دوشنبه ۲۳ دي ۱۳۸۱ - ۹ ذيقعده ۱۴۲۳
Mon, Jan 13, 2003
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۳۵۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
آرمان شريعت
107196.jpg
شاطبي تعريف دقيق و روشني از «مقاصد» عرضه نكرده است و تنها با بر شمردن انواع مقاصد، به تبيين آن پرداخته است. شيخ محمد طاهربن عاشور تلاش كرده است تعريفي ارائه كندكه در برگيرنده همه اقسام مقاصد باشد. وي گفته است: «مقاصد كلي تشريع عبارت از معاني و حكمت هايي هستند كه شارع آنها را در همه يا بيشتر تشريعات خود مدنظر داشته است؛ به نحوي كه اين حكمتها و معاني به نوع خاصي از احكام شريعت اختصاص ندارد. اين تعريف، اوصاف شريعت و نيز هدف كلي آن و علل تشريع را شامل مي شود. اين تعريف، همچنين علل حكمي كه در ساير احكام لحاظ نشده ولي در بيشتر آن وجود دارد را نيز دربرمي گيرد. (۱)
اما، اين بيان، نمي تواند تعريف مقاصد باشد؛ زيرا با سبك و اسلوب تعريف نمي سازد. عبارت مذكور، در واقع، بيان و تفصيل خاستگاههايي است كه مقاصد شريعت در آن جست وجو مي شود. بهتر است به اين تعريف كوتاه از مقاصد بسنده كنيم كه: «مقاصد عبارت است از حكمت هاي موردنظر شارع مقدس در همه شرايط تشريع» اين تعريف مبتني بر اين اصل است كه ازشارع ـ يعني خداوند ـ كارهاي بيهوده و عبث سرنمي زند؛ همچنانكه خود فرموده است: (و ما خلقنا السماء والارض و مابينهما لاعبين (۲)) و شريعت در شمار چيزهايي است كه بين آسمان و زمين آفريده شده است.
هدف همه مقاصد شريعت، حفظ نظام عالم از رهگذر تحقق يافتن مصالح و از بين بردن مفاسد است (۳) به همين خاطر، همه تلاشهاي پژوهشگران در اين علم، به گردآوري مصالح معطوف شده است و لذا آنها مصالح را به سه دسته تقسيم كرده اند:
.۱ مصالح ضروري: مصالحي هستند كه به كليات خمس مصطلح شده اند كه عبارتند از: حفظ دين، جان، عقل، نسل و مال (۴) زندگي بشر تنها در سايه تلاش براي حفظ اين كليات معنا و مفهوم پيدا مي كند و به اين خاطر است كه نخستين هدف شريعت برپايي اين كليات و تداوم بخشيدن به آنهاست و قرآن كريم، مبنا و گواه آنهاست. (۵)
اين مصالح از حيث ضرورت يكسان نيستند. برخي از آنهانسبت به ديگري مهمترند. به همين خاطر، حفظ دين بر حفظ جان مقدم مي شود و حفظ جان بر حفظ مال مقدم مي شود و... (۶) بنابراين، مصالح ضروري ـ هر چند كه بر ديگر اقسام مقاصد مثل حاجيات و تحسينات مقدم هستند . ولي خود مصالح ضروري نيز از حيث ارزش و اهميت متفاوتند. (۷)
اين مقاصد ضروري پنج گانه از اصول دين شمرده مي شوند و جايگاه آنها پس از اصول اعتقادي است و به همين خاطر است كه تمامي پيامبران آنها را آورده و درهيچ كدام از آنها دچار اختلاف نشده اند. شاطبي نيز جايگاه مقاصد ضروري را تعيين كرده آنگاه مي گويد كه «مصالح ضروري (كليات خمس) اصول دين و پايه هاي شريعت و كليات دين» محسوب مي شوند. (۸) تا آنجا كه اگر به برخي از آنها آسيب برسد منجر به ويراني تمام دين مي شود؛ زيرا صلاح دنيا منوط و قائم به آنهاست؛ همچنان كه رستگاري در آخرت جز در پاسداري از آنهاميسر نمي گردد.(۹)
كسي كه در تمام احكام شريعت از عقيده و عبادات گرفته تا معامله و اخلاق تأمل كند، در مي يابد كه احكام بخاطر اين اصول پنج گانه تحقق يافته اند (۱۰) از اين رو ، پايه هاي ايمان و اركان اسلام براي حفظ اصل اول يعني دين تشريع شده است و احكام ديه و قصاص ودماء (خونها) و جروح (زخمها) براي حفظ اصل دوم يعني جان وحرمت لهو و مسكرات براي حفظ اصل سوم كه همان عقل است، تشريع شده است و احكام خانواده نيز براي محافظت بر بقاي نسل (۱۱) چنانكه احكام معادلات وحرمت سرقت وغصب و ديگر اقسام تجاوز براي محافظت بر اصل پنجم يعني مال تشريع شده است. (۱۲)
شاطبي معتقد است كه اين كليات پنج گانه، پايه هاي دعوت درمكه اند و احكامي كه پس از آن در مدينه نازل شده، «بيانگر» احكام فرعي اي هستند كه در ضمن آن كليات پنج گانه مندرج است ونيز، تثبيت كننده ي آن اصول از رهگذر و جوب بخشيدن به عمل بر طبق مقتضاي كليات و بالاخره، بازدارنده ي كليات از افتادن در ورطه ي نابودي است. (۱۳)
بنابراين هر «امر»ي در حقيقت، اقدامي است كه شارع از رهگذرآن پايايي اصول پنجگانه را نشانه رفته است، و هر نهي شارع، نيز ناظر به جلوگيري از ابطال و زوال آن اصول است. (۱۴) به همين خاطر، هر آنچه كه موجب تحقق بخشيدن به آن كليات فراگير شود «مصلحت» و هر آنچه آن كليات را نقض كند، در حكم مفسده است. (۱۵)
.۲ مصالح حاجيه (مورد نياز عمومي)
مصالحي هستند كه براي برآورده كردن نيازها، ضرورت دارند، مثل وضع احكام خريد و فروش، اجاره، نكاح و ساير اقسام معاملات. (۱۶) رتبه وجايگاه مصالح حاجيه پس از مصالح ضروريه است چرا كه مصالح حاجيه، تابع مصالح ضروري و تحقق بخشيدن اهداف آن است. (۱۷) و به همين خاطر احكام نكاح براي حفظ نسل است و احكام تجارت و اجاره و از اين قبيل، براي به دست آوردن و رشد آن است. (۱۸)
مصالح حاجيه در بردارنده احكام رخصت و هر آن چيزي است كه متضمن آسان سازي و گشايش است و آن به اين خاطر است كه مكلف را براي انجام تكليف توانا سازد بي آنكه مكلف در انجام تكليف دچار مشقت شود. از اين رو، خوردن گوشت مردار، تيمم در هنگام دشواري طهارت با آب، نماز شكسته و افطار روزه رمضان در سفر، براي حفظ اركان دين در محدوده توانايي مكلف، مباح شده است. (۱۹)
.۳ مصالح تحسيني
مقصود از مصالح تحسيني عبارتست از هر آنچه كه به عادات نيكو و مكارم اخلاق و آداب و ذوق سليم مربوط مي شود و هر آنچه كه جامعه اسلامي را جامعه اي آرماني و مطلوب در رشد و بالندگي و زندگي در سايه آن قرار مي دهد. (۲۰)
اين نوع از مصالح، دوري از اسراف، بخل، رعايت مساوات در انتخاب همسر، آداب غذا، حسن معاشرت و سترعورت، پاكي از نجاست، پرهيز از طعام ناپاك و... از مكارم اخلاق وعادات نيكو را شامل مي شود. (۲۱)
مصالح تحسيني، به مصالح ضروري بازمي گردد، همانطور كه مصالح حاجيه ـ چنانكه قبلاً گفتيم ـ از مصالح ضروري ناشي مي شود و اين به خاطر آن است كه مصالح ضروري اصل هستند. بنابراين، طهارت و سترعورت (پوشاندن زشتيها) و آراستگي به مكارم اخلاقي به اصل اولي يعني محافظت بر دين(۲۲) و آداب خوردن و نوشيدن و پرهيز از پليديها به اصل دوم(۲۳) يعني محافظت بر جان بازمي گردد و انتخاب همسر، خوش برخوردي به اصل سوم يعني محافظت بر بقاي نسل و تجارت حلال و انفاق از روي پاكدامني و كمك به فقير همگي به اصل چهارم برمي گردد.(۲۴)
و همه مقاصد شرعي، به اقسام سه گانه ضروريات و حاجيات و تحسينيات، اصول آنها در كتاب قرآن آمده و فروع و تفسير آنها در سنت بيان گرديده است و درباره مهمترين حقايقي كه بيان كرديم شاطبي چنين مي گويد:
«براستي قرآن كريم براي تحقق مصالح دنيا و آخرت و شناخت مفاسد براي دفع آنها آمده است و از آنچه گذشت برمي آيد مصالح از سه نوع تجاوز نمي كند:
ضروريات و تكمله هاي آن، حاجيات و تكمله هاي آن و تحسينيات و تكمله هاي آن و چيزي زايد بر اين سه قسم در كتاب مقاصد آورده نشده است وهنگامي كه به سنت مي نگريم چيزي جز بيان اين امور نمي يابيم. پس در قرآن اصولي كه مصالح راجع به آنهاست آورده شده است و در سنت فروع و تفسير آن اصول بيان شده است.»(۲۵)
از اين سخن برمي آيد كه دو نوع از مقاصد ـ در هريك از اقسام سه گانه اي كه بيان كرديم ـ وجود دارد: مقاصد اصلي و مقاصد تبعي يا تكميلي. پس مقصد اصلي به طور مثال در نكاح، محافظت بر بقاي نسل و آباداني و عمران زمين است(۲۶) و مقصد تكميلي يا تبعي آن، تمتع از همسر و همدمي با فرزندان است و عطوفت و ترحم با آنان است.(۲۷)
و نقش مقاصد تكميلي، تثبيت مقاصد اصلي و ترغيب براي دستيابي به آنهاست(۲۸) و راه شناخت مقاصد تبعي، متون ديني هستند چرا كه اين مقاصد تبعي، بيشتر در متون ديني مذكور افتاده است. مثل مهرباني و ترحم كه در ازدواج منظور شده است. همچنين شناخت مقاصد تبعي از طريق جست وجو در متون فراوان يا از طريق بررسي و تحقيق در فلسفه احكام و ساير شواهد و قرائني كه به نوعي اهداف شارع از حكم را نمايان مي كند، امكانپذير است.(۲۹)
بنابراين، شايسته است كه به اين نكته تأكيد كنيم كه احكام دو دسته اند: احكام معقول المعني و احكام غيرمعقول المعني يا تعبدي و احكام معقول المعني، احكامي هستند كه از رهگذر بيان هدف آنها، توجيه وتعليل يافته اند. پس، اگر علت حكم قابل فهم باشد، اين بدان معناست كه مصلحت، همان چيزي كه حكم در پي آن است.(۳۰) البته، احكام معقول المعنايي نيز هستند كه فهم همه جانبه آنها ممكن نيست، مثلاً هرچند كه ما بفهميم كه حد زنا براي بازداشتن از ارتكاب اين عمل زشت است، با اين حال، نمي توانيم بفهميم كه چرا حد زناي غيرمحصن «صد تازيانه » است؟ و چرا حد زناكار محصن، سنگسار است نه روشهاي ديگر كشتن.(۳۱)
نتيجه اينكه احكام هرچند كه داراي مقاصد هستند واين مقاصد، در بيشتر موارد، همان معاني و علتشان هستند؛ با اين حال، احاطه همه جانبه به علت هر حكم امكانپذير نيست. در احكام جوانبي وجود دارد كه از چنگ عقل مي گريزند و اين امور به خود شارع سپرده شده است.(۳۲)
ادامه دارد

پانوشتها
۱ـ مقاصد الشريعة الاسلاميه، ص۵۱
۲ـ سورة الانبيا ، الآية ۶۱
۳ـ عبدالله دراز: مقدمه كتاب الموقوفات، ج،۱ ص۶
۴ـ راجع ضوابط المصلحة ، للبوطي، ص۱۱۹
۵ـ الموقوفات، ج،۱ ص۱۳
۶ـ كتاب الاعتصام، ج،۲ ص۳۸
۷ـ همان
۸ـ الموقوفات، ج،۲ ص۲
۹ـ الموقوفات، ج،۲ص۸
۱۰ـ ضوابط المصلحة ، للبوطي، ص۱۱۹
۱۱ـ همان ، ص۱۲۰
۱۲ـ همان ،
۱۳ـ الموافقات، ج،۳ ص۴۶
۱۴ـ همان ، ص۴۷
۱۵ـ مقاصد الشريعة الاسلامية، ص۶۰
۱۶ـ مقاصد الشريعة الاسلامية، ص۸۲
۱۷ـ الموافقات، ج،۴ ص۲۸
۱۸ـ همان منبع، ص۲۹
۱۹ـ همان
۲۰ـ محمد طاهر بن عاشور؛ مقاصد الشريعة الاسلامية، ص۸۳
۲۱ـ البوطي: ضوابط المصلحة، ۱۲۰
۲۲ـ الموافقات، ج،۴ ص۳۱
۲۳ـ همان
۲۴ـ همان ، ص۳۲
۲۵ـ همان ، ج،۴ ص۲۷
۲۶ـ همان ، ج،۲ ص۳۹۶
۲۷ـ الموافقات، همان منبع
۲۸ـ همان منبع، ص۳۹۷
۲۹ـ همان
۳۰ـ همان ، جلد،۳ ص۱۴۶
۳۱ـ همان
۳۲ـ همان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |