سه شنبه ۲۴ دي ۱۳۸۱ - ۱۰ ذيقعده ۱۴۲۳
Tue, Jan 14, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۵۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با اميررضا كوهستاني كارگردان نمايش رقص روي ليوانها
گفت وگو با اميررضا كوهستاني كارگردان نمايش رقص روي ليوانها
آيا دوباره روي ليوانها خواهم رقصيد؟
107367.jpg
امير رضا كوهستاني سال،۸۰ نمايش «رقص روي ليوانها» را در جشنواره تئاتر فجر به صحنه برد كه با استقبال بسياري روبرو شد و سال بعد اين نمايش در شيراز ، آلمان و سپس تهران به اجراي عمومي درآمد. كوهستاني، همچنين با همكاري يكي از دوستانش نمايشنامه «تجربه هاي اخير » از دو نويسنده كانادايي به نامهاي ناديا رز و ژاكوب ورن را به فارسي برگرداند كه براي اولين بار در فصل سوم نمايشنامه خواني در تئاتر شهر به اجرا درآمد و در نظرخواهي تماشاگران به عنوان كار برگزيده اين فصل انتخاب شد، كه ارديبهشت ماه سال آينده شاهد اجراي عمومي آن در تئاتر شهر خواهيم بود. به بهانه نمايش «رقص روي ليوانها» با اين كارگردان جوان به گفت وگو نشسته ايم.
•••
| نام نمايش شما از بخشي از شعر بلند «ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد گرفته شده است. اين شعر از بي ايماني و شك در اين عصر حرف مي زند. آيا شخصيت «فرود» در نمايش شما با ياددادن رقصيدن روي ليوانها به شيوا، سعي دارد ايمان داشتن را به او بياموزد؟
* من قبل از آنكه متن را بنويسم اسمش را مي دانستم. در اين شعر قبل از اين بند، فروغ فرخزاد يكسري سؤالهايي را مطرح مي كند. مثل «آيا دوباره گيسوانم را در باد شانه خواهم زد؟» يا «آيا دوباره در باغچه اطلسي خواهم كاشت؟» يا «آيا دوباره زنگ در مرا به سوي انتظار صدا خواهد برد؟» و اين مجموعه سؤالها، حسرت كسي است كه دارد به گذشته اي كه از دست داده است نگاه مي كند و اين حسرت را من دوست داشتم. منتها يك جمله اش هميشه براي من مسأله بود. «آيا دوباره روي ليوانها، خواهم رقصيد؟» نمي دانستم اين بند يعني چه؟ تا اينكه در يكي از كتابهاي نقد شعرهاي فروغ ديدم كه در تفسير اين بند نوشته اند كه منظور از فرخزاد يك تصوير شايد خيلي سينمايي بوده. اينكه كسي دارد جايي مي رقصد و آنجا كسي با سيني ليواني رد مي شود و تصوير رقص او روي ليوانها منعكس مي شود. از اين بند من به رقص روي ليوانها رسيدم. «رقص روي ليوانها» اولين چيزي كه براي من داشت تلاش براي حفظ تعادل بود. ايستادن روي پا در شرايطي كه بسيار متزلزل است و امكان دارد كه در هر لحظه بيفتي. در «رقص روي ليوانها» اين ناپايداري بود و اين ناپايداري يكسري زيرساختهاي ديگري داشت مثل ايمان يا عدم ايمان. من در «رقص روي ليوانها» مسلكي را انتخاب كردم كه آشنا نباشد تا تبليغي به نظر نرسد و به همين دليل من اعتقادات شخصي نمايش را برپايه مسلك ناآشنايي گذاشتم تا مسلك اهميت پيدا نكند و فقط ايمان مطرح باشد. اما به تدريج كه پيش مي رويم مي بينيم كه اين ايمان هم سست است. در واقع فرود دارد از اين ايمان و اعتقاداتش استفاده مي كند براي ارتباط برقرار كردن با شيوا. در واقع او به دليل مشكل ارتباطي اي كه با شيوا دارد از اين اعتقاد و ايمان استفاده مي كند.
| شيوا در مذهب هندو خدايي است كه در عين حال كه منهدم كننده است، آفرينشگر هم هست. در واقع خدايي جابه جا كننده است. عده اي را مي برد، براي آنكه جا براي عده ديگري باز شود. در نمايش شما مدام از مرگ صحبت مي شود. در حالي كه آيين هندو به مرگ اعتقادي ندارد. هندو مي گويد هيچ كس نمي ميرد. بلكه به شكل ديگري ظاهر مي شود. حتي جايي فرود مي گويد: بايد از شيوا درس بگيرم و از شيوايي آفريدگار بخواهيم، ببخشايدمان. درواقع مي گويد كه شيوا با انهدام عالم دو كار انجام مي دهد: ۱ـ از هم پاشيدن صور جهان كه به تبع آن جهل و ناداني از ميان برداشته مي شود. ۲ـ نيروي احيا و آفرينش جهان. چرا در اين نمايش از صورت آفرينشگر شيوا چيزي گفته نمي شود.
*فرود، تعريفي كه از شيوا ارائه مي دهد تعريف نادرست و ناقصي است. در واقع فرود، تلاش مي كند شيواي آفريدگار را براساس اين شيواي مادي، دختري كه عاشقش شده تعريف كند. اين تعريف، تعريفي است به نفع خود فرود. او وجوهي از شيواي آفريدگار را دوست دارد و چون آن وجوه در حال حاضر با شيوا ـ دختري كه دوست دارد ـ تطبيق دارد كاري به وجوه ديگر او ندارد. به نوعي تعريف ناقصي است براي اينكه نوع ارتباطش با دختري را كه دوست دارد بتواند تعريف كند.
| اينكه اينها برداشتهاي ناقص ذهن فرود است درست، اما وقتي در طول نمايش مدام با تأكيد، حتي توسط صداي خارج از صحنه گفته مي شود بايد از شيوا عبرت بگيريم و از شيواي آفريدگار بخواهيم كه ما را ببخشد. اين ذهنيت ايجاد مي شود كه اين، پيام نمايش است. در حالي كه يكي از صفاتي كه براي شيوا قائل هستند اكرام و احسان است.
* من خودم زماني كه مي نوشتم اصلاً به اين فكر نمي كردم كه ممكن است در تماشاگر اين ذهنيت ايجاد بشود كه اين نمايش قرار است درباره شيواي آفريدگار حرف بزند. ببينيد يك چيزي كه در اين نمايش اتفاق مي افتد تلاش دو تا آدم است براي نزديك شدن. منتها همه تلاش اين دو آدم براي نزديك شدن، باعث دور شدنشان مي شود. اينها مي خواهند به هم نزديك شوند. اما از چه راهي؟ از راه خراب كردن ديوارهاي پشت سر طرف مقابل. فرود زماني كه مي بيند شيوا به او نزديك نمي شود از يكسري بهانه ها استفاده مي كند. آخرين نقطه اميد او اين است كه همه ديوارهاي پشت سر شيوا را خراب كند.
| شما با قرار دادن شيوا و فرود در دو سوي صحنه در واقع دو نيمه شيواي آفريدگار را خواستيد نشان بدهيد. شيواي آفريدگار نيمي زن و نيمي مرد است و مي گويند آفرينش زماني صورت مي گيرد كه شيوا با نيروي خلاقه خويش در هم بياميزد و آن صورت ديگر شيوانيروي آفرينندگي در برابر نيروي هلاك كننده پديدار مي شود. در واقع فرود با شيوا است كه كامل مي شود.
* دقيقاً همين طور است. ميزانسن ما همين است. يك ميز بلند كه دو تا آدم، دو سوي اين ميز نشسته اند و هيچ وقت اين فاصله كم نمي شود. در واقع انگار يك مرز نامرئي اي در ميانه اين ميز داريم.
| خصوصاً كه ميز هم حالت چهار گوش دارد.
* بله. ميزانسن به شكلي بود كه مي خواستيم اين فاصله حس بشود. حتي در تماشاچي ها. خواستيم كه تماشاچي ها روبروي هم قرار بگيرند و چشم در چشم هم باشند. ما خواستيم كه دو تا نيمه شيوا را در نظر بگيريم و اين دو نيمه در نمايش ما، دو نيمه جدا از هم هستند. مثل دو خط موازي هستند كه هيچ نقطه اشتراكي با هم ندارند.
| شما در اول نمايش ، به تماشاگر مي گوييد اگر خسته شديد مي توانيد به چهره هاي روبرويتان نگاه كنيد و آشنايي بيابيد. منظورتان شيواي ديگري است؟
* بله. ما دو جاي كار تماشاگر را به عنوان جزيي از نمايش، مخاطب قرار مي دهيم كه يكي همان ابتداي كار است كه مي گوييم تماشاگران، شما هم جزو طراحي صحنه هستيد. همان جوري كه گفتم اين فاصله اي كه ميان دو جنس قرار دارد ميان تماشاگرها هم قرار مي گيرد. در همان ابتداي ورود ما از تماشاگرها مي خواهيم كه زن و مرد از هم جداشوند و وقتي تماشاگر مي نشيند، مي بينيم كه دنبال آشنايش مي گردد. همسرش، دوستش و... و مي بينيم كه در طول نمايش هر جا كه احساس خستگي مي كند دنبال آشنايش مي گردد و سعي مي كند لبخندي بزند يا اشاره اي بكند. اين حرفي كه مي زنيد كه من خواسته ام تماشاگر شيوايش را پيدا كند بسيار درست است. اگر تماشاگر مرد باشد مي گردد كه شيوا را پيدا كند و اگر زن باشد مي خواهد فرود را پيدا كند و دقيقاً فاصله اي كه بين تماشاگرهاي دو طرف صحنه است، با فاصله بين شيوا و فرود يعني طول ميز برابر است.
107364.jpg
| شما خودتان موضوع نمايش «رقص روي ليوانها» را چه مي دانيد؟
* من خودم هميشه از گفتن اين ترس دارم نه به خاطر آزادبودن مخاطب در برداشت و... ترس دارم به خاطر آنكه من به شكلي ساديست وار از گيجي تماشاگر در پايان كار لذت مي برم. اينكه چشمهايش دنبال چيزي مي گردد واينكه او نتوانسته است منظور نمايش را بگيرد و كار را در حد يك جمله خلاصه كند و بگويد نمايش خواسته اين جمله را بگويد و ديگر نخواهد به آن فكر كند. من از اين بابت خوشحالم. اما اگر بخواهم درباره نمايش حرف بزنم بايد بگويم نمايش مي خواهد درباره ارتباط حرف بزند. ارتباط دو تا آدم و همه آنچه كه در ارتباط دو تا آدم، مطرح است.
جهان با عشق به اعتدال مي رسد
107334.jpg
نمايش «دختر انار» نوشته اردشير صالح پور و به كارگرداني زهرا صبري در تالار هنر به روي صحنه بود متن اين نمايش كه ويژه كودكان و نوجوانان است داراي نكات درخور توجهي است كه در گفت وگو با نويسنده اين نمايشنامه به بحث گذاشته مي شود.
| مضمون نمايش «دختر انار» چيست؟ و چرا نام دختر انار را براي اين نمايش انتخاب كرده ايد؟
* براي خود من هم اسم اين نمايشنامه جالب و جذاب است، انار ميوه اي شرقي است با تمامي مختصات و حضور و هويت هاي فرهنگي خاص كه در قصه ها و افسانه ها و باورهاي قومي وجود دارد، از ريشه هاي اسطوره اي تا روايت هاي خام دستانه عاميانه. «انار» زنانگي است، باروري، تزايد نسل، ميوه و ثمر زندگي، شايد بي دليل نيست كه شاخه هاي «انار » (برسم) در آيين هاي باستاني ايران مقدس است و يا هنوز در مراسم عروسي روستايي داماد به عروس سيب و انارپرتاب مي كند و … جهان با عشق به نظم و اعتدال خواهد رسيد. مضمون اصلي اين نمايشنامه نيز عشق است.
| به نظر مي آيد كه نمايشنامه «دخترانار» سرشار از نمادها و نشانه هاي رمزآميز باشد؟
* همينطور است. خصيصه اصلي قصه هاي شرقي در همين است. در اين اثر «قصر» به منزله جهان است، وپيرزن مادر هستي روايتگر همه قصه ها، اژدها، كوه، درياها، وادي هاي مختلف و گذارها و خوان هايي هستند كه قهرمان مي بايست براي رسيدن به مقصود و معشوق خود از آنان عبور كند و «كولي با» ، «دد ه سياه» نماد و مظهري از پليدي و پلشتي كه به ناحق به جاي دختر انار تكيه مي زنند و «خزف» وار خود را در اين تغابن جهان به جاي «لعل» جا مي زند اما سرانجام همچنان كه در ساختار همه قصه هاي ايراني مشهود است اين جايگزيني مستعجل به زودي سقوط مي كند و همه چيز نظم و اعتدال مي يابد. گل سرخ و پرنده نمادي از روح دختر انار هستند كه در نگره شرقي و باورهاي ايراني قابل توجيه است.
| ظاهراً شما هم با همين فانتزي هاي موجود در قصه، نمايشنامه را به قالب عروسكي كشانده ايد.
* دقيقاً نمايشنامه عروسكي ويژگي هاي خاص و منحصر به فردي دارد كه همه چيز را ممكن مي سازد. جوهره فانتزي كه مبناي تئاتر عروسكي است در اين قصه ها فراوان است و تحول و پويايي تخيلي شدني را به تماشاگر مي بخشد كه شايد اجراي واقعگرايانه آن هم در قالب صحنه ي محدود تئاتر اين توان را از آدمي مي گيرد. من هم با همين انگاره به سراغ عروسكي شدن كار رفتم.
| از اجراي نمايش بگوييد، از سبك و سياق اجرايي كه كارگردان انتخاب كرده است؟
* تلاش خانم زهرا صبري و همكاران خوب وصميمي اش در اجراي اثر قابل ستايش است، شيوه ي اجرا به سمت آبستره شدن و انتزاعي بودن پيش رفته است كه قابل قبول است. عروسكها چهره ندارند اما پارچه و رنگ و نور، جور اين كمبود را مي كشد و اكسپرسيون هاي نمايش را تجلي و عينيت مي بخشد، در اجرا همه چيز متناسب و كارآمد است دكور و طراحي صحنه سعي فراوان دارد تا همه چيز را جهان شمول و انساني نشان دهد و در اين كوشش موفق هم هست.
نكته ديگر اينكه موسيقي خوب و زيباي نمايش كه در خلق و رنگ آميزي فضاهاي نمايش بسيار مؤثر بودند نيز كاملاً در خدمت نمايش بود.
سه هزار و ۶۳۰ ميليارد ريال بودجه فرهنگ و هنر
107439.jpg
در لايحه بودجه سال ،۸۲ مبلغ ۳۶۳ ميليارد تومان به فصل فرهنگ و هنر اختصاص يافت كه اعتبارات اختصاص يافته به صدا و سيما از همه دستگاه هاي فرهنگي كشور بيشتر است.
به گزارش ايرنا مجتبي صديقي، معاون امور فرهنگي، آموزشي و پژوهشي سازمان مديريت و برنامه ريزي با اعلام اين خبر گفت: در سال جاري اعتبارات اختصاص يافته به وزارت ارشاد ۴۵ ميليارد تومان و اعتبارات صداوسيما ۱۳۸ميليارد تومان است. صديقي افزود: اين در حالي است كه تاكنون بطور دقيق و شفاف، درآمدهاي اين سازمان مشخص نشده است و بطور تخميني ۷۰۰ ميليارد ريال برآورد مي شود.
وي همچنين، توجه به تكميل پروژه هاي ويژه از جمله كتابخانه ملي ايران و فيلمخانه ملي ايران و روز آمدكردن امكانات و تسهيلات ۱۵۲۰ كتابخانه عمومي كشور را از ديگر فعاليت هاي محوري پيش بيني شده در لايحه بودجه سال ۸۲ برشمرد.
معاون فرهنگي سازمان مديريت و برنامه ريزي، بحث درآمدهاي صدا و سيما، بويژه درآمدهاي كسب شده از طريق آگهي ها را بحثي مهم و سؤال انگيز در سالهاي اخير توصيف كرد و گفت: باوجود تلاشهاي زيادي كه سازمان مديريت و برنامه ريزي براي به دست آوردن درآمد واقعي اين سازمان انجام داده، ولي هنوز اين درآمدها مشخص نشده است.
وي درآمد تخميني حاصل از آگهي ها، شركتهاي تابعه و درآمدهاي اختصاصي از محل دريافت عوارض و فروش محصولات وتجهيزات وارداتي توسط صدا و سيما را حدود ۷۰۰ ميليارد ريال ذكر كرد.
107445.jpg
معاون فرهنگي سازمان مديريت و برنامه ريزي گفت كه در حال حاضر نزديك به ۳۵۰ واحد پژوهشي در كشور به فعاليت تحقيقاتي مشغولند كه از اين ميان ۳۷ درصد در بخش خصوصي فعاليت مي كنند.
صديقي گفت: در سال ۸۲ بالغ بر هفت هزارو ۹۰۰ ميليارد ريال از محل اعتبارات عمومي دولت به توسعه تحقيقات و فناوري اختصاص يافته است.
پنج قرن هنر اروپا در يك نمايشگاه
موزه هنر بالتيمور درحال حاضر ميزبان نمايشگاهي از آثار اساتيد بزرگ نقاشي تحت عنوان «ميراث بزرگ: پنج سده هنر اروپا» است.
به گزارش نشريه آرت ديلي در نمايشگاه مذكور تابلو ظريفي از نقاشيهاي سر آنتوني ون ديك با نام «رينالدو و آرميدا» كه يكي از نفيس ترين آثار هنري دنيا به شمار مي آيد، در كنار مجموعه آثاري از اساتيد هنر نقاشي اروپا همچون فرانس هالز، رامبراند و ژان باتيست به نمايش گذاشته شده است.
بر پايه اين گزارش، حكاكيهاي رامبراند و آلبرشت دورر به همراه آثار مجسمه آگوستين رودين و استادش آنتوني لوئيس بري بخش ديگري از اين نمايشگاه خواهد بود كه از مجموعه دايمي آثار هنري اين موزه به امانت گرفته شده اند.
گفتني است در اين نمايشگاه سه گالري به مجموعه آثار دوره رنسانس و قرون وسطي در اروپا از جمله نمايش تابلو معروف «مريم عذرا و فرزندش» اثر بوتيچلي اختصاص يافته است.
سالگرد تأسيس كانون جهانديدگان فرهنگسراي مدرسه
107433.jpg
اولين سالگرد تأسيس كانون جهانديدگان در فرهنگسراي مدرسه برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما، در اين برنامه كه با حضور اعظم نوري شهردار منطقه ،۷ عبدالرسول وصال مديرمسؤول روزنامه ايران و جمعي از مسؤولان فرهنگسرا برگزار شد، نوري شهردار منطقه ضمن ارج گذاشتن به حضور جهانديدگان در هر خانه گفت: تلاش كرده ايم براي هر يك از گروهها كانوني را راه اندازي كنيم و از اين جهت خوشحاليم كه پس از گذشت يك سال ۱۰۸۶ نفر جهانديده در اين مركز گردهم آمده اند.
وي افزود: محل جديد كانون جهانديدگان بزودي در يك ساختمان قديمي بازسازي شده واقع در خيابان خاقاني گشايش مي يابد. شهردار منطقه ۷ با اشاره به تأكيد شهردار تهران بر مشاركت مردم در اداره امور شهري تصريح كرد: يكي از برنامه هاي شهرداري بر اساس شهروندمداري پي ريزي شده است.
در ادامه اين مراسم داود خالق رئيس فرهنگسراي مدرسه اعلام كرد: تأسيس اين كانون با طرح و ايده شهردار منطقه صورت گرفته و مشكلاتي كه بر سر راه تحقق اين امر بوده با همياري اعضا و كمك فرهنگسرا و شهرداري رفع شده است.
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
• نگارخانه نقش جهان ـ نمايشگاه آثار تهمينه بهروزي فرد و گلناز نوردي، از ۲۶ دي ماه تا يكم بهمن، از ساعت ۱۵ تا ،۲۰ خيابان وليعصر، خ زعفرانيه، نبش چهارراه پرزين بغدادي، تماشاگه زمان، تلفن: ۲۴۱۸۴۹۰

• گالري الهه ـ نمايشگاه نقاشي هاي علي نصير، از ۲۳ الي ۳۰ دي، از ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان آفريقا (جردن)، خيابان گلفام، شماره.۴۷

• موزه رضا عباسي ـ نمايشگاه آثار خوشنويسي استاد مجتبي ملك زاده، از ۲۶ دي ماه تا ۳ بهمن، از ساعت ۹ صبح تا ۱۷ عصر، خيابان شريعتي، نرسيده به پل سيدخندان، شماره ،۹۷۲ تلفن: ۳ـ۸۶۳۰۰۱

• گالري گلستان ـ نمايشگاه نقاشي رعنا فرنود، از ۲۰ تا ۲۶ دي، از ساعت ۱۶ تا ،۲۰ دروس، خيابان شهيد كماسايي، شماره ،۴۲ تلفن: ۲۵۴۱۵۸۹


|   شناسنامه   |   آرشيو   |