشي نسب، فرح اصولي و حميدقديريان را به عنوان تشويقي هاي اين بخش معرفي كردند. جوادنوبهار، حسن ياقوتي، حسين ذاكري، پويا آريان پور، احمدنصرالهي، احمدوكيلي و رضوان صادق زاده نيز در همين بخش مورد تقدير قرارگرفتند. همچنين هيأت داوران ازميان شركت كنندگان دوهنرمند را شايسته دريافت جايزه ويژه دانسته و قدرداني خود را از صداقت جباري و حسين بعلبكي اعلام كردند.
برگزيدگان همايش علمي اين دوسالانه نيز ايرج اسكندري، مهناز شايسته فر، زهرا رهبرنيا، مرتضي گودرزي و طلال معلا اعلام شدند و مرتضي مميز، حبيب آيت الهي، محمداحصايي، زهرا رهنورد و صادق بريراني نيز درشمارتقديري هاي اين همايش قرارگرفتند.
107169.jpg
شريفا فاطمه سيد زبير
اين گزارش حاكي است هيأت داوران دربخش آثارخارجي محمدالجالوس از اردن، رشيد دياب از سودان و شريفا فاطمه سيدزبير از مالزي را به عنوان برگزيده و طه اسابا از عربستان، محمدحسو از سوريه، امين جونوف از تاجيكستان و ام.اس. مورسي از هند را به عنوان تشويقي هاي اين بخش معرفي كردند. همچنين از عادل رستم اف از آذربايجان، خالد تهمازي از بحرين و عبدالرزاق عكاشه از مصر دربخش آثارخارجي تقدير به عمل آمد.
107163.jpg
رشيد دياب
شايان ذكراست دربيانيه هيأت داوران اين دوسالانه آمده است اين هيأت درگزينش آثاربرتر ارائه شده به دوعنصر «خلاقيت» و «جست وجو درهويت» دركار هنرمندان سرزمين هاي اسلامي توجه خاص كرده و هرچند كه عنصر «جست وجو درهويت» حضور گسترده و چشمگيري در بيشتر آثارنداشته اما همچنان هيأت داوران اميدواراست كه در دوسالانه هاي آتي، معنا و مفهومي كه حاصل فرهنگ هدايت بخش اسلامي است، جايگاه اساسي خود را بازيابد و احرازكند.
رئيس هيأت داوران جشنواره كن منصوب شد
107172.jpg
كارگردان صاحبنام فرانسوي «پاتريس شرو» به رياست هيأت داوران جشنواره كن امسال منصوب شد. به گزارش بي بي سي اين كارگردان كه به خاطر درام تاريخي "La Reina" شهرت دارد، در سال ۱۹۹۴ براي اين فيلم جايزه ويژه هيأت داوران كن را از آن خود كرد.
شرو امسال از چهاردهم تا بيست و پنجم ماه مه در طول برپايي جشنواره رياست هيأت داوران را كه سال پيش بر عهده ديويد لينچ بود، در اختيار خواهد گرفت و در مصاحبه با بي بي سي ابراز اميدواري كرد كه جشنواره امسال را به محلي براي بازتاب جايگاه سينما و مهم تر از آن فيلم ديدن و عشق ورزيدن به آنها مبدل كند.
بر پايه اين گزارش، فيلم «صميميت» اقتباسي سينمايي از رمان عاشقانه هانيف كورشي تازه ترين پروژه كارگرداني شرو است كه در سال ۲۰۰۱ موفق به دريافت جايزه خرس طلايي از جشنواره برلين شد.
گفتني است سال گذشته فيلم «پيانيست» ساخته رومان پولانسكي كه درباره يك موزيسين لهستاني است، جايزه معتبر نخل طلاي جشنواره كن ۲۰۰۲ را دريافت كرد.
روي صحنه تئاترهاي تهران
• تالار مولوي ـ «رقص روي ليوانها»، كارگردان: اميررضا كوهستاني، ساعت۱۶‎/۴۵ و سرود مترسك پرتقالي، كارگردان قطب الدين صادقي، خيابان ۱۶آذر، ساختمان امور دانشجويي، تلفن: ۶۱۱۲۸۳۴

• تالار چهارسو ـ «آبگوشت زهرماري»، كارگردان: آرش آبسالان، ساعت۱۷‎/۱۵ و «پاييز» به كارگرداني نادر برهاني مرند ساعت،۱۹ چهارراه ولي عصر، تئاتر شهر، تلفن۶۴۶۰۵۹۲:

• تالار سايه ـ «يرما»، كارگردان: گلرخ ميلاني، ساعت،۱۸‎/۳۰ تئاتر شهر.

• تالار قشقايي ـ «مادر همه آن اسفندياران» كارگردان: مريم معترف، ساعت،۱۸ تئاتر شهر.

• تالار كوچك ـ «پيشته»، كارگردان: رامين سليمان پور، ساعت،۱۹ تئاتر شهر.

• سالن اصلي تئاتر شهر ـ «و...اما... انسان» كارگردان: ميركمال ميرنصيري، ۲۴ و ۲۵ديماه ساعت،۱۸ تلفن: ۶۴۶۰۵۹۲
امروز با خسرو معتضد
107154.jpg
خسرو معتضد متولد ۱۳۲۱ تهران و فوق ليسانس تاريخ است پيش از انقلاب در دانشكده راديو و تلويزيون و مدتي نيز در دانشكده افسري تاريخ معاصر تدريس مي كرد معتضد تاكنون بيش از ۶۰ عنوان كتاب در حوزه تاريخ معاصر تأليف و منتشر كرده است. از او به تازگي آثاري چون «ايرانيان درمهاجرت» و «دهه شوم شهريور» منتشر شده است.

\ آقاي معتضد،شما تنها به تاريخ معاصر مي پردازيد، يا در حوزه هاي ديگر هم كار مي كنيد؟
* من كتاب هايم را در دو حوزه نوشته ام. يكي كتاب هاي تاريخ است وديگر رمان هاي تاريخي. رمان هاي تاريخي شيوه اي است كه در جهان امروز متداول است.

\ آخرين كتابي كه منتشر كرده ايد، «شهناز، گزند دلبستگي » در دو جلد نوشته شده، و گويا استقبال خوبي از آنهم شد؟
*بله، چاپ اول اين كتاب تمام شد و در تدارك چاپ دوم آن هستيم. قبل از آن هم كتاب «دهه شوم شهريور» را منتشر كردم كه خاطرات چهارتن از افسران ارتش است كه تاكنون در جايي چاپ نشده بود.
يكي از اين افراد رضامحتشمي بود كه دستنويس خاطراتش را از خانواده اش گرفتم.دستنويس خاطرات سرلشگر فيوضي هم هست، اين فرد در جواني، دادستان دادگاه قاضي محمد در كردستان بود. خاطره ديگر مربوط است به پدرم كه زنداني شوروي بوده و...

\ كتاب «ايرانيان در مهاجرت» به چه دوره اي از مهاجرت ايرانيان مي پردازد؟
*يكي از دوستان روزنامه نگار كه مدتي در لندن بوده، خاطراتي از ايرانيان مهاجر جمع آوري كرده و من هم آنچه از مهاجرت مي دانستم به اين كتاب افزودم. عمدتاً دراين كتاب سرگذشت ايرانياني كه بعد از انقلاب ايران را ترك كردند روايت مي شود. زندگي روزنامه نگاران ايراني در لندن و فرانسه است.

\آقاي معتضد آثاري كه شما در مورد تاريخ معاصر وخاندان پهلوي نوشته ايد، مخاطبان بسياري دارد. از سويي منتقدان هم اين آثار را تأليفات ژورناليستي مي دانند.
* اولا ًژورناليستي نوشتن نه تنها بد نيست، بلكه افتخار بنده است.در كشوري كه ميزان مطالعه در سال براي هر نفر ۳ دقيقه است، اين هنر من است كه كتابم را به چاپ ششم برسانم.
زماني كه عبدالله مستوفي كتاب خودش را درباره حكومت قاجار در سه جلد در سال ۱۳۲۵ منتشر كرد، استاد عباس اقبال آشتياني ايراد گرفت كه چرا منابع كتاب را ننوشتي، مستوفي در جواب گفت، من همه اين رويدادها را شاهد بوده ام، چه منابعي بياورم؟
حالا من براي نوشتن تاريخ به سند اهميت مي دهم ولي درك سند يك هنر ديگر است. سند، گفت وگو ،مصاحبه و خاطرات شخصي و … هم بايد با هم تطبيق داده بشوند تا تاريخ را شكل بدهند.

\ «گزند دلبستگي» را براساس خاطرات شهناز پهلوي تنظيم كرده ايد؟
* من كتاب «گزند دلبستگي» را براساس گفت وگو با هشت نفر از آدمهايي كه جزو نزديكان شهناز پهلوي بودند، نوشته ام. من بعد از اين كه كتاب «فوزيه» را نوشتم و مورد توجه واقع شد، ناشر پيشنهاد كرد در مورد شهنازپهلوي هم بنويسم. اين فرد امروز به اسم هاجر در پاريس زندگي مي كند. من براساس تحقيقات ميداني زواياي زندگي شهنازپهلوي و نقش اين شخص در حكومت را تشريح كردم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |