گروه سياسي ـ جلال برزگر:
۴۲ سال دارد. پدري قندهاري و مادري پنجشيري، او را به دو قوم بزرگ افغان (پشتونها و تاجيكها) منسوب كرده است. پس از تحصيل در رشته چشم پزشكي از سال ۱۳۶۴ وارد جبهه پنجشير شده است، به قول خودش اول به عنوان دكتر جبهه و بعد به عنوان همكار نزديك «احمدشاه مسعود»؛ پس از سقوط رژيم كمونيستي در افغانستان مناصب حساس دولتي را از سخنگوي وزارت دفاع تا سرپرستي و وزارت امورخارجه تجربه كرده است. در آخرين سفر دكتر «عبدالله عبدالله» به تهران با او به گفت وگويي صريح درباره مسائل آن سوي مرزهاي شرقي و آينده روابط افغانستان با ايران و جامعه بين الملل نشستيم، او روايتي متفاوت از جريان وصول وعده هاي جهاني به افغانستان دارد و مخاطرات پيش روي دولت را با زباني صريح بيان مي كند و باقي حرفها كه پيش رو داريد.
\ بيش از يكسال از استقرار دولت شما بر ويرانه هاي حكومت تروريستي طالبان مي گذرد، ولي برخي حاصل عيني كار دولت شما را صرفاً حاكميت بر كابل و داشتن روابط خوب با كشورهاي خارجي مي دانند و معتقدند بيرون از كابل هنوز اثري از تغيير ديده نمي شود. نظر شما چيست؟
* در اثر سقوط طالبان و تشكيل دولتهاي موقت و انتقالي تغييرات عمده اي در افغانستان به وجود آمده است كه همه ابعاد زندگي مردم را شامل مي شود، همين كه افغانستان در مسير يك پروسه سياسي مردمي مزين به روح دموكراسي قرارگرفته، يك تغيير بزرگ است. مردم ما امروز در انتظار انتخابات آزاد و سراسري در كمتر از ۲ سال آينده هستند، در عرصه هاي ديگر هم مي دانيد كه دولت جديد ادامه يك حكومت و دولت قبلي نيست و بحث دولت و حكومت سازي نوين مطرح است، اما فعلاً توانسته ايم سه ميليون محصل را به مدارس بازگردانيم و اقداماتي ديگر كه بازگويي شان فرصت مي خواهد. هرچند كوشش ها براي بازسازي كشور هنوز چشمگير نيست اما بايد به اين نكته فكر كنيد در شرايطي كه ۵ميليون نفر از مردم ما محتاج به كمكهاي بشردوستانه هستند. بازگشت ۱/۵ميليون نفر مهاجر به كشور، يك دستاورد است، اما هنوز مسائل حل نشده باقي اند.
\ يك نظر تاريخي مي گويد، كساني در افغانستان مي توانند مقدرات را تغيير دهند كه قدرت حكمراني بر نيروهاي داراي سلاح را پيدا كنند و گروههاي قبيله اي را زير سيطره داشته باشند. آيا دولت شما به چنين تواني دست يافته است؟
* واقعيات زيادي در افغانستان دچار تغيير شده است. با واقعيات جديد تغيير نظر و رأي مردم از داشتن قدرت نظامي و سلاح ارج بيشتري دارد. تدبير لويي جرگه يك نمونه بارز است، شما شاهد بوديد كسي كه مثلاً ۲۰ هزارنفر مسلح تحت فرمان داشت با يك معلم يا كاسب كه با رأي مردم به لويي جرگه آمده بود حق برابر داشت. امروز سلاح در كشور ما مي تواند در وضع ثبات اثر داشته باشد، اما ديگر نمي تواند سرنوشت ساز باشد.
\ به چه علت؟ يعني چگونه بايد پذيرفت كه معادلات قبلي تغيير كرده اند؟
* به علت آنكه زمينه و فرصت براي نقش آفريني مردم مهيا شده، دولتهاي موقت و انتقالي با همه كمبودهايي كه شايد داشته اند، داراي اين امتياز بوده اند كه زمينه لازم براي اين حركت مهم را ايجاد كنند. امروز مردم از حقوق خود برخوردار هستند و از آن دفاع مي كنند.
\ با اين اوصاف چه دلايلي وجود دارد كه من به عنوان يك خبرنگار براي يك شهروند افغاني يا يك ايراني علاقه مند به سرنوشت منطقه، دولت كرزاي را اميدآفرين معرفي كنم؟
* مهمترين اميدواري همين است كه زمينه براي تحقق اراده و حق تعيين سرنوشت مردم مساعد شده است. واقعيت مهم عصر ما اين است كه بدون چنين حالتي در هيچ جا تضميني براي ثبات و پيشرفت وجود ندارد.
\ جناب وزير در بين تهديداتي كه متوجه سرنوشت دولت و حركت نوپا است بيشترين نگراني شما ناشي از چيست؟
* تهديدهاي ما عبارتند از: ۱ـ حضور تروريستها در منطقه ۲ـ خطرناشي از عدم توفيق در اجراي برنامه هاي بازسازي و ايجاد امنيت ۳ـ تكرار رويه هاي منفي گذشته در رفتار كشورهاي همسايه با افغانستان ۴ـ مسأله موادمخدر كه در صورت حل نشدن براي امنيت ايجاد خطر خواهدكرد.
\ مردان سياسي كابل گلايه هاي بسيار كرده اند از اينكه وعده دهندگان بين المللي به آن صورت كه بايد به وعده هاي خود عمل نكرده اند، آقاي دكتر، اين يك واقعيت است يا يك تبليغ؟
* اگر بگويم جامعه بين الملل براي ما كاري نكرده، ناسپاسي است. اما از اين پس به لحاظ استراتژي بخش عمده كمكها بايد از طريق دولت و نهادهاي آن باشد تا ظرفيت بهره گيري از اين كمكها در دولت تقويت شود؛ از طرف ديگر بايد به نيازهاي بشردوستانه مردم ما توجه شود و از اين لحاظ شايسته است كه سمت گيري كمكها در جهت توسعه افغانستان تداوم يابد.
\ آيا تحقق پيدا نكردن وعده هاي جهاني به اين علت نبوده كه به آينده افغانستان اطمينان وجود نداشته و اين كشورها نمي خواهند همه فرصت هاي سياسي و اقتصادي را به پاي دولت فعلي بريزند؟
* خير، كشورهايي كه به وعده هاي خود به افغانستان عمل نكرده باشند، بسيار معدودند، در كشوري كه ۵ ميليون نفر به موادغذايي احتياج داشته اند، بسياري از كمكها وضوح ندارند، اما ضرورت دارند. اين كمكها صورت گرفته، اما باعث تغيير وضع زندگي مردم نشده است. با اين همه، دنيا كمكي كه امسال به ما وعده كرده بود را به انجام رسانده است.
\ به عنوان وزير امورخارجه به اين پرسش هم پاسخ دهيد كه كار با كدام كشورها را بيشتر قرين توفيق ديده ايد؟
* نام بردن از كشورها وضع را به صورت جامع روشن نمي كند، اما اكثر كشورها به وعده هاي خود عمل كرده اند، اگر همه كمكها در سال اول صورت مي گرفت توانايي و ظرفيت استفاده مؤثر را نداشتيم.
\ در اين ميان چه نمره و امتيازي به ايران مي دهيد؟
* بخش عمده كمكهاي وسيع جمهوري اسلامي ايران صرف پروژه هاي بسيار مهم مثل راهسازي، آموزش و پرورش و بهداشت شده است.
\ مي گويند در كشوري مثل افغانستان با وضعيت ويژه اي كه دارد، شما از كساني هستيد كه كليد حل معضلات را در ديپلماسي جست وجو مي كنيد، آيا اين كار امكان دارد؟
* ديپلماسي لازمه كار است اما نه همه آن، بخش عمده كارهايي است كه بايد در داخل كشور صورت گيرد، يعني عملي ساختن طرح توسعه ملي بستگي به توانايي دولت و دسترسي به منابع دارد، ما راههاي دشواري طي كرده ايم اما راه پيش رويمان هم آسان نيست. در مسير تازه اميد ما به تغييري است كه در روح و انديشه مردم ايجاد شده و ضامن موفقيتهاي آينده است. طبيعي است كه من به عنوان مسؤول وزارت خارجه در اين جهت وظايفي بر دوش دارم كه بيش از پيش بايد به آنها بپردازم.
\ پس از تشكيل دولت شما، مسأله هيرمند از طرف ايراني ها به عنوان سمبل اطمينان به روابط و همكاريهاي تازه مطرح شد، در اين مورد قرار ومدارهاي تاريخي هم روشن است. اولين اظهار نظر شما درباره هيرمند، ايراني ها را شگفت زده كرد و اين سؤال مطرح شد كه آيا هيرمند دچار بازيهاي ديپلماتيك شده است؟
* خير، اينطور نيست، كسي در دولت ما نيست كه نسبت به موافقتنامه دو كشور درباره آب هيرمند ترديد داشته باشد، اين موافقتنامه به قول شما روشن است. مشكلات پيش آمده از خشكسالي ناشي مي شود و متوجه هردو كشور است. با اتفاق نظر دولت كابل و باوجود پايين بودن آب در سد كجكي، هيرمند به سمت ايران جاري شد.
منظور از نيت نيك ما در قضيه هيرمند هم منت گذاري نيست. نيت نيك وجود دارد، بدون هيچ منتي. من كسي نيستم كه در آمريكا باب ميل آمريكاييها صحبت كنم و جاي ديگر نوع ديگرايستادگي من بر سر منافع كشورم در چارچوبي مسؤولانه است و نه فرصت طلبانه. اينكه در اينجا برخي گفتند ما تحت فشار آمريكا نظر خود درباره آب هيرمند را تغيير داديم با واقعيت مطابق نيست، چون نه فشاري وجوددارد و نه تغيير نظري و ما هم اهل تن دادن به فشار تبليغاتي عليه ايران نيستيم.
\ در دو سه ماه اخير تهديدهايي متوجه مراكز و منافع ديپلماسي ايران در كابل شد، آيا شما شناسايي درستي در اين باره انجام داده ايد؟ برخي منابع ايران مي گويند در اتفاقاتي مثل انفجارهاي اخير زاهدان ردپاي القاعده به چشم مي خورد، اهداف آنها را چه مي دانيد؟
* اهداف آنها ضدبشري و ضداسلامي است، منطق مشخص هم ندارد، ما چه كرده بوديم كه مزارع مان را آتش زدند، مردم را آواره كردند، احمدشاه مسعود را از ما گرفتند؟ درباره جزئيات حوادث زاهدان اطلاعي ندارم، اما مي توان انتظار چنين كارهايي از آنها داشت. آنها براي برهم زدن ثبات، منابع ديپلماتيك را هم نشانه مي روند، اما ما همه نوع هماهنگي را با نمايندگي هاي سياسي موجود در كشورمان براي شناسايي و جلوگيري از تهديدات انجام مي دهيم.
\ شما به اعتبار منصبتان از گذشته تا امروز اطلاعات زيادي از واقعيات روابط ايران و افغانستان داريد، صريح بگوييد به نظرتان چه جريانهايي در مسير نزديكي دو كشور ايجاد بدبيني و مشكل مي كنند؟
* تصور من اين نيست كه فلان كشور خارجي به خاطر نوعي از روابط با ايران، درصدد تخريب روابط ايران و افغانستان باشد، يعني چنين اطلاعات و شواهدي ندارم. اميدوارم رقابتهاي منطقه بر افغانستان تأثير سوئي باقي نگذارد، البته همكاران القاعده و مخالفان صلح و ثبات درصدد تخريب روابط دو كشور هستند، ولي مطمئن هستم كه موفق نخواهند شد.
\ پس فكر مي كنيد مسأله رقابت منفي بين ايران با بعضي شركاي بين المللي شما، در افغانستان حل شده است؟
* حداقل در قضيه افغانستان برداشت من اين است كه كشورهاي همكاري كننده در تضاد باهم نبوده اند.
\ در بين كشورهايي كه با آنها باب همكاري گشوده ايد، امتياز كار با ايراني ها به نظرتان چيست؟
* كار با ايران، همكاري با كشوري همسايه با پيشينه روابط تاريخي و فرهنگي مشترك است. ايران در زمان اشغال افغانستان كنار ملت ما ايستاد، به مهاجرين ما پناه داد و امروز در بازسازي افغانستان قدم پيش گذارده، ايران امنيت افغانستان را به نفع امنيت خود و منطقه مي داند و اين طرز تلقي در نظر ما بسيار مثبت است.
\ حرفهاي شما درباره به صحنه آمدن يك جريان سياسي در انتخابات پارلماني پاكستان، اذهان زيادي را به خود جلب كرد، شما گفته بوديد كه آنها نه حاميان كه خود طالبان اند، بالاخره كادرهاي رهبري القاعده و طالبان و عقبه آنها كجا رفتند و چه شدند؟
* اكثرشان در پاكستان هستند، طالبان يك فكر و برنامه بود، امروز ما اميدواريم آنها هرچه مي كنند فراتر از محدوده پاكستان نباشد.
\ چرا ائتلاف ضدتروريسم در مناطق موردنظر شما موفق نيست در حالي كه آمدن يك نفر از افراد مظنون به سمت ايران به يك جنجال تبديل مي شود ولي حضور فله اي آنها در پاكستان تحمل مي شود؟ مشكلات عملي ائتلاف ضدتروريسم در آن مناطق چيست؟
* اينكه چرا نوع تبليغات و نوع نگاهها (به سمت ايران و پاكستان) متفاوت است را نمي دانم به چه دليل است. ما نگراني هاي خود را اعلام كرده ايم، اما اوضاع و روبط در هر جايي مشخصات خود را دارد و مقايسه كار درستي نيست.