|
گزارش «ايران» ازروند روبه تزايد مصرف داروهاي نيروزا
مسير سبز مرگ
• كسي نمي دانست عضلات گلوئتان ورزشكاران ما در اثر استفاده از سرنگ هاي ۵ سي. سي سوراخ سوراخ است! كسي نمي دانست در پس پرده هنرنمايي اين پهلوانان وطني، ديو دوپينگ خوابيده است. وقتي ۱۰سال بعد در رقابتهاي وزنه برداري قهرماني آسيا در تبريز، هركول هاي ما پولادهاي سرد را مثل پنبه بالاي سر بردند، كسي باور نمي كرد اين كاخ بزرگ و باشكوه، درمدت كمتر از ۲سال كاملاً نابود مي شود
|
|
|
آشناترين جايي كه در آن مي توان به راحتي نام «استروئيدهاي متابوليك» يا به عبارتي همان داروهاي محرك انرژي زا را شنيد، سالنهاي مختلف بدنسازي در سطح شهر تهران است كه رواج خارج ازعرف و حد معمول اين داروها در 'آن از اواخر دهه۶۰ آغاز شده است. در اين سالها، بدون آنكه متخصصي وجود داشته باشد و «دوز مصرف» و اصولاً لزوم مصرف دارو مشخص باشد، از اين داروها به صورت نامحدود و نامعيني استفاده مي شود. داروهايي كه معمولاً در فرهنگ سالن هاي بدنسازي تلفظ نادرستي دارند. مثل داروي Nandrolone كه با تلفظ «ناندرنول»! معروف است و داروي Oxandrolone كه سالن هاي بدنسازي و پرسوناژهاي سازنده اين سالنها، تلفظ «اكساندرنول» را براي آن برگزيده اند و قرص "Oxymestholon" كه باز عوامل اين ورزش به آن «اكسي متانول» مي گويند. البته دوپينگ منحصر به سالنهاي بدنسازي نيست. عمر دوپينگ در ايران، از ۳۰سال گذشته است و اين سرطان نحس ورزش ايران آثار سوء خود را اولين بار در المپيك۱۹۷۲ مونيخ نشان داد. ••• ۱۴سال تا مرگ وزنه برداري ايران در تابستان سال۱۳۵۱ هجري شمسي و در دوره رياست تيمسار حجت كاشاني بر سازمان ورزش ايران، مشخص شد يكي از وزنه برداران تيم ملي كشورمان كه به مقام نهم وزن خود در المپيك۱۹۷۲ مونيخ رسيده بود، از داروهاي محرك انرژي زا استفاده كرده است. دوپينگ اين ورزشكار، با مخفي كاري و لاپوشاني مسؤولان كاروان ورزش ايران، بازتاب جدي و قابل توجهي نداشت. اين پديده زشت، ۳۰سال قبل در نطقه خفه نشد تا در سال۱۳۶۵به اوج قله برسد و فضاحت دوپينگ، باعث مرگ وزنه برداري ايران در اين سال شود. غائله اي كه با دوپينگ رمضانعلي تيموري آغاز شد و با نابودي وزنه برداري ايران در بازيهاي آسيايي۱۹۸۶ سئول خاتمه يافت. كاخي كه دوپينگ نابود كرد در بازيهاي آسيايي۱۹۷۴ تهران كه كسب مدال طلا در آن هدف بود و وسايل رسيدن به هدف، از دادن هداياي نفيس به داوران ومسؤولان كميته تا سعي درتغيير نتايج وسعت داشت. فضاحت دوپينگ به صورت آشكاري بر پيكر ورزش ايران و بخصوص وزنه برداري ريشه دواند. كسي نمي دانست پشت اين عضلات در هم پيچيده و اندام ستبر، قبرستاني از استروئيدهاي متابوليك وجود دارد. كسي نمي دانست عضلات گلوئتان ورزشكاران ما در اثر استفاده از سرنگ هاي ۵ سي. سي سوراخ سوراخ است! كسي نمي دانست در پس پرده هنرنمايي اين پهلوانان وطني، ديو دوپينگ خوابيده است. وقتي ۱۰سال بعد در رقابتهاي وزنه برداري قهرماني آسيا در تبريز، هركول هاي ما پولادهاي سرد را مثل پنبه بالاي سر بردند، كسي باور نمي كرد اين كاخ بزرگ و باشكوه، درمدت كمتر از ۲سال كاملاً نابود مي شود اما اين اتفاق بد، براي ورزش ايران رخ داد. پرده هايي كه با دست يك وزنه بردار فرو افتاد آقاي ت در زمان خود، معروفترين وزنه بردار پس از انقلاب ايران بود. او در وزن ۱۱۰كيلوگرم، ركورد قابل توجه ۴۲۰و در وزن ۱۱۰+كيلوگرم سابق، ركورد ۴۱۰كيلوگرم را داشت و در كنار شهرام يوسفي (كه بعدها به يكي از كشورهاي اروپايي پناهنده شد) در كنار آذر مجيدي، علي پاكيزه جمع وچند نفر ديگر نسلي قدرتمند را تشكيل مي داد. او كه محبوبترين ورزشكار نيمه ابتدايي دهه۶۰ ايران بود، ارديبهشت ماه سال۱۳۶۵ در رقابتهاي بين المللي بلغارستان، هر چند ۲۵كيلوگرم زير ركورد خود را وزنه زد اما در مصاف با «اسپاراخوف» وزنه بردار بلغاري، قهرمان تورنمنت شد. چندروز بعد، فدراسيون جهاني وزنه برداري اعلام كرد؛ قهرمان ايراني دوپينگ كرده است! نحوه واكنش جامعه ورزش ايران با اين پديده نوظهور، عجيب و قابل توجه بود! ت علناً دوپينگ خود را كتمان مي كرد و اتهام استفاده از داروهاي نيروزا را نمي پذيرفت. در آن زمان تعداد كساني كه حاضر بودند واقعيت را بگويند و از اين پديده زشت در ورزش ايران انتقاد كنند، بسيار اندك بود و روزنامه كيهان ورزشي در رأس منتقدان قرار داشت. در آن زمان دوستداران او، به ويلاي مرحوم هنريك تمرز، قهرمان سابق وزنه برداري دنيا و مفسر وزنه برداري كيهان ورزشي هجوم بردند و در اعتراض به مطالبي كه در اين مجله درج شده بود، خانه او را به آتش كشيدند. اين اولين واكنش جدي خانواده ورزش ايران در قبال مسأله دوپينگ بود. مسأله دوپينگ قهرمان وزنه برداري از آن حيث قابل اهميت است كه اولين بازتاب جدي رسوايي دوپينگ درايران را ايجاد كرد. تيموري در اين ميان تنها نبود او تنها نماينده اي معروف از يك جامعه آلوده به داروهاي محرك و نيروزا بود كه اينك پرده هايش فرومي افتاد و سياهي آن به نمايش عمومي گذاشته مي شد. روان شناسي دوپينگ يكي از بزرگترين كنفرانس ها در عرصه دوپينگ، در روزهاي پنجم تا هشتم سپتامبر۱۹۹۳ توسط كميسيون پزشكي كميته بين المللي المپيك در لندن تحت عنوان جنگ عليه دوپينگ برگزار شد. در اين كمتيه موضوع «علل استفاده ورزشكاران از داروهاي نيروزا» بررسي شد. اما به واقع اين واقعيت يك دليل بديهي و كاملاً روشن داشت، كمال يابي در عرصه قهرماني، هدف اصلي دوپينگ است. ورزشكاران، يا براي رسيدن به قهرماني در ورزشهاي انفرادي يا براي خودنمايي در ورزشهاي نمايشي مثل پرورش اندام اقدام به اين عمل مي كنند و يا براي بالا بردن توان عضلاني و در جهت بالا بردن توانمنديهايشان در ارائه مهارتهاي خاص از اين عمل استفاده مي كنند. ملي پوشان و بسياري از ديگر فوتباليستهاي ايراني همواره متهم ومشكوك به استفاده از مواد نيروزاي غيرمجاز بوده اند. در سال۷۹ و طي جام گفت وگوي تمدنها كه در تهران برگزار شد، يكي از اعضاي تيم پزشكي همراه تيم ملي، در سطل زباله اتاقي درهتل، محل اقامت بازيكنان پوكه خالي يك آمپول نيروزا پيدا مي كند. اما ملي پوش ساكن در آن اتاق در پاسخ پيامهاي اين پزشك عنوان مي كند براي بالا بردن توان خود در شيرجه به سمت چپ و راست و براي قوي كردن عضله سر شانه (Peltoid) اقدام به اين عمل كرده است. البته اين يك نمونه بسيار ابتدايي و كوچك از حضور همه جانبه دوپينگ در بخش كشف نشده اركان ورزش ايران است. مي توان گفت تظاهر وتمايل به خودنمايي در رشته هايي مثل بدنسازي، عامل وانگيزه اصلي استفاده از داروهاي غيرمجاز دوپينگ است كه ريشه در مسائل روان شناسي دوپينگ دارد. روان شناسي دوپينگ تعيين مي كند گاهي تأثير رواني استفاده از مواد نيروزا، بيش از تأثير جسمي آن است. در اينگونه موارد، دوپينگ، نقش نعل خوشبختي را براي ورزشكار بازي مي كند. دكتر مهدي خبيري در اين باره مي گويد: «دوپينگ قبل از اينكه مشكلي پاتولوژيك باشد، يك مشكل اخلاقي و رواني است. مسأله دوپينگ فقط مشكلات جسماني براي ورزشكاران به وجود نمي آورد بلكه اثرات مخرب اخلاقي بسياري در جامعه ايجاد مي كند. وي مي افزايد: ورزشكاري كه همه تلاش خود را به كار بسته و انگيزه قهرماني و برتري در او به اوج رسيده است، براي رسيدن به قهرماني شايد به آخرين حربه ممكن يعني دوپينگ هم متوسل شود اما بايد با مشاوره هاي خاص به او كمك كرد بتواند بار سنگين «فقط برنده شدن» را به مقصد برساند. عاملان توزيع، لكه هاي ننگ جامعه دوپينگ مدتهاست مي توان در بخشهايي از ورزش كشور مانند سالنهاي بدنسازي، گروههاي توزيع مواد نيروزا را به صورت يك واحد مشخص از افراد فعال ديد. آنچنان كه در ابتداي بحث عنوان كرديم، اين گروه غيرمتخصص بدون شناخت فارماكولوژيك داروهااقدام به تجويز آنها مي كنند بدون آنكه توجه و اصولاً اطلاعي در مورد عوارض استفاده از اين داروها داشته باشند. هر چند خوشبختانه در ورزش قهرماني و ملي ما، يعني وزنه برداري، بساط دوپينگ تقريباً به صورت كاملي برچيده شده است و در چهارسال اخير وزنه برداري پاك ما، صاحب ۵طلاي جهاني و المپيكي شده است اما در سطح عمومي جامعه تمايل به انواع و اقسام مختلف داروهاي نيروزا بالا رفته است. داروهاي نيروزا و به عبارت كلي تر داروهاي ممنوعه مورد تأييد كميته بين المللي المپيك در دسته محركه ها، داروهاي ناركوتيك واستروئيدهاي آنابوليك تقسيم بندي مي شوند، داروهاي محرك مثل كوكائين (cocaina) و كافئين (caffeine) جزو داروهاي ممنوعه محسوب مي شوند. كافئين موجود در قهوه اگر غلظتي بيش از ۱۲ميلي گرم در يك ميلي ليتر ادرار داشته باشد، جزو دوپينگ هاي رايج محسوب مي شود. در دسته داروهاي ناركوتيك، به مواردي مثل شربت دكسترومتروفان (Dextrometrophone) برمي خوريم كه حتي مدتها به عنوان دارويي جهت تخدير و به خصوص در ميان جوانان رايج شده بود و در بخش استروئيدهاي متابوليك كه دسته اصلي مواد نيرو زاي كاذب را تشكيل مي دهند، به اسامي داروهايي مثل ناندرالون، اكساندرالون و اكسي متالون برمي خوريم. داروهايي كه دلال هاي دسته چندم دارويي در سالن هاي بدنسازي هم آنها را مي شناسند. افتضاح در اين قسمت تا حدي پيش رفته است كه بعضي از مسؤولان و مربيان اين رشته خود به امر توزيع اين داروها مي پردازند، غافل يا ناغافل از آنكه اين مواد تا چه حد مي توانند در آينده اي نزديك بر روي بدن ورزشكاران تأثير سوء داشته باشند . از عوارض سوءبدني گرفته تا تأثير منفي روي سيستم جنسي و هورمون تستوسترون در مردان! ادامه دارد
|