|
|
ساختمان «جهان نما» از نماهاي مختلف، اين ساختمان عظيم، جنجال بزرگي را هم در اصفهان پايه گذاري كرد!
|
در چند روز گذشته روزنامه ايران، گزارشهايي را درباره ساختمان «جهان نما» و اعتراض سازمان جهاني يونسكو و سازمان ميراث فرهنگي كشور به احداث آن در بافت تاريخي اصفهان به چاپ رساند. از آنجا كه رويه روزنامه بيان ديدگاههاي مختلف و واگذاردن قضاوت به افكار عمومي است، چكيده اي از ديدگاههاي طراح و مجري پروژه جهان نما تقديم خوانندگان ارجمند مي شود.
مهندس «محمدعلي بدري زاده» طراح برج «جهان نما» و عضو هيأت مديره مشاوران «شهر و خانه» است؛ يعني همان مشاوري كه علاوه بر طراحي پروژه، اجراي آن را هم بر عهده دارد. هنگامي كه با او تماس گرفتم و درخواست مصاحبه كردم، فورا ً پذيرفت و از اينكه كسي حاضر شده به سخنانش گوش فرادهد، ابراز خوشحالي كرد. مي گفت انبوهي بريده روزنامه دارد كه محتواي همه آنها انتقاد از طرح جهان نماست، اما حتي يكي از آن همه منتقد پاي حرفهاي او ننشسته و به استدلالهايش گوش نكرده! البته تا آنجا كه من به خاطر مي آورم، دست كم در يك مورد ماهنامه فني ـ تخصصي «دانش نما » متعلق به سازمان نظام مهندسي استان اصفهان مصاحبه مفصلي با بدري زاده ترتيب داد و همه حرفها و استدلالهايش را به چاپ رساند؛ منتها اين حرفها در موضع منتقدان طرح تغييري نداد.
به هر روي فرداي آن روز به دفتر مشاوران شهر و خانه رفتم و نزديك به دو ساعت با هم صحبت كرديم. خيلي راغب بود كه مرا به جهان نما ببرد و بخشهاي مختلف آن را نشان دهد. مشتاقانه پذيرفتم و يكي دو ساعتي هم صرف بازديد از مجموعه اي شد كه ابعادش حقيقتاً حيرت آور است.
بيشتر حرفهاي بدري زاده مربوط به محسنات جهان نما بود و اينكه طرحي دقيق و حساب شده است. به او گفتم هيچكس نمي گويد طرح شما بد است، بلكه مي گويند اين طرح در ميانه بافت تاريخي و در همسايگي چهلستون و چهارباغ و نقش جهان و مسجدرحيم خان و... محلي از اعراب ندارد. علاوه بر اين جهان نما هرچقدر هم كه خوب باشد، از تصويب كميسيون ماده۵ نگذشته واجراي آن غيرقانوني است. عدم تصويب كميسيون ماده ۵ را پذيرفت و پاسخ مشخصي نداد. در واقع مسؤول ارائه طرح به كميسيون و گرفتن تأييديه، شهرداري اصفهان بوده، نه بدري زاده يا مشاوران شهر و خانه. اما درباره ارتفاع مجموعه و ناهمگوني آن با بافت تاريخي حرفهاي زيادي داشت. اولاً جهان نما را خارج از محدوده حفاظت شده تاريخي مي دانست. ثانياً معتقد بود كه روش ميراث فرهنگي براي حفظ بافت قديم شهر چندان مؤثر نيست:
«منطقه محافظت شده قديم شهر و عناصر تاريخي ارزشمند آن، ميراثي جهاني است و بايد حفظ شود. حفظ اين ميراث، به سان جزيي از فرهنگ، بدون وجود انسانها ناممكن است و بي توجهي به ماندگاري ساكنان در آن به ماندگاري بافت آسيب مي زند. زيرا اولين عامل زنده بودن بافت تاريخي، حضور زندگي و رونق فعاليت در آن است. اما بافت قديمي خالي مي شود و ساكنانش به محله هاي نوساز مي روند. مقررات و وسائل پيچيده اي كه براي حفظ محيط وضع شده از آنجا كه با نيازهاي ساكنانش روزآمد نيست، مانع سازندگي و رشد است و با خالي شدن بافت و بي حضور زندگي، آنچه از كوچه ها و خانه هاي قديمي به جاي مانده بناهايي رو به ويراني است.»
|
|
|
بنابراين معتقد بود كه جهان نما براي كمك به محور تاريخي و خصوصاً جلوگيري از انتقال مركز شهر از اين نقطه به نقطه اي ديگر طراحي و اجرا شده است. گفتم اين حرفها را ميراث فرهنگي هم قبول دارد، اما مي گويد طرح جديد با ارتفاع كمتر مي توانست نسبت به بناهاي تاريخي، تواضع و فروتني را رعايت كند. به او حرفهاي يك عضو سازمان نظام مهندسي اصفهان را يادآور شدم كه گفته بود: «حجم سنگين و سربرافراشته جهان نما تحكمي مسلم و تحميلي سنگين بر بناهاي تاريخي است و تصاوير گرفته شده و تغيير خط آسمان در منطقه تاريخي اصفهان خود مبين چنين اشتباه بزرگي است.»
بدري زاده پاسخ داد كه ارتفاع جهان نما بر زمينه هاي تاريخي استوار است: «دشت اصفهان كه نشانه هاي طبيعي آن چند كوه زيبا و ازهمه مهمتر كوه صفه است، شهر و رودخانه و رگهاي حياتي آن را در دل خود جاي داده است. در اين بافت به هم پيوسته بر بستر دشت، تنها نشانه هاي برآمده از آن، حجم هايي است كه به صورت برجهاي كبوتر و منارها و گنبدها و گلدسته ها از ميان بناهاي شهر سربركشيده است. مفهوم ارتفاع در اين پيكره همخوان و همسطح مفهومي نمادي است و نشانه اي كه راهنماي مسافران است. در مجموعه جهان نما در مركز دشت اصفهان از مفهوم ارتفاع به دو منظور استفاده شده است: هم ايجاد نشانه اي براي احداث آن و هم داشتن مكاني بلند و مشرف بر بستر تاريخي شهر براي ديدار از منظره بي نظيري كه تقريباً از هيچ نقطه ديگري در اين شهر امكانپذير نيست.»
بدري زاده وقتي با اين پرسش روبرو شد كه اگر طرح شما آغاز برج سازي و بلندمرتبه سازي در اصفهان شود، چه خواهيد كرد؟ پاسخ داد:
«اميداوارم كه اين اتفاق نيفتد. من در طرح خود دشت مرتفع نديده ام، بلكه عنصر مرتفع در دشت ديده ام و موافق بلندمرتبه سازي در اين دشت نيستم.»
گفتم: شما استدلالهاي خود را بارها و بارها مطرح كرده ايد، اما ظاهرا ً نتوانسته ايد مخالفان را قانع كنيد. ميراث فرهنگي مخالف طرح شماست. سازمان نظام مهندسي اصفهان كه متشكل از اهل فن و افراد خبره در حوزه معماري و شهرسازي است، طرح شما را قبول ندارد. يونسكو هم به آن اعتراض كرده و مطبوعات نيز انتقاد مي كنند. از اينكه طرحتان اين همه مخالف دارد، چه احساسي داريد؟ گويا كمي ناراحت شد. لحظاتي سكوت كرد و سپس گفت:
«بايد ديد كه مخالفان از چه ديدگاهي مخالفت مي كنند. از زمان صفويه تا الآن پروژه اي به اين بزرگي در اصفهان اجرا نشده. ما چهارصدسال است كه از همه چيز عقبيم. آيا تطابق حيات شهري با دوره صفوي قطعي است؟
آيا معماري ما بايد به زمان صفويه ترمز شود؟ آيا معماران عصر صفوي و آنان كه براي اصفهان طرحي نو آفريدند، تصور مي كردند كه در قرنهاي بعد حجمهايي سترگ تر و يادمانهايي مرتفع تر از كارهاي آنان ساخته نخواهد شد؟ يا برعكس آرزومند بودند كه مي توانستند بناهايي سترگ تر هم برافرازند؟ ما در دوره گذار هستيم و در اين دوره خيلي مشكل است حرف همديگر را بفهميم. من نمي توانم مرثيه خوان آثار تاريخي بشوم؛ كاري كه ميراث فرهنگي مي كند! من گناهي نكردم كه مي خواستم يك كار نويي را شروع كنم.»
|
|
|
نمي توانستم بگويم كه حرفهايش نادرست است و معماري ايران بايد به دوره صفويه ترمز شود. اما اين پرسش همچنان در ذهنم غليان مي كرد كه آيا در وسعت دشت اصفهان بايد همه «حجمهاي سترگ تر » و «يادمانهاي مرتفع تر» در خانه صفويه و در حيات خلوت تاريخي آن برافراشته شود؟ ناگزير بودم كه براي مصاحبه با شهردار اصفهان از «بدري زاده» خداحافظي كنم. خواستم از او عكسي بگيرم، اما گفت تمايلي به اين كار ندارد. من هم از جهان نما عكس گرفتم و حالا آنها را در كنار حرفهاي او مي گذارم. هرچه باشد جهان نما فرزند اوست و با ديدنش بهتر مي توان درباره بدري زاده و ايده اش قضاوت كرد!