يكشنبه ۲۲ دي ۱۳۸۱ - ۸ ذيقعده ۱۴۲۳
Sun, Jan 12, 2003
اجتماعي
شماره ۲۳۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با «عباس هوتهم» قديمي ترين عكاس پزشكي قانوني
ديدگاه
رئيس جمهوري در جمع اعضاي هيأت نظارت بر انتخابات:
• رئيس جمهوري همچنين از شوراهاي شهر و روستا به عنوان بنيادي ترين و ريشه اي ترين عرصه هاي حاكميت مردم بر سرنوشت خويش ياد كرد و اظهارداشت: ملت ما با حضور شور انگيز در انتخابات شوراها علاوه بر رفع خطرات از كشور، تصميم جدي براي حاكميت بر سرنوشت خودش را اعلام كرد.
گفت وگو با «عباس هوتهم» قديمي ترين عكاس پزشكي قانوني
دستم به عكاسي از زنده ها نمي رود
107031.jpg
پشت پنجره اتاقك عكس، نشسته است تا كسي گشمده اش را شناسايي كند. آلبوم هاي رنگي، بوي ذهم خون را مي پاشد روي صورتت، روي حادثه، روي قتل.
ـ چند وقته گم شده؟ قدش، رنگ مويش؟
ـ مرد يا زن؟ دنبال يك نشاني روي تنش باش؟
ـ به خاطر داري چه لباسي پوشيده بود؟
ـ اين عكس ها را ببين. مي شناسي اش؟ گمشده تو نيست؟
ـ خوب نگاه كن! دقيق تر! گمشده ات اين نيست؟
نشسته پشت ويتريني كه مشتريانش، اهل عزايند. سالهاست كه اينجا نشسته وهر وقت كه معركه اي بالا بگيرد، مي رود عكس بگيرد از تازه واردان مجهول الهويه، مقتولان گمنام، رنگ پريده و بي نفس.
رفتم پشت دوربين. گفتم سرش را بلند كن، پرونده بدون عكس كه نمي شود. بيچاره گمشده، نه نامي، نه نشاني.
از اولي كه عكس گرفتم، دومي هم آماده شده بود. سرش را بلند كردند، خيز برداشتم تا پرونده بدون عكس نشود. زانوانم سست شد. شكستم. برادرم بود پشت دوربين، مرده بود.
 ***
۲۴ سال عكس گرفتن از پيكرهاي بي جان،سرهاي بريده، تن هاي سوخته و بي صورت، چرمينه پوستش كرده است.
مي خندد، اما منجمد؛ اين سالها چقدر سخت گذشته است.
۲۴ سال همدم مردگان بوده حالا صورت خسته اش حالتي گرفته، دور شدن ازبوي زهم خون، آب زير پوستش انداخته است.
«عباس هوتهم» قديمي ترين عكاس پزشكي قانوني را پس از پنج سال انتظار و اصرار، به مصاحبه دعوت كرده ايم. سال ۷۴ او را در هياهوي سالن تشريح و عكسبرداري از جان هاي منجمد شناختيم و تا به امروز هر سال قرار گفت وگويمان را يادآور شده ايم. مي گفت: «بگذار تا بازنشسته شوم. گفتني ها و نگفتني هاي بسيار دارم اگر حافظه ام ياري كند».
صورت تكيده واستخواني اش حالا جان گرفته، لرزش انگشتانش به وقت عكسبرداري از جسد، اكنون آرام شده. مي گويم حرفي بزن تا عكس هايت حالت بگيرد.مي گويد: «كسي از من عكسي نگرفته به يادگار».
اولين عكاسان پزشكي قانوني در خيابان بهشت دونفر بودند.عباس هوتهم و «ماشاء ا... مهدوي» كه در همان اوايل انقلاب زخمي و شهيد شد.
گذشته نوجواني و جواني هوتهم را مرور مي كنم.دوست داشته ضمن تحصيل كار كند. شاگرد عكاسخانه اي مي شود تا دلبسته اين هنر شود. اما سرنوشت يك جوان هنردوست چگونه رقم مي خورد و او عكاس پزشكي قانوني مي شود؟
توي عكاسي كار مي كردم كه صاحبش دوستي داشت به نام «جواد». اودر كنار عكاسي سيار در پارك شهر، براي اداره تشخيص هويت آن زمان هم از اجساد عكس مي گرفت. برايمان از خاطرات عكسبرداري در پزشكي قانوني تعريف مي كرد. من حرف هايش را خوب مي شنيدم و علاقه ام به دنياي مرموز عكسبرداري از جسد بيشتر مي شد. مي گفتم چطور است كه اوبدون ترس و واهمه از اجساد عكس مي گيرد. خيلي كنجكاو بودم و علاقه مند.
| نمي توانستي، علاقه ات را با خواندن كتاب هاي پليسي و تماشاي فيلم هاي جنايي برطرف كني؟
* من آن زمان تمام كتاب هاي پليسي را مي خواندم و اتفاقاً دوره اي كه در سينما كار مي كردم و كنترل چي بودم، خيلي فيلم جنايي و پليسي تماشا مي كردم. ساعت ها در سينما مي ماندم و هر سانس كه فيلم پخش مي شد، متوجه يك نكته مي شدم.
همه اينها عطش وعلاقه ام را به عكاسي از اجساد بيشتر كرد. اما من هنوز عكاس نبودم تا اينكه بعد از سربازي، با دوربيني كه خريده بودم رفتم پارك شهر تا به شكل سيار، عكاسي كنم. اما آن زمان نمي شد به طور مستقل عكاسي كني و بايدزير نظر يك نفر كه چند كارگرداشت كار مي كردي.
هوتهم اولين روزهايي را به خاطر مي آورد كه به خاطر عكس گرفتن در پارك شهر با «ماشاء ا... مهدوي» دعوايش مي شود و اين برخورد آنها را به هم نزديك مي كند.
يك روزاز طرف اداره تشخيص هويت آمدند و گفتند كه براي عكسبرداري از چند جسد، عكاس مي خواهند. اگر كسي جرأت اين كار را داشت پول خوبي گيرش مي آمد و من رفتم تا عكاسي كنم. براي هر عكس پنج تومان مي دادند. ديگران ترسيدند ولي من به دليل كنجكاوي اين كار را قبول كردم. صحنه هاي دلخراشي بود. اما طاقت آوردم.
| كنجكاوي و جسارتت ارضاء شد؟
* اين كار باعث شد تا بيشتر علاقه مند شوم. كنجكاوي ام عميق تر شد. اما به دلايلي رفتم تا در دانشكده نيروي دريايي كار كنم كه متأسفانه چند ماهي بيشتر آنجا نماندم.همان موقع وزارت دادگستري آن زمان اطلاعيه استخدامي داد ، قرار بود چهار نفر براي مسؤوليت هاي مختلف در واحد فتوگرافي پزشكي قانوني استخدام شوند.
ماشاء ا... به من گفت بيا برويم ثبت نام كنيم۱۰ ۱۲، نفر شركت كردند وچهارنفر انتخاب شدند كه من و ماشاء ا... نفرات اول و دوم بوديم. من شدم مسؤول عكاسي، او عكاس ودو نفر ديگر هم متصدي ظهور و چاپ و آپاراتچي. اما آنها وقتي كه ديدند بايد كجا كار كنند و در چه شرايطي قرار دارند، استعفا دادند.
| واحد فتوگرافي در پزشكي قانوني براي اولين بار تأسيس مي شد؟
* بله، مي خواستند در قالب برنامه اي مدون وعلمي، افرادي را براي آموزشهاي حرفه اي و تخصصي در واحد فتوگرافي تربيت كنند. به نظر مي آمد كار گسترده و كلان است. چرا كه ما به مدت بيش از يك سال و نيم تحت آموزشهاي خاص و موضوعي كار پزشكي قانوني قرار گرفتيم. موضوعاتي چون چهره شناسي، بررسي پيگيري سندسازي تصويري، عكاسي صحنه يك قتل، مرگهاي مشكوك و خلاصه ابعاد مختلف كار تخصصي فتوگرافي راگذرانديم. استاداني داشتيم كه عاشق پزشكي قانوني بودند و اين عشق و علاقه را در ما هم ايجاد كردند. آنها تأكيد داشتند كه صورتجلسه معاينه يك جسد، مانند سناريويي است كه تصاوير فتوگرافي بايد آن را تكميل كنند. مي دانستيم پرونده بدون تصوير و عكس ناقص است و ما بايد مسير يك حادثه را تعقيب مي كرديم تا به استدلالات علمي و منطقي اثبات يك قتل يا يك ادعا كمك كنيم. به اين ترتيب قضاوتهاي قضات هم با مطالعه پرونده و مشاهده عكسها، صحيح تر بود. ما دو نفر بايد با انواع قتلها، مرگها و شكلهاي مختلف آسيبهاي اجتماعي آشنا مي شديم. چرا كه مي گفتند وقتي واژه ها براي اثبات يا رد يك ادعا كم مي آورند، تصويرها سخن مي گويند. با اين حال بايد هميشه براي دريافت امكانات و تجهيزات متوسل به مسؤولان مي شديم. هميشه بايد منتظر مي مانديم تا توجه مسؤولان به اهميت كاري كه خودشان هم مي دانستند جلب شود ولي، ميزان آگاهي ها كم بود و اين مشكلات هميشه وجود داشت.
| در مدت بيست و چهار سال عكسبرداري از اجساد و فوت شدگان چند عكس گرفته اي؟
* من با تمام گذاشته ام يا بهتر بگويم با تمام انگيزه هايم خداحافظي كرده ام. به ياد آوردن چند هزار عكس كار سختي است. شايد سالانه از ۱۰هزار جسد باانواع علل مرگ و مير كه به پزشكي قانوني مي آمد، ۲۰درصد نياز به عكسبرداري داشتندكه بايد عكس مي گرفتم. اما روزي نبود كه دستم خالي باشد و دوربينم بيكار. مخصوصاً زماني كه ماشاءالله مهدوي در همان اوايل كار مشترك (اوايل انقلاب) شهيد شد. من از حدوداً اوايل پيروزي انقلاب تنهايي كار كردم. روزهاي درگيريهاي خياباني و انقلاب، تعداد شهدا زياد بود. تنها بودم. حتي در مراسم تدفين او نتوانستم شركت كنم و تمام لحظه هايم در آن شرايط بحراني به عكسبرداري از اجساد مي گذشت. نمي شد پيكرهاي بي جان را رها كني. چون شرايط جوي ممكن بود تغييراتي در صورت كشته ها ايجاد كند.
تصور مي كنم يا بهتر بگويم، ادعا مي كنم به لحاظ نوع كار و حساسيت موضوعي عكسبرداري، من بيشترين اجساد را در عمرم تا به الآن ديده ام و از نظر حرفه تخصصي ام از آنها عكس گرفته ام. تاكنون نشنيده ام يا نديده ام كه كسي موفق شده باشد از تعداد بي شماري كشته، مقتول، شهيد و حادثه ديده عكس گرفته باشد. به گذشته كه نگاه مي كنم به لحاظ خستگي هاي روحي و رواني و فشارهاي توأم با نگاههاي بدگمانه اجتماعي هميشه در عذاب بوده ام. كساني كه در چنين حرفه اي كار مي كنند، تحت فشارهاي مختلف اجتماعي و نگاههاي تحقيرآميز هستند. مردم جور ديگري با آنها رفتار مي كنند. اگر بدانند كه تو شغلت چه بوده و چه هست، از هم كلامي با تو فرار مي كنند.
| در تمام طول اين سالها، اين رفتارها و نوع نگاهها، آزاردهنده بوده است؟
* هميشه چنين بوده است. خيلي تلاش كرديم تا به مردم بفهمانيم كه ما هم همجنس شما هستيم، غصه دار مي شويم، احساس درد و افسردگي مي كنيم. ما هم از مرگ يك هموطن و يك عزيز، عزادار مي شويم ولي كيست كه باورهايش را اصلاح كند و وقتي كه خداي ناكرده به پزشكي قانوني مي آيد و دنبال گمشده اي است، درست رفتار كند. فرهنگ سازي براي درك اين موضوع و اصلاح رفتارها و نگرشهاي مردم در موقع مواجه شدن با يكي از كاركنان سالن تشريح كار سختي است. اين شغلها براي مردم تعريف نشده است نمي دانند كسي كه دارد از يك جسد، يك مقتول و يا يك حادثه ديده عكس مي گيرد، براي اثبات دلايل قتل و حقانيت حق تضييع شده كار مي كند. بارها شده كه وقتي به ميهماني رفته ام وقتي صاحبخانه فهميده كه شغل من چيست، بشقابم را از بقيه جدا كرده است يا حتي برخي ميهمانان خود را از من دور كرده اند. به اين نگاهها، خستگي ها و سختي هاي كار در پزشكي قانوني را هم اضافه كنيد.
| از اعضاي خانواده ات هم گذر كسي به پزشكي قانوني افتاده؟
* من هم مثل ديگران عضو خانواده اي به بزرگي يك كشورم.من هم داغ عزيز ديده ام. از برادر نزديكتر، چه كسي را مثال بزنم. يك روز كه طبق معمول رفتم سالن تشريح و خودم را آماده عكسبرداري از اجساد كردم، قلبم گر گرفت. از بچه هاي تكنسين خواستم سر يك جسد را بلند كنند تا بتوانم صورتش را در قاب دوربين تصوير كنم. وقتي صورت جسد را بلند كردند، از پشت لنز، چهره برادر خودم را ديدم. باورم نشد. دوباره نگاه كردم. اشك ريختم، غصه خوردم، مثل همه مردم، مثل همه كساني كه گمشده اي دارند و برخي اوقات پيكر بي جان او را در پزشكي قانوني پيدا مي كنند. ما عاطفه داريم و درد مي كشيم. همه كساني كه در پزشكي قانوني كار مي كنند از ديدن تن كبود بچه هاي آسيب ديده به خود مي لرزندكه آخر چطور ممكن است پدر و مادري چنين بلايي به سر كودك دلبند خود بياورند. ديدن صورتهاي خون آلود و تن هاي بي روح و بي نفس، تحمل بالايي مي خواهد. شايد اين جماعت فقط آستانه صبر وتحملشان افزايش يافته باشد ولي هرگز عادت نمي كنند. من بيست و چهار سال تمام در صحنه هاي دلخراشي بودم كه تحمل ديدن آن صحنه ها آسان و راحت نيست. مي دانيد اين تعداد سالها يعني چه؟ من بهترين اوقات زندگي ام را در حرفه اي گذرانده ام كه كمتر كسي تن به آن مي دهد.
| شما كنجكاو و عاشق بوديد.
* اما اين عشق را در من و امثال من مي كشند. هرنگاه تحقيرآميز مي تواند عشق به كاري كه انجام مي دهي را نابود كند.
ما درحين انجام وظيفه در روزهاي پيروزي انقلاب و قبل و بعد از آن هميشه آسيب ديده ايم. اما تمام سختي ها را تحمل كرده ايم. شما ببينيد، كساني كه در پزشكي قانوني كار مي كنند به غير از پزشكان هميشه مورد شماتت هستند. اما مگر كسي يا كساني نبايد باشند تا براي گشايش رمز و راز يك قتل يا مرگ مرموز، تلاش كنند. سختي هاي كارمان را كمتر كسي درك مي كند. مردم فكر مي كنند كساني كه مثل من سالها است اينچنين با مردگان زندگي كرده اند، حق حيات و ادامه زندگي ندارند.
| با قضاوت هاي ناشيانه مردم چگونه كنار آمديد؟
* اوايل كارم كه با ماشاا… همكار بودم ترس از اين قضاوت ها زياد بود. حتي به من مي گفتند مگر چقدر نياز مالي داري كه اين شغل را انتخاب كرده اي. آنها نمي دانند من و امثال من عاشق كارمان هستيم. گاهي اوقات مرور خاطراتي از گذشته هاي دور و حال، تو را از افسردگي نجات مي دهد و به اين فكر مي كني كه اگر آن عكس را نگرفته بودي يا كنجكاويهاي پزشكان و ديگر پرسنل كارشناس نبود، گره اي از رازها و ترديدها باز نمي شد.
| در كار شما احساس رضايت هم معنا دارد؟
* بله، هروقت كه عكس هاي گرفته شده با حساسيت و اهميت مي توانست به گشوده شدن يك راز كمك كند. از اين دست اتفاقات زياد افتاده است. فكر مي كنم اوايل اسفند ۵۷ بود كه يك روز ديدم جلوي در پزشكي قانوني دو تا چمدان گذاشته اند. داخل يكي از چمدان ها نيم تنه و سربريده يك مرد قرار داشت و در ديگري، اعضاي مثله شده او. اين قتل در نوع خود استثنايي بود و معلوم بود كه قاتل سرفرصت و باخيال آرام مقتول را به قتل رسانده است و حتي لخته هاي خون را از صورت و بدنش پاك كرده تا تميز باشد. خلاصه پرونده اي تشكيل شد و من هم با دقت تمام از تمام قطعات عكس گرفتم. طبعاً بعد از مراحل قانوني و پزشكي قانوني پيكر مقتول بعد از تشريفات به نام مجهول الهويه به خاك سپرده شد مدت ها گذشت و خانمي مرتب مي آمد پزشكي قانوني و پرس و جو مي كرد. يك روز به او گفتم عكسي از گمشده ات بياور. او رفت و بعد از مدتي ديدم از انتهاي راهرو دوان دوان، قاب عكسي زير بغل زده مي آيد. با ديدن عكس بلافاصله عكس هاي آن مقتول داخل چمدان را به خاطر آوردم و گفتم بيا عكس هايي شبيه گمشده ات را ببين. چند آلبوم را ورق زديم ولي در كمال تعجب متوجه جاي خالي عكس هاي موردنظر شدم. عكس ها نبود و بعدها فهميدم كه قاتل در يك فرصت مناسب آمده بود و عكس هاي مقتول را به سرقت برده بود. اما من عكس هايي هم با دوربين «پولارويد» از مقتول گرفته بودم كه در بررسي پرونده كمك كرد و اداره آگاهي خيلي سريع براساس سرنخ هايي قاتل را شناسايي كرد.
| اگر قرار نبود اين حرفه را انتخاب كنيد، كدام شغل را شروع مي كرديد؟
* من عكاس آخرتم. اين را ديگران هم گفته اند و خودم هم باور كرده ام. نمي دانم كدام شغل را انتخاب مي كردم. شايد هيچ حرفه اي مرا جذب نمي كرد. چون من علاقه اي ذاتي به عكاسي دارم. بگذاريد واقعيتي را برايتان بازگو كنم. من بعد از بازنشستگي تصميم گرفتم از چندمجلس شادماني عكسبرداري كنم اما نتوانستم. عكس گرفتم ولي عكس ها هيچ حس و حالي ندارند. اصلاً نشان نمي دهند كه اين عكس ها مربوط به مثلاً عروسي است. باور كرده ام كه عكاس آخرتم. من اصلاً از آدم زنده نمي توانم عكس بگيرم. اين واقعيت حرفه و شغل من است. من خيلي ماجراجو بوده ام اگر استعدادم هدايت مي شد شايد بازپرس مي شدم، شايد.
| از اين بابت ناراحت هستيد؟
* از گذشته ام و كارهايي كه كردم راضي ام. من باعشق وعلاقه به اين حرفه روي آوردم و فكر مي كنم كارهايم نتيجه بخش بوده است. هنوز هم احساس مي كنم، به تكليف نهايي ام عمل نكرده ام. چرا كه معتقدم خداوند مسؤوليتي به من داده همانطور كه به هر يك از بندگانش چنين مسؤوليتي مي دهد تا وظيفه شان را تا نهايت انجام دهند. احساس مي كنم بايد از تجربيات بيست و چهارسال كارم به نسل جديد نكته هايي را منتقل كنم نكته هايي كه متناسب با تغييرات و تحولات اجتماعي جامعه ما و وقوع حوادث طبيعي و غيرطبيعي، انقلاب، جنگ، آسيبهاي اجتماعي و... اصلاً شبيه هم نيستند.
| روزي در دفتر كارتان در پزشكي قانون گفتيد كه آرشيوي وجود دارد كه تاريخ اين كشور به روايت تصوير است. به خاطر داريد؟
* همينطور است. من عكس هايي از شخصيت هاي قبل و بعد از انقلاب براي سازمان پزشكي قانوني گرفته ام كه قبل وبعد از مرگشان است مانند هويدا، شهيدبهشتي و خيلي از شخصيت هاي ديگر.
عكس هايي كه گرفته ام ماندگار مي ماند نه به لحاظ هنري، بلكه از نظر نوع كار و مشتاقي من در ثبت واقعيت ها. اشتياق من و ماشاءالله مهدوي ريشه در عشق وعلاقه مان داشت. اما با اين وجود بارها شده كه دلم بشكند هم از دست مردم، هم از دست مسؤولان. در سيل شميران كه همه مردم تهران آن را به خاطر دارند، عليرغم اينكه ساعت كاري ام تمام شده بود ولي تا ديروقت شب ماندم تا از اجساد عكس بگيرم، سريع چاپ كنم و پشت در پزشكي قانوني نصب كنم تا خانواده ها گمشده هايشان راشناسايي كنند. همان موقع كه آمبولانس داشت اجساد راتخليه مي كرد، من پشت ماشين ايستاده بودم كه يك دفعه ماشين ترمز خالي كرد و من در ميانه آمبولانس و ديوار گير كردم. چهاربار پايم را جراحي كردم. چندين ماه پيگير معالجه شدم وحتي يك ريال از محل سازمان پزشكي قانوني براي درمانم هزينه نشد. اين در حالي بود كه من درحال انجام وظيفه بودم. از اين اتفاقات زياد ديده ام كه هم دلم شكست هم تنم.
| اين مرد دل شكسته بعد از ۲۴سال كار سخت، الآن زندگي را چگونه تعريف مي كند؟
* دايره زندگي خيلي گسترده است به شرطي كه تحقير همنوع در آن نباشد. دنيا هم خيلي كوچك است. خيلي كوچك.
| معتقد هستيد كه كارتان جنبه هاي هنري دارد كه متناسب با وظيفه و شكل كار انجام مي شده؟
* شايد بعضي ها معتقد به اين حرف نباشند ولي همانطور كه يك عكاس هنري ادعا مي كند كه هنرمند خوبي است، من هم معتقدم كه در كارم هنرمند هستم. وقتي به شكلي عكس مي گيرم كه مي تواند واقعيتي را ثابت كند، خوشحال مي شوم و به خدمتم افتخار مي كنم. اين ادعاي من است.
ديدگاه
با اولين شوراهاي مردمي
از پدرشاهي تا انجمن هاي ايالتي و ولايتي
قسمت اول
تشكيل شوراها در ايران، آرزوي ديرينه اي بود كه سرانجام پس از حدود يكصدسال به همت دولت سيدمحمدخاتمي محقق شد. اينك با گذشت ۴سال از عمر شوراهاي اسلامي شهر و روستا و در آستانه برگزاري دومين دوره انتخابات آن، روزنامه ايران فرصت را مناسب مي بيند تا ضمن بررسي اجمالي تاريخچه و علل وجودي نهادي به نام شوراهاي شهر و روستا به دلايل تأخير ۱۸ ساله تشكيل شوراها پس از انقلاب، آسيب شناسي آنها و بسترهايي كه مي تواند در هرچه پربارتركردن فعاليت شوراها مؤثر باشد، بپردازد.
آنچه مي خوانيد، بخش اول اين سلسله گزارش است:
قبل از پيروزي نهضت مشروطيت، انجمن هايي در كشور فعاليت داشتند كه به دليل ساختار استبدادگونه حكومت، گستره فعاليت آنها به زمينه هاي ديني، فرهنگي و ادبي محدود بود.
دكتر «پرويز پيران» در توصيف اين دوران مي گويد: در تاريخ كهن سال ايران، نظامي با معيارهاي دنياي باستان برپايه خاندان در ايران حكومت مي كرد كه الگويي پدرشاهي داشت. پدران خانوار با انتخاب خود، رئيس و احد بالاتر را انتخاب مي كردند و بدين شكل نهاد حكومت تا بالاترين مراتب و لايه ها پديد مي آمد. وجود ايلات در سرزميني خشك با خشكسالي ادواري، موقعيت استراتژيك ايران، سرراهي بودن آن، تهاجم دائم ايلات و اقوام پيرامون ايران، به ويژه در غرب، جنگ را امري طبيعي و دائمي ساخت، قدرت پدرشاهي انتخابي به سرداران لشگر تفويض شد و با طولاني شدن جنگها، قدرت در دست سرداران سپاهي باقي ماند و نهادينه شد؛ بدين ترتيب نظام پدرشاهي به نظام استبدادشاهي بدل شد.
نيروهاي تغيير آفرين اجتماعي، هيچيك قادر به غلبه بر ديگري و ايجاد نظامي طبقاتي نبودند و عليرغم استبدادي بودن حكومت، از آنجا كه كاركردهاي آن را منحصر به فرد و بدون جايگزين تلقي مي كردند، تلاشي براي تغيير آن صورت نمي دادند.
روستاييان ساكن در روستاهاي كم توان، پراكنده و خودكفا، وجود قدرت استبدادي متمركز را براي حفظ خود از تهاجمات دائمي ايلات ضروري مي دانستند و گرچه مازاد ناچيز خود را در قالب انواع ماليات و بهره مالكانه به اين حكومت استبدادي واگذار مي كردند اما جايگزين مناسبي براي آن تصور نمي كردند. تجار شهري كه در تجارت كالا، آن هم در راههاي دور درگير بودند، تنها راه حفظ امنيت و آرام ماندن راههاي تجاري را در وجود نظام استبدادشاهي جست وجو مي كردند، رهبران ايلات نيز خود بدنه ارتش حرفه اي را پديد مي آوردند و در سطح مناطق قدرتي بلامنازع داشتند و بيش از هزارسال بر ايران حكومت مي كردند. در چنين شرايطي سه ركن جامعه ايراني، يعني نظام ايلي، روستايي و شهري در تعادلي پايدار روزگار مي گذراندند.
دكتر پيران معتقد است: اساساً در تاريخ تمامي جوامع، هرگاه نيروهاي اجتماعي تغييرآفرين به تعادل مي رسيدند، قدرت مطلقه اي برفراز آنها به وجود آمده و حاكميت را اشغال مي كند.
با صدور فرمان مشروطيت در ۱۴ مردادماه سال ۱۲۸۵ هجري شمسي توسط مظفرالدين شاه، براي نخستين بار در تاريخ ايران، كاركردهاي بدون جايگزين نظام استبدادي معناي تاريخي خود را از دست داد. با اين تحول و براي ايجاد نظام مردم سالار به مجلس شوراي ملي تشكيل شد.
در جريان انقلاب مشروطيت، بحث انجمن هاي مردمي جدي شده و بيش از يكصد انجمن در تهران و تبريز و برخي از شهرهاي ديگر تأسيس شد. به همين دليل مجلس شوراي ملي از جمله اولين لوايحي كه تصويب كرد، قانون تشكيل انجمنها بود البته به گفته يك پژوهشگر، انجمن هايي كه مطمح نظر وكلاي مجلس بود، تنها وظيفه نظارت بر صحت انتخابات دوره اول مجلس را عهده دار بودند.
اين پژوهشگر مي گويد: با تشكيل مجلس شوراي ملي، محمدعلي ميرزا به ايالات پيغام فرستاد در اين انجمن ها به كار خود پايان دهند زيرا وظيفه آنها كه همانا نظارت بر انتخابات دوره اول مجلس شوراي ملي بود، پايان يافته و لذا از اين پس مبناي قانوني نداشته و بايد منحل شوند.
هر چند عليرغم فشارهاي حكومت در سال ۱۲۸۶ هجري شمسي در تهران حدود ۱۴۰ انجمن تأسيس شد اما مردم تبريز در اعتراض به موضع سلطنت طلبان مجلس وفشارهاي حكومت، در مقابل فعاليت انجمن ها به همراه آزادي خواهان به تحصن پرداختند.
دكتر پيران مي گويد: با وجود بحث هايي كه حتي در مجلس عليه انجمن ها و دخالت آنها در امور مختلف از جمله امور شهري وجود داشت، فشار افكار عمومي و مبارزات انقلابيون، مجلس را واداشت تا در سال ۱۲۸۶ هجري شمسي اصول ،۹۰ ،۹۱ ۹۲ و ۹۳ متمم قانون اساسي را به انجمن هاي ايالتي و ولايتي اختصاص دهد. اين اصول شامل نكات مهمي بودند.
در اصل ۹۰ آمده بود در تمامي ممالك محروسه انجمن هاي ايالتي و ولايتي به موجب نظام نامه مخصوص مرتب مي شود.
براساس اصل ،۹۱ اعضاي انجمن هاي ايالتي و ولايتي بلاواسطه از طرف اهالي انتخاب مي شود و در اصل ۹۲ آمده بود كه انجمن هاي ايالتي اختيار نظارت تامه در اصلاحات راجع به منافع عامه دارند با رعايت اصول مقرره.
در اصل ۹۳ ـ تأكيد داشت صورت دخل و خرج ايالات و ولايات از هر قبيل به توسط انجمن هاي ايالتي و ولايتي طبع و نشر مي شود.
دكتر پيران، تصويب قانون انجمن هاي ايالتي و ولايتي را نخستين اقدام در مردمي كردن مديريت شهري در ايران عنوان مي كند. در سال ۱۲۸۷ هجري شمسي يعني تنها دو سال بعد از صدور فرمان مشروطيت، محمدعلي شاه برخلاف سوگند خود مبني بر وفاداري به مشروطيت، مجلس شوراي ملي را به توپ بست و به اين ترتيب دوران استبداد صغير آغاز شد. وي كه همواره كينه انجمن ها را در دل داشت، دستور تعطيلي آنها را صادر كرد اما «انجمن تبريز» ضمن ايستادگي در مقابل اين اقدام طي تلگرافي كه به انجمن هاي ايالتي فارس، خراسان اصفهان و كرمان ارسال كرد، آشكارا خواستار عزل محمدعلي شاه شد:
«خدمت اعضاي محترم انجمن هاي مقدسه… شاه نقض عهد و خلاف سوگند نموده، آشكارا بر مخالفت دارالشوراي كبري و معاندت وكلاي محترم و هدم بنيان مقدس مشروطيت اقدام مي نمايد. لازم است عموم برادران غيور ايراني نژاد از اين سوء رفتار و حركات مخالفانه و خائنانه اين شخص خائن دولت و ملت و وطن مسبوق شده، بلادرنگ به اقدامات مادي و معنوي مؤثر، قيام نمايند كه دارالشورا و مبعوثين محترم ملت در خطر مهاجمات خائنين ـ موقع غيرت و فتوت است كه از بركت يك قوه متحد ملي عموم ملت ايران را از شر و فساد خائنين مستخلص نموده ـ به سعادت ابدي نائل شويم. انجمن ايالتي آذربايجان»
به دنبال اين تلگراف، انجمن تبريز به بسيج مردم در مقابل مستبدين پرداخت و ستارخان و باقرخان در رأس اين نيروي مردمي قرارگرفتند.
حتي در «اولتيماتوم دوم» روسها به ايران، نيز فعاليت انجمن تبريز ادامه يافت. در آن زمان انجمن از مجلس شوراي ملي و وزرا خواست تا در مقابل اولتيماتوم مقاومت كنند. با پذيرش اولتيماتوم روسيه از سوي دولت، مجلس تعطيل شد و تبريز در مقابل نيروهاي مجهز روسيه ايستادگي كرد تا اينكه در دوم محرم ۱۳۳۰ مقاومت شكسته شد و محل انجمن ويران و انجمن تبريز پس از شش سال فعاليت و مبارزه در راه آزادي، منحل گرديد.
اين درحالي بود كه دولت وقت در سال ۱۲۹۰ اجازه انحلال انجمن هاي كشور را از مجلس شوراي ملي دريافت كرد. بسياري از صاحبنظران معتقدند انجمن هاي ايالتي و ولايتي هر چند در تمام نقاط كشور تشكيل نگرديد اما در نقاطي نيز كه تشكيل شد، نتيجه خوبي نداد.
دكتر «كريم سنجابي» دليل اين عدم موفقيت را اقتباس قانون انجمن هاي ايالتي و ولايتي از قوانين كشورهاي خارجي، عدم تطابق اين قوانين با احتياجات و مقتضيات كشور، عادت نكردن مردم به اداره امور محلي به وسيله نمايندگان خود و در نهايت عدم آشنايي و اعتقاد مأمورين دولت به مقررات و سبك جديد مي داند.
ادامه دارد
گشتي كوتاه در اجتماع
افزايش تسهيلات وام مسكن به دانشگاهيان
ميزان تسهيلات وام مسكن اعضاي هيأت علمي دانشگاهها از سوي بانك صادرات در استان تهران به يكصدميليون ريال و ديگر شهرستانها به ۸۰ميليون ريال افزايش يافت. نرخ تسهيلات پرداختي اين بانك با نرخ سودبخش مسكن و مدت بازپرداخت آن ۱۵ ساله اعلام شده است.
ايجاد بانك جامع اطلاعات موادزايد
شهرداري تهران: بانك جامع اطلاعات موادزايد به منظور آگاهي برنامه ريزان، محققان و پژوهشگران و انجام برنامه ريزي دقيق در امر زباله هاي شهري راه اندازي مي شود.
زمان اعلام نتايج آزمون دكتراي تخصصي
وزارت بهداشت: نتايج نهايي آزمون ورودي دكتراي تخصصي و دستياري رشته هاي علوم پزشكي و بهداشت، ۲۳ دي ماه جاري منتشر مي شود. كارنامه پذيرفته شدگان مرحله اول اين آزمون نيز از ۲۶ دي ماه در شبكه اينترنت به آدرس http://dme. hbi.ir قرار مي گيرد.
خطر ابتلاي دندانپزشكان به بيماري واگيردار
ايسنا: براساس نتايج يك پايان نامه دانشجويي دندانپزشكان در هنگام درمان بيمار در معرض ابتلا به بيماريهاي واگيردار خطرناك قراردارند. بررسي هاي «مسعود حريفي» از دانشگاه پزشكي يزد نشان داده كه استفاده از دستكش به عنوان يك روش پيشگيري در دندانپزشكي مطرح است.
خشونت رسانه اي پرخاشگري را افزايش مي دهد
ايسنا: نتايج يك تحقيق نشان مي دهد خشونت رسانه اي در كوتاه مدت مي تواند منجر به رفتارهاي پرخاشگرانه و فشار روحي و در درازمدت به رفتارهايي همچون ترس، بي احساسي و تحقير دنيا شود. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه بين خشونت هايي كه از تلويزيون پخش مي شود و رفتار بينندگان سه عامل ماهيت برنامه، اوقات مشاهده و محيط خانوادگي و اجتماعي نقش دارند.
آمار روستاهاي فاقد حد نصاب برگزاري انتخابات شوراها كاهش يافت
آمار روستاهاي فاقد حد نصاب برگزاري انتخابات شوراها كاهش يافت
تعداد روستاهاي «فاقد حد نصاب» براي برگزاري انتخابات دومين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا به ۱۸۷۷ روستا كاهش يافت.
براساس آمار ارائه شده از سوي روابط عمومي وزارت كشور، در انتخابات اولين دوره شوراها ۲۷۲۷ روستا «فاقد حد نصاب» لازم براي تشكيل شورا بودند. در اين دوره از انتخابات شوراهاي شهر و روستا، استانهاي تهران، قم و گلستان با به حد نصاب رسيدن تعداد ثبت نام كنندگان در تمام روستاهايشان، بالاترين حد مشاركت را دارند.
بيشترين تغيير در ميزان مشاركت مربوط به استان سيستان و بلوچستان است بطوري كه در دوره اول ۲۰‎/۵۷ درصد روستاهاي اين استان فاقد حد نصاب بودند كه در اين دوره به ۷‎/۴۱درصد كاهش يافته است. كمترين تغيير نيز مربوط به استان خراسان است كه ميزان روستاهاي فاقد حد نصاب از ۰‎/۹درصد در اولين دوره به ۰‎/۵ درصد رسيده است.
استان اصفهان كه در اولين دوره انتخابات به دليل ميزان بالاي شهر ها (۷۵شهر) بالاترين حد مشاركت را داشت در اين دوره نيز با ۸۷ شهر همين رتبه را در اختيار دارد. تعداد شهرهايي كه در آن انتخابات برگزار خواهد شد از ۷۴۲شهر در دوره اول به ۹۱۵ شهر افزايش يافته است.
براساس اين آمار، انتخابات دومين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا در ۳۶ هزار و ۲۲۴ روستا برگزار مي شود.
* زنان وارد عرصه انتخابات شوراها شوند
مدير كل امور بانوان وزارت كشور، عرصه انتخابات شوراها را فرصتي تاريخي براي زنان عنوان كرد و گفت: زناني كه احساس مي كنند توان دارند و مي توانند مؤثر باشند بايد وارد اين عرصه شوند و براي موفقيت و كار آمدتر شدن شوراها تلاش كنند.
به گزارش ايرنا، «فخرالسادات محتشمي پور» در نشست بانوان توانمند استان سمنان افزود: كساني كه مخالف شوراها هستند و حالت دلسردي و نااميدي را ايجاد مي كنند، قطعاً افرادي هستند كه به مردم سالاري اعتقاد ندارند و شوراها را مانعي براي اهداف خود مي بينند.
دانشگاه شيراز هم دانشجويان نيمه حضوري مي پذيرد
از مهرسال آينده، دانشگاه شيراز دانشجويان را در دوره هاي نيمه حضوري پذيرش مي كند. به گزارش ايرنا، دكتر «سيدمحسن تقوي» با اعلام اين مطلب، افزود: پذيرش اين دانشجويان از طريق كنكور سراسري صورت مي گيردو اطلاعات لازم در اين زمينه توسط سازمان سنجش آموزش كشور تشريح مي شود.
دانشجوياني كه از اين طريق وارد دانشگاه مي شوند از كليه امكانات دانشگاه مانند ساير دانشجويان برخوردار هستند و هزينه آن براساس تعرفه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از دانشجويان دريافت مي شود.
رئيس جمهوري در جمع اعضاي هيأت نظارت بر انتخابات:
مردم به دستاوردهاي مثبت حضور در شوراها توجه كنند
• رئيس جمهوري همچنين از شوراهاي شهر و روستا به عنوان بنيادي ترين و ريشه اي ترين عرصه هاي حاكميت مردم بر سرنوشت خويش ياد كرد و اظهارداشت: ملت ما با حضور شور انگيز در انتخابات شوراها علاوه بر رفع خطرات از كشور، تصميم جدي براي حاكميت بر سرنوشت خودش را اعلام كرد.
حجت الاسلام والمسلمين «سيد محمد خاتمي» رئيس جمهوري گفت: انتخابات شوراهاي شهر و روستا از مهمترين مسائل ملي است كه تأثير فراملي نيز خواهد داشت و موجب كسب وجهه بين المللي، رفع خطرات و جلب منافع بسيار براي كشور مي شود. به گزارش ايسنا، رئيس جمهوري در ديدار اعضاي هيأت مركزي نظارت و بازرسي بر انتخابات شوراهاي شهر و روستا تصريح كرد: بدون ترديد پس از روي كار آمدن اين دولت، انتخابات شوراها مؤثرترين عامل تأمين امنيت و اقتدار ملي، كسب وجهه مشروع نظام ، مأيوس كردن دشمنان نظام و وادار شدن آنها به عقب نشيني بود. خاتمي با اشاره به برخورد محافل سياسي و رسانه اي دنيا با اين موضوع، گفت: ما با برگزاري انتخابات شوراها، استقرار مردم سالاري، تقويت امنيت ملي، وفاق و همبستگي و نيز آسيب ناپذير بودن اين كشور را به دنيا نشان داديم.
رئيس جمهوري همچنين از شوراهاي شهر و روستا به عنوان بنيادي ترين و ريشه اي ترين عرصه هاي حاكميت مردم بر سرنوشت خويش ياد كرد و اظهارداشت: ملت ما با حضور شور انگيز در انتخابات شوراها علاوه بر رفع خطرات از كشور، تصميم جدي براي حاكميت بر سرنوشت خودش را اعلام كرد.
خاتمي وجود برخي از مشكلات در شوراهاي شهر و روستا را در تجربه اول، طبيعي خواند و در عين حال گفت: دستاوردهاي عظيم شوراهاي شهر و روستا، با نقص ها و كاستي هاي آن قابل مقايسه نيست، زيرا مردم خود را صاحب هويت يافتند و فهميدند كه مي توانند و بايد براي حقوق و امور مربوط به خود تصميم بگيرند.
رئيس جمهوري با بيان اين كه خيلي ها خواهان كناره گيري و مأيوس شدن مردم از رفتن به پاي صندوق ها هستند، افزود: با وجود همه نقص ها و نارسايي ها مردم بايد به جنبه هاي مثبت و دستاوردهاي حضور خودشان توجه كرده و سعي كنند خلأهاي موجود را پركنند. زنان، مردان و جوانان هوشمند اين كشور با حضور زنده خود و با وجود پاره اي از دلخوري ها و كاستي ها، به منظور دستيابي به افق هاي روشن تر، بايد به دور از تفكرات ايده آليستي حرفهايشان را بيان و براي آن مقدار از خواست هايشان كه محقق نشده، تلاش كنند.
رئيس جمهوري همچنين با تأكيد بر اين كه وجود كاستي ها نبايد زمينه ساز طمع و استيلاي خارجي بر اين كشور شود، افزود: دنيا بايد احساس كند كه مردم با همه مشكلات و نقص ها، انقلاب و نظام را قبول دارند، تا حتي اگر مسؤولانشان هم به راه كج مي روند، ناگزير در جهت ميل و خواست آنها حركت كنند.
خاتمي تأكيد كرد: همه اجزاي حكومت بايد وراي مسائل جناحي و گروهي و براي عوض شدن فضاي موجود، انتخابات شوراهاي شهر و روستا را موضوعي ملي بدانند.
وي در همين حال از همه رسانه ها بويژه صدا و سيما خواست تا به عنوان يك وظيفه مهم در پرشورشدن انتخابات، تشويق مردم براي حضور گسترده و نشان دادن دستاوردهاي مثبت تجربه شوراها تلاش كنند.
همچنين همه كساني كه داراي تريبوني در مجلس شوراي اسلامي، نماز جمعه يا روزنامه ها هستند بايد واقعيات را آن چنان كه هست نشان دهند و از سياه ترنشان دادن آنچه كه حتي سياه است، پرهيز كنند.
رئيس جمهوري، موفقيت تجربه شوراها و شهرهاي كوچك را نشانه رشد مردم دانست و اظهار اميدواري كرد: دوره دوم شوراهاي شهر و روستا با موفقيت و دلگرمي بيشتري برگزار شود.
خاتمي در بخشي از سخنانش ضمن تبيين ويژگي هاي انقلاب اسلامي، بر باورهاي اعتقادي خود كه با مردم در انتخابات رياست جمهوري در ميان گذاشته و رأي مجدد مردم تأكيد كرد و گفت: اين باورها با گذر زمان و حوادث و به دليل برخي از مسائل فردي و گروهي، گم و فراموش نخواهد شد.
رئيس جمهوري گفت: انقلاب اسلامي منادي مردم سالاري به عنوان گفتمان رايج روزگار ماست و هر كس و هرچه كه در مقابل جريان مردم سالاري قرار گيرد، در مقابل ارزش هاي انقلاب است و هر چه در جهت آن باشد انقلابي و مورد توافق مردم است.
107136.jpg
وي گفت: دستهاي متعدد پنهان و پيدايي براي بدنام كردن چهره ملت و انقلاب ايران وجود دارد تا اسلام را مساوي با خشونت و ناسازگار با حقوق مردم كه هيچ نظر و انديشه مخالفي را بر نمي تابد، معرفي كند، بايد اين حركت هاي ضد ملي، ضد اسلامي و ضد ميهني را با تلاش خودمان خنثي و بر معيارهاي اساسي انقلاب اسلامي پافشاري كنيم.
رئيس جمهوري در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به تعداد ثبت نام كنندگان در انتخابات دور دوم شوراهاي شهر و روستا، يكي از دلايل كاهش ثبت نام كنندگان را نسبت به دور اول، واقع بيني ارزيابي كرد و گفت: با توجه به ضرورت تخصص، تجربه و توانايي در اداره امور شهرها و روستاها، به لحاظ كيفي، معدل ثبت نام كنندگان بهتر از دوره اول است.
خاتمي همچنين با اشاره به واگذاري بيست وسه مورد از وظايف دولت به شهرداري ها تأكيد كرد: هنوز موارد بسياري از وظايف وجود دارد كه مي توانيم به شوراها منتقل كنيم.
وي از مجلس شوراي اسلامي به عنوان نهادي مناسب براي نظارت بر اجراي انتخابات شوراهاي اسلامي ياد كرد و از ناظران خواست تا با دقت، انصاف و مسؤوليت شرعي و رعايت قانون اين كار را انجام دهند.
رئيس جمهوري لزوم اهتمام به قانون در انجام وظيفه را يادآور شد و ضمن تأكيد بر در نظر داشتن ارزش ها و احترام به افراد براي انتخاب كردن و احترام به انتخاب آنان گفت: مجلس بايد الگوي شايسته نظارت را كه مصالح كشور، نظام و حقوق مردم را جلب مي كند، نشان دهد.
پيش از سخنان رئيس جمهوري، «تاجرنيا»، نماينده مشهد و رئيس هيأت مركزي نظارت بر انتخابات شوراهاي شهر و روستا، با ارائه گزارشي از وضعيت اعضاي اين هيأت در سراسر كشور، تصريح كرد: وظيفه هيأت مركزي نظارت و بازرسي انتخابات شوراها، عمل بر مبنا و محور قانون و صيانت از آراي مردم و حفاظت از آن در مراحل مختلف انتخابات است.
وي گفت: اين هيأت تلاش دارد تا با نظارت صحيح، به مردم و گروههاي سياسي اطمينان بدهد كه آراي آنها صيانت خواهد شد.
تاجرنيا با اشاره به ثبت نام بيش از ۲۲۴هزار نفر در انتخابات دوره دوم شوراهاي شهر و روستا و افزوده شدن بر تعداد روستاهايي كه در آنجا شوراها به فعاليت خواهند پرداخت، اظهار اميدواري كرد: با برطرف شدن برخي از كاستي ها، انتخابات دوره دوم به شكل مطلوب تر برگزار شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |