يكشنبه ۲۲ دي ۱۳۸۱ - ۸ ذيقعده ۱۴۲۳
Sun, Jan 12, 2003
گفت و گو
شماره ۲۳۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت و گو با فريدون گله، سناريست و كارگردان سينما
(بخش دوم و پاياني)
براي فيلم ساختن پير نيستم
107067.jpg
فريدون گله، در بخش نخست گفت و گو با رد اين موضوع كه قهرمانان فيلم هايش لومپن هستند، گفت: قهرمانان فيلم هايم به دليل وجود فواصل ناپيمودني، درجاي خود نيستند. او در بخش دوم و پاياني گفت وگو، نكات تازه اي درخصوص فيلم هاي سه گانه اش: زيرپوست شب، مهر گياه و كندو مي گويد.
•••
| آيا «ماه عسل» در تفاوت هاي صوري قهرمان ها خلاصه مي شود؟
* هم تفاوت هاي صوري و هم حضور پنهاني يك شخصيت سياسي نامريي . آن شخصيت سياسي ـ اقتصادي، خان بابا است. اين همان سيستم اقتصادي است كه بايد روي پايش بايستد.
| در اغلب فيلم هاي شما موسيقي تأثيرگذاري وجود دارد كه بعدها اين موسيقي پرچمدار موسيقي معترض و يا موسيقي نسل جوان بود. در «ماه عسل» و «كندو» ترانه و موسيقي با بافت تصاوير متناسب هستند.
* آهنگ هاي آن فيلم ها رامرحوم واروژان ساخت ، ولي يك اصل مهم در زندگي ما ايراني ها وجود دارد و آن اصل تناسب و قافيه است. در تهران شاتوت و بستني را با موسيقي مي فروختند، ما زيربناي ارتباطمان با موسيقي دل دارم قلوه دارم بود كه از روي آن موسيقي متن فيلم «كافر» ساخته شد. در «دشنه» بحث سرگرداني و تنهايي زن هاي ويژه مطرح بود و روي اين مسأله خيلي كار كرديم.
| زماني بحث سانسور اين ترانه ها هم مطرح بود، ترانه «كندو» كه تا مدتها صفحه نشد دليل اين مخالفت ها چه بود؟
* درباره دليلش تاريخ صحبت خواهد كرد. اما يك جو سياسي بين المللي وجود دارد كه خيلي شيك نظراتش را اعمال مي كنند بعد هم مي روند و مي گويند جنگي بود، مضراتي داشت، خونريزي شد و همه متأثرند. حالا بياييد آن تكه هايي كه باعث التهاب اين ملت در مورد جنگ وانتقام جويي مي شود در بياوريم. اين مطلب را همه مي پذيرند و پس از آن سانسور شروع مي شود. خب اين مسائل در همه جاي دنيا وجود دارد. نيويورك راويران كردند و آن همه انسان از بين رفت. به هر حال ما روي موسيقي و ترانه اين فيلم ها خيلي كار كرديم. در «دشنه» اردلان سرفراز بر مبناي داستان فيلم ترانه نوشت و روزي كه صدابرداري تمام شد من گفتم اين ترانه ماندگار مي شود، همين طور ايرج جنتي عطايي هفته ها براي نوشتن ترانه «كندو» زحمت كشيد و اگر به آن مونتاژ آخر دقت كنيد كلمه به كلمه و شات به شات با ترانه پيش مي آيد.
|در ترانه و تصوير به جايي مي رسيد كه از انسان سخن مي گوييد ولي از گذشته اش حرفي نمي زنيد!
* گذشته را خودشان تعريف مي كنند، در «كندو» آقا حسيني را در هاله اي از ابهام قرار دادم، مانند يك پيله او اين پيله را كم كم پاره مي كند. اين پيله آن قدر باز مي شود كه او از حفره آن قهوه چي را مي زند.
| در مورد «كندو» مي توانيم بگوييم كه يك ديدگاه كاملاً اومانيستي به قضيه داشته ايد.
* اصلاً ذات موجوديتش مي تواند اومانيستي باشد. چون به حساب نمي آيد.
| شما به اصالت اعتقاد داريد؟ يعني آن را نفي مي كنيد يا بر آن صحه مي گذاريد؟
* مكانيسم داشتن چيست؟ تو از طريق فلسفه مي تواني بگويي من كائنات را دارم. اما مكانيزم خرج چيست؟ منطق. تو تمام اين ها را داري حالا بايد با منطق خرج كني. اگر اصالت ذات نباشد كه موجوديت انسان تصادفي است. آنها مي گويند دنيا از بيگ بنگ به وجود آمده؛ پس انسان اصالت ندارد، ولي چرا اثر انگشت تودر كائنات نظير ندارد براي اينكه قانون توارث است.
| اما در سناريوهايي كه براي ديگران نوشته ايد ردپايي از «فريدون گله» به چشم نمي آيد!
* اغلب كارگردان هاي سينمابهترين فيلم هايشان را براساس فيلم نامه هاي من ساختند اين بحث مربوط به سينماي اداري است.به طور كلي سينماي شخصي و ادار ي با هم فرق مي كنند، در خانواده سينما هزاران نفر كار مي كردند وده ها سينما براي اكران فيلم مي خواستند. با فيلم هايي مثل «يك اتفاق ساده» ، «مهرگياه» و يا «گاو» چقدر جمعيت به سينما روي مي آورند؟
جاي اين فيلم ها را فيلم هاي تجاري عربي، هندي و تركي پر مي كرد و صنعت سينماي ما مي خوابيد بله ابتذال بود و بايد جلويش را مي گرفتند، اما بحث سينماي اداري جدا بود فرض كنيد «دنياي آبي» هيچ گونه ابتذالي نداشت و فيلمي بود در رديف فيلم هاي اداري.
| منظور شما از ابتذال چيست؟
* ابتذال، ناهنجاري است. در خيابانهاي آمريكا ابتذال موج مي زند، آنچه كه حرمت مدني و مورد انتظار انسان را برهم بزند مبتذل است. مثلاً در خيابانهاي آمريكا پسري را ديدم كه يك قوطي خالي الكل به گوشش آويزان كرده و قسمتي از موهايش را بافته بود شلوار كوتاه به پا داشت و گيتار مي زد وقتي به او نگاه كردم از خودم شرمنده شدم.
| آقاي گله مي خواهم بار ديگر به يكي از گرايش هاي شما در سينما اشاره كنم و آن گرايش به سبك سينماي خياباني است. دراين سينما به فاصله گذاريهاي قانوني توجه مي شود و گاهي قانون به عنوان ابزار دست قدرتمداران جامعه عمل مي كند و آن ها درنهايت برنده مي شوند.
* سينماي دهه شصت ميلادي به علت تبلور اگزيستانسياليسم از مسائل خياباني متأثر شد. بعضي از توريست هايي كه با هزينه كم سفر مي كردند و آن ها را هيپي مي ناميدند ناقلان اگزيستانسياليسم بودند. بدين ترتيب جوان ها به مسافرت تشويق شدند و حواس خياباني پيدا شد. درتمام مسافرخانه هاي خيابان ناصرخسرو اتاق خالي پيدا نمي شد و همه مملو از توريستهاي يك دلاري بود. اين تأثيري بود كه اگزيستانسياليسم در اروپا، آمريكا و خاوردور گذاشت.
| پس «زير پوست شب» تحت تأثير اين فضا ساخته شده است؟
* نه، آن تأثيرات وجود داشت. در «زير پوست شب» مرتضي عقيلي را مي بيني در خيابان كتش را روي شانه اش انداخته وعلامت توقف ممنوع را گرفته و به شدت تكان مي دهد، اين يك اعتراض خفته ناخودآگاه انساني است، كه دليل توقف خودش را در علامت توقف ممنوع مي بيند و مي خواهد حركت كند. اگزيستانسياليسم آن حركت را داشت.
| با توجه به اينكه نگرش اگزيستانسياليستي موجب رواج فيلم هاي خيابان شده است، براي استفاده از «نيچه» در فيلم هايتان چه دليلي داريد؟ اين تأكيد به گونه اي بوده كه يك نوع تعلق خاطر را تداعي مي كند!
* نيچه بسياري از مطالب متفكرين اروپا را به ما منتقل مي كند نسل جوان ما كمتر از گفته هاي نيچه اطلاع دارد، آنچه كه زيربنا و قوام فلسفي دارد هيچ گاه نفي نمي شود. كنجكاوي سرمايه آدم است. نيچه مي گويد: از هركجاي چشمه كه اوباش بنوشند آبها همه زهرآگين است. مي گويد: چقدر سخت است تنها بودن تنها ماندن و تنها جنگيدن اما فقط از چنين بذري است كه حقيقت به دنيا مي آيد. اين زمينه اي است براي ارتباط برقرار كردن با آن ذهنيت كنجكاو.
| از تنها مبارزه كردن در كلام نيچه گفتيد درپايان فيلم هايتان آن ها كه تنها مبارزه مي كنند اگر چه به گفته خودتان به حقيقت مي رسند اما در ظاهر شكست مي خورند.
* اينها هميشه مفهوم وجودشان شكست خورده است ولي حقيقت وجودشان پابرجا مي ماند، اين مفهوم مورد اعتراض است و ناشي از آن حقيقت نيست. اين مفهوم را به عنوان خرج در دنياي امروز دردست ما گذاشته اند كه ناشي از يك ماترياليسم بسيار بسيار فجيع، يك كاپيتاليسم بسيار بسيار سطحي و منفعت طلب است. اين مفهوم دراولين مواجهه با حقيقت شكست مي خورد. يعني اولين بار كه تو بايستي و به آمريكا بگويي چرا؟ حكم محكوميت خودت را دادي.
| در دهه شصت ميلادي سينماي ايران از اگزيستانسياليسم تأثير پذيرفت، امروز در اين سينما كدام نحله هاي فكري به چشم مي آيند.
* اگر در دهه شصت اگزيستانسياليسم تأثير عميقي برسينما گذاشت دراين دوره هم تأثيرات ديگري را سبك هاي اعتقادي ديگر به جا مي گذارند و اين تأثيرات را نمي شود نفي كرد. براساس اين تأثيرات فيلم هايي ساخته مي شود، الآن فيلم هايي راجع به سرگرداني دختران ساخته مي شود كه اين تأثيرات برآمده ازتلفيق تبليغات با اوضاع جامعه است. شايد زماني كه حقايق آشكار شد اين ها پيشينه ماندگاري نداشته باشند ولي فعلاً تأثيرپذيرند وتأثيرگذاري دارند.
| دراين سالها بسياري بار ديگر به سينما برگشتند و فيلم هاي قابل توجهي هم ساختند ولي گويا هنوز شما با خود به اين نتيجه نرسيده ايد كه دراين سينما فيلمي بسازيد!
* تا آدم بعد از بيست سال دوري از سينما جوانب كار، كانالها و ريتم كار را بشناسد مدت ها طول مي كشد. من فرهنگ كار را مي شناسم دراين بحث نيست، بحث ضرباهنگي است كه بايد براي شما قابل تحمل باشد و شما با آن به نتيجه برسيد. اين ممكن است ماهها طول بكشد ولي دردست اجراست.
| فكر نمي كنيد دير شود؟
* چرا دير شود؟! يعني من آنقدر پير هستم؟ من هنوز صبحها نيم كيلومتر مي دوم، دوچرخه سواري مي كنم و هنوز دكتر نرفته ام نه قند دارم و نه چربي. اصلاً نمي دانم اين حرفها چيست؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |